سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » رهبر گرامی! به آقای تائب بفرمایید از اندرون خانه های مردم سر بیرون کشد...
» نامه پانزدهم محمدنوری زاد خطاب به رهبری

رهبر گرامی! به آقای تائب بفرمایید از اندرون خانه های مردم سر بیرون کشد

چکیده :مأموران سپاهی شما آشکارا به حریم خصوصی من دخول کرده اند و درکثیف ترین شکل ممکن، برای برهم زدن و متلاشی کردن کانون خانواده ام، بکارهای ابلهانه ای دست برده اند. ای خاک برسرِ دم و دستگاه یک سیستم اطلاعاتی که با ورود به حریم خصوصی منتقدان، به ترمیم عجز خود می پردازد. اگر هنوزدر قاموس فکری و حیثیتیِ شخصِ شما، خانواده و حریم خانواده ارزشی دارند، به مأموران اطلاعات سپاه و سایرینی که در وزارت اطلاعات به همین کارها مشغولند، بفرمایید سراز خانواده ی من وسایر معترضان بیرون کشند. ویا اگرنه، ورود این نابخردان و افسار گسیختگان به اشاره ی جناب شما صورت پذیرفته و می پذیرد، بفرمایید تا ما، باورهای ایمانی و انسانی خود را با شاخص جدیدی که شما باب کرده اید تنظیم...


به آقای تائب بفرمایید با دستهای خونین خود چه می کند…

محمد نوری زاد که در چند هفته اخیر هر جمعه نامه‌های دلسوزانه ای درباره  وضعیت جاری کشور خطاب به رهبری می نویسد اینبار در نامه ای که زودتر آن را  به دلیل تهدیدات نیروهای امنیتی منتشر کرده است از هجمه و هراس افکنی نیروهای اطلاعات سپاه برای او و خانواده اش گفته  است.

نوری زاد در این نامه خطاب به رهبری می گوید: کاری که اطلاعات سپاه با من و با خانواده ام شروع کرده است، آنقدرمشمئز کننده و سخیف است که من هیچگاه یک چنین رفتاری را از ساواک شاه، نه شنیده و نه درجایی خوانده ام.

این مستند ساز و  جهاد گر دوران دفاع مقدس همچنین به تنهایی ناجوانمردانه ای که در این هنگامه برای او ایجاد شده است اشاره و از شماری از شخصیتها خواسته است تا آنان نیز دست به قلم برده و به نیت اصلاح امور  رهبری را خطاب قرار دهند.

متن نامه محمد نوری زاد به شرح زیر است:

به نام خدایی که سیل آفرید

بارانی در راه است!

سلام به رهبر جمهوری اسلامی ایران

من ناگزیر این نامه را که باید در واپسین ساعات روز جمعه منتشر می شد، همین حالا منتشر می کنم. نگرانم که مرا جمعه ای در کار نباشد. بازی کودکانه ای که سازمان اطلاعات سپاه با من و با خانواده ام شروع کرده است، ازدیروز- دوشنبه – وارد مرحله ی تازه ای گردیده است. آری، ممکن است بنا به فرمایش مأمورانی که به من گفتند: پودرت می کنیم و درصد سایت داخلی و خارجی آبرویت را می بریم، هم پودرم کنند، وهم بزعم خود با آبرویم بازی کنند.

کاری که اطلاعات سپاه با من و با خانواده ام شروع کرده است، آنقدرمشمئز کننده و سخیف است که من هیچگاه یک چنین رفتاری را از ساواک شاه، نه شنیده و نه درجایی خوانده ام. گلی به گوشه ی جمال شما با این سازمانی که برزانو نشانده اید و آنان را مثل جادوگران بابِلِ قدیم، به سمت خانواده ها و درهم کوفتن مناسبات خانواده یِ منتقدانِ خود گسیل می فرمایید.

کاش مأموران شما آنقدر مرد بودند که به نوشته های من، با نوشته پاسخ می گفتند، نه آنکه به حریم خصوصی من نفوذ کنند و برای ترمیم سرشکستگی ها و فضاحت های جاریِ خود، به تخریب زندگی من بسیج شوند. از قول من به آقای تائب – رییس سازمان اطلاعات سپاه – ومأموران نابالغِ وی بفرمایید: قبول، به فرض که نوری زاد و خانواده اش را پودر کردید و از هم دریدید، با دست های خونین خود چه می کنید؟ از قول من به آقای تائب بفرمایید: جناب حجت الاسلام والمسلمین، خونِ دست های شما، آنگاه که مغز جوانان ما را متلاشی کردید و همزمان خونشان را انکار فرمودید، آنچنان با سنت ها و محکمات تاریخی در آمیخته است که نآنا با آب هزار دریا نیز زدوده نمی شود.

رهبرگرامی،

مأموران سپاهی شما ، درانتقام از تیزابی که من در نامه هایم برسرشان فرو باریده ام، آشکارا به حریم خصوصی من دخول کرده اند و درکثیف ترین شکل ممکن، برای برهم زدن و متلاشی کردن کانون خانواده ام، بکارهای ابلهانه ای دست برده اند. ای خاک برسرِ دم و دستگاه یک سیستم اطلاعاتی که با ورود به حریم خصوصی منتقدان، به ترمیم عجز خود می پردازد. اگر هنوزدر قاموس فکری و حیثیتیِ شخصِ شما، خانواده و حریم خانواده ارزشی دارند، به مأموران اطلاعات سپاه و سایرینی که در وزارت اطلاعات به همین کارها مشغولند، بفرمایید سراز خانواده ی من وسایر معترضان بیرون کشند. ویا اگرنه، ورود این نابخردان و افسار گسیختگان به اشاره ی جناب شما صورت پذیرفته و می پذیرد، بفرمایید تا ما، باورهای ایمانی و انسانی خود را با شاخص جدیدی که شما باب کرده اید تنظیم کنیم.

نامه های من با هر مضمونی که برشانه حمل می کنند، از امید و نیکفرجامی سرشارند. ما هنوز به شما و به فرجام نیک شما دلبستگی داریم. حساب شما را از حساب جباران تاریخ جدا کرده ایم. ما نمی خواهیم شما را و مأموران شما را در انزوایی که در پسِ مرزهای تاریخیِ ما پای می کوبد، گرفتار ببینیم. یک روزهایی ما ادب را، احترام را، تکریم آحاد خانواده را، وخط قرمزی به اسم حریم خصوصی مردمان را از جناب شما فهم می کردیم. من اطمینان دارم افسار گسیختگان اطلاعات سپاه، دور از چشم مبارک شما سربه اندرون خانواده های ما فرو برده اند. من نمی توانم باور کنم آندسته از مأموران اطلاعات سپاه که در مجاورت هیولاگونگی سربرآورده اند، از جناب شما برای سرک کشیدن به خانواده ها و آشفتن نظام آن خط گرفته و می گیرند. مباد آن روز که بشنوم حضرت شما به این هیولاها فرموده باشید: بروید و هربلایی که می توانید برسر نوری زاد وخانواده اش بیاورید. نه نه ، ما هنوز شما را درحوزه ی ادب ورزی و رعایت اصول اخلاقی، صاحب وجاهت می دانیم. اگر روزی درهمین نزدیکی ها اتفاقی نامبارک در کانون زندگی من رخ داد، خواهم دانست – و برای شما خواهم نوشت – که شخص جناب شما در ترسیم این نامبارکی دخیل بوده اید و شخصاً به مأموران خود فرمان فرموده اید که با من آن کنند که با کافرِحربی نمی کنند.

رهبرگرامی،

احتمال دارد من به همین زودی توسط مأموران وفادار شما پودر شوم. وخانواده ام به آوارگی درافتد و متلاشی گردد. اگر اجازه بدهید و موافق باشید، من ازمخاطبان خود می خواهم که در غیاب من به نگارش نامه همت کنند و همچنان جناب شما را با الفاظ شایسته ندا دردهند. ما هنوزبه شما و به رفتار متوازن شما امید داریم. شما را بخدایی که می پرستید، از چنبره ای که گِرداگِرد شما بالا برده اند، بیرون بزنید. هوای جامعه را آنگونه که هست استنشاق کنید. اجازه ندهید موریانه هایی که چهار ستون مناسبات ما وشما را می جوند، شما را در شرایطی که خود پدید آورده اند، گرفتار کنند و از زبان شما آن برآورند که خود می خواهند. من زنده یا مرده، در پیشگاه خدای متعال، ودر پیشگاه مردم فلک زده ی ایران عزیز، جمعی از نخبگان جامعه ی خویش را به مدد می گیرم تا از هفته ی آینده، یک به یک، یا چند به چند، روبه جناب شما نامه بنویسند و شما را از آسیب ها و الفت ها با خبر کنند.

این عزیزانی را که من نام می برم و از آنان می خواهم تا برای شما نامه بنویسند، از سرشناسان وادی علم و ادب و ایمان و تقوایند. من اینان را در اجابت درخواستم، یا حتی دربی بها دانستن آن، به خدا وا می گذارم.

من و خانواده ام در این چند وقت، رنج فراوانی را تحمل کرده ایم. اگر تا هفته ی بعد و هفته های بعد زنده بودم و خانواده ام برقرار بود، همچنان برای شما خواهم نوشت. وگرنه فردای قیامت، اگر مرا فرصتی و امکانی بود، هم گریبان شما را خواهم گرفت، وهم گریبان این چند نفری که یک به یک نامشان شماره می کنم و مختصری با آنان سخن می گویم:

1 – همسرشهید همت و همسر شهید باکری: شما خوبان در این دوسال بسیار آسیب دیده اید. آقای شریعتمداری کیهان از شما نیز فروگذارنکرد و برشما ناسزاها بارید. شرمم باد که دهان قلم خویش را به تکرار و یادآوری آن ناسزاها بیالایم. شما ازآبروداران بنامِ سرزمین مایید. من شما را به نمایندگی از خانواده های مکرم شهدا به این معارضه فراخوانده ام. می دانم برای شما سخت است، اما شما را به عزیزان وشهیدانتان سوگند، قلم برگیرید و هرچه بشارت و هرچه هشدار سراغ دارید به سمت رهبرمان اشارت دهید. من شما دوتن را بسیار غیور یافته ام. شاید پرچمداریِ شما در این تقاضایی که من به میان آورده ام، دیگران را برسرشوق آورد و آنان نیز به تکاپو درافتند. شما در فردای قیامت جلوی خیلی ها را خواهید گرفت و از آنان به پیشگاه خدای خوب شکوه خواهید بّرد. اما چرا من و خانواده ام در همان فردا، جلوی شما را نگیریم و نگوییم چرا ما را دراین ورطه ی بلا تنها گذاردید؟ مباد آن روز. من با تمام ارادتم در پیشگاه سلامت و صلابت شما دوتن سرتعظیم فرود می آورم.

2 – حضرت آیت الله وحید خراسانی: من جناب شما را بسیار دوست می دارم. همین که درآن دیدار کوتاه سکوت فرمودید تا من هرآنچه را که دردل داشتم برشما ببارم، برعلاقه ی من نسبت به خود افزودید. من درآن دیدار جسورانه به شما گفتم: جناب وحید، مردم ما چقدرِ دیگر باید هزینه کنند تا برای شما علما بقدر آن خلخالِ ربوده شده از پای آن زن یهودی بیارزد تا شما علما یک تکانی بخورید و عمامه از سربگیرید و پای برهنه از بیت شریفتان بیرون بزنید و فریاد کشان نسبت به فجایع جاری کشور بر بشورید؟! به شما گفتم: چرا خروج نمی کنید؟ چرا آبرویی را که از مردم و از دین خدا دارید، خرج مردم و دین خدا نمی کنید؟ گفتم: مگر قرآن نفرموده : برای خدا قیام کنید اگر چه به زیان خودتان و به زیان پدر ومادرتان و به زیان خویشاوندانتان تمام شود؟ گفتم: جناب وحید، مردم را کشته اند و اموال مردم را سوخته اند و تخریب کرده اند و چهره ی بسیج و بسیجی را تا حد شعبان بی مخ ها خراشیده اند.پس کی می خواهید اعتراض کنید؟ وشما با تبسمی مدام به من فرصت دادید تا سخنم و آتش درونم فرو بنشیند. درپایان فرمودید: آقای نوری زاد، والله اگر برمن مسجّل شود که خروجم به نتیجه خواهد انجامید، همین فردا خروج خواهم کرد. اکنون به محضر شما عارضم که: خروج نه، اما برای رهبر نامه ای بنویسید و با آن شجاعتی که از شما سراغ داریم، جناب ایشان را به مخاطرات پیش رو وبه کورسوهای امید هشدارو بشارت دهید. قرارما و شما، فردای قیامت بجای خود، قرار ما درهمین دنیا. مباد نامه های خود را محرمانه برای ایشان ارسال فرمایید. بنای ما بر انتشارِعلنی نامه هاست.

3 – حضرت آیت الله جوادی آملی: من شما را شخصیتی فرهیخته و عارف و عالم و با تقوا می دانم. اما از شجاعتتان سراغی نمی بینم. حضرتعالی به قرآن و نهج البلاغه بسیار مسلط اید و بدانها اشراف دارید. اگر به فراخوان من بها ندهید، شما را به همان قرآن و به همان نهج البلاغه ای وا می گذارم که عمرخود را مصروف فهم آن ها فرموده اید. سکوت فراوان شما در قبال حادثه های این دوسال اخیر، چه به اسم تقیه و چه به هر اسم و به هر دلیل شرعی و عقلی، مردمان ما را به انزجار از اسلام ترغیب کرده است. دست به قلم ببرید و برای رهبرمان نامه ای و نامه هایی بنویسید و از ایشان بخواهید فکری برای اینهمه انشقاق مردم بکنند و به آغوش مردم باز گردند. به ایشان بفرمایید که پوزش خواهی از مردم، و ترمیم رنج های آنان، به خداوندی خدا، ای بسا عزت ایشان را مضاعف گرداند. اگر به اینگونه اشارات من تمایل ندارید، به هرچه که خود بدان متمایلید اشاره فرمایید. مهم این است که مردم ما از جناب شما یک دو خط نامه بخوانند و باور کنند که علمای شیعه، هیچگاه وامدار حکومت ها نبوده اند و به وقت ضرورت، به میان آمده اند و از حق و از مظلومان دفاع کرده اند. وگرنه، این چند روز دنیا را به سکوت و تماشا سپری فرمایید. که در این صورت، من و خانواده ام و هزاران خانواده ی دیگر، فردای قیامت راه را برشما خواهیم گرفت.

4 – حضرت آیت الله مکارم شیرازی: شما نیز از صاحب نامان این روزگارید. حادثه های این دوسال اخیر را تماشا کردید و ترجیح دادی سکوت کنید. اما نه ، یک چند باری به بدحجابی ها و فعالیت وهابی ها اعتراض فرمودید. خون جوانان بی گناه مردم را به چشم دیدید و ازیک اعتراض ساده هراسیدید. ظاهراً برای مرجعیت، برخورداری از شجاعت، یک ضرورت حتمی است. ما شما را شجاع می خواهیم. با آن قلم شیوایی که آثار علمی فراوانی پدید آورده، نامه ای به رهبرمان بنویسید و وی را به فرداهای مهیبی که در کمین کشور ماست هشدار دهید و خیرخواهانه حضرت ایشان را به آشتی و دلجویی از مردم معترض و آسیب دیده ترغیب فرمایید. وعده ی ما و شما نیز فردای قیامت. بخدا قسم حضرت آیت الله، ما نیز چون شما خانواده ی خود را دوست داریم و از رواج آشوب و اضطراب در خانواده و در کلیت کشورمان در رنجیم.

5 – حضرت آیت الله صانعی: من به شخص شما ارادت ویژه ای دارم. نامه ی شما به رهبرمان، با وجود همه ی لطمه هایی که از هواداران ایشان تحمل فرموده اید، می تواند راهها را بگشاید و بن بست ها را پس بزند. در یک سال و نیمی که من در زندان بودم، نمایندگان جناب شما به خانواده ی من سرزدند و از آنان دلجویی کردند. امروز همان خانواده در معرض آسیب و دربدری است.

همان خانواده ی خون جگر، توسط مأموران هرزه ی اطلاعات سپاه، به سمت آشوب و گسست رانده می شود. من شخصاً درمعرض تهدید شما درشکستن سکوت صاحب وجاهت اید. با نامه ای به رهبر، از آسمان خدا برای مردم ما برکت و رشد و همدلی، و برای رهبرما نیکنامی و فرود آمدن از بلندای دست نیافتنی ای که برای وی برساخته اند، آرزو کنید. شما را به خدا مبادا نگارش نامه را به دوردست ها احاله دهید! پسندیده است که درهمین هفته ی آینده، هجوم نامه های شما عزیزان به سوی رهبرمان بال بگشاید و وی را در زیر بارش کلمات شریف انسانی و آسمانی غسل دهد.

6 – حضرت آیت الله بیات زنجانی: جناب شما نیز از ارادت من به خویشتن نیک خبردارید. دست به قلم ببرید و با ترنم کلمات، فضایی از درستی و رعایت حقوق مردم و انصاف و خیرخواهی ترسیم کنید و رهبرمان را به این فضا دعوت فرمایید. من اطمینان دارم بارش کلمات زمینی و آسمانی عزیزانی چون شما می تواند دل سنگ را بشکافد چه برسد به دل رهبر ما که یک زمانی ما از او نور می نوشیدیم.

7 – حضرت آیت الله علیمحمد دستغیب: شما را دوست دارم. آزادگی شما را می ستایم. از تهران به شوق شما تا شیراز رانندگی کردم تا به دیدار عزیزی نائل آیم که نخواست منبرآزادگی اش از سلامت و صلابت تهی باشد. شمانیز ای عزیز دست مرا در این نهضت بزرگ بگیرید و همراهی ام کنید. ای بسا روزی درهمین نزدیکی ها، با هرنامه ی من هزاران نامه همراه شود و هجوم این همه نامه، همانند آن گلهایی باشد که ما در روزهای انقلاب به داخل لوله های تفنگ سربازان شاه فرو می کردیم.

8 – حضرت آیت الله موسوی اردبیلی: نامه ی شما درکنار نامه های دیگران می تواند راهگشایی کند. ما از تلاش شما برای راه گشودن دراین دوسال اخیر نکته های نیکی شنیده ایم. قلم به دست بگیرید و رهبرمان را به آن روزی بشارت دهید که فتنه های واقعی را نه در خواست های بحق مردم، که در رفتار پلیدانی بنگرد که نقاب رفاقت به صورت بسته اند و از پشت به ایشان خنجر زده اند و می زنند.نامه های شما خوبان به ایشان، می تواند از دیوارهای ضخیم این روزهای بیت رهبری گذر کند و بردل وی تأثیربگذارد.

9 – جناب سید محمد خاتمی: از میزان ارادت من به شخص خود آگاهید. شاید برای شما کمی سخت باشد که دست به قلم ببرید و از رهبر بخواهید به روزهای خوبِ درکنار مردم بودن نظر کنند. اما نه، شما دراین دوسال تلخ، نرم ترین مواضع را اتخاذ فرموده اید و قلم شیوای شما بی تاب نگارش یک نامه ی دلنشین و شریف است. به این تقاضای من حتماً عمل کنید. بخدا قسم من روزها و ساعت های بسیار سخت و فرساینده ای را سپری کرده ومی کنم. اطمینان دارم طعم تنهایی را چشیده اید. اگر بنویسید و هوشمندانه و قاطع و درست و منصفانه رهبر را به فرداهای نیک بشارت بدهید و از خطاها و احتمال های حتمی برحذر دارید، من از همین اکنون برکات آن نامه و نامه ها را برای شما تضمین می کنم. ما با این نامه ها قرار است برای هزارمین بار حجت را بر رهبرمان تمام کنیم. نه آنکه خدای ناکرده وی را در معرض تهدید و تنگنا قرار دهیم، بلکه از این منظر که ایشان بدانند آن سوتر از هواداران رسمی رهبری، هستند مشفقان غیرت مندی که به نیک فرجامی ایشان و رهایی کشور، عمیق تر و آگاهانه تر می نگرند. شاید نیاز به این نباشد که بگویم: اگر ننویسید و منتشر نکنید، من و خانواده ام چشم به راه قیامت نخواهیم ماند. درهمین دنیا از شما گله خواهیم کرد. وشما با اعتنا به آموزه های دینی مان، ازمیزان نفوذ آه بی پناهان با خبرید.

10 – جناب هاشمی رفسنجانی: شما شاید بیش از همه ی ما به این نامه نگاری ها مستحق باشید. چرا که شما و خاندان شما در این دوسال آنچنان در معرض آسیب و خراش بوده اید که هیچ انسان منصفی هجوم آنهمه بلا را به ساحت شمایان نمی پسندد. شما یک روز چشم و چراغ این کشور بودید و جایگاهتان بسیط بود. درکل کشورجایی نبود که تاثیر نفوذ شما درآن تعریف نشده باشد. بویژه قلب رهبر.

که دریک تنگنای عاطفی، اشک درچشم فرمودند: هیچ کس برای من هاشمی نمی شود. اما گذر زمان، به توفانی سهمگین انجامید و جای شما را در دل رهبر به دیگران سپرد و شما را از هرطرف به تنگ آورد و به گوشه ای ناگزیر پرتاب کرد. قلم به دست بگیرید و مارا از هجوم بلایی که مأموران بی حیای اداره ی اطلاعات سپاه برایمان تدارک دیده اند بدرببرید. اگر همچنان بنا را برسکوت بگذارید، به خدای کعبه سوگند، تنهای تنها به راهی که آغاز کرده ام ادامه خواهم داد و تا پای جان به افشای مفسده های سپاهیان فربه از مال حرام و اطلاعاتی های هیولا صفت دست خواهم برد. اگرچه این افشاگری به نابودی من و خانواده ام بیانجامد. واز آن پس: دیدارمان به قیامت!

11 – جناب سید حسن خمینی: قبول می فرمایید که در این دوسال اخیرشما را سخت ترسانده اند. پدرشما مشکوک از دنیا رفت. شاید به شما گفته باشند که همان سرنوشت پدرمرحوم می تواند برای شما نیز رقم بخورد. من به جایگاه مردمی شما آگاهم. مردم شما را دوست دارند. به همان دلیلی که درآن ملاقات حضوری به شما گفتم، شما می توانید در فرابردنِ فضای جامعه به سمت اصلاح، و به سمت پاکسازی از مفسده ها نقش اساسی داشته باشید. قرار نیست شما قلم بربگیرید و آسمان و زمین را به هم بدوزید. قرار است به رهبرمان بگوییم: شاید فردا دیر باشد. و باید ازهمین امروز به فکر فردا بود. مردم ما برای دوست داشتن شما دلیل می خواهند. نشانشان بدهید که مستحق این دوست داشتن های بی ریای مردم هستید. هیچ مأمور اطلاعات و هیچ سپاهی اطلاعاتی، از این که شما سخن مشفقانه به رهبر بگویید و وی را به روشنایی ها و تاریکی ها بشارت و هشدار بدهید، برشما نمی شورد. سرتان را به خدا بسپرید. اگر سکوت کنید، شاید درهمین دنیا خانواده ی من یک روز جلوی شما را بگیرند و به شما بگویند: نوری زاد را پودر کردند و ما را از هم گسستند و شما سکوت اختیار کردید.

12 – آقای علی مطهری: شما از نام پدر شهیدتان سود می برید. گرچه گاه نشان داده اید که روح آن شهید بزرگوار در شما به تکاپو در می افتد و از زبان شما جاری می شود و حق خواهی می کند. قلم به دست گیرید و به رهبرمان بنویسید که ولایت فقیه آنجا خواستنی است که ما از او جز عدالت و علم و تقوا و پاکیزگی و شجاعت و پاکدستی و جهان شناسی و فهم مقتضیات روز نبینیم. به وی بنویسید که با رویت ابتدایی ترین تراشه های ظلم، مقبولیت شرعی وی به مخاطره می افتد. به وی بنویسید که شجاعت تنها در برآوردن فریاد نیست. شاید عالی ترین مراتب شجاعت، پوزش خواهی از مردم است بهنگام رواج ظلم. آقای مطهری، یکبار به شما گفتم:

شما نمایندگان در تک تک فاجعه های جاری کشور سهیمید. و امضای شما برهرقطره خونی که از بی گناهان به زمین ریخته شده، نشسته است. گفتم: سکوت شما نمایندگان در مجلس، به معنای تایید فجایع کشوراست. رهبر، شما را و خاندان شما را دوست دارد. شاید قلم شما و صداقت قلم شما از تیزی قلم من کارگرتر افتد و دل ایشان به سوی مردم واگشوده شود. تنهایی، حتماً قابل تحمل است اما تنهایی ای که با ناجوانمردی آمیخته باشد، فرساینده است. من اما گفته باشم: والله اگر هیچ یک از شما عزیزان به ندای من پاسخ نگویید، تا هرکجا که مقدورم باشد، به افشای مفاسد جاری کشور، بویژه مفاسدی که از آتشفشان سپاه و وزارت اطلاعات بیرون می زند، اصرار خواهم ورزید. به هرقیمتی که برای خودم و برای خانواده ام تمام شود.

13 – سردارپاسدار حسین علایی: من یک بارهم به شما گفته ام. که اگربخواهم جانم را در رکاب یک پاسدارحقیقی فدا کنم، آن یک نفر شمایید. گرچه امثال شما فراوانید و شکرخدا ذخیره های سلامت برای فردای کشوربشمار می روید اما من شخصاً شما را پاسداری فهیم، تیزبین، اهل مطالعه، منصف، مردمی، پاک، جنگ دیده، جهان دیده، به روز، مومن، صبور و اهل مدارا یافته ام. اینها که برشمردم مگر کم سرمایه است؟ شما نیزتقاضای مرا اجابت فرمایید و نامه ای از زاویه ای که خود می پسندید برای رهبرمان بنویسید. متاسفانه دوست گرامی من، جماعتی در سپاه، به این نهاد پاک آسیب نشانده اند. کجا شما باور می کردید بعضی از پاسدارانِ از اسارت برگشته، و پاسداران جنگ دیده، به روزی درافتند که با تلسکوپ های خود به زندگی امثال نوری زاد فرو شوند و با شنود تلفن های او و غارت اموال او و بیرون کشیدن فیلمهای خصوصی او و خانواده اش از و انتشار فیلمهای به غارت رفته ی او بخواهند او را به زانو درآورند؟ اینها را اضافه کنید به پاسدارنماهایی که سربه اموال مردم فرو برده اند و از هزار اسکله ی قاچاق مشغول حفظ نظامند. نامه ای بنویسید و مرا در این راه پرخطر یاوری فرمایید.

14 – جناب دکتر سروش: متاسفانه شأن علمی شما در کشورما به چالش درافتاد و قدر شما دانسته نشد. امامان ما با دانشمندان ملحدی چون ابن ابی العوجا به بحث می نشستند و به شاگردان خود شیوه های مدارا و داد و ستد علمی را می آموختند. شما اما درجایگاه یک دانشمند شیعی نیز تحمل نشدید و ناگزیر به ترک و جلای وطن شدید. یکی از رازهای تحمل نشدن شما، این بود که علمای دینی ما نخواستند با درافتادن به مباحث روزجهانی که شما مبدع آن درکشوربودید، خود را با شتاب علوم و مباحث تازه هماهنگ کنند. شاید به همین دلیل است که زمان و جهان پیش رفته اند و بسیاری از علمای ما در دوردست های علمی جا مانده اند. با این همه من از جناب شما تقاضا دارم نامه ای از سر رفاقت و شفقت به رهبر بنویسید. می دانم اجابت این تقاضا برای شما ای بسا ناگوار باشد و ناشدنی. اما اجازه بدهید این مکتوب

جمعی، از شیوایی قلم شما نیز بهره مند باشد. حتماً شجاعت برای شما نیز در همین فرو خوردن محاکاتی است که به شما نهیب می زند: ننویس! اما شما بنویسید. ما بنا داریم با این نوشتن ها به تاریخ نشان بدهیم که: شاید فردا دیر نباشد. وبشود ایران عزیز را مجدداً احیا کرد. اگر ننوشتید، ایرادی نیست. من و خانواده ام در فردای قیامت با شما کاری نخواهیم داشت. شما به اندازه ی کافی آسیب دیده اید.

15 – جناب دکتر کدیور: از جناب شما نیز تقاضا دارم نامه ای خیرخواهانه برای رهبربنویسید. گرچه شما پیش از این نیز نشان داده اید که درهمراهی و مساعدت فکری صادق و منصف اید. ازهرچه که صلاح می دانید بنویسید. شما اکنون می توانید از موضع یک عالم دینیِ دور از وطن، آسیب های درکمین را وابشکافید. می توانید افق های روشن را – هرچند در دوردست نشان ما بدهید. نگران ناسزاهای امثال آقای شریعتمداری کیهان نباشید. او را اگر به حال خود هم وابگذاریم، از قلمش ناسزا می چکد. شما بنویسید تا در تاریخ بماند. تا آیندگان قضاوت کنند که جماعتی خیرخواهانه و با به خطرانداختن خود و خانواده ی خود، تلاش کردند کشورشان را از کام هزار حادثه ی درکمین بدر ببرند اما کسی صدایشان را نشنید. باور بفرمایید من هنوز ناامید نیستم. چرا که می دانم درسخن حق نوری نهفته است که مخاطب خود را می جوید و کام او را به نور خود برمی آورد.

16 – من از نمایندگان مجلس، ازمدیران و مسئولان، چه با اسم خود و چه با اسم مستعار، درهرکجای ایران و جهان تقاضا دارم مرا در این حرکت بزرگ یاری دهند. ما می توانیم چند به چند، یک به یک، با همین نامه های خود بارانی از کلمات شایسته برسر رهبر بباریم و او را به آسیب ها و به نادرستی ها و به کجی ها هشدار دهیم. محل انتشار این نامه ها می تواند سایت های شخصی و حرفه ای باشد.

می توانید نامه های خود را برای من، یا به سایت آقای دکتر خزعلی ارسال فرمایید. یا به سایت کلمه و جرس و هرکجا که خودتان صلاح می دانید. شایسته می دانم دراین نهضت بزرگِ نامه نگاری، از رواج واژه های زشت و ناپسند پرهیزکنید. قرار ما تا زمان انتخابات. البته بنا نیست در آن روز اتفاق حیرت انگیزی رخ بدهد و همه ی آبهای رفته به جوی بازگردد. اما انتهای این راه را همان ایام انتخابات رصد می کنیم. همه می نویسیم و رهبر را مخاطب نوشته های صریح اما مشفقانه ی خویش قرار می دهیم. به امید اثربخشی اقیانوسی از کلمات خیرخواهانه. بدرود


299 پاسخ به “رهبر گرامی! به آقای تائب بفرمایید از اندرون خانه های مردم سر بیرون کشد”

  1. محق گفت:

    بسم الله ، و هو الحق
    (بنام خدایی که مظهر حق است) ،
    “قولوا الحق و لو علی أنفسکم”
    (حق را بگویید ، اگر چه جانتان به خطر افتد) و
    “یدالله مع الجماعة”
    (دست یاری خداوند با جماعت است) .
    نامه های آقای نوری زاد من حیث المجموع دلالت بر این دارد که ایشان آقای خامنه ای را سلطان جائری نمی داند ، اما آثار جور و ستم را در ارکان حکومت أظهر من الشمس می بیند . بر این اساس ایشان امر به معروف و نهی از منکر را بر خود واجب نموده و دیگران را به این فریضه إلهی فرا میخواند .
    بنده بعنوان یک عامی ، برای این که دعوت مظلومانه ایشان را اجابت کرده باشم ، به آقای خامنه ای عرض می کنم :
    درست است که ما شما را از مصادیق “سلطان جائر” نمی دانیم ، اما بپذیرید که :
    به اعتراف صدا و سیمای شما ،
    به اعتراف دیوان محاسبات شما،
    به اعتراف مجلس شما ،
    به اعتراف بازرسی کل کشور شما ،
    به اعتراف دستگاه قضاء شما ،
    به اعتراض جمعی از نواب عام إمام زمان (عج) ،
    به إعتراض جمع قابل توجهی از علماء حوزوی و دانشگاهی ، و
    به إعتراف مجمع تشخیص مصلحت نظام شما و
    به إستناد تبعیض های ناروایی که قابل کتمان نیست ،
    در جامعه تحت رهبری شما ، جور و ستم کم نیست و شما نیک می دانید که اگر کدخدای دهی ، بر رعیتی جور و ستم کند بر همه مسلمین و کسانی که شاهد ظلمند ، بخصوص بر جمیع علماء و بالأخص بر جمیع نواب عام إمام زمان (عج) ، تکلیف است که به هر نحو ممکن در مقابل جور و ستم بایستند .
    کسانی که نه حسینی اند و نه زینبی ، لابد یزیدی اند ، و بر خدا حق است که یزیدیان را از همان مدخلی وارد جهنم کند که یزید داخل می کند .
    جد شما سید الشهداء (ع) ، در مسیر کربلا ، در منزل ” بیضه ” ، خطاب به لشکریان حر چنین فرمود :
    [ أیها الناس إن رسول الله صلی الله علیه و آله قال : ” من رأی سلطانا جائرا ، مستحلا لحرام الله ، ناکثا عهده ، مخالفا لسنة رسول الله ، یعمل فی عباد الله بالإثم و العدوان, فلم یغیر علیه بفعل و لا قول ، کان حقا علی الله أن یدخله مدخله” . . . . و أنا أحق ممن غیر . . . .]
    حضرت در این خطابه می فرماید :
    [ آهای مردم !
    رسول خدا فرمود :
    ” هر کس سلطان جائری را ببیند که حرام خدا را حلال نموده ، عهد خدا را می شکند ، با سنت رسول خدا مخالفت کرده ، در حق بندگان خدا بر اساس گناه و دشمنی رفتار می کند ، پس اگر آن کس با کاری و یا لا أقل با گفتاری ، با آن جائر مبارزه نکند ، بر خداوند حق است که آن آدم بی تفاوت را با همان سلطان جائر از یک درب وارد جهنم کند .” . . . .(حضرت در ادامه ، پس از آن که مفاسد عقیدتی ، إقتصادی ، قضایی و عملی حکومت یزیدی را ردیف می کند) ، می فرماید که : ” من بر حق ترین فرد برای طلب “إصلاح” و شایسته ترین کس برای طلب “تغییر” می باشم .]
    پس ای آقای خامنه ای ، اگر آقایان موسوی و کروبی و نوری زاد ، اصلاح امور و تغییر در سیاست ها را طلب نموده و شما و نواب إمام حسین علیه السلام را به این مهم دعوت می کنند ، اگر مصلحت دیدید به زیر مجموعه های خبری ، اطلاعاتی ، امنیتی و دفاعی خود ، قربة إلی الله بفرمایید خود را إصلاح کنند و راه را بر إصلاح و تغییر نبندند .
    در این که سید الشهداء (ع)فرمود :
    ” أنا أحق ممن غیر ” ، واقعا تنبهی است برای کسانی که خود را نایب آن حضرت می دانند .
    و السلام

  2. 25 بهمن را دریابید گفت:

    ایها الناس- ای مردم – ای زن و مرد و پیر و جوان
    این اسوه شرف و استواری جانش را بر کف دست گرفته و دیر فضای حاکمان ظلم و جور با نیتی کاملا خیرخواهانه اقدام به اانشار نامه به رهبری( نظام) می کند. او به راستی در تمام نامه ها درصدد است تا او را از راه پر اشتباه خود برگرداند. اما حاشا و کلا. من که کوچکترین حرکتی نمی بینم.
    به خدای احد و واحد اگر نوری زاد بلایی سرش بیاورند و ما سکوت کنیم جزو نامردترین انسانهای تاریخ هستیم. به خدایی که از رگ گردن به من نزدیک تر است سوگند می خورم که با هرگونه اتقاقی برای او , از هیچ حرکتی برای مبارزه با دیکتاتوری نابود کننده میهن عزیزم دریغ نکنم. دیر یا زود نیروهای تحت امر ممکن است او را دستگیر خواهند کرد. باید دست به کار شویم و راه اعتراض را در پیش گیریم. 25 بهمن در راه است. ای هموطن به وجدانت رجوع کن. میرحسن و شیخ شجاع به خاطر ما در زندان حاکم گرفتارند. باید کاری کرد. شورای هماهنگی باید به طور قاطع بیانیه ای صادر و از حکومت بخواهد رهبران را آزاد کند در غیر این صورت از مردم بخواهد به وظیفه انسانی خود عمل کنند. به دین خود عمل کنند.
    نگذاریم تاریخ ما را انسان هایی بی اراده و بی غیرت خطاب کند
    یا حسین میرحسین

  3. سبز ازادی گفت:

    با سلام.نوریزاد عزیز راهتان ادامه خواهد یافت ومطمعن باشید انهایی که برای ازاد مردی چون شما چاه میکنن خود را تهه چاه خاهند دید.

  4. علی گفت:

    لحظه ای خودتان را جای نوریزاد و هزاران هزار خانواده ای بگذارید که در اضطرابی اینچنین عظیم زندگی میکنند آنهم در تنهائی خود ، واقعآ دردآور است از امثال نوریزاد و دیگر اسیران در بند و گرفتارهای امروز در چند سال آینده بعنوان نمونه هائی همچون مظلومان کربلا یاد خواهد شد و از ما بعنوان مردم قدرناشناس کوفه ، قطعآ این روزها میگذرد و سنت الهی چیره خواهد شد ، چنانچه هیچ حکومتی ابدی نمانده ، این حکومت حتی اگر بحق هم باشد نخواهد ماند و پشیمانی برای مردم میماند که چرا بجای فردا ، امروز دست بکار نشدند و زودتر جلوی خرابی را نگرفتند.
    سال قبل همین موقع هرگز قذافی و مبارک و… فکر نمیکردند نباشند ولی یک جرقه اینچنین کرد چنانچه ما هم در ایران نمیتوانیم برای پس فردای خود مطمئن باشیم ،همین فردا و فرداها عقده های فروخفته مردم با مشیت و سنت همیشه برقرار الهی ، جرقه سرنوشت ما نیز زده میشود که قطعآ هم زده خواهد شد ولی فقط باید نگران پس فردا بود تا آشوبی درست نشود وگرنه تغییر و تحول و جابجائی قدرت همچون گردش روز و شب جزو سنت الهی است و حتمی است.

  5. ghasemi گفت:

    تاریخ را مرور کنیم مئ بینیم که هیچ ظلمئ بدون جواب نمانده شرم اور ترین کثیفترین کار تجاوز کردن به حریم خصوصئ مردم هست چه اقائ نور زاد باشه چه اقائ عبدئ ها البته همین اقایان متجاوز با خانوادهائ همکارشون چه ها که نکردن چئ بو د اسمش اهان سعید امامئ رفیق شریتمدارئ وبقول اقائ خامنه ائ سعید جان ………اقائ نورئ زاد واقعا درود به شجاعت شما ملت ایران در کنار شما و خانواده ات هستن اقائ نورئ زاد

  6. فرشاد گفت:

    مشکل جامعه ما اینه که نخبگان سیاسی از هر طیفی، همچنین مردم فرهنگ سیاسی محقری دارند، با این شرایط دورنمای توسعه سیاسی در ایران روشن نیست. جنس نامه های نوری زاد هم کاملاً عاطفیه. شخصیت های مد نظر ایشون هم پتانسیل رهبری برای برون رفت از مشکلات فعلی ما رو ندارن. اگه قراره با فرمایش و توصیه امثال هاشمی رفسنجانی دیکتاتور و حسن خمینی به رهبرو دیگران ما اصلاحات رو تجربه کنیم. همون بهتر که اصلاحات انجام نشه.

  7. ترانه سبز گفت:

    نميتونم بخوابم. فردا يه نامه مينويسم با پست ميفرستم به پاستور-بيت رهبري.كسي ميدونه شماره پلاك خونه اش چنده؟
    نوريزاد ميگه نامه اي با مهر و شفقت بنويسيد. چي بنويسيم؟
    آقاي خامنه اي – متشكرم كه حسين طائب رو نميفرستين به ما تجاوز كنه. متشكرم كه تو دهن طائب زدين كه امنيت رواني نوريزاد رو بهم نزنه.
    آقاي خامنه اي متشكرم كه يگانهاي قرارگاه ثارالله تون رو نميفرستين سراغمون تا سرب داغ تو حلقمون بريزه.
    آقاي خامنه اي متشكرم كه بازجوهاي بد دهن و بربر تون رو نميفرستين سرمون رو تو كاسه پر كثافت توالت فرو كنه.
    آقاي خامنه اي- متشكرم كه مامور اطلاعاتي تون رو نميفرستيم كه ما رو ببره گوشه بازداشتگاههاي غيرقانوني و ناشناخته, استخوانهامون رو بشكنه.
    آقاي خامنه اي – متشكرم كه بسيجي ها و يگانهاي سپاه تون رو نميفرستين تا با شليك گلوله مستقيم, شما رو از دست ما خلاص كنه.
    آخه انصاف خوب چيزيه. چقدر ما فتنه گر هستيم .

  8. مظلوم سبز گفت:

    سلام برنوري زادعزيز
    باهركلمه ازنامه هايت اشك ريختم
    باهركلمه اش ناليدم برحالمان
    دروصف شجاعت وشهامتت هيچ نتوان گفت
    نوري زاد سرنمازدعايت ميكنم
    نامه 15واقعازيبابود
    مملكت خميني به كجاچنين شتابان ميرود!!

  9. ناشناس گفت:

    جانباز
    شرمسا رازاینکه بعدازجنگ زنده مانده ام و شاهداین همه ظلم وبیعدالتی هستم که در این کشور مسلمان وشیعه توسط حکمرانان بنام دین انجام می پذیرد وعالمان دین هم درسکوت بسر می برند خدایا خودت به فریادمابرس
    الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم

  10. ناشناس گفت:

    خدا تو را حفط کند

  11. سیدحنیف ساجدی گفت:

    باسلام ودرود
    دل قوی دار که بنیاد بقاء محکم از اوست…
    درپنهاحق.

  12. بي خرد گفت:

    نميدانم أيا خداي هست تا فرياد مظلومان را بشنود؟
    ديكر هيجكونه باورى نمانده،ترجيع ميدهم إز مسلمان بودن استعفا دهم
    ٨ سال دفاع إز ميهن،شهيد زنده ٨٩ درصد جانباز،
    براى جه؟؟
    تفو بر اين دزدان شعور دزدان حرمت و انسانيت دزدان خرد و رأى مردم
    اما فردا اكر جه دير است اما دلبذير است 

  13. مهدی مالزی گفت:

    هل من ناصر ینصرنی؟
    هل من ناصر ینصرنی؟ آیا کسی هست ما را یاری کند؟… کجایید مردان ایران زمین جان و ناموس ابوذر زمان توسط ظالمان زمان تهدید شده… آیا مردی نیست؟…

  14. یاور میرحسین گفت:

    امروز داشتم رادیو پس فردا فرشید منافی رو گوش میدادم، و در این باره خوب حرف زد، این وظیفه همه باید باشه که این حرکت رو ترویج بدن، همه، هر کسی به نوبه خودش، یکی اگه نمیتونه نامه بنویسه باید پخش کنه.

  15. عمو اوغلی گفت:

    سلام بر همه

    یشنهاد
    1-عزیزانی که در این وانفسا به فکر تو به گرفتن از اقای نوریزاده وامثال ایشان هستند .لطفا کمی بخو دبنگرند .وبعد کلاه خودرا قاضی کنند ایا این نوع طرز برخورد به معنی اب در اسیاب دشمن ریختن نیست
    2-نامه نوشتن توسط هر کس وهر شخص ادمه پیدا کند وبه دفتر رهبری ارسال ورونوشت در یک سایت ثابت مثل کلمه ویا در صفحه خاصی در فیسبوک انتشار یابد
    3- نهضت نامه نویسی با هدف ونام یک میلیون عریضه جمع وحتی چاپ وترجمه گردد
    4- نهضت نامه نویسی اگر چه باید متوجه اقای خا منه ای باشد باید سایرین مثل مرجع را هم در بر گیرد
    5- نامه ها کوتاه مستدل وبدون هرگونه توهین وفحش باشد وحتما در ان به یکی از مظالم حکومت در مورد شخص اشاره شود
    6- در پایان نامه با توجه به سخنان ایشان که مسائل بعد انتخابات را بیماری دانستند به این کلمه اشاره شود که ((( که ما بیمار نیستیم مضطریم))

  16. تفنگچي گفت:

    زينهار دل به دلبر نامهربان مده — اشك كباب موجب تغيان آتش است

  17. ناشناس گفت:

    bayad ba zalem jangid na kkhahesho eltemas

  18. parsa eslami گفت:

    فکر می کنم اسم آقای بازرگان توی این نامه خیلی خالیه آقای نوریزاد شما الان دارید به حرفهای 20 سال پیش این بزرگ میرسید. ببینید خود شما چقدر به این مرد بزرگ ظلم کردید و پشت سرش چه حرفهایی زدید به امید آزادی ایران بزرگ. روزی که همه آزاد باشن وحتی آقای خامنه ای بتواند با آزادی حزبی تاسیس کند و تلاش برای ترویج عقایدش, البته بعد از محاکمه به خاطر این بیست و خورده ای سال

  19. ناشناس گفت:

    مملكت خميني به كجا به اين شتابان ميرود يا زهرا برس بداد مردم

  20. اسفراینی گفت:

    نوری زاد عزیز بر خود لرزیدم.
    از کمکی که از هم وطنانت به طور عام و از اشخاص گفته شده به صورت خاص خواستی بر خود لرزیدم.
    نیست یاریگری که مرا یاری کند؟
    این سئوالیست که در گوش تاریخ پیچیده است. دیرزمانی نیست که عاشورای حسینی را پشت سر گذاشته ایم و بر مصائب مولایمان گریسته ایم. شاید بارها کسانی از ما، در دل خود گزرانده باشند که اگر امام حسین(ع) در زمان ما بود تنهایش نمی گذاشتیم.
    شاید ندانیم و یا یادمان رفته باشد که امام حسین دین را در خطر دید و بر علیه ظلم و جهل قیام نمود. حالا کسانی(مسلما نه در مرتبه ایشان) با همان هدف در کنار ما برخواسته اند. حالا سال 61 هجری است ، حالا است که باید قیام کنندگان را یاری نماییم و از پشیمانان و خدای نکرده از یزیدیان نباشیم.
    بر خود لرزیدم، بر خود لرزیدم چون حالا کسی یاری می خواهد و می ترسم از یاری رسانندگان نباشیم و با بهانه های گوناگون شانه خالی نماییم، که اگر چنین باشد دیگر در هیچ عاشورایی روی لعنت فرستادن بر ترک کنندگان امام نخواهم داشت. دیگر روی شرکت در عزای کسی که خود از آسیب زنندگانش هستم را نخواهم داشت.
    باشد که این دعوت را اجابت نماییم و رو سفید بمانیم.

    به امید ایرانی آباد و آزاد

  21. ناشناس گفت:

    رهبر جمهوری اسلامی نصایح و پیشنهادات این مرد پر دل و بزرگ دل را میپذیرد ولی در مطلق ضرورت و نه در امکان قدرت !

  22. mehran گفت:

    هموطنی پر شور وبا انگیزه همانند نوریزاد آزاده بهرو مانند میلیونها ایرانی وطنپرست راه نجات کشورش را شرکت در انتخابات دانسته تا بدینگونه در پرتو اصلاحات و رشد فزاینده افکار عمومی پروسه دموکراتیزه شدن جامعه تسریع و رفته رفته حاکمیت ملی حصول گردد.در این میان شوربخنانه به رای نوریزاد عزیز و تمامی حامیان جنبش ملی سبز خیانت شده است!!.جناب نوریزاد همانند رهبران این جنبش و غالب اصلاح طلبان دست اندر کار با پایمردی تا پای جان و آبرو بر درستی نطرات و عملکرد خویش و رای دهندگانشان اصرار دارند و نه تنها صجنه را ترک نکرده اند بلکه با استقامت و تحملی در خور ستایش وبا کمترین امکانات مطالبات بر حق مردم را به رخ حاکمین میکشند.در این میان ابزار مبارزاتی نوریزاد شجاع قلم وهنرش است.اکنون مامورین اطلاعات با دسبرد به فیلمها و سو استفاده از آنها سعی در خنثی کردن زحمات نوریزاد در افشای دستگاه جهنمی اطلاعات کشور دارد.از طرفی این تهدید و خطر را اجساس میکند که با دستگیر شدنس توسط اداره اطلاعات نتواند به نوشتن نامه های خود به رهبری ادامه دهد.از اینرو از نقطه نظر ادانه انجام و ظیفه در باز کردن چشم و گوش رهبر به دیدن واقعیات(تاکتیک مبارزاتی یا تعلق خاطر وغیره)از معدودی از برگزیدگان در خواست نموده که در غیابش (پودر شدنش) راه او را ادامه دهد.من نمیدانم چنانچه هر عیب و ایرادی به گذشته آقای نوریزاد،رهبران جنبش ،اصلاح طلبان زندانی ،مهاجر ،دربدر و سر در گریبان میباشد اشکال کار امروزشان در چیست که بعضی از دور گود نشستگان سوالات و ایرادات و اشکالات وسرزنشهای مامورین اطلاعات و بازجو ها را نرتب نکرار میکنند؟. در حالیکه این بندگان خدا از جان خود وبستگانشان نیز دست شسته اند؟جناب شما که نامه های جانسوز نوریزاد را میخوانی و تحت ناثیر صداقت و شجاعت این انسان قرار نمیگیری نیازی نداری بخود زحمت دهی و برای رهبر جمهوری اسلامی ایران نامه بنوسی. این وظیفه را به سلحشور دیگری بسپار. باور کنید بیشمار مامورین و بازجوهای اطلاعات هم اینچنین ناجوانمردانه بر پشت نوریزاد فرهیخنه خنجر نمیزنند. سلام و درود نمامی خوبان وپاکان عالم بر محمد نوری زاد وطنپرست و مسلمان ، نوری زاد نیک سرشت که بنا بر طینت پاکش رهبر را جایزالخطا دانسته و لذا مینویسد تا با ادبیات بی بدیلش او را به فرزانگی تشویق نماید .تا بیش از این میلیونها ایرانی بی پناه در حسرت آزادی و عدالت نسوزند . با خون دل و بیم از فردا و فردا ها مینویسد قیل از اینکه صدای بمبهای ناتو گوش ناشنوای حاکمین را نوازش دهد.

  23. حسین گفت:

    ایا کسی نیست که من را یاری کند؟

  24. بلال گفت:

    آقای نوری زاد خداوند به شما و خانواده محترمتان صبر دهد . کسانی که به این نامه های شما بی اعتانیی سرگذشتی جز قذافی در انتظارشان نیست

  25. محمدجوادِسبز-فرزندجانباز گفت:

    البته من به این حرفم ایمان دارم که رهبر هم تنها و هم مظلوم واقع شدند – یه کم به نامه های نوریزاد بیشتر توجه کنیم متوجه می شیم—
    دوست بد یا همون گرگ گوسفند نما ، اینها هستند که باعث خراب شدن شخص می شن و اون رو به انحراف سوق می دن –
    وقتی نوریزاد تو نامه چهاردهمش گفته سپاه که در تسخیر مصباح باشد و … و… و نفوذیهای مصباح همه جا حضور دارند ، دیگه باید بدونیم قتلها و کهریزکها و… زیر سر کیه–انجمن حجتیه اند دیگه-همینها دل امام خمینی رو خون کردند–انجمن حجتیه در اصل کارهاشون و فکراشون همون شیطانپرستیه- منتهی به سبک آخوندنماهایی که معلوم نیست چه هویتی دارن و چطوری و از کجا و از کی سر از ایران در آوردن !!! کسی که به حق ، لقب تمساح رو بهش دادند- کلا در ظاهر خیلی ابراز دوستی و ارادت به رهبر می کنه اما درکل سخت مشغوله که وجهه ی ایشون رو خراب کنه با هر ترفندی — از کل مجلس خبرگان فقط آیت الله هاشمی و دستغیب زیر بار تهدیدات و حرفهای زور مصباحیون نرفتند و همواره انتقاد دلسوزانه رو در رأس مسائلشون دارند – و نمی خوان که دوستشون تبدیل به دیکتاتور بشه ناخواسته—- اما مصباح که دشمن خونی انقلاب و اسلامه ، با صبر و حوصله طی 15 الی 20 سال و بعد این مدت کم کم نیروها و شاگردانش رو حالا با هر ترفندی راهی مراکز قدرت کرد(ازبیت رهبری گرفته تا…) و الان می بینیم وضع کشور از وقتی این آدم نامتعادل و خائن رئیس جمهور شده ، به چه روزی افتاده—– همین مصباح بود که می گفت اطاعت از احمدینژاد اطاعت از خداست!!!!!و ما الان نباید گول یه سری حرفها و ظاهرساریهاش رو بخوریم–
    خلاصه اگه این آفتها نابود بشن کل ایران نجات پیدا می کنه و رهبر هم به روزهای خوبش برمی گرده که دیگه کسی بهش نگه دیکتاتوری رو دوست دارره — همه مشکلا از خائنها و دزدهای از جنس مصباح هستند که دورو بر همه رو گرفتند و…

  26. سید گفت:

    بابا بی خیال این همه عمرو عاص بازی، دیگه نمی زاریم پرخوری های امثال شما مردم را از اسلام بگیره تا باز هم به جون این اسلام بیافتید و پخور بخور را بندازین می دونم که جرات ندارین کامنت من رو رو سایت بذارین ولی همین رو بگم که من تو ایران زندگی می کنم نه تو سایتها و شبکه های ماهواره ای و وطن فروشی هم نمی کنم ای خاک بر سر هر چی وطن فروشه که به اسم مظلومیت تیشه به ریشه مظلومیت می زنه

  27. حسین گفت:

    ای کاش کمی به واقعیات می نگریستید ما که در ایرانیم از این خبرهایی که شما می گین نیست فکر کنم به خوابهایشخ ساده لوح دچار شدین.توهم کردین و دارین استفراغهاشو بیرون رو در روی مردم می ریزین چون از اونا کتک خوریدن.مردم دیگه شما رو دوست ندارند همتون وطن فروشید

  28. علی گفت:

    من می دونم کامنتم رو نمی ذارین رو سایت چون رذالت شما رو می دونم ولی می خواستم بگم تا چند صباح دیگه زنده نیستین و باید همهء اینها رو جواب بدیدن و خیلی دوست دارم روز قیامت شما ها رو ببینم که چطور ضجه می زنید و به سمت جهنم می رین شما برید اول نماز خودند رو یاد بگریرید. من که می دونم شما اصلا نماز نمی خونید و همش دنبال لاس زدن با زن و دختر مردمید و شهوت شده همه چیز زندگیتون شما براتون همونجا که مهد شهوته خوبه ولی به تو که این کامنت رو می خونی میگم دست از این کثاف بازی ها بردار و به سوی خدا برگرد و به ددامن اسلام بازگرد تا دیر نشده معلوم نیست الان از اتاق و ساختمون بری بیرون و ماشین بهت بزنه و بمیری

  29. ناشناس گفت:

    بیایید اگه نامه ننوشتن بدانیم مرجعیت ترسو و دنیا پرستن اینها کجا و امام راحل کجا……….

  30. صابر از تبريز گفت:

    باز حسين تنها است آيا كسي هست او را ياري كند ادعايي است هميشه ورد زبان ما شيعيان كه اگر در كربلا بوديم براي ياري امام مظلوم چه ها مي كرديم اينك حسين تنها است تنها تر از هميشه در دست انسان هاي لعيني بدتر از شمر وعمر سعد هموطنان اين گوي اين ميدان.

  31. یک مادر گفت:

    با سلام اقای نوری زاد عزیز صبوری شما ونا امید نشدنتان از رهبر ستودنی است ولی مطمن باشید که قلب این مرد سیاه تر از ان است که این سخنان در ان اثر کند این عزیزانی هم که از انها دعوت کردید برای نامه نگاری در صورتی که هنوز امیدی به هدایت این انسان داشته باشند دست به قلم خواهند برد در غیر این صورت باز هم شاهد سکوت انها وادامه این روند خواهیم بود ولی ترس از اینده ی کودکانمان را چه کنیم .ما که بهترین روزهای عمر خود را به امید اینده بهتر از دست داده ایم امروز دیگر هیچ امیدی به اصلاح نداریموحشت از اینده از هم اکنون تباه شده ی کودکانم زندگی را برایمان تار کرده .باخواندن نامه های شما به این انسان فقط میگریم.

  32. مهرداد گفت:

    ملت شریف ایران…
    ما همه میدانیم که نظام حاکم بر این مملکت با تزویر و دورویی تمام سالهای سال بر ملت حکم رانده ، اما دیگر زمانی نیست که کسی بخواهد بر کسی دیگر ولی و وصی باشد ، همه به خیر و شرمان واقفیم وکیل و نماینده هم نمیخواهیم
    هدف از این گفته ها این هست که دوستان دیگر دوران جور و ستمگری به سر آمده و با نیم نگاهی به یادداشتها مشهود است که کسی نمیتواند دست تعرض نوچه های طائب را بر خانواده نوزیزاد عزیز تحمل کند
    هموطنان بیایید همت بخرج دهیم و غیرتی که همواره به نام ملت این مرز و بوم یدک بود به جهانیان ثابت نماییم ،…
    بخداوندی خدا قسم یک روز هم برای این مملکت یک روز هست و کم نیست …
    بخدا این نامردان روزگار کمر همت بر نابودی این مملکت بر بسته اند و چون خود ناکثشان فهمیده اند زمان زیادی وقت برایشان نمانده از ثانیه های باقیمانده هم استفاده میکنند تا این ملت را بر خاک سرد بنشانند و مملکت را داغون کنند ، کمی به اطرافتان بنگرید همه چیز را متوجه میشوید
    بیایید دست در دست هم برخیزیم … بخدا زندگی در ذلت هیچ ارزشی ندارد
    بیایید این نامردان روزگار را از این دیار بیرون کنیم و نام ایران عزیز را در تاریخ جاودانه نماییم…
    منم به سهم خود دلنوشتهای خودم را به رهبر که بعید میدانم از راه رفته برگردد ارسال خواهم نمود

  33. ناشناس گفت:

    نتوانستم کلمه ای بیابم و شما را خطاب کنم وقصد این را هم ندارم که در این وانفسا از گذشته ی شما و بتی که تراشیدید صحبت کنم ولی جهان بینی امروزت دوست داشتنی است بگذریم که هر کس در برابر زر و قدرت پایش سست شده و می لغزد نه خامنه ای بلکه من وشما هم چنین هستیم بیشترین جرم را آنهایی مرتکب می شوند که زیر پای این آدم سست و بیچاره و کم حجم با آب و تاب صابون می کشند.
    اوایل انقلاب یک کارگر فرزانه به ما که از جان و دل تلاش در براندازی شاه داشتیم می گفت فراموش نکنید که آخوند کسی است که زنانی را دور خود جمع می کند و مرد دیگری را در آن مجلس بر نمی تابد وای به روزی که این انحصار طلبی با تمجید و زر وزور هم همراه شود> چون حجم نیست برایشان چون رویای شیریتی است که بیدارشان کنی سخت آشفته می شوند. به هر حال از حیث پاتک کارت بی نظیر است وراهی هم جز این ندارد
    یک استاد دانشگاه هجرت کرده از ظلم

  34. ناشناس گفت:

    از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
    مشتی گرت از خاک وطن هست بسر کن
    غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن
    اندر جلو تی عدو سینه سپر کن

  35. یک مادر سبز از تهران گفت:

    جناب آقای نوریزاد عزیز
    هیچکدام از این آقای حرفی نخواهند زد مگر شاید همسران شهیدان باکری و همت و آقای دستغیب.

    باقی همه سالها پیش سر در گریبان خویش فرو برده اند.شما و اندکی بزرگواران دیگر در این نظام سر بلندید و بقیه همه شرمسارند.

    امیدوارم خود و خانواده محترمتان سالم و پایدار بمانید.

  36. تفکر سبز گفت:

    درود به نوری زاد

  37. شیراز سبز گفت:

    آرامش قبل از طوفان

  38. حبیب تبریزیان گفت:

    نامه های نوری زاد واقعاً شجانه و روشنگرانه است.ولی ایشان در آنجا که با تردید از آگاهی رهبر در تلاش اطلاعات سپاه برای خُرد و پودر کردن ایشان و خانواده اشان صحبت میکنند در اشتباه هستند و یا خود را به اشتباه میزنند. همه جنایات در این کشور زیر نظر بیت رهبری و مقام معظم ایشان انجام میشود. آیا فراموش کرده ائید که همین دستگاه اطلاعات، شخص فرهیخته ای مثل سعیدی سیر جانی را واداشت تا در اعتراف بگوید اِمرد باز غلامباره و تریاکی و.. بوده است ؟ آیا این رهبر از آن جنایت بی خبر بود ؟ آیا ایشان از اینکه به بچه های مردم در کهریک تجاوز کرده و بعد انها بکشند بی اطلاع بود؟
    نه! جناب نوری زاد! بدبختی ، از کار برد این کلمه مرا ببخش جناب نوری زاد، بله بدبختی ما و شما و همه ملت ایران در اینست که دستگاه حاکم در چنان باتلاقی ازلای و لجنِ فساد و جنایت غرق گشته است که دستش از ساحل که هیج بلکه از هر پاره تخته ایی نیز بریده است و خود را محکوم کرده تا این راه را تا به آخر مثل قذافی البته شاید نه با درجه شهامت او ادامه خواهد دهد

  39. عبدالله گفت:

    با سلام به خادمین سایت کلمه
    من دیروز متنی را در پاسخ به ندای هل من ناصر جناب نوری زاد عزیز نوشتم و شما هم لطف کردید و اونو در سایت قرار دادید . نمی دونم چرا اونو برداشتید ممنون می شم اگر ملاحظه ی خاصی بوده بفرمایید تا منم بدونم . با تشکر – عبدالله رزمنده – جانباز و خانواده شهید
    کلمه: سلام و تشکر از لطف شما. هیچ متن منتشر شده ای حذف نشده . احتمالا با توجه به تعدد کامنتها به صفحات دیگر منتقل شده.

  40. minoo az alman گفت:

    baz ham benevis sabze be door az taasob,kheili ziba bood va mamnoonam

  41. حسین عباس نژاد گفت:

    آقای نوری زاد عزیز از خداوند برای شما آرزوی قدرت موسی کلیم الله را دارم که که یک تنه به مصاف فرعون رفت و از خدای خواست
    رب اشرح لی صدری و یسر لی امری وحلل عقدة من لسانی یفقه قولی
    امیدوارم آنان که با تلسکوپ و لوازم جاسوسی با ورود به حریم خصوصی شما قصد ساکت کردن شما را دارند دستانشان قطع چشمانشان کور و پاهاییشان لنگ شود که لیاقت هیچیک از اینها را ندارند.

  42. hamid گفت:

    بنده.بعنوان.يك..بلوچ.جانم.را.فداي.ايشان.ميكنم.

  43. یاحسین گفت:

    نامرد ها
    به زن و بچه اش چه کار دارید
    اقای خاتمی مرد باش
    ایات عظام مرد باشید
    حداقل نگذارید خانواده ایشان اسیب ببینند.

  44. ناشناس گفت:

    آهای ” سبز به دور از تعصب ”
    آخر نامه ات نوشتی که من رو به جیره خواری وزارت اطلاعات متهم نکنید. آخه سه هزار میلیارد تومن که جیره حساب نمیشه مرد نا حسابی. با این پول میتونی یه درآمد دائم ماهیانه شصت میلیارد تومنی برا خودت درست کنی و با هر ماه درآمدش یه درآمد یک میلیارد و دویست میلیونی دیگه.تازه اگه باهاش ارز دولتی بگیری آزاد بفروشی که دیگه هیچی…

  45. ali گفت:

    1400 سال است میگیم ایکاش ما هم توی کربلا بودیم واز حق یاری میکردیم ای علما ای روحانیون ای مراجع وای مردم ایران آیا کسی هست که حق را یاری کند میبیند که مردی با خانواده اش برای احیای حق و عدالت وبرای سرفرازی ایران ایرانی به پا خواسته آیا اینقدر شرف مردانگی در ما مانده که ازاو یاوری کنیم سر نوشت نوریزاد سرنوشت اینده تک تک ماست پس بپا خیزید واین مرد وخانوادهاش را تنها نگذاریم یا حق

  46. همسر جانباز گفت:

    آقای نوری زاد عزیز!
    هنوز یک روز از انتشار نامه تان نگذشته این همه به شما جواب دادند و از کسانی که نخواسته بودید برای رهبری نامه نوشتند.
    آقای نوری زاد! ما بیشماریم و دست رد به شما نمی زنیم. انشاا… آقای خامنه ای و سردمدارانشان را شرمنده می کنیم. اینان تنها کاری که می تونند بکنند اینه که یا تهدید کنند یا پودر کنند. الحق و والانصاف هم این موارد را خیلی خوب یاد گرفته اند و یاد داده اند. خدا به شما و خانواده تان صبر بدهد و خودش کمکتان کند.

  47. جان به لب گفت:

    با سلام نوری زاد عزیز ترا درراه حقی که بر گزیده ای تنها نخواهیم گذاشت .پیشنهادمیکنم مانند کمپین یک ملیون امضا در یکی از سایتها صفحه ای جهت اعلام همفکری با نوری زاد بازشود.برادر سبز بی تعصب!از کسی که آبرو و خانواده وجانشو انتظار بیشتر داری اون مرد هر چه داره گذاشته وسط اونوقت شما مثل کیهان اطلاعات شخصی فرد را به رخش میکشی.اگه شما هم دلسوخته ای پس بسم اله پرچم را از نوری زاد بگیر برای آزادی همه راه بیافتیم

  48. ناشناس گفت:

    هل من ناصر ینصرنی؟ندای مظلومیت حسین و یارانش این بار از گلوی حر به گوش می رسد

  49. محمد رضا گفت:

    با عرض سلام،ما نمی توانیم در مقابل انقلاب ،اسلام،مردم ایستادگی کنیم ،اما توان انجام هر کار مثبتی را داریم ،پس بهتر است در جریان اسلام و انقلاب حرکت کنیم که در این صورت ما می توانیم را اثبات کرده ایم همان طور که تا کنون اثبات شده است.

  50. محمد گفت:

    هل من ناصر ینصرنی؟ندای مظلومیت حسین و یارانش این بار از گلوی حر به گوش می رسد