سید محمد خاتمی: مردم در انتخابات غیر آزاد شرکت نمیکنند، حتی اگر بزرگان و افراد مؤثر بگویند
چکیده :انتخابات ملک طلق هیچکس نیست، حق یکایک افراد ایران است و اگر انتخابات آزاد و سالم و رقابتی برگزار شود همه با کمال میل در آن شرکت می کنند. نمی شود انتخابات به سبکی باشد که یک سلیقه می پسندد و همه محدود باشند و همه مجبور باشند شرکت کنند بزرگان و افراد مؤثر هم اگر بگویند شرکت کنند مردم شرکت نخواهند کرد. انتخابات فرصت مناسبی است تا جلوی بسیاری از این توطئه ها گرفته شود و فضای آزاد و مناسب با حضور همه جریان ها می تواند بسیاری از خطرات را رفع کند. جوانان ما که اینقدر رنج دیده اند اگر این فضا باز شود و به آینده امیدوار باشند دارای گذشت اند، در این صورت مملکت تضمین و تامین می شود. انتخابات خوب و مناسب و آزاد و با حضور همگان و تأمین شرایط لازم برای آن بهترین راه تأمین امنیت کشور و نیز گذر به سوی آینده بهتر و امیدوار کننده تر است. البته زمان به سرعت می گذرد و ممکن است فرصت ها از دست برود....
سید محمد خاتمی با ابراز نگرانی از توطئه های خارجی و خطراتی که کشور را تهدید می کند، برگزاری انتخابات آزاد را بهترین راه تأمین امنیت کشور و گذر به آینده بهتر دانست. وی با تصریح به اینکه “اگر روزی و روزگاری خارجی بخواهد بیاید و دخالتی انجام بدهد اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب با آن مقابله خواهند کرد”، انتخابات را فرصت مناسبی دانست تا “جلوی بسیاری از این توطئه ها گرفته شود و فضای آزاد و مناسب با حضور همه جریان ها می تواند بسیاری از خطرات را رفع کند.”
خاتمی بار دیگر خواستار آن شد که “زندانیان آزاد شوند، حصرها برداشته شود، فضا باز شود این مردم ما اینقدر بزرگوار و خوبند این جوانان ما که اینقدر رنج دیده اند اگر این فضا باز شود و به آینده امیدوار باشند دارای گذشت اند، در این صورت مملکت تضمین و تامین می شود.” وی همچنین هشدار داد که “البته زمان به سرعت می گذرد و ممکن است فرصت ها از دست برود.”
رئیس جمهوری سابق ایران که در جمع جوانان اصلاح طلب آذربایجان سخن می گفت با اشاره به قدمت یکصد و پنجاه ساله اصلاح طلبی در ایران آن را یک جریان اجتماعی و نه یک تز و پروژه خواند و تصریح کرد: “رهبر اصلاحات جان رشد یافته ملت و همه کسانی هستند که این خواست های تاریخی را درک کرده و پیگیری می کنند، بخصوص جوانان عزیز و رشید. در جریانات اخیر منطقه هم رهبر برجسته نمی بینید، اتفاقا جوانان جلودار هستند و جمع می شوند و برای خود حرف می زنند و صحبت می کنند و تصمیم می گیرند. بنده یک فرد کوچک از جریان اصلاحات هستم شما و دیگران هستید که باید کار کنید و به جلو برویم، بخصوص جوانان عزیز. چه کسانی در انقلاب نقش داشتند و در دفاع مقدس ما فداکاری کردند ودر عرصه بودند هر وقت مسئله و مشکلی بوده این جوانان ما بوده اند که در صحنه بودند. در خرداد 76 جوانان به صحنه آمدند و آن کار بزرگ را کردند و ملت هم بدنبال آنها آمدند. 99 درصد شهدای ما جوانان هستند. در همین جریانات اخیر کسانی که بیشتر حضور داشتند و بیشتر هم مشکل پیدا کردند جوانان هستند.”
خاتمی با تاکید بر اینکه “انتخابات ملک طلق هیچکس نیست، حق یکایک افراد ایران است و اگر انتخابات آزاد و سالم و رقابتی برگزار شود همه با کمال میل در آن شرکت می کنند” در عین حال خاطرنشان کرد: «نمی شود انتخابات به سبکی باشد که یک سلیقه می پسندد و همه محدود باشند و همه مجبور باشند شرکت کنند بزرگان و افراد مؤثر هم اگر بگویند شرکت کنند مردم شرکت نخواهند کرد.»
متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در این نشست به نقل از وبسایت رسمی خاتمی در ادامه میآید:
از دیدار با شما خیلی خوشحالم.در این صبح سرد پاییزی با حضور خود به ما گرما بخشیدید.خیلی خوب، روشن و مستدل صحبت کردید. برای بعضی پرسش هایتان در صحبت های خودتان به نحوی پاسخ هم وجود داشت. خیلی خوشحالم که در جمع شما هستم.
دو عید سعید قربان و غدیر را تبریک عرض می کنم.
یکی از آنها را پشت سر گذاشتیم و دیگری پیش روی ماست عید سعید قربان عید توحید و نفی شیطان و شیطانیت و عید اخلاق و عدالت و مساوات و عید فداکردن خود و هواهای نفسانی خود برای اهداف والای الهی و انسانی عید ارتقاء و رشد و بر آمدن انسان از محدوده خاک و امکانات مادی و درک و دریافت حقیقت های متعالی هستی است و عید سعید غدیر عید ولایت عید عدالت و حق وآزادی.
همین جا عرض ارادت می کنم به مردم شریف آذربایجان و بخصوص تبریز قهرمان که از ویژگی های ممتاز این مردم ارادت به حضرت امیرالمؤمنین و اهل بیت است و نیز نقشی که آذربایجان در استقرار هویت ملی و نیز حرکت از استبداد به مردم سالاری و همچنین انقلاب اسلامی داشته است و نیز از یاد نبریم که بسیاری از برجستگان عرصه علم و سیاست و حتی ادب پارسی آذربایجانی بوده اند و طبیعی است که توقعات این مردم از دولت و حکومت و نیز برای توسعه و پیشرفت بیشتر باشد و باید همه به آن وقع بگذاریم.
باری ما امیرالمومنین علیه السلام را مظهر عدالت می دانیم البته ایشان مظهر توحید؛ اخلاق و انسان دوستی هم هست، ولی بروز و ظهور عدالت در شخصیت علی علیه السلام بیشتر است، بخصوص عدالت به معنی عام و وسیع کلمه. چون امیرالمؤمنین کسی بود که به هر حال حکومت ظاهری را هم به دست گرفت امروز ما وقتی صحبت می کنیم که آیا اسلام در عرصه حیات اجتماعی می تواند حضور یا نقش داشته باشد و در مقابلش سکولاریسم مطرح می شود که می گوید دین باید از عرصه و سپهر اجتماعی بیرون برود. این مساله باید حل شود که چگونه باید به دین نگاه کرد تا بتواند در عرصه حیات اجتماعی حضور داشته باشد. حضور، معنایش این است که مورد پذیرش و قبول مردم و دلبستگی مردم باشد والا ظواهر را می شود به هر قیمتی برای مدت کوتاهی برای جامعه تامین کرد با زور با مسائل مختلف با امتیاز دادن و یا سلب امتیاز از مردم ظاهر را ممکن است برای مدتی حفظ کرد ولی این حضور دین در عرصه و سپهر اجتماعی نیست. سکولاریسم هم مخالف با جنبه های فردی دین نیست، منتهی وقتی ما از دین به عنوان عاملی که می تواند و باید در عرصه اجتماعی حضور داشته باشد سخن می گوییم مراد این است که مبنای روابط اجتماعی باشد و به عنوان منبعی و مرجعی پذیرفته شود که ساز و کار حیات اجتماعی را تعیین می کند.
و در این جا است که راه و روش امام علی علیه السلام و پیش از ایشان پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم گره گشا است.
بارها عرض کرده ام که نکته مهم در کلام و مواضع و عمل حضرت علی(ع) این است که عدل را چگونه می دانست؟در ظاهر قضیه آنچه ملموس است جنبه مادی است یعنی تا می گوییم عدالت شاید ذهن ها توجه کند به آن جهات مادی که در اختیار انسان قرار می گیرد آیا عادلانه است یا تبعیض آمیز؟!
این مساله درست است ولی به نظر من در دوره اخیر و بخصوص در کشورهای جهان سوم مثل کشور ما تحت تاثیر گرایش های مارکسیستی و سوسیالیتی خیلی مساله عدالت اقتصادی پررنگ شده و متاسفانه بعضی جاها خیلی سطحی و نه بنیادی حتی با شعار یا در عمل به بهانه عدالت اقتصادی از پیشرفت و تقویت زیربناهای اقتصادی که آن باید مثل سرچشمه ای که آب از آن بیرون می آید امکانات بیرون بیاید تا بتوان توزیع کرد غفلت می شود.
بلکه عدالت صدقه ای مورد توجه قرار می گیرد. مثلاً این که نفت به فروش برسد و به جای اینکه به سرمایه روی زمینی و تجدید پذیر تبدیل شود، به صورت یک بار مصرف و نیز برای تأمین بودجه عمومی دولت هزینه شود و به صورت یک بار مصرف توزیع شود و اینکه در دولت ما و آقای هاشمی مورد توجه بود و واقعا هم تلاش شد آن بود که اتکاء به بودجه نفت کمتر شود و نفت فقط در مسیر توسعه جامعه و رفع خلل و فرج اساسی جامعه به کار گرفته شود. گرچه باید پذیرفت که به علت نابسامانی ریشه دار اقتصاد کشور این کار به طور کامل و مطلوب میسر نبود.
این که صحبت می شد اتکاء بودجه عمومی به نفت کم بشود این یک کار عادلانه بزرگی هم بود و درست خلاف اقتصاد صدقه ای که گاهی مورد توجه قرار می گیرد. به هر حال جهت گیری، جهت گیری درستی بود و از جمله اصول سیاست های کلی نظام هم همین است.
به هر حال انحصار عدالت در اقتصاد و رو بنایی نگاه کردن به مساله به بهانه تأمین معیشت مردم مصداق این ضرب المثل است که برای درست کردن ابرو چشم را کور کردن! این جور شعار عدالت دادن و همان عدالت اقتصادی را ناقص مطرح کردن خود مشکل بزرگی است.
علی علیه السلام در عین حال که اهتمام جدی به اقتصاد عادلانه دارد و با افتخار می گوید در حکومتش همه انسانها سرپناه دارند و حداقل های زندگی آبرومندانه خودشان که داشتن نان گندم و یک زندگی قابل قبولی است دارند این کار کار مهمی بوده است، ولی امتیاز امام علی علیه السلام این است که عدالت را در اقتصاد خلاصه نمی کند.
وقتی امام خمینی می گفتند ما جمهوری اسلامی می خواهیم می گفتند جمهوری به همین معنا که در همه دنیا هست بعد هم وقتی می پرسند که مراد از اسلامی بودن چیست می گفتند محتوایش اسلامی باشد می پرسیدند نمونه ای دارید؟ می گفتند حکومت علی (ع).باید ببینیم علی (ع) چگونه به مساله نگاه می کرد؟
امیرالمونین اولین کسی است که می فرماید انسانها و مردم تحت حکومت صاحب حقند و اگر عدالت دادن حق هر ذیحقی به اوست حقی که در عرصه حکومت و حقی که مردم بر حاکمان دارند اگر ادا شود عدالت است.
شما امروز می بینید مساله حق و تکلیف بیشتر مطرح شده است اینکه انسان صاحب حق است و انسان از آن جهت که انسان است صاحب حق است نه تنها حق دارد زندگی آبرومند داشته باشد از امکانات و مجال برای پیشبرد دانش و اندیشه و تفریحش برخوردار باشد اینها حقوق ابتدایی است نه تنها حق دارد از زبان و خصوصیات فرهنگی اش بتواند درست استفاده کند بلکه حق تعیین سرنوشت خود را هم دارد که مساله خیلی مهمی است.
اینجاست که مساله جمهوریت و دموکراسی به طور خاص مطرح می شود در دنیای امروز هیچ نظامی لااقل به لحاظ تئوری جز مردم سالاری پذیرفته نمی شود.
خواستی که مردم و بخصوص جوانان ما از یکصد و پنجاه سال گذشته داشتند و امروز داریم می بینیم که چگونه فوران می کند در منطقه ما در تونس؛ در مصر ،یمن ،سوریه، و لیبی و بحرین و … البته این ملت ها باید توجه داشته باشند که حرکتشان انحراف پیدا نکند یعنی خواستشان مورد توجه باشد.
مردم ما در مشروطیت همین را می خواستند، ولی کودتای رضاخانی آن را به تعویق انداخت یا بعد از شهریور 20 باز همین مسیر ادامه یافت که با کودتای 28 مرداد سرکوب شد. در انقلاب اسلامی هم مردم همین را می خواستند. چرا امام فقط جمهوری اسلامی را مطرح کردند نه خلافت و امارت اسلامی!؟ این خواست مردم و اقتضای زمان بود که مورد توجه قرار گرفت و نیز نشان دهنده ظرفیت اسلام برای تأمین خواست های واقعی مردم در عصرهای مختلف است.
مردم منطقه هم همان جوانانی که انقلاب کردند و آمدند در صحنه و در صحنه هم هستند و دستشان را می فشاریم باید هم متوجه باشند آن خواست تداوم پیدا کند و به جلو برود.
علی (ع) در مقام حاکم و والی برای اولین بار می گوید هم والی بر مردم حق دارد و هم مردم بر والی. امیرالمومنین اعتقاد دارد ما هم معتقدیم که شایستگی او برای ولایت از طرف خدا تعیین شده و این رای مردم نیست که به او شایستگی می دهد ولی امیرالمونین می گوید اگر رای و رضایت مردم نباشد با اینکه شایستگی آن را دارم حکومت را قبول نمی کنم حکومت باید مبتنی بر رای مردم باشد و بعد می گوید شما حق دارید انتقاد کنید سؤال کنید.شما مثل کسانی که با جباران صحبت می کنند با من صحبت نکنید و در ابراز خواست و نظر خود دچار لکنت زبان نشوید.
معلوم است که وقتی تو حق داری یعنی آن طرف در مقابل تو مسئولیت دارد و امروز دنیا هم به این نتیجه رسیده که حق حاکمیت بر سرنوشت یک اصل مهم است. شیوه ای هم که دنیا پسندیده و به آن رسیده مردم سالاری است.بدیل مردم سالاری را خودکامگی و دیکتاتوری می دانم.اگر مردم سالار ی عیب هایی ممکن است داشته باشد که که دارد و خودغربی ها هم گفته اند ولی بدیل آن وحشتناک است.
این که درباره اصلاحات و رهبری آن گفتید باید بگویم که اصلاحات یک تز و یک پروژه نیست بلکه یک پروسه اجتماعی است یک جریان اجتماعی است یکصد و پنجاه سال است در این مملکت اصلاحات وجود دارد حاصل اصلاحات ما مشروطیت بوده و شکست اصلاحات ما دیکتاتوری رضاخانی.حاصل اصلاحات جامعه ما حکومت ملی و نهضت ملی مقاومت بوده و شکستش کودتای 28 مرداد.حاصل اصلاحات ما انقلاب بزرگ اسلامی با آن عظمتش اصلاحات در متن جامعه وجود داشته و دارد. رهبر اصلاحات جان رشد یافته ملت و همه کسانی هستند که این خواست های تاریخی را درک کرده و پیگیری می کنند، بخصوص جوانان عزیز و ورشید.
در جریانات اخیر منطقه هم رهبر برجسته نمی بینید، اتفاقا جوانان جلودار هستند و جمع می شوند و برای خود حرف می زنند و صحبت می کنند و تصمیم می گیرند.
بنده یک فرد کوچک از جریان اصلاحات هستم شما و دیگران هستید که باید کار کنید و به جلو برویم، بخصوص جوانان عزیز.
چه کسانی در انقلاب نقش داشتند و در دفاع مقدس ما فداکاری کردند ودر عرصه بودند هر وقت مسئله و مشکلی بوده این جوانان ما بوده اند که در صحنه بودند.
در خرداد 76 جوانان به صحنه آمدند و آن کار بزرگ را کردند و ملت هم بدنبال آنها آمدند.
99 درصد شهدای ما جوانان هستند.
در همین جریانات اخیر کسانی که بیشتر حضور داشتند و بیشتر هم مشکل پیدا کردند جوانان هستند.
امروز جوان ما چه می خواهد؟ این مساله مهم است. ما عدالت را می خواهیم منتهی عدالتی که مهمترین وجه آن تامین حق و حرمت انسان در جامعه است.البته که عدالت اقتصادی هم می خواهیم اما محصور کردن عدالت در اقتصاد و محصور کردن اقتصاد در امر رو بنایی و سطحی واین طور جریانات این انحراف از عدالت است.
عدالت همه جانبه باید باشد؛ حق حاکمیت بر سرنوشت بخش مهم آن است.
امروز وجه عمده خواست و مطالبه جوان کشور ما این است که آزادی ؛استقلال و پیشرفت و دموکراسی و مردم سالاری و عدالت اقتصادی به معنی تقویت زیر بنیه های علمی و اقتصادی جامعه و البته توزیع عادلانه ثروت در کشور مستقر و پایدار شود.
اگر آزادی ها به معنی درست کلمه باشد ما در جامعه فساد را کمتر خواهیم دید؛ امکانات کشور هدر نمی رود، فساد پدید نمی آید و اگر آمد کم هزینه تر و قاطع تر رفع می شود.
اگر آزادی باشد جلوی انحراف گرفته می شود اگر آزادی باشد کسانیکه قدرت دارند مجبور می شوند در چارچوب قانون حرکت کنند و مطابق قانون عمل کنند. حتی عدالت اقتصادی هم در سایه آزادی های واقعی که از جمله آزادی بخش خصوصی است محقق می شود شما نمی توانید پیشرفت در جامعه داشته باشید اما بخش خصوصی شما و تولید و سرمایه گذاری صادرات و واردات شما در دنیا مشکل باشد.
ما می گوییم عدالت را وسیع معنا کنید و مهمترین وجه عدالت حاکمیت انسان بر سرنوشت و استقرار نظامی است که مبتنی بر خواست و رضایت مردم باشد حاکمان در برابر مردم پاسخگو باشند این خواست مورد توجه شماست و خواست تاریخی است.
شما می دانید دین وجوه و شؤون گوناگون دارد. یکی اعتقادات است و نیز بندگی خدا و ارتباط ویژه با خالق، از جمله مناسک و عبادات که بسیار مهم است و دیگری اخلاق که مبنای شخصیت و رفتار فرد متدین است و پیامبر برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده اند و دیگری معاملات و سیاسات. سکولاریسم نسبت به دو وجه اول بی تفاوت است، حتی در بعضی وجوه آن به آنها احترام هم می گذارد و در بخش سوم است که دخالت دین را روا نمی داند.
اگر دین به طور عام و اسلام به طور خاص بتواند خواست های تاریخی و اجتماعی جوامع را که عدالت و آزادی و پیشرفت و عزت و حرمت است این را تامین کند چرا بی خود جامعه به سمت سکولاریسم برود؟
اگر دین مقابل با آزادی انسانها درعرصه و سپهر اجتماعی و رویارو با حق حاکمیت انسانها باشد اگر دین مقابل با حقوق بشر و حقوقی که انسانها باید داشته باشند قرار گیرد نتیجه طبیعی آن سکولاریسم است.
اینکه ما افتخار داریم جمهوری اسلامی مطرح شده است اولا جمهوری مطرح شدنش مسئله مهم است ثانیا اسلامی مطرح شدن یقینا به این معنی است که اسلام سازگار با جمهوریت و دموکراسی است.
به صراحت بگویم امروز دو قرائت از اسلام وجود دارد اسلامی که برای انسان حقوق انسان حرمت انسان رای انسان و رضایت انسان در حکومت هیچگونه ارزشی قائل نیست و اسلامی که می گوید من به آزادی و حرمت انسان باور دارم اسلام معنی اش این نیست که جریان و گرایش خاصی بیاید و به هر قیمتی که هست سلیقه های خودش را برجامعه تحمیل کند حتی وقتی می گوییم جمهوری اسلامی یعنی حکومت اسلامی هم که باید ارزش های الهی داشته باشد باید متکی به رای و رضایت مردم باشد.
اختلاف بنیادی اصلاح طلبانی که دلبسته به انقلاب و جمهوری اسلامی هستند با دیگران در همین نحوه دیدگاه است.
چرا ما اینقدر روی انتخابات تکیه می کنیم؟چرا انتخابات را مهم می دانیم چون انتخابات اصل جمهوریت نظام و مردم سالاری نظام است.
بحث پارلمانی یا ریاستی که مطرح می شود اصل این است که آیا مردم سالاری هست یا نه؟اگر باشد شکل آن مشکل ندارد ولی اگر نباشد هر کدام ممکن است مشکل داشته باشد دغدغه باید این باشد که چقدر رای مردم موثر است؟چقدر مردم میتوانند اظهار نظر کنند؟چقدر اظهار نظر و رأی آنها تاثیر گذار در سرنوشت جامعه است این مساله مهمی است.چقدر نهادهایی که می خواهند حکومت کنند برآمده از آرای جامعه و کل جامعه هست؟ این را باید مورد توجه قرار داد این مساله مساله مهمی است.
انتخابات قلب مردم سالاری است و انتخابات یعنی همه مردم با همه سلایق با همه گرایش ها با همه قومیت ها با همه سلیقه ها و گرایش های اعتقادی و سیاسی بتوانند شرکت کنند و رای بدهند.
نهادهایی که روی کار می آیند در مقابل مردم مسئول باشند و مسئولیت خودشان را بشناسند این مسئله مورد خواست است.
امروز در دنیای اسلام این همه تحول ایجاد شده است هم بخصوص جوانان می گویند ما دیکتاتوری نمی خواهیم؛می گویند حالت فوق العاده نمی خواهیم می گویند مجلسی که در آن احزاب و گروهها نباشند و انتخابات نباشد نمی خواهیم انتخابات آزاد می خواهیم حاکمانی می خواهیم که برآمده ار اراده ملت و مسؤول در برابر آن باشند.
برای من تاثر آور است که انقلاب ما که جمهوری اسلامی را مطرح کرد که همه این خواست های تاریخی مردم را باید برآورده کند بعلاوه ارزش های الهی اخلاق؛عدالت و نظایر اینها حالا در درون خودمان با این آرمان ها فاصله می بینیم و در بیرون هم حرکت های جهان اسلام کمتر به وجه اسلامی نظام مورد نظرش اهتمام دارد.
در عرصه حیات اجتماعی وقتی می گوییم جمهوری اسلامی باید وجه بارزش اخلاق باشد.می شود جمهوری اسلامی داشت دروغ؛تهمت و هرگونه برخورد ناروایی رایج باشد؟ فسادهای بزرگ وجود داشته باشد بازخواست نباشد لااقل اعتماد به این نباشد که آیا برخورد با این مساله درست می شود یا نه؟
اگر ما رعایت کنیم خواستی که اصلاح طلبان داشتند و دارند واقعا امروز در تمام مناطق اسلامی چرا نبایند بگویند یک نظام اسلامی می خواهیم چرا از کنار این رد می شوند و می گویند فلان الگو را قبول نداریم الگوی جای دیگر را قبول داریم.
اگر از انتخابات دفاع می کنیم از همان اسلامی دفاع می کنیم که مردم ما در انقلاب به آن دلبسته بودند ورای دادند و کار را انجام دادند و به همین دلیل انتخابات برای ما مهم است.انتخابات ملک طلق هیچکس نیست حق یکایک افرد ایران است. اگر انتخابات آزاد و سالم و رقابتی برگزار شود همه با کمال میل در آن شرکت می کنند. اصلا وظیفه ماست حق همه ماست و وظیفه ملی و دینی ما شرکت در انتخابات است. کسی که دل بسته به انقلاب و ایران است هیچ گاه با تحریم انتخابات موافق نیست. اما شرکت در انتخابات شرایط خاص خود را دارد.
اگر در همه حوزه ها نامزد های مورد علاقه همگان باشند و تضمینی باشد که اساس تعیین کننده رأی مردم است و فضا باز و آزاد و متناسب با انتخابات سالم و رقابتی باشد همه شرکت می کنند.
و نیز از مقدمات انتخابات مطلوب فضای آزاد و رقابتی است. بسیار باید متأسف بود که شاهد وجود این فضا نیستیم و حتی گاه درست نقطه مقابل آن را می بینیم. گروه ها و تشکل ها و احزاب محدودیت فراوان دارند و حتی اجازه برگزاری یک مجلس به مناسبت عید سعید غدیر هم نمی دهند. اخیراً به جای آزادی زندانیان سخت گیری ها بیشتر شده. خیلی ها به زندان فراخوانده شده اند. احکام سخت تازه صادر می شود و حتی به خاطر یک بیانیه یا یک امضاء با افراد برخورد می شود و خیلی ها مورد بازخواست قرار می گیرند و این فضا باید تغییر کند.
من معتقدم هنوز هم راه خوشبختی ملت، تقویت نظام و حاکمیت و البته برآوردن خواست های ملت برگزاری انتخابات آزاد و درست وخوب است.
بیایید به آینده نگاه کنیم هر کس در گذشته احساس می کند به او ستمی شده بگوید گذشتم. البته به شرط این که آینده روشن و آزادی برای همه تضمین شود.
زندانیان آزاد شوند فضا باز شود البته که همه با رغبت در انتخابات شرکت می کنند انتخابات با شکوه این چنینی بزرگ ترین تضمین کننده امنیت کشور است و امروز خطرات بزرگی ما را تهدید می کند.
از سه نقطه جمهوری اسلامی و ملت ایران در معرض فشار است. یکی هسته ای یکی حقوق بشر و دیگری مساله ترور که مطرح می کنند البته کاملا معلوم است یک فشاری و حتی پشت آن یک سناریویی برای فشار بیشتر روی ایران وجود دارد.
همین پرونده هسته ای را ببینید، بنده به عنوان کسی که رونق هسته ای در دوره بنده بود از زمان آقای هاشمی بود ولی در زمان بنده فعالیت گسترده تر شد، البته کاملاً قانونی و رهبری هم این را قبول دارند و مساله پیشرفت هایی داشت جز جنبه کمی که طبعا در این چند سال رشد پیدا کرده از نظر کیفی و رسیدن به آن تاپ غنی کردن اورانیوم در زمان بنده به آنجا رسیدیم. 3.5 درصد در زمان ما غنی سازی شد. البته با ده سانتریفوژ. در این مدت هم تلاش های خوبی شده است و واقعا اصلا سیر به سوی بمب هسته ای نبوده و نیست.
نظر رهبری هم واقعا این نبوده و نیست که در زمینه نظامی توسعه پیدا کنیم و حتی صریحاً به تحریم سلاح هسته ای نظر دادند.
سال 2008 آمریکا گزارش داد که از سال 2003 به این طرف ایران فعالیت نظامی هسته ای ندارد که البته من هم آن روز رییس جمهور نبودم ولی موضع گرفتم که قبل از 2003 هم فعالیت نظامی نبوده، حالا چطور شد در سال 2011 یک دفعه ادعا می کنند فعالیت ها جهت نظامی پیدا کرده است؟
پیداست یک فکر بدی پشت این قضیه است که می گویند فعالیت نظامی داریم می خواهند فشار را روی ایران زیادتر بکنند البته که رفتار و مواضع و گفتار ما ممکن است اثر هم داشته باشد ولی پیداست یک طرح دیگری است برای فشار. بی خود می گویند ولی می گویند.
این جریانی که با ادعای ترور ایجاد کردند و آمدند و گفتند الحمدالله افکار عمومی حتی در غرب هم این را باور نکرد ولی اینها دارند ترتیب اثر حقوقی و اجرایی به ان می دهند من واقعا با برداشتی که دارم می گویم این طور نیست و این نقشه ای است علیه ایران.
مساله دیگر هم همیشه ایران متهم بوده به نقض حقوق بشر و متاسفانه در داخل هم کارهایی می کنیم که لااقل این امر توجیه پذیر می شود. ولی امروز نماینده سازمان ملل آمده و گزارش داده به آنجا این خطری است که دارد مملکت را تهدید می کند. حرف هایی که فرماندهان و مسئولان اسرائیل می زنند و بعضی غربی ها هم حرف های تند می زنند. البته به نظرم خیلی از آن ها جنگ روانی و بلوف هست ولی در عین حال دارند افکار عمومی را آماده می کنند که اگر یک روزی خدایی نکرده بخواهند یک کاری بکنند این افکار عمومی آماده باشند.
بنده به صراحت بگویم اگر روزی و روزگاری خارجی بخواهد بیاید و دخالتی انجام بدهد اصلاح طلب و غیراصلاح طلب با آن مقابله خواهند کرد.
ولی متأسفانه هم در آمریکا و هم در ایران کسانی هستند که بدشان نمی آید قضیه به خشونت گرائیده بشود و مساله حادتر بشود امیدوارم آقای اوباما تحت تاثیر آنها قرار نگیردو از راه و روش آقای بوش درس بگیرد و در ایران هم کسانی که نانشان در بحران و خشونت و تنش است و ممکن است از حاد شدن قضیه بدشان نیاید،عقلای قوم باید جلوی این را بگیرند، ولی آنچه مسلم است فرصت انتخابات فرصت مناسبی است تا جلوی بسیاری از این توطئه ها گرفته شود و فضای آزاد و مناسب با حضور همه جریان ها می تواند بسیاری از خطرات را رفع کند.
نمی شود انتخابات به سبکی باشد که یک سلیقه می پسندد و همه محدود باشند و همه مجبور باشند شرکت کنند بزرگان و افراد مؤثر هم اگر بگویند شرکت کنند مردم شرکت نخواهند کرد بنده می گویم بیایید فضا را آماده کنید زندانیان ازاد شوند، حصرها برداشته شود، فضا باز شود این مردم ما اینقدر بزرگوار و خوبند این جوانان ما که اینقدر رنج دیده اند اگر این فضا باز شود و به آینده امیدوار باشند دارای گذشت اند، در این صورت مملکت تضمین و تامین می شود.
به هر حال انتخابات خوب و مناسب و آزاد و با حضور همگان و تأمین شرایط لازم برای آن بهترین راه تأمین امنیت کشور و نیز گذر به سوی آینده بهتر و امیدوار کننده تر است. البته زمان به سرعت می گذرد و ممکن است فرصت ها از دست برود.
در آغاز این دیدار حاضران ضمن بیان مطالب و پرسش هایی چنین اظهار نظر کردند:
- جامعه نیاز به وحدت و یگانگی دارد و هر چه اعتماد میان دولت و ملت بیشتر و محکم تر شود امنیت و پیشرفت هم بیشتر خواهد بود.
- آزادی های اساسی حق ملت است و اگر آزادی خدشه دار شود استقلال، عدالت و اخلاق هم لطمه می بینند، چنانکه دیده است.
- استقرار مردم سالاری و توسعه لوازمی دارد که در بسیاری از کشورها به آن اهتمام شده است. وجود انجمن ها، تشکل ها، احزاب مستقل و آزاد و اصناف که هم افکار عمومی را نمایندگی و هدایت می کنند و هم مدافع منافع قشرهای مختلف هستند برای پیشرفت جامعه و برخورداری از جامعه امن و آزاد و پیشرو لازم است و متأسفانه از این بابت وضع مناسبی نداریم.
- لازم است یک جبهه متحد از اصلاح طلبان تشکیل شود و این امر مانع پراکندگی، رکود و یأس خواهد شد.
- دانشگاههای تبریز بخصوص انجمن اسلامی دانشجویان همواره بر موازین اصلی انقلاب و مشی اصلاح طلبی پای بند بوده اند و از این بابت هزینه زیادی نیز پرداخته اند، از جمله در سال 1378 که به دانشگاه و دانشجویان تبریز جفای مضاعف شد.
- تنوع قومی و فرهنگی یک واقعیت است و احترام به حقوق و جایگاه اقوام و فرهنگ ها همان گونه که در قانون اساسی آمده است باید رعایت شود، بخصوص در مورد آذربایجان که همواره از ارکان ملیت ایران و پاسدار تشیع بوده است. رعایت شأن تاریخی آذربایجان و تلاش برای به دست آوردن جایگاه اقتصادی و توسعه این خطه و رفع محرومیت آن حتی می تواند پاره ای از مطالبات و ادعاهایی که ممکن است درست هم نباشد را تحت الشعاع قرار دهد و خنثی کند.














انتخابات فرمایشی و نمایشی فقط بدرد فرعون میخورد . حداقل خواست مردم ایران عملی کردن شروط سید عزیز و صادق خاتمی است.
یا حسین میر حسین
بر خلاف آقای خاتمی معتقدم گزارش احمد شهید برای مملکت خطرناک که نیست، مفید هم هست. برای جانیان و قاتلان بچه های مردم خطرناکه
به یا عیسا سحرخیز و تاج زاده هم باشیم که تو زندان بسیار تحت فشار و شکنجه هستن.
نظر اکثریت مردم ایران به خاتمی نزدیکتر است ، اگر در دوم خرداد 76 خاتمی رآی بالای 65 درصد ملت را داشت ، با آمدن موسوی عزیز خیل عظیمی از اصولگرایان هم به اصلاحات پیوسته اند من نمیدانم جناح حاکم اگر زور سرنیزه نداشته باشد به کدام مردم و به کدام روابط صحیح خارجی تکیه کرده؟ فقط میدانم که حاکمیت بدن پشتوانه مردم بر روی بخار و ابر نشسته و هر لحظه امکان دارد ویران شود ولی الحمدلله خاتمی و میرحسین و عزیزانی را داریم که کشور را نجات دهند .
قطعآ نظر خاتمی با نظر میرحسین و نظر مردم بسیار به هم نزدیکند و در صورت ادامه روش فعلی بقول موسوی امیدی به انتخابات نیست !
به هیچ عنوان ، به هیچ عنوان به این حکومت ظالم مشروعیت نمیبخشیم
با کامنت ایرانپرست کاملا موافقم …
مردم به نظام وفادارند اما این مقاماتند که بی معرفتند و به مردم اعتنا ندارند.
اگرهمین امروزهم تمام شروط آقای خاتمی عمل گردد! موقتی است وتضمینی برای تداوم آن نمی باشد، سخنان ایشان مانند همیشه ……
سید عزیز،با عرض تبریک عید آزادگان وآزادمردان عالم به محضر شما ومیر در حصرمان ،امروز پیام اس ام اسی را مشاهده کردم تحت عنوان مردن با گلوله موبورها وسپس با خواندن گفته های دلنشین شما بهتر دیدم تا درس تاریخ را مروری کنم.مردم این کشور زمانی که از اصلاحات در داخل کشور سرخورده شده اند با باز کردن دروازه ها به روی مهاجمان سعی نموده اند تا با حضور در لایه های مختلف قدرت مهاجمان، ایده های خود را تحقق بخشند.راز شکست سلطان حسین صفوی ،محمد خوارزمشاه،یزدگرد سوم و…..تنهادر قدرت مهاجمان نبود.امروز فرزندان آن نسلی که در سالهای دفاع مقدس شهید یا جانباز شدند آیا مثل پدرانشان می اندیشند؟نسل ایثارگران دیروز آیا از نتایج ایثارشان رضایت دارند؟سوال جوانانی که از من درمورد ضرورت دفاع از کشور در صورت وقوع جنگ به اشکال مختلف می پرسند، باید اعتراف کنم، به عنوان نسلی که دلایل حضورم در جبهه های جنگ گذشته را با حرارت بازگو میکنم، نمی توانم پاسخ گویم . جناب جاتمی،این ناتوانی در پاسخ گویی از نداشتن استدلال مناسب بنده نیست.این ناتوانی از شبیه سازی های نادرست ما از تاریخ دهه اول انقلاب با دهه اخیر است.این ناتوانی از عملکرد متجاوزین انگلیسی در هندوستان،امریکایی در عراق،ایتالیا یی ها در لیبی ناشی نمی شود.این ناتوانی از عملکرد ما با خودمان ریشه می گیرد.من ودوستان جانباز وآزاده ام در پاسخ گویی به سوالات فرزاندانمان نه می توانیم به آنها دروغ گوییم ونه می توانیم پاسخی در خور شان یاران رفته ومانده مان بگوییم.
ای کاش خدا خاتمی را در زمان حکومتی به ما می داد که قدرش را می دانستند نه این حکومتی که تشنه قدرت و زور است و منطق و عدالت و عطوفت برایش تعریف نشده یا اگر شده در دفترهای بازنشده زیر بغل مسئولین است
منظور اقای خاتمی اینست که اگر بزرگانی مثل من برای حفظ نظام و حفظ خود از خطرات نظام گفت در انتخابات شرکت کنید و خودش هم شرکت کرد مردم شرکت نخواهند کرد فکری هم برای قانون انتخابات مجلس هم در قانون اساسی بکنید
درود بر خاتمی
نه خیر ما از کشور دفاع نمکنیم.چون قاتل نداها وسهرابها میشه فرمانده ,اقای
خاتمی
قای خاتمی، اگر تو سنگر کنار دستمون قاتل سهراب نشسته بود چه کار کنیم؟
آقا سید بازم از اون حرفا زدیا…عیبی نداره…ما که دوست داریم..ولی سید جان اگه جنگ بشه و ما به گفته شما عمل کنیم و کنار بسیج و سپاه قرار بگیریم دقیقا باید از چی دفاع کنیم؟ از اسلامیت این نظام؟؟؟ از جمهوریت آن؟ از استقلال مثال زدنی آن یا آزادی کاملی که در آن وجود دارد؟ شما بگو از چه باید دفاع کنیم؟ باشه سید اینم به خاطر تو…میایم تو میدون…ولی آقا سید اگه شب عملیات همه جمع شدیم تو سنگر که زیارت عاشورا بخونیم و آماده بشیم واسه شهادت در راه آرمان هایی که هیچ وقت وجود نداشته، دیدیم کنار دستمون قاتل سهراب نشسته چی کار کنیم؟ اگه مداح زیارت عاشورا و دعای کمیل هامون همونی بود که سر محمد مختاری رو سوراخ کرده بود چه کنیم؟ اگه فرمانده دسته ی ما همون سرباز گمنامی باشه که تو کهریزک جنایت میکرده چی کار کنیم؟ اگه فرمانده گروهانمون همونی بود که یه روزی مثل حیوون کتکمون میزد چه کار کنیم؟..اگه فرمانده گردانمون همونی بود که ………اصلا سید چرا سرت رو درد بیارم؛ اگه فرمانده کل قوا همونی بود که یه عمری حقمون رو خورده بود و همیشه به ما به دید دشمن نگاه میکرد و همیشه فرمان جنایت میداد اینبار چه کار کنیم؟..سید عزیز؛ خدا خیرت بده ما از تو شجاعت نمیخواهیم فقط یه سر سوزن مثل موسوی و کروبی واقع نگر باش
فقط رفراندوم جمهوری اسلامی اره یا نه
ایده ای درباره حرکت و حضور مجدد جنبش در خیابان به صورت زیر مطرح شده که طرح آن از هم اکنون می تواند خواب را از چشمان دیکتاتور بگیرد و به بحث گذاشتن آن می تواند ایده را تکمیل کند.
در راهپیمایی روز 22 بهمن همه به خیابانها بیاییم بدون اینکه شعار بدهیم بعد از اتمام مراسم حکومتی در خیابانها و بخصوص میدان آزادی بمانیم.
جناب خاتمی عزیز یعنی شما نقض حقوق بشر را احساس نمی کنید؟ دیگر چه اتفاقی باید رخ دهد سیاسیون ما متوجه وضع اسف بار حقوق بشر در ایران شوند.
تنها راه رسیده به جامعه ای پویا و رهایی از این بن بست پیش آمده برگذاری انتخابات آزاد است
امیدوار هستیم که این شرایط محقق شود….. من خواهش می کنم 1 فراخوان بدهید برای راهپیمایی، برای اعلام حضور. متاسفانه باز هم کوتاهی شده و جنبش رنگ باخته. حداقل این ایثار و شهامت مردم رو فراموش نکنید که با چه شرایطی در خیابان های پر از باتوم و مامور و موتور شجاعانه ایستادند. فقط 1 حضور دیگر است که می تواند خواست و انزجار مردم را به گوش حکومت مستبد برساند.ما منتظر و خواهان فراخوان هستیم. با اطلاع رسانی گسترده
مردم ایران بزرگی را نمی شناسند و از آنهایی که خود را بزرگ می خوانند بیزار هستند.
درود برشما و عزيزانم موسوي و كروبي و همه زندانيان سياسي ايران كهن ايران كورش كبير.فقط تحريم انتخابات
جواب به بسیجی و فتنهگر
عمال صدام و قذافی هم زیاد نعره میزدند ولی روز تهاجم بیگانه علی ماند و حوضش و هیچ.
جناب آقای خاتمی عزیز این سیستم در همه چیز شکست خورد. اقتصاد، دانش، فرهنگ، سیسات و از همه بدتر اخلاق.
دین مردم یک امر اخلاقی و خوب بود. دین به مردم کمک میکرد تا به خدای خود نزدیکتر شده و خوبی کنند. اما امروز چه؟
جناب خاتمی باید امروز از حقیقت تلخی برای شما سخن بگویم. با هر کسی در کوچه و بازار امروز سخن میگفتم از نابودی پایگاه موشکی سپاه خوشحال بود و میگفت دست اسراییل درد نکنه!!!!!!!!!! چرا اینگونه شده؟ در تاریخ میخوانیم که در نبرد قادسیه بهترین رزمندگان ارتش ایران نجنگیدند زیرا از ستم موبدان و شاهان ساسانی دلخون بودند. اسکندر با لشکر کوچکی سپاه بزرگ داریوش سوم را شکست چون مردمان در جنگ سست شدند. مردمانی که از ستمگری آخرین پاداشاهان هخامنشی در خشم و نفرت بودند.
چشم شما تاکنون به این گشتهای پلید ارشاد و در واقع اضلال افتاده است؟ میدانید در روز همین گشتها در سرتاسر کشور چند نفر را متنفر از نظام و حتی اسلام مینمایند؟ کی در پیش از این انقلاب دزدیهای چنین کلانی داشتیم؟ کی مسوولانی اینقدر بیسواد و بیلیاقت داشتیم؟ کی مردم ما اینقدر در بدبختی و بیچارگی بودند؟
جناب خاتمی آقای دکلرک در آفریقای جنوبی به سمت مردم رفت و همه در این کشور به او احترام می گذارند. بیایید و با کمک به تغییر حکومت و جدایی دین از حکومت نام خودتان را جاودانه کنید.
در جواب به بی نام و نشان های بسیجی: ما اون روزی که شما به پای صندوق رای(بخوانید تقلب) میرید، به پارک ها خواهیم رفت تا در کنار طبیعت پاک و راست کردار، فریبکاری شما را فریاد بزنیم.
لطف بفرمایید برای یک بار هم که شده ” انتخابات آزاد ” را تعریف بفرمایید.
با تشکر.
کدام حکومت کدام اسلام . برای من منش آقای خاتمی خیلی عجیب . به نظر من اگه دست ایشان بود می گفتند در انتخابات شرکت کنیم.
آقای خاتمی کلیا هنوز تو زندانن . میشه بگی چی مهم تر . ما موافق دخالت خارجی نیستیم . اما ایشان اونقدر که تو هفته های اخیر از نگران دخالت خارجی هستن نگران مردم نیستند
احزاب اصلاح طلب تاکنون استراتژی مناسبی در پیش گرفته ولغو همایش های اصلاح طلبان گرچه برای اصلاح طلبان سخت بوده ولی اصول گرایان را کلافه کرده است به طوری که رئیس مجلس در هفته های گذشته صراحتا گفته است هنه ی احزاب وگروه ها باهرگرایشی وتصوری می توانند در انتخابات شرکت کنند این نشان دهنده ی ناامیدی آنها از عدم شرکت فعال در انتخابات است دست مریزاد آقای خاتمی امید تاآخر در این راه استوار ومحکم بایستید.
شرايط آقاي خاتمي كه در حقيقت شرط نيست بلكه بسترهاي اوليه و قانوني يك انتخابات ازاد و سالم و رقابتي است محقق نشود در هيچ انتخاباتي شركت نمي كنم.
پس از افتضاح انتخابات 88 و خيانت بزرگ حكومت و اقتدارگرايان به ملت نجيب و مظلوم ايران ديگر در هيچ انتخاباتي كه نشان دهنده مشروعيت و مقبوليت نظام باشد شركت نمي كنم.
به نظر من عدم شركت در انتخابات نبايد منفعلانه باشد. ما بايد بيشترين استفاده را از اين انتخابات ببريم. به قولي بايد عدم مشاركت فعال داشته باشيم.
در هر زمان وهر دولتی وقتی کسی قدیس شد ودر باره هیچ چیز پاسخگو نبود می شود حکومت قرون وسطا وما در این زمان در این حکومت قرار گرفته ایم برای برون رفت از آن فکری بکنید .چرا که فرقی نمیکند چه کسی زمامدار این حکومت باشد.
اسمت روگذاشتی بسیجی بی نام ونشان !! اصلاً میدونی بسیجی بی نام ونشان یعنی چه ؟ بسیجی بی نام ونشان اونی بود که بی ادعا به خاطر دفاع از مملکت ومردمش مردانه جلو دشمن ایستاد و در این راه از جان ومالش گذشت ، بسیجی بی نام ونشان اونی بود که پیکرمطهرش نیز برنگشت و تکه های استخوانش را در جای جای کشور دفن کردند بدون اینکه نام ونشانی داشته باشه، حالا توی مزدور مواجب بگیر که کرور کرور پول می گرفتی تا مقابل مردمت که خواستار حق دزدیده شده خود بودند قد علم کنی واسلحه رویشان بکشی و با باتومت سیاه و کبودشون کنی اسمت رو گذاشتی بسیجی بی نام ونشان !!! واقعاً که شرم وحیا و وجدان چیز خوبی است که تو از داشتنش محرومی ، برات بسیار بسیار متاسفم
پایان نزدیک است. جشن میگیریم
جوانان با برداشتن شناسنامه پدران و مادرانشان در عدم شرکت در انتخابات فرمایشی زنده بودن جنبش سبز را به گوش این قدرت طلبان برسانند
تا با تحریم انتخابات و از نصاب انداختن حکومت فعلی راه را برای رفراندم عمومی باز کنند امیدوارم بزرگان جنبش در این زمینه مردم را راهنمائی کنند که البته ما خودمان بهتر بلدیم فقط وقتش باید برسد