آقای معلم! ای کاش شهامت داشتید و می گفتید….
چکیده :آقای معلم! ای کاش شهامت داشتید و می گفتید کیمیاگری با هنرش توانست حتی پارکینگ یک ساختمان را بدون صرف بودجه های کلان و اختلاسهای کش داده نشده به جواهری از معماری تبدیل کند و می گفتید مهندسی سکان امانت کشوری را هشت سال در دست گرفت، ده سال میراثدار ارزشهای یک فرهنگ شد و یک ریال فساد مالی در پرونده خود و همه خانواده اش نتوانستید بیابید در حالی که عشیره گری و قوم گرایی خودتان آنقدر بیداد کرده که صدای خودتان هم در آمده است ...
کلمه-نسیم بهشتی: شاید اگر هیچ نشانه دیگری برای شناخت میرحسین موسوی وجود نداشت همین ساختمان فرهنگستان هنر که ثمره تلاش فکری و نظری این هنرمند و معمار خلاق است کفایت می کرد.
ساختمان فرهنگستان هنر ” آيينه تمامقدي است كه تمام زواياي ميرحسين موسوي را در خود جاي داده است و حاصل شخصيت او همچون مردمداري، آشتي با گذشته و آينده و تعلق به فرهنگ و سرزمين ايران است.”
ساختمانی که به گفته معمارش ” خانه هنرمندان” است و به سلیقه آنان ساخته شده است. بنایی که مهندسش بر محور “اعتماد متقابل” برپا کرد که تمثیلی از تاریخ یک ایران اسلامی باشد. ایرانی با تمدن پیش از اسلام و بعد از اسلام.
ستونهایی به یادگار مانده از دوران هخامنشی که آنقدر محکم است که می تواند تاریخ یک کشور را در برابر حملات مغول و چنگیز حفظ کند و هر چه زمان بگذرد، ” حکاکی ها” و اصالتش با برگرفتن غبار نمایانگرتر می شود.
فرهنگستانی که میرحسین موسوی با ذهن خلاق و ایده الهی اش بنا کرد، همان مکانی شد که صاحبش را به آن راه ندادند و با همان موتورسواری ها معلوم الحال که نمایندگی “ملت” را به عهده دارند و آمده بودند تا ماموریت ناتمام خود را تکمیل کنند و بنایی را از معمارش محروم!
آن روز میرحسین موسوی که رسمش دیدن در خشت خام است گفته بود “شما مامور هستید. ماموریت خود را انجام دهید. من را بکشید، بزنید، تهدید کنید”! می دانست که این لباس شخصی ها با ماموریتی فراتر از این آمده اند تا صاحب خانه را بازدارند از ورودش به ساختمان.
بعدها که با تغییر اساسنامه فرهنگستان علی معلم با حکم شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست این نهاد فرهنگی رسید و رییس این شورا که ذوق زده سفر خود به شیراز را ناتمام گذاشت تا شاید بعد از ماهها بتواند برای ساعتی احساس پیروزی که حتی رای های دزدی صندوق ها نتوانسته بود به او بدهد را تجربه کند، مشخص شد که برای فرهنگ و هنر این کشور هم برنامه ها در سر دارند.
فرهنگستانی که به منظور پاسداري از ميراث فرهنگي و هنري اسلامي و ملي تشکیل شده بود بدست غاصبان میراث امام و انقلاب و ایران دادند و حالا برایش مرثیه هم می خوانند و می گویند که فراموش شده اند و نمی توانند زبان برکشند و شرح دهند آنچه بر این فرهنگ گذشته!
علی معلم که با حکم احمدی نژاد به ریاست این نهاد فرهنگی رسیده، در گفت وگویی از عدم توجه به فرهنگستان گلایه کرده و گفته که نمی خواهد شرح مفسده هایی را بدهد که در ندادن بودجه به این نهاد تاثیر داشته است! کاش آقای معلم همه اسنادی را که از این مفسده دارد برای روشن شدن افکار عمومی منتشر کند و بگذارند ملت قضاوت کند. با سابقه ای که شما و رییس تان برجا گذاشته است، اگر مفسده ای بود که تاکنون همه دنیا را پر کرده بودید. در زندگی این نخست وزیر دوران دفاع مقدس حتی نتوانسته اید یک “قلم” موضوع محکمه پسند آنهم محکمه هایی که خودتان می توانید قانونش رابنویسید و احکامش را صادر کنید، پیدا کنید. بی هیچ سند و مدرکی دروغهایتان از نهایت گذشته است، حالا ملاحظه شما را به سکوت کشانده است؟ شرم یا شرافت؟
شاید شرمنده آن اتاق آیینه ای هستید که از آثار هنرمند برجسته ای چون میرحسین خالی شده و اینک رمالهایتان هرصبح برایتان رمالی می کنند؟ یا نه شاید شرمنده نهادی هستید که نیامده با باندبازی و قبیله گرایی دل هنرمندانش را که تجربه مدیریت میرحسین موسوی را دارند خون کرده اید؟ شاید هم شرمنده توهین ها و هتاکی هایی هستید که هر روز صدایش از دفتر کارتان می آید و جماعتی که نجابت و آرامی مهندس معمار را دیده بودند، باورشان نیست که چینن کسی اینک متولی فرهنگ شده است.
البته آقای معلم حق دارد که بگوید گویا فراموش شده است! او و همه همراهانش مدتهاست که فراموش شده اند و کسی سراغی از آنها نمی گیرد. همان روز که سهراب جوان در خیابان در خون خود غلتید. آن روز که محسن روح الامینی در کهریزک از تب می سوخت. آن روزی که رزمنده هشت سال دفاع مقدس را سرش در کاسه توالت می کردید. همان روز که افشاگر جنایات کهریزک را لخت در حیاط اوین می چرخاندید. آن روز که فریاد های یاحسین مردم عزادار را با مشت و دشنام پاسخ می گفتید. همان روز شما مرده بودید در ذهن ملت بزرگی که می خواهد بزرگی کند و نخواهد گذاشت کسی با عنوان و بی عنوان بر عرصه هنر و فرهنگ و شرافتش تعدی کند و بتازد.
آقای معلم حق باشماست! مدیریت ده ساله میرحسین موسوی “مفسده” زیاد داشت که جمع کردنش نیاز به تقلب در آرای مردم، حبس فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و ضرب و شتم مردم، حمله به خانه علما و …. داشت. آنقدر مفسده داشت که سند ” افتخار” همه ایرانیان در جهان شد. آنقدر این مدیریت ده ساله ” مفسده” بار آورده بود که سه سال است همه دستگاههایتان در واکاوای خصوصی ترین بخش های زندگی این نخست وزیر دوران دفاع مقدس حتی نتوانسته اید یک “قلم” موضوع محکمه پسند آنهم محکمه هایی که خودتان می توانید قانونش رابنویسید و احکامش را صادر کنید، پیدا کند.
آقای معلم کاش شهامت داشتید و می گفتید ” شرح مفسده ها” را. کاش می گفتید دستاورد ده ساله میرحسین موسوی در این ساختمان فرهنگی را. کاش ذره ای شهامت داشتید و می گفتید که او آنجا سنگرداری کرد و پاسدار ” میراث فرهنگی و هنری ایرانی و اسلامی” بود. مگر آن زمان که فرهنگستان هنر شکل می گرفت گفته نشد ” فرهنگستان هنر به منظور پاسداري از ميراث فرهنگي و هنري اسلامي و ملي و پيشنهاد سياستها، راهبردها و دستيابي به آخرين يافتهها و نوآوريها و نيز ارتقاي فرهنگ اسلاميبراي مقابله با تهديدهاي فرهنگ مهاجم شكل گرفت”
چرا آن زمان سکانش را بدست میرحسین موسوی داده بودند. چون کس نیافته بودند که مثل این نخست وزیر محبوب امام بتواند آمیزه ای از فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی را در کنار هم قرار دهد.
کاش می گفتید که میرحسین موسوی به یاد امامش ” دروازه بهشت” با رنگ سبز در فرهنگستان گشود تا درهای رحمت را به روی هنرمندان بگشاید.
کاش می گفتید که مهندس محصور در بن بست اختر، فرهنگستان را در ظاهر و بطن بهانهای کرد برای بروز خلاقیتها، اثرگذاری بر فرهنگ و جلب اعتماد هنرمندان. پیام “فرهنگ غیردولتی، دولت فرهنگی”
آقای معلم! ای کاش شهامت داشتید و می گفتید کیمیاگری با هنرش توانست حتی پارکینگ یک ساختمان را بدون صرف بودجه های کلان و اختلاسهای کش داده نشده به جواهری از معماری تبدیل کند و می گفتید مهندسی سکان امانت کشوری را هشت سال در دست گرفت، ده سال میراثدار ارزشهای یک فرهنگ شد و یک ریال فساد مالی در پرونده خود و همه خانواده اش نتوانستید بیابید در حالی که عشیره گری و قوم گرایی خودتان آنقدر بیداد کرده که صدای خودتان هم در آمده است.

ای کاش می گفتید که زلال آبی فیروه ای که مهندس در ساختمان گذاشت می خواست که مظهر ” آگاهی و علم” شود و آنجا را بکنند کانونی برای میراث داری انقلاب و مکانی برای دلگرمی هنرمندان.
ای کاش می گفتید که حتی آثار این هنرمند مردمی را تاب نیاوردید و از تالار آیینه برچیدید. ای کاش می گفتید که حتی نام میرحسین موسوی را که با نام این انقلاب و جمهوری اسلامی پیوند خورده آنقدر برایتان سنگین بود که از “رواق هنر” حذف کردید، غافل از اینکه نام این هنرمند مردمی در دل ملت ثبت شده و خدا عزتش داده است؛ “فان العزه لله جميعا.”
ای کاش در این مدت کوتاه مدیریت تان با عرصه هنر و فرهنگ کشور چه کردید؟ ای کاش می گفتید که خانه هنرمندان را در جایی نا امن و در مکانی دیگر بر سرشان خراب می کنید……
آقای معلم! ای کاش شهامت داشتید و می گفتید….















چی بگه آدم ، در این 5 سال انقدر وقاحت از این دولت و از این حکومت دیدیم که دیگه نمیدونیم به روزگار خودمون و کشورمون بخندیم یا گریه کنیم.
موسوی دزد و مفسده باشه انوقت شاعر درباری مثل علی معلم بشه پاک دست و درستکار؟
موسوی دزد و مفسده باشه و لابد رئیس این دولت سراسر اختلاسی بشه شهید رجایی؟
من هر وقت از کنار ساختمان فرهنگستان عبور میکنم آهی از ته دل میکشم و باخودم فکر میکنم که میرحسینی که طرح و نقشه این بنا رو با این ظرافت ریخت اگر سکان امور این کشور را به دست میگرفت چه گلستانی از ایران میساخت.
یقینا خیری در این کودتا نهفته بود و قرار بود چشمان ما به عینه ببینه که علی معلم ها و علی خامنه ای ها هیچ تفاوتی با محمود احمدی نژاد ندارن و گول لباس و ظاهر افراد رو نخوریم.
شهامت و مردانگی صداقت درستکاری امین مردم مدیریت درست اخلاق مردمداری همه در میر حسین عزیز جمعند
که یکی از ان را هم این حاکمان از بالا تا پایین تر شان ذره ای ندارند و نخواهند داشت
معلم برخلاف تصور من که فکر می کردم خیلی انقلابی و چیز فهم و روشنفکر است مانند سرسپردها و نان به نرخ روز خورها رفت و جای موسوی را با کمال وقاحت گرفت. شرمت باد ای معلم
آه…. در كشوري كه ذره ذره اش را فساد گرفته چه بگويم از اين …. بي شعور كه شعور ما را نيز در حد خودش فرض كرده!!!!!!
علی معلم یک شاعر بی مغزی بوده است که خودش را برای کسب آب و نان به دربار رساند. آقای معلم کجاست آن دکلمه ای که در شعری برای مردم خوانده بودید (موسی جلو دار است و نیل اندر میان است)
چه توخالی بودی ای معلمم، که تو را معلم خویش می پنداشتم بی خبر از اینکه انسانی بودی تهی از علم و سرشار از چاپلوسی و نان به نرخ روز خوری و فرصت طلبی. کاش می فهمیدی که با جایگزین کردن خود به جای میرمحبوب موسوی خودت را برای همیشه رسوا کردی
عزتی را خدا دهد تا ابد پایدار است ،هرچند اندک زمانی کار بدست عده ای پاچه خوار و کاسه لیس بیافتد،فقط در جواب این به اصطلاح شاعر واز نوع درباری ان و در واقع مجیز گو و بیسواد می توان از قول آن شاعر نامی چنین گفت که :ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می بری و زحمت ما میداری
در این نظام فقط و فقط به چشم دردگان دروغگویان پلشت ها وقیحان مقام میدهند و بس . پس از این انسان نماها حتی از نوع معلم و شاعرش بیش از این توقعی نیست . و اگر غیر از این بگویند و رفتار کنند باید بد گمان شد. رهبر دروغگو . رییس جمهور دروغگو . مجلس فرمایشی وووو
نام معلم را به لجن کشیده و…. پاچه خوار عوضی…..،نان به نرخ روز خور
شرم بر علی معلم که جا پای بزرگان گذاشت و فرهنگستان را به …. کشید
it is a shame,,,this man is a disgrace to the teachers name,,teaher or (moalem.is a reispectabe job..BUT WHAT CAN YOU LEARN FROME YHIS MAN?ALL I CAN SAY IS WE MISS YOU MIR HOSAIN.WE WILL BE FREE SOONl .
علی معلم هم طرح زیاد داشته به قول خودش در یکی از شعرمعر اش طرحی ا ز تانیس مشعل دار از ابلیس ( درود بی پایان بر تمام آزادگان جهان مخصوصا میر حسین موسوی و مهدی کروبی )
میگن در دوران نقاشی های درباری در دوران کلاسیسیم نقاشانی بودند که بهشان میگفتند نقاشان نان و شراب که هر نقاشی را به ازای دریافت 1 قرص نان و 1 شیشه شراب به مردم میفروختند..!این آقا منو یاد اون سبک انداخت..!شاعری به ازای ثنا گویی….!شغل جالبیه نه؟
علی معلم را رئیس فرهنگستان هنر کردند که بره بشینه اونجا ….. رو بکشه! این آقا رو چه به هنر
سلام! تاجايي كه من از حرف هاي آقاي معلم فهميدم اشاره اي به زمان مديريت جناب موسوي نداشتند.همه به پاكي سيد بزرگ هعتقاد دارند.
آقای معلم، حتا فرزندان فرزندان شما هم از اینکه نمشان معلم است و فرزند شما هستند شرم خواهند کرد. شرم بر شما !!!
رفیق کجای کاری اگه شجاعت به خرج بده سهمیه ….. قطع می شه.
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
این گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تاثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خواهم که به نیکی دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
سیف الدین فرقانی
میر حسین نامی است که با میر حسین امین،میر حسین شجاع،میر حسین محبوب،میر حسین صادق،میر حسین فهیم،میر حسین عالم،میر حسین هنرمند،میر حسین نقاش،وهر آنچه نام ونشانی از زیبایست قرین وهم معنی است.
علی معلم چاپلوس تر و …. و بی غیرت تر از خود جان من سراغ دارید . نام تو آبروی هرچه معلم را هم برده است ……باد علی غیر معلم
آه چقدر هوای آن چهره نورانیت را کرده میر حسین، صدای دلنشین ات دوست دارم، چیز گفتن با صداقت تو را دوست دارم.
آقا تنها راه اینه که انتخابات تحریم بشه تا آقایون بفهمند کدوم طرف بیشترند.(زنده باد میر حسین)
نیازی نیست که این معلم قلابی دهان بازکرده و حقیقت را بیان کند. همه آنهایی که چشم دیدن موسوی را ندارند میدانند که این آثار نتیجه فکر و اندیشه و زحمات چه کسی است. بعلاوه غافل نشوید که تاریخ همواره قضاوتی درست دارد. با آنکه امیرکبیر پیش از افتتاح دارالفنون گرفتار شد و هرگز شاید گشایش دارالفنون نشد که یکی از بزرگترین آروزهای او بود و زحمات فراوان برای آن کشیده بود، اما در تاریخ دارالفنون و نام امیرکبیر باهم عجین شده گره خوردند و هیچ آدم عاقل و حتی نادانی هرگز نگفته است که دارالفنون را میرزا آقا خان نوری جانشین خبیث امیرکبیر ایجاد کرد. معلم و معلم ها که سهل است. شما کافیست که به همین تصویری که آورده اید نگاه کنید و شخصیت این معلم را دریابید که در برابر قدرتی که ارزشی کم تر از کف صابون دارد چگونه خود را باخته است.
آقای معلم نوبت شما هم می رسه! دندون تیز کردی برای چی؟ تو هنوز این جماعت رو نشناختی!
در برنامه چهر های ماندگار سال گذشته ، این آقا جوری با دست گرفتن یک عصادر صف جلو روی صندلی نشست وژست گرفت که گویی استاد حافظ وسعدی بوده . همین آقا که ارام با عصا دران برنامه حرکت میکرد وژست میگرفت ، در برنامه دیدار شاعران با رهبری جوری دست وپایش را گم کرده بود که دیدنی بود!!! نه از عصا خبری بود ونه از ان ژست های شاعرانه!!! بهر حال تکبه زدن بر جایگاه میر حسین کم چیزی نیست بخصوص اینکه لایق انهم نباشی و کادو بهت بدهند ومجبور باشی منت گردن بگیری؟؟؟
معلم فقط اسمت معلم خودت هیچ شرافت نداری
به نام خدایی که حیا را آفرید :نجابت ،پاکی و حیای میر در بند مردم ایران خدادادی است در بازار پیدا نمیشود . با پول بادآورده نفت قابل خرید نیست ، چرا که اگر بود در این مدت خیلی ها باید میداشتند.
درود خدا بر ميرحسين عزيز. برادران كلمه، اين آقاي معلم همان آقايي است كه، در زمان شاه ودر دامغان در جهت توطعه ساواك عليه شهيد آيت شعري غير اخلاقي در رابطه با تهمتي به آيت سرود كه نا چار شد در جريان راي اعتماد شهيد آيت، توبه نامه بنويسد كه، بله من اين گناه را كردم و…كه، هم من اين سند را دارم وهمان در مشروح مذاكرات مجلس براحتي در دسترس هست، و چنانچه نداشتيد من برايتان متنش را ايميل خواهم كرد!. اين مفسدان نميتوانند با اين …..گويي ها، مردم را نسبت به موسوي بد بين كنند. او برجستهاي است كه خدا عزت اورا مقدر كرده وكسي را ياراي زدودن آن نخواهد بود.
دوستان عزيز! معلم از اولش آبرويي ميان شاعران كشور نداشت. كسي كه جز برق سكه چيز ديگري نمي توانست به شب شعري ببردش. شما ها نمي دانيد چقدر حق شاعران جوان را اين آقا با اين اسم غلط اندازش خورده است. شما ها نمي دانيد اين ها شعر بعد از انقلاب ايران را به لجن كشيدند. شما ها نمي دانيد امثال معلم چقدر شاعر را از هست و نيست انداختند. خدا را شكر كه ذات خودش را به مردم هم نشان داد.
از دوستان خواهش ميكنم بجاي دشنام دادن ويا ناراحت شدن براي احمدي نژاد و گروهش دلسوزي كنيم .
ببينيد اين گروه چقدر بدبختند كه هنرمندشان علي معلم است .
اقتصاد دانشان حسيني ، استاندارشان تمدن ، مشاورشان رحيمي و مشائي ، ورزشكارشان رويانيان .
سابقه عملكرد شش ساله شان ، تنها در چند مورد كارنامه موفق دارند . 1- تقلب در انتخابات 2- سركوب مردم معترض 3- ايجاد پرونده هاي دروغين بر عليه مردم ايران 4- اختلاس ، دزدي و كلاهبر داري 5- خيانت به مردم و سوگندي كه در زمان پذيرش مسئوليت خوردند .
حق السكوت گرفتن از اقاي خامنه اي چرا كه مطمئن هستم مدارك احمدي نژاد بايد خيلي مهم و قوي باشد كه رهبري را مجبور ميكند از همه كارهايش حمايت كند . اگر دوستان موفقيت ديگري سراغ دارند اضافه كنند .
نكته ديگر كه بايد توجه كرد فرزندان اين گروه را نبايد بخاطر عمل پدرانشان تحقير ، تنبيه و يا اذيت كرد
maloomeh ke darsi az ali reza aftekhari nagerefteh
ای علی معلم اگر تو معلم بودی و بویی از علی برده بودی اینگونه دست به سینه درمقابل کوجکترازخودت می ایستادی و احترام می کردی. مگر این بابا کیست. امروز هست و فردا معلوم نیست بازهم باشد. این صندلی و میزریاست که امروز به تو رسیده والله به هیچ کس وفا نکرده است. به فکر نام و آبرویت باش و قضاوتی که درباره تو می کنند و خواهندکرد. توفقط خودت یک بار با دقت به این عکس نگاه کن. به بین ازرش دارد که درمقابل بنده ای این گونه بندگی کنی؟ مگر جیفه دنیوی و مرده ریگ و صندلی و پست و میز چه ارزشی دارد که این اندازه خودت را حقیرکرده ای واقعا من به جای تو خجالت کشیدم.
نام معلم برازنده…میرحسین موسوی است…که درس آزادگی به ما داد..
من کاری به هنر یا بی هنری ایشان و پست غصب کرده آن ندارم .این آقا برای چه کسی معلم است؟ شاگردان باید از اینکه ایشان “دهان”ندارد چیزی بیاموزند؟ شاگرد اولین سئوالش این است که دهانش کو؟
موافقم
شاعر میگه
:
ای مگس…عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
چه خوب میشد این سند رو سایت کلمه در اختیار مردم میذاشت
این خیلی مهمه
درود درود درود
به بین نان مفت و نان بیعاری اینها را به چه کلفتی درآورده است. آدم شاعر و بااحساس معمولا ترکه ای و لاغر می شود…
علي معلم انصافا معلم است !
او درس كاسه ليسي را به راحتي بر ملتي تعليم داد !
او اول معلم كلاس ريا و دورويي شد !
او اشعارش را به كيسه اي زر تقديم أقا نمود !
ولي افسوس كه حافظه اش ياري نكرد تا
اين كلام زيباي را به خاطر أورده و به أن عمل كند: “جايي بنشين كه بر نخيزانندت” قلم فرانسه
خدمت دوستان عرض ميكنم همه چيزمان بايستي شبيه همه چيزمان باشد حضور آقاي معلم با نگاه به ساير مقامات در آن جايگاه عجيب نيست
از دست احمدی نزاد رفته با چاوز دست داده چاوز گفته بور معمر قذافی شهید شده اون وقت احمدی نزاد و دوستان می رن با دوست آقای دیکتاتور رو بوسی می کنن خوب چون خودشونم دیکتاتورند.
تحریم فعال انتخابات
کشور را به …. کشیدند
اینها را رها کنید. باید تحریم انتخابات فعالانه صورت پذیرد. باید برای حضور در روز انتخابات فرمایشی و 25 بهمن برنامه ریزی کرد.
هدف= ایرانی آزاد و آباد
استراتژی= نافرمانی مدنی
تاکتیک= برنامه ریزی برای 25 بهمن
سحر نزدیک است
ماه درخشنده چو پنهان شود شپ پره بازیگر میدان شود
وفا
ادب از که اموختی از بی ادبان
چرا نمی خواهید؟
ما سه سال است نشسته ایم که یک مفسده، یک دروغ، یک دزدی و یا یک چیز دیگر از موسوی بشنویم تا مهرش را از دل مان بیرون کنیم.
من وامثال اقای معلم بایددراین اخرعمری نام نیک ازخودبه یادگاربگذاریم اقای معلم عزیز برگردیدوبه گذشته خودنگاه کنیدچه نداشتیدکه ای چنین انرابرباددادید واقعا چرا میرحسین ها دیگرنام اورتاریخ شدند حتی اگرشناسنامه اش راهم باطل کنیم وبگوییم دیگرایرانی نیستند باقلوب مردم چه کنیم قضاوت تاریخ راچه کنیم ازشما مرددنیا دیده استدعادارم معقول برخوردکنید عاقلانه برخوردکنیدسن شما ومن که اجازه احساسی برخوردکردن رابرنمی تابد ازشمابعیداست اگربه فکرخودنیستیدبه فکرفردا وفرزندان بداقبال خودباشیدکه ناچارخواهندبودتا……
تحریم انتخابات
از یک شاعر درباری چقدر میتوان انتظار داشت
من نمی دانم آقای خامنه ای چه فکری کرد که انسان بی هنری چون محمود احمدی نژاد را بر انسانهای هنرمند و با فضیلتی چون مهندس میرحسین موسوی،سید محمد خاتمی وغیره ترجیح داد. دیکتاتوری واستبداد دینی یعنی همین.