دو روي سكه قطع صادرات نفت
چکیده :شركت ملي نفت به لحاظ قراردادي تعهداتي دارد. اگر قطع صادرات نفت به اروپا از جانب دولت ايران اعمال شود موضوع، اضطراري (فورسماژور) تلقي خواهد شد و از نظر حقوقي، شركت ملي نفت را دچار مشكل نميكند. اما اگر شركت ملي نفت راسا صادرات نفت را قطع كند ممكن است با مشكلات حقوقي در سطح بينالمللي مواجه شود. قطع صادرات نفت به اروپا سكهاي با دو روست. ...
سيدمهدي حسيني*
تصميم قطع پيشدستانه صدور نفت به اتحاديه اروپا، در صورتي كه اتخاذ شده باشد تصميم درستي است. اروپا در چند ماه اخير به ويژه با تصويب تحريم نفتي ايران از ماه «ژوئن»، قدم در راه نادرستي گذاشته است. از موضع بالا حرف زدن آن هم با چاشني تهديد، در عالم ديپلماسي، اصلا پسنديده نيست. حالا ممكن است ايران، در تنظيم روابطش در برخي حوزهها كمسليقگيهايي هم داشته باشد اما رفتار غرب با ايران در اين مدت شرمآور بوده است.
غربيها اگر ميخواهند با ايران مذاكره كنند بايد فضا را باز كنند. نه اينكه مدام با زبان تهديد سخن بگويند. عمل اروپا و غرب در قبال ايران با كلامشان سازگاري ندارد. ديوارهاي بياعتمادي بين ايران و غرب برای ساليان درازی پابرجا مانده است. بنابراين در اين شرايط دو طرف نميتوانند حرف يكديگر را دقيق متوجه شوند. به همين دليل است كه معتقدم استراتژي اروپا در برخورد با ايران صحيح نيست.
با هيچيك از افراد ملتي با تاريخ و فرهنگ و احترام ايران نبايد اينطور كه غرب سخن ميگويد حرف زد. حالا اگر اروپا بخواهد با زبان تهديد، از تيرماه، نفت ايران را نخرد طبيعي است كه بايد با واكنش ايران روبهرو شود. چرا كه آنان تا آن موقع ميخواهند با پر كردن ذخاير نفتي، وارد كردن نفت بيشتر عربستان به بازار و اتخاذ تمهيدات لازم، منافع خودشان را تامين كنند. در اين شرايط بهتر است ايران با روش عزتمندانه، چهار ماه از درآمدش كم كند و صادرات نفت به اروپا را زودتر قطع كند. ذكر يك نكته البته بسيار با اهميت است.
شركت ملي نفت به لحاظ قراردادي تعهداتي دارد. اگر قطع صادرات نفت به اروپا از جانب دولت ايران اعمال شود موضوع، اضطراري (فورسماژور) تلقي خواهد شد و از نظر حقوقي، شركت ملي نفت را دچار مشكل نميكند. اما اگر شركت ملي نفت راسا صادرات نفت را قطع كند ممكن است با مشكلات حقوقي در سطح بينالمللي مواجه شود. قطع صادرات نفت به اروپا سكهاي با دو روست.
اينكه بازاري را از دست بدهيم اتفاق خوبي نيست. چرا كه براي گرفتن آن بازار مسير دشواري را بايد طي كرد، بازار نفتی داغی هم برايمان مهيا نيست. ممكن است حتي حدود 20درصد از درآمد نفتيمان را از دست بدهيم كه بايد تمهيد كرد در اين شرايط براي كشور مشكلي ايجاد نشود. اين يك روي سكه است. روي دوم سكه اما ارزشش را دارد.
ميتوانيم چهار ماه به خودمان سخت بگيريم و براي بازارهاي جايگزين تلاش كنيم و كشورهايي نظير ژاپن، كره و مشتريان ديگرمان را هم متوجه كنيم كه با كسي شوخي نداريم. اين كشورها دوست ندارند كه نفت ايران را تحريم كنند. چون اقتصادشان وابسته به انرژي وارداتي است. ممكن است آنها بتوانند با عكسالعمل ايران، آمريكا را براي عدم همراهي در تحريم نفتي، مجاب كنند.
*معاون سابق بینالملل وزارت نفت
منبع: شرق














بنظر میرسد هنوز خیلی ها در ایران درک نمیکنند که شش ماه فرصت دادن تا تحریم نفت ایران فقط برای این بوده که شرکت های اروپایی درگیر مسائل حقوقی با ایران نشوند.چون بعضی شرکت ها قرداد چندین ماهه دارند.خوب حالا ایران پیشدستی کرده قطع کرده. اروپایی ها هم میگویند خیلی ممنون.مگر ژاپن و چین و استرالیا و خیلی کشور های دیگر اعلام نکردند که واردات نفت خود از ایران را قطع یا کمتر می کنند. خوب پیشدستی کنید و به آنها هم دیگر نفت نفروشیم.مسولین بالای کشور یا پارانویای شدید دارند یا دروغ گوی تمام عیار هستند. خدا به داد فرزندان این
هدف غرب که مشخص است؛ این نوع تحلیل ها که حرف تازه و راه حلی مناسب در بر ندارد و در دل خود هم به طراحی دقیق غرب اشاره دارد؛ جایش در کلمه نیست؛ یکی از اشتباهات این تحلیل این است که گمان می کند غربی ها به دنبال فرصتی برای ذخیره سازی و پیدا کردن منبعی برای تأمین نیاز خود بوده اند؛ اگر چنین قصدی داشتند پیشاپیش زمان تعیین نمی کردند و در همان تاریخ اعلام شده برنامه خود را عملی می کردند؛ آنها منتظر حرکتی اشتباه و شاید هم به دنبال ایجاد فرصتی برای گفتگو بوده و هستند.
زبان تهدید در برابر تهدید زمانی به کار می آید که قدرت ها برابر باشند و سیاست پیشگی در کار؛ نه اینکه منجر به تشکیل ائتلاف بزرگی شود که زمین و زمان را برایمان تنگ کنند؛ تحلیل روند جاری در روابط بین المللی نشان می دهد که مسیر پیموده شده که به گرد هم آمدن تعداد زیادی کشور از کشورهای منطقه و قدرت های جهانی انجامیده است آنهم با هدفی زشت و خطرناک؛ اشتباه و دنباله روی از سیاست سفارشی داخلی است که در جمعی کم تعداد با شکم های سیر اتخاذ شده است.
به جای جستجوی راهی برای بازگشت به دامن جمعیت بصیر! باید مسیر روشنی که در پیش رویمان است را به تصمیم گیران اصلی نشان دهیم؛ بازگشت به خواست و اراده مردم و دست برداشتن از تصمیمات اشتباهی که برای منافع گروهی کوچک و به زیان کشور و مردمی بزرگ و نگران گرفته شده است و آزادی کسانی که حضورشان شوق و همبستگی عمومی ایجاد می کند و در برنامه های بدخواهان دستکم مکث؛ و هم آزادی افرادی که به جز آه شبانه فریادرسی ندارند.
تحلیل پیش پا افتاده ای بود. اتفاقا برای پیش برد اهدافشون کار هوش مندانه ای کردن. برای اروپا مهم نیست مردم ایران سختی بکشن مهم اینکه به هدفشون برسن بدون خون و خونریزی. به قول خودتون مشتری های ایران از دست بره که میره. مهم اینه که ایران بی پول بشه که میشه……………!
فرهنگ و احترام به ملت ایران هم حرفه……….. حال مهمه نه گذشته ملت ایران. که وضع مملکتم که مشخصه………………..
حاکمیت ایران از اقتدار وعزت بین المللی ،فقط عربده کشیدن را فهمیده ومنافع ملت برایش ارزشی ندارد.تمام این مسایل ناشی از دیپلماسی تتش زا وزیادی خواهی های متوهمانه بین ا لمللی است که در سایه اختناق ،یکه سالاری وراندن کارشناسان کارآمد از مصادر امور وانتصاب مسولین ناکارا وگزاقه گو نتیجه شده است. پس بهتر است آدرس غلط ندهیم واز مسیولیت اعتراض به عاملین اصلی این مشکلات،شانه خالی نکنیم
خودگویی و خودخندی
من از سیاست سر رشته ای ندارم ولی میدانم در نظام توتالیتر هر سناریویی قابل اجراست مثل کاغذپاره ها که قیمتها را دو برابر کرد! و حالا هم قطع صادرات که با چند نمایش روحوضی وانمود میکنند که مردم(منظور همان خودسرهای واقعی و سایبریهای مجازی) به حکومت فشار میاورند که نفت اروپا را قطع کنند تا اروپاییها از سرما بمیرند !! به قول معروف دست پیش میگیرند که پس نیفتند