سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » رهبر گرامی! به آقای تائب بفرمایید از اندرون خانه های مردم سر بیرون کشد...
» نامه پانزدهم محمدنوری زاد خطاب به رهبری

رهبر گرامی! به آقای تائب بفرمایید از اندرون خانه های مردم سر بیرون کشد

چکیده :مأموران سپاهی شما آشکارا به حریم خصوصی من دخول کرده اند و درکثیف ترین شکل ممکن، برای برهم زدن و متلاشی کردن کانون خانواده ام، بکارهای ابلهانه ای دست برده اند. ای خاک برسرِ دم و دستگاه یک سیستم اطلاعاتی که با ورود به حریم خصوصی منتقدان، به ترمیم عجز خود می پردازد. اگر هنوزدر قاموس فکری و حیثیتیِ شخصِ شما، خانواده و حریم خانواده ارزشی دارند، به مأموران اطلاعات سپاه و سایرینی که در وزارت اطلاعات به همین کارها مشغولند، بفرمایید سراز خانواده ی من وسایر معترضان بیرون کشند. ویا اگرنه، ورود این نابخردان و افسار گسیختگان به اشاره ی جناب شما صورت پذیرفته و می پذیرد، بفرمایید تا ما، باورهای ایمانی و انسانی خود را با شاخص جدیدی که شما باب کرده اید تنظیم...


به آقای تائب بفرمایید با دستهای خونین خود چه می کند…

محمد نوری زاد که در چند هفته اخیر هر جمعه نامه‌های دلسوزانه ای درباره  وضعیت جاری کشور خطاب به رهبری می نویسد اینبار در نامه ای که زودتر آن را  به دلیل تهدیدات نیروهای امنیتی منتشر کرده است از هجمه و هراس افکنی نیروهای اطلاعات سپاه برای او و خانواده اش گفته  است.

نوری زاد در این نامه خطاب به رهبری می گوید: کاری که اطلاعات سپاه با من و با خانواده ام شروع کرده است، آنقدرمشمئز کننده و سخیف است که من هیچگاه یک چنین رفتاری را از ساواک شاه، نه شنیده و نه درجایی خوانده ام.

این مستند ساز و  جهاد گر دوران دفاع مقدس همچنین به تنهایی ناجوانمردانه ای که در این هنگامه برای او ایجاد شده است اشاره و از شماری از شخصیتها خواسته است تا آنان نیز دست به قلم برده و به نیت اصلاح امور  رهبری را خطاب قرار دهند.

متن نامه محمد نوری زاد به شرح زیر است:

به نام خدایی که سیل آفرید

بارانی در راه است!

سلام به رهبر جمهوری اسلامی ایران

من ناگزیر این نامه را که باید در واپسین ساعات روز جمعه منتشر می شد، همین حالا منتشر می کنم. نگرانم که مرا جمعه ای در کار نباشد. بازی کودکانه ای که سازمان اطلاعات سپاه با من و با خانواده ام شروع کرده است، ازدیروز- دوشنبه – وارد مرحله ی تازه ای گردیده است. آری، ممکن است بنا به فرمایش مأمورانی که به من گفتند: پودرت می کنیم و درصد سایت داخلی و خارجی آبرویت را می بریم، هم پودرم کنند، وهم بزعم خود با آبرویم بازی کنند.

کاری که اطلاعات سپاه با من و با خانواده ام شروع کرده است، آنقدرمشمئز کننده و سخیف است که من هیچگاه یک چنین رفتاری را از ساواک شاه، نه شنیده و نه درجایی خوانده ام. گلی به گوشه ی جمال شما با این سازمانی که برزانو نشانده اید و آنان را مثل جادوگران بابِلِ قدیم، به سمت خانواده ها و درهم کوفتن مناسبات خانواده یِ منتقدانِ خود گسیل می فرمایید.

کاش مأموران شما آنقدر مرد بودند که به نوشته های من، با نوشته پاسخ می گفتند، نه آنکه به حریم خصوصی من نفوذ کنند و برای ترمیم سرشکستگی ها و فضاحت های جاریِ خود، به تخریب زندگی من بسیج شوند. از قول من به آقای تائب – رییس سازمان اطلاعات سپاه – ومأموران نابالغِ وی بفرمایید: قبول، به فرض که نوری زاد و خانواده اش را پودر کردید و از هم دریدید، با دست های خونین خود چه می کنید؟ از قول من به آقای تائب بفرمایید: جناب حجت الاسلام والمسلمین، خونِ دست های شما، آنگاه که مغز جوانان ما را متلاشی کردید و همزمان خونشان را انکار فرمودید، آنچنان با سنت ها و محکمات تاریخی در آمیخته است که نآنا با آب هزار دریا نیز زدوده نمی شود.

رهبرگرامی،

مأموران سپاهی شما ، درانتقام از تیزابی که من در نامه هایم برسرشان فرو باریده ام، آشکارا به حریم خصوصی من دخول کرده اند و درکثیف ترین شکل ممکن، برای برهم زدن و متلاشی کردن کانون خانواده ام، بکارهای ابلهانه ای دست برده اند. ای خاک برسرِ دم و دستگاه یک سیستم اطلاعاتی که با ورود به حریم خصوصی منتقدان، به ترمیم عجز خود می پردازد. اگر هنوزدر قاموس فکری و حیثیتیِ شخصِ شما، خانواده و حریم خانواده ارزشی دارند، به مأموران اطلاعات سپاه و سایرینی که در وزارت اطلاعات به همین کارها مشغولند، بفرمایید سراز خانواده ی من وسایر معترضان بیرون کشند. ویا اگرنه، ورود این نابخردان و افسار گسیختگان به اشاره ی جناب شما صورت پذیرفته و می پذیرد، بفرمایید تا ما، باورهای ایمانی و انسانی خود را با شاخص جدیدی که شما باب کرده اید تنظیم کنیم.

نامه های من با هر مضمونی که برشانه حمل می کنند، از امید و نیکفرجامی سرشارند. ما هنوز به شما و به فرجام نیک شما دلبستگی داریم. حساب شما را از حساب جباران تاریخ جدا کرده ایم. ما نمی خواهیم شما را و مأموران شما را در انزوایی که در پسِ مرزهای تاریخیِ ما پای می کوبد، گرفتار ببینیم. یک روزهایی ما ادب را، احترام را، تکریم آحاد خانواده را، وخط قرمزی به اسم حریم خصوصی مردمان را از جناب شما فهم می کردیم. من اطمینان دارم افسار گسیختگان اطلاعات سپاه، دور از چشم مبارک شما سربه اندرون خانواده های ما فرو برده اند. من نمی توانم باور کنم آندسته از مأموران اطلاعات سپاه که در مجاورت هیولاگونگی سربرآورده اند، از جناب شما برای سرک کشیدن به خانواده ها و آشفتن نظام آن خط گرفته و می گیرند. مباد آن روز که بشنوم حضرت شما به این هیولاها فرموده باشید: بروید و هربلایی که می توانید برسر نوری زاد وخانواده اش بیاورید. نه نه ، ما هنوز شما را درحوزه ی ادب ورزی و رعایت اصول اخلاقی، صاحب وجاهت می دانیم. اگر روزی درهمین نزدیکی ها اتفاقی نامبارک در کانون زندگی من رخ داد، خواهم دانست – و برای شما خواهم نوشت – که شخص جناب شما در ترسیم این نامبارکی دخیل بوده اید و شخصاً به مأموران خود فرمان فرموده اید که با من آن کنند که با کافرِحربی نمی کنند.

رهبرگرامی،

احتمال دارد من به همین زودی توسط مأموران وفادار شما پودر شوم. وخانواده ام به آوارگی درافتد و متلاشی گردد. اگر اجازه بدهید و موافق باشید، من ازمخاطبان خود می خواهم که در غیاب من به نگارش نامه همت کنند و همچنان جناب شما را با الفاظ شایسته ندا دردهند. ما هنوزبه شما و به رفتار متوازن شما امید داریم. شما را بخدایی که می پرستید، از چنبره ای که گِرداگِرد شما بالا برده اند، بیرون بزنید. هوای جامعه را آنگونه که هست استنشاق کنید. اجازه ندهید موریانه هایی که چهار ستون مناسبات ما وشما را می جوند، شما را در شرایطی که خود پدید آورده اند، گرفتار کنند و از زبان شما آن برآورند که خود می خواهند. من زنده یا مرده، در پیشگاه خدای متعال، ودر پیشگاه مردم فلک زده ی ایران عزیز، جمعی از نخبگان جامعه ی خویش را به مدد می گیرم تا از هفته ی آینده، یک به یک، یا چند به چند، روبه جناب شما نامه بنویسند و شما را از آسیب ها و الفت ها با خبر کنند.

این عزیزانی را که من نام می برم و از آنان می خواهم تا برای شما نامه بنویسند، از سرشناسان وادی علم و ادب و ایمان و تقوایند. من اینان را در اجابت درخواستم، یا حتی دربی بها دانستن آن، به خدا وا می گذارم.

من و خانواده ام در این چند وقت، رنج فراوانی را تحمل کرده ایم. اگر تا هفته ی بعد و هفته های بعد زنده بودم و خانواده ام برقرار بود، همچنان برای شما خواهم نوشت. وگرنه فردای قیامت، اگر مرا فرصتی و امکانی بود، هم گریبان شما را خواهم گرفت، وهم گریبان این چند نفری که یک به یک نامشان شماره می کنم و مختصری با آنان سخن می گویم:

1 – همسرشهید همت و همسر شهید باکری: شما خوبان در این دوسال بسیار آسیب دیده اید. آقای شریعتمداری کیهان از شما نیز فروگذارنکرد و برشما ناسزاها بارید. شرمم باد که دهان قلم خویش را به تکرار و یادآوری آن ناسزاها بیالایم. شما ازآبروداران بنامِ سرزمین مایید. من شما را به نمایندگی از خانواده های مکرم شهدا به این معارضه فراخوانده ام. می دانم برای شما سخت است، اما شما را به عزیزان وشهیدانتان سوگند، قلم برگیرید و هرچه بشارت و هرچه هشدار سراغ دارید به سمت رهبرمان اشارت دهید. من شما دوتن را بسیار غیور یافته ام. شاید پرچمداریِ شما در این تقاضایی که من به میان آورده ام، دیگران را برسرشوق آورد و آنان نیز به تکاپو درافتند. شما در فردای قیامت جلوی خیلی ها را خواهید گرفت و از آنان به پیشگاه خدای خوب شکوه خواهید بّرد. اما چرا من و خانواده ام در همان فردا، جلوی شما را نگیریم و نگوییم چرا ما را دراین ورطه ی بلا تنها گذاردید؟ مباد آن روز. من با تمام ارادتم در پیشگاه سلامت و صلابت شما دوتن سرتعظیم فرود می آورم.

2 – حضرت آیت الله وحید خراسانی: من جناب شما را بسیار دوست می دارم. همین که درآن دیدار کوتاه سکوت فرمودید تا من هرآنچه را که دردل داشتم برشما ببارم، برعلاقه ی من نسبت به خود افزودید. من درآن دیدار جسورانه به شما گفتم: جناب وحید، مردم ما چقدرِ دیگر باید هزینه کنند تا برای شما علما بقدر آن خلخالِ ربوده شده از پای آن زن یهودی بیارزد تا شما علما یک تکانی بخورید و عمامه از سربگیرید و پای برهنه از بیت شریفتان بیرون بزنید و فریاد کشان نسبت به فجایع جاری کشور بر بشورید؟! به شما گفتم: چرا خروج نمی کنید؟ چرا آبرویی را که از مردم و از دین خدا دارید، خرج مردم و دین خدا نمی کنید؟ گفتم: مگر قرآن نفرموده : برای خدا قیام کنید اگر چه به زیان خودتان و به زیان پدر ومادرتان و به زیان خویشاوندانتان تمام شود؟ گفتم: جناب وحید، مردم را کشته اند و اموال مردم را سوخته اند و تخریب کرده اند و چهره ی بسیج و بسیجی را تا حد شعبان بی مخ ها خراشیده اند.پس کی می خواهید اعتراض کنید؟ وشما با تبسمی مدام به من فرصت دادید تا سخنم و آتش درونم فرو بنشیند. درپایان فرمودید: آقای نوری زاد، والله اگر برمن مسجّل شود که خروجم به نتیجه خواهد انجامید، همین فردا خروج خواهم کرد. اکنون به محضر شما عارضم که: خروج نه، اما برای رهبر نامه ای بنویسید و با آن شجاعتی که از شما سراغ داریم، جناب ایشان را به مخاطرات پیش رو وبه کورسوهای امید هشدارو بشارت دهید. قرارما و شما، فردای قیامت بجای خود، قرار ما درهمین دنیا. مباد نامه های خود را محرمانه برای ایشان ارسال فرمایید. بنای ما بر انتشارِعلنی نامه هاست.

3 – حضرت آیت الله جوادی آملی: من شما را شخصیتی فرهیخته و عارف و عالم و با تقوا می دانم. اما از شجاعتتان سراغی نمی بینم. حضرتعالی به قرآن و نهج البلاغه بسیار مسلط اید و بدانها اشراف دارید. اگر به فراخوان من بها ندهید، شما را به همان قرآن و به همان نهج البلاغه ای وا می گذارم که عمرخود را مصروف فهم آن ها فرموده اید. سکوت فراوان شما در قبال حادثه های این دوسال اخیر، چه به اسم تقیه و چه به هر اسم و به هر دلیل شرعی و عقلی، مردمان ما را به انزجار از اسلام ترغیب کرده است. دست به قلم ببرید و برای رهبرمان نامه ای و نامه هایی بنویسید و از ایشان بخواهید فکری برای اینهمه انشقاق مردم بکنند و به آغوش مردم باز گردند. به ایشان بفرمایید که پوزش خواهی از مردم، و ترمیم رنج های آنان، به خداوندی خدا، ای بسا عزت ایشان را مضاعف گرداند. اگر به اینگونه اشارات من تمایل ندارید، به هرچه که خود بدان متمایلید اشاره فرمایید. مهم این است که مردم ما از جناب شما یک دو خط نامه بخوانند و باور کنند که علمای شیعه، هیچگاه وامدار حکومت ها نبوده اند و به وقت ضرورت، به میان آمده اند و از حق و از مظلومان دفاع کرده اند. وگرنه، این چند روز دنیا را به سکوت و تماشا سپری فرمایید. که در این صورت، من و خانواده ام و هزاران خانواده ی دیگر، فردای قیامت راه را برشما خواهیم گرفت.

4 – حضرت آیت الله مکارم شیرازی: شما نیز از صاحب نامان این روزگارید. حادثه های این دوسال اخیر را تماشا کردید و ترجیح دادی سکوت کنید. اما نه ، یک چند باری به بدحجابی ها و فعالیت وهابی ها اعتراض فرمودید. خون جوانان بی گناه مردم را به چشم دیدید و ازیک اعتراض ساده هراسیدید. ظاهراً برای مرجعیت، برخورداری از شجاعت، یک ضرورت حتمی است. ما شما را شجاع می خواهیم. با آن قلم شیوایی که آثار علمی فراوانی پدید آورده، نامه ای به رهبرمان بنویسید و وی را به فرداهای مهیبی که در کمین کشور ماست هشدار دهید و خیرخواهانه حضرت ایشان را به آشتی و دلجویی از مردم معترض و آسیب دیده ترغیب فرمایید. وعده ی ما و شما نیز فردای قیامت. بخدا قسم حضرت آیت الله، ما نیز چون شما خانواده ی خود را دوست داریم و از رواج آشوب و اضطراب در خانواده و در کلیت کشورمان در رنجیم.

5 – حضرت آیت الله صانعی: من به شخص شما ارادت ویژه ای دارم. نامه ی شما به رهبرمان، با وجود همه ی لطمه هایی که از هواداران ایشان تحمل فرموده اید، می تواند راهها را بگشاید و بن بست ها را پس بزند. در یک سال و نیمی که من در زندان بودم، نمایندگان جناب شما به خانواده ی من سرزدند و از آنان دلجویی کردند. امروز همان خانواده در معرض آسیب و دربدری است.

همان خانواده ی خون جگر، توسط مأموران هرزه ی اطلاعات سپاه، به سمت آشوب و گسست رانده می شود. من شخصاً درمعرض تهدید شما درشکستن سکوت صاحب وجاهت اید. با نامه ای به رهبر، از آسمان خدا برای مردم ما برکت و رشد و همدلی، و برای رهبرما نیکنامی و فرود آمدن از بلندای دست نیافتنی ای که برای وی برساخته اند، آرزو کنید. شما را به خدا مبادا نگارش نامه را به دوردست ها احاله دهید! پسندیده است که درهمین هفته ی آینده، هجوم نامه های شما عزیزان به سوی رهبرمان بال بگشاید و وی را در زیر بارش کلمات شریف انسانی و آسمانی غسل دهد.

6 – حضرت آیت الله بیات زنجانی: جناب شما نیز از ارادت من به خویشتن نیک خبردارید. دست به قلم ببرید و با ترنم کلمات، فضایی از درستی و رعایت حقوق مردم و انصاف و خیرخواهی ترسیم کنید و رهبرمان را به این فضا دعوت فرمایید. من اطمینان دارم بارش کلمات زمینی و آسمانی عزیزانی چون شما می تواند دل سنگ را بشکافد چه برسد به دل رهبر ما که یک زمانی ما از او نور می نوشیدیم.

7 – حضرت آیت الله علیمحمد دستغیب: شما را دوست دارم. آزادگی شما را می ستایم. از تهران به شوق شما تا شیراز رانندگی کردم تا به دیدار عزیزی نائل آیم که نخواست منبرآزادگی اش از سلامت و صلابت تهی باشد. شمانیز ای عزیز دست مرا در این نهضت بزرگ بگیرید و همراهی ام کنید. ای بسا روزی درهمین نزدیکی ها، با هرنامه ی من هزاران نامه همراه شود و هجوم این همه نامه، همانند آن گلهایی باشد که ما در روزهای انقلاب به داخل لوله های تفنگ سربازان شاه فرو می کردیم.

8 – حضرت آیت الله موسوی اردبیلی: نامه ی شما درکنار نامه های دیگران می تواند راهگشایی کند. ما از تلاش شما برای راه گشودن دراین دوسال اخیر نکته های نیکی شنیده ایم. قلم به دست بگیرید و رهبرمان را به آن روزی بشارت دهید که فتنه های واقعی را نه در خواست های بحق مردم، که در رفتار پلیدانی بنگرد که نقاب رفاقت به صورت بسته اند و از پشت به ایشان خنجر زده اند و می زنند.نامه های شما خوبان به ایشان، می تواند از دیوارهای ضخیم این روزهای بیت رهبری گذر کند و بردل وی تأثیربگذارد.

9 – جناب سید محمد خاتمی: از میزان ارادت من به شخص خود آگاهید. شاید برای شما کمی سخت باشد که دست به قلم ببرید و از رهبر بخواهید به روزهای خوبِ درکنار مردم بودن نظر کنند. اما نه، شما دراین دوسال تلخ، نرم ترین مواضع را اتخاذ فرموده اید و قلم شیوای شما بی تاب نگارش یک نامه ی دلنشین و شریف است. به این تقاضای من حتماً عمل کنید. بخدا قسم من روزها و ساعت های بسیار سخت و فرساینده ای را سپری کرده ومی کنم. اطمینان دارم طعم تنهایی را چشیده اید. اگر بنویسید و هوشمندانه و قاطع و درست و منصفانه رهبر را به فرداهای نیک بشارت بدهید و از خطاها و احتمال های حتمی برحذر دارید، من از همین اکنون برکات آن نامه و نامه ها را برای شما تضمین می کنم. ما با این نامه ها قرار است برای هزارمین بار حجت را بر رهبرمان تمام کنیم. نه آنکه خدای ناکرده وی را در معرض تهدید و تنگنا قرار دهیم، بلکه از این منظر که ایشان بدانند آن سوتر از هواداران رسمی رهبری، هستند مشفقان غیرت مندی که به نیک فرجامی ایشان و رهایی کشور، عمیق تر و آگاهانه تر می نگرند. شاید نیاز به این نباشد که بگویم: اگر ننویسید و منتشر نکنید، من و خانواده ام چشم به راه قیامت نخواهیم ماند. درهمین دنیا از شما گله خواهیم کرد. وشما با اعتنا به آموزه های دینی مان، ازمیزان نفوذ آه بی پناهان با خبرید.

10 – جناب هاشمی رفسنجانی: شما شاید بیش از همه ی ما به این نامه نگاری ها مستحق باشید. چرا که شما و خاندان شما در این دوسال آنچنان در معرض آسیب و خراش بوده اید که هیچ انسان منصفی هجوم آنهمه بلا را به ساحت شمایان نمی پسندد. شما یک روز چشم و چراغ این کشور بودید و جایگاهتان بسیط بود. درکل کشورجایی نبود که تاثیر نفوذ شما درآن تعریف نشده باشد. بویژه قلب رهبر.

که دریک تنگنای عاطفی، اشک درچشم فرمودند: هیچ کس برای من هاشمی نمی شود. اما گذر زمان، به توفانی سهمگین انجامید و جای شما را در دل رهبر به دیگران سپرد و شما را از هرطرف به تنگ آورد و به گوشه ای ناگزیر پرتاب کرد. قلم به دست بگیرید و مارا از هجوم بلایی که مأموران بی حیای اداره ی اطلاعات سپاه برایمان تدارک دیده اند بدرببرید. اگر همچنان بنا را برسکوت بگذارید، به خدای کعبه سوگند، تنهای تنها به راهی که آغاز کرده ام ادامه خواهم داد و تا پای جان به افشای مفسده های سپاهیان فربه از مال حرام و اطلاعاتی های هیولا صفت دست خواهم برد. اگرچه این افشاگری به نابودی من و خانواده ام بیانجامد. واز آن پس: دیدارمان به قیامت!

11 – جناب سید حسن خمینی: قبول می فرمایید که در این دوسال اخیرشما را سخت ترسانده اند. پدرشما مشکوک از دنیا رفت. شاید به شما گفته باشند که همان سرنوشت پدرمرحوم می تواند برای شما نیز رقم بخورد. من به جایگاه مردمی شما آگاهم. مردم شما را دوست دارند. به همان دلیلی که درآن ملاقات حضوری به شما گفتم، شما می توانید در فرابردنِ فضای جامعه به سمت اصلاح، و به سمت پاکسازی از مفسده ها نقش اساسی داشته باشید. قرار نیست شما قلم بربگیرید و آسمان و زمین را به هم بدوزید. قرار است به رهبرمان بگوییم: شاید فردا دیر باشد. و باید ازهمین امروز به فکر فردا بود. مردم ما برای دوست داشتن شما دلیل می خواهند. نشانشان بدهید که مستحق این دوست داشتن های بی ریای مردم هستید. هیچ مأمور اطلاعات و هیچ سپاهی اطلاعاتی، از این که شما سخن مشفقانه به رهبر بگویید و وی را به روشنایی ها و تاریکی ها بشارت و هشدار بدهید، برشما نمی شورد. سرتان را به خدا بسپرید. اگر سکوت کنید، شاید درهمین دنیا خانواده ی من یک روز جلوی شما را بگیرند و به شما بگویند: نوری زاد را پودر کردند و ما را از هم گسستند و شما سکوت اختیار کردید.

12 – آقای علی مطهری: شما از نام پدر شهیدتان سود می برید. گرچه گاه نشان داده اید که روح آن شهید بزرگوار در شما به تکاپو در می افتد و از زبان شما جاری می شود و حق خواهی می کند. قلم به دست گیرید و به رهبرمان بنویسید که ولایت فقیه آنجا خواستنی است که ما از او جز عدالت و علم و تقوا و پاکیزگی و شجاعت و پاکدستی و جهان شناسی و فهم مقتضیات روز نبینیم. به وی بنویسید که با رویت ابتدایی ترین تراشه های ظلم، مقبولیت شرعی وی به مخاطره می افتد. به وی بنویسید که شجاعت تنها در برآوردن فریاد نیست. شاید عالی ترین مراتب شجاعت، پوزش خواهی از مردم است بهنگام رواج ظلم. آقای مطهری، یکبار به شما گفتم:

شما نمایندگان در تک تک فاجعه های جاری کشور سهیمید. و امضای شما برهرقطره خونی که از بی گناهان به زمین ریخته شده، نشسته است. گفتم: سکوت شما نمایندگان در مجلس، به معنای تایید فجایع کشوراست. رهبر، شما را و خاندان شما را دوست دارد. شاید قلم شما و صداقت قلم شما از تیزی قلم من کارگرتر افتد و دل ایشان به سوی مردم واگشوده شود. تنهایی، حتماً قابل تحمل است اما تنهایی ای که با ناجوانمردی آمیخته باشد، فرساینده است. من اما گفته باشم: والله اگر هیچ یک از شما عزیزان به ندای من پاسخ نگویید، تا هرکجا که مقدورم باشد، به افشای مفاسد جاری کشور، بویژه مفاسدی که از آتشفشان سپاه و وزارت اطلاعات بیرون می زند، اصرار خواهم ورزید. به هرقیمتی که برای خودم و برای خانواده ام تمام شود.

13 – سردارپاسدار حسین علایی: من یک بارهم به شما گفته ام. که اگربخواهم جانم را در رکاب یک پاسدارحقیقی فدا کنم، آن یک نفر شمایید. گرچه امثال شما فراوانید و شکرخدا ذخیره های سلامت برای فردای کشوربشمار می روید اما من شخصاً شما را پاسداری فهیم، تیزبین، اهل مطالعه، منصف، مردمی، پاک، جنگ دیده، جهان دیده، به روز، مومن، صبور و اهل مدارا یافته ام. اینها که برشمردم مگر کم سرمایه است؟ شما نیزتقاضای مرا اجابت فرمایید و نامه ای از زاویه ای که خود می پسندید برای رهبرمان بنویسید. متاسفانه دوست گرامی من، جماعتی در سپاه، به این نهاد پاک آسیب نشانده اند. کجا شما باور می کردید بعضی از پاسدارانِ از اسارت برگشته، و پاسداران جنگ دیده، به روزی درافتند که با تلسکوپ های خود به زندگی امثال نوری زاد فرو شوند و با شنود تلفن های او و غارت اموال او و بیرون کشیدن فیلمهای خصوصی او و خانواده اش از و انتشار فیلمهای به غارت رفته ی او بخواهند او را به زانو درآورند؟ اینها را اضافه کنید به پاسدارنماهایی که سربه اموال مردم فرو برده اند و از هزار اسکله ی قاچاق مشغول حفظ نظامند. نامه ای بنویسید و مرا در این راه پرخطر یاوری فرمایید.

14 – جناب دکتر سروش: متاسفانه شأن علمی شما در کشورما به چالش درافتاد و قدر شما دانسته نشد. امامان ما با دانشمندان ملحدی چون ابن ابی العوجا به بحث می نشستند و به شاگردان خود شیوه های مدارا و داد و ستد علمی را می آموختند. شما اما درجایگاه یک دانشمند شیعی نیز تحمل نشدید و ناگزیر به ترک و جلای وطن شدید. یکی از رازهای تحمل نشدن شما، این بود که علمای دینی ما نخواستند با درافتادن به مباحث روزجهانی که شما مبدع آن درکشوربودید، خود را با شتاب علوم و مباحث تازه هماهنگ کنند. شاید به همین دلیل است که زمان و جهان پیش رفته اند و بسیاری از علمای ما در دوردست های علمی جا مانده اند. با این همه من از جناب شما تقاضا دارم نامه ای از سر رفاقت و شفقت به رهبر بنویسید. می دانم اجابت این تقاضا برای شما ای بسا ناگوار باشد و ناشدنی. اما اجازه بدهید این مکتوب

جمعی، از شیوایی قلم شما نیز بهره مند باشد. حتماً شجاعت برای شما نیز در همین فرو خوردن محاکاتی است که به شما نهیب می زند: ننویس! اما شما بنویسید. ما بنا داریم با این نوشتن ها به تاریخ نشان بدهیم که: شاید فردا دیر نباشد. وبشود ایران عزیز را مجدداً احیا کرد. اگر ننوشتید، ایرادی نیست. من و خانواده ام در فردای قیامت با شما کاری نخواهیم داشت. شما به اندازه ی کافی آسیب دیده اید.

15 – جناب دکتر کدیور: از جناب شما نیز تقاضا دارم نامه ای خیرخواهانه برای رهبربنویسید. گرچه شما پیش از این نیز نشان داده اید که درهمراهی و مساعدت فکری صادق و منصف اید. ازهرچه که صلاح می دانید بنویسید. شما اکنون می توانید از موضع یک عالم دینیِ دور از وطن، آسیب های درکمین را وابشکافید. می توانید افق های روشن را – هرچند در دوردست نشان ما بدهید. نگران ناسزاهای امثال آقای شریعتمداری کیهان نباشید. او را اگر به حال خود هم وابگذاریم، از قلمش ناسزا می چکد. شما بنویسید تا در تاریخ بماند. تا آیندگان قضاوت کنند که جماعتی خیرخواهانه و با به خطرانداختن خود و خانواده ی خود، تلاش کردند کشورشان را از کام هزار حادثه ی درکمین بدر ببرند اما کسی صدایشان را نشنید. باور بفرمایید من هنوز ناامید نیستم. چرا که می دانم درسخن حق نوری نهفته است که مخاطب خود را می جوید و کام او را به نور خود برمی آورد.

16 – من از نمایندگان مجلس، ازمدیران و مسئولان، چه با اسم خود و چه با اسم مستعار، درهرکجای ایران و جهان تقاضا دارم مرا در این حرکت بزرگ یاری دهند. ما می توانیم چند به چند، یک به یک، با همین نامه های خود بارانی از کلمات شایسته برسر رهبر بباریم و او را به آسیب ها و به نادرستی ها و به کجی ها هشدار دهیم. محل انتشار این نامه ها می تواند سایت های شخصی و حرفه ای باشد.

می توانید نامه های خود را برای من، یا به سایت آقای دکتر خزعلی ارسال فرمایید. یا به سایت کلمه و جرس و هرکجا که خودتان صلاح می دانید. شایسته می دانم دراین نهضت بزرگِ نامه نگاری، از رواج واژه های زشت و ناپسند پرهیزکنید. قرار ما تا زمان انتخابات. البته بنا نیست در آن روز اتفاق حیرت انگیزی رخ بدهد و همه ی آبهای رفته به جوی بازگردد. اما انتهای این راه را همان ایام انتخابات رصد می کنیم. همه می نویسیم و رهبر را مخاطب نوشته های صریح اما مشفقانه ی خویش قرار می دهیم. به امید اثربخشی اقیانوسی از کلمات خیرخواهانه. بدرود


299 پاسخ به “رهبر گرامی! به آقای تائب بفرمایید از اندرون خانه های مردم سر بیرون کشد”

  1. بابک گفت:

    نمیدونم چی بگم بخدا. فقط اینو میگم که نوریزاد تو در قلب و ذهن من هستی، با اینکه تو را ندیده ام اما انگار سالها با تو زندگی کرده ام. از تو آموختم که میتوان با کسی که ظلمی بر من روا داشته با ادب و احترام صحبت کرد. امروز در وجود هر ایرانی یک نوریزاد روان و جاریست. درود بر تو مرد روزهای سخت.
    اما سخنی هم با جناب خاتمی عزیز دارم. ای عزیزترین رئیس جمهور من و ای سید نورانی، شما ما را با مردمسالاری دینی آشنا کردی وگرنه من در آن سالها فکر میکردم حکومت حق دارد مثل آب خوردن اعدام کند و بکشد و کسی حق سخن گفتن ندارد، حال چگونه میتوانی بیش از بیست و دو میلیون ایرانی را که بارها راه و منش تو را تایید کرده اند در انتظار آینده ای سخت و مهلک رها کنی؟ تو را به شرافتت این درخواست نوریزاد را لبیک بگو سید جان!

  2. احمدی گفت:

    خدایا تو خود یاورش باش یاور همه انهاییکه در راه تو جهاد میکنند.

  3. رضا گفت:

    آیا این امکان وجود ندارد که روزانه حداقل صدها نامه از طریق ایمیل به سایت رهبری ارسال شود؟ ایمیلهای ناشناس و ارسال با فیلتر شکن برای انان که میخواهند شناسایی نشوند…..

  4. بنده خدا گفت:

    اندکي صبر و توکل بخدا مطمئنم وعده خدا يعني الملک و يبقي مع الکفر ولا يبقي مع الظلم

  5. saeid گفت:

    تو رو به خدا قیام کنید مردم نگذارید این بزرگ مرد این عصر به سادگی از میانمان رخت بر کند تو رو به خدا نجاتش دهید :(((

  6. دانشجوی مارمولک گفت:

    سلام به همه مردم ایران
    فرض کنید این درخواستها به جای زبان نوری زاد از زبان مهدی موعود بود . چه می کردید ؟ فکر می کنید آن زمان که او بیاید حاکم وقت به آسانی تسلیم می شود ؟ نه هرگز و حمام خون به راه می افتد . امروز شما هر عکس العملی نسبت به نوری زاد داشته باشید درست همان چیزیست که در آینده به مهدی دارید . حال خود قضاوت کنید که کی هستید و چقدر شجاعت دارید . به خدا اگر امروز روز ظهور هم بود شما و ما همانی هستیم که الانیم . ترسو و به مهدی هم اگر مثل امروز ترس وجود داشته باشد پشت می کنیم .
    حالا روز امتحان است . و باید در این آزمون شرکت کنیم . اما پس از ازمون بسیار فرق است بین 0 تا 20 . هر نمره ای دوست دارید همین امروز امکان رسیدن به آن را دارید .
    یا حق

  7. ایرانی گفت:

    اقای نوری زاد را اگر پودر کنند ولی نامش جاویدان خواهد ماند- اقای هاشمی و خاتمی دست از محافضه کاری بردارید. شما را به هر حال نابود خواهند کرد- چه بهتر که با عزت باشد- به ندای این مرد از جان گذشته پاسخ دهید.

  8. مرتضى گفت:

    نورى زاد عزيز تو يكى از مردان برحق اين سرزمينى و راهت ادامه دارد
    اين هم فرصتى است براى جناب رفسنجانى (با آن آشى كه براى اين ملت پخت) تا از گناهى كه در حق اين ملت كرده بكاهد.

  9. از طرف شیعه دیروز ، موحد امروز و انشاء الله پیروز فردا ، علیرضا حسینی گفت:

    مقدمه: درسخن حق نوری نهفته است که مخاطب خود را می جوید و کام او را به نور خود برمی آورد. (دکتر نوریزاد)
    نامه زیر مربوط به دو سال پیش است:
    سئوالاتی از محضر ولايت مطلقه فقيه
    می دانم از کجا شروع کنم ، سی سال است که گوش ما از فلسفه فکری شما و گروه شما پر شده ، افراد زیادی هم تا کنون به شما ایرادهایی گرفته و نامه هایی نوشته اند ، براستی اگر حق با شماست چرا اندکی از برج عاج ولایت و از آن مقام کبریایی پایین نمی آیید؟ و از طریق تلویزیون خیلی روشن و واضح ، پاسخ آنها را نمی دهید؟ آیا شما از خدا بالاترید که موسی را بسوی فرعون فرستاد تا با لحن نرم با او سخن بگوید؟ یا حکومت شما از حکومت خداوند بالاتر است که فرشتگان در آن می توانستند در مورد علت خلقت آدم سوال کنند ؟ ، بگذریم.

    آقای خامنه ای شما مدعی پیروی از علی هستید ، من از کتابهای شیعه و از دیدگاه خودتان سوال می کنم :

    1- مگر خلفا در 25 سال خلافتشان با علی مشورت نمی کردند ، دختر نمی گرفتند ، رفت و آمد نداشتند؟ چرا روابط شما با اهل سنت داخل و کشورهای همسایه اینگونه تیره و تار است؟ در ظاهر دم از هفته وحدت و روابط دیپلماتیک می زنید ولی در محافل خصوصی و در ته قلبتان با آنها دشمنید ، پس بدانید اینگونه هیچگاه هیچ وحدتی حاصل نمیشود .

    2- حضرت علی خطاب به مالک اشتر می فرماید: باید نزدیکترین افراد به تو مخالفترین آنها با تو باشند ، آقای خامنه ای چرا دورترین افراد به شما مخالفان و منتقدین شما هستند؟(حتی افرادی از خودتان مانند منتظری و طاهری)

    3- آقای خامنه ای خداوند در قرآن خطاب به پیامبر می گوید: با کافران به طریق نیکو مجادله کن. گیرم اهل سنت کافر ، چرا در یکی از شبکه ها مناظره ای آزاد بین علمای شیعه و سنی نمی گذارید؟

    4- آقای خامنه ای شما می گویید پیرو علی هستید ، علی در جنگ صفین خطاب به سپاهیان خودش می گوید به لشکر معاویه دشنام ندهید ،در قرآن نیز خداوند می فرماید به بتهای کافران دشنام ندهید. آقای خامنه ای این زیارت عاشورا چیست که از صبح تا شب در حکومت شما خوانده می شود؟ مگر شما نمی دانید این زیارت فقط از سه طریق نقل شده ، یعنی خبر واحد است ، مگر شما علم روایه نخوانده اید؟ مگر در بین راویان این زیارت نام غالیان و افراد فاسد المذهب وجود ندارد؟ بگذریم .

    5- آقای خامنه ای در قرآن آیات فراوانی وجود دارد که خدا در آن می فرماید : آنها گوشهایی دارند که نمی شنوند و چشمهایی که نمی بینند و قلبهایی که نمی فهمند ، آقای خامنه ای متاسفانه من فکر می کنم شما و طرفداران شما اینگونه اید و اینگونه بودن متاسفانه راهی جز آتش دوزخ در پی نخواهد داشت ، آقای خامنه ای می گویند شما نه دزدی می کنید و نه سوء استفاده ، پس چرا بخاطر اطرافیان رفسنجانی و یک مشت سردار سپاه دزد خودتان را جهنمی می کنید؟

    6- آقای خامنه ای ایام محرم است. می دانید اگر کسی خواست مثل امام حسین در حوزه حکومت و سیاست امر به معروف و نهی از منکر کند سربازان گمنام امام زمان در اداره اطلاعات چه بلایی سر او می آورند. داخل غذا یا کفش او سم می ریزند ، آقای خامنه ای شما که معتقدید معاویه داخل غذای مخالفینش سم می ریخته ، پس تفاوت حکومت شما با حکومت معاویه چیست؟ آیا این است عدل علی؟ معاویه و یزید هر چه بودند لااقل برای مردم خودشان که خوب بودند.

    7- آقای خامنه ای دزدی و سوء استفاده از بیت المال در اکثر ادارات و سازمانهای دولتی یا وابسته به دولت بیداد می کند که مسلماً گزارش آنرا اداره اطلاعات برای شما ارسال می کند ، آیا حضرت علی عاملان خیانتکار خود را عزل نمی کرد؟ و مجازات نمی کرد؟ این غارتها و سکوتها که بیشتر شبیه به حکومتهای اموی و بنی عباس است تا حکومت عدل علی .

    8- آقای خامنه ای شما معتقدید که پس از رحلت نبی اکرم(ص) در حکومت ابوبکر ، خفقان شدیدی حاکم بوده و کسی جرات اعتراض و مخالفت نداشته است ، ولی از طرفی دیگر می گوئید که حضرت فاطمه در مسجد علیه خلیفه خطبه خوانده است و آیا در حکومت شما می توان علیه شما خطبه خواند؟

    9- آقای خامنه ای همانگونه که مستحضرید اکنون سه حکومت مدعی دین بر روی کره زمین وجود دارد: آمریکا ، اسرائیل و ایران ، آیا عجیب نیست که هرچه آشوب است از ناحیه این سه حکومت بر می خیزد؟ و این چنین زندگی را به کام مردم جهان و مردم خودشان تلخ کرده اند.

    10- آقای خامنه ای من وقتی ادعای خاخام های یهودی مبنی بر کشور اسرائیل از نیل تا فرات را می شنوم به یاد تفکر همفکران شما مبنی بر شیعه کردن همه جهان و فتح دنیا به دست امام زمان می افتم ، بگذریم .

    11- آقای خامنه ای می دانید تهران تنها پایتخت جهان است که اهل سنت در آن مسجدی ندارند ، آقای خامنه ای می دانید وقتی آنها می خواهند در مساجد شیعه نماز بخوانند بعضاً مورد توهین و تمسخر قرار می گیرند در حالیکه من در مسجدالنبی در مدینه شاهد هیچگونه توهینی از جانب اهل سنت نبودم ، شما که خود را ولی امر مسلمین جهان می دانید پس چرا اکثر اهل سنت در تهران مسجدی ندارند؟ آقای خامنه ای براستی چرا یک شبکه تلویزیونی به اهل سنت و یا مخالفین سیاسی خود نمی دهید؟ یعنی اینقدر از حقیقت می ترسید؟ شنیده بودیم که حقیقت تلخ است ولی کسی از تلخی آن نمی میرد .

    12- آقای خامنه ای چرا هر گاه اسرائیل دست به جنایتی می زند رسانه های شما سر به جان کشورهای عربی می کنند؟ مگر جمعیت کشورهای عربی خاورمیانه 60 میلیون نفر بیشتر است؟ جمعیت ایران و لبنان و شیعیان عراق و سوریه که بیشتر از اینهاست. برای همین من شک می کنم که مبادا شما عامل صهیونیستها برای ایجاد تفرقه هستید!

    13- آقای خامنه ای مگر حضرت علی نفرموده: حق را با صریحترین لهجه بگویید؟ چرا نمی آیید و نام مفسدین اقتصادی را با صراحت اعلام و آنها را مجازات نمی کنید؟ آقای خامنه ای آیا آقای محصولی 160 میلیارد تومان را با کار و تلاش به دست آورده است؟!!

    14- آقای خامنه ای من می دانم ممکن است اکنون در گردابی افتاده باشید که هیچ راه نجاتی برای آن وجود ندارد ، خیلی راحت کناره گیری کنید تا لااقل این گندی که بالا آمده به اسم اسلام تمام نشود.

    15- آقای خامنه ای در سال 57 شاه 20 میلیارد دلار نفت فروخت و جمعیت ایران 36 میلیون بود ، طی سالهای گذشته 200 میلیارد دلار نفت فروش رفته و جمعیت ایران 70 میلیون است ، آیا هیچگونه تخلفی در خصوص اینهمه مبلغ صورت نگرفته است؟!! که شاهد اینهمه تورم و گرانی هستیم.

    16- آقای خامنه ای آقای خمینی در بهشت زهرا قول معنویات و اسلام ناب محمدی را به ما داد آیا می دانید آمار تارکین نماز ، معتادان ، طلاقها ، افسردگی ، تورم و گرانی ، بیکاری و فقر ، هر سال رو به افزایش است پس کو آنهمه قول و ادعا؟

    17- آقای خامنه ای تا گرفتار اوهام بحارالانوار و علامه مجلسی و حق الیقین و منتهی الامال هستید مطمئن باشید سرنوشتی بهتر از شاه سلطان حسین در انتظار شما نخواهد بود ، از ما گفتن و از شما نشنیدن ، تو را به خدا از خرافات مذهبی و از افسانه های تاریخی خارج شوید ، ما همیشه افسوس خرابی مغول را می خوردیم غافل از اینکه فساد و فتنه ای که اینک دچار کشور شده از هر زمان دیگری در تاریخ خطرناک تر است. پس تا ایران تکه تکه نشده بیدار شوید . علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.

    18- آقای خامنه ای شما و مردم شیعه ایران , سالها ست خود را شیفته امام حسین معرفی می کنید . شیفته امامانی که همه جان و حتی آبرو و مال و فرزند بر سر امر به معروف و نهی از منکر گذاشتند . آن هم در مهمترین حوزه یعنی حوزه سیاست و حکومت ( افضل الاعمال کلمه عدل عند امام الجائر ) چرا هر کس کوچکترین انتقاد و حتی تذکری نسبت به حکومت شما انجام دهد می شود غربزده و از ایآدی آمریکا و سر از زندان سیاسی درآوده و یا اعدام و ترور می شود ؟

    19- آقای خامنه ای وظیفه مجلس خبرگان این است که رهبر را دقیقا زیر نظر داشته و به او تذکر بدهند ولی ما می بینیم که شما سالی یکی دوبار آنها را جمع می کنید و تذکرات و رهنمودهایی به آنها می دهید !!!

    20- آقای خمینی در سال 58 در بهشت زهرا گفتند : پدران ما چه حقی داشتند که سرنوشت ما را تعیین کنند ( اشاره به قانون اساسی مشروطه که سلطنت را به رسمیت می شناخت ) آقای خامنه ای : پدران ما چه حقی داشتند که سی سال قبل در سال 1358 سرنوشت ما را به دست ولایت فقیه سپردند و چرا هم اینک زیر نظر نهادهای بی طرف بین المللی یک نظرخواهی آزاد برای وجود یا عدم وجود ولایت فقییه نمی گذارید ؟ ( که به قول آقای منتظری از مصادیق بارز شرک است )

    21- آقای خامنه ای مجمع تشخیص مصلحت یعنی تصویب قوانینی که شورای نگهبان آنرا خلاف اسلام دانسته ! آیا این است سیاست عین دیانت شما ؟

    22- شما بیشترین حجم روابط را با چین و روسیه مشرک کافر بی خدا دارید چرا وقتی مسلمانان چین ( در یکروز 150 نفر به شهادت رسیدند ) و همچنین کشتار مسلمانان چچن در روسیه شما هیچ موضع گیری نکردید ؟ ولی اسراییل . . . این است دین عین سیاست شما ؟

    23- آقای خامنه ای یزید خود را مبرا از قتل امام حسین دانسته و مرتب می گفت ابن زیاد این کار را سرخود انجام داده است . ولی با این همه از خانواده امام حسین دلجویی و عذرخواهی می کند ولی شما در جریان قتلهای زنجیره ای حتی عذرخواهی هم نکردید ؟

    24 – شما می گویید در سفارت آمریکا جاسوسی می شد برای همین دانشجویان آنرا اشغال کردند ! براستی چه کشف بزرگی ! خوب همه سفارتخانه ها از جمله سفارتخانه های شما در همه جای دنیا مشغول جاسوسی هستند ! آیا می دانید همین کار , دعوتی بود برای عراق برای حمله به ایران ! مگر در همه جای دنیا دیپلمات جاسوس را اخراج نمی کنند چرا شما چنین نکردید ؟ کاری که پس از 444 روز انجام دادید ؟ هم کتک را خوردید هم پیاز را و هم پول را دادید ؟

    25- در خصوص جنگ نیز همینگونه بود کاری که پس از 8 سال در اوج ذلت و شکست حاضر به پذیرش آن شدید کاری که نهضت آزادی آنرا در سال 63 از شما خواست چرا همان موقع که عراق درخواست کرد انجام ندادید ؟ که حتی حاضر به پرداخت غرامت نیز بودند ! هم جام زهر را خوردید هم پیاز را و . . .

    26- شما کی می خواهید دست از دشمن پروری بردارید ؟ مجاهدین را چه کسی منافق و دشمن کرد ؟ لاهوتی , منتظری , طالقانی , خاتمی , موسوی , شریعتمداری , علامه برقعی , رفسنجانی , بنی صدر , بازرگان , آیت الله صانعی و بیات . . . همه بد بودند همه ایادی آمریکا بودند ! همه اشتباه می کردند ! فقط شما معصومید ! چرا تا به حال به یک اشتباه خود هم اعتراف نکرده اید ؟

    27- آقای خامنه ای , آقای خمینی در زمان شاه می گفت : اگر مسبب تمامی جنایات و کاستی ها شاه است که مقصر است و باید برود و اگر نمی داند و اینها سرخود این کارها را می کنند باز هم بی کفایت و مقصر است ! آقای خامنه ای مسئول این همه فقر و فساد و اعتیاد به انواع مواد مخدر و بی اعتباری شدید ایران در کل جهان و ارتشاء در ادارات دولتی و گرانی و تبعیض طبقاتی کیست؟

    28- آقای خامنه ای , پالیزدار در حضور 100 نفر دانشجوی دانشگاه همدان , دزدیهای سران حکومتی را افشا کرد به 9 سال زندان محکوم شد آقای احمدی نژاد همین کار را در حضور 200 میلیون بیننده انجام داد و از سوی شما مدال افتخار گرفت ! چرا ؟ آیا این است عدل علی ؟

    29- آقای خامنه ای فریب تملق دیگران و موشکهای سپاه و یا حفاظت اطلاعات سپاه را نخورید ، محمدرضا شاه , چهارصد هزار ارتشی وفادار داشت با ساواک به مراتب قوی تر از اداره اطلاعات شما و زندان اوین و غیره ، در عرض 6 ماه سلطنت او دود شد و رفت راه هوا ، آقای خامنه ای می دانید چرا؟ پاسخ آنرا من به شما می دهم : حکومتی که تحمل شنیدن حرف اقلیت مخالف را نداشته باشد زمانی بر او خواهد آمد که اکثریت مخالف عذرخواهی آن حکومت را نخواهند شنید . به یاد دارید شاهنشاه در تلویزیون ظاهر شد و گفت صدای انقلاب شما را شنیدم و غلط کردم و جبران می کنم ، ولی دیگر دیر شده بود. او باید سالها قبل به حرف اقلیت ضعیف گوش می کرد تا اکثریت مخالف پیدا نکند یا اگر پیدا کرد آنها عذر او را قبول کنند , بگذریم . آقای خامنه ای با اینهمه شاه آنقدر شرف داشت که جوی خون در ایران براه نیندازد و تیمساران او آنقدر شرف داشتند که هواپیمای خمینی را نزنند و مردم را به کشتن ندهند. کل کسانی که شاه در مدت حکومتش در خیابانها کشت به زحمت به چند هزار نفر می رسد ولی شما فقط در عرض یک شب در سال 67 گورستان خاوران را آباد کردید. و من می ترسم از زمانی که گرگهای سپاه ، بسیج و لباس شخصی در ایران جوی خون براه بیندازند.

    والسلام علی من اتبع الهدی
    http://alfos.wordpress.com/2009/12/14/سئوالاتی-از-محضر-ولايت-مطلقه-فقيه

  10. حسین گفت:

    چرا همه مردم ایران نامه به رهبر ننویسند بگذار رهبری بداند مردم ایران چه میگویند و چه میخواهند حداقل حجت تمام میشود

  11. ایرانی گفت:

    دو سال واندی هست منتظر هستیم ولی هیچ حرکت مبارکی از اکثراین افراد نامبرده شده مشاهده نگردیده امیدوارهستیم این نهیب جواب دهد

  12. ahmad گفت:

    درود بر شما نوری زاد دنبال راه درستی رفته او میخواهد به همه ما بگوید که باید برای رسیدن به اهدافمان همه باید تلاش کنیم وهمه باید هزینه کنیم ودنبال قهرمان بازی نیست هر کس اندازه خودش باید برای ازادی ودمکراسی کوشش نماید هرکسی به خوش وبه اطرافش نگاه کند از اقایان چون هاشمی وخاتمی وصانعی ودیگران هم انتظار همراهی است

  13. darush گفت:

    درودبرسلحشوران تاریخ .پس ازاینکه مشخص شدهیچگونه انعطافی برای حضوراحزاب واصلاح طلبهادرانتخابات وجودنداردآقای خاتمی میبایست ازمداراکردن پرهیزودعوت ایشان رابجااورد.

  14. reza گفت:

    از کجا میدانید که او هم میخواند و میبیندو میشنود؟
    چه بسیارند که جای چشم و گوش و عقل و او را گرفته اند

  15. علی گفت:

    والله اگر برمن مسجّل شود که خروجم به نتیجه خواهد انجامید، همین فردا خروج خواهم کرد

    حضرت آیت الله وحید خراسانی: من که منظور شما از نتیجه داشتن نفهمیدم. ترا بخدا هی نگیم کاشک ما در عاشورا بودیم. عاشورا حی .حاضر است بسم الله.

    بابا یک مسلمان بخاطر دفاع از اسلام وشیعه تقاضای کمک داره: دیگر منتظر چی هستیم؟ منتظر چه نتیجه ای هستیم !!؟؟ تعهد کتبی می خواهیم که برایمان اتفاق نمی افتدو از گل نازکتر به ما و خانواده مان گفته نشود؟؟؟!!!!!!
    روز آزمایش خداوندی یک چنین روزهائی است! نه در خانه ویا مسجد ودر جای امن سینه بزنیم ودشمنان امام حسین را نفرین کنیم.

    یا حق

  16. محمد گفت:

    اشکهایم امان خواندن نامه ات را تا به آخر ندادند نوری زاد. با تو چه کرده اند؟

  17. سعید گفت:

    در این برهه زمانی ملت ما می تواند در تفکر خود انقلابی عظیم بیافریند و چیزهای جدید یاد بگیرد بیایید پیش از اتفاقی که ممکن است برای این مرد بزرگ بیافتد نگاه خود را واکسینه کنیم.هر به اصطلاح آبرویی که می خواهند ببرند در نظر ما عزت می نماید.(هر چیزی) ما فرزندان ایران با فرهنگی عظیم هستیم و اینان نمی توانند در نزد مردمانی چنین با فرهنگ خرشه ای بربزرگی نوری زاد بزرگ وارد آرند.

  18. h. K. گفت:

    dorood va salam bar Hurizad

  19. ناشناس گفت:

    من نگران آقاي نو ري زاد هستم

  20. پیشنهادی که نمیتوان رد کرد گفت:

    پیشنهاد آقای نوری زاد به نظر من می تواند جان تازه ای به حرکت اعتراضی مردم ببخشد. حاکمیت به گفته میر عزیمان از چیزی به اندازه آگاهی حراس ندارد. در ضمن کسانی که در این نامه مخاطب قرار گرفته اند نمی توانند این پیشنهاد را بدون عبور از شرف و انسانیت خودشان رد کنند که در این صورت دیگر نیازی به ادامه امیدواری به آن ها نیست.

  21. صورت سوخته!!! گفت:

    به قول فیس بوکیا,… هزاران لاک!

  22. ناشناس گفت:

    درود

  23. علی گفت:

    شجاعت نوری زاد ستودنی است. خدایا بر تعداد نوری زاد های ایران بیافزا.

  24. محمد حسين گفت:

    خاك بر سر من ترسو كه جرات انجام كاري را ندارم

  25. ناشناس گفت:

    بسمه تعالي
    …به نظر بنده حقير کامنت گذاشتن زير نامه هاي جناب نوري زاد ترتيب اثر چنداني به روش هوشمندانه اي که ايشان آغاز کرده اند نمي دهد…بايد همه دوستان در مورد نحوه انتشار اين گونه نامه ها از افراد عادي با هم ، هم فکري کنند…لطفا نظرات خودتون رو در اين باره ذيل همين نامه در سايت کلمه و همين وبلاگ شخصي آقاي نوري زاد منتشر کنيد

  26. سید گفت:

    درود بر جناب نوری زاده
    اگر اشخاصی که نامشان برده شد نامه نوشتن که خدا یاورشان باشد وگر نه دیدار ما به قیامت.
    بترسید از آه مظلوم

  27. سبزه قبای بصیر گفت:

    نامه به انوشیروان (پروین اعتصامی)
    بزرگمهر، به نوشیروان نوشت که خلق
    ز شاه، خواهش امنیت و رفاه کنند

    شهان اگر که به تعمیر مملکت کوشند
    چه حاجت است که تعمیر بارگاه کنند

    چرا کنند کم از دسترنج مسکینان
    چرا به مظلمه، افزون بمال و جاه کنند

    چو کج روی تو! نپویند دیگران ره راست
    چو یک خطا ز تو بینند، صد گناه کنند

    به لشکر خرد و رای و عدل و علم گرای
    سپاه اهرمن، اندیشه زین سپاه کنند

    جواب نامه‌ی مظلوم را، تو خویش فرست
    بسا بود، که دبیرانت اشتباه کنند

    البته شاه فعلی ما می داند که دبیرانش چه می کنند و نیازی به ادامه شعر پروین نیست چون تا آخرش به شاه می گوید که تو خبر نداری مقامات چه گندی به مملکت زده اند. ولی جالب این است که این داستان مربوط به 1500 سال پیش است و در 70 سال پیش پروین با کنایه آنرا برای شاه پهلوی سروده و امروز نیز نوری زاد آنرا به موسیقی درآورده و در گوش رهبر نجوا می کند. حکایت استبداد در کشور ما از زمان همان کوروش کبیر وجود داشته و فعلا از سر ما دست بر نمی دارد.
    پیشنهاد: مردم می توانند نامه های نوری زاد را در ورق آ چهار پرینت گرفته هر کس به 10 نفر بدهد آنوقت تاثیر نامه ها بیشتر خواهد شد.
    در ضمن دغدغه آقای وحید بازی نکردن یک هنرپیشه به حای حضرت عباس در فیلم مختار است. دغدغه آقای مکارم سفارت انگلیس. و اگر آقای جوادی آملی می خواست حرکتی کند گوش احمدی نژاد را وقتی داشت قصه هاله نور را می گفت میگرفت و از بیت بیرونش می کرد یا لا اقل زمان انتخابات وقتی احمدی نژاد آن اظهارات را تکذیب میکرد یک چیزی می گفت. الباقی شاید هنوز نور رستگاری در جبینشان باقی مانده باشد. البته آنهایی که خارج هستند تاثیری ندارند وجکومت می خواهد آنها همان خارج باشند. ولی حساب همسران شهید سواست و شاید این موج به دست آنها راه بیافتد.

  28. مجيد گفت:

    درود بر آقای نوريزاد. ولی آقای خامنه ای با سخنان ديروزش ديگر نه رهبر خود گذاشته که دشمن ملت ايران و ايرانی است که بعد از بيست سال خرابی در پی جنگی خانمان سوز با غرب برای سرپوشی بر بيست سال نابودی حرص و نسلی است.

  29. رسول گفت:

    جناب آقای نوری زاد،متاسفانه … آنقدرمتوهم است که تظاهرات حکومت ساخته 9 دی با بسیج کلیه امکانات وبهره برداری از هزاران دستگاه اتوبوس و …که بر اساس تصاویر غیر قابل تردید ماهواره ای در خوشبینانه ترین برآورد 350 هزار از یک شهر 12 میلنونی است را حماسه نامیده و جنبش اعتراصی که در تظاهرات 25 بهمن 2 تا 3 میلیون را به ضورت واقعا خودجوش در عین تهدیدات به خیابانها کشاند، بیمار میحواند. بیداری توام با هوشیاری کسی که خود را در میان لالایی های چاپلوسان اطرافش به خواب زده است ،چیزی در حد معجره است که امیددارم رخ دهد.

  30. ناشناس گفت:

    خدايا ترس را از همه ما دور بدار و وقتي هم برداشتي درايت مان بيفزا. خيلي مردي اقاي نوريزاد و خيلي هم هوشمند 

  31. معلم سابق گفت:

    پارسال همين روزها به جرم تبليغ عليه چنين نظامي و چنين رهبري مرا از سركلاس به زندان بردند و بيكارم كردند و زندگي ام تا فروپاشي بارها و بارها پيش رفت. خيلي حرف ها براي نوشتن دارم اما مي ترسم اين آدم كشان اطلاعاتي بچه ام را يتيم كنند يا همسرم را ازبين ببرند… توي اين يكسال هيچ دوستي و هيچ هم وطني حاضر به ياري ام نشد. ما ملت بي غيرتي داريم.

  32. فرشاد گفت:

    آقای … بهتر است به قاچاق شکر وقند فکر کنند…..وقتی دختر مظلومی چون ترانه موسوی با آن وضع فجیع به شهادت رسید مثال خلخال زن یهود جز تمسخر مولایمان علی چیزی نیست…..آنها دم بر نیاوردند و آنکاه که حکومت دم از برخورد با مردم به بهانه حجاب شد صدایی نامبارکشان همسو با حکومت جائر بلند شد…ننگ بر شما که آبروی آزادگی حسین را بر باد دادید

  33. ناشناس گفت:

    geryam gereft,kheily mardi va kheily shojaat dari

  34. من و ما گفت:

    هل من ناصر ینصرنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ای علمای اعلام…. ای علمای اسلام …. رفت اسلام .. به داد اسلام برسید …….. والله مسوولید ……..

  35. اصغر گفت:

    علی ع:نه مرگ انقدر سخت است ونه زندگی انقدر شیرین که مرد بواسطه ان شرافت خود رابفروشد. درجمله مولا علی سه نکته بسیار مهم درمرد مردمان دینداروجوددارد:شجاعت -گذاشتن وگذشتن. گذشتن ازدلبستگی هاووابستگی های لذیذ این دنیاوواگذاشتن طوق بندگی خدابرگردن ولاغیر برای کسب ان لذایذ دنی که لازمه این فروگذاری شجاعت نهراسیدن از مرگ وازدست دادن دنیا. که متاسفاته درهیچ کدام از این اقایان این سه خصلت توامان جمع نیست .اقای نوریزاد نه توحری ونه ان چیز که مدعی هستی زیرا از پناه اوردن ودرخواست یاری کردن از این افرادچیزی بیشتر از سرخوردگی ویاس وانفعال برای مردمی که جانانه در خیابانها از جان مال خود گذشتند عایدی ندارد که امیدوارم مقصود شما از این نامه این نباشد. امیدوارم دوستانی که این نوشته رامیخوانند برمن خرده نگیرند که خود کمترین وترسوترینم ولی نه هنرپیشه ام ونه سیاستمدار مدعی

  36. علی گفت:

    درود بر آقای نوری زاد . صمیمانه همراه شما هستم . شرمنده ام که کاری از دست من بر نمیاد . تنها کاری که می تونم بکنم اینه که امشب برم تو کوچه و شعار نویسی کنم .
    ای کاش آدم هایی که اسم بردید به خصوص آقای خاتمی ترس رو کنار بگذارند . اگر شما آقای خاتمی این لباس رو پوشیدید باید خودتون رو فدای دین کنید وگر نه این لباس روحانیت رو باید در بیارید .
    اینجاست که آدم های یزیدی این روزگار مشخص میشه . چون آن ها که رفتند کاری حسینی کردند ، آن ها که ماندند باید کاری زینبی کنند وگر نه یزیدی اند .

  37. ناشناس گفت:

    من تعجب ميکنم که چطور به اين آقا اجازه ميدهند نامه بنويسد و نامه اش را منتشر ميکنند. به نظر شما اگر مي خواستند خدمت کسي برسند به او مهلت مي دادند 15 نامه بنويسد.يک جاي کار ايراد دارد. کمي منطقي تر فکر کنيد.

  38. سید مسعود گفت:

    بزرگوار.کاش میتونستم برات کاری بکنم.شرمنده ام.خانه ظلم ویران باد.

  39. ناشناس گفت:

    از خداوند متعال درخواست داریم که اقای نوری زاد را از شر شیطان انس و جن محفوظ نماید , حدود 1 سال قبل از هموطنان عزیز از طریق سایت جرس درخواست نمودم که هر ایرانی که میتواند هر روز نامه ای برای رهبر بنویسد تا بداند مردم از این وضع خسته شده اند لکن عافیت طلبی ما مردم باعث شده که اقتدارگران به روش خود ادامه دهند و حالا که نامه جناب نوری زاد را مطالعه کردم دانستم که او تنهاست و این تنهائی باعث میشود که جان او و خانواده اش بخطر بیفتد و شاید به همین زودی او در پیشگاه خدا از ما مردمان شکایت کند اگر نمیتوانیم از ترس یا هر چیز دیگری به خیابان بیائیم میتوانیم با نامه به رهبر او را بستوه اورده تا دست از این جنایت های اشکار و پنهان بردارند و اقایان و خانم هائی که اقای نوری زاد از شما درخواست نموده برای رهبر نامه بنویسید بدانید و اگاه باشید ما هم در قیامت جلوی شما و رهبر را خواهیم گرفت وعده ما و شما در قیامت اگر هنوز در باور دینی شما قیامتی وجود دارد؟!!! حدایا نسل ادم را هدایت نما و اگر قابل هدایت نیستند نابود فرما و زندانیان بیگناه ما و نخست وزیر محبوب اما و … را ازاد نما امین یارب العالمین

  40. مجتبی گفت:

    سید جمالدین اسد آبادی در اواخر عمر پشیمان شد که چرا این همه وقتش را به اشتباه صرف تغییر حکومت از طریق حکام وپادشاهان کرد وگفت بهتر بود که بذر آگاهی را میان مردم می کاشتم از نامه های آقای نوری زاد بیشتر از اینکه بخواهد رهبری را راهنمایی کند بوی افشاگری می آید به شجاعت او درود می گویم در مطالعه کامنت ها متوجه شدم که ما داریم باز قهرمان درست می کنیم که اینکار برای رسیدن به دموکراسی خطرناک است وبیشتر تولید عوام گرایی می کندوبرای رسیدن به دموکراسی بیشتر از شجاعت به تدبیر ودانش احتیاج داریم اگر بخواهیم جامعه را تحریک کنیم ودست روی احساسات مردم بگذاریم با حکومت شریک می شویم در تولید خشونت به گفته آیت الله وحید خراسانی توجه کنیم :آقای نوری زاد والله اگر بر من مسجل شود که خروجم به نتیجه خواهد انجامید همین فردا خروج خواهم کرد.ظمننا با این کار نمی توانیم راه برگشتی نشان رهبری داد رهبری طی این چند سال مراحلی را طی کرده تا به اینجا رسیده و نمی توان بر این مراحل چشم بست جامعه ایران هیچ راه بازگشتی به خامنه ای نشان نمی دهد.

  41. حمید گفت:

    ایا فقط کلمه نامه و فریاد ادمهای معروف را به گوش مردم میرساند.وامثال من که مدت 5 سال است توسط همین طائب جنایتکار وسردارمحقق مجبور به خانه نشینی شدم جانباز هستم 5سال درجنگ بودم وفرمانده گروهان 1 از گردان امام علی بودم درجنگ وهر کجا میروم برای شکایت از این 2 نفر میگویند به خدا شکایت کن.فقط میتوانم به اقای نوریزاد بگویم منهم به زودی به مانند شما این 2 را رسوا میکنم بلکه رهبری این 2جانی را برکنار کند.که البته بعید میدانم چون این2نفر از دوستان 25 ساله مجتبی خامنه ای هستند

  42. ناشناس گفت:

    نه اثر ظلم ظالمان از بین میرود ، نه فریاد وناله مظلوما بی اثر خواهد ماند

  43. جواد گفت:

    من نمی دانم این اقایان این همه ظلمی که به این بنده گان خدا می شود چرا ساکت هستن پس اینها گی می خواهند از جای خود هرکت کنند مگر انسان عمر خود را خریده که بخواهد در اینده کاری بکند یا منتظر هستن طرف خودش دست از حکومت بردارد وا قعا انسان در مسلملنی اینها شک می کند دم از اسلام می زنند ولی قدمی برای نجات جان یک مسلمان نمی گیرند بابا انصافتان گجارفته مردم اسیر زندانی وکشته می شوند شما صدای مظلومیت اینهارا نمی شنوید

  44. taeb.taha@yahoo.com گفت:

    از آیات عظام بخصوص وحید وجوادی آملی می خواهیم که وارد میدان شوند وآنچه مقتضی است عمل کنند چرا که ارباب بی کفن ما هم به خاطر دین وهدایت مردم همه این مشکلات را پذیرفت

  45. دادار گفت:

    بادرود به اقای نوریزادباید باطلاع ایشان برسد همه ا نان که درا ین نامه موردخطا ب قرارگرفته ا ندازجمله کسانی بودندکه درشکل گیری وتحول منفی این نظام کم وبیش سهیم بوده ا ندلذا اگر دراین شرایط نامه ای بمنظوراصلاح این نظام هم بنویسند درواقع جبران بخشی ازخطاهای گذشته است نه بیشترولی گمان نبرید که این نظام که به نظام مافیائی مالی ونظامی تبدیل شده قادرباصلاح خوداست. فقط وفقط جنبش عمومی ملت قادرباصلاح این نظام ازحکومت ولایت مطلقه فقیه به ولایت جمهور مردم است

  46. مشهدی گفت:

    نوری زادشهیدی زنده است در میان انبوه مردگان به نظر میرسد به زودی داغ اورا نیز بر دل ما بگذارند تا کور سوی حق خواهی نیز خاموش گردد .او همچون آن شهید تونسی که خود سوزی کرد تا مردم را بیدار کند دست به خود سوزی زده است وای به حال آزاد مردان و آزاده زنان این سرزمین اگر بیدار نشوند!!!!!

  47. ناشناس گفت:

    آقای نوری زاد،امیدوارم که همیشه سالم باشید و میدانم که خدا با شماست و خودش هوایتان را دارد.شما کاوه ی آهنگر زمانه هستید که برای رهایی مردم سرزمین زیبای مان به پا خواسته اید…

  48. محمد گفت:

    پیشنهاد می کنم سایت کلمه صفحه ویژه ای را باز کند تحت عنوان پاسخ به فراخوان نوری زاد و نامه به رهبر، تا در آن افراد گمنام نیز هر هفته نظرات خود را محترمانه برای رهبری منعکس نمایند . البته یقینا این صفحه مختص کسانی خواهد بود که قصد مکاتبه محترمانه (و با هدف نزدیک به هدف آقای نوری زاد ) داشته باشند. سیل هجوم نامه ها می تواند افراد مد نظر آقای نوری زاد را هم مجبور به این روش کند.

  49. ناشناس گفت:

    قلبم گرفته نمی دونم چی بگم بخدا اگر الان بمیرم تو جهنمش یکراست میرم اما عاجزم و دارم ذره ذره میمیرم از دستم کاری بر نمی یاد جر دعا
    دعا دعا دعا دعا دعا دعا خدایا مرا ببخش من یه بندیه گنهکارم دعایم را قبول کن

  50. فرهنگی رزمنده گفت:

    درود بر ابر مرد آزاده ایران اسلامی ،خدا حفظت کنه انشاءا… راهت را ادامه خواهیم دادبا یاری خدا.