سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » محمد نوری زاد: شکواییه به رهبری تاسی از شیوه مملکت داری علی(ع) است نه اجانب...

محمد نوری زاد: شکواییه به رهبری تاسی از شیوه مملکت داری علی(ع) است نه اجانب

چکیده :مردم در مواجهه با هرفلاکتی که مثلاً در دستگاه قضاییِ ما دست به دست می شود، و آسیب های آشکاری که در دولت و مجلس وهرکجا به جان جامعه می نشیند، بلافاصله شما را درجایگاه متولی ومقصر اصلی می نشانند و از شما انتظار پاسخگویی و پوزش خواهی – همانند علی(ع) – دارند. ...


محمد نوری زاد مستند ساز  با اشاره به دلایل نامه نگاری های هفتگی اش به رهبری بر این باور است که این نوشتن ها تاسی به شیوه مملکت داری حضرت علی (ع) است و هیچ ربطی به اجانب و  دستگاههای جاسوسی ندارد.

این مستند ساز هشت سال دفاع مقدس در هجدهمین نامه خود به رهبری با عنوان ” من یهودی تو علی” نوشته است: به پیربه پیغمبراین شکایت کردن از رهبر، مستقیماً به تأسی از شیوه ی مردمداری و مملکت داری علی(ع) است و هیچ ربطی به خط و ربط اجانب و دستگاههای جاسوسی و تحریک منافقان و معامله با دشمنان داخلی و خارجی ندارد. بلکه متأثر از رویه ای است که علی مرتضا به ما و به رهبر ما آموخته و ما را به پرهیزاز لکنت گرایی در برابر حاکمان تشویق و ترغیب فرموده است. خود شما نیک تراز همه می دانید اگراین پیشنهاد از چشمه ای درست نور نمی نوشید، تاریخ تشیع، هرگزبا لذت ازشکایت آن یهودیِ کوفی و به محکمه کشاندن امیرمومنان یاد نمی کرد و به آن واقعه غرور نمی ورزید.

نوری زاد با اشاره به شبیه سازی تاریخی که از سوی رهبری در سخنرانی هایش صورت می گیرد، از وی درخواست می کند حال که دشمنان شما خوارج هستند، شما هم مثل علی (ع) رفتار کنید و مثل او از مردم عذرخواهی کنید.

این مستند ساز می نویسد: این شما بوده و هستید که دراین سالهای رهبری، مرتب از ” عوام و خواص ” فرموده اید، وازفتنه ها و توطئه ها و خروج مخالفان از گردونه ی اطاعت ازعلی(ع). این شما بوده و هستید که به تناسب روحِ سخن، ازعبرت های عاشورا سند آورده اید. نیزبه تأسی از جناب شما، این هواداران و امامان جمعه ی شما بوده و هستند که مرتب به سرنوشت خوارج اشاره می فرمایند، و معترضان را با آنان یکی، و شما را با علی (ع) مترادف می دانند. مگراین خود شما نبوده و نیستید که مخالفان سیاسی خود را به چونیِ سرنوشت طلحه و زبیر انذارمی دهید؟ طوری که شنونده ی سخنان شما بلافاصله می داند: کسی که مخاطبان خود را به گسستِ تاریخیِ طلحه و زبیراشارت می دهد، غیرمستقیم به علی بودن خود بشارت می دهد.

این نویسنده و مستندساز دفاع مقدس که هر هفته جمعه ها برای رهبری نامه می نویسد، این بار از مردم هم درخواست کرده که با نوشتن نامه به مظالم و ستمی که بر آنها رفته است، بپردازند.

او در این نامه خود آورده است:مردم در مواجهه با هرفلاکتی که مثلاً در دستگاه قضاییِ ما دست به دست می شود، و آسیب های آشکاری که در دولت و مجلس وهرکجا به جان جامعه می نشیند، بلافاصله شما را درجایگاه متولی ومقصر اصلی می نشانند و از شما انتظار پاسخگویی و پوزش خواهی – همانند علی(ع) – دارند. این که: حالا که شما خودت را علی می دانی و مابقی را کوفی، بفرما، این شما و این فاجعه ای به اسم تحقیرو غارت و عقب ماندگی. این شما و این رواج بی ادبی، و رواج دزدی درمیان حامیان شما. بیا و مثل علی پاسخ بگو باش و همانند او از مردم و از تاریخ عذر بخواه!
متن کامل نامه محمد نوری زاد که در وبسایت شخصی او منتشر شد به شرح زیر است:

سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران

من این نامه را برای جناب شما سه چهار ماه پیش، درست فردای همان روزی نوشته ام که برادرانِ سپاهی به خانه ی روستایی و پدری من هجوم آوردند و بساط فیلمسازی مرا بار کردند و بردند تا به گمان خود اجازه ندهند من ازوحشت سرای اطلاعات وسپاه برای شما فیلم بسازم و شما را ازچند وچون رفتارهیولاگونشان با متهمان آگاه کنم.

اما اکنون، بنا بر انتشار آن دارم. به این دلیل که انتشار این نامه، آنهم درست بیخ گوش انتخابات مجلس، نه یک حرکت مغرضانه و ناجوانمردانه، که عین درستی و فرصت سنجیِ مشفقانه است. شاید انتشار این نامه، و سیل نامه هایی که بعد ازاین به سمت خانه ی شما روی خواهد آورد، جناب شما را برآن متمایل کند که زمان انتخابات را به فرصتی دیگرموکول فرمایید. معمولاً برگزاری انتخابات در یک کشور به شرایطی چند محتاج است که نخستینِ آن، وضعیت منطقی و متعادل جامعه است.

متأسفانه این روزها روند اوضاع درکشورما متعادل نیست. شمّ درست رهبریِ شما اتفاقاً همین روزها باید بکار افتد. ما صدای غلغل هزار حادثه را از درون این جامعه می شنویم. ظهور این همه بحران داخلی و بین المللی، و رواج و گسترش این همه فضای امنیتی برای محدود کردن معترضان و منتقدان، و حتمی شدن این همه انشقاق میان مردم، و پرهیز معترضان ازشرکت در انتخابات، نشان دهنده ی اوضاع نامتعارف در کلیتِ کشوراست. اطمینان دارم انتشار سیل آسای نامه هایی که بلافاصله بعد از انتشار این نامه شما را مخاطب خود قرار خواهند داد، علاوه بر ترغیب جناب شما برای به تعویق انداختنِ زمان انتخابات، ما و شما را به گردونه ای از آزمونهای اعتقادی مان نیز درمی اندازد تا بداینم رفتار ما تا کجا با آنچه که پیوسته شعارش را می دهیم، تناسب دارد.

پیش ازآوردن اصل نامه اجازه بدهید به یک خطای خودمانی اشاره کنم. این خطا، هم توسط ما که مخاطبان آرام و شنوای شما بوده ایم، هم توسط شما که مبدعِ تلفیقِ تاریخیِ اندیشه های خود بوده اید، درمیان ما رواج یافته است. منتها دربرآمدنِ این خطا، شاید آن کسی که بیش ازهمه ی مردم ایران سهم و نقش داشته، خودِ شما باشید.

بدون لکنت بگویم: این شما بوده وهستید که دراین سالهای رهبری، مرتب از ” عوام و خواص ” فرموده اید، وازفتنه ها و توطئه ها و خروج مخالفان از گردونه ی اطاعت ازعلی(ع). این شما بوده و هستید که به تناسب روحِ سخن، ازعبرت های عاشورا سند آورده اید. نیزبه تأسی از جناب شما، این هواداران و امامان جمعه ی شما بوده و هستند که مرتب به سرنوشت خوارج اشاره می فرمایند، و معترضان را با آنان یکی، و شما را با علی (ع) مترادف می دانند. مگراین خود شما نبوده و نیستید که مخالفان سیاسی خود را به چونیِ سرنوشت طلحه و زبیر انذارمی دهید؟ طوری که شنونده ی سخنان شما بلافاصله می داند: کسی که مخاطبان خود را به گسستِ تاریخیِ طلحه و زبیراشارت می دهد، غیرمستقیم به علی بودن خود بشارت می دهد.

درتازه ترین گویشِ اینچنینی خود، دردیدار با حامیانِ قمیِ خود به وضعیت فعلی ایران اشاره فرمودید. که: وضعیت فعلی ایران، همسنگ بدر و خیبراست. این یعنی: جایگاه شما همان جایگاه پیامبراست و وضع مخالفین شما همان وضع کفارقریش و یهودیان مدینه.

این ترادفِ بی دلیل و بدون پشتوانه، گرچه در بزنگاههای نیاز، مردمان عوام را به جانبداری ازما و شما بسیج کرده اما دربسیاری از مواقع، به دشواری کارما نیزانجامیده است. رازاین دشواری را درهمین نامه با شما خواهم گفت. اما چرانگویم: ایکاش شما همچنان یک طلبه ی جویای حق باقی می ماندید وبا خطابه های شورانگیز خود به همه ی ما راه می نمودید و هرگز به جایگاهی که سرشاراز رسالت و مسئولیت است دخول نمی کردید. بنا به تکرار همان علی علی ها، و عوام وخواص ها، و خوارج گویی ها، اکنون شما چه بخواهید و چه نخواهید، هرقدم تان با قدم های علی و اولاد علی مقایسه می شود، و دستگاههای این نظام اسلامی نیز با: آنچه که پیامبرو امامان می گفتند و سفارش می فرمودند.

مردم در مواجهه با هرفلاکتی که مثلاً در دستگاه قضاییِ ما دست به دست می شود، و آسیب های آشکاری که در دولت و مجلس وهرکجا به جان جامعه می نشیند، بلافاصله شما را درجایگاه متولی ومقصر اصلی می نشانند و از شما انتظار پاسخگویی و پوزش خواهی – همانند علی(ع) – دارند. این که: حالا که شما خودت را علی می دانی و مابقی را کوفی، بفرما، این شما و این فاجعه ای به اسم تحقیرو غارت و عقب ماندگی. این شما و این رواج بی ادبی، و رواج دزدی درمیان حامیان شما. بیا و مثل علی پاسخ بگو باش و همانند او از مردم و از تاریخ عذر بخواه! واما اصل نامه:

” من یهودی تو علی”

سلام به رهبرگرامی،
درعالم خیال، هم شما برقله ی بلندِ برتری بنشینید، وهم من بنا به دلایلی که خواهم آورد، خفیف وخوار می شوم. حُسنِ عالم خیال دراین است که هم ما هم شما می توانیم درهرکجا قرار گیریم و به قالب هرکس فرو شویم. اگر موافق باشید، من و شما با هم به دوردست های ایمانیِ خویش سفر می کنیم. و مردمان امروزِ ایران و جهان را به تماشای این سفر خیالین فرا می خوانیم.
با پوزش از یهودیان شریف سرزمینمان ایران، بنا را براین بگذاریم که من محمد نوری زاد، یک یهودیِ عنود و بد کردارم. ازاین فرودست ترآیا؟ وباز بنا را براین بگذاریم که: سیدعلی خامنه ای، مالک اشتر نخعی که نه، بل خود امیرمومنان علی(ع) است. از این فرا دست ترآیا؟ ساحت سوم را به برجِ بلند قاضی القضات کشورمان جناب لاریجانی احاله می دهیم. که توسط خود شما که نه، بل به حکم مستقیم علی مرتضی بر مسند بی بدیل قضاوت جلوس فرموده است. نیک تراز این آیا؟ پس شکوائیه ی بی ریای من بدینصورت به محضرقاضی القضات حضرت خامنه ای تقدیم می گردد:
شاکی:
یهودی بد سابقه و بدکرداری به اسم محمد نوری زاد. ایرانی الاصل. کارمند بازنشسته. به نشانیِ ایران.
مشتکی عنه :
امیرمومنان سید علی خامنه ای. ایرانی الاصل و رهبر مردم ایران از بیست و سه سال پیش تاکنون. به نشانی بیت رهبری.
موضوع شکایت:
یک : شفاف نبودن مواضع پولی امیرالمومنین و نبود نظارت بر چند و چون هزینه های تحت امر وی.
دو: آسیب رسیدن به ذخایر انسانی و اعتباری و معرفتی و ایمانی و پولی مردمان ایران چه درداخل و چه در سطح جهان درزمان رهبری امیرالمومنین سید علی خامنه ای. و این که در زمان رهبری وی، اسلام از هرزمان دیگر خوار و خفیف تر شده و ایران درجدول های خفت جهانی، به مراتب بالایی دست یافته است.
سه: رواج فضای امنیتی و رعب و وحشت درکشور توسط دستگاه های تحت امر ایشان.
چهار: سرعت گرفتن فرارمغزها و کسانی که به هردلیل درکشورشان احساس امنیت نمی کرده اند.
پنج: به حاشیه رفتنِ قانون در کلیت کشور در زمان رهبری وی.
شش: برآمدن دزدان سیری ناپذیری چون سپاه پاسدارانِ تحت امرایشان و ورود بی درو پیکرِ این جماعت به خط قرمزهای اقتصادی و سیاسی و اطلاعاتی.
هفت: فرو شدن کشور به دامان حادثه های آسیب زا و تحمیل تحریمهای بین المللی برکشور و حتی بدهکار کردن نسل های آینده به مجامع جهانی. هشت: دایرشدن مجلس خبرگانِ بی خاصیت، و فیلترمشمئز کننده ای به اسم نظارت استصوابی برای آنکه علمای آزاده اما مخالف نتوانند به این مجلس ورود کنند. وبه همین دلیل، طولانی شدن دوران رهبری ایشان بدون این که دستگاه ومرجعی شهامت آسیب شناسی این دوران را داشته باشد.
نه: رواج سانسور شدید و از ریخت انداختن رسانه های ملی و مردمی و قفل بستن بر منبرها و تریبون ها.
ده: حقیرکردن ایرانیان درسطوح مختلف چه درداخل و چه خارج، بویژه حقیرکردن اندیشمندان و کارشناسان و روحانیان.
یازده: خوار و خفیف شدن دستگاه قضایی ومجلس شورا، وبرزمین کوفتن شأن قضا و نمایندگی، و روبیدن مفهومی به اسم استقلال دستگاه قضا وروبیدنِ شهامتِ نقد و اعتراض از کلیت مجلس.
دوازده: تربیت و گسیل اوباشان مذهبی به درخانه ی شخصیت ها وعلمای معترض و کوی دانشگاه و به هم زدن مجالس و تخریب منازل منتقدان درزمان رهبری وی و موضع گیری نکردن و پوزش نخواستن وی در این خصوص.
سیزده: خنده دارشدنِ اصل انسانیِ “ممنوعیت ورود به حریم خصوصی مردمان” با ورود هیولاهای اطلاعاتی و سپاهی به داخل منازل مردم و دزدیدن اموال شخصی آنان و شنود مکالمات تلفنی و انتشار اسرار خصوصی مردم دررسانه های جمعی درزمان رهبری ایشان.
چهارده: کشته شدن دهها نفراز منتقدان توسط دستگاههای تحت امرایشان و احاله ی این قتل ها به صهیونیست ها و پرهیزاز پوزش خواهی و روشنگری و معرفی مقصران فاجعه های خاموش. و شکنجه و اعتراف گیری ازعاملین درجه ی چند این کشتارها با این رویکرد که آنان به دستگاهها ومحافل استکباری و صهیونیستی و مجامع فساد وابسته اند. شرم آورترین سند این فاجعه ی فراموش نشدنی، نحوه و محتوای بازجویی از همسر سعید امامی است.
پانزده: آگاهی امیرالمومنین از مرگ هزاران نفر از شهروندان بخاطر توزیع سوخت های غیراستاندارد و مرگ های ناشی ازانتشار سیگنال های آسیب زا برای ایجاد پارازیت و پرهیزوی از فراخوانی مقصرین این فاجعه های جاری و ارجاع آنان به دستگاه قضایی.
شانزده: آگاهی ایشان از زندانی کردن و شکنجه ی معترضان سیاسی با دادگاهها و رأی های از پیش مشخص و زندانی کردن رهبران جنبش اعتراضی مردم بدون تشکیل دادگاه و آگاهی مولای متقیان از پرونده ها و انواع شکنجه ی مأموران سپاهی و اطلاعاتی با متهمین از قبیل زندان انفرادی، ضرب و شتم، فحش و ناسزا، تهدید، ارعاب، بهم ریختن امنیت روانی و خانوادگی و خصوصی متهمین.
هفده: سلب حق قانونی راهپیمایی معترضانه از مردم معترض، بنحوی که در تمام مدت طولانی رهبری امیرالمومنین خامنه ای حتی یک مورد به مردم اجازه ی راهپیمایی داده نشد.
وهجده: …..

رهبرگرامی،
با عنایت به شکایت آن مردِ یهودیِ کوفی ازعلی(ع) خلیفه ی وقت، وکشاندن خلیفه به محکمه ای که قاضی اش را خودِ خلیفه گمارده بود، ومحق شناخته شدن آن یهودیِ کوفی، و شکستِ خلیفه درآن محکمه ی تاریخی، من نیز که یک یهودی بدکردار این سرزمینم، از خود شما که خلیفه ی دوران ما هستید، به محضر قاضی القضات جناب شما شکایت می برم.

بدیهی است اینها که برشمردم، فعلاً اتهام وادعاست ونه جرمی اثبات شده. شما می توانید در محکمه ی مطلوبی که ما آرزوی برگزاری اش را داریم از خود دفاع بفرمایید. احتمال دارد مقصرباشید یا ازهمه ی اینها مبرا شوید. مهم: حضور شما در آن محکمه است. و نشان دادن این که: اگر آمریکایی ها با اعتنا به استقلال دستگاه قضایی شان می توانند رییس جمهورشان را به محکمه ای مستقل فرا بخوانند و جلوی چشم مردم دنیا مفتضحش کنند، نظام جمهوری اسلامی ایران نیز این ظرفیت را دارد که به تأسی از آموزه های اسلامی خویش، رهبرکشور را بنا به شکایت یک شهروند، یک یهودیِ معترض، به دادگاه بخواند و از رهبر بخواهد به پرسش ها و موارد اتهامی پاسخ بگوید.
اگر با من به محکمه آمدید و شانه به شانه ی من در حضور قاضیِ خود و در جلوی چشمِ مردم ایران و جهان به شکایت منِ یهودی پاسخ گفتید، ما و شما را معلوم می شود که هرآنچه در این نظام دست به دست می شود، بویژه رفتار و مواضع و سخنان خود شما، متاثر از خّلق و خوی خوبانِ ایمانی ماست.

دراین صورت، منِ یهودی خواهم دانست، وهمگان خواهند دانست: قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، از حقیقتی آسمانی شیرمی نوشد ومسئولان نظام از رهبری تا ریاست دستگاه قضا جز فرابردن این حقیقت آسمانی، دأب دیگری ندارند.

واگرنه، آمدید و به شکایت من و به شکایت آنانی که حقوق تباه شده ی خود را از شما مطالبه می کنند، بهایی قائل نشدید، ویا حتی بلافاصله بعد از انتشار این نامه، دستور بازداشت و شکنجه ی این یهودیِ بدکردار اما شاکی را صادر فرمودید، به من و به همه ی تاریخ تشیع حق خواهید داد که راه و روش حاکمان و پادشاهان زورگوی تاریخ را پیش پای شما فرش کنیم، و خاکستر تباه شده ی آرزوهای این انقلاب نگون بخت را درمطلع فهم خویش بر سربیفشانیم، و قاضی شما و دستگاه های امنیتی و نظامی شما و نمایندگان و مأموران شما را درردیف عمله های ظلم جای دهیم.

رهبرگرامی،
من با اجازه ی شما و با اطمینان از سعه ی صدر شما و امنیتی که شخص شما برای ما فراهم خواهید آورد، و درراستای بازخوانیِ این حق فراموش شده، واین که شکایت از حاکمان دریک نظام اسلامی، حق حتمی و غیرقابل انکار شهروندان است، ازهمه ی اقشارجامعه، ازنام آشنایان تا گمنامان، از نمایندگان ادوار مختلف مجلس، از قاضیان سابق و اکنون، از دولتمردان و کارشناسان، از دانشگاهیان، از دانشمندان و فرهیختگان و اندیشمندان و روحانیان، از مهاجران و درخانه ماندگان، از نویسندگان و هنرمندان، از فرهنگیان و نظامیان، از زندانیان و خانواده های آنان، ازصنوف سیاسی وحتی صنوف صنعتی و بازرگانی، از دختران وپسران جوان، بویژه از بانوان، چه درداخل و چه خارج، از آنانی که به هردلیل جلای وطن کرده اند و درحسرت بازگشت به میهن خود می سوزند، وحتی از روستاییان بی نشان، تقاضا می کنم دست به قلم ببرند و نامه هایی شکوه گون به دستگاه قضایی کشورمان بنویسند و شکایت های مصلحانه ی خود را از جناب شما مطرح کنند. البته بی آنکه قلم خود را به الفاظ ناشایست بیالایند.

با نگارش این نامه ها، مردمان ما دریک حرکت خیرخواهانه وملی، به واشکافی و بازگوییِ خسارت ها و آسیب های سالهای رهبری شما خواهند پرداخت. بویژه آن آسیب هایی که شخص شما در ظهورآنها سهم و نقش مستقیم داشته اید. قصد ما از طرح این شکایت ها، هرگز به این نیست که به قول آقای شریعتمداری کیهان و همفکران ایشان با جاسوسان و دشمنان قسم خورده ودرکمین نشسته ی کشورمان دریک جبهه قرار گیریم. بل می خواهیم این سنت فراموش شده ی اسلامی را احیا کنیم و غبار از روی آن بزداییم. درست همان کاری که خود شما باید دراین سالهای طولانی رهبری، از مردم و از دستگاهها و از مجلس خبرگان می خواستید و نخواسته اید.

نخستین فایده ی این حرکت بزرگ این است که ما به جهانیان اعلام خواهیم کرد: چرا ازما بد می گویید؟ بیایید و خود به چشم خود ببینید و خود قضاوت کنید! اینجا ایران است. جمهوری اسلامی ایران. دراین کشور، همه ی اقشارجامعه، از درس خوانده تا بی سواد، از فقیر تا غنی، ازنام آشنا تا بی نشان، همه می توانند ازرهبرشکایت کنند و او را به محاکمه فرا بخوانند و اصلاً نیز به زندان و تنگنا درنیفتند.

پس من با اجازه ی جناب شما، وبا این تضمین که درجمهوری اسلامی ایران، نقد مسئولان و حتی نقد وشکایت ازشخص رهبری درراستای امربه معروف و نهی از منکر قرار دارد و هیچ عاقبت تلخ و هیج رفتار نانوشته ای برمنتقدین و شاکیان مترتب نیست، از همه ی مردم، بویژه آنانی که از شما بهر دلیل شاکی اند و مجالی برای طرح شکایت خود نیافته اند، دعوت می کنم با امنیت کامل و بدون ترس و بدون لکنت از شما به دستگاه قضایی خودمان شکایت برند و طرح دعوا کنند. این امنیتی که شما برای شاکیان و البته برای خود حقیر تدارک می بینید، نام شما را در امتداد حاکمان خوبی که سخن شاکیان خود را به دامان دشمنی درنمی اندازند و حتی به آن بها می دهند و خود با پای خود به محکمه می روند، ثبت و ضبط خواهد کرد.

باردیگر با صدای بلند تکرار می کنم: به پیربه پیغمبراین شکایت کردن از رهبر، مستقیماً به تأسی از شیوه ی مردمداری و مملکت داری علی(ع) است و هیچ ربطی به خط و ربط اجانب و دستگاههای جاسوسی و تحریک منافقان و معامله با دشمنان داخلی و خارجی ندارد. بلکه متأثر از رویه ای است که علی مرتضا به ما و به رهبر ما آموخته و ما را به پرهیزاز لکنت گرایی در برابر حاکمان تشویق و ترغیب فرموده است. خود شما نیک تراز همه می دانید اگراین پیشنهاد از چشمه ای درست نور نمی نوشید، تاریخ تشیع، هرگزبا لذت ازشکایت آن یهودیِ کوفی و به محکمه کشاندن امیرمومنان یاد نمی کرد و به آن واقعه غرور نمی ورزید.

سخن آخراین که: پیش ازفرارسیدن زمان آن محکمه ی خوب و خواستنی، خواهشمندم عجالتاً دستور فرمایید آندسته از برادران سپاه واطلاعات که به برداشتن وسایل زندگی مردم علاقه ی ویژه ای دارند، ابزارو وسایل شخصی من و سایرین را که سالها پیش برداشته اند و برده اند، به ما بازبگردانند. البته ما شکایت ازدزدی های تریلیاردی وآسیب های این دستگاهها را، وخراشی را که اینان به جان جامعه درانداخته اند، نه به برگزاری محکمه ای خیالین، که به برپایی محکمه های حقیقی درهمین نزدیکی ها موکول می کنیم. والسلام علی من التبع الهدی.

با احترام و ادب: محمد نوری زاد – بیست و سوم دیماه سال نود
بدرود تا جمعه ای دیگر


103 پاسخ به “محمد نوری زاد: شکواییه به رهبری تاسی از شیوه مملکت داری علی(ع) است نه اجانب”

  1. ناشناس گفت:

    زنده باشي برادر

  2. ناشناس گفت:

    man ham minevism… ba ink kasi man ro nemishnase..

  3. همای خمام گفت:

    با سلام
    هر چند که اینجانب شکایت برا ی دستهای شکسته خود و فرزندان عزیزم که در واقعه عاشورای 89 از رهبری نابخردانه خامنه ائی اتفاق افتاد را به درگاه احدیت برده ام و او را در جهانی دیگر بمحاکمه خواهم کشاند ولی میخواهم بجرم شکنجه همسر اقای سعید امامی که همسرش از پوست و خون همین دولت مردانی که مدافع آنان بوده و برای بقای همین رهبری دست بجنایاتی زده بود شکایت به قاضی القضات همین رهبری ببرم که بقول این حر زمانه چگونه با وی برخورد خواهد نمود.
    برادر عریز و همسنگر بی سنگرم ، سلام و درود خداوند بر تو باد که چه تمثیلی آورده ای که یقیناً افکار هر شخصی (از جمله سید علی خامنه ائی ) را که مدعی علی علیه السلام بودن را مینماید به همه خواهد نشان داد که از حرف تا عمل فاصله بسیار هست .
    برایت ارزوهای بهترین ها را دارم .

  4. یک هموطن سنی گفت:

    السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
    اطیعوالله واطیعوالرسول واولی الامرمنکم
    جناب ایت الله خامنه ای رهبرایران
    من یک اهل سنتم بلوچ باشم کردباشم جنوبی باشم ترکمن باشم فرقی نمیکند
    من یک ایرانی ام هم مذهب سعدی وحافظ ومولوی وجامی وابن سیناوغزالی وووهزاران انسان بزرگ این مرزوبوم هستم
    من توراولی الامرخودم میدانستم چون خدادرقران به من این رافرموده ولی کم کم اولی الامرمن ….
    بگذریم من شاکی شمانیستم ولی بعنوان یک تحصیلکرده اهل سنت ایرانی الاصل وطندوست که 20میلیون جمعیت این کشوردارد چندسوال دارم لطفاپاسخ بفرمایید

    1-چرااجازه ساخت یک مسجدبرای مادرام القرا که شمافرمودید تهران نمیدهند؟
    2-چرا درخدمت سربازی اجازه نمازجماعت به مانمی دهند ؟
    3-چرا علمای ماچندروزپیش به اتهام واهی وهابی بودن دستگیروروانه زندان کردند؟
    4-چرا گزینشهای مسخره ماراازکارشناسی ارشد ودکترامحروم میکنند ؟؟؟
    5-آیابه نظرت قانون اساسی خودش سراآغازتبعیض وناعدالتی نیست که رییس جمهوربایدشیعه اثنی عشری یاشد یعنی اهل سنت بایدفقط رای بدهد تاتنورانتخابات گرم کردد آیااین قانون عاقلانه ومنصفانه است نظرشماچیست؟
    6-چرادرمجلس ششم وقتی یک اهل سنت بنام دکترجلالی زاده میخواست عضوهیئت مدیره شود ازحوزه علمیه قم که زیرنظرشماست شبانه فریادهابلندشد که اسلام درخطرست واجازه ندهید یک اهل سنت عضوهیئت رییسه گردد
    7-33سالست به هیچ یک ازاهل سنت نه سفیری کردند نه وزیری نه استانداری این معنیش چیست ماهنوزنمیدانیم وکشف نکردیم؟؟؟
    8-چرادرصداوسیمادراین 33سال نیم ساعت به مافرصت داده نشد علماوبزرگان ماصحبت کنند واکنون این خلاراباشبکه های اهل سنت خارج ازکشورپرمیکنند؟؟؟
    9-چرادرصداوسیمادرمداحی هادرکتابهای دانشگاهی درتریبون های نمازجمعه به بزرگان ومقدسات اهل سنت فحاشی واهانت میکنند وهمیشه حضرتعالی خواهان وحدت هستی آیامیشودبااین اعمال وحدت حفظ شود؟؟
    10-شب وروزبه اصحاب پیغمبرو ام المومنین عایشه که خدای متعال به صراحت درقران اوراامهات المومنین نام میبرد عده ای نادان ولجوج به مادران خویش توهین میکنند وبجاست من درموردسوال دهم ازشماتشکر کنم که درفتوایی اهانت به زوج مطهره رسول راحرام اعلام کردی تاانسان منصفی باشم وهرکارمثبتی انجام دادی آن راباشجاعت اعلام کنم
    11-جناب آقای خامنه ای من هنوزتورابرجنتی ها ومصباحها ولاریجانی هاوسیداحمدخاتمی هاترجیح میدهم
    زیراهم دانش شمابیشتراست وهم مدیریتت وهم مهربانی ورئوفیتت
    خداهمگان رابه راه راست هدایت کند
    والسلام علی من التبع الهدی
    التماس دعا
    ایک هموطن سنی ات

  5. D&G گفت:

    سایت محمد نوری زاد را صفحه ی نامه ی 18 حک کردن الان فقط روی سایت شما موجود هست لطفا مراقب باشید و سریع منتشرش کنید

  6. یک دلسوخته گفت:

    آقای نوریزاد شما هرقدر دلتان می خواهد به این نامه های محبت آمیز و محترمانه خطاب به رهبری ادامه دهید، اما من گمان نکنم این نامه ها کوچکترین تاثیری روی او بگذارد. با اینجور افراد باید مثل خودشان رفتار کرد. او فردی است که وقتی خواست ازشرکسی خلاص شود اغلب ریشه او را میزند. اگر امیدوارید که این نصیحت های شما روی ایشان اثربگذارد من گمان نکنم. او لذت قدرت لجام گسیخته را جسیده است و باور کنید بدون آنکه قصد توهین به او را داشته باشم تنها علاجش خاک سرد وگور است که مردم از این عادات ناپسند او خلاص شوند. اما البته شما تصمیم گرفته اید به این نامه نوشتن هایتان ادامه دهید و خداوند یارتان باشد اما من خواستم هشداری داده باشم که آنچه البته به جایی نرسد درمورد ایشان فریاد است. موفق باشید

  7. ناشناس گفت:

    رحمت خدا بر پدر و مادرت آقای نوری زاد

  8. عاشق وطن گفت:

    واقعا از صراحت کلام شما لذت بردم.مطمئنم که بزودی رهبر,دستور بازداشتتان را صادر میکند.اگرسنگدلترین حاکمان هم اینگونه نصیحت میشدند دلشان به رحم می امد اما رهبرما…. حیف که نرود میخ اهنین درسنگ!اندکی صبر!سحرنزدیک است.شکی نیست.

  9. ناشناس گفت:

    هربار که نامه جدیدتان را میخوانم امیدم به نجات ایران از دست این حاکمان مزور دین ستیز ستمگر بیشتر میشود.جنبش سبز زنده است چون نوریزاد زنده است

  10. احمد گفت:

    شماوایشان وهمه میدانندان محکمه ان رادمردتنهاویکباردرطول تاریخ بودوهرگزتکرارنشدهمه حکومتهایی که بنام دین ذمار ازمردم دراوردندچه عباسیان وچه صفویان چه شیعه وچه سنی چه شاهان متدین قاجار وچه نظام مقدس جمهوری همه بایک روش ظلم کردند وبنام خداورسول متاسفانه لذا طوری القا نفرماییدکه بدنبال استثنا هستید هرکس که خودراجانشین رسول الله ببیند همان اختیاررادارد تاکنون هم حاکمان کشورهای اسلامی باهمین ادعاحکومت کردند نتیجه اینکه هرکس این لباس رادربرکند ادعای طاووسی کند

  11. ناشناس گفت:

    دست مریزاد ای آزادمرد.
    به امید راه افتادن کمپین شکایت از رهبری

  12. سربازگمنام جنبش سبز گفت:

    با عرض ادب واحترام خدمت جناب نوریزاد عزیز ممنون از تو ، ایکاش ذره ای ازحق طلبی و وظیفه شناسی ودغدغه تو دردفاع از دین خدا وحقوق مردمان و بزرگان دین وآبروی پیامبر دروجود کسانی بود که داعیه دفاع وپاسداری و نشردین اسلام وراه ائمه وپیامبر را دارند و در این زمستان قحطی وجدان و شجاعت واز خودگذشتگی ، عامدانه چشم بر حقیقت بسته اند و مزورانه در حالیکه قرنهاست از خون حق جوی حسین روغن چراغ دکان دین فروشی خود را بر افروخته وبه کسبشان رونق بخشیده اند از شنیدن ندای ” هل من ناصر ” حسین زمان : نوریزاد عزیز سرباز میزنند واز تکلیف امر به معروف ونهی از منکردر برابر معاویه ویزید زمان متعمدانه روی برمیگردانند و در برابر تکلیف خدا خیانت پیشه کرده ومزین بالقاب پرطمطراقی چون…. نیز هستند و ذره ای از غیرت وحمیت و تعصب هنرمندی چون نوریزاد را نزد ایشان نمیتوان یافت ازخداوند سرافرازی وسلامت برایت مسئلت میکنم سرباز گمنام جنبش سبز

  13. برای آقای نوریزاد گفت:

    امروز صبح خواندن این آیات مرا به یاد شما انداخت:

    تا پروردگارش را خواند كه من مغلوب شدم به داد من برس (۱۰)

    فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ﴿۱۰﴾

    پس درهاى آسمان را به آبى ريزان گشوديم (۱۱)

    فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ ﴿۱۱﴾

    و از زمين چشمه‏ها جوشانيديم تا آب [زمين و آسمان] براى امرى كه مقدر شده بود به هم پيوستند (۱۲)

    وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ ﴿۱۲﴾

    و او را بر [كشتى] تخته‏دار و ميخ‏آجين سوار كرديم (۱۳)

    وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ ﴿۱۳﴾

    [كشتى] زير نظر ما روان بود [اين] پاداش كسى بود كه مورد انكار واقع شده بود (۱۴)

  14. یکی گفت:

    خیلی وقته دلم میخواد به آقای نوری زاد بگم : کم گوی و گزیده گو چون دُر.
    آقای نوری زاد دلیل نداره هفته ای یک بار یه نامه بنویسید و آخرش هم از مردم بخواهید راهتون رو ادامه بدن تا ببینید چقدر در جامعه مطرح هستید و چقدر طرفدار دارید.
    آقای نوری زاد نامه های شما هیچ گاه به دست اون روستایی ساده و یا اون قشری که هنوز برای علی وار زندگی کردن خامنه ای سینه سپر میکنند و سنگ امامت و معصومیت ش را به سینه میزنند ،نخواهد رسید .بهتر است راه تماس بهتری پیدا کنید برای آگاه کردن مردم.

  15. ناشناس گفت:

    آقای نوری زاد علت اینکه تا حالا ” پودر” نشده اید این است که این آقا میترسد که با کوچ شما آبروی رفته اش بیش از این برود. اگر آقای سعیدی سیرجانی زنده بود اگر فروهر ها زنده بودند اگر مختاری زنده بود و اگر دکتر سامی زنده و اگر دهها مجاهد دگر اندیش دیگری که مظلومانه به قتل رسیدند زنده بودند حتما با من در این مورد موافقت میکردند. علت دوم اینکه ایشان میداند که برد نامه های شما به چند صد هزار نفر بیشتر نمیرسد. در صد اندکی از جمعیت ایران از نامه های شما خبردار میشوند و ایشان خیال میکند که با تکیه بر باتوم بسیج و سر نیزه سپاه و فریبکاری “نزدیکان منحرفش” میتواند این جمعیت اندک را مهار کند. بنابر این زیاد نگران آنها نیست ….

  16. راه سبز امید گفت:

    من در بیان هرگونه شکایت که هیچ، هرگونه انتقاد نسبت به حکومت و خصوصا آقای خامنه ای احساس “لکنت زبان” می کنم و از عاقبت آن نگرانم! برادران بسیجی یک لحظه بیندیشند: چرا چنین ترسی از عواقب انتقاد و شکایت هست؟

  17. yek ensan گفت:

    خدمت آقای خامنه آی‌ رهبر جمهوری اسلامی ایران و آقای اوباما رئیس جمهور ایالت متحدهٔ آمریکا،

    با سلام، میدانم که هر دوی شما با هزاران مسائل داخلی‌ و بین المللی دستو پنجه نرم می‌کنید و سعی‌ می‌کنید شغل و مسوولیت خود را به بهترین نحوه ممکن انجام دهید. ما انسانهای معمولی‌ هم همین سعی‌ را در زندگی‌ خود می‌کنیم ، البته قدرت و همچنین مسئولیت ما و شما قابل مقایسه نیست. ما فقط میخواهیم زندگی‌ کنیم و تا حد ممکن انسان بمانیم و انسانیت داشته باشیم و بعد از مرگمان این کرهٔ قشنگمان ، زمین غنی از همه چیز خوب را برای فرزندانمان سالم به یادگار به گذاریم .همهٔ ما انسانها ، بدور از نژاد و دین و رنگ پوست خواهانه این هستیم که این زندگی‌ و زمین را که به ما هدیهٔ شده با وجدانی بیدار و با مسئولیت محافظ باشیم.ولی‌ در اینروزها و در زمان مسئولیت شما،ما انسانها و زمین زیبا و پر برکرتمان در مرض خطر نابود شدن می‌باشد.

    من به عنوان یک شهروند این دنیا ، از شما و از همهٔ افراد و گروه‌های سیاسی، اقتصادی،اجتماعی، مدیران و سهامدارن بانگ‌ها ، صنایع نظامی، نفتی‌ ، بیمه درخواست می‌کنم چارهٔ بیندیشید و قبل از تصمیم گیری‌هایتان برای قدرت و سرمایه بیشتر ، به این بیندیشید که سهم هم انسان هستید ، خانواده، فرزندانتان، دوستانتن ، زمین زیبایمان را دوست دارید و نمیخواهید که دچار یک فاجعهٔ جنگ وحشتناک در حد شاید اتمی‌ به شویم. زمان امروز ، زمانی‌ می‌باشد که ما انسانها این امتحان بزرگ را باید قبول بشویم و نسلهای بعد از ما به احترام یاد خواهد کرد، که با همهٔ پیچیدگیهای اقتصادی و سیاسی این دوران ، توانستیم بر مشکلات پیروز شویم، از تعداد جنگها و دشمنی‌ها و کشتن انسان‌ها برای سرمایه بیشتر یا برای پیروزی ایدئولوژیک خود، کاهش دهیم.

    من هنوز امیدوارم.

    با تقدیر احترام

    یک انسان

  18. محسنم گفت:

    عزیزان اگر می خواهیم سرنوشتمان هر چه زودتر تغییر پیدا کند یکی از راهها این است که از این نامه ها پرینت بگیریم و در سطح حداقل همسایگانمان در مجتمعی که ساکن هستیم توزیع کنیم اگر هم نمی توانیم علنی اینکار را انجام دهیم میتوانیم بصورت غیر محسوس یعنی شب که همه خوابند یک نسخه را با نوارچسب به درب ورودی آپارتمان بچسبانیم صبح موقع خروج خودشان بر میدارند میخوانند و بدینترتیب 85 درصد مردم که خارج از فضای مجازی هستند زودتر آگاه و باما همراه خواهندشد .

  19. seyed گفت:

    دوستان برای من چند سوال در خصوص آقای محمد نوری‌زاد هست

    ۱ شما چه قدر مصونیت دارید که حکومت با شما کار ندارد در صورتی که دکتر خزعلی راا با کمترین انتقاد‌ها به تعرض وحشیانه میبرند

    ۲ هدف از نگارش این نامه‌ها چیست؟

    ۳ چرا به مردم آدرس اشتباه می‌دهید؟

    ۴آیا باور دارید که این حکومت ظلم و جنایات زیاد کرده که در نتیجه شکایت از جانی به جانی نتیجه بخش نیست

    ۵ چرا مردم و کسانی که از این حکومت ظلم و جور دیدن را تشویق به شکایت از دیوانِ لاهه نمی‌‌کنید؟

    ۶ راستی خودت چرا پیشقراول برای طومار جمع کردن این شکایت نامه برای دادگاه بین المللی لاهه نمشوید

    ۷ آقای نوریزاد جداً میخواهید باورت کنیم؟

    عزیزِ دل‌ برادر لطف کن آدرس اشتباهی نده

    این حکومت فقط باید حذف شود و حکومت دمکراسی جایگزین شود

    این مردم باور کن مستحق بهترین‌ها هستن اگر مزوران مزدور صفت اجئزه دهند

    سید نجبأیی

  20. عليرضا گفت:

    من هم از آقاي خامنه اي و جمهوري اسلامي شكايت دارم كه كودكيم را، جوانيم را و ميانساليم را سوزاند و امروز وقتي نگاه مي كنم هيچ ندارم.

  21. اداری گفت:

    دوستان کلمه سلام
    اولندش: عکس بهترین از این از آقای نوری زاد نداشتید که همین یک عکس را تکرار می کنید؟ این عکس احتمالا به روزهایی مربوط است که ایشان در بیمارستان بوده اند. لباس بیمارستان این را می گوید. عوضش کنید. یا سلیقه ندارید یا دارید اذیت می کنید.
    دویمندش: شما بهتراز این نمی توانستید برای این نامه تیتر بزنید؟
    سیمندش: جای این نامه به این مهمی نه این پایین که دراون بالای سایت است .
    چهارمندش: خودتان بهترمی دانید من چی می خوام بگم.

  22. سحر سبز گفت:

    من نمی دونم چرا تواین مملکت همه خودشونو با پیغمبر و حضرت علی مقایسه می کنن البته رییس جمهور که اگه یه کم دیگه در مسند بمونه حتما ادعای امام زمانی میکنه بابا یه کم هم رفتار خودتونو بامعاویه و شمرو یزیدو رضاخان مقایسه کنید حتمامشکلات مملکت حل می شه

  23. هر ایرانی، یک رسانه سبز گفت:

    اما پرسشهای من از قاضی القضات که به پرونده افزوده شود، بهتر است.
    1) آیا احمدی نژاد در مناظره تهمت و افتراهای دروغین به کار برد؟ پس باید محاکمه شده و پاسخگو می‌بود؟ سکوت چرا؟
    2) آیا ادبیات محمودخان در مناظرات را شرعی، حقوقی و قانونی می‌دانید؟ پس عدم رد صلاحیت ایشان برای نامزدی و یا برخورد و حذف ایشان برای درس عبرت دیگران از بداخلاقی انتخاباتی چرا انجام نشد؟
    3) اتهامات و شیوه محمودخان؛ کاملا ممدوح و محمود بوده! پس تشکیل دادگاه برای اثیات اتهامات و رسیدگی به جرائم انتصابی از جانب محمودخان چرا انجام نشد؟
    4) جنتی و دوستان! در تایید صلاحیت موسوی، به دلیل عدم مستندات یا ضعف و ترس مجبور به تایید وی شدند؟ نادانی، یا ترس! پس لایق برگزاری انتخابات نهم نیستند و یک پالایش عظیم در ساختار انتخاباتی پیش از انجام هر انتخاباتی باید صورت پذیرد. میرحسین شایسته بوده و سندی برای رد صلاحیت وی نبوده؟ پس مزخرفات “فدایی” که در نماز جمعه نیز تکرار شد، لاطائلات مشتی مست و فریب خورده است. پس اینان چرا محاکمه نمی‌شوند و جنتی و یاران چرا به خاطر اتهام چمدان دلار و نظایر آن و تایید این مزخرفات در نمازهای جمعه‌اش، اینبار از این سوی، شرافت و دیانت کافی برای برپایی و اقامه نماز و نیز ریاست شورای نگهبان را ندارد.
    جناب قاضی القضات. از هر سوی بنگریم، چه دروغ‌ها در باره موسوی را باور کنیم، چه رد، همه نشان از وحشیگری غوم مغول و یاران چنگیز دارد و هیچ افتخاری در رخدادهای 88تا کنون نیست. نه نشان از ایمان؛ نه اسلام و نه شعور و شرف!

  24. ناشناس گفت:

    سلام من از حاکمیت ایران شکایت دارم که با شیوهای غلط فرهنگی آبروی شیعه را در مالزی برده است. مردم مالزی شناختی از دین شیعه ندارند. اما اکنون دارند شیعه را میشناسند اما چگونه؟ خیلی از زنان ایرانی که از روی اجبار و فشار در ایران حجاب میپوشند، با آمدن به مالزی بد جوری تلافی میکنند. آنان وقتی به مالزی رسیدند روسری که نه حتی همه پوشش را بر میدارند جوری برهنه میشوند که ما شرمنده از این رفتار آنان میشویم، اما این در د اگر قابل تحمل باشد درد بز گتررا چه کار کنیم؟… درد بزگتر این است که مردم مالزی وقتی این زنان را میبینند میپرسند از کدام کشور آمدید اینان هم با افتخار میگویند از ایران. مردم مالزی میگویند اها …. شیعه که میگویند شما هستید؟…. مردم مالزی زنان ایران را مسلمان نمیدانند و به این روش نگرش مردم مالزی از شیعه در حال شکل گرفتن میباشد…. تا دیر نشده کاری باید کرد….

  25. ناشناس گفت:

    جناب آقاي نوري زاد عزيز! موضوع خيلي مهمي را مطرح كرده ايد. آيا ,,,, كه ادعاي نمايندگي خدا را دارد در اين دادگاه حضور مي يابد؟!!!!!

  26. ناشناس گفت:

    در پاسخ به “يكي”: من و شما كساني هستيم كه بايد اين وظيفه را انجام دهيم. لله شما خود چقدر در اين كار پيشقدم بوده ايد؟ انصاف نيست تمام بار مسولييت بر دوش يك از جان گذشته باشد پس سايرين چكاره اند اگر قلبشان براي ايران وايراني مي تپد؟!!!!!

  27. سبزاندیش گفت:

    سپاس از آقای نوریزاد به خاطر این ایده های بکرشان.

    و اما کلمه:
    چرا «انتقاد از خود » که چهارده پاسخ تاریخی منتشر نشده آیت الله منتظری به فرزندش هست را بازنشر نمی دهید و حتی خبررسانی نکردید بعضی از مردم را می شناسم که در طول رووز فقط سایت شما را مطالعه می کنند و بنابراین از برخی رویدادها و خبرها محروم می شوند.
    انگار تا حدودی اینگونه خبرها از نگاه شما پوشیده می ماند.
    واقعا نمی دانم عمدی است یا سهوی؟
    در هر صورت لطفا این رویه را اصلاح نمایید.

  28. همايون گفت:

    با سلام به استاد عزيز
    امروز در دانشگاههاي ما درس مداحي ميدهند و بهترين پيشنهاد رئيس جمهور براي آينده جوانانمان چوپاني است ( كه صد البته از كوزه آن تراود كه در اوست). آشي بد رنگ و بد بو و بد مزه درست كرده اند و اسمش فرهنگ اسلامي است . در باره اقتصاد و سياست هيچ نگويم بهتر است . حريم و ارزش اجتماعي و احترام انساني و حقوق شهروندي را سي سال پيش حلوايش را خورديم .سپاه و ارتشي داشتيم كه كمي نقطه قوت بود آنهم پيش از انكه دشمني از خارج مرز ها نابودش كند خود در باتلاقي خود ساخته فرو رفت و نيست شد ، يادم ميايد زماني ارزش انسانها به انسانيتشان بود و اگر اين ارزش به لباس تدين هم مي اراست پهلوان تختي ميشد .امروز تدين يعني دروغ و دوروئي و كلاهبرداري و نان به نرخ روز خوردن و به سمت قبله دراز شدن و به خلق مردم پشت پا زدن و ظلم را ديدن و طرف ظالم را گرفتن. جامعه ايران از هر نظر بسمت انحطاط كامل پيش ميرود و از نقطه قابل بازگشت خيلي وقت پيش گذشته است .
    فرض كنيم دادگاه مورد نظر شما تشكيل شد و حتي فرض كنيم قاضي القضات منصوب رهبري هم به گناهكار بودن رهبر و بقيه دست اندر كاران راي داد و حتي همين فردا سكان كشور را به اهلش سپردند .
    آيا بر روي اين زيربناي باتلاقي و اين ستونهاي كج ميشود چيزي ساخت . آيا نتيجه انقلاب 57 بدليل همين باتلاق و همين ستونها ( شايد عمق باتلاق خيلي كمتر و كجي ستونها يك دهم حالا ) به چنين استبدادي ختم نشد .
    با اين همه بسيار اميدوارم . بنده معتقدم آقاي خامنه اي با اين سلطنت وصله و پينه اي و استبداد كور بزرگترين خدمت را به ايران و ايراني ميكنند با ادامه روش ايشان ايران با شدتي بمراتب قويتر از عراق و افغانستان به زمين خواهد خورد بمانند يك زلزله 10 ريشتري و نه از اقتصاد و سياست و نه از فرهنگ و انسانيت و از همه مهمتر از دين هيچ نخواهد ماند و به نقطه صفر خواهيم رسيد . شايد خوش شانس بوديم و از
    نوري زادهايمان تني چند باقي بودند و بر زميني سخت ستونهائي از جنس منطق ، آينده و انسانيت استوار كنند تا بشود ملت و كشوري قوي
    بر روي انها بسازيم . شايد اگر بجاي انتقاد ايشان را تشويق كنيم زودتر به نتيجه برسيم.

  29. ناشناس گفت:

    نادر ابراهیمی یکی از نویسندگان بزرگ ایران زمین بود . یادش گرامی است .نوشته ها و کتابهایش به نظر من تا نامی از ایران باقیست ، همواره جاودان خواهد ماند. در یکی از داستانهای کوتاه او که نامش را به یاد ندارم اینطور خواندم که البته فقط نقل به مضمون میکنم. به دوستانی که به اصل داستان دسترسی دارند، خواندن این داستان بسیار زیبا و دلنشین را توصیه میکنم . حکایت داستان از قلم من اصلا نمیتواند از زیبایی و لطف داستانی که نادر ابراهیمی با قلم زیبای خود همچون یک شعر سروده کم کند. پس مینویسم : ( جنگلی بود که که حیوانات فراوانی در ان زندگی میکردند. هر بار که شکارچی برای شکار به جنگل می امد، تن اهالی جنگل می لرزید. و از خوف جان به دنبال جان پناهی می گشتند . تا اینکه تصمیم گرفتند که از شکارچی نترسند. روز موعود شکارچی تور پهن کرد و دانه پاشید، اما به عوض اینکه پرندگان فرار کنند، فوج فوج می امدند و به میان تور مینشستند. شکارچی سعی کرد تور را جمع کند و از جنگل خارج شود اما تور هر لحظه سنگین تر میشد ، پرندگان مختلف خود را به زور در میان تور جا ميدادند . تور انقدر سنگین شده بود که کشیدن ان دشوار شده بود، و این تازه شروع ماجرا بود. دیگر خرگوشها و گوزن ها از جلوی لوله تفنگ او فرار نمی کردند. و شکارچی خود را محصور در میان حیواناتی می دید که دیگر از او نمی ترسیدید. . . و اینجا بود که چشمان بیرحم شکارچی ، رنگ ترس به خود گرفت . او دیگر نمیخواست شکار کند، فقط میخواست از جنگلی که حیواناتش دیگر از او نمی ترسیدید، فرار کند. اما حیوانات گروه گروه خود را ، جان خود را و گوشت و پوست خود را به او عرضه میکردند. دست دراز میکرد خرگوشی را از گردن گرفتنه به زیر بغل میزد ، اما عوض ان یکی ، صدها خرگوش خود را به زور در بغل از فرو میکردند. انها را به زمین میریخت ، از زیر پایش فرار نمیکردند و جسم خود را نثار قدمهایش میکردند، چرا که دیگر از ترسیدن خسته شده بودند و بر ان بودند که نترسند… هر لحظه بر ترس شکارچی افزوده میشد ، تا سرانجام نعره زنان گریخت از جنگلی که حیواناتش با نترسیدن ، لذت شکار کردن را از او گرفته بودند، و او را به مرز جنون و دیوانگی رسانده بودند.) این ترس ماست که به ظالم جسارت ظلم کردن میبخشد. یک بار دیگر خواندن این داستان زیبا را که احتمالا در دو قسمت و به نام جنگل بزرگ ۱ و جنگل بزرگ ۲ در کتاب (خانه ای برای شب ) اثر زنده یاد نادر ابراهیمی است ، به همه عزیزان توصیه میکنم . اگر در نام داستان یا کتاب اشتباه کردم، قبلا عذر خواهی میکنم. با تشکر. پویا

  30. jalal گفت:

    mersi

  31. سفله در کویر گفت:

    درود بر تو پدر
    این بار خواندم و خواندم
    قلبم دوباره تپید قلبی که 7 روز گویی استاده بود .
    اسمم نادان …
    خانه ام کویر
    میخواهم خارهای این کویر را برگیرم و بر دوش عریانم گذارم و به سلطان هدیه کنم
    اعتراف میکنم برای کسی چون من که به نادانی و کوچک بودنش معترف و آگاه است نوشتن سخت است اما به احترام تو این بهر مینویسم

    یک قطره ام گاه چنان موج میزنم …در خود که ناگزیری دریا ببینیم

    تا درود نامه ام بدرود

  32. ناشناس گفت:

    در یک نظام دینی ولو اینکه علی حاکم آن باشد، محاکمه حاکم غیرممکن است چون بنا و اساس نظام دینی بر تقدیس حاکم است و این با محاکمه حاکم مغایر است. این داستانهایی که ساخته اند همانند بسیاری از احادیث دروغی بیش نیست. مگر اینکه بگوییم حکومت علی یک حکومت دینی نبوده که در اینصورت رفتار علی را نباید مبنای رفتاری دینی دانست.

  33. نوه شهید گفت:

    آقای نوریزاد شما بدون شک حر زمان ما هستی. این نهضا نامه نگاری شما هم نعمتی است برا این جنبش واقعا ممنونیم

  34. داوری گفت:

    من به اقای نوری زاد گرامی سلام عرض می کنم
    وبرای قلم ایشان و فهم خود گشایش و دوام آرزو می کنم
    ای دوستان
    از کنار این نامه ساده نگذرید.
    این نامه بسیار بسیار با اهمین است.
    این نامه یک مرامنامه است. یک اساس نامه است.
    شما را بخدا اهمیت بدهیم

  35. ناشناس گفت:

    هزاران افرین بر نوریزاد ازاده

  36. pejman گفت:

    Be name khoday Bozorg
    Bebakhshid ke Font Farsi Nadaram
    Aghay Khamenei ke Khod ra valiye amre moslemine jahan midonid,hich fekr kardi ke age ye khanevadeh pedaresho az dast Bede chetor mitonan (ejare khone,khordo khorak,hazine tahsil va…)pardakht konan ???
    Ahan rasti pesare khone ham tasadof karde o pash khob nemishe midoni chera?
    chon pool nadashtim 5 melyon bedim doctor o majboran bimarestane dolati ke beshin ta nobatet beshe!!!!hala pesare khone monde o paye nagheso kotah ba makhareje avaliye zendegi ke arz kardam
    che fekri mikoni? pesare dars khon o bahosh darsesho ke nakhond be khatere vofore mavad o farar az khodesh ke nemitone zendegisho va khonevadasho edare kone motad shod!!are motad shodam mifahmi motad shodam vali be koriye cheshme kheylia tark kardam…seyed ahe yatim bad migire !!!ma az nasle sokhte(60)az tabaghe motevaset bodim ke alan hamamon badbakhto bi ayande o belataklifo….ke bishtaremon ham nozol kardim be zire khate faghr Faghr faghr FAGHR …midoni FAGHR yani chi?na nemidoni!!!yani Sare Borj 8 geroe 9 e yani gorosne khabidan yani bi dino imon shodan yani… ina harfaye kilishei nist dorogh nist vagheiyate mahze to IRAN e ke pole naftesh faghad beyne chanta az dostaton taghsim mishe!!!
    in bakhe kocholoi az dardam e ke tahala be kasi room nashode bod begamo goftam.
    hamishe bedon ke az SADAM o GHAZAFI o BENLADAN o..Ghavitaro Pichidetaro momentar nisti!!!
    !!!vay berozi ke hame be pa khizan
    be omide khondane nameha az janebe shoma

  37. ناشناس گفت:

    برای تو ای بیشرف که از وحشت سپاه و اطلاعات میگویی و خود بیشرمانه اینچنین به مولای ما توهین میکنی .برای تو ای ابوذر سابق و ابی زر الان ؛لفظ مولا را که بیاد داری خودت بارها در کیهان مینوشتی برای تو که اصلا یهودی که نه آبروی انسانیت را برده ای برای تو ای کثافت لجن خوار تل آویو
    تو را اصلا چه سنخیتی با امام ما که اصلا بتوانی برایش نامه بنویسی برای تو که هیچ هم نیستی و برای ساحت قدسی امام خامنه ای ما ؛اویی که 1400 سال است حتی خدا هم منتظرش بوده است نامه بنویسی .درست فکر کردی برای تو مینویسم که قدرت درک این مطلب را نداری و یا اغراق میدانی ،درست است حتی خدا هم منتظر آن موعود است اما فرج موعود ما و نه موعود شما بستگی به این نظام اسلامی دارد تا زمینه ساز حضور بزرگوارش باشد و امام این نظام خامنه ایست پس خود اهل بیت هم منتظر خامنه ای بوده اند تا پرچم را به دست صاحبش بدهد و برای تو که از کالانعام بل هم اضل شده ای این را میگویم تا از اعماق جانت سوزی ” امام خامنه ای با پارس کردن امثال شما از مقامش نمی کاهد همو که در آسمانها مشهورتر از زمین است و امیر مومنان فرموده پدر ومادرم به قربان کسانی که در آسمانها مشهورتر از زمین هستند”

  38. علی گفت:

    من به واسطه اینکه بهترین سالهای عمرم به سبب رفتارهای ناشایست حاکمان بر بادرفت از آقای خامنه ای وهواداران ایشان
    شکایت دارم. به کجا باید مراجعه کنم؟ بیدادخانه قضایی؟

  39. ترانه سبز گفت:

    دهه هفتاد بود. تاريخ دقيقش را يادم نيست ولي مطمئنم كه اواخر دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني بود. پاي تلوزيون نشسته بودم كه يكي از سخنراني هاي آقاي خامنه اي رو پخش ميكرد.
    هيچوقت علاقه اي به شنيدن اين برنامه ها نداشتم و هميشه كانال رو زود عوض ميكردم ولي چند جمله اي شنيدم و يكدفعه گوشام تيز شد. اين آقا داشت از مداراي با مخالفين جمهوري اسلامي صحبت ميكرد. چكيده كلامش اين بود :
    «ما با مخالفين , مخالفتي نداريم . با اونا مشكلي نداريم. ما با دگر انديشي مخالفيم.»
    يه لحظه به اين كلام فكر كنيد. فرق بين مخالف با دگر انديش. ؟
    در وافع ايشان داشت زمينه چيني ميكرد كه اينبار به اسم دگرانديش مخالفان را حذف كند. آنزمان مجله هاي آدينه و دنياي سخن, مقالاتي داشتن در آنها به طور ضمني به حق دگرگونه انديشيدن ميپرداختن. حتما آقاي خامنه اي از طريق سعيد امامي , باخبر شده بود .
    ايشون داشت گرا ميداد به حذف دگرانديشان. مدتي بعد خبر شديم از سرنوشتي كه گريبانگير سعيدي سيرجاني و فرج سركوهي شد و زمان رياست جمهوري خاتمي نوبت به فروهرها و مختاري و پوينده و مجيدشريف و … رسيد. قاتل : سعيد امامي صهيونيست شهيد بود.
    پس آقاي نوريزاد بگذاريد به شما يادآوري كنم كه خلاف آنچه گفته ميشود. حافظه تاريخي ايرانيان ضعيف نيست.
    شما نميتوانيد ساحت حاكمان جمهوري اسلامي را از قتل عمد ايرانيان پاك كنيد. بنا اگر بر محاكمه باشد, اين اولين رديف اتهامي است.
    سياسي يك معنا دارد. سياسي(باتشديد ي) يك معناي ديگر.

    اگر كسي ميتواند تاريخ پخش اين سخنراني از تلوزيون را اعلام كند يا آنرا در فضاي اينترنت منتشر كند, كوتاهي نكند.

  40. سبزباران گفت:

    احساس می کنم خودرهبری هم شیفته این ادبیات بی بدیل شده است. هرهفته منتظر است تا اثر ارزشمند ادبی دیگری را مطالعه کند و حتی دوست دارد بداند که آیا این چشمه همواره جوشان را پایانی است؟
    اما افسوس که هر چه بیشتر میخواند کمتر میفهمد.
    جناب زیبایی گل با بوئیدنش دوصد چندان می شود و البته با نچیدنش.

  41. محمد گفت:

    خیلی جالبه. اگر بخواهند خیلی راحت میتوانند جلوی انتشار نامه های شما را بگیرند اما این کار را نمی کنند. شاه هم در اواخر دوران حکومتش تازه یاد آزادی رسانه ها و مطبوعات افتاده بود. آقای نوریزاد من نمی توانم قبول کنم که شما جزو استراتژی های این حکومت برای بقا نباشید. وگرنه چگونه است که به این راحتی میتوانید نامه هایتان را منتشر کنید. در حالیکه دوستان دیگر حتی کوچکترین خبری از آنها منتشر نمی شود.

  42. ایرانی گفت:

    زنده و پاینده باشی نوری زاد عزیز.

  43. ناشناس گفت:

    کاش آ عبرت بگیرد و با بصیرت این نامه را بخواند

  44. ع.ب.تورک اوغلی گفت:

    سلام-بااینکه من به آزادی معتقدهستم ونظرات آقای نوری زادوهمسران همت وباکری وعلایی برایم قابل تحسین است.ودوست ندارم هیچ احدی بخاطرعقیده ونظرات سیاسی دربندباشد. بعنوان یک مسلمان که احترام خاصی به تمام ادیان ومذاهب وافکارسیاسی دارم ولی چاره دردملل ایران راباگرایشات ومذاهب وملل دراین نامه هانمیتوانم جستجوکنم این دیدگاه وشکواییه هادرمان دردمردم مادراین عصرپیشرفت وقوانین موجودواجرایی جهانی که دردنیا اجرامیشودنیست.ملل ایران مشکل اساسی درقوانین حقوق اساسی دارندکه حتی سیاست مداران وروشنفکران وحاکمان جهان پیشرفته هم بخاطرمنافع ملت خودراضی به شناساندن آن حقوق به ملت استعمارزده مانمیباشند.اگرتوجه کنیدسیاست مداران استعماری درامکانات رسانه ایی امپراتوری خودهمیشه افرادی رابزرگ میکنندوبه اوپروبال میدهندکه مشگل گشای اساسی دردمردم نیست.بنظراین حقیرمابایدسیاست مدارانی راتقویت کنیم که ازصمیم قلب به قوانین نرم یاغیرمتمرکز(انعطافپذیر)معتقدبوده تاتمام ملل داخل ایران را بتوانددورخودجذب وجمع تادرآینده هم ملت مشکل نداشته باشد.اگرتوجه نماییددرفرانسه سال1789انقلاب شده ازآن تاریخ تاحال همیشه اصلاحات بوده ولی طی این مدت درایران چندین باررژیم عوض شده چندین بارانقلاب وچندین قیام صورت گرفته این هاهمه نتایج همان قوانین سخت ونرم است که سیستم هاراواداربه واکنش دربرابرمردم میکند.ایران 3راه بیشترندارد1- دیکتاتوری بهرشکل که به آن میتوان اسم گذاشت…2-بعلت چندملیتی سیستم فدرال که این حقیرآنراقبول دارم وتنهاراه نجات میدانم.3-استقلال ملتها (تجزیه)که شایدملتی رهایی ازاین همه نادانی وجهل یافت .و السلام

  45. ناشناس گفت:

    درود بر این مرد بزرگ، امیدوارم نهضت نامه نگاری فراگیر بشه و بخصوص افراد شناخته شده تر به این حرکت بپیوندند.

    یا حق

  46. nazli گفت:

    این آقایون اصلاح طلب کجا تشریف دارند ؟ چرا حودشونوبه خواب زدند چرا با این نامه ها ی آقا ی نوری زاد عزیز که همش حرف دل مردم است همراهی و همدلی نمیکنند ؟

  47. شکايت از ظلم و بي عدلتي حاکم زمان گفت:

    من هم به سهم خود از اقاي خامنه اي شکايت دارم

    اول بخاطر تحجر ، خرافه که در دوره حکومت ايشان فراوان شده ، و خشکه مذهبي که در بعضي جوانان متاسفانه زياد شده
    به جاي پويايي ذهن و فکر و انديشه سازنده و روشن

    دوم به دليل عقب افتادن ايران از ساير کشورهاي منطقه و دنيا به دليل ضعف و ناتواني شما در اداره کشور و ايجاد فصاي خفقان و ديکتاتوري

    که هر صداي انتقادي و اعتراضي در نطفه خفه مي شود وفضا بسته و براي رشد وتوسعه متوقف است

    حالا من شکايتم را به کجا ببرم تا رسيدگي شود ؟

  48. ع.ل.ي گفت:

    اقاي نوريزاد عزيز،
    وقتي شما شروع به نگارش نامه كرديد، گروهي از ما عوام شما را دست اويزي از سوي حكومت فرض كردن و سخنان شمارو مثل نامه هاتون جدي نگرفتن . كار نگارش را ادامه داديد، ما به شجاعت شما ايمان اورديم…..اما من در اين نامه ها و سياست شما در انتخاب عنوان ها و نگارش شما ، سياست اين رژيم رو ميبينم و ترسم ميگيرد از اينده نامه ها شما…..چرا و چرا ميخواييد نقش سوپاپي رو ايفا كنيد كه فقط قصد خالي كردن بخار يك ديگ در حال جوشان را دارد.!؟
    بگذاريد بغض فرو خورده مردم در اونها زنده باشه . بگذاريد مردم ابستن اين بغض و اين همه ظلمي كه – خود خواسته ان ظلم شدن – به انها شده باشن تا زماني كه اين بغض به فعل تبديل شود.نه اينكه با نامه نگاري اون هم با چاهي مثل چاه جمكران بغضشان فرو كش كنه.ياد داشته باشيد شما براي كشور وميهني مثل ايران مطلبي مينويسيد كه پر از اقوام و اديان ها گوناگون است. اگر ميخواهيد از تاريخ شاهدي براي ما و ايرانيان بياريد لطفاً از عرب و دين خاصي نگيد كه ما خسته از اين ديد و اين سخنانيم……ما ايرانيم از ايرانمان بگيد …..
    با كمال ادب

  49. محمد گفت:

    سلام
    سلام بر محمد نوری زاد که دنبال حق بود و از باطل برید تا دامان پاکش الوده نشود.
    اینکه عده ای اهنگ یاس سردهند که این نامه ها به دست دیکتاتور نمیرسد یا به دست مردم کار پسندیده ای نیست.
    ماندلا بیش از سی سال با همین زبان حرف زد و نتیجه گرفت.
    چالشی که امروز نوری زاد با این نامه برای دیکتاتور تدارک دید عمیق-هوشمندانه-ظریف و البته ناشی از روح اسلام عزیز است.دیکتاتور که خود را در جایگاه علی میپندارد اکنون با سوالاتی مواجه است که نه خود او(او هرگز خود را پاسخگو نمی بیند)اما وجدانهای کم و بیش بیدار بعضی از طرفداران او را شاید با سوالاتی روبرو کند که اگر او علی است پس سیره علی چه میشود.
    بعنوان یک عضوی از اعضای خانواده شهدا و جانباز جنگ دست نوری زاد را میفشارم و بر پیشانی و بازوی او بوسه میزنم.
    من نیز قتل ندا وسهراب و سایر جوانانی که در تظاهرات پس از انتصاب ریاست دولت صورت گرفت-کریه جلوه دادن چهره ایران و ایرانی در نزد جهانیان-غارت و حیف و میل اموال ملت ایران توسط دیکتاتور و ایادی ان-دروغگویی های مکرر او-بستن فضای انتقاد-بستن روزنامه های ازاد-تحقیر مخالفان و میکروب خواندن انان از جمله خودم را به قاضی القضات به شکایت میبرم.
    گرچه شکایت از ایشان زیاد است که در دادگاه واقعی و در وقت لازم حتما اقدام خواهد شد.
    اینجانب بدون رانت و مواردی از این دست کسبی راه اندازی کردم که اگر در زمانی غیر از این چند سال اخیر صورت میگرفت یقینا زمینه اشتغال بیش از بیست نفر را فراهم میکرد.اما اکنون کل سرمایه ام بر باد رفته-بدهی های سنگین دارم و خدا را شاهد میگیرم هر روز منتظر حکم جلب خود هستم.تنها چیزی که هنوز طلب کاران را نگه داشته اعتماد به سالم بودن من و برای برخی از انها این است که اموال بجا مانده به میزان بدهی ها نیست.اما شاید فردا صبر انها نیز پایان یابد.سرنوشت من و خانواده ام عوض شود و ابرویی که سالها در حفظ ان کوشا بوده ام به یکباره فرو ریزد.این مشکلات حکومت ساخته را نیز در زمان مقتضی به قاضی عادلی خواهم سپرد.
    خدایا داد این ملت را از دیکتاتور و ایادیش سریع بگیر که طاقتمان طاق شده.
    بخدا حاضرم در حبس باشم یا جان دهم اما خدا داد خانواده های فرزند از دست داده و ابرو ریخته را از اینان بگیرد.
    زنده باد ایران-زنده باد ازادی
    التماس دعا

  50. ناشناس گفت:

    درودانسان مسلمان دانا.درود