گزارش کلمه از گشتهای ارشاد در تهران
چکیده : خانم چادری که مقابل سینما آزادی ایستاده و سعی می کند مانع از دستگیری دختر جوانی شود که مانتوی کوتاهی برتن دارد روبه مامور زن می گوید: «باور کنید با این کار من را هم از این چادرم شرمنده کرده اید از وقتی برخوردهای این گونه با دختران جوان داشته اید آنها نسبت به من و چادر من هم بدبین شده اند .مگر حجاب داشتن با اجبار و زور سر نیزه...
کلمه-سارا پردیس: این روزها ون های گشت ارشاد در خیابان های شهر تهران حضور پررنگی دارند و سرد شدن هوا هم مانع فعالیت شان نشده است. هر چند فرمانده نیروی انتظامی چند روز پیش اعلام کرد که در زمستان به گفته او بدحجابی کاهش می یابد اما گشتهای ارشاد این روزها تقریبا همه جای شهر دیده می شوند.
میدان های اصلی شهر تهران، پاساژهای شلوغ و پر رفت و آمد، مقابل سینما ها و مراکز تفریحی و ایستگاه های مترو محل اصلی استقرار این گشتهاست.
گشتهای ارشاد چهره ثابت شهرهای بزرگ در چند سال اخیر
چند سالی است که شهروندن تهرانی و شهروندان سایر شهرهای بزرگ با گشتهای ویژه ای در شهرشان به عنوان گشت ارشاد ،گشت امنیت اخلاقی و … مواجهند ، ماموران ویژه ای که در قالب این گشتها از سوی نیروی انتظامی ماموریت برخورد با زنانی را دارند که مطابق میل وسلیقه آنان لباس نمی پوشند.
این گشتها در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد فعالیت خود را آغاز کردند . این طرح در قالب طرح کلیتر ارتقای امنیت اجتماعی یکی از برنامه های اجرایی نیروی انتظامی بود. این طرح پس از تصویب در شورای عالی انقلاب فرهنگی و تائید رهبری، به عهده محمود احمدی نژاد گذاشته شد و از سوی او نیز به نیروی انتظامی ابلاغ شد.
این گشت ها سالهای گذشته در تعیین مصادیق برخورد با بدحجابی به جایی رسیدند که دخترانی را که در فصل زمستان چکمه های بلند می پوشیدند دستگیر می کردند. از تابستان امسال در حالی دوباره این گشتها فعالیت خود را آغاز کردند که بر خلاف سالهای گذشته خبری از اعلام مصادیق از سوی آنان نیست و ماموران زن و مرد مستقر در خیابان های شهر به صورت کاملا سلیقه ای زنان و دختران را بازداشت می کنند. بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم مدتی این گشتها از خیابان های شهر حذف شدند اما بعد از سرکوب شدید جنبش سبز و دستگیری و زندانی کردن هزاران نفر از مردم از سال گذشته این گشتها دوباره چند ماهی است به خیابان های شهر بازگشته اند.
یک نماینده مجلس سال گذشته در همین باره اظهار نگرانی کرده و گفته بود : «اگر ما مدتی است خودداری می کنیم، به خاطر این است که می گفتیم فتنه گران خفه شوند و از این فضا خارج شویم. الان روند بدحجابی به گونه ای شده که تبدیل به بی حجابی کامل شده است.» او همچنین تاکید کرده بود که مبارزه با آنچه که بدحجابی می خواند به عهده دولت است.
چند نما از گشت ارشاد در شهر تهران
ماموران گشت ارشاد در میدان ونک معمولا در ضلع جنوبی و یا شمالی آن می ایستند چند مامور زن و مرد نیز خارج از اتومبیل های ون که با آن به ماموریت آمده اند سر تا پای عابران پیاده را ورانداز می کنند تا جایی که اگر از کشوری دیگربه تهران آمده باشی از نگاه های زل زده این ماموران متعجب می شوی و ترس همه وجودت را می گیرد، اما دختران وزنان تهرانی به این نگاه ها عادت کرده اند و نحوه فرار از دست این ماموران را نیز آموخته اند. زنان و دخترانی که معمولا مانتوی کوتاهی به تن دارند و یا فکر می کنند که ظاهرشان مورد تایید ماموران نیست معمولا قبل از عبور از خیابان خوب همه جا را بررسی می کنند و از جایی عبور می کنند که این ماموران در آنجا نایستاده اند.
در روزهای آغازین این هفته، نیروهای گشت ارشاد درست مقابل یک فروشگاه معروف چرم فروشی در میدان ونک ایستاده بودند و مشتری های این فروشگاه را غافلگیر می کردند.
دختری که مانتوی قرمز رنگی بر تن داشت بلافاصله با برخورد ماموران زن مواجه شد.
«خانم !شما چند لحظه ای بیایید؟ ».
دختر ابتدا خود را به نشنیدن زد و به راه خود ادامه داد، اما مامور زن خیلی زود راه را بر او بست.
دختر جوان گفت : «ولی من که ظاهرم ایرادی ندارد مانتو بلندی هم برتن دارم».
مامور گشت ارشاد در حالی که سر تا پای دختر را وارسی می کرد، گفت:« ناخنهایت هم که لاک قرمز دارند ، مانتوی بلند پوشیده ای اما ظاهرت جلف و توی چشم است.»
دختر با زور ماموران زن به ماشین ون فرستاده می شود، ونی که باید ساعتها در آن گوشه بایستد تا پر شود و ماموران تصمیم بگیرند دختران را به خیابان وزرا ببرند جایی که پلیس امنیت اجتماعی معروف به اداره مبارزه با مفاسد اجتماعی در آن قرار دارد. در همین جاست که برای دختران بازداشت شده عکس و پرونده قضایی تهیه می شود و بعد از مدتی نصحیت، از دستگیر شدگان خواسته می شود که خانواده هایشان برای شان لباس مناسبتری بیاورند تا بتوانند آزاد شوند. لباس مناسبتر را سلیقه ماموران نیروی انتظامی تعیین می کند و معمولا مانتویی بلند و ساده و یا چادر مشکی.
خیلی وقتها هنگامی که از خیابان وزرا می گذری زنان و دخترانی را می بینی که با لباسهای چند سایز بزرگتر از خودشان از بازداشتگاه خارج می شوند، آنها چند ساعت بعد لباسهایی که معمولا مال خودشان نیست را به کناری می گذراند و بار دیگر هنگام خروج از خانه سعی می کنند در خیابان های شهر بیشتر دور وبر شان را زیر نظر بگیرند تا دوباره گیر ماموران گشت ارشاد نیفتند.
مهسا، 30 ساله یکی از کسانی است که تابستان امسال مقابل سینما قدس واقع در میدان ولی عصر تهران توسط ماموران گشت ارشاد دستگیر شد :«با یکی از دوستانم آنجا قرار داشتم به همین خاطر با اینکه می دانستم ماموران گشت ارشاد مقابل سینما ایستاده اند، از مقابلشان رد شدم. خیلی زود به خاطر شال رنگی ام دستگیرم کردند، ساعتها در اتومبیل ون از گرما عرق ریختم تا عاقبت ون را پر کردند و مرا به وزرا بردند، ماموران گشت ارشاد مثل مسافرکشها باید با خودروی پر حرکت کنند. تا آنجا که از چند ساعت حضورم در اداره وزرا فهمیدم آنها هر روز باید گزارش کاری بدهند یعنی اگر روزی به قول خودشان بدحجاب به پستشان نخورد هر زن و دختر بیچاره ای را به خاطر آمار کارشان بازداشت می کنند.»
مهسا تعریف می کند که آن روز همه تلاش خود را می کند که با خانواده اش برای آوردن یک شال مناسب تماس نگیرد: «می دانید خانواده من شهرستان زندگی می کنند و من سالهاست در تهران زندگی می کنم و فقط یک خواهر دارم که هزار گرفتاری دارد. تا ساعت ده شب بلاتکلیف بودم تا اینکه یکی از ماموران مرد در گوشم گفت اگر می خواهی سالم از اینجا بیرون بروی به یکی از اعضای خانواده ات زنگ بزن چون معلوم نیست شب اینجا چه اتفاقی می افتد . انقدر حرفهای او برایم تکان دهنده بود که به خواهرم زنگ زدم و شبانه از آنجا خارج شدم .»
عابران پیاده چه نظری درباره گشتهای ارشاد دارند؟
خانم چادری که مقابل سینما آزادی ایستاده و سعی می کند مانع از دستگیری دختر جوانی شود که مانتوی کوتاهی برتن دارد روبه مامور زن می گوید: «باور کنید با این کار من را هم از این چادرم شرمنده کرده اید از وقتی برخوردهای این گونه با دختران جوان داشته اید آنها نسبت به من و چادر من هم بدبین شده اند .مگر حجاب داشتن با اجبار و زور سر نیزه است؟»
هر چند استدلالهای خانم جوان جز نگاه های پر از تعجب مامور گشت ارشاد را به دنبال ندارد. او کشان کشان دختر جوان را به ونی که همان نزدیکیها ایستاده هدایت می کند.
او برایم تعریف می کند که بارها موقع برخورد ماموران گشت ارشاد با زنان و دختران در خیابان سعی کرده مانع شان شود اما معمولا استدلال های او هیچ فایده ای نداشته است او معتقد است که برخوردهای پلیسی این گونه با دختران و زنان تنها نتیجه عکس دارد و این زنان و دختران را بیشتر از حجاب و دین دور می کند.
یک خانم 35 ساله هم که مانتوی بلندی بر تن دارد می گوید: «بارها شاهد بوده ام که ماموران گشت ارشاد با زنان و دخترانی برخورد کرده اند که هیچ مشکلی در پوشش نداشته اند، من نگاه پر از نفرت این زنان را به این مامورها می بینم آیا آنها خود شاهد این نگاه ها نیستند و نمی فهمند که هر روز بیشتر از سوی جامعه مورد تحقیرواقع می شوند؟ هیچ زن و دختری را ندیده ام که با اصطلاح ارشاد آنان تغییری در ظاهرش رخ داده باشد و احتمالا با این برخوردها تنها از حجاب دورتر می شوند.»
پسر جوانی که با تذکر یک مامور گشت ارشاد به خاطر مدل مویش مواجه شده می گوید: «گاهی به ما پسرها هم گیر می دهند اما برای ما بیشتر در حد تذکر است اما دختران را زود بازداشت می کنند.»
او با با اشاره به صحبتهای احمدی مقدم که گفته در زمستان بدحجابی کاهش می یابد با خنده می گوید: « بد نیست مدام فصل زمستان را تمدید کنند تا حجاب همیشه خوب باشد این ها با این کارها راه به جایی نمی برند.»
فرمانده نیروی انتظامی چند روزپیش گفت: «در زمستان پوشیدگی بیشتر و رفت و آمد در خیابانها کمتر است. سفر و دریا و… نیز افت پیدا میکند و بسترهای بدحجابی کاهش مییابد.»
گشت ارشاد و همراهان زندانی جنبش سبز
در روزهای قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم یکی از شعارهای جوانان شهرهای بزرگ این بود : «دولت گشت ارشاد نمی خواهیم! نمی خواهیم.»
این شعارها و نارضایتی جوانان و مردم از این گشتها آنچنان زیاد بود که خیلی زود این مساله به یکی از چالش های جدی کاندیداهای ریاست جمهوری هم تبدیل شد.
میر حسین موسوی و مهدی کروبی هر کدام با انتقاد از گشت های ارشاد اعلام کردند که در صورت پیروزی در انتخابات این گشتها را جمع می کنند.
میر حسین موسوی، در اولین نشست خود با خبرنگاران پس از اعلام رسمی کاندیداتوری اش با بیان اینکه “مسائل اجتماعی باید با تکیه بر مزیت های اجتماعی بر اعتقادات و اعتماد به مردم حل و فصل شود و برخوردهای خشن اثر مثبتی ندارد” اعلام کرد که در صورت تصدی پست ریاست جمهوری “مساله امنیت اجتماعی و گشت های ارشاد” را جمع می کند.
این انتقادها به گشت های ارشاد که لبه اصلی اش متوجه دولت احمدی نژاد بود خیلی زود موجب شد که او هم در مناظره ها و بحث های انتخاباتی در این باره واکنش نشان دهد و بگوید که استقرار این گشتها بدون هماهنگی با دولت او صورت گرفته و او خود نیز با برخوردهای انتظامی در حوزه حجاب مخالف است . این حرفها خیلی زود موضع گیری اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی را به دنبال داشت که اعلام می کرد این گشت ها با موافقت شخص رییس جمهور در خیابانها مستقر و به تایید او رسیده اند.
میر حسین موسوی در یکی از برنامه های انتخاباتی خود نیز تاکید کرد که متاسفانه مشکلات در ریشه اش حل نشده و تا حدی که در حیطه اختیارات اش است با مساله گشتهای ارشاد مخالف است.او تاکید کرد که وجود گشتهای ارشاد حتی اگر همه خیابانهای شهر را پر کنند مشکلی را حل نخواهند کرد.
در اینجا باید از مسوولان پرسید که با سالها استقرار گشت ارشاد و پلیس امنیت اخلاقی در خیابانهای شهر آیا مشکلی از مشکلات جامعه حل شده است و آیا به راستی مشکلی که آنان به آن نام بدحجابی داده اند با وجود این گشتها ریشه کن شده است؟














این گشت ها در اوائل تابستون در سه راه راهنمائی و میدان احمد آباد و حتی سیمتری طلاب هم بودند
اما الان خبری از گشت ارشاد در مشهد نیست
فقط دوسرباز روی موتور سر سه راه راهنمائی نشستند که فک نمیکنم ربطی به حجاب داشته باشن
اما همیشه چند تا خانوم که هرکدومشون بی سیم هم دارن توی نمایشگاه بین المللی مشهد قدم میزنن
و با سلیقه خودشون به هرکس که میخوان گیر میدن
جوانها می گن دینی که وجودیت اش به چند تار مو وابسته باشه نمی تونه فراگیر باشه. عده ای دیگر می گویند که مگه ساختمان موی ما با آقایان فرق دارد؟ چرا اسلام در این مورد تبعیض قائل شده؟ عده ای هم معتقدند که نگاه روحانیت به دین فقط جنسی است و از قشر جامعه عقب هستند. حالا جواب اینهارو بدید با این رفتارهای ناهنجارتان!!! گسترش دینداری کرده اید؟؟ وااسفا.
این هم شده ابزار .وتوانستند با این ابزار انقلاب را ببیراهه ببرند. انقلاب 57 برای چادر نبود. برای عدالت اجتماعی بیشتر بود .که این عدالت را استبداد دینی.قورت داد طوریکه همه حاکم را بی غیرت کرده.حال از این بی غیرتها.که نتیجه اش اراذل اوباش که داخل ماشین پلیس .بجای دیدن خودرو پلیس و یا صدای اژیر فرار و وحشت جای خود را با ارامش عوض کرده. وبجای امنیت نا امنی اورده.تنها راه نجات مقابله با انهاست از سنگ وگوجه .روغن سوخته زیر چرخ و هو کردن استفاده کنیم.فقط با اتحاد هم
یکی از همکاران ما از جلوی دو گشت رد شده بود و سومی گرفته بودش! یعنی هیچ ضابطه ای حکمفرما نیست.
اما، مشکل ما موی دختران ما نیست، مشکل ما سگان هاری که به جان همین دختران افتاده اند هم نیست.
بلکه مشکل ما ساختاری ست که سنگ ها را بسته و سگ ها را آزاد کرده است.
مشکل ما دروغ است.
با سلامی به تمام آنهایی که قلبشان برای ایران وایرانی بودن می تپد گشت ارشاد سندی دیگر بر زورگویی های این رژیم است ولی این حنا دیگر رنگی ندارد چون برای انها مسئله حجاب یک دست اویزیست که اقشار مردم را به ان سرگرم کنند و آنها را بدین وسیله مورد آزار فکری و روحی قرار بدهند و این دلیلی است به ترس آنها از این مردم در طی شش ماه سال دختر مرا چندین بار گرفتنند از او بمانند زندانیان با پلاکارتی در گردن عکس گرفتند اسلام دین شفقعت ومهربانیهاست شریعتی می گوید خداازآدمهایی که ضعف وزبونی خودرا می خواهند با خدا پرستی جبران کنند بیزار است.از آنهاکه یک تخته شان کم است وجای خالی آن رابا مذهب پر می کنند نفرت دارد.زندگی هدیه خدابه تو است وطریقه زندگی تو هدیه ای است به خدا
خدايا ببين چگونه اينان به بهانه دين اينگونه مردم رو در تنگنا قرار دادن و تمام هويت انسان بودن رو زير سوال مي برن.خدايا تو شاهد باش.
یک عده ادم های متعصب و بیکار الدوله را به جان جوان ها در شهر ها می اندازند در خیا بان مانند سر راه بگیر ها ی دوران جاهلیت به دنبال جوان ها می دوند و ان ها را دستگیر و انواع توهین به انها می کنند . به انها می گویند مانند ما جاهل باشید و نادان و گر نه با شلاق ولایت روبرو هستید. دکتر شریعتی می گفت انقلاب در پایان به دست دو تیپ گرفتار می شود تهی مغزان پاک و تیز مغزان نا پاک . امروز تهی مغزان همین متعصب های نادان و بیکاره هستند که در خیابانها و دانشگاه ها به جان مردم می افتند .و تیز مغزان مانند جنتی ها و شریعت مدار های دزد و ادم کش و
خاوری های بانک ملی که افتخار می کرد بسیجی است کشور را دارند می چاپند و به پست و پولهای باد اورده رسیده اند
اینها خودشان هم به همان اسلامی که از آن دم می زنند اعتقادی ندارند.
این گشت ارشاد فقط بهانه ای برای ایجاد رعب و وحشت هر روزه در دل مردم است.
خدا پدر شعبان بی مخ های زمان شاه را بیا مرزد .این مامورین گشت ارشاد به مراتب از انها احمق تر و ادم کش تر هستند . در مشهد در همین دو هفته دو جوان یک دختر در مجلس جشن تولد کشته شد ویک پسر در دست مامورین گشت ارشاد در خیابان
مسخره ترین پلیس جهان در قرن 21 در ایران است یا از خانه های مردم بالا می روند یا در خیابان دنبال جوانان میدوند . به خدا به عنوان یک ایرانی خجالت میکشم از همچین جاهل هائی
در مقدمه کتاب ضیافت افلاطون که در زمان خاتمی به چاپ رسیده بود متنی وجود داشت که …در چاپهای بعدی از این کتاب حذف شد. پاراگرافی از این مقدمه را در اینجا قرار می دهم:
” در جوامع استبدادی همیشه زن و مرد از هم جدا می شوند تا مرد ها و زن ها چیزی که بینشان جریان داشته باشد، شهوت بیمار گونه ناشی از توهم شناخت از هم باشد، تا هیچ زنی و مردی زیبایی و زشتی واقعی را نتواند تشخیص بدهد و زن ها و مرد ها در انتخاب هم به اندازه شهوت برانگیز بودن توجه داشته باشند و بس ، نه چیز دیگری ..چرا؟؟ چون اگر در جامعه روابط زن و مرد آزاد باشد آن دیوار شهوت فرو می ریزد و زن ها و مرد ها زیبایی و زشتی واقعی را تشخیص می دهند و خانواده هایی که تشکیل می دهند بر دوست داشتن انسانی بنا می کنند و فرزندان سالم تربیت می کنند که تاب استبداد را ندارد و به عبارتی استبداد با وجود آنها بیگانه است، چرا که آزاد پرورش می یابند ”
امیدوارم منعکس نمائید . قلم فرانسه
همتون خجالت بکشید حقتونه انجوری باتون بر خورد بشه
نترسید.نترسید.ما همه با هم هستیم.باید در عمل پیاده شود
احمق ترین انسانها کسانی هستند که به دیگران می گویند مانند ما فکر کنید مانند ما لباس بپوشید مانند ما بیندیشید و گر نه شلاق و شکنجه و .. در انتظار تان است
dokhtarhaye khodeshono baiad didd badtar az hame migardan
اگر روزی در این مملکت انقلابی رخ دهد آنوقت نتیجه زحمات حضرات در حوزه دین را در اجتماع خواهیم دید
نتیجه کار گشتهای ارشاد و سایر ارگانهای مشابه سرکوبگر و کلا نتیجه کار نظام حکومتی امروزه ایران شاید شبیه ان داستان اذان گوی کاروان و دختر تازه مسلمان شده مولانا باشد ،کاروانی در محلی اتراق کرد که اهالی ان آبادی غیر مسلمان بودند ،کاروان سالار گوشزد کرد که کاری نکنید که مسلمانی ما برملا گشته تا دچار مشکل نشویم ،نصف شب یکی از کاروانیان با صدای بلندی اذانی را شروع کرد ، ترس بر همه چیره گشت،کاروان سالار ندا داد که سریعا آماده حرکت شوید که ناگهان دیدند گروهی اسب سوار به سوی آنان میایند ، رییس اسب سواران به دنبال اذان گوی میگشت ،همه ترسیده بودند ،رییس ان آبادی اذان گوی را جدا کرد و در مقابل همه یک سینی پر از هدایای گرانبها را به وی اهدا کرد و گفت که دختر من چندی بود که به آیین اسلام گرویده بود و ما هر کاری میکردیم که او از اسلام برگردد موفق نمیشدیم و او هر روز مصمم تر میشود تا اینکه وقتی نصف شب ان صدای نخراشیده و نتراشیده تو را شنید همان جا دست از اسلام کشید و ….
کیف قاپی و صدها و شاید هزاران سانحه موتورسواران که مردم را زیر میگیرند (یا برای امرار معاش به سرعت در پیاده رو و خیابان در حرکتند و یا بعضآ بزهکار و سارقند) چنان زیاد است که کمتر خانواده ای را میتوان پیدا کرد که داغدار و یا زخم خورده نباشد ! روزانه هزاران مصدوم تصادفات، زور گیری (که جرم نایابی بود) به وفور افزایش یافته ، چاقو کشی و ناامنی ، دعوا و فحاشی و عصبانیت غیر قابل کنترل و در مقابل بی تفاوتی مردم بیداد میکند و…. فقط یکروز اگر از مقابل اینهمه مصائب و ناامنی سالم عبور کنید تازه نوبت انگلهای بیکاری به نام گشت ارشاد میرسد به قول یک دوستی که میگفت ما در تهران روی لبه تیغ راه میرویم و در مقابل اتفاقات و سوانح و ناهنجاریها کاملآ بی کس و بی یاوریم و اگر به ما حمله شود یک پلیس پیدا نمیشود و لازم است یک عکس از میرحسین یا کروبی در جیب داشته باشیم تا در صورت مواجهه با دعوا – چاقوکشی- زورگیری – کیف قاپی – آنرا بیرن بیاوریم تا شاید با این وسیله از در دیوار نیرو سرازیر شود و در آنصورت فقط به زندان میرویم و لااقل جانمان را نجات داده ایم !
بانظر دوست ناشناس قبلي موافقم. اينها از اجراي طرح هاشون به هدف هاي دوردست خودشون فكر ميگنند. ما را از حق خودمون دور ميكنند بعد با هزار منت اين حق رو گاهي به ما ميدن تا به هدف هاي ديگشون برسند.
هم برداشتن اجباری چادر کار زشتی است هم مجبور کردن خانمها به استفاده از چادر. والله چادر عفت نمی آورد و زیر چادر میتوان انواع فساد و خلافکاری را پنهان کرد. فساد از ناآگاهی و ترس و دروغ سرچشمه می گیرد. ابلهانه است که تصور کنیم پوشش و چادر عفاف می آورد. بسیار بانوانی که با داشتن چادر و چاقچور مورد تجاوز قرار گرفته اند و از بیم آبرو دهان بازنکرده اند. در جامعه ما باید امنیت برقرار باشد. مردم نسبت به هم چرخاشگر نباشند که آنهم بسته رابطه دولت با مردم است. جوانان هم باید سرگرمی های گوناگون داشته باشند و ازنظر نیاز جنسی نیز تامین شوند وگرنه خواهر ومادر من و شمایی که این مملکت را اداره می کنید تامین نخواهند داشت. مگر کشور و شهر بدون شهرنو و عشرتکده هم امکان دارد؟ در شهرنو را به بندی بسیاری از خانه ها و خیابانها تبدیل به فاحشه خانه می شود. مگر با جریان طبعی آب رودخانه میشود مبارزه کرد؟
از اينها متنفرم
زنده باد ميرحسين موسوى كه ضرر اينها را بيان كرد
بازهم نظر ما را سانسور کردی کلمه جان؟
من فقط گفتم این نظام به آخر خط رسیده و کسانی که هنوز از این نظام حمایت میکنند خجالت بکشند و بیایند برای سرنگونی
دیگه چی میشه گفت دیگه چی قراره سرمون بیاد و نیومده صبرمونم که تمام نمیشه نمیدونم چرا
شما افرادكم خرد را بايد هينطور برخورد كنند در غير اين صورت از غرب بدتر ميكنيد و از قوم توط بدتر
این وضعیت بیشتر ازانکه بستر فرهنگی داشته باشد نفرت و کینه های عمیقتری را درون دل ها می کارد وهمه نقطه های امید را در این سرزمین نابود میکند این دشمنی حاکمیت با مردم ایران به سفارش استعمار دینی از کاخ ملکه انگیس 32 سال است جز برنامه های نظام مقدس اسلامی با دشمنی اشکار با مردم سرزمین خود ابدی می باشد زهرا ت
حضرات اقایان علماتاهمین چند وقت پیش گریبان میدریدند و کفن میپوشیدندکه چرا دختران موهایشان بیرون است ووای بر اسلام که بامانتوهای تنگ به باد رفت ولی درقضیه اختلاس ومال مردم خوری بزرگی که ابروی ایران و ایرانی رابردو چهره مسلمان ایرانی را در دنیا مخدوش کرددریغ از حتی یک ابراز تاسف ساده ! . اخراین چه عوام فریبی است که راه انداخته اند .ایااین ازار و اذیتی که به مادران وخواهران ما در این مملکت به اسم اسلام میکنند حاصلی جز تنفر جوانان نسبت به اسلام عزیز خواهد داشت . اگر چه از قدیم گفته اند در سنگ میخ اهنین هم نمی رود ولی بد نیست برای بار چندم وضعیت مسلمانان ترکیه و مالزی وحتی کشورهای اروپائی به رخ اقایان کشیده شود که در انجا از این بگیر وببندهای هجووبی ثمر خبری نیست ولی مسلمانانش از خیلی از این حضرات مسلم تر هستند. حتی در همان تایلند هم تعداد زیادی مسجد وجود دارد ومردم با اشتیاق به انجام فرائض دینی مشغول هستند فرودگاه کوچکش نیز مصلی دارد و همیشه سر اذان پر است از نمازگزار . خود من بارها در رستورانهایش درمحلی که برای نماز در نظر گرفته شد با خانواده ام نماز خوانده ام . به نظر من این برخوردها برای حفظ اسلام نیست و این نظام برای تداوم ارعاب وتهدید و بسط ظلم وستم سی ساله اش این بگیر وببندها را راه انداخته و درود بر دختران و زنانی که صدای اعتراضشان به این ظلم هرروز به گوش ما میرسد.
در زمان حكومت طالبان در افغانستان گشتهايي موسوم به امر به معروف و نهي از منكر در سطح شهرها وجود داشت و عين اين اعمال را انجام مي دادند ظاهرا در جمهوري اسلامي ايران فقط نام آن را گشت ارشاد گذاشته اند والا اين حكومت دقيقا همان حكومت طالبان است
من در آلمان زندگي مي كنم در اين كشور كسي به كارهاي شخصي و ظاهر كسي كاري ندارد و هر كس بر اساس سليقه خود لباس مي پوشد و ارايش مي كند ولي ضريب امنيت در اين كشور بسيار بسيار بالاتر از ايران است و اصلا قابل مقايسه نيست. در ايران يك زن تنها اصلا جرات نمي كند كنار خيابان منتظر تاكسي بماند چون در همان لحظه صفي از ماشينها بوق زنان جلوش مكي ايستند در حاليكه در اين كشور كفر اگر چپ به كسي نگاه كني و اون به پليس زنگ بزنه جايي مي برندت كه عرب ني ننداخته
واقعا شرم اور است به خود من در یک روز تابستانی به خاطر یه مانتو گشاد بهم تذکر دادند گفتند نازکه. وقتی این جریان را به مادرم گفتم مرده بود از خنده.ولی من بارها شاهد بودم بعضی از دخترها برای فرار از گشت ازشاد از مکان های که میدونند گشت ارشاد است با چادر رد میشند مثلا جلوی درب متروها. ولی تا وقتی لیاس زن ها را مردها تعین میکنند بهتر از این نمیشه . در ضمن مرگ بر این دیکتا
من هم یک دختر محجبه هستم هفته پیش بخاطر اینکه کاپشنم رنگی بود و مانتوم اون زیر جمغ شده بود نزدیک بود برم داخل این ونهای جهنمی!بعد همون روبه روی خانمای گشت ارشاد ونک کلی بچه ریز و درشت مشغول فروختن دستمال کاغذی و… بودن
چشم خجالت می کشیم ولی میشه بفرمائید از بابت چی باید خجالت بکشیم تا بتونیم بکشیم البته خجالت
az dastanat bi nahayat lezat bordam,merci
تاسیس گشت ارشاد در زمانی اتفاق افتاد که هر ۳ قوه در اختیار آقایانی بود که امروز خود را سبز مینامند
ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند چیدن چه خیال است که دیدن نگذارند
گفتم شنود مژده دیدار تو گوشم آن نیز شنیدم که شنیدن نگذارند
صد شربت شیرین زلبت خسته دلان را نزدیک لب آرندو چشیدن نگذارند
بخشای بر آن مرغ که خونش گه بسمل بر خاک بریزند و تپیدن نگذارند