سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » به یاد آر/ روزی این قفس را خواهد شکست…...

به یاد آر/ روزی این قفس را خواهد شکست…

چکیده :بو سيدين نفسي .... سينداراجاغ قفسي...


وقتی ميرحسين به تبريز آمده بودند، پیرمردی که در عکس می بینید در میان جمعیت شعری را في البداهه به تركي زمزمه می کردند..

شايد در آن روز کسی فكر نمي كرد این شعر در آينده به حقيقت خواهد پیوست:

” بو سيدين نفسي …. سينداراجاغ قفسي

نفس اين سيد … روزی این قفس را خواهد شکست!”

آنروز در محوطه میدان ساعت تبریز همه بی اختیار این شعر را تکرار می کردیم…

 

 


6 پاسخ به “به یاد آر/ روزی این قفس را خواهد شکست…”

  1. سبز باران گفت:

    نفس این سید … روزی این قفس را خواهد شکست!
    سید عزیز قفس قلب مارا مدت هاست که ویران کرده ای.

  2. سبزين تن گفت:

    +++++++

  3. ناشناس گفت:

    نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد………عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

    سلام بر میر حسین عزیز درود بر کروبی و سلام و درود بر همه زندانیان دربند

  4. ناشناس گفت:

    درود بر پاکترین فرزندان این ملت که مظلومانه قدم در راه گذاشتند گرچه میر حسین در قلب مایی ولی شرمنده ایم

  5. سبز یعنی استقامت تا بهار گفت:

    میرحسین عزیز کجایی که خیلی خسته ایم

  6. ناشناس گفت:

    ميرحسين عزيز.هرچه حبست طولاني تر ميشه نزد ملت محبوب که هستي محبوبتر ميشوي .چه کردي مير عزيز کاخ ديکتاتور را لرزاندي باهيجده بيانيه هيجده صفحه اي چنان خشمگينشان کردي که به زندانت کردند.ميداني چرا حبست کردن /.چون چهره واقعي انها براي ملت نمايان شد.قتل.تجاوز .شکنجه.دروغ.ريا.دزدي.ووو….راکه سالها درپس پرده انجام ميدادن نمايان شدوبراي مستبدين اين کار بس گران تمام شد.ميرعزيز خودت از اول هم ميدانستي متقلبن ولي اميدي تابت رابشکني والحق که صداي ريز ريز شدنش راهمه شنيدن .گريه کرد ….ميکروب خواند ..وفتنه قلمدادمان نمود……يادمه جايي دعوا شد ونفراتي که حداقل بودند چون زورشان نميرسيد فحش ميدادند …ميگفتن خس وخاشاکها ميکروبها وبزغاله وگوسفندها و….و.ودراخرفصل الخطاب چه بي معني شد…. !توزندان نيستي …مشيت الهي چنين که انجا باشي تا رسواترشان کني وبعد به کناري براي بازخواست والتماس کردنها يشان را همه بشنوند.