سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سید محمد خاتمی: مردم در انتخابات غیر آزاد شرکت نمی‌کنند، حتی اگر بزرگان و افراد مؤثر بگویند...
» انتخابات، فرصتی برای جلوگیری از توطئه خارجی؛ شاید فرصت‌ها از دست برود

سید محمد خاتمی: مردم در انتخابات غیر آزاد شرکت نمی‌کنند، حتی اگر بزرگان و افراد مؤثر بگویند

چکیده :انتخابات ملک طلق هیچکس نیست، حق یکایک افراد ایران است و اگر ‏انتخابات آزاد و سالم و رقابتی برگزار شود همه با کمال میل در آن شرکت می کنند. نمی شود انتخابات به سبکی باشد که یک سلیقه می پسندد و همه محدود باشند و ‏همه مجبور باشند شرکت کنند بزرگان و افراد مؤثر هم اگر بگویند شرکت کنند مردم ‏شرکت نخواهند کرد. انتخابات فرصت ‏مناسبی است تا جلوی بسیاری از این توطئه ها گرفته شود و فضای آزاد و مناسب ‏با حضور همه جریان ها می تواند بسیاری از خطرات را رفع کند.‏ ‏جوانان ما که اینقدر رنج دیده اند اگر این فضا باز شود و به آینده امیدوار باشند ‏دارای گذشت اند، در این صورت مملکت تضمین و تامین می شود.‏ انتخابات خوب و مناسب و آزاد و با حضور همگان و تأمین شرایط ‏لازم برای آن بهترین راه تأمین امنیت کشور و نیز گذر به سوی آینده بهتر و امیدوار ‏کننده تر است. البته زمان به سرعت می گذرد و ممکن است فرصت ها از دست برود.‏...


سید محمد خاتمی با ابراز نگرانی از توطئه های خارجی و خطراتی که کشور را تهدید می کند، برگزاری انتخابات آزاد را بهترین راه تأمین امنیت کشور و گذر به آینده بهتر دانست. وی با تصریح به اینکه “اگر روزی و روزگاری خارجی بخواهد بیاید و دخالتی انجام ‏بدهد اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب با آن مقابله خواهند کرد”، انتخابات را فرصت ‏مناسبی دانست تا “جلوی بسیاری از این توطئه ها گرفته شود و فضای آزاد و مناسب ‏با حضور همه جریان ها می تواند بسیاری از خطرات را رفع کند.‏”

خاتمی بار دیگر خواستار آن شد که “زندانیان آزاد شوند، ‏حصرها برداشته شود، فضا باز شود این مردم ما اینقدر بزرگوار و خوبند این ‏جوانان ما که اینقدر رنج دیده اند اگر این فضا باز شود و به آینده امیدوار باشند ‏دارای گذشت اند، در این صورت مملکت تضمین و تامین می شود.‏” وی همچنین هشدار داد که “البته زمان به سرعت می گذرد و ممکن است فرصت ها از دست برود.‏”

رئیس جمهوری سابق ایران که در جمع جوانان اصلاح طلب آذربایجان سخن می گفت با اشاره به قدمت یکصد و پنجاه ساله اصلاح طلبی در ایران آن را یک جریان اجتماعی و نه یک تز و پروژه خواند و تصریح کرد: “رهبر اصلاحات جان رشد یافته ملت و همه کسانی ‏هستند که این خواست های تاریخی را درک کرده و پیگیری می کنند، بخصوص ‏جوانان عزیز و رشید.‏ در جریانات اخیر منطقه هم رهبر برجسته نمی بینید، اتفاقا جوانان جلودار هستند ‏و جمع می شوند و برای خود حرف می زنند و صحبت می کنند و تصمیم می گیرند.‏ بنده یک فرد کوچک از جریان اصلاحات هستم شما و دیگران هستید که باید کار ‏کنید و به جلو برویم، بخصوص جوانان عزیز.‏ چه کسانی در انقلاب نقش داشتند و در دفاع مقدس ما فداکاری کردند ودر عرصه ‏بودند هر وقت مسئله و مشکلی بوده این جوانان ما بوده اند که در صحنه بودند.‏ در خرداد 76 جوانان به صحنه آمدند و آن کار بزرگ را کردند و ملت هم بدنبال آنها ‏آمدند.‏ 99 درصد شهدای ما جوانان هستند.‏ در همین جریانات اخیر کسانی که بیشتر حضور داشتند و بیشتر هم مشکل پیدا ‏کردند جوانان هستند.‏”

خاتمی با تاکید بر اینکه “انتخابات ملک طلق هیچکس نیست، حق یکایک افراد ایران است و اگر ‏انتخابات آزاد و سالم و رقابتی برگزار شود همه با کمال میل در آن شرکت می کنند” در عین حال خاطرنشان کرد: «نمی شود انتخابات به سبکی باشد که یک سلیقه می پسندد و همه محدود باشند و ‏همه مجبور باشند شرکت کنند بزرگان و افراد مؤثر هم اگر بگویند شرکت کنند مردم ‏شرکت نخواهند کرد.»

متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در این نشست به نقل از وب‌سایت رسمی خاتمی در ادامه می‌آید:

 

از دیدار با شما خیلی خوشحالم.در این صبح سرد پاییزی با حضور خود به ما گرما ‏بخشیدید.خیلی خوب، روشن و مستدل صحبت کردید. برای بعضی پرسش هایتان ‏در صحبت های خودتان به نحوی پاسخ هم وجود داشت. خیلی خوشحالم که در ‏جمع شما هستم.‏

دو عید سعید قربان و غدیر را تبریک عرض می کنم.‏

یکی از آنها را پشت سر گذاشتیم و دیگری پیش روی ماست عید سعید قربان عید ‏توحید و نفی شیطان و شیطانیت و عید اخلاق و عدالت و مساوات و عید فداکردن ‏خود و هواهای نفسانی خود برای اهداف والای الهی و انسانی عید ارتقاء و رشد و ‏بر آمدن انسان از محدوده خاک و امکانات مادی و درک و دریافت حقیقت های ‏متعالی هستی است و عید سعید غدیر عید ولایت عید عدالت و حق وآزادی.‏

همین جا عرض ارادت می کنم به مردم شریف آذربایجان و بخصوص تبریز قهرمان ‏که از ویژگی های ممتاز این مردم ارادت به حضرت امیرالمؤمنین و اهل بیت است و ‏نیز نقشی که آذربایجان در استقرار هویت ملی و نیز حرکت از استبداد به مردم ‏سالاری و همچنین انقلاب اسلامی داشته است و نیز از یاد نبریم که بسیاری از ‏برجستگان عرصه علم و سیاست و حتی ادب پارسی آذربایجانی بوده اند و طبیعی ‏است که توقعات این مردم از دولت و حکومت و نیز برای توسعه و پیشرفت بیشتر ‏باشد و باید همه به آن وقع بگذاریم.‏

باری ما امیرالمومنین علیه السلام را مظهر عدالت می دانیم البته ایشان مظهر ‏توحید؛ اخلاق و انسان دوستی هم هست، ولی بروز و ظهور عدالت در شخصیت ‏علی علیه السلام بیشتر است، بخصوص عدالت به معنی عام و وسیع کلمه. چون ‏امیرالمؤمنین کسی بود که به هر حال حکومت ظاهری را هم به دست گرفت امروز ‏ما وقتی صحبت می کنیم که آیا اسلام در عرصه حیات اجتماعی می تواند حضور ‏یا نقش داشته باشد و در مقابلش سکولاریسم مطرح می شود که می گوید دین باید ‏از عرصه و سپهر اجتماعی بیرون برود. این مساله باید حل شود که چگونه باید به ‏دین نگاه کرد تا بتواند در عرصه حیات اجتماعی حضور داشته باشد. حضور، ‏معنایش این است که مورد پذیرش و قبول مردم و دلبستگی مردم باشد والا ظواهر ‏را می شود به هر قیمتی برای مدت کوتاهی برای جامعه تامین کرد با زور با مسائل ‏مختلف با امتیاز دادن و یا سلب امتیاز از مردم ظاهر را ممکن است برای مدتی ‏حفظ کرد ولی این حضور دین در عرصه و سپهر اجتماعی نیست. سکولاریسم هم ‏مخالف با جنبه های فردی دین نیست، منتهی وقتی ما از دین به عنوان عاملی که ‏می تواند و باید در عرصه اجتماعی حضور داشته باشد سخن می گوییم مراد این ‏است که مبنای روابط اجتماعی باشد و به عنوان منبعی و مرجعی پذیرفته شود که ‏ساز و کار حیات اجتماعی را تعیین می کند.‏

و در این جا است که راه و روش امام علی علیه السلام و پیش از ایشان پیامبر اکرم ‏صلی الله علیه و سلم گره گشا است.‏

بارها عرض کرده ام که نکته مهم در کلام و مواضع و عمل حضرت علی(ع) این است ‏که عدل را چگونه می دانست؟در ظاهر قضیه آنچه ملموس است جنبه مادی است ‏یعنی تا می گوییم عدالت شاید ذهن ها توجه کند به آن جهات مادی که در اختیار ‏انسان قرار می گیرد آیا عادلانه است یا تبعیض آمیز؟!‏

این مساله درست است ولی به نظر من در دوره اخیر و بخصوص در کشورهای ‏جهان سوم مثل کشور ما تحت تاثیر گرایش های مارکسیستی و سوسیالیتی خیلی ‏مساله عدالت اقتصادی پررنگ شده و متاسفانه بعضی جاها خیلی سطحی و نه ‏بنیادی حتی با شعار یا در عمل به بهانه عدالت اقتصادی از پیشرفت و تقویت ‏زیربناهای اقتصادی که آن باید مثل سرچشمه ای که آب از آن بیرون می آید ‏امکانات بیرون بیاید تا بتوان توزیع کرد غفلت می شود.‏

بلکه عدالت صدقه ای مورد توجه قرار می گیرد. مثلاً این که نفت به فروش برسد و ‏به جای اینکه به سرمایه روی زمینی و تجدید پذیر تبدیل شود، به صورت یک بار ‏مصرف و نیز برای تأمین بودجه عمومی دولت هزینه شود و به صورت یک بار ‏مصرف توزیع شود و اینکه در دولت ما و آقای هاشمی مورد توجه بود و واقعا هم ‏تلاش شد آن بود که اتکاء به بودجه نفت کمتر شود و نفت فقط در مسیر توسعه ‏جامعه و رفع خلل و فرج اساسی جامعه به کار گرفته شود. گرچه باید پذیرفت که به ‏علت نابسامانی ریشه دار اقتصاد کشور این کار به طور کامل و مطلوب میسر نبود.‏

این که صحبت می شد اتکاء بودجه عمومی به نفت کم بشود این یک کار عادلانه ‏بزرگی هم بود و درست خلاف اقتصاد صدقه ای که گاهی مورد توجه قرار می گیرد. ‏به هر حال جهت گیری، جهت گیری درستی بود و از جمله اصول سیاست های کلی ‏نظام هم همین است.‏

به هر حال انحصار عدالت در اقتصاد و رو بنایی نگاه کردن به مساله به بهانه تأمین ‏معیشت مردم مصداق این ضرب المثل است که برای درست کردن ابرو چشم را کور ‏کردن! این جور شعار عدالت دادن و همان عدالت اقتصادی را ناقص مطرح کردن ‏خود مشکل بزرگی است.‏

علی علیه السلام در عین حال که اهتمام جدی به اقتصاد عادلانه دارد و با افتخار ‏می گوید در حکومتش همه انسانها سرپناه دارند و حداقل های زندگی آبرومندانه ‏خودشان که داشتن نان گندم و یک زندگی قابل قبولی است دارند این کار کار مهمی ‏بوده است، ولی امتیاز امام علی علیه السلام این است که عدالت را در اقتصاد ‏خلاصه نمی کند.‏

وقتی امام خمینی می گفتند ما جمهوری اسلامی می خواهیم می گفتند جمهوری ‏به همین معنا که در همه دنیا هست بعد هم وقتی می پرسند که مراد از اسلامی ‏بودن چیست می گفتند محتوایش اسلامی باشد می پرسیدند نمونه ای دارید؟ می ‏گفتند حکومت علی (ع).باید ببینیم علی (ع) چگونه به مساله نگاه می کرد؟

امیرالمونین اولین کسی است که می فرماید انسانها و مردم تحت حکومت صاحب ‏حقند و اگر عدالت دادن حق هر ذیحقی به اوست حقی که در عرصه حکومت و ‏حقی که مردم بر حاکمان دارند اگر ادا شود عدالت است.‏

شما امروز می بینید مساله حق و تکلیف بیشتر مطرح شده است اینکه انسان ‏صاحب حق است و انسان از آن جهت که انسان است صاحب حق است نه تنها حق ‏دارد زندگی آبرومند داشته باشد از امکانات و مجال برای پیشبرد دانش و اندیشه و ‏تفریحش برخوردار باشد اینها حقوق ابتدایی است نه تنها حق دارد از زبان و ‏خصوصیات فرهنگی اش بتواند درست استفاده کند بلکه حق تعیین سرنوشت خود ‏را هم دارد که مساله خیلی مهمی است.‏

اینجاست که مساله جمهوریت و دموکراسی به طور خاص مطرح می شود در ‏دنیای امروز هیچ نظامی لااقل به لحاظ تئوری جز مردم سالاری پذیرفته نمی ‏شود.‏

خواستی که مردم و بخصوص جوانان ما از یکصد و پنجاه سال گذشته داشتند و ‏امروز داریم می بینیم که چگونه فوران می کند در منطقه ما در تونس؛ در مصر ،یمن ‏،سوریه، و لیبی و بحرین و … البته این ملت ها باید توجه داشته باشند که ‏حرکتشان انحراف پیدا نکند یعنی خواستشان مورد توجه باشد.‏

مردم ما در مشروطیت همین را می خواستند، ولی کودتای رضاخانی آن را به تعویق ‏انداخت یا بعد از شهریور 20 باز همین مسیر ادامه یافت که با کودتای 28 مرداد ‏سرکوب شد. در انقلاب اسلامی هم مردم همین را می خواستند. چرا امام فقط ‏جمهوری اسلامی را مطرح کردند نه خلافت و امارت اسلامی!؟ این خواست مردم و ‏اقتضای زمان بود که مورد توجه قرار گرفت و نیز نشان دهنده ظرفیت اسلام برای ‏تأمین خواست های واقعی مردم در عصرهای مختلف است.‏

مردم منطقه هم همان جوانانی که انقلاب کردند و آمدند در صحنه و در صحنه هم ‏هستند و دستشان را می فشاریم باید هم متوجه باشند آن خواست تداوم پیدا کند و ‏به جلو برود.‏

علی (ع) در مقام حاکم و والی برای اولین بار می گوید هم والی بر مردم حق دارد و ‏هم مردم بر والی. امیرالمومنین اعتقاد دارد ما هم معتقدیم که شایستگی او برای ‏ولایت از طرف خدا تعیین شده و این رای مردم نیست که به او شایستگی می دهد ‏ولی امیرالمونین می گوید اگر رای و رضایت مردم نباشد با اینکه شایستگی آن را ‏دارم حکومت را قبول نمی کنم حکومت باید مبتنی بر رای مردم باشد و بعد می ‏گوید شما حق دارید انتقاد کنید سؤال کنید.شما مثل کسانی که با جباران صحبت ‏می کنند با من صحبت نکنید و در ابراز خواست و نظر خود دچار لکنت زبان نشوید.‏

معلوم است که وقتی تو حق داری یعنی آن طرف در مقابل تو مسئولیت دارد و ‏امروز دنیا هم به این نتیجه رسیده که حق حاکمیت بر سرنوشت یک اصل مهم ‏است. شیوه ای هم که دنیا پسندیده و به آن رسیده مردم سالاری است.بدیل مردم ‏سالاری را خودکامگی و دیکتاتوری می دانم.اگر مردم سالار ی عیب هایی ممکن ‏است داشته باشد که که دارد و خودغربی ها هم گفته اند ولی بدیل آن وحشتناک ‏است.‏

این که درباره اصلاحات و رهبری آن گفتید باید بگویم که اصلاحات یک تز و یک ‏پروژه نیست بلکه یک پروسه اجتماعی است یک جریان اجتماعی است یکصد و ‏پنجاه سال است در این مملکت اصلاحات وجود دارد حاصل اصلاحات ما ‏مشروطیت بوده و شکست اصلاحات ما دیکتاتوری رضاخانی.حاصل اصلاحات ‏جامعه ما حکومت ملی و نهضت ملی مقاومت بوده و شکستش کودتای 28 ‏مرداد.حاصل اصلاحات ما انقلاب بزرگ اسلامی با آن عظمتش اصلاحات در متن ‏جامعه وجود داشته و دارد. رهبر اصلاحات جان رشد یافته ملت و همه کسانی ‏هستند که این خواست های تاریخی را درک کرده و پیگیری می کنند، بخصوص ‏جوانان عزیز و ورشید.‏

در جریانات اخیر منطقه هم رهبر برجسته نمی بینید، اتفاقا جوانان جلودار هستند ‏و جمع می شوند و برای خود حرف می زنند و صحبت می کنند و تصمیم می گیرند.‏

بنده یک فرد کوچک از جریان اصلاحات هستم شما و دیگران هستید که باید کار ‏کنید و به جلو برویم، بخصوص جوانان عزیز.‏

چه کسانی در انقلاب نقش داشتند و در دفاع مقدس ما فداکاری کردند ودر عرصه ‏بودند هر وقت مسئله و مشکلی بوده این جوانان ما بوده اند که در صحنه بودند.‏

در خرداد 76 جوانان به صحنه آمدند و آن کار بزرگ را کردند و ملت هم بدنبال آنها ‏آمدند.‏

‏99 درصد شهدای ما جوانان هستند.‏

در همین جریانات اخیر کسانی که بیشتر حضور داشتند و بیشتر هم مشکل پیدا ‏کردند جوانان هستند.‏

امروز جوان ما چه می خواهد؟ این مساله مهم است. ما عدالت را می خواهیم ‏منتهی عدالتی که مهمترین وجه آن تامین حق و حرمت انسان در جامعه است.البته ‏که عدالت اقتصادی هم می خواهیم اما محصور کردن عدالت در اقتصاد و محصور ‏کردن اقتصاد در امر رو بنایی و سطحی واین طور جریانات این انحراف از عدالت ‏است.‏

عدالت همه جانبه باید باشد؛ حق حاکمیت بر سرنوشت بخش مهم آن است.‏

امروز وجه عمده خواست و مطالبه جوان کشور ما این است که آزادی ؛استقلال و ‏پیشرفت و دموکراسی و مردم سالاری و عدالت اقتصادی به معنی تقویت زیر بنیه ‏های علمی و اقتصادی جامعه و البته توزیع عادلانه ثروت در کشور مستقر و پایدار ‏شود.‏

اگر آزادی ها به معنی درست کلمه باشد ما در جامعه فساد را کمتر خواهیم دید؛ ‏امکانات کشور هدر نمی رود، فساد پدید نمی آید و اگر آمد کم هزینه تر و قاطع تر ‏رفع می شود.‏

اگر آزادی باشد جلوی انحراف گرفته می شود اگر آزادی باشد کسانیکه قدرت دارند ‏مجبور می شوند در چارچوب قانون حرکت کنند و مطابق قانون عمل کنند. حتی ‏عدالت اقتصادی هم در سایه آزادی های واقعی که از جمله آزادی بخش خصوصی ‏است محقق می شود شما نمی توانید پیشرفت در جامعه داشته باشید اما بخش ‏خصوصی شما و تولید و سرمایه گذاری صادرات و واردات شما در دنیا مشکل باشد.‏

ما می گوییم عدالت را وسیع معنا کنید و مهمترین وجه عدالت حاکمیت انسان بر ‏سرنوشت و استقرار نظامی است که مبتنی بر خواست و رضایت مردم باشد حاکمان ‏در برابر مردم پاسخگو باشند این خواست مورد توجه شماست و خواست تاریخی ‏است.‏

شما می دانید دین وجوه و شؤون گوناگون دارد. یکی اعتقادات است و نیز بندگی ‏خدا و ارتباط ویژه با خالق، از جمله مناسک و عبادات که بسیار مهم است و دیگری ‏اخلاق که مبنای شخصیت و رفتار فرد متدین است و پیامبر برای تکمیل مکارم ‏اخلاق مبعوث شده اند و دیگری معاملات و سیاسات. سکولاریسم نسبت به دو وجه ‏اول بی تفاوت است، حتی در بعضی وجوه آن به آنها احترام هم می گذارد و در ‏بخش سوم است که دخالت دین را روا نمی داند.‏

اگر دین به طور عام و اسلام به طور خاص بتواند خواست های تاریخی و اجتماعی ‏جوامع را که عدالت و آزادی و پیشرفت و عزت و حرمت است این را تامین کند چرا ‏بی خود جامعه به سمت سکولاریسم برود؟

اگر دین مقابل با آزادی انسانها درعرصه و سپهر اجتماعی و رویارو با حق حاکمیت ‏انسانها باشد اگر دین مقابل با حقوق بشر و حقوقی که انسانها باید داشته باشند ‏قرار گیرد نتیجه طبیعی آن سکولاریسم است.‏

اینکه ما افتخار داریم جمهوری اسلامی مطرح شده است اولا جمهوری مطرح ‏شدنش مسئله مهم است ثانیا اسلامی مطرح شدن یقینا به این معنی است که ‏اسلام سازگار با جمهوریت و دموکراسی است.‏

به صراحت بگویم امروز دو قرائت از اسلام وجود دارد اسلامی که برای انسان حقوق ‏انسان حرمت انسان رای انسان و رضایت انسان در حکومت هیچگونه ارزشی قائل ‏نیست و اسلامی که می گوید من به آزادی و حرمت انسان باور دارم اسلام معنی اش ‏این نیست که جریان و گرایش خاصی بیاید و به هر قیمتی که هست سلیقه های ‏خودش را برجامعه تحمیل کند حتی وقتی می گوییم جمهوری اسلامی یعنی ‏حکومت اسلامی هم که باید ارزش های الهی داشته باشد باید متکی به رای و ‏رضایت مردم باشد.‏

اختلاف بنیادی اصلاح طلبانی که دلبسته به انقلاب و جمهوری اسلامی هستند با ‏دیگران در همین نحوه دیدگاه است.‏

چرا ما اینقدر روی انتخابات تکیه می کنیم؟چرا انتخابات را مهم می دانیم چون ‏انتخابات اصل جمهوریت نظام و مردم سالاری نظام است.‏

بحث پارلمانی یا ریاستی که مطرح می شود اصل این است که آیا مردم سالاری ‏هست یا نه؟اگر باشد شکل آن مشکل ندارد ولی اگر نباشد هر کدام ممکن است ‏مشکل داشته باشد دغدغه باید این باشد که چقدر رای مردم موثر است؟چقدر مردم ‏میتوانند اظهار نظر کنند؟چقدر اظهار نظر و رأی آنها تاثیر گذار در سرنوشت جامعه ‏است این مساله مهمی است.چقدر نهادهایی که می خواهند حکومت کنند برآمده از ‏آرای جامعه و کل جامعه هست؟ این را باید مورد توجه قرار داد این مساله مساله ‏مهمی است.‏

انتخابات قلب مردم سالاری است و انتخابات یعنی همه مردم با همه سلایق با همه ‏گرایش ها با همه قومیت ها با همه سلیقه ها و گرایش های اعتقادی و سیاسی ‏بتوانند شرکت کنند و رای بدهند.‏

نهادهایی که روی کار می آیند در مقابل مردم مسئول باشند و مسئولیت خودشان ‏را بشناسند این مسئله مورد خواست است.‏

امروز در دنیای اسلام این همه تحول ایجاد شده است هم بخصوص جوانان می ‏گویند ما دیکتاتوری نمی خواهیم؛می گویند حالت فوق العاده نمی خواهیم می ‏گویند مجلسی که در آن احزاب و گروهها نباشند و انتخابات نباشد نمی خواهیم ‏انتخابات آزاد می خواهیم حاکمانی می خواهیم که برآمده ار اراده ملت و مسؤول در ‏برابر آن باشند.‏

برای من تاثر آور است که انقلاب ما که جمهوری اسلامی را مطرح کرد که همه این ‏خواست های تاریخی مردم را باید برآورده کند بعلاوه ارزش های الهی اخلاق؛عدالت ‏و نظایر اینها حالا در درون خودمان با این آرمان ها فاصله می بینیم و در بیرون هم ‏حرکت های جهان اسلام کمتر به وجه اسلامی نظام مورد نظرش اهتمام دارد.‏

در عرصه حیات اجتماعی وقتی می گوییم جمهوری اسلامی باید وجه بارزش اخلاق ‏باشد.می شود جمهوری اسلامی داشت دروغ؛تهمت و هرگونه برخورد ناروایی رایج ‏باشد؟ فسادهای بزرگ وجود داشته باشد بازخواست نباشد لااقل اعتماد به این ‏نباشد که آیا برخورد با این مساله درست می شود یا نه؟

اگر ما رعایت کنیم خواستی که اصلاح طلبان داشتند و دارند واقعا امروز در تمام ‏مناطق اسلامی چرا نبایند بگویند یک نظام اسلامی می خواهیم چرا از کنار این رد ‏می شوند و می گویند فلان الگو را قبول نداریم الگوی جای دیگر را قبول داریم.‏

اگر از انتخابات دفاع می کنیم از همان اسلامی دفاع می کنیم که مردم ما در انقلاب ‏به آن دلبسته بودند ورای دادند و کار را انجام دادند و به همین دلیل انتخابات برای ‏ما مهم است.انتخابات ملک طلق هیچکس نیست حق یکایک افرد ایران است. اگر ‏انتخابات آزاد و سالم و رقابتی برگزار شود همه با کمال میل در آن شرکت می کنند. ‏اصلا وظیفه ماست حق همه ماست و وظیفه ملی و دینی ما شرکت در انتخابات ‏است. کسی که دل بسته به انقلاب و ایران است هیچ گاه با تحریم انتخابات موافق ‏نیست. اما شرکت در انتخابات شرایط خاص خود را دارد. ‏

اگر در همه حوزه ها نامزد های مورد علاقه همگان باشند و تضمینی باشد که اساس ‏تعیین کننده رأی مردم است و فضا باز و آزاد و متناسب با انتخابات سالم و رقابتی ‏باشد همه شرکت می کنند. ‏

و نیز از مقدمات انتخابات مطلوب فضای آزاد و رقابتی است. بسیار باید متأسف ‏بود که شاهد وجود این فضا نیستیم و حتی گاه درست نقطه مقابل آن را می بینیم. ‏گروه ها و تشکل ها و احزاب محدودیت فراوان دارند و حتی اجازه برگزاری یک ‏مجلس به مناسبت عید سعید غدیر هم نمی دهند. اخیراً به جای آزادی زندانیان ‏سخت گیری ها بیشتر شده. خیلی ها به زندان فراخوانده شده اند. احکام سخت ‏تازه صادر می شود و حتی به خاطر یک بیانیه یا یک امضاء با افراد برخورد می ‏شود و خیلی ها مورد بازخواست قرار می گیرند و این فضا باید تغییر کند.‏

من معتقدم هنوز هم راه خوشبختی ملت، تقویت نظام و حاکمیت و البته برآوردن ‏خواست های ملت برگزاری انتخابات آزاد و درست وخوب است.‏

بیایید به آینده نگاه کنیم هر کس در گذشته احساس می کند به او ستمی شده بگوید ‏گذشتم. البته به شرط این که آینده روشن و آزادی برای همه تضمین شود.‏

زندانیان آزاد شوند فضا باز شود البته که همه با رغبت در انتخابات شرکت می کنند ‏انتخابات با شکوه این چنینی بزرگ ترین تضمین کننده امنیت کشور است و امروز ‏خطرات بزرگی ما را تهدید می کند.‏

از سه نقطه جمهوری اسلامی و ملت ایران در معرض فشار است. یکی هسته ای ‏یکی حقوق بشر و دیگری مساله ترور که مطرح می کنند البته کاملا معلوم است ‏یک فشاری و حتی پشت آن یک سناریویی برای فشار بیشتر روی ایران وجود دارد.‏

همین پرونده هسته ای را ببینید، بنده به عنوان کسی که رونق هسته ای در دوره ‏بنده بود از زمان آقای هاشمی بود ولی در زمان بنده فعالیت گسترده تر شد، البته ‏کاملاً قانونی و رهبری هم این را قبول دارند و مساله پیشرفت هایی داشت جز جنبه ‏کمی که طبعا در این چند سال رشد پیدا کرده از نظر کیفی و رسیدن به آن تاپ غنی ‏کردن اورانیوم در زمان بنده به آنجا رسیدیم. 3.5 درصد در زمان ما غنی سازی شد. ‏البته با ده سانتریفوژ. در این مدت هم تلاش های خوبی شده است و واقعا اصلا ‏سیر به سوی بمب هسته ای نبوده و نیست.‏

نظر رهبری هم واقعا این نبوده و نیست که در زمینه نظامی توسعه پیدا کنیم و ‏حتی صریحاً به تحریم سلاح هسته ای نظر دادند.‏

سال 2008 آمریکا گزارش داد که از سال 2003 به این طرف ایران فعالیت نظامی ‏هسته ای ندارد که البته من هم آن روز رییس جمهور نبودم ولی موضع گرفتم که ‏قبل از 2003 هم فعالیت نظامی نبوده، حالا چطور شد در سال 2011 یک دفعه ‏ادعا می کنند فعالیت ها جهت نظامی پیدا کرده است؟

پیداست یک فکر بدی پشت این قضیه است که می گویند فعالیت نظامی داریم می ‏خواهند فشار را روی ایران زیادتر بکنند البته که رفتار و مواضع و گفتار ما ممکن ‏است اثر هم داشته باشد ولی پیداست یک طرح دیگری است برای فشار. بی خود ‏می گویند ولی می گویند.‏

این جریانی که با ادعای ترور ایجاد کردند و آمدند و گفتند الحمدالله افکار عمومی ‏حتی در غرب هم این را باور نکرد ولی اینها دارند ترتیب اثر حقوقی و اجرایی به ان ‏می دهند من واقعا با برداشتی که دارم می گویم این طور نیست و این نقشه ای ‏است علیه ایران. ‏

مساله دیگر هم همیشه ایران متهم بوده به نقض حقوق بشر و متاسفانه در داخل ‏هم کارهایی می کنیم که لااقل این امر توجیه پذیر می شود. ولی امروز نماینده ‏سازمان ملل آمده و گزارش داده به آنجا این خطری است که دارد مملکت را تهدید ‏می کند. حرف هایی که فرماندهان و مسئولان اسرائیل می زنند و بعضی غربی ها ‏هم حرف های تند می زنند. البته به نظرم خیلی از آن ها جنگ روانی و بلوف هست ‏ولی در عین حال دارند افکار عمومی را آماده می کنند که اگر یک روزی خدایی نکرده ‏بخواهند یک کاری بکنند این افکار عمومی آماده باشند.‏

بنده به صراحت بگویم اگر روزی و روزگاری خارجی بخواهد بیاید و دخالتی انجام ‏بدهد اصلاح طلب و غیراصلاح طلب با آن مقابله خواهند کرد.‏

ولی متأسفانه هم در آمریکا و هم در ایران کسانی هستند که بدشان نمی آید قضیه ‏به خشونت گرائیده بشود و مساله حادتر بشود امیدوارم آقای اوباما تحت تاثیر آنها ‏قرار نگیردو از راه و روش آقای بوش درس بگیرد و در ایران هم کسانی که نانشان در ‏بحران و خشونت و تنش است و ممکن است از حاد شدن قضیه بدشان نیاید،عقلای ‏قوم باید جلوی این را بگیرند، ولی آنچه مسلم است فرصت انتخابات فرصت ‏مناسبی است تا جلوی بسیاری از این توطئه ها گرفته شود و فضای آزاد و مناسب ‏با حضور همه جریان ها می تواند بسیاری از خطرات را رفع کند.‏

نمی شود انتخابات به سبکی باشد که یک سلیقه می پسندد و همه محدود باشند و ‏همه مجبور باشند شرکت کنند بزرگان و افراد مؤثر هم اگر بگویند شرکت کنند مردم ‏شرکت نخواهند کرد بنده می گویم بیایید فضا را آماده کنید زندانیان ازاد شوند، ‏حصرها برداشته شود، فضا باز شود این مردم ما اینقدر بزرگوار و خوبند این ‏جوانان ما که اینقدر رنج دیده اند اگر این فضا باز شود و به آینده امیدوار باشند ‏دارای گذشت اند، در این صورت مملکت تضمین و تامین می شود.‏

‏ به هر حال انتخابات خوب و مناسب و آزاد و با حضور همگان و تأمین شرایط ‏لازم برای آن بهترین راه تأمین امنیت کشور و نیز گذر به سوی آینده بهتر و امیدوار ‏کننده تر است. البته زمان به سرعت می گذرد و ممکن است فرصت ها از دست برود.‏

 

در آغاز این دیدار حاضران ضمن بیان مطالب و پرسش هایی چنین اظهار نظر ‏کردند:‏

‏-‏ جامعه نیاز به وحدت و یگانگی دارد و هر چه اعتماد میان دولت و ملت بیشتر ‏و محکم تر شود امنیت و پیشرفت هم بیشتر خواهد بود.‏

‏-‏ آزادی های اساسی حق ملت است و اگر آزادی خدشه دار شود استقلال، ‏عدالت و اخلاق هم لطمه می بینند، چنانکه دیده است.‏

‏-‏ استقرار مردم سالاری و توسعه لوازمی دارد که در بسیاری از کشورها به آن ‏اهتمام شده است. وجود انجمن ها، تشکل ها، احزاب مستقل و آزاد و ‏اصناف که هم افکار عمومی را نمایندگی و هدایت می کنند و هم مدافع منافع ‏قشرهای مختلف هستند برای پیشرفت جامعه و برخورداری از جامعه امن ‏و آزاد و پیشرو لازم است و متأسفانه از این بابت وضع مناسبی نداریم.‏

‏-‏ لازم است یک جبهه متحد از اصلاح طلبان تشکیل شود و این امر مانع ‏پراکندگی، رکود و یأس خواهد شد.‏

‏-‏ دانشگاههای تبریز بخصوص انجمن اسلامی دانشجویان همواره بر موازین ‏اصلی انقلاب و مشی اصلاح طلبی پای بند بوده اند و از این بابت هزینه ‏زیادی نیز پرداخته اند، از جمله در سال 1378 که به دانشگاه و دانشجویان ‏تبریز جفای مضاعف شد.‏

‏-‏ تنوع قومی و فرهنگی یک واقعیت است و احترام به حقوق و جایگاه اقوام و ‏فرهنگ ها همان گونه که در قانون اساسی آمده است باید رعایت شود، ‏بخصوص در مورد آذربایجان که همواره از ارکان ملیت ایران و پاسدار تشیع ‏بوده است. رعایت شأن تاریخی آذربایجان و تلاش برای به دست آوردن ‏جایگاه اقتصادی و توسعه این خطه و رفع محرومیت آن حتی می تواند پاره ‏ای از مطالبات و ادعاهایی که ممکن است درست هم نباشد را تحت الشعاع ‏قرار دهد و خنثی کند.‏


83 پاسخ به “سید محمد خاتمی: مردم در انتخابات غیر آزاد شرکت نمی‌کنند، حتی اگر بزرگان و افراد مؤثر بگویند”

  1. دانشجویان دانشگاه تهران گفت:

    تنها در صورت تحقق شرایط خاتمی در انتخابات شرکت و از جمهوری اسلامی دفاع خواهیم کرد

  2. مادر شهیدی از سپاه گفت:

    اگر زندانی های سیاسی آزاد شوند شاید در انتخابات شرکت نمائیم

  3. مهدی گفت:

    این آقایونی که الان در سپاه هستند کسانی هستند که اگر جنگ شود به هیچ وجه از کشور دفاع نخواهند کرد زیرا آلوده قدرت و مال دنیا شده اند. دلسوزان کشور همان هایی هستند که از سوی این جماعت از خدا بی خبر در اسارت هستند.

  4. محمد گفت:

    افرین بر خاتمی: اگر روزی و روزگاری خارجی بخواهد بیاید و دخالتی انجام ‏بدهد اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب با آن مقابله خواهند کرد

  5. محمد گفت:

    فراهم کردن انتخابات آزاد و آزادی میر حسین و یارانش شروط مردم آزاده ایران برای شرکت در انتخابات است.

  6. ناراحت گفت:

    واقعادلم برای میرحسین وکروبی میسوزه.اونا بخاطرملت جلوی ظالم سرخم نکردندوالان دارن تاوان پس میدن ولی ماچی?انگارکاملافراموش شدند.آقای خاتمی۲ساعت سخنرانی کردندوحتی اسمی ازاین۲بزرگوارنیاوردند.ایکاش من هم پیش میرحسین وکروبی زندانی میشدم چون بنظرم زندانی واقعی ماییم نه میرجنبش وشیخ شجاع.والسلام

  7. ناشناس گفت:

    بنده به صراحت بگویم اگر روزی و روزگاری خارجی بخواهد بیاید و دخالتی انجام ‏بدهد اصلاح طلب و غیراصلاح طلب با آن مقابله خواهند کرد.‏

    ولی متأسفانه هم در آمریکا و هم در ایران کسانی هستند که بدشان نمی آید قضیه ‏به خشونت گرائیده بشود و مساله حادتر بشود امیدوارم آقای اوباما تحت تاثیر آنها ‏قرار نگیردو از راه و روش آقای بوش درس بگیرد و در ایران هم کسانی که نانشان در ‏بحران و خشونت و تنش است و ممکن است از حاد شدن قضیه بدشان نیاید،عقلای ‏قوم باید جلوی این را بگیرند، ولی آنچه مسلم است فرصت انتخابات فرصت ‏مناسبی است تا جلوی بسیاری از این توطئه ها گرفته شود و فضای آزاد و مناسب ‏با حضور همه جریان ها می تواند بسیاری از خطرات را رفع کند.‏

  8. ابوذر گفت:

    جناب آقای خاتمی به عنوان کسی که همیشه برای شما احترام خاصی قائل بوده ام متاسفانه نمیتوانم فراموش کنم که در دوران هشت ساله دونت حضرتعالی بزرگترین لطمه از جانب دوم خردادیها یا همان اصلاح طلبان افراطی با ادعاها و تهمتها و شبه افکنی ها به بعضی از شخصیتهای تاثیرگذار در طول دوران استقرار جمهوری اسلامی ایران وارد آمد که شاید نا اهلان و غاصبین حال حاضر سرنوشت مردم کشورمان هنوز از همان تاثیرات استفاده میکنند و آنها نیز به تخریب بیشتر چنین شخصیتهایی ادامه می دهند . اگر منظور اینجانب را متوجه شده اید خواهشمندم با در پیش گرفتن اعتدال در کنار آن افراد قرار بگیرید و نگذارید مجلس و بقیه قوا و از همه مهمتر مجلس خبرگان رهبری کانالیزه و از طیف بله قربانگوها پر شود و بموقع با ابراز وجود مردم مایوس و دلسوز انقلاب را دوباره به صحنه انتخابات بکشانید تا شاید دوباره بتوان مسیر منحرف شده انقلاب را دوباره به مسیر امام برگردانید که اگر چنین نشود باید فقط دعا کرد امام زمان با ظهور خود به اصلاح امور بپردازد . متشکرم

  9. ناشناس گفت:

    در اخبار بود که دوبی که پیش از وقوع انقلاب اسلامی حتی انگشت کوچک ایران هم نمیشد یک قرارداد 18 میلیارد دلاری برای خرید 50 هواپیمای غول پیکر مسافر بری بسته است. و در اخبار بود که هواپیمائی کشور قطر که به اندازه یک محله کوچک تهران هم جمعیت و وسعت ندارد در حال هضم صنعت هواپیمائی کشورمان است. اگر یک ایرانی از غصه جان ببازد به او حرجی نیست ولی رهبران کشور خیال نکنند که ما آنها را خواهیم بخشید و یا با دسیسه ای که علیه کشورمان به اجرا در آمد کنار خواهیم آمد. فرصت ها به سر آمد و تمام شد و آنهائی که باید بروند باید بروند و در این تعارفی نیست. بیش از سی سال است که از زخم وارده بر پیکر ایران بی وقفه خون میچکد. آیا وقت برچیدن عوامل ضعف کیان و ملت و ملیت ما نرسیده است؟ از روش های قدیمی انتظار جواب نو نباید داشت …

  10. ایران دخت گفت:

    درود بر خاتمی بزرگ …….که هیچ گاه حمایت واقعی نشد ولی همیشه حمایت کرد …..در صورت اجابت خواسته هایی که مطرح کرد ..رای میدهم

  11. یک رزمنده سبز گفت:

    خوب بود و نشان دلیری سید محمد خاتمی. البته نشان می دهد فضای سیاسی اندکی باز شده است. شاید به دو دلیل رقابتهای درون حکومتی و فشارهای در حال افزایش خارجی.

  12. 2011 گفت:

    درود بر خاتمی .من یادم هست وقتی امام قطنامه را پذیرفت من در شلمچه بودم یکی از همین برادران سپاهی به امام توهین کرد گفت که امام چه کاره است که قطنامه قبول بکند حالا اینهایی که در مسایل مادی غرق شده اند پست ها پست شان کرده از خداشان است که چند صبای جنگی بشود مردم را به سمت فلاکت و بدبختی ببرند ما مردم ایران اگر اواره بشویم هیچ کدام از این همسایه های که با پول ایران خود را می چرخانند نمی گذارند یک متر پای ما به کشور گذاشته شود .مراقب رفتار سیاسی باشیم هر کس و هر فرد بی مسولیت جو گیر نشود 6و5 نفر دورش جمع شدند مطالبی را بگویید که نشود دیگر ان مطلب را جمع کرد.

  13. شفا گفت:

    درحال حاضرتحریم انتخابات بهترین گزینه است

    شایدیه ذره فضابازکنند مثل سال 88 امامادیگرفریب نمیخوریم

    پس خون نداها وسهرابهاچی خواهدشد
    جناب آقای خاتمی مردم به ستوه آمده اند آریاآرام نژاد هم دستگیرشد
    دیگردرجمهوری اسلامی همه چیزبی معناشده
    افرادورودی مجلس گلچین شده اند شمازحمتی خرج ندهید
    خداهمیشه بندگان خوبش رامحافظت کند
    ومیروشیخ که دربدترین شرایط هستند نجات بدهد

  14. ناشناس گفت:

    به صراحت می گویم حتی اگر یک زندانی در زندان بماند در انتخابات شرکت نمی کنم- خاتمی عزیز به هیچ وجه کوتاه نیا. آنها به ما احتیاج دارند نه ما به آنها.

  15. ناشناس گفت:

    آقای خاتمی با وجود اینکه دوستتون دارم و همیشه با احترام به صحبتهای شما گوش دادم . ولی تنها انتخاباتی که در اون شرکت میکنم ، رفراندوم برای نظام هستش . همین . آری یا نه به این نظام بی درو پیکر . با آرزوی موفقیت و سربلندی برای شما و تمام عزیزان در بند .

  16. میر حسین موسوی گفت:

    میرحسین موسوی در دیدار با دخترانشان گفته بود امیدی به شرکت در انتخابات نیست.

  17. شیرازی گفت:

    مهم این هست که ما میر حسین رو تنها نمی ذاریم ، در ضمن اگر جنگ شد ، دخالت شد هر اتفاقی افتاد اگر میر حسین عزیز آزاد بود ما برای جنگ و مقابله به مثل آماده می شیم وگر نه هیچ قدمی بر نمی داریم تا این حکومت به اضمحلال و درماندگی برسه بعد خودمون رهبرمونو آزاد می کنیم و با تدبیر اون به جنگ با دشمن می پردازیم ، یکبار با طناب پوسیده ی حاکمان فعلی رفتیم توی چاه ( انتخابات 88 ) دیگه بسمونه …

  18. بهاره گفت:

    آقاي خاتمي چرا در روال حرف هايتان حضور گسترده و به خيابان آمدن جوانان در سال 88 و تقلب حكومت را سانسور مي كنيد؟ براي من خيلي جالب است كه ايشان تا به حال صحبتي راجع به تقلب انتخاباتي نداشته اند! ممنون مي شوم اگر سايت كلمه نقد ما را به آقاي خاتمي برخلاف هميشه سانسور نكند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  19. امیدوار دل نگران گفت:

    خاتمی عزیز … اصلاح طلب هستم و با تمام توان اندک مادّی و معنویم، از وطن خویش در هر شرایطی در مقابل حمله خارجی دفاع خواهم کرد. امّا ضمناً نگران آن هستم که اگر کوتاه بینی حاکمان و کارنادانی آنان به همین نحو در سرخورده نگاه داشتن مردم ادامه بیابد، در آن زمان که لازم افتد (مشابه با آنچه درباره انتخابات و رأی دادن مثال آوردی) حتّی اگر بزرگان و افراد مؤثر هم بگویند، مردم دل زده از جور حاکمان، به دفاع آنچنان که شایسته است برنخیزند. این نیز خطری جدّی است که برای رفع و جبران آن از سوی حکومت، زمان به سرعت در حال سپری شدن است و اگر دیر شود شاید دیگر بازسازی اعتماد مردم در زمانی کوتاه ممکن نباشد. امید دارم که به آنچه خیراندیشانه به حاکمان توصیه می داری، گوش شنوایی پیدا شود.

  20. ستارخان گفت:

    آذربایجان با اینکه در مبارزات استبدادی در خط مقدم بوده اما همواره مورد کم لطفی قرار گرفته است. چند مورد را بعنوان مثال می نویسم.
    1- به قول وزیر علوم وقت ابعاد حادثه ی 20 تیر دانشگاه تبریز که در اعتراض به ماجرای کوی دانشگاه تهران در سال 78 در تبریز به وجود آمد به مراتب بدتر و گسترده تر بود اما هیچ وقت در رسانه ها و تریبونها و سایتها بدان اشاره نمی شود.
    2- در اوایل انقلاب جریان حضرت ایت الله سید کاظم شریتمعداری بشدت سرکوب شد بسیاری از حرفهایی که اکنون بعضی از مراجع و اصلاح طلبان می گویند ایشان در آن زمان موضعگیری کردند.
    3- در جریان سال 85 معترضین به مطالبات قومیتی و مدنی آذربایجان سرکوب شدند و هیچ صدایی هم شنیده نشد. به نظر می رسد که وقت آن رسیده ما ایرانیان مصالح ملی و کشوری را بر مسائل قومی و نژادی مقدم بداریم. خون همه شهرواندان باید به یک رنگ باشد نه یکی رنگین تر و دیگری کم رنگ.
    اخیرا” دکتر صادق زیبا کلام مقاله ی بسیار خوبی در باره نژاد پرستی ایرانیان نوشته بود. تحقیر یک ملت و یک قومیت خیلی خطرناک است و دشمنان و فرصت طلبان هم بلافاصله سواستفاده می کنند. به نظر بنده در کشور ما به توجه به تنوع قومیتی و مذهبی در مورد اقوام و مذاهب، مطالعه و کار کمتری صورت گرفته و به مطالبات اقوام کمتر توجه شده است.البته ناگفته نماند که معمولا” نامزدهای اصلاح طلبان در بین اقوام رای بالاتری دارند.
    ایران یعنی یک شهر، یک زبان، یک قوم، یک مذهب،یک دین، یک رنگ و یک دانشگاه نیست بلکه رنگین کمانی از رنگهای مختلف است و هر جنبش، حزب و حکومتی بدون توجه به مطالبات رنگها ی مختلف موفق و پیروز نخواهد شد. البته در منشور رهبران جنبش سبز این مساله تاکید شده و جای بسی امیدواری و خوشحالی دارد.

  21. جواد گفت:

    تمامی مصائبی که در سرزمین ما پیش امده است بخاطر ایستادگی نکردن در برابر طالبان ایرانی میباشد, متاسفانه باید منتظر مسائلی بدتر نیز بود.
    ازادی زندانیان سیاسی ایران و ازادی رهبران جنبش سبز میتواند ملت را امیدوار به اینده کند و از خطراتی که در پیش است جلوگیری کند.
    رهبران جنبش سبز مردم ایران را ازاد کنید, زندانیان بی گناه سیاسی ایران را ازاد کنید.

  22. ناشناس گفت:

    تنها تحریم کافی نیست با کار های سیاسی جوی بوجود بیاوریم.که انها نتوانند ببرند بدوزند.و به کامشان شیرین باشد.

  23. ناشناس گفت:

    آقاي خاتمي سر موضع حداقلي و منطقي خودتان باقي بمانيد و کوتاه نياييد.ما هم کنار شما هستيم.

  24. کیانوش انصاری گفت:

    نباید به دشمن اجازه داد به ما امیدوار باشد

  25. رامين گفت:

    يا سلام به خدمت مردي ازاد انديش اقاي خاتمي .اقاي خاتمي با وجود ولايت مطلقه و شوراي نگهبان حاميان دزد و دغلكار شركت در انتخاباب خيانت با ارمان شهدا و كشور است با عدم شركت در انتخابات سرمداران حكومت متوجه مي شوند كه مردم اينها را نمي خواهند خيانتي كه در طول اين شش سال به كشور شده است در تاريخ سراغ نداريم اصولگرايي يعني نابودي كشور و تاراج بيت المال

  26. ناشناس گفت:

    کدوم نظام ؟ نظام دیکتاتوری ولی فقیه یا نظام مردمسالار ؟ آقای خاتمی نجیب، کلا مردم از هر نوع نظام دیکتاتوری به هر شکلی دیگه عبور کرده اند

  27. چه باید کرد؟ گفت:

    مسئله نظام ولائی در اینست که مشروعیت مردمی ندارد وبا بکارگیری زور و درآمدهای نفتی حکومت می کند. برای کسب مشروعیتی نسبی حاضر به هر کاری است و این مسئله اوضاع را خطرناک می کند: چه سازش با سرمایه داری جهانی شده و چه درگیری با آن. هدف حفظ موحودیت نظام است بهر شکل. البته فراموش نمی کنیم سالهاست توصیه های بانک جهانی وصندوق بین المللی پول اجرا می شود و چون بقیه نقاط جهان وابسطه در بحران است(اقتصاد کازینوئی)

    مسئله آمریکا واتحادیه اروپا ودیگران در گیر با سرمایه داری جهانی شده چیست؟ آنها با بحرانی رادیکالی مواجهند که نیاز به پاسخی رایکال دارد که به هیچ وجه خواستار آن نیستند. ومدتی است که برای خروج از این و ضع وهمچنین منحرف کردن اذهان، دست به تهاجم زده اند.

    حال مسائل این دو جبهه را با هم در نظر گیریم: کشورهای در گیر با بحران و نظام ایران هردودر تنگنای سختی گرفتارند و تنها هدفشان نجات از این تنگناست وبه قول خودشان همه راه حل ها روی میز است! شرایطی بس ناپایدار و خطرناک.

    بقول معروف چه باید کرد؟ کار ما مشکل تر از هر دو آنهاست! چون نه سازش آنها ونه در گیریشان، هیچکدام به نفع مردم ما نیست . تنها راه راهی است که مردم ما دست در دست هم پیدا خواهند کرد: افشای این شرایط پارادگس (تضاد لاینحل)

    باید بد رفتاری های نظام با زحمتکشان کشورمان را افشا کرد. باید بازارهای مالی لجام گسیخته در ایران وجهان را افشاکرد باید از مردم یونان طرفداری کرد باید دخالتهای در در کشور های عرب را افشا کرد.
    بله کارهای زیادی در پیش است. براستی صورت مسئله ساده است ولی حل آن نیاز به هم جوشی و همکاری همه ما دارد. و امکان پذیر است چون مشکلات دارد غیر قابل تحمل می شود.

  28. ناشناس گفت:

    سید جان ضمن اینکه گفتید عقلای قوم که به نظر من عقلائی نمانده یک مشت اوباش شده اند نمونه نظام همه همدیگر را متهم به دزدی میکنند در مورددوم هم یکی مثل من برای این نظام فرزندم را قربانی نمیکنم که این نظام بماند دوباره به فرزند من ظلم کند از ترس به زندان افتادنش هی بگم مادر ساکت مادر هیس مدام تهمت بزنند که از خارجی خط میگیریم نخیر من و فرزندانم برا ی این نظام به جبهه نمیرویم اگر شده فرزندم را قاچاقی به کشور دیگر میفرستم یا در هفت سوراخ قایم میکنم اما از جبهه خبری نخواهد بود که دزدان گردنه گیر دوباره به صحنه بیایندبه سرنوشت همت ها و باکری ها فکر کنید ببینید دیگر کدام نظام وقتی قربانیانی که برای این نظام جان خود را فدا کردند الان خانواده شا ن حق حرف زدن ندارند دیگر جنگ برای کی برای چی خوب بمب اتم نسازند کوتاه بیایند

  29. ناشناس گفت:

    هیچ کس و هیچ کس در هر پست و مقامی از شخص اول مملکت و الی اخر نمی تواند تضمین ازادی انتخابات را بما دهند الا امثال میر حسین و شیخ شجاع و تاج زاده ها و فقط اینان هستند که میتوانند سبب حضور ما در انتخابات شوند و لا غیر

  30. ناشناس گفت:

    بزگوار گرانقدر جناب اقای سید محمد خاتمی انسان شریف ونجیب ایران زمین برای حفظ این سرزمینی که در مدیریت رهبری ویارش در مدیریت قوه مقنعنه با وزیران بی خاصیت مرگ انقلاب وایران راسرعت بخشیده اند والان بیش دوسال است این سرزمین تنها جسدی بیش نیست وبیگا نه گان به خوبی همه موضوعات را از درون همین دولت یار با همه اطا عات به دست انها می رسانند تا به مرگ حتمی انقلاب جشن ها بگیرند و تنها با ازادی همه زندانیان در بند این حکومت نا محرم به انقلاب و با ازادی انسانهای با اخلاصی ومتدین شریف ونجیب اقایان مهندس میر حسین موسوی وجناب مهدی کروبی وسرکار خانم دکتر زهرا رهنورد می توانند جسد انقلاب وسر زمین ایران را زنده کنند این تنها راهی است که میتواند این جنگل غارت وبه اتش کشیده را از دست این به قدرت با همه وجو د شهوت هایشان جنایت میکنند تورا به هرکس اعتقاد داری قسمت میدهیم این نا بخردان جانی را از قدرت ولایی با عوامل مست در قدرت کنار شان مردم ایران را از این همه رنجها ودردها نجات بهدهید جمعی از عکاسان انقلاب وسالهای دفاع مقدس مردم ایران

  31. ناشناس گفت:

    یک نقد به برخی سخنان آقای خاتمی دارم و امیدوارم سانسور نکنید.
    ایشان در قسمتی از سخنان خود گفته اند:
    “مساله دیگر هم همیشه ایران متهم بوده به نقض حقوق بشر و متاسفانه در داخل ‏هم کارهایی می کنیم که لااقل این امر توجیه پذیر می شود. ولی امروز نماینده ‏سازمان ملل آمده و گزارش داده به آنجا این خطری است که دارد مملکت را تهدید ‏می کند. حرف هایی که فرماندهان و مسئولان اسرائیل می زنند و بعضی غربی ها ‏هم حرف های تند می زنند. البته به نظرم خیلی از آن ها جنگ روانی و بلوف هست ‏ولی در عین حال دارند افکار عمومی را آماده می کنند که اگر یک روزی خدایی نکرده ‏بخواهند یک کاری بکنند این افکار عمومی آماده باشند.”
    ایشان گزارش آقای احمد شهید را خطری برای کشور می دانند. بالاخره از نظر ایشان نقض حقوق بشر در کشور هست یا نه؟ اگر نیست پس حرف حساب ما در این دو سال و قبل از آن چه بوده است. موضع درست را آقای امیر ارجمند گرفته اند که موارد نقض حقوق بشر را برای آقای احمد شهید به طور مستدل و مستند ارسال می کنند.
    آقای خاتمی! نادیده گرفتن رای مردم، کشتن جوانان معترض (که اعتراضشان را مسالمت آمیز بیان کرده اند، حتی یکی از تجمعا،ت تجمع سکوت بود)، برگزاری دادگاه های دسته جمعی فرمایشی و استالینیستی و صدور احکام از قبل تعیین شده، دادگاه های غیر علنی، عدم برخورداری از وکیل، شکنجه تا حد مرگ برای اخذ اقرارهای خلاف واقع و طبق دیکته بازجویان، تهدید خانواده های زندانیان و حتی مواردی بازداشت و تهدید آنان، عدم برحورداری از حق ملاقات با خانواده، عدم دسترسی مردم به مطبوعات آزاد، بازداشت فله ای روزنامه نگاران، دانشجویان و یاران خود شما، بله آقای خاتمی یاران خود شما و و و … اگر نقض حقوق بشر نیست، پس چیست؟

  32. ایمان گفت:

    احسنت

  33. محمد گفت:

    کار خیلی وقته که از کار گذشته…جمهوری اسلامی بدون شک سقوط خواهد کرد.

  34. kamran گفت:

    اقای خاتمی تنها رییسجمهوری بود که مملکت را با نفت 8دلاری اداره کرد کشوررا در شرایط بد سیاسی واقتصادی جهانی به خوبی مدیریت کرد به رای مردم احترام میگذاشت به فکر مردم بود وهست درود بر او وهمفکرانش

  35. ناشناس گفت:

    سید بزرگوار با تبریک عید سعید غدیر خم به شما و خاندان معززت اگر حاکمیت مایل است مردم در انتخابات شرکت کنند باید شرایطی را که جنابعالی تعیین نموده اید را محقق کند یعنی ازادی زندانیان سیاسی رفع حصر از نخست وزیر امام ره و شیخ کروبی و ووو در غیر اینصورت حاکمیت اقتدارگر بداند در انتخابات شرکت نمی کنیم یعنی
    رد شرایط سید محمد خاتمی = تحریم انتخابات
    و عزل نظام از مشروعیت مردمی مساوی سقوط مطلق نظام و ولایت فقیه

  36. رضا گفت:

    به عنوان یک جوان که غرور و حیثیت و آرزوهایم بر باد رفت و با تمام احترامی که به آقای خاتمی دارم باید بگویم دیگر در هیچ انتخاباتی در چارچوب سیستم فعلی شرکت نمیکنم، مگر رفراندمی برای تعیین یک نظام حکومتی جدید. آقای خاتمی، نسل جوان و سوخته ی ما که بیش از هفتاد درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهد هیچ نقش و اراده ای در سر کار آمدن نظام فعلی ندارد. شما که از رهروان آیت الله خمینی هستید باید بدانید که ایشان گفته اند: پدران ما حق تعیین سرنوشت برای نسل ما را نداشته و ندارند حتی اگر همه ی آنها به نظام خاصی با اکثریت آراء رأی داده باشند. حالا حرف ما جوانان امروز هم همین است. ما میخواهیم سرنوشتمان را خودمان تعیین کنیم همانطور که شما و پدران ما سرنوشتتان را خودتان انتخاب کردید.

  37. دادار گفت:

    ازاقای خا تمی بعید است که چنین تعریفی درسخنرانی خودا زسکولاریسم ارائه بدهند ایشان فرموده اند براساس سکولاریسم دین باید ازعرصه وسپهر اجتماعی بیرون برود..سکولاریسم کجا چنین تعریفی از دین کرده براساس سکولاریسم نهاد دین باید ازدولت جدا باشد .اساسا دولت باید نسبت بدین بیطرفی کامل رارعایت کند همان چیزی که تاحدودی امروز درجوامع دمکراتیک رعایت میشود.دریک جامعه سکولار اقای خاتمی نمی توانند بعنوان نماینده روحا نیت رئیس جمهور شوندولی بعنوان یک شخص یا نماینده یک حزب سیاسی حق نامزد شدن را دارند

  38. ایرانپرست گفت:

    خاتمی بهتر از هر کسی میداند که امکان ندارد زندانیها ازاد شوند .. !!

    آخر رای گیری آزادانه چطور امکان پذیر است وقتی رئیس جمهور منتخب ملت در زندان است ؟؟؟!!!!
    باید از ایشان پرسید که از کجا تا به این حد اطمینان دارید که مردم بی دفاع برای حمایت از دیکتاتوری حاکم در برابر متجاوزان مقاومت میکنند؟ مگر در عراق اینچنین بود!؟

    به نظرم این شاید حرفها بنوعی اولتیماتومی بود به حاکمان نظام مبنی بر اینکه اتحاد رمز پیروزی درجنگ روانی و نظامیست و اتحاد تنها در سایه ایجاد فضای آزاد سیاسی و ایجاد انواع آزادی دیگر امکان پذیر است ..
    اما ناراحتم ازاین که او به گذشته و حال نگاه بسیار کمرنگی دارد و پیوسته به آینده می نگرد !!! خاتمی به عنوان رئیس جمهور سابق جمهوری اسلامی که هیچ حتی به عنوان یک سیاستمدار ایرانی با وجود همه محدودیت ها هیچ صحبتی از تحولات سوریه نکرد و اشاره مستقیمی هم به میرحسین و کروبی و یا شهدای بی دفاع جنبش نکرد !!

    شاید هم منظور او متوجه کردن حاکمان به این قضیه بود یا کسب اعتباری نزد حکام برای ورود به عرصه سیاسی و در نهایت طی شدن روندی دموکراتیک و آرام تا رسیدن به دموکراسی !

    به هر حال من به عنوان یک اصلاح طلب خاتمی را تنها یک تئوریسین خوب و یک سیاستمدار سالم میدانم و نه یک لیدر سیاسی ،لیدر کسی مانند میر حسین است که جدا از صداقت و میهن دوستی شهامت عمل را نیز داراست حتی در برابر ملت ناسپاسش ……با اینحال زنده باد خاتمی، میر حسین ،کروبی، زندانیان سیاسی و هرنوع اصلاح طلبی و میهن پرستی در جای جای دنیا V~v

  39. مهناز گفت:

    تنها در یک انتخابات شرکت می کنم و اون هم رفراندوم جمهوری اسلامی آری و یا نه !

  40. بسیجی بی نام و نشان گفت:

    باشه.شما چند نفری که اینجا نظر دادید شرکت نکنید.ببینم مجموعا چقدر میشید…

  41. دادار گفت:

    اقای خاتمی درمورد موارد نقض حقوق بشر وگذارش اقای احمد شهید گذارشگر حقوق بشر سازمان ملل خوب است به دهمین نامه اقای نوریزاد به رهبری مراجعه کنند.جناب خاتمی این امامزاده یعنی جمهوری اسلامی که شما وبعضی ازاصلاح طلبان از ان دفاع میکنید هیج معجزه ای نخواهد کرد ا گرکور نکند شفا نیز نخواهد داد وشما با این صحبتها همین مقدار اعتباری راهم که درمیان مردم دارید ازدست خواهیدداد

  42. مرگ بر فتنه گر گفت:

    آخه کی شما رو تو انتخابات راه میده که حالا پیش شرط گذاشتید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    یارو رو تو ده راه نمیدادن سراغ کدخدا رو می گرفت

  43. ناشناس گفت:

    آقای خاتمی جای خالی رهبران جنبش را پر کنید . نقش تاریخی این روزهای خود را جدی بگیرید .

  44. نسل جوان و سوخته ی ما گفت:

    قبل از تصمیم گیری به شرکت یا عدم شرکت در این پروسه انتخابات باید دید این جریان منافع ملت رو تامین می کند یا منافع

    جناح زورگوی حاکم رو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیانت به خون شهدای جنبش از هر چیزی بدتر هست.
    یا حسین میر حسین

  45. آنتی متال گفت:

    درود بر محمد خاتمی بزرگ مرد ایران زمین.
    هیچگاه زحمات و تلاشهای تو را در اداره کشور فرامش نخواهیم کرد.

  46. علیرضا گفت:

    سید بزرگوار زنده باشی

  47. ناشناس گفت:

    به اطلاع آقای خاتمی می رسانم که حساب این مردم و این کشور از حساب این حکومت جدا است. مردم لحظه ای حاضر نیستند که برای دفاع از این حکومت هزینه کنند.

    بنابراین مشخص نیست جناب خاتمی از جناب چه کسانی صحبت می کنند؟ اگر منظور خودشان است که سابقه ایشان نشان می دهد که برعکس کروبی و موسوی چندان از شجاعت برخوردار نیستند. اگر منظور هم کسان دیگر هستند که مشخص کنند چگونه نظر دیگران را جویا شده اند.

    به نظر من آقای خاتمی و اصلاح طلبان اگر واقعا منافع کشور را می خواهند باید خود را به طور کامل از این حکومت جدا کنند و آنگاه به منافع ملی ایرانیان بیاندیشند. آنگاه می توانند به این پرسش پاسخ دهند که تداوم این حکومت بیشتر به منافع ملی ایران ضربه می زند یا حمله خارجی.

  48. ناشناس گفت:

    جمهوري اسلامي اون روزي كه جوانان رو توي كهريزك كشت, به دختر و پسر توي زندان تجاوز كرد و خون بيگناه و بيچاره رو توي خيابون ريخت, نابود شد. امروز هر كس حرف شركت در انتخابات رو بزنه خائنه به اين مردمه. حتي اگر زنداني هاي سياسي هم آزاد بشن مرده ها رو نميشه زنده كرد.

    جناب آقاي خاتمي قبل از اينكه خارجي ها بخوان اين نظام نابود شده رو اشغال كنن, مردم رو سازماندهي كنيد و تاريخ مردم سالاري ايران رو در مسير مناسبش قرار بديد.

  49. ناشناس گفت:

    تحت هر شرایط تحریم انتخابات

  50. بسیجی زمان جنگ گفت:

    بدو ن عملی شدن شروط خاتمی در انتخابات شرکت نخواهیم کرد.
    البته مثل صدام حسین رادیو تهران فردای انتخابات اعلام می کند که 99 درصد از مردم در انتخابات شرکت و به نظام آری گفتند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!