سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » احیای اعتماد ملی، راه مقابله با تهدید خارجی...

احیای اعتماد ملی، راه مقابله با تهدید خارجی

چکیده :رخدادهای داخلی از جمله حوادث دوسه سال اخیر و شکاف ایجاد شده میان نیروهای انقلاب و از دست رفتن مشروعیت مسئولان نظام در نزد مردم به صورت جدی، بیش از همه عوامل دیگر، مقامات آمریکا را به توفیق اقدامات‌شان امیدوار کرده است. اگر اعتماد ملی به عنوان یک سرمایه اجتماعی، احیا شده و هماهنگی و همکاری میان مجموعه نیروهای انقلاب و قوای نظام ممکن شود، در آن صورت آمریکا هیچ دستاوردی از این تلاشهایش حاصل نخواهد کرد....


علی شکوهی

روز ۱۳ آبان در تاریخ کشورمان با نام کشور آمریکا گره خورده است و هر ساله در چنین روزی، مسئله رابطه ایران و آمریکا از جمله ماجرای ۴۴۴ روز گروگان‌گیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران برجسته می‌شود. امسال اما این روز حس و حال دیگری دارد. از مدتی قبل هم مقامات آمریکا، ایران را با اتهامات جدی نواخته‌اند و هم جمهوری اسلامی با مطرح کردن وجود اسناد حمایت آمریکا از تروریستها، وضعیت تازه‌ای را در روابط فیمابین ایجاد کرده است.

واقعیت این است که آمریکا این ایام را برای مبارزه با انقلاب اسلامی ایران، ایامی بسیار مناسب تلقی می‌کند و دلیل این امر علاوه بر شرایط جهانی و منطقه‌ای، اوضاعی است که بر کشور و فضای سیاسی داخلی حاکم است و شکافی است که میان نیروهای انقلاب ایجاد شده است. در سالهای اخیر اقدامات متعددی علیه جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است که فهرست زیر می‌تواند گویای این اقدامات باشد:

اول – صدور قطعنامه‌های متعدد از سوی شورای امنیت به بهانه عدم همکاری ایران با جامعه جهانی در قضیه انرژی هسته‌ای که بهانه اقدامات ضدایرانی را به مخالفان داده است. کشور محور در تصویب این قطعنامه‌ها، آمریکا بوده است.

دوم – تشدید تحریمهای اقتصادی و فنی و علمی جمهوری اسلامی و از جمله تحریم بانکها و جلوگیری از صدور سرمایه به ایران و اخیرا مطرح کردن تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی . احمدی‌نژاد در سخنرانی مجلس برای دفاع از وزیر اقتصاد، برای اولین بار بر تاثیر جدی این تحریمها بر اقتصاد کشور صحه گذاشته است.

سوم – ادعای غیرحقوقی و کاملا سیاسی مسئولان سازمان جهانی انرژی هسته‌ای مبنی بر این که ایران در صدد تولید سلاح هسته‌ای است و تصریح بر این ادعا که قبلا صراحت آن سابقه نداشته است.

چهارم – تعیین نماینده ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای نظارت بر وضعیت حقوق بشر ایران و انتشار اولین گزارش از سوی این نماینده که طبعا جمهوری اسلامی آن را به عنوان فشار روانی و سیاسی علیه خود تلقی می‌کند و باز نقش آمریکا در این ماجرا برجسته است.

پنجم – طراحی یک برنامه برای معرفی جمهوری اسلامی به عنوان یک کشور تروریست و طرح یک ادعای سخیف و باور نکردنی از سوی مقامات آمریکایی مبنی بر نقشه ایران برای ترور سفیر عربستان در آمریکا. هر چند این ادعا بتدریج کمرنگ شده و مقامات کشورهای دیگر آن را جدی نگرفتند اما نشان داد که عزم آمریکا و مسئولان این کشور برای تروریست معرفی کردن جمهوری اسلامی بسیار جدی است.

ششم – تشدید اختلافات ایران با همسایگان از جمله عربستان و ترکیه با هدف منزوی کردن منطقه‌ای جمهوری اسلامی و بهانه‌سازی برای اتخاذ تصمیمات تازه علیه ایران.

هفتم – معرفی سپاه قدس به عنوان یک جریان تروریستی در جهان و تلاش برای تصویب تحریمهایی علیه مسئولان این سپاه در سطح نهادهای حقوقی بین‌المللی و حتی تجویز ترور مسئولان سپاه قدس

می‌توان باز هم این فهرست را ادامه داد اما مهمترین اقدامات خصمانه آمریکا علیه جمهوری اسلامی، همین است که برشمردم. حال این پرسش مطرح می‌شود که آمریکا در صدد چه تصمیم بزرگی علیه جمهوری اسلامی است و آیا می‌توان نتیجه گرفت که آمریکا ممکن است به ایران حمله کند؟

واقعیت این است که در وضعیت کنونی، آمریکا در صدد معرفی ایران به عنوان دشمن اصلی خود به جهانیان است. این امر به این دلیل صورت می‌گیرد که واقعا منافع این کشور در حوزه‌های مختلف، در تعارض با منافع جمهوری اسلامی قرار دارد. از سوی دیگر آمریکا بعد از کشتن بن‌لادن رهبر القاعده، نیاز به بدیل و جانشین دارد یعنی چنین به نظر می‌رسد که می‌خواهد به جای القاعده، سپاه قدس و به جای بن‌لادن، حاج قاسم سلیمانی را بگذارد. ظاهرا ادعای آمریکا در مورد نقش سپاه قدس در طراحی ترور سفیر عربستان در آمریکا، با هدف بزرگنمایی این سپاه و فرمانده آن صورت گرفته است و درخواست سناتورهای آمریکایی برای ترور سردار قاسم سلیمانی، حلقه‌ای از همین زنجیره‌ بزرگنمایی است. خانم کلینتون هم مدعی شد که طراحان ترور سفیر عربستان در آمریکا در صدد بودند به مردم این کشور نشان دهند که ما در کنار گوش شما هستیم. این سخن خانم کلینتون در واقع بخشی از انگیزه کاخ سفید را برملا می‌کند و نشان می‌دهد که آمریکاییان با چه هدفی به بزرگنمایی نقش سپاه قدس در اقدامات تروریستی می‌پردازند. حاکمان آمریکا می‌خواهند همان حس هراس و ترس از القاعده را به سپاه قدس نسبت دهند و حاج قاسم سلیمانی را مانند اسامه بن‌لادن معرفی کنند که هر لحظه ممکن است علیه امنیت این کشور اقدام کند. شنیده شده است که اوباما رئیس جمهوری آمریکا هم در همین زمینه، نامه‌ای را به رهبران ایران نوشته و در آن خواستار محاکمه فرماندهان سپاه قدس شده است که به زعم او، اقدام به کارهای تروریستی کرده‌اند. این نیز تلاشی برای تشدید اقدامات آمریکا علیه جمهوری اسلامی و مقدمه‌ای برای تصمیمات بعدی این کشور است.

بنده قبلا نوشتم که رخدادهای داخلی از جمله حوادث دوسه سال اخیر و شکاف ایجاد شده میان نیروهای انقلاب و از دست رفتن مشروعیت مسئولان نظام در نزد مردم به صورت جدی، بیش از همه عوامل دیگر، مقامات آمریکا را به توفیق اقدامات‌شان امیدوار کرده است. راه‌حل مقابله با این تهدیدها را هم از دل همین سخن می‌توان بیرون کشید به این معنا که اگر شکاف دولت – ملت در ایران کاهش یابد و اگر فضای سیاسی کشور همراه با مدارا و تحمل نیروهای مخالف و منتقد باشد و یک جریان بزرگ و آزمایش پس داده از نیروهای انقلاب، به بیگانه نسبت داده نشوند و به حصر و زندان و انزوا نروند و اگر اعتماد ملی به عنوان یک سرمایه اجتماعی، احیا شده و هماهنگی و همکاری میان مجموعه نیروهای انقلاب و قوای نظام ممکن شود، در آن صورت آمریکا هیچ دستاوردی از این تلاشهایش حاصل نخواهد کرد و اقدامات ضدایرانی‌اش، ناکام خواهد ماند، البته اگر …

منبع: نقد زمانه


6 پاسخ به “احیای اعتماد ملی، راه مقابله با تهدید خارجی”

  1. محمد گفت:

    کجاست گوش شنوا؟ اگر دیکتاتورها گوش شنوا داشتند که 33 سال پبش مردم ایران انقلاب نمیکردند.

  2. یک شیعه اثنی عشری گفت:

    عجیبه ؟؟؟؟؟؟ شما باز هم به مردم ایران اعلام بی اعتمادی کردید و فقط به نیروهای ((آزمایش پس داده از نیروهای انقلاب)) اعتماد میکنید . خوب این هم همون رفتار فعلی حاکمیت است دیگر … فقط فرق شما با حاکمیت فعلی این است که دایره خودی های شما وسیعتر است . بنده موافق رفتار امریکا نیستم ولی از گفتار اینطور بر میآید که شما درد ((عده ای )) از همفکرانتان را دارید و نه ملت و مملکت ایران . منظور شما از ((ملت)) در ((دولت – ملت )) تعدادی از نیروهاس سابق سهیم در حاکمیت است که الان رانده شده اند . شما همه ملت ایران را قبول ندارید . ما نسل سومی ها بعد از انقلاب به دنیا آمدیم ولی باید آنطور زندگی کنیم که پدرانمان به ما تحمیل کردند . ما هنوز هم در دیدگاه امثال شما حقی برای انتخاب نداریم . برای من عجیبه چرا امثال شما آقای شکوهی هنوز هم فکر میکنید حق مطلقید ؟ چرا فکر میکنید ما جوانان اگر افکارمان منطبق بر نظر شما نیست مارا طرد میکنید ؟ زمانیکه در این کشور تمام دیدگاه ها بتونن به طرز مسالمت آمیز ابراز عقیده کنند آنروز روزیست که کشورهای خارجی نتوانند در کشور ما دخالت کنند نه اینکه سهم خواهان طرد شده به دامن حاکمیت برگردنند . امیدوارم به همچین روزی برسیم

  3. ناشناس گفت:

    به “یک شیعه اثنی عشری”:
    احسنت به شما! جانا سخن از زبان ما مي گويي! اينها (امثال جناب شكوهي عزيز) فكر مي كنند ايده هاي 30 سال پيششان هنوز درست ترين است و بدون كوچكترين اصلاحي هنوز در فكر ايجاد آنها هستند غافل از اينكه نسل ما بسياري از آنها را ديگر قبول ندارد چون تجربه عملي آنها را ديده است.

  4. ناشناس گفت:

    آقا/خانم اثنی عشری:
    باشما صددرصد موافقم.

  5. همايون گفت:

    بنده هم معتقدم كه خطر بسيار نزديك است .آمريكا و متحدانش بيش از هر زمان ديگري به يك جنگ نيازمند هستند تا بتوانند مشكلات بيكاري وركود اقتصادي ومشكلات ديگرشان را سرپوش گذارند و حتي معتقدم شايد چند روز بيشتر فرصت نباشد . آما بنظر ميرسد دزدان و شيادان حاكم بر اين كشور نه خطر را ميبينند و نه نزديكي آن را . مانند راهزناني كه پس از غارت كاروان بر سر تقسيم غنيمت به جان يكديگر افتاده اند . حتي اگر ببينند هم ، آيا توانائي مديريت اين بحران را دارند ؟ از اين راهزنان جز زمين سوخته چيزي بجا نخواهد ماند.

  6. ش ش گفت:

    من از شدت ويراني و انهدام تاسيسات زير بنائي ي ايران در صورت يك حمله نظامي توسط يك نيروي مجهز به موشك هاي هدايت شوند اگاهم و اگر چنين اتفاقي بيافتد ديگر براي يكصد سال ديگر ايران قابل زندگي نخواهد بود و زمين سوخته اي است كه بايد همه ما به بنگلادش و افغانستان پناهنده شويم . هيچ غير نظامي يا حتي نظامي را لازم نيست مستقيما بكشند ( با يك عمل ساده شان با شليك 100-150 موشكك به اهداف كاملا مشخص، 30 مليون نفر ايراني را به تدريج در اثر نبودن اب، گاز، سوخت مايع، برق ، پمپ هاي بنزين و سوخت رساني و فلج شدن حمل و نقل، ‌سرما، نبودن يخچال و فريز و فساد كليه مواد غذائي در منازل و مغازه ها و انبارها ، و عدم امكان غذا رساني بيمارستان ها ،‌ و و و غيره ، خوابيدن تمام سيستم هاي كامپيوتري كه كشور امروز وابسته به ان هاست ، {{كه همه چيز و همه چيز كشور وابسته به نيروي برق است و كافي است ديگر برق نباشد }} در مدت يك ماه به قتل خواهند رساند‌،وضع بقيه هم جز ان هايي كه تبعيت دوگانه كانادا دارند ، تعريفي نخواهد داشت. )

    چون فقط كافيست 38 عدد نيروگاه حرارتي و گازي توليد برق ايران را (‌كل ان تعدادي كه وزارت نيرو در رسانه ها گزارش داده كه اين 50-60 هزار مگاوات يا هر چه كه هست را كه ما توليد داريم اين 38 تا يا بيشتر نيروگاه مي دهند) ، با موشك هدايت شونده از خليج فارس بزنند. ( كه حتي بچه مدرسه اي هاي خودمان امروز روي گوگل ارت محل دقيق شان را تا خطاي نيم متري مي دانند،‌حتي به اطلاعات سري سيا و امثالهم احتياج نيست ). حتي يك بمب يا فشنگ ديگر لازم نيست و يك سرباز هم نمي خواهد. در عرض كمتر از سه روز هيچ چيز در كشور باقي نمي ماند. (‌نيروگاه اتمي بو شهر را نزنند از لحاظ محيط زيست اعراب حاشيه خليج فارس بهتر است ، و گويا فقط 2-3 در صد كل نيروي ما را مي دهد)

    بنابراين كسي كه حمله نظامي و جنگ بخواهد قطعا مجنون است و تصوري از نابودي كشور در صورت چنين فاجعه اي ندارد.

    منتها اشكال اين است كه مردم ديگر هيچ راه اميدي براي رهائي از دست اين حكومت نمي بينند و امكان مقابله با اين نيروي جهنمي كه ميليارد ها دلار ثروت در اختيار دارد و براي ادامه بقا و جناياتش از هيچ چيز ابا ندارد و بي دريغ اعدام و شكنجه و حبس در دخمه ها مي كند،‌را نمي بينند.
    . لذا تقريبا اكثر جوانان ساده و معصوم و مظلومي كه مي بينم مشتاق حمله نظامي به ايران هستند و هرچه استدلال كني يك جواب ديوانه وار مي دهند كه : “”ديگه وضعمون بد تر از اين كه نمي شه !”” چطور به ان ها ،‌مليون ها نفر ، تفهيم كنيم كه وضع شان تا چه حد وحشتناكي مي تواند بدتر از همين بشود؟