محمد نوری زاد: شکواییه به رهبری تاسی از شیوه مملکت داری علی(ع) است نه اجانب
چکیده :مردم در مواجهه با هرفلاکتی که مثلاً در دستگاه قضاییِ ما دست به دست می شود، و آسیب های آشکاری که در دولت و مجلس وهرکجا به جان جامعه می نشیند، بلافاصله شما را درجایگاه متولی ومقصر اصلی می نشانند و از شما انتظار پاسخگویی و پوزش خواهی – همانند علی(ع) – دارند. ...
محمد نوری زاد مستند ساز با اشاره به دلایل نامه نگاری های هفتگی اش به رهبری بر این باور است که این نوشتن ها تاسی به شیوه مملکت داری حضرت علی (ع) است و هیچ ربطی به اجانب و دستگاههای جاسوسی ندارد.
این مستند ساز هشت سال دفاع مقدس در هجدهمین نامه خود به رهبری با عنوان ” من یهودی تو علی” نوشته است: به پیربه پیغمبراین شکایت کردن از رهبر، مستقیماً به تأسی از شیوه ی مردمداری و مملکت داری علی(ع) است و هیچ ربطی به خط و ربط اجانب و دستگاههای جاسوسی و تحریک منافقان و معامله با دشمنان داخلی و خارجی ندارد. بلکه متأثر از رویه ای است که علی مرتضا به ما و به رهبر ما آموخته و ما را به پرهیزاز لکنت گرایی در برابر حاکمان تشویق و ترغیب فرموده است. خود شما نیک تراز همه می دانید اگراین پیشنهاد از چشمه ای درست نور نمی نوشید، تاریخ تشیع، هرگزبا لذت ازشکایت آن یهودیِ کوفی و به محکمه کشاندن امیرمومنان یاد نمی کرد و به آن واقعه غرور نمی ورزید.
نوری زاد با اشاره به شبیه سازی تاریخی که از سوی رهبری در سخنرانی هایش صورت می گیرد، از وی درخواست می کند حال که دشمنان شما خوارج هستند، شما هم مثل علی (ع) رفتار کنید و مثل او از مردم عذرخواهی کنید.
این مستند ساز می نویسد: این شما بوده و هستید که دراین سالهای رهبری، مرتب از ” عوام و خواص ” فرموده اید، وازفتنه ها و توطئه ها و خروج مخالفان از گردونه ی اطاعت ازعلی(ع). این شما بوده و هستید که به تناسب روحِ سخن، ازعبرت های عاشورا سند آورده اید. نیزبه تأسی از جناب شما، این هواداران و امامان جمعه ی شما بوده و هستند که مرتب به سرنوشت خوارج اشاره می فرمایند، و معترضان را با آنان یکی، و شما را با علی (ع) مترادف می دانند. مگراین خود شما نبوده و نیستید که مخالفان سیاسی خود را به چونیِ سرنوشت طلحه و زبیر انذارمی دهید؟ طوری که شنونده ی سخنان شما بلافاصله می داند: کسی که مخاطبان خود را به گسستِ تاریخیِ طلحه و زبیراشارت می دهد، غیرمستقیم به علی بودن خود بشارت می دهد.
این نویسنده و مستندساز دفاع مقدس که هر هفته جمعه ها برای رهبری نامه می نویسد، این بار از مردم هم درخواست کرده که با نوشتن نامه به مظالم و ستمی که بر آنها رفته است، بپردازند.
او در این نامه خود آورده است:مردم در مواجهه با هرفلاکتی که مثلاً در دستگاه قضاییِ ما دست به دست می شود، و آسیب های آشکاری که در دولت و مجلس وهرکجا به جان جامعه می نشیند، بلافاصله شما را درجایگاه متولی ومقصر اصلی می نشانند و از شما انتظار پاسخگویی و پوزش خواهی – همانند علی(ع) – دارند. این که: حالا که شما خودت را علی می دانی و مابقی را کوفی، بفرما، این شما و این فاجعه ای به اسم تحقیرو غارت و عقب ماندگی. این شما و این رواج بی ادبی، و رواج دزدی درمیان حامیان شما. بیا و مثل علی پاسخ بگو باش و همانند او از مردم و از تاریخ عذر بخواه!
متن کامل نامه محمد نوری زاد که در وبسایت شخصی او منتشر شد به شرح زیر است:
سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران
من این نامه را برای جناب شما سه چهار ماه پیش، درست فردای همان روزی نوشته ام که برادرانِ سپاهی به خانه ی روستایی و پدری من هجوم آوردند و بساط فیلمسازی مرا بار کردند و بردند تا به گمان خود اجازه ندهند من ازوحشت سرای اطلاعات وسپاه برای شما فیلم بسازم و شما را ازچند وچون رفتارهیولاگونشان با متهمان آگاه کنم.
اما اکنون، بنا بر انتشار آن دارم. به این دلیل که انتشار این نامه، آنهم درست بیخ گوش انتخابات مجلس، نه یک حرکت مغرضانه و ناجوانمردانه، که عین درستی و فرصت سنجیِ مشفقانه است. شاید انتشار این نامه، و سیل نامه هایی که بعد ازاین به سمت خانه ی شما روی خواهد آورد، جناب شما را برآن متمایل کند که زمان انتخابات را به فرصتی دیگرموکول فرمایید. معمولاً برگزاری انتخابات در یک کشور به شرایطی چند محتاج است که نخستینِ آن، وضعیت منطقی و متعادل جامعه است.
متأسفانه این روزها روند اوضاع درکشورما متعادل نیست. شمّ درست رهبریِ شما اتفاقاً همین روزها باید بکار افتد. ما صدای غلغل هزار حادثه را از درون این جامعه می شنویم. ظهور این همه بحران داخلی و بین المللی، و رواج و گسترش این همه فضای امنیتی برای محدود کردن معترضان و منتقدان، و حتمی شدن این همه انشقاق میان مردم، و پرهیز معترضان ازشرکت در انتخابات، نشان دهنده ی اوضاع نامتعارف در کلیتِ کشوراست. اطمینان دارم انتشار سیل آسای نامه هایی که بلافاصله بعد از انتشار این نامه شما را مخاطب خود قرار خواهند داد، علاوه بر ترغیب جناب شما برای به تعویق انداختنِ زمان انتخابات، ما و شما را به گردونه ای از آزمونهای اعتقادی مان نیز درمی اندازد تا بداینم رفتار ما تا کجا با آنچه که پیوسته شعارش را می دهیم، تناسب دارد.
پیش ازآوردن اصل نامه اجازه بدهید به یک خطای خودمانی اشاره کنم. این خطا، هم توسط ما که مخاطبان آرام و شنوای شما بوده ایم، هم توسط شما که مبدعِ تلفیقِ تاریخیِ اندیشه های خود بوده اید، درمیان ما رواج یافته است. منتها دربرآمدنِ این خطا، شاید آن کسی که بیش ازهمه ی مردم ایران سهم و نقش داشته، خودِ شما باشید.
بدون لکنت بگویم: این شما بوده وهستید که دراین سالهای رهبری، مرتب از ” عوام و خواص ” فرموده اید، وازفتنه ها و توطئه ها و خروج مخالفان از گردونه ی اطاعت ازعلی(ع). این شما بوده و هستید که به تناسب روحِ سخن، ازعبرت های عاشورا سند آورده اید. نیزبه تأسی از جناب شما، این هواداران و امامان جمعه ی شما بوده و هستند که مرتب به سرنوشت خوارج اشاره می فرمایند، و معترضان را با آنان یکی، و شما را با علی (ع) مترادف می دانند. مگراین خود شما نبوده و نیستید که مخالفان سیاسی خود را به چونیِ سرنوشت طلحه و زبیر انذارمی دهید؟ طوری که شنونده ی سخنان شما بلافاصله می داند: کسی که مخاطبان خود را به گسستِ تاریخیِ طلحه و زبیراشارت می دهد، غیرمستقیم به علی بودن خود بشارت می دهد.
درتازه ترین گویشِ اینچنینی خود، دردیدار با حامیانِ قمیِ خود به وضعیت فعلی ایران اشاره فرمودید. که: وضعیت فعلی ایران، همسنگ بدر و خیبراست. این یعنی: جایگاه شما همان جایگاه پیامبراست و وضع مخالفین شما همان وضع کفارقریش و یهودیان مدینه.
این ترادفِ بی دلیل و بدون پشتوانه، گرچه در بزنگاههای نیاز، مردمان عوام را به جانبداری ازما و شما بسیج کرده اما دربسیاری از مواقع، به دشواری کارما نیزانجامیده است. رازاین دشواری را درهمین نامه با شما خواهم گفت. اما چرانگویم: ایکاش شما همچنان یک طلبه ی جویای حق باقی می ماندید وبا خطابه های شورانگیز خود به همه ی ما راه می نمودید و هرگز به جایگاهی که سرشاراز رسالت و مسئولیت است دخول نمی کردید. بنا به تکرار همان علی علی ها، و عوام وخواص ها، و خوارج گویی ها، اکنون شما چه بخواهید و چه نخواهید، هرقدم تان با قدم های علی و اولاد علی مقایسه می شود، و دستگاههای این نظام اسلامی نیز با: آنچه که پیامبرو امامان می گفتند و سفارش می فرمودند.
مردم در مواجهه با هرفلاکتی که مثلاً در دستگاه قضاییِ ما دست به دست می شود، و آسیب های آشکاری که در دولت و مجلس وهرکجا به جان جامعه می نشیند، بلافاصله شما را درجایگاه متولی ومقصر اصلی می نشانند و از شما انتظار پاسخگویی و پوزش خواهی – همانند علی(ع) – دارند. این که: حالا که شما خودت را علی می دانی و مابقی را کوفی، بفرما، این شما و این فاجعه ای به اسم تحقیرو غارت و عقب ماندگی. این شما و این رواج بی ادبی، و رواج دزدی درمیان حامیان شما. بیا و مثل علی پاسخ بگو باش و همانند او از مردم و از تاریخ عذر بخواه! واما اصل نامه:
” من یهودی تو علی”
سلام به رهبرگرامی،
درعالم خیال، هم شما برقله ی بلندِ برتری بنشینید، وهم من بنا به دلایلی که خواهم آورد، خفیف وخوار می شوم. حُسنِ عالم خیال دراین است که هم ما هم شما می توانیم درهرکجا قرار گیریم و به قالب هرکس فرو شویم. اگر موافق باشید، من و شما با هم به دوردست های ایمانیِ خویش سفر می کنیم. و مردمان امروزِ ایران و جهان را به تماشای این سفر خیالین فرا می خوانیم.
با پوزش از یهودیان شریف سرزمینمان ایران، بنا را براین بگذاریم که من محمد نوری زاد، یک یهودیِ عنود و بد کردارم. ازاین فرودست ترآیا؟ وباز بنا را براین بگذاریم که: سیدعلی خامنه ای، مالک اشتر نخعی که نه، بل خود امیرمومنان علی(ع) است. از این فرا دست ترآیا؟ ساحت سوم را به برجِ بلند قاضی القضات کشورمان جناب لاریجانی احاله می دهیم. که توسط خود شما که نه، بل به حکم مستقیم علی مرتضی بر مسند بی بدیل قضاوت جلوس فرموده است. نیک تراز این آیا؟ پس شکوائیه ی بی ریای من بدینصورت به محضرقاضی القضات حضرت خامنه ای تقدیم می گردد:
شاکی:
یهودی بد سابقه و بدکرداری به اسم محمد نوری زاد. ایرانی الاصل. کارمند بازنشسته. به نشانیِ ایران.
مشتکی عنه :
امیرمومنان سید علی خامنه ای. ایرانی الاصل و رهبر مردم ایران از بیست و سه سال پیش تاکنون. به نشانی بیت رهبری.
موضوع شکایت:
یک : شفاف نبودن مواضع پولی امیرالمومنین و نبود نظارت بر چند و چون هزینه های تحت امر وی.
دو: آسیب رسیدن به ذخایر انسانی و اعتباری و معرفتی و ایمانی و پولی مردمان ایران چه درداخل و چه در سطح جهان درزمان رهبری امیرالمومنین سید علی خامنه ای. و این که در زمان رهبری وی، اسلام از هرزمان دیگر خوار و خفیف تر شده و ایران درجدول های خفت جهانی، به مراتب بالایی دست یافته است.
سه: رواج فضای امنیتی و رعب و وحشت درکشور توسط دستگاه های تحت امر ایشان.
چهار: سرعت گرفتن فرارمغزها و کسانی که به هردلیل درکشورشان احساس امنیت نمی کرده اند.
پنج: به حاشیه رفتنِ قانون در کلیت کشور در زمان رهبری وی.
شش: برآمدن دزدان سیری ناپذیری چون سپاه پاسدارانِ تحت امرایشان و ورود بی درو پیکرِ این جماعت به خط قرمزهای اقتصادی و سیاسی و اطلاعاتی.
هفت: فرو شدن کشور به دامان حادثه های آسیب زا و تحمیل تحریمهای بین المللی برکشور و حتی بدهکار کردن نسل های آینده به مجامع جهانی. هشت: دایرشدن مجلس خبرگانِ بی خاصیت، و فیلترمشمئز کننده ای به اسم نظارت استصوابی برای آنکه علمای آزاده اما مخالف نتوانند به این مجلس ورود کنند. وبه همین دلیل، طولانی شدن دوران رهبری ایشان بدون این که دستگاه ومرجعی شهامت آسیب شناسی این دوران را داشته باشد.
نه: رواج سانسور شدید و از ریخت انداختن رسانه های ملی و مردمی و قفل بستن بر منبرها و تریبون ها.
ده: حقیرکردن ایرانیان درسطوح مختلف چه درداخل و چه خارج، بویژه حقیرکردن اندیشمندان و کارشناسان و روحانیان.
یازده: خوار و خفیف شدن دستگاه قضایی ومجلس شورا، وبرزمین کوفتن شأن قضا و نمایندگی، و روبیدن مفهومی به اسم استقلال دستگاه قضا وروبیدنِ شهامتِ نقد و اعتراض از کلیت مجلس.
دوازده: تربیت و گسیل اوباشان مذهبی به درخانه ی شخصیت ها وعلمای معترض و کوی دانشگاه و به هم زدن مجالس و تخریب منازل منتقدان درزمان رهبری وی و موضع گیری نکردن و پوزش نخواستن وی در این خصوص.
سیزده: خنده دارشدنِ اصل انسانیِ “ممنوعیت ورود به حریم خصوصی مردمان” با ورود هیولاهای اطلاعاتی و سپاهی به داخل منازل مردم و دزدیدن اموال شخصی آنان و شنود مکالمات تلفنی و انتشار اسرار خصوصی مردم دررسانه های جمعی درزمان رهبری ایشان.
چهارده: کشته شدن دهها نفراز منتقدان توسط دستگاههای تحت امرایشان و احاله ی این قتل ها به صهیونیست ها و پرهیزاز پوزش خواهی و روشنگری و معرفی مقصران فاجعه های خاموش. و شکنجه و اعتراف گیری ازعاملین درجه ی چند این کشتارها با این رویکرد که آنان به دستگاهها ومحافل استکباری و صهیونیستی و مجامع فساد وابسته اند. شرم آورترین سند این فاجعه ی فراموش نشدنی، نحوه و محتوای بازجویی از همسر سعید امامی است.
پانزده: آگاهی امیرالمومنین از مرگ هزاران نفر از شهروندان بخاطر توزیع سوخت های غیراستاندارد و مرگ های ناشی ازانتشار سیگنال های آسیب زا برای ایجاد پارازیت و پرهیزوی از فراخوانی مقصرین این فاجعه های جاری و ارجاع آنان به دستگاه قضایی.
شانزده: آگاهی ایشان از زندانی کردن و شکنجه ی معترضان سیاسی با دادگاهها و رأی های از پیش مشخص و زندانی کردن رهبران جنبش اعتراضی مردم بدون تشکیل دادگاه و آگاهی مولای متقیان از پرونده ها و انواع شکنجه ی مأموران سپاهی و اطلاعاتی با متهمین از قبیل زندان انفرادی، ضرب و شتم، فحش و ناسزا، تهدید، ارعاب، بهم ریختن امنیت روانی و خانوادگی و خصوصی متهمین.
هفده: سلب حق قانونی راهپیمایی معترضانه از مردم معترض، بنحوی که در تمام مدت طولانی رهبری امیرالمومنین خامنه ای حتی یک مورد به مردم اجازه ی راهپیمایی داده نشد.
وهجده: …..
رهبرگرامی،
با عنایت به شکایت آن مردِ یهودیِ کوفی ازعلی(ع) خلیفه ی وقت، وکشاندن خلیفه به محکمه ای که قاضی اش را خودِ خلیفه گمارده بود، ومحق شناخته شدن آن یهودیِ کوفی، و شکستِ خلیفه درآن محکمه ی تاریخی، من نیز که یک یهودی بدکردار این سرزمینم، از خود شما که خلیفه ی دوران ما هستید، به محضر قاضی القضات جناب شما شکایت می برم.
بدیهی است اینها که برشمردم، فعلاً اتهام وادعاست ونه جرمی اثبات شده. شما می توانید در محکمه ی مطلوبی که ما آرزوی برگزاری اش را داریم از خود دفاع بفرمایید. احتمال دارد مقصرباشید یا ازهمه ی اینها مبرا شوید. مهم: حضور شما در آن محکمه است. و نشان دادن این که: اگر آمریکایی ها با اعتنا به استقلال دستگاه قضایی شان می توانند رییس جمهورشان را به محکمه ای مستقل فرا بخوانند و جلوی چشم مردم دنیا مفتضحش کنند، نظام جمهوری اسلامی ایران نیز این ظرفیت را دارد که به تأسی از آموزه های اسلامی خویش، رهبرکشور را بنا به شکایت یک شهروند، یک یهودیِ معترض، به دادگاه بخواند و از رهبر بخواهد به پرسش ها و موارد اتهامی پاسخ بگوید.
اگر با من به محکمه آمدید و شانه به شانه ی من در حضور قاضیِ خود و در جلوی چشمِ مردم ایران و جهان به شکایت منِ یهودی پاسخ گفتید، ما و شما را معلوم می شود که هرآنچه در این نظام دست به دست می شود، بویژه رفتار و مواضع و سخنان خود شما، متاثر از خّلق و خوی خوبانِ ایمانی ماست.
دراین صورت، منِ یهودی خواهم دانست، وهمگان خواهند دانست: قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، از حقیقتی آسمانی شیرمی نوشد ومسئولان نظام از رهبری تا ریاست دستگاه قضا جز فرابردن این حقیقت آسمانی، دأب دیگری ندارند.
واگرنه، آمدید و به شکایت من و به شکایت آنانی که حقوق تباه شده ی خود را از شما مطالبه می کنند، بهایی قائل نشدید، ویا حتی بلافاصله بعد از انتشار این نامه، دستور بازداشت و شکنجه ی این یهودیِ بدکردار اما شاکی را صادر فرمودید، به من و به همه ی تاریخ تشیع حق خواهید داد که راه و روش حاکمان و پادشاهان زورگوی تاریخ را پیش پای شما فرش کنیم، و خاکستر تباه شده ی آرزوهای این انقلاب نگون بخت را درمطلع فهم خویش بر سربیفشانیم، و قاضی شما و دستگاه های امنیتی و نظامی شما و نمایندگان و مأموران شما را درردیف عمله های ظلم جای دهیم.
رهبرگرامی،
من با اجازه ی شما و با اطمینان از سعه ی صدر شما و امنیتی که شخص شما برای ما فراهم خواهید آورد، و درراستای بازخوانیِ این حق فراموش شده، واین که شکایت از حاکمان دریک نظام اسلامی، حق حتمی و غیرقابل انکار شهروندان است، ازهمه ی اقشارجامعه، ازنام آشنایان تا گمنامان، از نمایندگان ادوار مختلف مجلس، از قاضیان سابق و اکنون، از دولتمردان و کارشناسان، از دانشگاهیان، از دانشمندان و فرهیختگان و اندیشمندان و روحانیان، از مهاجران و درخانه ماندگان، از نویسندگان و هنرمندان، از فرهنگیان و نظامیان، از زندانیان و خانواده های آنان، ازصنوف سیاسی وحتی صنوف صنعتی و بازرگانی، از دختران وپسران جوان، بویژه از بانوان، چه درداخل و چه خارج، از آنانی که به هردلیل جلای وطن کرده اند و درحسرت بازگشت به میهن خود می سوزند، وحتی از روستاییان بی نشان، تقاضا می کنم دست به قلم ببرند و نامه هایی شکوه گون به دستگاه قضایی کشورمان بنویسند و شکایت های مصلحانه ی خود را از جناب شما مطرح کنند. البته بی آنکه قلم خود را به الفاظ ناشایست بیالایند.
با نگارش این نامه ها، مردمان ما دریک حرکت خیرخواهانه وملی، به واشکافی و بازگوییِ خسارت ها و آسیب های سالهای رهبری شما خواهند پرداخت. بویژه آن آسیب هایی که شخص شما در ظهورآنها سهم و نقش مستقیم داشته اید. قصد ما از طرح این شکایت ها، هرگز به این نیست که به قول آقای شریعتمداری کیهان و همفکران ایشان با جاسوسان و دشمنان قسم خورده ودرکمین نشسته ی کشورمان دریک جبهه قرار گیریم. بل می خواهیم این سنت فراموش شده ی اسلامی را احیا کنیم و غبار از روی آن بزداییم. درست همان کاری که خود شما باید دراین سالهای طولانی رهبری، از مردم و از دستگاهها و از مجلس خبرگان می خواستید و نخواسته اید.
نخستین فایده ی این حرکت بزرگ این است که ما به جهانیان اعلام خواهیم کرد: چرا ازما بد می گویید؟ بیایید و خود به چشم خود ببینید و خود قضاوت کنید! اینجا ایران است. جمهوری اسلامی ایران. دراین کشور، همه ی اقشارجامعه، از درس خوانده تا بی سواد، از فقیر تا غنی، ازنام آشنا تا بی نشان، همه می توانند ازرهبرشکایت کنند و او را به محاکمه فرا بخوانند و اصلاً نیز به زندان و تنگنا درنیفتند.
پس من با اجازه ی جناب شما، وبا این تضمین که درجمهوری اسلامی ایران، نقد مسئولان و حتی نقد وشکایت ازشخص رهبری درراستای امربه معروف و نهی از منکر قرار دارد و هیچ عاقبت تلخ و هیج رفتار نانوشته ای برمنتقدین و شاکیان مترتب نیست، از همه ی مردم، بویژه آنانی که از شما بهر دلیل شاکی اند و مجالی برای طرح شکایت خود نیافته اند، دعوت می کنم با امنیت کامل و بدون ترس و بدون لکنت از شما به دستگاه قضایی خودمان شکایت برند و طرح دعوا کنند. این امنیتی که شما برای شاکیان و البته برای خود حقیر تدارک می بینید، نام شما را در امتداد حاکمان خوبی که سخن شاکیان خود را به دامان دشمنی درنمی اندازند و حتی به آن بها می دهند و خود با پای خود به محکمه می روند، ثبت و ضبط خواهد کرد.
باردیگر با صدای بلند تکرار می کنم: به پیربه پیغمبراین شکایت کردن از رهبر، مستقیماً به تأسی از شیوه ی مردمداری و مملکت داری علی(ع) است و هیچ ربطی به خط و ربط اجانب و دستگاههای جاسوسی و تحریک منافقان و معامله با دشمنان داخلی و خارجی ندارد. بلکه متأثر از رویه ای است که علی مرتضا به ما و به رهبر ما آموخته و ما را به پرهیزاز لکنت گرایی در برابر حاکمان تشویق و ترغیب فرموده است. خود شما نیک تراز همه می دانید اگراین پیشنهاد از چشمه ای درست نور نمی نوشید، تاریخ تشیع، هرگزبا لذت ازشکایت آن یهودیِ کوفی و به محکمه کشاندن امیرمومنان یاد نمی کرد و به آن واقعه غرور نمی ورزید.
سخن آخراین که: پیش ازفرارسیدن زمان آن محکمه ی خوب و خواستنی، خواهشمندم عجالتاً دستور فرمایید آندسته از برادران سپاه واطلاعات که به برداشتن وسایل زندگی مردم علاقه ی ویژه ای دارند، ابزارو وسایل شخصی من و سایرین را که سالها پیش برداشته اند و برده اند، به ما بازبگردانند. البته ما شکایت ازدزدی های تریلیاردی وآسیب های این دستگاهها را، وخراشی را که اینان به جان جامعه درانداخته اند، نه به برگزاری محکمه ای خیالین، که به برپایی محکمه های حقیقی درهمین نزدیکی ها موکول می کنیم. والسلام علی من التبع الهدی.
با احترام و ادب: محمد نوری زاد – بیست و سوم دیماه سال نود
بدرود تا جمعه ای دیگر














جناب آقای نوریزاد سلام
من به شخصه شجاعت، قدرت کلام، صراحت، ادب، نبوغ و وفاداری و ….. شما را تحسین می کنم. تا چندی پیش به این می اندیشیدم که اگر این حاکمان ظالم اگر سرنگون شوند آیا کسی در این مملکت وجود دارد که بتوان بعنوان مصلح و دلسوز بر روی آن حساب کرد؟ حقا که واژه ی مردی و مردانگی از تو معنا پیدا میکند. برای شما و خانواده تان که با تمام فشارها و ناجوانمردی های این حکومت با تمام توان ایستادگی میکنید آرزوی سلامتی، طول عمر و موفقیت دارم. به امید روزی که در محکمه ای عادل به شکایتهای شما و مردم این سرزمین که به خاطر خودشیفتگی رهبر متکبر و خودخواه و نادان که جز خویشتن کسی را نمی بیند متحمل رنج و حرمان بسیاری شده اند رسیدگی شود.
خدانگهدار
درود بر مغزی” که این شکواییه را نگاشته. این نگاه یک “جراح مغزواعصاب” که هر روز با چشمان ودستان خود مغزرا لمس میکند
اينجا هم فقط نظرات موافق رو اجازه ميدن كه ثبت بشه؟؟؟؟!!!!!
يعني اين جا هم ما بايد گوسفندوار فقط بع بع كنيم؟؟؟!!!!
با سلام در پاسخ به یادداشتی که گفته بود این نامه صد هزار مخاطب بیشتر ندارد اگر هر مخاطب فقط ده نفر دیگر را مخاطب قرار دهد انگاه تعداد مخاطبین افزایش خواهد یافت و ما نیز کمی از این بار مسئولیت آقای نوری زاد را بردوش خواهیم کشید دوستان همت کنیم نخواهیم بار مسولیت را فقط یکی بر دوش کشد مگر نه این است که دائم مردم کوفه را نکوهش می کنیم که چرا امام حسین ع را تنها گذاشتند پس کاری کنیم تا ایندگان نیز ما را نکوهش نکنند
من به عنوان کسی که در پیروزی انقلاب همپای مردم تلاش کرده ام از خامنه ای شاکی هستم که بهترین سالهای عمرم را در سایه جنگ و ترس و شلاق گذرانده ام که تمام این مصائب که جناب نوری زاد بسیار عزیز بخش کوچکی از ان را برشمرده اند در دوران حکومت ایشان بوده است . و بزرگترین اعتراض بنده به دروغها و وعده های کذب اقای خامنه ای از دوران ریاست جمهوری تا به امروز میباشد . هر روز از شکوفائی اقتصادی و نشاط جامعه میزند که همگی کذب محض است . به خدای احد و واحد قسم که این شخص باعث بی دینی مردم شده است . در قبل از انقلاب لات ها و افراد غیر مذهبی در ایام سوگواری یا مناسبت های مذهبی نه تنها دست از تمام کاری زشت خود بر میداشتند بلکه با ادب و احترام پاس حرمت این ایام و مردم را داشتند . ولی در اثر دروغ و کارهای ننگین این نظام به رهبری خامنه ای مردان سالخورده هم از دین برگشته اند . حال و روز جوانان جای خود دارد . و در اخر اینکه این مرد حتی اگر خود خداوند هم برایش توسط جبرئیل نامه بنویسد نه جواب میدهد و نه اثری بر این یزید زمانه خواهد گذاشت . کوه نخوت و غرور است .
اقایان یکی و ناشناس جقدر ساده اید شما که فکر میکنید این نامه های بسیار موثر فقط جند هزار خواننده دارد .نزدیک 25 میلون ایرانی از شبکه های مختلف تلوزیونی از متن این اسناد تاریخی با خبرو هرکدام در حال اگاه سازی بقیه است
گاندي :
درد من تنهايي نيست ، درد من مرگ ملتي است که گدايي را قناعت ، بي عرضگي راصبر و با تبسمي بر لب اين حماقت را
حکمت خداوند مي دانند
فقط میتوانم بگویم انا لله و انا الیه راجعون و بگریم
پرینت بگیرید و به افراد مختلف ، مخصوصا روحانیون ، مسجدیها و کسانی که در ذهنشان حتی این سئوالات خطور نمی کند ، بدهید . همه ما در بسط این اندیشه باید سهیم باشیم .
من از آقای نوری زاد شکایت دارم. به این دلیل که خود رهبری دارد جا پای پیامبر (ص)و علی (ع) می گذارد و شما هم به این توهمات این را اضافه می کنید که ایشان سخنران زبر دستی است. کجا ایشان سخنران زبر دست است. با آن صدای زنگ دار و یکنواخت و دشمن دشمن گفتن. از نظر من زبر دست ترین سخنران خاتمی است. بازرگان. هاشمی. شریعتی.
بگذریم. دوستت دارم محمد آقا. خرده مگیر.
من با خواندن متنی که اخیرا از شادروان آقای منتظری بنام “انتقاد از خود” منتشر شده است بیشتر از پیش متوجه شدم که ما با چه نوع دیکتاتوری طرف هستیم ، هر کس این متن را بخواند در می یابد که ایشان با چنین شخصیتی اصلاح پذیر نیست . با توجه به همین شخصیت میتوان فهمید که امثال همین نامه نگاریهای ساده که برخی دوستان بی فایده میدانند چه آتشی بر جان وی می افکند ،البته در پی این اقدامات باید حرکات گسترده تری هم انجام شود که قطعا به موقع انجام خواهد شد ، فعلا وظیفه همه ما روشن نگاه داشتن این آتش است.
“سخنانی از استیو جابز در دانشگاه استنفرد سال ۲۰۰۵
هیچ کس نمی خواهد بمیرد. حتی افرادی که می خواهند به بهشت بروند حاضر نیستند به خاطر آن بمیرند. و همچنین مرگ مقصدی است که همه ی ما در آن شریک هستیم. هیچکس تا به امروز از آن فرار نکرده است. و باید هم چنین باشد. چرا که مرگ بهترین ابتکار زندگی است. او مامور تغییر آن است. او افراد قدیمی را از صحنه پاک می کند تا راهی برای افراد جدید باز شود. در حال حاضر فرد جدید شما هستید٬ البته نه خیلی دور از زمان حال٬ شما به آن فرد قدیمی تبدیل شده و می بایست که از صحنه پاک شوید. متاسفم که انقدر دراماتیک صحبت کردم. اما این یک واقعیت است.”
شیر مادرت حلالت باد نوری زاد
kholase begoyam ke tamame neveshtehaye aghaye nurizad morede taaid ast inshalla rahbari aghdamate lazem ra anjam dahand
درود برپايمرداني چون شما كه توانستيديك هزارم ظلمهايي كه در اين مملكت بنام امام زمان بر مردم ميشود نام ببريد ما نيز همچون شما برادر بزرگوار و همچنين بزرگاني چون مير حسين ، كروبي وخاتمي شكايت خود را به درگاهاحديت ميبريم
برادر عزیزم نوری زاد
نامه هایت ، حرف هایت ، درد دلهایت ، بغض چندین و چند ساله من جوان را از این نظام بی پایه و اساس چنان شکست که گوئی از طرف خداوند مرهمی به روی آنها گذاشته شد. وای که اگه خدا نبود…
حرف ها بسیار است، دردها بیشمار ولی درمان همان خدا که شکر او به تنهائی همه را بس است.
جوانیمون به فنا رفت…
جوانانمون نیز هم..
نوری زاد عزیز شما خیلی مردی…!!!
نمی دونم چطور جرات میکنید برای کسی که خودش را خدا میداند و طرفدارانش او را از خدا بالاتر چنین نامه هائی بنویسید؟!
خوشحالم که آدمی مثل شما و امثال شما در این جامعه هستن اما به معنای واقعی هستن هستن!
مولا علی میفرمود من شجاع ترین مردمان هستم بطوری که اگر در راه خدا و برای گرفتن حق مظلومی کل عرب در مقابلم بایستد روی از آنها برنمیگردانم!!!
این یعنی تعریف شجاعت!
به شما برادر عزیز تبریک میگویم که علی وار رفتار میکنید.
شما را به خدا ، رسول و اهل بیتش قسم به اینکارتان ادامه دهید نه بابت اینکه شاید حاکم این سرزمین تجدید نظری در رفتارش نماید که کسی که ادعای خدایی دارد از بنده اش چه پند و انداز!!!
بلکه این حرفها مرهمی میشود بر دل شکسته جوانان نگون بخت ای سرزمین!
برادر، حاکم این سرزمین از صبر خدا سوء استفاده کرده و به ظلم و جور ادامه خواهد داد حتی اگر ما و شما بارها و بارها نامه بنویسیم…
عجب صبری خدا دارد…
آب در هاون کوبیدن یعنی همین!!!…
حرکت آقای نورزددر اعتراض به وضعیت کنونی کشور تاثیربسزایی در بیداری و روشنگری اقشار مختلف جامعه دارد .
ما هم در دادخواست اقای نوری زاد خود را شریک میدانیم و اقای خامنه ای را به میز محاکمه فرا میخوانیم اگر امدید که درورد بر شرفتان اگر نیامیدید در پیشگاه خداوند متعال دادخواست قضائی خود را عرضه میداریم
مردم ایران بالاخص تهران حداقل برای یاری نوری زاد و علائی ها روزی چند هزار تلفن به دفتر اقای خامنه ای بزنید تا شاید ایشان عبرت گیرد و به قانون برگردد البته از طریق تلفن های عمومی این کار را از فردا شروع کنیم
امید دارم بسان ابی که در دل سنگ نفوذ میکند در حاکم جامعه نافذ افتد و ملت از این ورطه مهلک رهایی یابند.
دست شما درد نکند نوری زاد عزیز…عالی…دست مریزاد
به قول یکی از دوستان “ما هم در دادخواست اقای نوری زاد خود را شریک میدانیم و اقای خامنه ای را به میز محاکمه فرا میخوانیم”….
همانطور که اقای خامنه ای خود را با علی (ع) و حکومت وی مقایسه می کند باید این انتظار را داشته باشند که مردم نیز همان فروتنی و دادگستری علی را از ایشان انتظار دارند و باید در عمل ادعایشان را ثابت کنند نه در حرف
چند پرینت از این نامه تهیه کردم تا در مکان های مناسب پخش کنم…از دیگر افراد هم میخواهم که در حدی که از دستشان بر می آید این کار را بکنند
زنده و پاینده باشید و در پناه حق…علی یارتان
سلام بر بنده خدا نوری زاد
نامه زیر برای پاسخ به دعوت شما توسط یک بسیجی 42 ساله که با دستکاری شناسنامه توفیق همراهی به بچه های آسمانی جنگ را در سالهای 64 تا 67 داشته و هنوز هم یادگاری از کانال ماهی شلمچه را در بدن دارد، نوشته شده که متاسفانه جسارت ذکر نامش را چون شما ندارد. این نوشته را ادای دینی به همرزمان شهیدم می دانم.
رهبر جمهوری اسلامی آقای حجت الاسلام سید علی خامنه ای؛
ای کاش می توانستم پس از اتفاقات تلخ این حوالی عناوینی زیباتر برایتان پیدا کنم و جنابتان را با آن خطاب نمایم، شاید حلاوت عنوان کمی راه فهم کلامم را در دلی که این روزها کمتر کسی از آن نرمی یا عطوفتی دیده آسانتر سازد. کاش میشد هم صادق بود و هم شما با عناوینی خوش آیند حضرتتان نواخت.
کاش می شد مانند دین به دنیا فروشان دوربرتان، قطاری از القاب را چون رهبر فرزانه، مقام معظم، مولای با بصیرت، علی زمان و … به پیشواز نام وسمتتان میآوردم اما چه کنم که اگر وظیفه ای در برابرحاکم قائل باشم تنها خالص بودن و صدق در رفتار و گفتار با اوست و این گونه نامیدنتان با صداقت نگارنده فاصله ای عمیق دارد . من دامنه ی آرزوهایم را بالاتر میبرم و می گویم کاش رهبری داشتم که در باورم نهایت زیبایی ها بود ومن هزاران صفت ولقب زیبا و دوست داشتنی برایش در انبان معرفتم داشتم ولی همه ی آن واژه های زیبا از ترس پاشیده شدن خاک بر صورتم هیچ وقت در جلوی نامتان جایی نمی یافت. مگر نه اینکه علی فاطمه جواب چاپلوسان رابامشتی شن و خاک می داد و ایشان را از خود دور می ساخت؟
جناب آقای خامنه ای طی سالهای حکومتتان بارها به مناسب مطالبی در محاسن سلسله پادشاهی صفویه از شما شنیدم که برایم جای تعجب داشت و تجلیل این سلسله را از سوی شما به عنوان سکان دار انقلابی که رهبر بزرگش، نهضت را پایان 2500 سال سلطنت ظالمانه شاهان می دانست و به صراحت همه ایشان را ظالم و فاسد نام می برد برایم نا مانوس می نمود. اما رفتار، مواضع، تصمیم گیری های این روزهایتان، شباهت های بین حکومت روز جمهوری اسلامی با سلطنت سلسله ی مورد علاقه تان برایم روشن نموده است. شباهت های که بوی خیرو صلاحی از آن نه برای دین و نه دنیای مردم وشما به مشام نمی رساند.
شباهت جمهوری اسلامی این روزها به سلسله ای که زمان اوجش سرآغاز انحطاط ایران و ایرانیان بود و شروع عقب افتادگی 500 ساله کشور از جهان غرب و افولش یادآور حمله ی محمود افغان به تاراج رفتن شرف و عزت و ناموس تنها کشور شیعی جهان چراغ امیدی نمی افروزد.
بزرگترین ویژگی حکومت صفوی تبدیل پادشاهی به سلطنت مطلقه بود شاه بر خلاف شاهان پیشین دیگر، فقط شاه نبود خودش را مرشد کامل میدانست و برگزیده خدا و جانشین امام زمان، و پیش از شما اولین سلسله ای است در تاریخ، که شیخ الاسلام های بزرگ از منظر علم و فقه (و حقیر از منظر آزادگی و حریت) آن را جهت خوشایند سلطان متصل به حکومت ولی عصرعج می خواندند ومقام ظل اللهی برای سلطان قایل می شوند. قانون خواست سلطان تعریف می شود وهیچ کس مالک دارایی وعرض وناموس خود نیست مگر سلطان رخصت دهد. ملاک قرب به دستگاه سلطان سبقت در چاپلوسی وانتصاب مقام سلطانی به محاسن قدسی و زمینی می گردد و هیچ کس در قاموس صفوی در هیچ ویژگی انسانی یا قدسانی یارای نزدیکی به مقام سلطان را ندارد شاه شجاعترین، سلحشورترین، عالم ترین، آگاه ترین….. مردم است و هر عالمی، هنرمندی، پهلوانی وحتی سلطان زاده ای بخواهد بروزی از خود نشان دهد باید بمیرد، کوریا اخته شود تا درخشش سلطان تنها نور قابل رویت باشد.
راستی ما به ازای این رویه ها، امروز نظیر به نظیر در رفتار و تبلیغات کیهانی و اطلاعات و دادستانی های جمهوری اسلامی سراغ نداریم؟
در پابوسی مصباح و انتصاب ذکر یا علی جنابتان در بدو تولد توسط سعیدی؟
در فرزند کشی ها…. نداها و سهراب ها؟
در بند 209 و کهریزک و کوی دانشگاه؟
در بغض پسر بچه ی محروم از دیدارو آغوش ستوده مادر ؟
در ضربه مامور خودسر بر پهلوی دختر عزادار پدر و عزم کل نظامتان بر حاشا کردن قتل او؟
در تعطیلی دعای کمیل واحیای شب قدرو عزاداری اباعبدالله علیه السلام به جرم نگفتن مدح سلطان؟
در ترویج سید خراسانی بودنتان؟
در حصر استادتان آیت الله العظمی منتظری؟
در تسویه حسابتان با موسوی به جرم به بازی نگرفتنتان در ایام رییس جمهوری؟
در فحاشی مریدانتان در حمله به بیت آیت الله العظمی صانعی؟
در پرده دری زندگی خصوصی منتقدانتان؟
در بی حیایی بازجویان و مامورانتان؟
در ……
صفویه خیلی خوش شانس بود که در دورانی پادشاهی کرد جریان تحولات اجتماعی آنقدر سریع نبود و توانست چند صد سال به نام دین و ولایت به طعمه سلطنت چنگ اندازی کند اما جنابتان نه!
اگر مداحان سلاطین صفویه اعاظم بعلبک، جبل عامل و لبنان بودند وبزرگانی چون شیخ بهایی و علامه مجلسی ها مجیز شاه عباس و شاه سلطان حسین را می گفتند شما دردمندانه باید دل به مدح حقیرانی چون احمد جنتی، احمد خاتمی ومحمد یزدی خوش کنید.
کاش من از نسل انقلاب و امام نبودم و می توانستم چون علامه مجلسی بزرگ بر مسند افتا نشسته، حکومت را شایسته مسلمان ذی شوکت (صاحب زور)بدانم و لاجرم توماری از محاسن نداشته ی شاه سلطان حسین را در خطابه بیاورم واو را جانشین امام عصر تلقی کنم و دودمان از درون فاسد شده آن روز صفوی را متصل به حکومت بقیه الله الاعظم بشمارم واین چاپلوسی نابخردانه ی خود را چونان خیل آیات عظمی سکوت کرده ی این روزها تقویت تنهاحکومت شیعی جهان دانسته و از باب این مصلحت اندیشی منبر ومجالی برای درس و بحث و دنیای خود و مریدان فراهم آورم، دل خود رابه گرفتن دستور منع شراب خوش کنم و چشم از ظلم و تجاوز،دروغ وتعدی، قتل مردم وزنبارگی و شرابخواری حاکم ببندم و مردم را به نام دین، به ظلّ اللّهی سلطان، قدسی بودن سلطنت مجاب کنم و قدسی بودن سلطنت را به اطاعت مطلق و بی چون و چرا از سلطان و توجیه ظلم و فسق او پیوند زنم. تهی شدن نظام از درون را ببینم، نارضایتی مردم را و جدایی ایشان را از حکومت بواسطه ظلم وقتل و تجاوزوفساد حاکم و درباریان را ببینم و دم فرو بندم حالا هرچه می خواهد بشود، بشود. من را چه به اینکه محمود افغانی بیاید و عرض وناموس تنها کشور شیعی را به تاراج برد و…………… اما نسل من بزرگترین درسی که از امام به یاد دارد جلو جابر ایستادن و به ظلم ظالم رضایت ندادن است.
آقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران:
جمهوری اسلامی این روزها که بیش از هر نام دیگر باید نظام خامنه ای اسمش را نهاد، بزرگترین نقصانش کم شدن انسانیت، سقوط آزاد ادب واخلاق در بین مسئولان و جامعه است.بالاترین مقام مورد تاییدتان علنا دروغ می گوید و دیگر حتی شما هم نمی توانید دروغگویی ریس جمهور منتصبتان را حاشا کنید. به دستورتان عمالتان مردمتان را تحقیر کرده و میکنند، از مردم غمگین و فقیروترسیده از صلابت داغ و درفش انتظار شهامت و استقامت در برابر محمود افغان هارا نداشته باشید.محمود افغان هایی که در کمین نشسته اندو نه خیر شما می خواهند نه خیر مردم را. چون شاه سلطان حسین که کشاکش حمله دشمن و له شدن مردم زیر پاهای متجاوزین دل به باغ مصفای قزوین بسته بود و مالیخولیای کفایت آن باغ را برای خود در سر داشت نباشید بدانید انرژی هسته ای حتی سلاح هسته ای مادام که حمایت مردمی پشت نظام نباشد دوایی بر دل بیمار من و شما نخواهد بود. شجاعت اعتراف به خطایتان را در خود ایجاد کنید.مطمئن باشید قدرت ایران و انقلاب درفقط در حمایت وهمراهی مردم با نظام است.
…خواجه آنست که باشد غم خدمتکارش
والسلام علی عباد الله الصالحین
بسیجی لشگر10 سیدالشهدا و جانباز زمان جنگ
آقای نوری زاد مخلصانه با اهریمن به جنگ بر خاسته.و حتما پیروزی از آن ما است…گرچا برایش و میر و محبوسین نگرانم*
خیلی زیبا بود. حرف دل ما رو زدی حر زمان
سایت محترم کلمه
از درون نظرات ارسالی مطالب زیبایی استخراج می شود که ارزش تیتر یک شدن دارد. نگذارید این اسناد زیبای دوران مقاومت جنبش سبز در بخش نظرات از بین برود. ستونی برای این نامه ها ایجاد کنید.
دوم، از همه هموطنان می خواهم در صورت امکان نامه ها را پرینت و به سان اول انقلاب پخش کنند. قطعا مردم کوچه و بازار از وجود این نامه ها در فضای مجازی بی خبرند.
چه آقای نوری زاد استراتیژ باشد یا نه حرفهایش حق است و حق گویان همیشه تاریخ در زندان حکمان تاریخ همیشه تکرار می شود اما کسی عبرت نمی گیرد . سوئیس چرا اینطوری شده سوئی چرا و کشور عراق و لیبی و یمن و مصر غیره چرا اینطوری کمی تفکر بهتر از هزار سال عبادت است
آقای سبز اندیش منتشر کردند
روز اول که در سایت منتظری منتشر شد کلمه متن و پی دی اف ش رو منتشر کرد دوست عزیز
برادریا خواهر محترم
این بنده خدا نوری زاد ازهمه خواسته با احترام وادب اگر شکایتی دارندثبت کنند .خوب شما هم که ارادتمند آقا هستی اگر شکایتی از نوری زاد داری بسم الله. فتح بابی کن وداد نامه ای بارعایت حداقل ادب به قاضی القضاتی که برگزیده امام خامنه ایست جهت شکایت از نوریزاد صهیونیست بنویس.
این ادبیات جاهلانه بیش از اینکه خواننده نظرت را متوجه شکایت تو بکند او را ازنادانی تو اگاه تر میسازد پس دست بکار شو وتو هم شکایتی از این ام الفساد بنویس عزیز……
أعوذ برب الناس ، ملک الناس ، إله الناس
این بنده مجهول الهویة ، از جنبه شخصی از کسی شکایتی ندارم ، زیرا نتیجه اش آن خواهد شد که هویتم را کشف و بدون هیچ تشریفات قانونی ، بدون احضار و اخطار ، مرا دستگیر و بدون تفهیم اتهام و بدون محاکمه قانونی، بار دیگر به چند سال حبس و چندین ضربه شلاق محکوم خواهند کرد ( پس از چندین سال هنوز کمرم بهبودی کامل نیافته است ) ،
اما از جنبه عمومی شکایتی دارم ؛ اینکه مسموع واقع شود یا نشود ، نمیدانم :
شاکی : مجهول الهویه
مشتکی عنه : آقای سید علی خامنه ای
موضوع شکایت : تضعیف مقام معظم رهبری و تضعیف نظام جمهوری اسلامی
أدله :
الف – دولتهای بعد از انقلاب تا قبل از دولت همفکر ، همگام و همسو با مشتکی عنه یعنی دولت آقای احمدی نژاد ، علیرغم مشکلات ، نارساییها و کاستیها ، همگی دولتی ائتلافی بودند و ائتلاف خط یک و دو و سه ( چپ – راست – میانه ) ، موجب بود از برای اینکه :
1 – وحدت جامعه مخدوش نگردد و شقاق و چند دستگی تبلیغ و تشویق نشود .
2 – در اداره جامعه کسی خارج از گود و تماشاچی نباشد و تنازع و تقابل سیاسی مستمسک دشمنان داخلی و خارجی برای ضربه زدن به اسلام و ایران نگردد .
3 – از ظرفیتهای فراوان انسانی و غیر انسانی جامعه بهتر از این استفاده شود و منابع و معادن سرشار را در جهت تأمین دنیا و آخرت مردم بکار برند .
4 – به ” تعاونوا علی البر و التقوی ” بهتر از این عمل شود .
ب – رفتارهای ضد دینی و غیر دینی که با منافع دینی و ملی ما سازگار نیست ، در زیر مجموعه های حکومت ، اظهر من الشمس است . چرا بجای اینکه هنجارشکنان را به أشد مجازات برسانند ، قضایا را عمدا کش نمیدهند و پیگیری مؤثر نمیکنند ؟ شاید هم میخواهند شامل مرور زمان گردد .
آیا این قبیل سوء مدیریتها موجب تضعیف نظام و رهبری نیست؟
ج – در نزد امام ، از جنبه فقه و قانون ، افقه الناس مرحوم حاج آقا منتظری بود . سؤال : برای اینکه حوزه و نظام و مردم از درس و بحث آن فقیه فقید گرمی بگیرند و با نفس قدسی او نظام و رهبری تقویت شود ، چه اقدام موثری انجام شد ؟ مگر برای تقویت نظام و رهبری همه باید متملق و چاپلوس باشند ؟ چه کسی گفته است که پشتیبانی از ولایت فقیه یعنی چاپلوسی و تملق ؟
در نزد امام ، از جنبه قضا ، أقضی الناس یعنی قاضی ترین مردم ، آقایان شهید بهشتی ، موسوی أردبیلی ، صانعی و موسوی خوئینیها بودند . اکنون برای تقویت نظام و رهبری از بقیة السیف های دستگاه قضا چه استفاده ای میشود ؟
در نزد امام ، علمدار ، فرمانده کل جنگ و مشاورسیاسی ، آقای هاشمی بود . چرا باید در اولین اقدام ، او را از سمت جانشینی فرماندهی کل قوا برکنار و پس از آن هم به نظریات کارشناسی او بی توجهی نمایند ؟ آیا آقایان با برخوردهای نسنجیده خود ، زمینه جنگ دیگری فراهم نیاورده اند ؟ و به او دیگر هیچ نیازی ندارند ؟
در نزد امام ، لایق ترین و صالح ترین مدیر اجرایی که کار بی منت و بدون تبلیغات میکرد ، آقای میرحسین موسوی بود . دولت ائتلافی او کشور و جنگ را خوب اداره میکرد و افتخارش برای شما بود . اکنون برای تقویت نظام و رهبری ؟ چرا از مدیریت قوی او ، بی بهره اید ؟
در نزد امام ، أمیر الحاج و مورد اعتماد او ، آقایان کروبی و موسوی خوئینیها بودند . اکنون برای قرائت پیامهای برائت از مشرکین ، از چه کسانی استفاده میکنید ؟
در نزد امام ، مشتکی عنه نیز فردی خطیب و سخنور بود . چرا اکنون ایشان آنچنان که باید و شاید از خطب و سخنان گذشته و حال خود استفاده نمی برد ؟ آخر این چه کاری است که میکنند ؟ در ماشین ایشان پروژکتور نصب میکنند تا زمینه فیلمبرداری را بهتر فراهم کنند ؟ مگر هواداران ، او را وارد به شهر انبار نمی بینند و مگر او را رهبر واقعی خود نمیدانند؟ نکند او را هنرپیشه ای میدانند که میخواهد بعنوان یک رهبر مردمی نقش اول را بازی کند ؟!
د – چه تعداد از اعوان و انصار امام ، اعوان و انصار ایشانند ؟ لابد جواب خواهند گفت : آنان که اعوان و انصار پیام آور انقلاب بودند ، نمیتوانند اعوان و انصار أمیر المؤمنین انقلاب هم باشند . در اشکال و ایراد به این جواب باید گفت : این چه قیاس مع الفارقی است که شما میکنید ؟ آقای خامنه ای خود خام نیست و خوب میداند که : أعلم الناس بعد الإمام او نیست ، أقضی الناس بعد الإمام او نیست و . . . . . .
ه – مگر معنای انتخاب این نیست که آدم آزاد و مختار باشد که :
بین خوب و بد ،
بین خوب و خوبتر ،
بین بد و بدتر ، و
بین خوبترین و بدترین ( خدا و شیطان ) ، یکی را انتخاب کند؟
جبر و تحمیل در انتخاب را از کجای دین بیرون آورده اند ؟ اگر مردم من حیث المجموع ، رشید و بالغ و عاقلند بگذارند هر که را میخواهند انتخاب کنند یا نکنند ، و اگر نه اینچنین است و انتخابات جنبه صوری دارد ، چرا مردم را بازی میدهند؟ مگر نه اینکه انتخاب قیم برای صغار بر عهده صغار نیست ؟
یادمان نرود که خدای حکیم به عنوان هدایت و ارشاد ، شیطان را رد صلاحیت فرمود و آدم را از انتخاب شیطان بر حذر داشت ، اما هر گز آدم را در انتخاب مجبور نکرد . اجبار و اکراه در دین راهی ندارد و ” لا اکراه فی الدین ”
و السلام
من پیشنهاد می دهم که در روز ۲۵ بهمن همه با لباسهای سبز از خانه بیرون بیایند. نیازی به تجمع نیست فقط همه با لباسهای سبز به زندگی عادی خود ادامه بدهند! اعتراضی آسانتر از این وجود دارد؟ ایران را سبز پوش کنید.
کوشا
نوریزادشجاع!بهتربودازرهبرمیپرسیدی دکترخزعلی دلاور که5روزقبل توسط اوباشان گمنام ذوب شده ولایت درخیابان باشکستن دست ودندان ایشان به انفرادی اوین فرستاده شدایا شرعا وقانونا این رفتار مجاز بود؟ایا حاضری درصورت اثبات تخلف مجازات شوی؟ای کسی که “قدرت مطلق”چنان شارژت کرد که خود را همردیف مولا علی(ع)ورسول گرامی(ص)میدانی بهوش باش که بیشتر پیشروی نکنی که در ان صورت میگویی:انا ربکم الاعلی!!!
جالبه…
خدايا دامن مارا در اين فتنه ها مصون دار!
ما نمي خواهيم كربلايي ديكر بيافرينم
ومانند ابلهان كوفي با زبان بازي يزيديان امام و نائب او را تنها كذاريم
این نامه های بیجواب نامه اعمال ظالمان است جواب نامه ها را در آخرت با حسرت خواهند داد روزی که با سوز و آتشی بی پایان بر فرصتهای از دست رفته خود تاسف میخورند که گفت “اقرا کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا” آتشی که بر جان ظالمان است از جان آنها برمیخیزد “نار الله الموقده التی تطلع علی الافئده”
خامنه ای باردیگر یاد شاه را ذهنها زنده کرد ولی اینبار به شکل مذهبی اش
“اگر بچه های خالص جنگ همدیگر را تنها بگذارند، فرصت طلب هایی که در دفاع مقدس نبودند، می خواهند با به زیر سوال بردن جنگ و بچه های جنگ ، عدم حضور خود را موجه کنند.”
امام حسين (ع) : اي مردم ! رسول خدا فرمود: هر كس سلطان زورگويي را ببيند كه حرام خدا را حلال نموده ، پيمان الهي را مي شكند و با سنت و قوانين رسول خدا از در مخالفت در آمده و در ميان بندگان خدا، راه گناه و معصيت و ستم و دشمني را در پيش مي گيرد، ولي با عمل يا سخن اظهار مخالفت نكند، بر خداوند است كه او را در محل و جايگاه آن سلطان ظالم قرار دهد.
أيها الناس إن رسول الله (ص ) قال من رأي سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناكثا عهده مخالفا لسنة رسول الله يعمل في عباد الله بالإثم و العدوان فلم يغير عليه بفعل و لا قول كان حقا علي الله أن يدخله مدخله .
مقتل خوارزمي ، ج 1، ص 234
سلام ای حر زمان
من توان ننوشتن مثل شما را ندارم و در ایران هم زندگی نمی کنم و متاسفانه یا خوشبختانه جز نیروهای مامور خارج از کشور هستم که گاهی اوقات دچار عذاب وجدان می شوم و از اینکه مامور چنین حکومتی هستم احساس حقارت می کنم. ولی چه کنم جرات و شجاعت شما را ندارم.ولی هیمن قدر بنویسم که ایران در خارج از کشور هیچ جایگاهی ندارد.و جای بسی تاسف است که حتی کشورهایی نظیر فلسطین و لبنان نیز که از پشتبانی و پول ما بهره می برند از ما ایرانیان خوششان نمی آید.
خداوند پشت و پناه تان باشد
سلام بر همه حق جویان کوشا و خستگی ناپذیر .سخنم را با روایت نبوی که یکبار دیگر از زبان مرحوم آیت الله منتظری این روزها در سایت ها با عنوان “انتقاد از خود یا عبرت و وصیت “منتشر شده است، آغاز می کنم که : “کلّ بنی آدم خاطئون وخیر الخاطئون توّابون “.منظورم ازآوردن این عبارت اینست که هرکدام از انسانها که به نیت الهی امر به معروف و نهی ازمنکرمیخواهند به آیت الله خامنه ای نامه یا پیامی ارسال کنند ابتدا شایسته است بینی و بین الله ببینند آیا خودشان در طی سی و سه سال گذشته نقشی ،البته از روی خطای غیر عمد ،در ترویج و تحکیم وضعی که امروزبه بلوغ خود رسیده است داشته یا نداشته اند.اگر داشته اند ابتدا شجاعانه به خطای خود اعتراف کنند وسپس به طرح امر بمعروف خود بپردازند.چون این بت پرستی و بت تراشی فقط مربوط به بیست و دو سال رهبری آیت الله خامنه ای نیست .اتفاقا خود او روزی که مسئولیت ولایت فقیه را بر دوشش گذاشتند به گونه ای شاکیانه گفت با این کار میدانید دارید با من چه میکنید ؟منظور اینست که اگر ترویج این بنای کج یعنی فرهنگ ستیز با آزادی بیان معقول در سی و سه سال قبل، حامیان و مدافعان چشم و گوش بسته و منفعلی نداشت هرگز جا نمی افتاد و چنین ستبر نمی شد که امروز مثل اژدهایی خودی های دیروز را هم بی محابا گاز بگیرد.میدانم برای بسیاری که در جنگ و جبهه ها فداکاری های بی حساب کردند فکر اینکه بخشی از این ایثار و تلاش هایشان در تبعیّت و همراهی با برخی فرمانهای خطا بوده که از رهبر قبلی است ،بسیارسخت و دردناک است . ولی چاره ای نیست .اگر بخواهیم از ورطه این بلا به اذن الهی رهایی یابیم ناچاریم تسلیم محض منطق قرآن کریم شویم .بدون شک آیت الله خمینی با برکندن رژیم سلطنتی خدمت بس بزرگی به این ملت کرد ولی متآسفانه برخی خطاهای راهبردی او هم خسارت های زیادی بر مملکت وارد نمود که همین جا افتادن فرهنگ استبداد در جامعه یکی از ثمرات آنست.برخی از همراهان بسیار نزدیک رهبر قبلی گفته و می گویند که ما مخالفتمان را با بسیاری از تعدّیات سی سال قبل ابراز می کردیم ولی ترتیب اثر داده نمی شد . این عذر پذیرفته نیست .واجب بود که در مخالفت با رویه غلط حداقل استعفا می دادند.نه اینکه با توجیهاتی همراهیشان را با کارهای خطا بر ذهن خود جا بیندازند .الغرض ، هرکس به هر میزان در این سی و سه سال همراهی و کمک کرده هم در کارهای صواب شریک است و هم در کارهای اشتباه . و البته کارهای صواب بر فرمانهای خطا فزونی دارد .کسی خیال نکند جماعتی که امروز از سر جهل سنگ به اهل حق میزنند فعال ما یشاء هستند . اینها به اذن الهی برای بیدار کردن کامل من و شما چنین می کنند . تا انشاء الله ذوب کامل در منطق حق تعالی شویم. یادمان نرود که خدای متعال با هیچکس رو دربایستی ندارد . به امید هرچه سریعتر آن روز .
man ham az aghaye khamenei shekayat daram
من از علي شكايتي ندارم ولي همون كليد بهشت را به من بده تا مايي كه اين دنيامان را به او داديم لااقل بهشت را عوض بگيريم!!!!!
فقط خواهشا اين دستگاههاي تابعه ي مخالفت نكنن!!قربونت!!!!
با سلام به استاد عزیز
امروز در دانشگاههای ما درس مداحی میدهند و بهترین پیشنهاد رئیس جمهور برای آینده جوانانمان چوپانی است ( که صد البته از کوزه آن تراود که در اوست). آشی بد رنگ و بد بو و بد مزه درست کرده اند و اسمش فرهنگ اسلامی است . در باره اقتصاد و سیاست هیچ نگویم بهتر است . حریم و ارزش اجتماعی و احترام انسانی و حقوق شهروندی را سی سال پیش حلوایش را خوردیم .سپاه و ارتشی داشتیم که کمی نقطه قوت بود آنهم پیش از انکه دشمنی از خارج مرز ها نابودش کند خود در باتلاقی خود ساخته فرو رفت و نیست شد ، یادم میاید زمانی ارزش انسانها به انسانیتشان بود و اگر این ارزش به لباس تدین هم می اراست پهلوان تختی میشد .امروز تدین یعنی دروغ و دوروئی و کلاهبرداری و نان به نرخ روز خوردن و به سمت قبله دراز شدن و به خلق مردم پشت پا زدن و ظلم را دیدن و طرف ظالم را گرفتن. جامعه ایران از هر نظر بسمت انحطاط کامل پیش میرود و از نقطه قابل بازگشت خیلی وقت پیش گذشته است .
فرض کنیم دادگاه مورد نظر شما تشکیل شد و حتی فرض کنیم قاضی القضات منصوب رهبری هم به گناهکار بودن رهبر و بقیه دست اندر کاران رای داد و حتی همین فردا سکان کشور را به اهلش سپردند .
آیا بر روی این زیربنای باتلاقی و این ستونهای کج میشود چیزی ساخت . آیا نتیجه انقلاب ۵۷ بدلیل همین باتلاق و همین ستونها ( شاید عمق باتلاق خیلی کمتر و کجی ستونها یک دهم حالا ) به چنین استبدادی ختم نشد .
با این همه بسیار امیدوارم . بنده معتقدم آقای خامنه ای با این سلطنت وصله و پینه ای و استبداد کور بزرگترین خدمت را به ایران و ایرانی میکنند با ادامه روش ایشان، ایران با شدتی بمراتب قویتر از عراق و افغانستان به زمین خواهد خورد بمانند یک زلزله ۱۰ ریشتری و نه از اقتصاد و سیاست و نه از فرهنگ و انسانیت و از همه مهمتر از دین هیچ نخواهد ماند و به نقطه صفر خواهیم رسید . شاید خوش شانس بودیم و از نوری زادهایمان تنی چند باقی بودند و بر زمینی سخت ستونهائی از جنس منطق ، آینده و انسانیت استوار کنند تا بشود ملت و کشوری قوی بر روی انها بسازیم . شاید اگر بجای انتقاد از رهبر ، او را تشویق کنیم زودتر به نتیجه برسیم.
آفرین بر مردان شجاع این سرزمین که همه نوع درد و رنج را به جان خریده و مطالبات بر حق مردم را بدون ترس و واهمه ابراز می دارند و لرزه بر اندام حاکمان ظالم می اندازند.
1 همت نوشت 2 سروش نوشت 3 صانعي جواب شما را داد 4 سردار وهنوز مانده تا نامه هاي بعدي ….
جانمی نوری زاد
من به شما اقتدا می کنم
با همه فهمم
وبا همه آرزوهایم
برای فردایی با تو
وفردایی با همه ایرانیان
با سلام به کارکنان وزارت اطلاعات
خواهشمند است خلاصه ای از وضعیت واقعی سیاسی ، اقتصادی جامعه و افکار عمومی و نیز محتوای سایت های منتقد تهیه و در اختیار کارشناسان بیت رهبری قرار گیرد تا در راستای جلوگیری از بحرانی تر شدن شرایط جامعه در سیاست گذاری های بیت محترم رهبری به کار آید.
فارغ از مخالفت یا موافقت اینجانب با شرایط موجود منطق ایجاب مینماید جهت ایجاد آرامش در جامعه آنهم در راستای تطویل حاکمیت و زمامداری نسبت به اتخاذ مواضعی هر چند موقت در راستای خروج از وضعیت فعلی اقداماتی هر چند چراغ خاموش صورت گیرد.
در شرایط فعلی تحریم و فشار خارجی وجود نارضایتی داخلی سم مهلک به حساب میآید.
——————————————————————————
——————————————————————————
با سلام به خوانندگان محترم سایت های مجازی منتقد
همه سیستم های حاکمیتی در اقصی نقاط دنیا دارای معایب و محاسنی میباشد و تلاش در راستای بهینه کردن آن امریست ممدوح ، لیکن ذکر این مطلب ضروریست که در این فرایند اصلاح اگر تدبیر بعمل نیاید باعث ماهی گیری کشورهای بزرگ دنیا آنهم در راستای منافع خودشان از آب گل آلود خواهد شد و این در بلند مدت به مراتب زیان بارتر خواهد بود آنچنان که در دیگر کشورهای دنیا در حال وقوع است.
————————-
سیاست کثیف نرین چیزی است که در زندگی میتوان با آن روبرو شد.
شاید بزرگترین شکایت تحقیر مردم وحقیر بزرگ شدن فرزندان ایران باشد فرزندانی که جوانمردی ، نیک نامی ،گذشت ،درستکاری وبالاخص شجاعت برای آنها ودر وجود آنها مرده است
اینجانب ضمن تایید کلیه مفادشکایت آقای نوریزادپای این شکایت رابعنوان شاکی امضا میکنم.
با گمراهی جمعی نمی توان مقابله کرد ولی حداقل می توانیم همراهی نکنیم
با سلام
یاد امد از انکه مولا علی(ع) چندین بار به ابن ملجم ملعون فرمود سرانجام تو قاتل من خواهی شد و وی درجواب حضرت گفت اگراینطوراست بهتراست مرا ازمیان بردارید حضرت فرمود قصاص قبل از جنایت جایز نیست حال سئوال اینست که ایا کسیکه ادعای جانشیننی ایشانرا در شرایط
حاضر دارد چنین برخوردیرا در خواب هم با مخالفین زبانی و قلمی و نه حربی دارد؟
اقای نوری زاده عزیزحکومتی که تعدادی از صاحب منصبان دولتهای گذشته همین ولایت فقیه یا به قول شما امیر المو منین امام خامنه ای فقط به جرم شکایت از یکی از سرداران(مشفق ) مجددا به زندان انداخته و چگونه با انان برخورد نمودن دیگر چه توقعی میتوان داشت که اگر کسی از ولایت مطلقه فقیه حتی اظهار نظر منصفانه بکند خدا میداند چه ها بر سر او وخانواده اش نیاورند پس همان بهتر که شما در رویاهایتان از ولایت علی شکایت کنی وعواقبش را تحمل کنی
آقای نوری زاده اگر بخواهد هر خری مثل تو از آقا شکوائیه داشته باشه پس آقا که باید همیشه تو محکمه و دادگاه باشه.
اگر ………..که نباید بهش اعتنا کرد
اگر شما راست میگید نظر منم بزارید