جرزنی سیاسی
چکیده :اگرچه مخاطبان اصلی رهبری که در این گفتار به «جرزنی سیاسی» متهم شده اند و افرادی «ناباب، نادان و بعضاً معاند» خوانده شده اند، دستشان از مراجعه به قانون کوتاه است و هیچ گونه امکانی برای دفاع از خود در برابر این اتهامات ندارند اما وظیفه ای شرعی و اخلاقی ایجاب می کند که با تاملی ساده، روشن و بی پیرایه در متن همین سخنان عالی ترین مقام کشور در مقام امر به معروف و نهی از منکر بگوییم...
کلمه -آل طاها:
پایگاه رسمی رهبری، سخنان آیت الله خامنه ای را در سالگرد حادثه ی نوزدهم در دیدار با مردم قم چنین انعکاس داده است:
حضرت آیت الله خامنه ای انتخابات سال 88 را یادآور بهترین و بدترین خاطره ها دانستند و تأکید کردند: بهترین خاطره ها، حضور عظیم و خیره کننده چهل میلیونی مردم در پای صندوقهای رأی بود و بدترین خاطره ها مربوط به «جرزنی های» سیاسی برخی افراد ناباب، نادان و بعضاً معا ند، در انتخابات بود.
اگرچه مخاطبان اصلی رهبری که در این گفتار به «جرزنی سیاسی» متهم شده اند و افرادی «ناباب، نادان و بعضاً معاند» خوانده شده اند، دستشان از مراجعه به قانون کوتاه است و هیچ گونه امکانی برای دفاع از خود در برابر این اتهامات ندارند اما وظیفه ای شرعی و اخلاقی ایجاب می کند که با تاملی ساده، روشن و بی پیرایه در متن همین سخنان عالی ترین مقام کشور در مقام امر به معروف و نهی از منکر بگوییم:
ما نیز همچون شما انتخابات سال 88 را یادآور «بهترین» و «بدترین» خاطره ها می دانیم و جالب آنکه ما نیز «حضور میلیونی مردم» را از بهترین خاطره ها و «جرزنی های سیاسی» را از بدترین خاطرهای انتخابات 88 می دانیم. تنها تفاوتی اگر هست –که هست- تنها در جزئیاتِ همین «خاطره ها»ست.
از قضا خاطرات ما روشن اند. مثلا ما، یکی از شیرین ترین و بهترین خاطره هایمان از حضور مردم، زنجیره ی راه آهن به تجریش بود، وقتی توانستیم به یمن حضور میرحسین، تفاوت شمال و جنوب را فراموش کنیم و دستهامیان را به هم بدهیم – جای همه ی کسانیکه آنجا نبودند خالی- و یا یکی از تلخ ترین خاطره هایی که از «جرزنی سیاسی» در انتخابات 88 به یاد داریم تهت های احمدی نژاد و بداخلاقی های صدا وسیما در بازی کردن با آبروی کسانی بود که آنجا حضور نداشتند و هنوز هم امکان دفاع ندارند. نمونه ها البته بسیار فراوانند.
البته این ها نمونه های قبل از 22 خرداد اند. پس از 22 خرداد ما هزاران خاطره ی تلخ و شیرین داریم. اگر چه شیرین ترین ها را از حضور میلیونی مردم در ۲۲ و ۲۵ خرداد چشیدیم وبه خاطر سپردیم و تلخ ترین«جرزنی سیاسی» را در خطبه های 29 خرداد شاهد بودیم که تا فرمانِ آتش به «رقیب سیاسی» پیش رفت.
می بینید! تنها اختلافی که هست در خاطره هاست. مثلاً پنهان نمی شود کرد که حضور میلیونی مردم در 25 خرداد از تلخترین خاطره های شماست و پنهان نمی شود کرد که شما ایستادگی موسوی و کروبی در برابر بی قانونی شورای نگهبان و همراهیشان با مردم را «جرزنی سیاسی» می دانید.
مسئله اینجاست که نمی شود خاطره را به کسی تحمیل کرد،چون هر کس خاطره های خود را دارد. خاطره ها نه محکوم می شوند، نه در حصر می افتند و نه دستور می پذیرند. خاطره ها در بند دستورات مطلقه نیستند.
و شاید به همین علت بود که در دی ماه 88 تجمع پس از عاشورا را مهندسی کردید تا از آن خاطره ای جدید بسازید و با هفت من عسلِ در صدا و سیما به خورد مردم بدهید به این امید که خاطر های شیرین شان را از انتخابات خرداد 88 فراموش کنند. شاید به همین علت بود که به فرموده کتاب های تاریخ را بازنویسی کردند و تغییر دادند تا روایت دیگری از خاطره ها برای محصلان تعریف شود و شاید به همین علت بود که همه ی یاران انقلاب و بنیانذاران نظام ، نامشان تغییر کرد و جاسوس و ناباب و نادان و بعضاً معاند، شدند تا همه ی خاطر ها با خاطر عالی یکسان شود.














” گم شدن ” بیش از یک میلیارد دلار پیش از انتخابات (!) و توزیع رایگان سیب زمینی و پخش پول نقد به اسم سهام و استفاده از امکانات عامه مردم (به قول اینها بیت المال) برای تبلیغات یک طرفه و جناحی و استفاده از دوپینگ فقهای نگهبان و عدم تمکین از خواسته کمیته صیانت از آراء و دروغ گوئیهای شاخدار و اشاعه زشت ترین بد اخلاقی ها از تلویزیون و نهایتا سوء استفاده از موقعیت قانونی چه اسمی غیر از ” جرزنی” دارد؟ چه کسی رای گیری و شمارش و جمع زدن آراء را راست آزمائی کرد؟ جنتی یا کامران دانشجو؟! الهام یا علم الهدی؟! آن گردهم آئی که در آن مردم معترض خس و خاشاک خوانده شدند و “شال سبز” بر گردن احمدی نزاد انداختند “اردوکشی خیابانی” نبود؟! چرا خودتان را فریب میدهید؟ مگر ما را نفهم فرض کرده اید؟ آقای خامنه ای از این روش رهبری دست بردارید که مثل موریانه در حال تخریب پایه های مشروعیت و مقبولیت نظام هستید. این کار عاقلانه و بر “حقی” نیست – این “حقه” بازی است. اگر به فکر اسلام نیستید – اگر به فکر ایران و نسلهای سوخته آن نیستید – حداقل به فکر خودتان باشید و تا دیر نشده با آزاد کردن زندانیان سیاسی و رها کردن مهر و ماه نهضت سبز علوی (موسوی و کروبی) راه آشتی ملی و بازگشت اعتماد و ترمیم جراحات وارده به کشور را فراهم کنید. احمدی نزاد به شما ” نزدیک ” نیست – اشتباه نکنید! جریان انحرافی با سوء استفاده از بی اعتمادی شما به اصلاح طلبان شما را فریب دادند و برای کسب قدرت و ثروت و منزلت از نردبان موقعیت عالی شما بالا رفتند و خبط خود را به انجام رساندند. آقای خامنه ای شما باید شجاعت اعتراف به اشتباه را در خود داشته باشید و بدانید که مردم ایران از شما میپذیرند- همه ما اشتباه میکنیم. آقای خامنه ای لجاجت با “مردم” و استفاده از کلماتی مانند ویروس و میکروب برای بخش عظیمی از مردم ایران نه درست و نه عاقلانه و نه خدا پسندانه است. نکنید این کار را – ضیق وقت را دریابید! از “تقسیم” مردم ایران به خودی و غیر خودی دست بردارید و برای پر کردن شکاف هائی که تمامیت ایران را تهدید میکنند اقدام کنید. اگر “محاسبات” شما اشتباه باشد آینده ایران و رونق معنویت در آن به خطر خواهد افتاد – آیا از همین فاصله دور نشانه های بارز این اتفاق نامبارک را نمیبیند؟ شما مسئولید و نمیتوانید از باز مسئولیت شانه خالی کنید.
خیلی عالی خاطراتم زنده شد هم خاطرا ت شیرینم وهم خاطرات تلخی که با هم چشیدیم واز همه بدتر دروغ وتهمت هاشون دلمو میسوزونه .چقدر خودشونو گول میزنن
یکی از زیباترین خاطرات اون روزها دیدن مردم و به ویژه جوانان پرشوری بود که به امید تغییر، شهر را پر از نشاط و جنبش کرده بودند
هرگز روزی رو که مردم توی ایستگاه اتوبوس دست در دست هم با شادمانی باور نکردنی برای مردم سوار بر مرکب دست تکان میداند و هم آواز می خواندند: “آخر هفته احمدی رفته “رو فراموش نمی کنم و هنوز که هنوزه وقتی از آن مسیر گذر می کنم غم شیرینی بر دلم می نشیند چون باور دارم این شور را سر باز ایستادن نیست .
جهت و سو حاکمیت با پیروزی کودتا…. مشخصبود که طرفدار سرسخت اسرائیل و امریکا میباشد .گر چه جلوی پیشرفت سیاسی را گرفتند ونسل را عوض کردنند .خوشبختانه حرکت 22 خرداد 88 همانند هزاران کتاب بود برای همه .که چهره وواقعیی حاکمیت رو شد
ابن افرادکه قطعا منظور موسوی،کروبی،هاشمی،خاتمی،صانعی،موسوی اردبیلی و امثالهم هستند باب چه کسی نبودند آیا باب مردم نبودند یا حاکمیت؟
اینها نسبت به چه جیز نادان بودند نسبت به اینکه باید حق مردم را نادیده بگیرند یا نسبت به اینکه باید به مردم پشت کرده و بله قربان گو باشند؟
ایشان معاند چه چیزی بودند معاند حق تعیین سرنوشت مردم به دست خویش یا این اندیشه که حضور مردم تزئینی و فقط یک پز سیاسی است؟
انصافا اگر بی طرفانه هم به قضایا بنگریم وادبیات این سخنان را مرور کنیم سخن بعضی ها که می گویند جایگاه مصرح رهبری درقانون اساسی به رهبری یک جناح تنزل یافته بی ربط هم نیست .
به هرحال آیا معترضین وضع موجود در این مملکت زندگی می کنند یا نه؟
آیا آنها حقی بر عهده این حکومت دارند یا ندارند؟
آیاحق اینها فقط توهین وفحاشی وحصر وتعرض به حدودشان می باشد و آیا در حکومت اسلامی حقی دیگر براشان نیست؟
آیا این همان حق الناسی نیست که تخطی از آن گناهی نابخشودنی در پیشگاه خداوند عز وجل است؟
بد نیست بزرگان این مملکت که خود را تابع دین مبین اسلام می دانند و بارها بارها در سخنانشان حکومت خود را الگو گرفته از حکومت علوی معرفی می کنند برای یادآوری هم که شده سری به نهج البلاغه یا رساله حقوق امام سجاد(ع) بزنند شاید بعضی از بندهای متقابل حقوق حاکمیت ومردم را فراموش کرده اند.
ايشان صلاحيت و مشروعيت رهبري را مدتهاست از دست داده است . با تخريب و تهمت به كساني كه فرصت دفاع از خود ندارند نميتوان اوضاع را تغيير داد .
لطف خدا به مردم ايران بود که اين تماميت خواهان در انتخابات 88 تقلب بزرگ را بکنند و چهره واقعي و دروغگوي حاکمان براي ملت ايران
نمايان شود
و بعد از ان هم که همه ديديم چه جنايتها کردند و چه دروغها گفتند و چه تهمتها و غيبتها بر انسانهاي پاک و نجيب زدند و هر کس به انتخابات
انتقادي داشت برانداز نظام و فتنه گر و جاسوس و خس و خاشاک و گوساله خوانده شد
هيچ وقت ان زنجيره انساني را که از تجريش تا راه اهن سبزها را با مهر و محبت به هم وصل کرده بو د فراموش نخواهم کرد
بعضی ها گز نکرده پاره میکنند.راستی کسی هست و یا کسی نیست که از جناب حداد عادل بپرسد ژاپن اسلامی چی شد؟این فقط سوالی تک و تنها میباشد که عارضه ای ندارد.منتظر فیلسوف میباشیم تا ما را بیش از این مستفیض فرمایند؟
با بی توجهی به انتصابات مجلس شورای شعبه رهبری و عدم شرکت مردم در آن و ادامه مبارزات مردم علیه نقض قانون اساسی مطمئنا خاطرات بد رهبری از انتخابات 88 فراموش و خاطرات بدتری نصیب ایشان خواهد شد.انشاءالله
دوستان و هم پیمانان عزیز هر اتفاقی بینفد فراموش نکنیم که انتخابات تحریم است و روز دوازده اسفند درخانه ها خواهیم نشست. اینها دانشمندان اتمی خود را که می خواهند از این سازمان کناره گیری کنند، می کشند و ترور می کند وبعد بعنوان طلبکار به سازمان ملل شکایت می کنند که کشورهای دشمن این کار را کرده است.
دوستان بسیار خوب توشیح کردند، مقالهای بخردانه را. من چیزی بیش شاید ندارم. توفیق مزید.
اول جرزنی را تعریف کنید
جرزنی یعنی خلاف قانون مورد تایید خود عمل کردن.
حال شما بگید کجا این معترضین اقامه ی دعوا کردن تا بی عدالتی نظام در بوته ی آزمون قرار گیرد؟
بدون طی کردن روال قانونی صرفا داد و هوار کردند و تا آنجا پیش رفتند که براحتی حرمت شکنی ها به شعائر اسلامی را انقلابی شمردند!
چه می شود گفت وقتی “صم بکم عمی فهم لا یرجعون” شده اند و نظر مخالف را بر نمی تابند؟!
به ما رسید “جرزنی” خوانده شد ولی وقتی خودشان خطائی میکنند، “مصلحت” خوانده میشود.
جاي بت پرستان در اين سايت نيست بت پرست عقل خود را به نفس خود فروخته است
agar mikhahid ke bedanid ki jer zadeh be farmayesh haye sardar moshfegh tavajoh konid
چه شد و از کجا احمدی نژاد 25 میلیون رأی آورد؟ تا 13 میلیون رأی میرحسین کم نشان اده شود؟ این آقا در سال 84 یکبار 4 میلیون و بار دوم که برای اولین بار دو مرحله ای شد در مصاف با هاشمی 14 میلیون رأی آورد.یعنی مردم یکباره ایشان “قیافه خوشگل و او را فرشته و ملکه یافتند؟؟؟ همه آنهایی که عقل دارند و “مارق و جاهل” و اسیر زر و زور و تزویر نیستند ،می فهمند که به نام دین چه تقلبی را در نظام اسلامی بنای کج گذاشتند ! بدترین خاطره در سال 88 آن بود که در مناظره ها و در پیش 70 میلیون ایرانی به خصوص اینکه در شهر قم علمای اعلام دیدند که با دغل بازی و آبرو ریزی و له کردن این و آن برای صندلی قدرت ، 30 سال انقلاب را زیر سئوال بردند و رهبری به این دغل باز و حیله گر “افکارش “نزدیکتر بود؟ یاللعجب؟
الحمد لله جعل الذى اعدائنا من الحمقا.
وقتی رهبر چنین ادبیاتی را استفاده میکند وا بحال بقیه
یک سوال: فرض کنیم که آقایان موسوی و کروبی و حامیان میلیونی آن ها جرزنی سیاسی کرده باشند، آیا سزای جز زدن سیاسی در حکومتی که ادعای پیروی از علی (ع) را دارد حصر و زندان و شکنجه و . . . است؟
عجب اسلامی همه را حبس کرده اند و یک طرفه متهم می کنند ! یعنی رسول الله برای ترویج چنین اخلاقی مبعوث شد ؟ علمای دین برای ما و شما محمد پیامبری است که از نو باید بشناسیمش ، اگر محمد (ص) پیامبری است که کسی که لباس او را پوشیده اجازه دفاع به کسی نمی دهد و یکطرفه حمله می کند ما باید در شناختمان تجدید نظر کنیم و اگر این نیست که نیست حضرات عمامه از سر بردارید و این رسول را به حال خود وا نهید.
هرچه بگندد نمکش میزنند
وای به روزی که بگندد نمک!!!!!!