ایران-بریتانیا؛ ریشههای شکلگیری بحران چیست؟
چکیده :متاسفانه باید اقرار کرد که منافع ملی و سياست خارجي كشور در كمند مسائل داخلي و جناحی گرفتار شده است. در خوشبیانه ترین حالت بحران داخلی کشور که از زمان انتخابات دهم ریاست جمهوری آغاز شده و به علت اصرار کوته بینانه تمامیت خواهان همچنان ادامه دارد می تواند یکی از اهداف پشت پرده حاکمیت برای سرپوش گذاشتن برعدم مشروعیتی است که حاکمیت گرفتارآن است. ضمن اینکه تحولات چند ماه گذشته درون حاکمیت در بحرانهای سیاسی و فساد افتصادی می تواند از دیگر دلایل این بحران سازی باشد...
کلمه- جاوید قربان اوغلی*: تحولات روابط ایران با انگلیس با حمله و اشغال کوتاه مدت سفارت آن کشوردر تهران وارد مرحله جدیدی شده است که بی تردید منافع ملی کشور را با مخاطراتی جدی مواجه خواهد کرد. این رویداد که در پی اقدام مجلس شورای اسلامی در کاهش روابط دیپلماتیک با دولت انگلیس آغاز شد از جمله اقداماتی است که هیچ توجیه عقلانی بر آن مترتب نیست و تردید نباید کرد که جمهوری اسلامی بازنده اصلی این بازی خواهد بود. تحولی که پیامدهای آن بلافاصله پس از حمله مذکور با بیاینه اجماعی 15 عضو دایم و غیر دایم شورای امنیت آغاز شد و با محکومیت سراسری جهانی ادامه یافت. به نظر می رسد واکنش دولتهای اروپایی به موضع گیری سیاسی محدود نشده و با اقدامات عملی ادامه خواهد یافت.
در این یادداشت کوتاه به دلایل و انگیزه های مجلس در شروع این بحران خواهم پرداخت و در فرصت مناسب و یادداشت بعدی به پیامدهای این اقدام در عرصه منطقه ای و بین المللی اشاراتی خواهم داشت.
1) اقدام مجلس شوراي اسلامي در طرح تصويب کاهش روابط با دولت انگليس معطوف به تحولاتي است كه طي چند هفته اخير در صحنه روابط بين المللي ايران رخ داده و بطور مشخص سه قطعنامه اي است كه در عرض كمتر از يك هفته در شوراي حكام انرژي هسته اي، مجمع عمومي سازمان ملل متحد و كميته سوم سازمان ملل به تصويب رسيد. طراحان اين طرح با توجه به نقش بارز انگليس در تصويب اين قطعنامه ها و همچنين تحريم بانك مركزي و اتهامات ديگري در خصوص دست داشتن انگليس در توطئه عليه ايران كاهش روابط ديپلماتيك با انگليس را مطرح كردند. در حاليكه از منظر ديپلماتيك نمي توان بصرف اين اتهامات اقدام به كاهش سقف روابط ديپلماتيك با يك كشور كرد كما اينكه اگر اين مدلول را مبناي اقدام مذكور قرار دهيم كشورهاي بسيار ديگري هستند كه بايد با آنان نيز چنين رفتار كرد.
در سه قطعنامه مصوب (اگرچه انگليس هم به عنوان يك عضو جامعه بين الملل به آنها راي داد) بايد دليل اصلي را در تنزل جايگاه بين المللي ايران و ضعفهاي كاملا آشكار ديپلماتيك كشور و ناتواني مسولين سياست خارجي در كسب حمايت -حتي دوستان سابق- جستجو كرد.
در قطعنامه مصوب شوراي حكام 33 عضو از 35 عضو شوراي حكام به اين قطعنامه راي مثبت دادند و حتي كشورهاي عضو عدم تعهد كه ايران همواره حمايت آنان از كشورمان را در رسانه ملي تبليغ مي كند از اين قطعنامه حمايت كردند. وزير خارجه روسيه به عنوان يكي از متحدين ايران صراحتا اعلام كرد كه نماينده كشور متبوعش در تدوين قطعنامه نقشي فعال داشته است.
در خصوص قطعنامه تصويب شده در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در اتهام ترور سفير عربستان در واشنگتن نيز 106 عضو از 193 كشور داراي حق راي در سازمان ملل به اين قطعنامه راي مثبت دادند. اين قطعنامه اگرچه ضمانت اجرايي ندارد، ولي با توجه به اينكه جايگاه مجمع عمومي كه كاملا متفاوت با شوراي امنيت است بايد اين قطعنامه را محصول ناتواني ايران در اقناع نمايندگان كشورهاي عضو سازمان ملل در بي پايه و بي اساس بودن اين اتهام دانست.
قطعنامه مطروحه از سوي دولت كانادا در اتهام نقض حقوق بشر در كشورمان نيز براي اولين بار در ده سال گذشته با تفاوت آراء فاحشي بين موافقين و مخالفين به تصويب رسيد. در جريان راي گيري براي اين قطعنامه و عليرغم رايزني هاي گسترده نماينده اعزامي ايران-آقاي محمد جواد لاريجاني- 86 كشور از قطعنامه حمايت كردند و تنها 32 كشور با آن به مخالفت برخاستند كه در تاريخ تصويب اين قطعنامه ها طي دهه گذشته تفاوت 54 راي در حمايت از قطعنامه كاملا بيسابقه است. پيشنهاد مي كنم به آقاي لاريجاني دست مريزاد گفته و بابت كسب اين افتخار را به ايشان جايزهاي در سطح ملي اهدا كرد.
واضح است كه مقصر دانستن يك كشور در تصويب اين قطعنامه تجاهل در مقابل واقعيتهايي در روابط خارجي است كه متاسفانه كشور با آن دست به گريبان است.
2) نكته ديگر در شکل گیری این تحول(طرح کاهش روابط دیپلماتیک با انگلیس) نقش پررنگ تحولات داخلي در ارائه و تصويب اين طرح در مجلس است. متاسفانه باید اقرار کرد که منافع ملی و سياست خارجي كشور در كمند مسائل داخلي و جناحی گرفتار شده است. در خوشبیانه ترین حالت بحران داخلی کشور که از زمان انتخابات دهم ریاست جمهوری آغاز شده و به علت اصرار کوته بینانه تمامیت خواهان همچنان ادامه دارد می تواند یکی از اهداف پشت پرده حاکمیت برای سرپوش گذاشتن برعدم مشروعیتی است که حاکمیت گرفتارآن است. ضمن اینکه تحولات چند ماه گذشته درون حاکمیت در بحرانهای سیاسی و فساد افتصادی می تواند از دیگر دلایل این بحران سازی باشد.
3) اما نكته سوم پيامدهاي تصويب طرح كاهش روابط ديپلماتيك با انگليس است.با توجه به اينكه كشور در ضعيف ترين وضعيت بين المللي از زمان پيروزي انقلاب(حتي در مقايسه با دوران جنگ تحميلي) قرار دارد توسل به اينگونه اقدامات مي تواند پيامدهاي ناگواري را براي منافع ملي كشور در بر داشته باشد. واكنش يكپارچه اتحاديه اروپا عليه ايران يكي از اين احتمالات است كه طراحان و مسولان سياست خارجي بايد آن را مد نظر داشته و نسبت به عواقب آن آگاه باشند. واضح است كه هرگونه عقب نشيني كشور از تصميم خود در صورت وقوع چنين اقدام ضربه شديده به اعتبار كشور در داخل و صحنه بين المللي خواهد بود.
* دیپلمات و مسوول کمیسیون سیاست خارجی ستاد انتخاباتی میرحسین














بنام خدا-درایران حدود34سال است انقلابی صورت گرفته که همه گروه ها وملیتهادرایحادآن نقش داشتند.ومن یادم است وقتی راهپیمایی گذاشته میشدهمه گروهای سیاسی واقشاردرآن شزکت داشتند.ولی طی این مدت همه بشکلی کنارگذاشته شدند.حتی آسیب دیده وتعدادی بدون زحمت صاحب آن شده وخودواقمارآنان انقلاب رامصادره کردند.آقای قربان اوغلی معلوم است مثل من ازترکان ایران هستید.جرادراین موضوع تنها آقاجواد لاریجانی رامقصردانسته اید.مگراعمالی که طی این سالها برمردم رفته ندیده نمدانید.تابحال تمام سازمانهای جهانی ارعملکردحاکمان جشم پوشی کرده واکنون بارسیدن بهارعربی میترسندهمه چیزراازدست بدهندوموضع اصولی گرفته شماچراناراحت هستید.35میلیون آذری 4میلیون ترکمن 4میلیون کرد4میلیون عرب دراین عصرپیشرفته نابودفرهنگی میشودهرکس اعتراض داردبه صلابه کشیده میشود.این هارانمی بینی.هرکس به ابتدایی ترین حقوق مدنی خوداعتراض داردخوداززندگی وفرزندانش ازکارودانشگاه ساقت میگردد.آیانمیدانی این همه ظلم راخودانگلیسی هابارآوردند.آیامحمدعلی فروغی.محمودافشار.سیدضیاطباطبایی .رضاپالانی.یاددت رفته ماهویت خودرامیخواهیم شمابرویدبازهم ابزارکسی دیگرشوید.ما اول ازهمه زبان وادبیات غنی وجهانی ترکی رامیخواهیم هرکس کمک میکندخوش آمد.والسلام.
تمامی تحریکات حاکمیت ایران برای سرپوش گذاشتن برعدم مشروعیتی است که گرفتارآن است.
بنظر نمی اید که غرب زیاد مایل به عوض کردن این شرایط باشد .
یک حگومت مشروع در ایران می تواند به نفع غرب، در اوضاع کنونی نباشد.
روابط ایران وغرب معادله ایست بدون جواب واین برای مردم ایران ناپایدار و خطرناک است.
باید صورت مسئله را عوض کرد وآنهم فقط به عهده مردم ایران است.
فراموش نکنید که انگلیس حسابهای بانکی آقا زادها رو بلوکه کرد از جمله یک میلیارد یورو حساب…. رو و از اون زمان ایران دشمنی آشکار با انگلیس رو شروع کرد. این دولت و… از خون ملت پول و ثروت جمع میکنند و بعدش دودستی تحویله کشورهای دیگه میدهند و آبرو ایرانی رو هم میبرند.
پس شما انتظار داشتی به جمهوری اسلامی جایزه حقوق بشر بدن؟ در ضمن جواد لاریجانی هر دروغی که لازم بود گفت تا تفاوت آراء کاهش یابد و از این نظر شما میتوانید به ایشان جایزه بدهید. میرحسین چه شخص عجیبی رو مسئول کرده بخدا.
بعید نیست همین روزها محمود (احتمالا ساعت 3 بعد از ظهر به بعد) بگه تا قبل از پایان ساعت اداری امروز میتونیم رابطه با انگلیس رو تا سطح سفیر بالا ببریم و همه قطعنامه ها رو هم ملغی کنیم!!
کشوری که دانشجو و با سوادش از ديوار سفارت بره با لا و با بمب و نار نجک و گردن کلفتی حرفش را بزنه ديگه معلوم که بيسواد ش چی کار می کنه. فرهنگ و تمدن ما واقعا با لا و عالی است.
این خواست خدا بود تا بین رییس دزدا و زیردستانشان اختلاف بنداره. خدایا شکرت.
مشگلات فقط بین ایران – بریتانیا نیست. ایران با همه مشگل دارد و سیاست ماکیاوولی .. بیشتر فشار را بر ایران و منافع اش افزوده است. ایران در داخل از دو سو درگیر است، هم با مخالفانش و هم در نظامی که خود پدید آورد. و درست از همین درگیر هاست که عقل را فعلا پارک کرده و شروع کرده از خدا آرزوی آتش بارانی آسمانی. کافیست حرفهای برادران … را در این چند ماه گذشته مرور کنیم.
آنچه مشخص است: غربی ها زیاد اهمیت نمیدهند که هر روز در عراق و افغانستان، عراقی ها و افغانی ها توسط عراقی ها و افغانی ها تکه و پاره میشوند. غربی ها در عراق و افغانستان به چیزهای که می خواستند رسیدند، حالا اگر عراق و افغانستان از ثبات کافی برخوردار نیستند موضعی است داخلی و بلاخره مردم این دو کشور مجبورند روزی به نقطه ای برسند که جنگ های مذهبی در اروپا رسیدند.
چیزیکه فعلا درابطه با ایران برای غربی ها مسئله ساز شده است، مسئله داخلی ایران، مسئله یکپارچیگی ایران است که انقلاب دشمن تراشی زیادی را باعث شد. وگرنه موشک های ایران و … مسئله بازدارنده برای حمله نظامی به ایران نیست. مانور غربی ها در مورد توان های نظامی غیر کلاسیک ایران بیشتر ببر کاغذی از ایران درست کردن و آماده کردن افکار عمومی برای جراحی روز موعود است. اینکه ایرانیها وارد این بازی شده اند، از سر بی تجربیگی سیاستمدارانش است، کما اینکه درست از همین بی تجربیگی بود نظامی در درون متضاد بنام ج.ا. بوجود آوردند.
نمیدانم کدام رهبر ایران دوباره به مرحله ای برسد که جام شوکران را بالا بکشد. بلاخره نتیجه چنین سیاستهای حکایت آن ضرب المثل ایرانی را دارد که قربان عقل آخر ایرانی.
واقعا از زحمات “شعبه دفتر رهبری” در تقنین سیاست کاهش روابط با انگلیس تشکر میکنیم. همین طور از زحمات برادرانی که از دیوار سفارت بالا رفتند و دمار از روزگار در و دیوار سفارت در آوردند و شیشه های سفارت را به سزای اعمال کثیف خود رساندند سپاسگزاری میکنیم. و نهایتا از نیروی انتظامی عزیز که امکان این حماسه بزرگ را که بزرگتر از انقلاب اول و دوم است فراهم آوردند تشکر میکنیم که بدون حمایت خالصانه این عزیزان امکان بروز و نمایش چنین اقتداری هرگز وجود نداشت….
در این زمان کم مانده به انتخابات مجلس همه مردم خودشون رو برای براندازی دیکتاتور و مزدورانش آماده کردند.به امید خدا بهار آزادی در راه است.
انگلیس که استعمارگر بوده الانم استعمار میکنه ولی این روسیه که نورچشمی آقایون شده همیشه حامی مردم ومنافع ایران بوده جون عمه ش.
تحلیل ایشان قابل قبول است ولی ریشه همه بحران سازیها در این است که اصولا جمهوری اسلامی بدلیل بی محتوا بودن و عدم توانایی به پاسخگویی به خواسته های عادی مردم، همواره نیازمند وجود تنش در سطح داخل و خارج است تا بتواند در وضع متلاطم حکومت خویش را تداوم بخشد. الان هم که یکی از صدها افتضاح مالی سران حکومت (3 هزار میلیارد تومان ناقابل) افشا شده برای اینکه موضوع را کش ندهند!!! و توجه مردم و رسانه ها را به خارج از کشور بکشانند خیمه شب بازی سفارت انگلیس را توسط اوباش سازماندهی شده حکومت بر پا کردند. تنها چیزی که برای حکومت اهمیت ندارد منافع ملی کشور و رفاه مردم است و تنها و تنها چیزی که برایشان مهم است اینه که خودشان در سریر قدرت باقی بمانند حالا کل کشور ویرانه بشود هم مهم نیست. بقول ضرب المثلی که می گه: دیگی که برای ما نمی جوشه، بزار سر سگ توش بجوشه !!! لذا ایناهم می گن اگه قراره حکومت ایران دست ما نباشه بزار ویران بشه.
آمریکا بدتر از انگلیس و انگلیس بدتر از اسراییل روسیه بدتر از همه اینها
جبهه پهلوئی که با حمله به سفارت انگلستان برای کمک به دولت دست راستی و در محاصره اعتصاب سراسری مردم انگلستان باز شد، بیشتر ماهیت آنچه درایران انجام شد را روشن کرد.
همین روش، تاکنون در ارتباط با جنبش اعتراضی در داخل اسرائیل نیز دنبال شده است. یعنی با سخنان تحریک آمیز و تهدید آمیز علیه اسرائیل توسط فرماندهان سپاه و شخص احمدی نژاد، عملا به دولت اسرائیل برای درحاشیه قرار دادن اخبار مربوط به جنبش اعتراضی در اسرائیل یاری رسانده است.
وقتی انگلیس از فلسطین بیرون میرفت فلسطینیا خوشحال بودن که بالاخره از شر انگلیس راحت میشن ولی نمیدونستن بریتانیای کبیر به این راحتیا ولشون نمیکنه و بی دلیل بار و بندیلشُ جمع نکرده. خودش رفت به جاش اسرائیل اومد فلسطین. حالا هم همون حکایته. درهای سفارت انگلیس انقدر شل و وله که چار تا جوجه فُکُلی با کوکتل مولوتف بهش حمله کنن و بریزن توش؟ مطمئن باشید همه این دلقک بازیا با هماهنگی کامل حکومت و سفارت انگلستان انجام گرفته. محمود هم معلومه واسه چی خفه شده. ملت بیچاره ایران آماده باشید که چند وقت دیگه باید برای برادران صهیونیست فرش قرمز پهن کنید!
در ابتدای دولت خاتمی سیاست خارجی ایران بر سه پایه استوار بود، عزت- حکمت و مصلحت. حالا بر چه چیزی استوار است.
dast neshandehaye khode englis budand ke be farmane anha hamle kardand.
in hakemhaye iran khodeshoon ba ham akhtelaf daran ba mellateshoonam akhtelaf darand ba hameh donya joz chino roosiyeh ham akhtelaf darand ino migand hokoomat rooye amvaje sahmgin
ونوس جان بعله همینطوره, امریکا خودش میاد دو تا هواپیما رو میزنه به دو تا ار برج های خودش!!؟؟ خوب معلومه انگلیسها هم میایند خودشون, خودشون در دنیا سرشکسته و بی آبرو میکنند!!؟؟ اصلن بقول مش قاسم , انگلیسها چشماشون چپه و به اسیرانشون هم خاک آجر میدند با روغن مار هندی………….از هر طرف کشته شود به نفع روسیه است, خودت که بهتر میدونی ونوس عزیز
قدری به شمایل اطو کشیده این جوان های شکم سیر بنگرید . آیا هیچ آثاری از فقر ، ضعف تغذیه و ده ها مشکلی که غالب جوانهای عزیز ما بدان مبتلا و یا درگیر آن هستند در اینها دیده میشود؟
بجای تزریق عقل به مغز امثال این جوان ها، با تعریف داستان از دلاوری های جوان 57 و بسیج جنگ بدون اشاره به هدف های بلند نسل انقلاب و جنگ ، بگونه ای وی را تهییج میکنیم که جوانک خیال پرداز شبها رؤیا میبیند و نمی داند انرژی حاصل از تناول غذا های متنوع از ماحصل زندگی از ما بهترانی را چگونه تلف کند لذا متوسل به کاریکاتوری از رفتارهای نسل انقلاب و جنگ میشود.
1-در اینکه در این انقلاب همه اقوام و گروهها شرکت داشتند شکی نیست اما مگر آلان نیز بسیاری از نمایندگان همین اقوام در این نظام و جناح حاکم نقش کلیدی ندارند( از رهبر گرفته تا بسیاری از افراد دیگر).
2- آنچه که کنار گذاشته شد طرز تفکر و خط مشی سیاسی بسیاری از اقوام و به قول شما ملیتها بود نه تعلقات قومی آنها که دلیل آن را باید در استبداد سیاسی ، تمامیت خواهی و از همه مهمتر فساد خزنده مالی صاحبان قدرت دانست نه مسائل قومی و نژادی.
3- آمار ارائه شده توسط شما مبنای علمی و رسمی ندارد از کجا 35 میلیون آذری و یا 4 میلیون کرد و غیره پیدا شد ؟ منبع شما کدام است شاید تعداد آنها بیشتر و یا کمتر باشند؟
4- در مورد به صلابه کشیده شدن دگر اندیشان این امر شامل همه اقوام از جمله فارسها نیز می شود و آنرا مختص به قومی خاص دانستن نشان از ناسیونالیسمی ناپخته و بدوی دارد که جای آن در جهان امروز بسیار تنگ است.
5- مطالعه بیشتر تاریخ و از همه مهمتر زبانی که به آن نگارش می کنیم باعث فراخت فکر و دیدگاه ما به مسائل می شود . ( واژه ساقت چنین نگاشته می شود : ساقط)
6- در مورد نقش انگلیسیها در فرآیندهای سیاسی و اقتصادی ایران بارها گفته شده و هزاران مطلب نوشته شده و افرادی که شما به آنها اشاره کردید واقعا بازیچه و ابزار انگلیسیها بودند اما ملتی که هویت خود را داشته باشد هرگز آن را از دست نمی دهد که دو باره دنبال آن بگردد و یا بخواهد آن را به زور ایجاد کند.
7- در مورد زبان و ادبیات غنی ترکی بد نیست مقاله ای که در دهه 30 میلادی در خصوص میرزا فتحعلی آخوندف در روزنامه ایزوستیا نوشته شده است را مطالعه کنید. در آنجا نحوه ایجاد زبان آذربایجانی و یا همان ترکی مورد بحث قرار گرفته است.
مدتها پیش شاید نزدیک یک سال پیش تقلیل روابط ایران با انگلیس و کاهش آن به حد کارداری به مناسبتی در نشریه بسیار ارزنده دیپلماسی ایرانی آمده بود. من در بخش اظهار نظر کامنتی گذاشتم و گمان در بخش باشگاه خوانندگان آن نیز مقاله نوشتم که هردو نیر منتشر شد و درآنجا با صراحت و بدون پرده پوشی نوشته بودم که کاهش رابطه یا قطع رابطه با انگلیس برای هر دو طرف زیانبار است. ما حتی باید با دشمنان خودمان نیز روابط داشته باشیم. در عالم دیپلماسی و روابط بین الملل دوستی و دشمنی به معناست. ما درعین حال که باتمام کشورهای جهان علی الظاهر دوست هستیم و وانمود می کنیم که روابط دوستانه داریم اما درعین حال می بایستی حواس خود را کاملا جمع کنیم و فراموش نکنیم که آن کشورها در پی منافع خود هستند ودر باطن اگر لازم بدانند میتوانند دشمن واقعی ما باشند و چه بسا عده ای از آنان نیز همینگونه باشند واما به ظاهر نشان میدهند که بسیار هم دوست هستند و بسیار هم دوستانه با ما رفتار می کنند. شما تکلیفتان با دشمن کاملا روشن و آشکار است. اما ان دوست ها هستند که ما را مردد می کنند و نمیدانیم حقیقتا آنها دوست هستند یا دشمن؟ به همین سبب ما همین رابطه را باید با آنها داشته باشیم. تا آنها نتوانند به راحتی دست ما را بخوانند. مثال ساده اش همین اسراییل است. وقتی رئیس جمهور ما رسما اعلام می کند ما اسرائیل را محو خواهیم کرد و یا معاونش می گوید ما با ملت اسراییل دشمنی نداریم و آنوقت از بالا کسی که خود را بالاتر از همه حتی قانون میداند اظهارمی کند ما با ملت اسرائیل دوستی نداریم، این مطلب تکلیف اسراییل را روشن می کند. اما این سیاست برای ما خفت آوراست، ضعف است. پوکر روباز در بازی پوکر روبسته است. شما در عالم دوستی یا دوستی کاذب است که میتوانید بیشترین اطلاعات را کسب کنید، بهترین منافع را ببرید. در رابطه دوفرد هم همینگونه است. شما اگر باکسی رابطه نداشته باشید و به اصطلاح قهرباشید مجبورید اطلاعات مربوط به او و تحولات و تغییرات زندگی وی را ازشخص سومی جویا شوید. آیا بهترنیست روابط دوستی را با اوحفظ کنیم و اطلاعات خود را بروز کنیم اما ازطر ف دیگر آگاهانه عمل کنیم. خلاصه در روابط دیپلماتیک ما دوستان و دشمنان متغیر و منافع ملی ثابت داریم. مگر به صورت استثنایی که گاهی منافع ملی پنجاه یا صدسال گذشته ممکن است به درد سیاست امروز ما نخورد و ناچار باشیم در آن تجدید نظر کنیم.
نتیجه هرکشوری که روابط سیاسی کمتری با کشورهای دیگر داشته باشد، بازنده است.