چکیده : رخدادهای داخلی از جمله حوادث دوسه سال اخیر و شکاف ایجاد شده میان نیروهای انقلاب و از دست رفتن مشروعیت مسئولان نظام در نزد مردم به صورت جدی، بیش از همه عوامل دیگر، مقامات آمریکا را به توفیق اقداماتشان امیدوار کرده است. اگر اعتماد ملی به عنوان یک سرمایه اجتماعی، احیا شده و هماهنگی و همکاری میان مجموعه نیروهای انقلاب و قوای نظام ممکن شود، در آن صورت آمریکا هیچ دستاوردی از این تلاشهایش حاصل نخواهد کرد.
علی شکوهی
روز ۱۳ آبان در تاریخ کشورمان با نام کشور آمریکا گره خورده است و هر ساله در چنین روزی، مسئله رابطه ایران و آمریکا از جمله ماجرای ۴۴۴ روز گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران برجسته میشود. امسال اما این روز حس و حال دیگری دارد. از مدتی قبل هم مقامات آمریکا، ایران را با اتهامات جدی نواختهاند و هم جمهوری اسلامی با مطرح کردن وجود اسناد حمایت آمریکا از تروریستها، وضعیت تازهای را در روابط فیمابین ایجاد کرده است.
واقعیت این است که آمریکا این ایام را برای مبارزه با انقلاب اسلامی ایران، ایامی بسیار مناسب تلقی میکند و دلیل این امر علاوه بر شرایط جهانی و منطقهای، اوضاعی است که بر کشور و فضای سیاسی داخلی حاکم است و شکافی است که میان نیروهای انقلاب ایجاد شده است. در سالهای اخیر اقدامات متعددی علیه جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است که فهرست زیر میتواند گویای این اقدامات باشد:
اول – صدور قطعنامههای متعدد از سوی شورای امنیت به بهانه عدم همکاری ایران با جامعه جهانی در قضیه انرژی هستهای که بهانه اقدامات ضدایرانی را به مخالفان داده است. کشور محور در تصویب این قطعنامهها، آمریکا بوده است.
دوم – تشدید تحریمهای اقتصادی و فنی و علمی جمهوری اسلامی و از جمله تحریم بانکها و جلوگیری از صدور سرمایه به ایران و اخیرا مطرح کردن تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی . احمدینژاد در سخنرانی مجلس برای دفاع از وزیر اقتصاد، برای اولین بار بر تاثیر جدی این تحریمها بر اقتصاد کشور صحه گذاشته است.
سوم – ادعای غیرحقوقی و کاملا سیاسی مسئولان سازمان جهانی انرژی هستهای مبنی بر این که ایران در صدد تولید سلاح هستهای است و تصریح بر این ادعا که قبلا صراحت آن سابقه نداشته است.
چهارم – تعیین نماینده ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای نظارت بر وضعیت حقوق بشر ایران و انتشار اولین گزارش از سوی این نماینده که طبعا جمهوری اسلامی آن را به عنوان فشار روانی و سیاسی علیه خود تلقی میکند و باز نقش آمریکا در این ماجرا برجسته است.
پنجم – طراحی یک برنامه برای معرفی جمهوری اسلامی به عنوان یک کشور تروریست و طرح یک ادعای سخیف و باور نکردنی از سوی مقامات آمریکایی مبنی بر نقشه ایران برای ترور سفیر عربستان در آمریکا. هر چند این ادعا بتدریج کمرنگ شده و مقامات کشورهای دیگر آن را جدی نگرفتند اما نشان داد که عزم آمریکا و مسئولان این کشور برای تروریست معرفی کردن جمهوری اسلامی بسیار جدی است.
ششم – تشدید اختلافات ایران با همسایگان از جمله عربستان و ترکیه با هدف منزوی کردن منطقهای جمهوری اسلامی و بهانهسازی برای اتخاذ تصمیمات تازه علیه ایران.
هفتم – معرفی سپاه قدس به عنوان یک جریان تروریستی در جهان و تلاش برای تصویب تحریمهایی علیه مسئولان این سپاه در سطح نهادهای حقوقی بینالمللی و حتی تجویز ترور مسئولان سپاه قدس
میتوان باز هم این فهرست را ادامه داد اما مهمترین اقدامات خصمانه آمریکا علیه جمهوری اسلامی، همین است که برشمردم. حال این پرسش مطرح میشود که آمریکا در صدد چه تصمیم بزرگی علیه جمهوری اسلامی است و آیا میتوان نتیجه گرفت که آمریکا ممکن است به ایران حمله کند؟
واقعیت این است که در وضعیت کنونی، آمریکا در صدد معرفی ایران به عنوان دشمن اصلی خود به جهانیان است. این امر به این دلیل صورت میگیرد که واقعا منافع این کشور در حوزههای مختلف، در تعارض با منافع جمهوری اسلامی قرار دارد. از سوی دیگر آمریکا بعد از کشتن بنلادن رهبر القاعده، نیاز به بدیل و جانشین دارد یعنی چنین به نظر میرسد که میخواهد به جای القاعده، سپاه قدس و به جای بنلادن، حاج قاسم سلیمانی را بگذارد. ظاهرا ادعای آمریکا در مورد نقش سپاه قدس در طراحی ترور سفیر عربستان در آمریکا، با هدف بزرگنمایی این سپاه و فرمانده آن صورت گرفته است و درخواست سناتورهای آمریکایی برای ترور سردار قاسم سلیمانی، حلقهای از همین زنجیره بزرگنمایی است. خانم کلینتون هم مدعی شد که طراحان ترور سفیر عربستان در آمریکا در صدد بودند به مردم این کشور نشان دهند که ما در کنار گوش شما هستیم. این سخن خانم کلینتون در واقع بخشی از انگیزه کاخ سفید را برملا میکند و نشان میدهد که آمریکاییان با چه هدفی به بزرگنمایی نقش سپاه قدس در اقدامات تروریستی میپردازند. حاکمان آمریکا میخواهند همان حس هراس و ترس از القاعده را به سپاه قدس نسبت دهند و حاج قاسم سلیمانی را مانند اسامه بنلادن معرفی کنند که هر لحظه ممکن است علیه امنیت این کشور اقدام کند. شنیده شده است که اوباما رئیس جمهوری آمریکا هم در همین زمینه، نامهای را به رهبران ایران نوشته و در آن خواستار محاکمه فرماندهان سپاه قدس شده است که به زعم او، اقدام به کارهای تروریستی کردهاند. این نیز تلاشی برای تشدید اقدامات آمریکا علیه جمهوری اسلامی و مقدمهای برای تصمیمات بعدی این کشور است.
بنده قبلا نوشتم که رخدادهای داخلی از جمله حوادث دوسه سال اخیر و شکاف ایجاد شده میان نیروهای انقلاب و از دست رفتن مشروعیت مسئولان نظام در نزد مردم به صورت جدی، بیش از همه عوامل دیگر، مقامات آمریکا را به توفیق اقداماتشان امیدوار کرده است. راهحل مقابله با این تهدیدها را هم از دل همین سخن میتوان بیرون کشید به این معنا که اگر شکاف دولت – ملت در ایران کاهش یابد و اگر فضای سیاسی کشور همراه با مدارا و تحمل نیروهای مخالف و منتقد باشد و یک جریان بزرگ و آزمایش پس داده از نیروهای انقلاب، به بیگانه نسبت داده نشوند و به حصر و زندان و انزوا نروند و اگر اعتماد ملی به عنوان یک سرمایه اجتماعی، احیا شده و هماهنگی و همکاری میان مجموعه نیروهای انقلاب و قوای نظام ممکن شود، در آن صورت آمریکا هیچ دستاوردی از این تلاشهایش حاصل نخواهد کرد و اقدامات ضدایرانیاش، ناکام خواهد ماند، البته اگر …
منبع: نقد زمانه