سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه دوباره همسرشهید همت به خزعلی: بمان و ما را در گذر از این پلیدستانِ پرآشوب یاور...
» روزی را باور می کردی که ما را بزنند و خونمان بریزند؟

نامه دوباره همسرشهید همت به خزعلی: بمان و ما را در گذر از این پلیدستانِ پرآشوب یاوری کن

چکیده :ناب ترین مردان و صادق ترین جوانان ما رفتند و جماعتی ازخدا بی خبران از خونشان سفره ها آراسته اند. رنگ عوض کرده اند و چهره پرداخته اند و با ولعی سیری ناپذیر به آرمان های شما پشت کرده اند و رو به دنیا آغوش گشوده اند. از شهید می گویند و می دزدند. از شهید می گویند و غارت می کنند. از شهید می گویند و از دیوار مردم بالا می روند. از شهید می گویند تا به مجلس داخل شوند. از شهید می گویند تا وزیر شوند. از شهید می گویند تا از گذرگاه بانک ها و موسسه ها و شرکت ها و معدن ها و اسکله ها عبورکنند. شهدای ما کی و کجا به یک چنین غوغایی از دنیاخواری و نفرت پراکنی، آنهم به اسم خدا و پیامبر و شهید گمان می بردند؟ ...


همسرشهید همت در نامه ای دیگر به مهدی خزعلی که همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد و به گفته ی او در پاسخ به درخواست شکستن اعتصاب خود گفته بود به رفتن و کوچیدن پای خواهد فشرد و بنا بر شهادت دارد گفته است: بمان و ما را در این تلخ نوشی مدد برسان و مگذار شب پرستان از نبود تو دهان به قهقهه بگشایند.

به گزارش کلمه، همسر این شهید دفاع مقدس همچنین خطاب به همرزم همسرش گفته است: روزی که مرا و پسرم را در خیابان می زدند، کسی نبود از جرممان بپرسد. کسی نبود از شهیدمان سراغ بگیرد. کسی نبود حرمت یک بانوی داغدار را نگه دارد. می دانی چرا؟ بخاطر این که من و پسرم و مردمی که به این ویژه خواری ها و آسیب ها و نفرت ها و خسارت ها معترض بودیم، حالا دیگر”دشمن” شده بودیم. روزی را باور می کردی که ما را بزنند و خونمان بریزند؟

خانم بدیهیان در نامه ی خود پرسیده است: آیا می خواهی فرزندان تو را هم بدین سرنوشت مبتلا کنند؟ با شهید شدن بخیال خود پای در وادی آسایش می گذاری اما دریغ که همسر و فرزندانت، اگر بخواهند یاد و راه تو را زنده بدارند، در کانون دشمنی قرار می گیرند تا هر بی چشم و رویی به آنها سنگ بپراند و پرده حرمت آنان بدرد. بیا و بمان و همچون گذشته از درد ما و درد این مردم بی پناه و اسیر بنویس.

مهدی خزعلی، رزمنده دفاع مقدس و نویسنده منتقد روز گذشته در پیامی خطاب به همسر شهید باکری، همسر شهید همت و محمد نوریزاد گفته بود: بگذارید قبل از اینکه در سوگ ارزش ها دق کنم برای احیای ارزش های ناب انقلاب اسلامی جان خویش فدا کرده و جایی برای خویش در خیل شهیدان باز کنم.

شب قبل از آن نیز همسران شهید باکری و همت و همچنین محمد نوریزاد در نامه ای خطاب مهدی خزعلی، خواسته بودند که برای فردایی که همه چشم به راه اویند به اعتصاب خود پایان دهد.

در این نامه آمده بود: متوجه شدیم که او را به چهارده سال حبس در شهرستان برازجان و بعد از اتمام دوره محکومیت، به ده سال اقامت اجباری در این شهرستان حکم داده اند. و افزون بر اینها: نود ضربه شلاق!

چند روز پیش در خبرها آمده بود که مهدی خزعلی پس از بیست و پنج روز اعتصاب غذا بر اثر خونریزی معده به بهداری بند ۳۵۰ منتقل شده است.

این گزارش حاکی است هر چند وضعیت جسمی این زندانی سیاسی مناسب نیست و تاکنون بیش از ۱۶ کیلو کاهش وزن داشته است، اما او اعلام کرده که به اعتصاب غذای خود ادامه می دهد.

متن این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

سلام ای کسی که دل از این دنیا کنده ای و برای کوچیدن کمربسته ای، بیا و لختی درنگ کن و بحال ما واماندگان رحمت آور. به دست های لرزان و به چشمان بی فروغ ما بنگر! ما تا کی باید اشک ریزِ رفتن ها و برنگشتن های شما باشیم؟ تا کی جگرمان لخته لخته جسمِ پژمرده و دلِ شکسته شما باشد؟

در پاسخ به تمنای ما که از تو خواسته بودیم دست از اعتصاب غذا بکشی و خود را برای فرداها نگه داری، گفته بودی که به رفتن و کوچیدن پای خواهی فشرده. گفته ای که بنا بر شهادت داری. ای عزیز، شهید شوی که چه؟ ما را این شهادت ها بس نیست؟ ما را این خسارت ها بس نیست؟ مگر نه این که این روزها ماندن و به چشم خود تلخکامی ها را دیدن و سراپا گداختن، سهمگین تر از خون دادن است؟ پس بمان و ما را در این تلخ نوشی مدد برسان. بمان و ما را سیاهپوش خود مکن. بمان و مگذار شب پرستان از نبود تو دهان به قهقهه بگشایند.

ای عزیزِ پژمرده، ناب ترین مردان و صادق ترین جوانان ما رفتند و جماعتی ازخدا بی خبران از خونشان سفره ها آراسته اند. رنگ عوض کرده اند و چهره پرداخته اند و با ولعی سیری ناپذیر به آرمان های شما پشت کرده اند و رو به دنیا آغوش گشوده اند. از شهید می گویند و می دزدند. از شهید می گویند و غارت می کنند. از شهید می گویند و از دیوار مردم بالا می روند. از شهید می گویند تا به مجلس داخل شوند. از شهید می گویند تا وزیر شوند. از شهید می گویند تا از گذرگاه بانک ها و موسسه ها و شرکت ها و معدن ها و اسکله ها عبور کنند. شهدای ما کی و کجا به یک چنین غوغایی از دنیاخواری و نفرت پراکنی، آنهم به اسم خدا و پیامبر و شهید گمان می بردند؟

برادرم، پیش از آنکه کمر به شهادت ببندی، به شهدای ما بگو برخیزند و نکبت هایی را که برخی از همرزمان دیروزشان به اسم آنان و به ضرب خون آنان گسترانیده اند تماشا کنند.

اگر طالب شهادتی، من اگر آبرویی داشتم در پیشگاه خدا و همه شهدا تو را شهید خواهیم خواند. اما بیا و بمان و ما را در گذر از این پلیدستانِ پرآشوب یاوری کن. تو اگر بروی، ما خواهیم سوخت و دیوسیرتان به قهقهه خواهند نشست. اگر بمانی، چشم ما روشنی می گیرد و دیوسیرتان هر روز و هر ساعت می میرند و زنده می شوند. پس بمان به چشمان ما روشنایی ببار و جان دیوسیرتان را هر روز و هر ساعت بستان.

روزی که مرا و پسرم را – که بسیار به همسرم شبیه است – در خیابان می زدند، کسی نبود از جرممان بپرسد. کسی نبود از شهیدمان سراغ بگیرد. کسی نبود حرمت یک بانوی داغدار را نگه دارد. می دانی چرا؟ بخاطر این که من و پسرم و مردمی که به این ویژه خواری ها و آسیب ها و نفرت ها و خسارت ها معترض بودیم، حالا دیگر”دشمن” شده بودیم. دشمن را هم نوازش نمی کنند برادرم. بلکه از پای درمی آورند. روزی را باور می کردی که ما را بزنند و خونمان بریزند؟

من امروز در خانه، پرستار همان فرزند کتک خورده و آسیب دیده خویشم. پسری که از یک سو فرزند شهید پرآوازه ای چون همت است و از دیگر سوی، دشمن است و باید کتکش زد و صدایش را در گلو خفه کرد. آیا می خواهی فرزندان تو را هم بدین سرنوشت مبتلا کنند؟ تو برادرم، با شهید شدن بخیال خود پای دروادی آسایش می گذاری اما دریغ که همسر و فرزندانت، اگر بخواهند یاد و راه تو را زنده بدارند، در کانون دشمنی قرار می گیرند تا هر بی چشم و رویی به آنها سنگ بپراند و پرده حرمت آنان بدرد. بیا و بمان و همچون گذشته از درد ما و درد این مردم بی پناه و اسیر بنویس.

به امید روزهای خوب هجدهم بهمن ماه یکهزار و سیصدو نود شمسی

همسرشهید همت: ژیلا بدیهیان


47 پاسخ به “نامه دوباره همسرشهید همت به خزعلی: بمان و ما را در گذر از این پلیدستانِ پرآشوب یاوری کن”

  1. minoo گفت:

    dorood bar shoma banooye pako fahim

  2. محمد گفت:

    درود بر تو بانوی آزاده
    آری خواهرم باید خزعلی ها باشند و جان این دیو سیرتان را هر روز و هر ساعت بستانند.

  3. shahin گفت:

    به تک تک حرفاش ايمان دارم.

  4. masoud گفت:

    درود خدا بر تو باد ای شیرزن
    خود فرزند جانبازی هستم که ماهها سابقه حضور در جبهه را دارد و امروز در تنگنای معیشت گرفتار و سرداران امروزی چه فخری که به شما و امثال پدر من نمی ورزند.

  5. شایان گفت:

    زنده باد به شما که خودت و فرزندت ثابت کردید همسر یک سردار آزاده هستید
    درود بر شما و فرزند برومندتان
    و زنده باد نام و یاد شهید همت

  6. آرش گفت:

    برادر من این روزها، روزهای رفتن نیست، رفتن ساده ترین کاری است که می شود کرد، ماندن است که سخت و طاقت فرساست. ماندن است که سیاه پوشیدن دارد، ماندن است که اشک حسرت ریختن دارد، ماندن است که چشم به در دوختن دارد، ماندن است که صبوری برای فردای آزادی دارد، این روزها رفتن کاری ندارد. این روزها رفتن فقط و فقط رفتن است. رفتن شهادت است اما ماندن جهاد. بمان و جهادی دیگر کن.

  7. فاطمه گفت:

    سلام. چه نامهای آشنایی! خزعلی، همت، …و موسوی، کروبی، هاشمی، حسن خمینی، … انقلاب را چه شده! فرزندان خود را میبلعد! روزی همسر همت را پای تلویزیون دیدیم که از عشق و عشق می گفت از بیچیزی اش در روزهای خوش شروع عروسی اش در جبهه! میدانم که آن روزها را با امیدهای فراوان تحمل کرد. با امید پیروزی اسلام، با امید زندگی در کنار همسر و فرزندانی که خدا به آنها خواهد داد. حاج همتش را از دست داد، فرزندان یتیمش را بزرک کرد با هزار خون جگر با جای خالی همسر! حالا به چه امید زنده است؟ به چه امیدی زندانی عزادار آرمانهای انقلاب ، دکتر خزعلی را به زیستن دوباره میخواند؟ بماند تا 14 سال حبس بکشد آن هم برای درد انقلاب داشتن!باید در این مرگ خاموش ملت پا بر روی دل گذاشت و سر به آسمان سایید تا هوایی استشمام کرد.!

  8. مجتبایی گفت:

    عجب نامه دردمندانه و پرازاحساس و شور و ادبی. عجب صلابتی با این نامه است. عجب ادبیاتی. گویا خود زینب است که می خروشد و یزید را مفتضح می کند.
    به تو افتخارمی کنیم.
    ای خواهرگرامی
    واین زینب سرزمین ما که به خونخواهی شوی شهیدت و همه شهدا علم افراشته ای

  9. میلاد گفت:

    دکتر تو رو امام حسین به این اعتصاب غذا پایان بده
    به قرآن فقط و فقط ما رو شرمنده میکنی از اسمتم خجالت میکشیم دکتر خز علی آزاده

  10. 349 گفت:

    به شب نشینی خرچنگ های مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

  11. عباس گفت:

    درود بر همت و همسر و فرزندش باكري و همسر و فرزندش و مهدي خزعلي و همسر و فرزندش و نوري زاد و همسر و فرزندانش!

  12. غریب گفت:

    سلام خواهر بزرگوار.من سالها پیش زندگینامه شهیدان همت وباکریها را خوانده بودم.امروز با دیدن شجاعت شما ایمان اوردم که ان شهیدان چه حسن انتخابی داشته اند.درود بر شجاعان و شهیدان بر حق این سرزمین………….

  13. ناشناس گفت:

    خونها باید ریخته شود تا این کژیها راست شود. نامت در تاریخ جاودان خواهد شد! مهدی خزعلی مانند بزرگمردان تاریخ خواهد درخشید!

  14. ناشناس گفت:

    بابا ولش کنید اگر هی بگید اعتصاب را بشکن جو می گیرش بدتر می کنه. باید همه بهش بگیم اعتصاب را ادامه بده. به جان شما می خوره یه آب هم روش.

  15. ناشناس گفت:

    آقا میلاد. شرمنده نشو! تو هم مثل ایشون غیور باش و علیه این دژخیمان بایست. 25 بهمن بیا تا شرمنده نباشی.

  16. ناشناس گفت:

    التماس دعا.برای ما جوانان سبز باعث افتخارید

  17. reza omidvar گفت:

    baradam tora be jan banouy alam ghasam midaham degar bas asat zendeh beman ta sday mazloman iran ra be gahan bersani alan shadat faght be manay farar ast pas paydari kon

  18. علی گفت:

    چه شیرزنی! اللّه اکبر!

  19. یوسف پرژک گفت:

    کلام الکن امثال من درذیل دلنوشته وزین سرکار خانم بدیهیان وصله ای ناموزون است.خواهربزرگواروصابرم ازاین بابت پوزش می طلبم.
    دکتر خزعلی عزیزوارزشمند، دلنوشته ایشان که چشم وچراغ خانواده های معظم شهدای این سرزمینندودلنوشته های همه دوستداران شما را خواندم وپاسخ شما را نیزدیدم ،ابتدا براین همت وبینش ودرک مسئولیت زنان ومردان میهنم افتخار نمودم ،واز اینکه در وادی راست قامتان سرزمینم هم نفس با شمایانم، خدای را شکرگزارم.
    دکترخزعلی عزیزو بزرگوار،ازحضورتان خواسته ای دارم وبه خود جرات می دهم تا آنرا قلمی کنم.
    به حرمت خون همه شهیدان روز عاشورا وبه حرمت خون همه شهیدان این سرزمین قسم تان می دهم تا
    کلام این شیرزن بزرگ را
    که افتخار همسری بزرگ شیرمرد میهن و سالها پرورش و تربیت فرزندان آن شهید بی مدعا را یکجا دارند،
    باجان ودل پذیرا باشید.
    دم و بازدم نفس گرم شما فردای این سرزمین را خواهد ساخت.
    ما را وفرزندان شهدای این کشور را از دم مسیحایی تان محروم نسازید.

  20. behzad گفت:

    حیف اقای خز علیه که جونش رو از دست بده .حیف که صدای من به ساه چال های اوین نمی رسه اما می گم تا شما بدونید اقای خز علی این حکومت خود به خود از بین می رود این کشور چند روز دیگه ادم لازم داره تا واقعا بسازش . اگه شما ها هم از دست برید که دیگه کسی و چیزی نمی مونه . به نظر من دین اصلی شما ماندن و مبارزه دوباره است

  21. sima گفت:

    درود برشیران ایران ایادراین میراث خوران حاکم عاقلی نیست ؟تاکی باید بهترین سرمایه های این ملت به جای شرکت در ساختن کشور در زندانها شیره جانشان خشک شود؟ایاباید همه خفه شوندتا یکی حکومت کند؟

  22. یک استاد دانشگاه گفت:

    مهدی عزیز، تو اگر بروی، ما خواهیم سوخت و دیوسیرتان به قهقهه خواهند نشست. اگر بمانی، چشم ما روشنی می گیرد و دیوسیرتان هر روز و هر ساعت می میرند و زنده می شوند. پس بمان به چشمان ما روشنایی ببار و جان دیوسیرتان را هر روز و هر ساعت بستان.
    مهدی عزیز، زندگی تو برای خودت نیست، تو صدای یک ملتی، ملتی که اکثرشان شهامت تو را ندارند ولی مثل تو دارند در دل می سوزند. دارند در دل ناله می کنند ولی شکنجه و تفنگ دیکتاتور آنها را از بلند کردن صدای خمد ترسانیده است. بمان و همچنان صدا و زبان این مردم دل خون شده باش. 

  23. ناشناس گفت:

    اللّه اکبر!

  24. رسول گفت:

    بخدا ما ملت لیاقت شما راست قامتان تاریخ را نداریم ای درود خدا برشما باد

  25. عليرضا گفت:

    دوستان عزيز ! با پاي اينترنت نشستن و كامنت گذاشتن و با اين خانواده شهيد همدردي كردن و شعر سرودن دردي رو دوا نمي كنه. نمي خواد مثل دكتر خزعلي و خانم همت و نوريزاد و موسوي و كروبي و امثالهم تنها جلوي اين جنايتكارا بايستيد. اگه يه جو غيرت برامون مونده و درد دلهاي اين همسر شهيد تومون اثر كرده بياييد يه بار ديگه مردانه توي 25 بهمن به خيابونا بيايم خارج از اينترنت حرفامونو بزنيم. مطمئن باشد اگه با هم باشيم به نتيجه مي رسيم. ما چيمون از دلاورمردان سوري كمتره

  26. درود به شرف تمام مبارزان راه آزادی
    و درود به شرف تمام زندانیان سیاسی
    دکتر عزیز همان طور که با ثبت نام نکردن در انتخابات نشان دادی که حرف اکثریت دوستان و هوادارانت را می پذیری و به حرف
    آنها احترام می گذاری پس صمیمانه از شما می خواهیم اعتصاب غذایتان را بشکنید
    با احترام دوست و دوستدار کوچک شما مهرداد ایرانی

  27. 25 بهمن خواهیم آمد گفت:

    شکی ندارم که این متن پر سوز و گداز را با چشمانی اشک بار نوشته است. ای خدا کجایی؟ نگاهی به این سرزمین بینداز. ببین امروز عده ای از خدا بی خبر چگونه با یدک کشیدن نمایندگی تو, ملتی را به خاک سیاه نشانده است. دورغ- ریاکاری و ستم و شکنجه تمامی ندارد. ما ملت یک بار نمی می میریم؛ روزانه می میریم
    تو را به دلهای شکسته قسمت می دهیم دعای ما را مستجاب کن و ما را از شر استبداد پلید رهایی بخش.

  28. محمد رزمنده سابق گفت:

    درود بر خانم ژیلا بدیهیان . همسر شهید همت .از نامه شما که با ادبیات و نثری زیبا وتاثیر پذیر که نشان از سواد و علم شما در نوشتن دارد بسیار لذت بردم و از اقای مهدی خزعلی درخواست می کنم به عنوان خانواده شهید و رزمنده جنگ .تا دست از اعتصاب غذا بر دارد تا خفاشان شب پرست مایوس شوند ما همه نیاز به مانند خزعلی ها داریم تا به سر مقصد منزل برسیم .انشا الله .ضمنا از کسانی که هوادار جنبش سبز هستند می خواهم تا در شب 25 بهمن به حمایت از زندانیان سیاسی الله اکبر بگذارند و در روز 25 بهمن هم به راهپیمائی اعتراضی به پیوندند اگر امکان دارد جنبش سبز امید
    این پیشنهاد را بپذیرند و اعلام کنند به نظر من هم یک اعلام و تبلیغ برای فردای 25 بهمن خواهد بود

  29. علی گفت:

    اشکم از خواندن این نامه درامد .من با شرکت در راهپیمائی 25 بهمن می توانم دینم را به شهیدان و دربندان زندانیان سیاسی توسط ارتجاع و استبداد ادا کنم

  30. رضا گفت:

    انها که رفتند کاری حسینی کردند و انها که ماندند باید کاری زینبی کنند و گر نه یزیدی اند (دکتر شریعتی )

  31. کامران گفت:

    خواهر خوب من سرکار خانم بدیهیان
    به شما افتخار میکنیم چون شیر زنی هستی که همسر اسطوره عشق اسطوره تقوا و شجاعت،، محمد ابراهیم همتی،، این ابر مردی که با شنیدن نام مطهرش لرزه به تنم می افتد و به نام او افتخار میکنم که سیره زندگی آن شیر مرد مسیر زندگی مرا تغیر داد ،مرا آرام کرد و با شناخت او قسم میخورم که خدا و خوشبختی رو شناختم با تمام وجودم از شما خواهر خوبم و نامه زیبایتان حمایت میکنم و سلامتی شما و فرزند دلبند شما که شبیه پدر بزرگوارش است از خداوند منان خواستارم…. آمیــــــــــــن

  32. کامران گفت:

    خواهر خوب من سرکار خانم بدیهیان
    به شما افتخار میکنیم چون شیر زنی هستی که همسر اسطوره عشق اسطوره تقوا و شجاعت محمد ابراهیم همتی این ابر مردی که با شنیدن نام مطهرش لرزه به تنم می افتد و به نام او افتخار میکنم که سیره زندگی آن شیر مرد مسیر زندگی مرا تغیر داد ،مرا آرام کرد و با شناخت او قسم میخورم که خدا و خوشبختی رو شناختم با تمام وجودم از شما خواهر خوبم و نامه زیبایتان حمایت میکنم و سلامتی شما و فرزند دلبند شما که شبیه پدر بزرگوارش است از خداوند منان خواستارم….

  33. یک جانباز گفت:

    شهید همت و بیت محترمش همیشه عزیز ما هستند به انها افتخار میکنیم…

  34. محمد گفت:

    سلام بر دکتر خزعلی
    خدا خود مواظب مروجین راه خود بر روی این زمین سرد است .
    خدا پشت و پناهت باشد.

  35. ناشناس گفت:

    سلام بر نفس عزت اسطوره معرفت وتقواوشیر شجاعت ایمان در میان های نبرد ملت ایران به همسران وفرزندان مردان بزرگی چون همت ها وباکر ی ها در قلب تاریخ این سرزمین جایگاه دارند وهر زمان متن نامه های شما همسران خوانده ویا تعریف می شوند این بدن مرده ایران با مردما نش دریک جا با هم زنده می شوندو تن غارت گران وریا کاران دینی بر قدرت تکیه زده های از خدا بی خبر را که با خون های شهدا ظاهر خودرا ارسته اند تن های بی وجدانشان را می لرزاند درود خدا بر خاندان شهیدان همت وباکری ها جمعی از عکاسان جانباز سالهای جنگ

  36. هم وطن گفت:

    بنام خدای شهیدانی که الگویشان ثارالله(ع) است وهمسران و خواهرانی زینب(ع) گونه خداوند نصیبشان کرده .دربرابرغیرتتان سرتعظیم و….آه ازجور نامردمان.

  37. 110 گفت:

    مرگ بر استبداد مذهبی ، مرگ بر ظالمین
    آقای خامنه ای ، مولا علی عایشه همسر پیامبر را که غوغای جمل را راه انداخت با احترام به مکه بازگرداند، و تو چی کرده ای وچگونه می خواهی به پیشگاه خداوند حاضر شوی . مولا با آن همه خوبی و عصمت به یتیمان کوفه رسیدگی می کرد، با آنها بازی می کرد و همیشه مواظب آنها بود ولی با اینهمه به یتیمان کوفه می گفت: علی را ببخشید اگر درحق شما کوتاهی کرده . و تو چه می کنی آقای خامنه ای که حرمت یتیمان را نیز نگه نداشتی. بعضی از ذوب شدگانت میگویند آقابا امام زمان درارتباط است!!! و من متعجب تر که مگر امام زمان از تبار مولا علی نیست ؟ و علی بزرگ که چنین نبود؟ ودر می یابم که شما با اعتقادات ذوب شدگانت هم بازی کرده ای .اما آقای خامنه ای بدان که همه خوب و بد ، شهیدزنده خزعلی و شما، خواهیم رفت. واقعا درآنجا که دیگر ذوب شدگان بی بصیرت و کوردلت نیستند چه می کنی؟
    و اما تو ، دکتر حق ، آقای خزعلی من در اندازه ای نیستم که به شما نصیحت بکنم ، هرچند شهادت و یا زنده ماندن شما هردو برای استبداد حاضر عذاب خواهد بود، ولی بمان که در دنیای بی رحم حاضر دیگر یتیمان را با سیلی نوازش می کنند، آنگونه که حضرت رقیه را نوازش کردند. آقای دکتر اینان از تبار حسین شهید نیستند ، نگاه به عمامه سیاه ش مکن، اینان از تبار یزیدیان هستند که حتی به طفل سه ساله هم رحم نمی کنند. بمان ، هرچند ماندن چون زینب بزرگ ، سخت تراست از رفتن چون حسین ، اما بمان ، که به ماندنت نیاز داریم.
    به امید سحر

  38. سبز گفت:

    جناب خزعلی باید به اعتصابشون پایان بدن.این ملت به ایشون نیاز داره.25 بهمن خواستار آزادی زندانیان سیاسی هستیم

  39. milad گفت:

    غیر از اینم انتظار نمیره از همسر شهید همت…روحش شاد که راهش برای پس گرفتن این مملکت از نا اهلاش ادامه داره…

  40. ناشناس گفت:

    با درود به همه شیرزنان ایران زمین که مردان پاک از دامان ایشان خدایی شدن و همسر محترم شهید همت همانطور که ایشان به تاسی از مولایش ابا عبداله الحسین سر در گرو دین نهاد شما نیز با این اهانت که در حق شما روا داشته شد زینبی گشتید انچه ما میخواستیم اسلام راستین علی (ع)بو د ونه ولایت سید علی وحکومت خوارج که بدیهی ترین اصول انسانی و دینی را لگد مال می کنند بپا خیزید که نامردان به کارند همه مردان عاشق سربه دارن بپا خیزید وطن درسایه دار است

  41. amir گفت:

    با اشک خواندم وبا امید به رهایی از حکومت جهل وجور وفساد به خاطر میسپارم

  42. بسيجي گفت:

    سلام
    خانه از پاي بست ويران است. آنچه مي نمايد اين است كه همه اينها فريبي بيش نبوده و شهادت اين عزيزان هم جزئي از نقشه حضرات بوده كه با فريب اين عاشقان صادق بي ريا و استفاده ابزاري از آنها به مطامع خود برسند و الان هم بخوبي از اين خوان يغما بهره مي گيرند و با پيراهن عثمان كردن شهدا و داعيه اسلام و قران حتي به قيمت بر نيزه كردن قران خود را اسلام كامل دانسته و بدترين لطمات جبزان ناپذير را به اين آب و خاك و فرزندان آن وارد مي نمايند

  43. komeyl گفت:

    همسر محترم شهيد والا مقام وارد بازيهاي سياسي نشو حرمت همسر شهيد را حفظ كن-هدف شما از اين نامه ها رضاي خدا ورضايت شهيد نيست شما يا فريب خورده هستي يا دنبال امتياز كرفتن-مردم ايران در اين بازيها استاد هستن

  44. رضا گفت:

    بخدا قسم به یگانه منجی بشریت اشک امانمو برید

    این سنت خداست اشک و آه خانه ظلم را ویران خواهد ساخت

  45. ناشناس گفت:

    همت ها رفتند وزینب ها مانند و یزیدیان پا بر جا………
    چه روز های به شهامت همت ها بالیدم……..
    چه اشکها از بر چشممان حلقه زد از دیدن پیکرهای بی جان شهیدان…..
    چه اکبر ها و قاسم ها رفتند…….
    همسر محترم شهید عالی قدر همت .همانا ابراهیم با محمد (ص) و تمام شهدای پاک در بهشت برین همنشین هستند. و شما نیز همانند بانوی غیور کربلا،راهش را ادامه می دهی. بر قبر شهیدت رحمت و بر دستان تو بوسه باد……….

  46. ایوب گفت:

    درود بر شما ها طرفداران را سبز و ازادی ،به امید سربلندی ایرانیان .

  47. Aakash گفت:

    It’s alayws a relief when someone with obvious expertise answers. Thanks!