لیبی؛ پایان خودکامگی
چکیده :وي قبل از اين دگرگوني، همراه با مردم به زندانهاي ليبي حمله و با بولدوزر زندانها را تخريب كرد. اما بعدا زندانهاي مخوفي ساخت و تمامي مخالفان را به بند كشيد و به قتلعام آنان پرداخت كه يك نمونه آن كشتار دستهجمعي زندانيان سياسي بازداشتگاه بوسليم در طرابلس بود كه طي آن هزارو سیصد زنداني در كمتر از سه ساعت كشته شده و در گورهاي دستهجمعي به خاك سپرده شدند!...
حجتالله جودكي
برآمدن قذافي در سپتامبر سال 1969 و مواضع انقلابي و ضدامپرياليستي او بسياري از مردم كشورهاي منطقه را دلگرم كرد. او از همان ابتدا به حمايت از نهضتهاي آزاديبخش در اقصا نقاط جهان پرداخت. با گذشت زمان و ثروتمند شدن ليبي، او نقش مهمي در تحولات آفريقا و خاورميانه بازي كرد. بهويژه كه قذافي نه به سوسياليسم اعتقاد داشت و نه به كاپيتاليسم. و نظريه خود را برتر از اين دو مكتب ميدانست و آن را در قالب كتاب سبز به جهان عرضه كرد. بررسي دقيق اين نظريه وقتي ميسر است كه همزمان با قرائت دقيق كتاب سبز، نگاه پسيني به عملكرد اين نظريه داشته باشيم. همچنين ناگفتههاي قذافي در كتاب سبز را در ديگر آثارش و نيز عملكرد او پي بگيريم.
ايدههاي پوستكنده قذافي در كتاب ديگري بهخوبي بيان شده است. اين كتاب مجموعه داستانهاي كوتاهي است كه در 144 صفحه و در قطع پالتويي تحت عنوان «القريه القريه، الارض الارض و انتحار رائد الفضاء» به زبان عربي در ليبي چاپ و منتشر شده است.
عملكرد وي نيز بهويژه بعد از دگرديسي شخصيتي او به تبيين نظرياتش كمك بسزايي ميكند. وي ابتدا با امپرياليسم و ارتجاع عربي درافتاد و بعد از دو اقدام مهم در ليبي، يعني آوردن آب شرب از مخازن زيرزميني جنوب ليبي براي شهرهاي شمالي اين كشور – كه انصافا كار مهمي به شمار ميآيد – و ساختن خانههاي فراوان براي يكجانشين كردن قبايل اين كشور، دچار كيش شخصيت شده و به بيماري خودشيفتگي دچار شد. وي همان قذافي بود كه در سالهاي قبل از 1973 به عنوان يك رهبر انقلابي ساعتها با دانشجويان در پاريس به بحث و گفتوگو مينشست و به تبادل نظر با آنها ميپرداخت. اما پس از دگرديسي شخصيتي، تاب تحمل هيچ نظريه مخالفي را نداشت و به شخصيت رعبانگيزي تبديل شد. وي قبل از اين دگرگوني، همراه با مردم به زندانهاي ليبي حمله و با بولدوزر زندانها را تخريب كرد. اما بعدا زندانهاي مخوفي ساخت و تمامي مخالفان را به بند كشيد و به قتلعام آنان پرداخت كه يك نمونه آن كشتار دستهجمعي زندانيان سياسي بازداشتگاه بوسليم در طرابلس بود كه طي آن هزارو سیصد زنداني در كمتر از سه ساعت كشته شده و در گورهاي دستهجمعي به خاك سپرده شدند! تعداد كساني كه در اين دوران در ليبي ناپديد و كشته شدند، حدود 50 هزار نفر تخمين زده ميشود. سالها اخبار و تحولات ليبي را از دور دنبال ميكردم تا اينكه فرصتي پيش آمد و در سال 1384 به ليبي رفتم. در خلال يك هفته اقامت در ليبي، به دنبال پاسخ به سوالات زيادي بودم كه در ذهنم نقش بسته بود و با رفتن به ميان مردم، بررسي اوضاع فرهنگي و اجتماعي، بهويژه مطالعه روزنامهها، ديدار از كتابخانه ملي و بازديد از كتابفروشيهاي طرابلس، مشاهده عكسهاي فراوان قذافي در هر كوي و برزن ليبي كه با كلمات قصار او مزين شده بود و از شدت وفور حالت تهوع به آدمي دست ميداد، سايه سنگين نيروهاي امنيتي كه همه چيز را زير نظر داشتند و… جواب بسياري از اين سوالات را پيدا كردم. همزمان مصاحبه خانم اوريانا فالاچي با معمر قذافي را خواندم – كه به نظرم مصاحبه بسيار جالب و خواندني است – و فهم تحولات اين كشور برايم آسانتر شد.
قذافي طي 42 سال حاكميت بلامنازع در ليبي اجازه نداد كه هيچ نهاد مدني در اين كشور رشد كند. ساختار قبايلي كاملا در وراي ساختمانهاي مدرن موجود در شهرهاي بزرگ ليبي پنهان شده بود. در ليبي فرهنگ و علم اساسا جايي براي رشد نداشتند و تحمل انديشمندان براي قذافي بسيار دشوار بود. بسياري از استادان شاغل در دانشگاه الفاتح اين كشور هم خارجياني بودند كه براي كسب درآمد به ليبي ميآمدند و طبيعتا براي رسيدن به اهداف خود، اين نظام استبدادي را تحمل ميكردند. اهل فكر و انديشه ليبيايي يا در زندان بودند يا فرار را بر قرار ترجيح ميدادند.
قذافي براي مبارزه با امپرياليسم به اين نتيجه رسيده بود كه نظام امنيتي و متمركزي با زرادخانه بسيار قوي و استخدام مزدوران آفريقايي بسازد تا بتواند خواستههاي او را جامه عمل بپوشاند. از اينرو ثروت اين كشور در اين راه صرف شد. دخالت قذافي در ترورهاي بينالمللي، وجهه ليبي را در ميان كشورهاي غربي بسيار تخريب كرد. يكي از دلايل دخالت ناتو براي سرنگوني قذافي را بايد در اين رفتار قذافي جستوجو كرد. قذافي ميپنداشت با زور و پول ميتواند به همه آنچه دست نايافتني است، برسد. همين پندار باعث شد تا با پرداخت غرامت سنگين به خانواده قربانيان حادثه لاكربي، اين مساله را از اذهان بزدايد، در حاليكه سكنجبين صفرا فزود. غربيها پول را گرفتند، اما كينه آنان چند برابر شد و براي رسيدن به پايان قذافي لحظهشماري كردند.
سرانجام قيام مردم ليبي با حمايت غرب به سقوط نظام ديكتاتوري و كشته شدن قذافي انجاميد. غرب ثروت انبوه قذافي را در ابتداي قيام مردم بلوكه كرد و با حمايت شوراي امنيت سازمان ملل به تخريب تمامي زيرساختهاي ليبي و زرادخانه اين كشور اقدام كرد تا با محو آنها، خطر قذافي و جانشينان احتمالي او را از بين ببرد و به نظر ميرسد كه در اين راه بسيار موفق شده است. اين اقدامات اساسي براي غرب نه تنها هزينه نداشت كه بسيار سود آور بود، زيرا هزينه جنگ يادشده، بهطور تمام و كمال از ثروت بلوكهشده ليبي پرداخت شد. اين ثروت براي غرب، در حكم غنيمت و براي مردم ليبي به مثابه غرامت بود.
ليبي بعد از قذافي
مرگ قذافي براي دولت جديد ليبي بهتر از دستگيري او بود، زيرا بازماندگان قذافي را تا حد زيادي مايوس ميكند. اما به نظر ميرسد راه دشوار دولت جديد آغاز شده است. مخالفان قذافي طيفهاي مختلفي از اسلامگرايان تندرو و معتدل، ليبرالها و دموكراسيخواهان و… هستند. ساختار اين كشور قبايلي است و از سوي ديگر ليبياييهاي تحصيلكرده در خارج به اين كشور برميگردند. تقريبا اكثر مردم مسلح هستند. نكته مهمتر اينكه از اين به بعد با دشمن واحدي به نام قذافي و نظام استبدادي او مواجه نيستند. به اين مساله بايد توطئه كشورهاي خارجي را اضافه كرد كه از قديم چشم به ثروت نفتي اين كشور دوخته و اكنون در هيات دوستان و متحدان مردم در مقابله با قذافي ظاهر شدهاند. ناهمگوني قبايل موجود در ليبي بهويژه بربرها كه از سوي نظام قذافي بهشدت سركوب شدند، حكم زخمهاي چركيني را دارند كه هر لحظه سر باز خواهند كرد.
تاثير مرگ قذافي بر منطقه
مرگ قذافي باعث اندوه نظامهاي استبدادي و ديكتاتورهاي منطقه خواهد شد؛ بهويژه كه اين ديكتاتورها از ثروت و زرادخانه ليبي برخوردار نيستند. نسيم آزادي و تغيير در وهله نخست كشورهايي مثل الجزاير و يمن را در خواهد نورديد. الجزاير به دليل دوستي با قذافي و پناه دادن به خانواده او و حضور اسلامگرايان تندرو در اين كشور و نيز اعتراضات مردمي، استعداد كافي براي عصيان را دارد. كشور يمن هم مدتهاست كه با خشم مردم روبهرو است. حوادث ليبي خواسته يا ناخواسته در عربستان هم تاثير خواهد گذاشت، اگرچه نظامهاي سياسي موجود در ليبي و عربستان از ديرباز با هم مناقشه داشتهاند، اما تحول موجود از جنس ديگري است. ممكن است حكام عربستان از اين بابت كه از شر سخنان نيشدار قذافي خلاصي يافتهاند، شادمان باشند. اما آزادي ليبي از چنگال ديكتاتور، نسيم آزادي را با خود براي كشورهاي عربي به همراه ميآورد.
منبع: روزنامه شرق














آیه 27 سوره صاد : ما آسمانها و زمین و آنچه میان آنها ست بیهوده نیافریده ایم .
آیه 28 سوره دخان : آسمانها و زمین و آنچه میان آندوست به بازی نیافریده ایم .
آيه 115 سوره مومنون: آيا پنداشتند كه شما را بيهوده بيافريديم و اينكه شما به سوي ما باز گردانده نميشوید ؟
آیه 6 سوره عنکبوت : آیا مردم پنداشتند که از آنها دست بدارند ؟
آيه 117 سوره نحل : دنياي بي ارزش كه اينهمه در آن دروغ و دسيسه مي بافند محكوم به فناست
آیه 26 سوره قیامت : آیا آدمی می پندارد که ما او را مهمل می گذاریم ؟
آیه 6 سوره عنکبوت : آیا مردم پنداشتند که از آنها دست بدارند ؟
آیه 19 سوره قیامت : دوست دارید این دنیای گذران را
آیه 20 سوره قیامت : و آخرت را رها می کنید
آیه 24- 25سوره قیامت : وای بر تو – وای بر تو * باز وای بر تو – وای بر تو
آیه 20 سوره فجر : و مال را دوست دارید – دوستی بسیار آزمندانه .
آیات 19- 20 سوره قیامت : دوست دارید این دنیای گذران را – و آخرت را رها می کنید
آیه 2 و 3 سوره همزه : آنکه مال بر هم نهد و آن را بشمارد – پندارد که مال او پاینده اش دارد ؟
آیه 102 سوره تکاثر : زیاده طلبی شما را مشغول داشت تا گورستانها را زیارت کردید.
* – آیه 72 سوره صاد = و چون تمام کردم آنرا ( آفرینش انسان را ) از روح خود در او دمیدم
* – آیه 52 سوره قمر = و هر چیزی که کردند در نامه اعمال ( در روح انسان) نوشته شده است
* – آیه 53 سوره قمر = و هر خرد و کلانی در آنجا ( در روح انسان توسط عملکرد خود انسان ) ثبت شده است .
* – آیه 13 سوره الاسرا = و نامه عمل هر انسان را در گردن او آویختیم ( روح انسانی در جسم ) و روز قیامت کتابی ( پرونده ای) برای او به در آوریم که گشوده اش بیند.
* – آیه 14 سوره الاسرا = بخوان کتاب (پرونده ) خویش را که امروز ( روز قیامت ) روح تو بر حساب کننده تو کافیست
آیه 21 سوره طور = کل امری بما کسبت رهین = هر شخصی گروگان کاری است که ( در دنیا ) کرده است
آیه 44 سوره یونس = بیگمان خدا چیزی به مردم ستم نمیکند ولیکن مردم به خودشان ستم می کنند
آیه 30 سوره شوری = و هر مصیبتی که به شما میرسد به سبب آن چیزی است که با دست های خود کرده اید
آیه 3 سوره مبارک قیامت : آیا انسان می پندارد که مااستخوانهای اورا گرد نمی آوریم؟{خالقی که اولین انسان را که نبود آفرید- نمی تواند استخوانهای او را گرد آورد ؟}
آیه 4 سوره مبارک قیامت : آری – ما قادریم حتی اثرانگشتان او را به او باز گردانیم
آیه 4 سوره ضحی : و بی شک آن جهان ترا بهتر است از این جهان
آیه 72 سوره مبارک زخرف : و آن بهشتی است که به جبران آنچه می کردید آن به شما عطا شده است
آیه 73 سوره مبارک زخرف : در آن میوه بسیار دارند که از آن می خورید
آیه 15 سوره مبارک جن : ای کسانیکه ایمان آورده اید – خود و خانواده تان را از آتشی که هیزمش را آدمیان و سنگها تشکیل میدهند برحذر دارید
آیه –23 -*- 24سوره مبارک رعد :
بهشت عدنی که بدان در آیند با هر کدام از پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان که نیکو کار شدند و فرشتگان از هر دری بر ایشان وارد شوند – * – گویند : سلام بر شما به سبب آنچه شکیبائی کردید – پس عاقبت آن سرای نیکوست
آیه 47 سوره الانبیاء : و به روز قیامت ترازوهای عدل بنهیم – پس به هیچ نفس چیزی ستم نشود و اگر چه آن عمل همسنگ یک دانه خردل باشد – آن را به ایشان بیاوریم – کافی است که ما به روز حساب ( روز قیامت ) برسیم .
آیه 40 سوره اعراف : بیگمان کسانی آیات ما را تکذیب کردند و از قبول آن سرکشی کردند – درهای آسمان بر آنها گشوده نشود
و به بهشت در نیایند تا شتر از سوراخ سوزن در آید و بدینسان گنکاران را کیفر میدهیم
آیه 83 سروه زخرف :( اي پيامبر ) پس بگذار ایشان را که گفتگو کنند و بازی کنند تا برسد به روزی که وعده شان داده ایم
آیه 21 سوره طور = کل امری بما کسبت رهین = هر شخصی گروگان کاری است که ( در دنیا ) کرده است
آیه 44 سوره یونس = بیگمان خدا چیزی به مردم ستم نمیکند ولیکن مردم به خودشان ستم می کنند
…………………………………………………………………………………………………………………..
با انديشيدن و نقد و بررسي و تجزيه و تحليل نسبت به آيات و حكمت آفرينش طبيعت و خالق و آفريننده كائنات كه شبنمي از علم آن در دانه خربزه و يا طالبي و يا گرمك و يا هندوانه نهفته است بعنوان مثال وقتي دانه اي از خربزه كاشته مي شود اول ريشه و تارهاي كشنده ميدهد و بعد از جذب مواد غذائي جوانه و بوته و برگ و گل و ميوه خربزه يا هندوانه يا طالبي يا كدو ميدهد و يك علم در داخل اين دانه كوچك نهفته است كه اين عملكرد را انجام ميدهدو خربزه اي به بار مياورد كه در داخل آن هزاران دانه كوچك با همان دستورالعمل دانه داشته شده وجود دارد تا نسل آن از بين نرود و تمام بشر با علم و دانش خود بنشيند نمي تواند يك دانه همانندخربزه يا گيلاس يا گلابي يا سيب و انار و انگور بسازد و عملكرد آنها را داشته باشد و اين نشانه اي كوچك از خالق و آفريننده اي است كه آنچه روي زمين است آفريده است – آفريده هاي روي زمين از گل و ميوه و پرندگان و حيوانات و انسان اول نبوده است وهر آفريده اي شروع آفرينش را داشته است يعني از هيچ آفريده شده است و اين خدا يا خالق و آفريننده كائنات همه اينها را براي لهو و لعب دنيوي آفريده است ؟ متولدشو – بزرگ شو – كار كن – بخور – ازداواج كن – دفع خورده ها و دفع شهوت داشته باش و بعد مرگ و ديگر هيچ ؟ و انسان هائي كه در طول تاريخ بشر كور از آفرينش كائنات بوده اند و منطق آفرينش را تولد و زندگي لهو و لعبانه و بعد مرگ و ديگر هيچ دانسته اند هميشه براي ارضائيات خواسته هاي نفساني خود به تسلط بر ديگران و برتري جوئي روي آورده اندو جنگ هاو ديكتاتور زاده ها و حكومت هاي ديكتاتوري همه در اثر بي ايماني و بي اعتقادي به يقين به منطق آفرينش بوده اند و فقط در دايره اي كوچك دنيوي عقل و منطق آنها دور زده است و بخاطر ارضائيات نفساني شهوت ( شهدو شيريني ) ثروت ومقام و قدرت وحفظ آن به ديكتاتوري روي آورده اند و اعتقادات ظاهري آنها در باره خدا و نماز و روزه خواندن وگرفتن براي تظاهر بوده است چون اگر اعتقاد به اخرت وروز قيامت داشتند ديگر بخاطر اين دنياي موقت و بقاي خود آدم نمي كشتند و انديشه ها و تفكر و انتقاد گرايان را به زندان نمي انداختندو نميكشتندو در اين فكر بودند كه در جلوي ما مرگ است هرچه داشته باشيم وحتي شش دانگ زمين به اسم ما باشد حداكثر ما وخانواده ما بعد از صدسال نيستيم و بيائيم حق خواسته قرآن وخدا را بجا آوريم و زندگي را اينگونه انجام دهيم:
64سوره عنکبوت : زندگی دنیا جزء لهو و لعب چیزی نیست . سرای آخرت زندگانی است اگر می دانستید
77 سوره مبارکه قصص : وابتغ فیما اتاک الله الدار الاخره ولاتنس نصیبک من الدنیا واحسن کما احسن الله الیک و لاابتغ الفساد فی الارض ان الله لا یحب المفسدین
و در آنچه خدا ترا ( نعمت ) داده است سرای آخرت را بجوی و بهره خود را از دنیا فراموش نکن و ( با خلق خدا ) نیکوئی کن چنانکه خدا بتو
وابستگان دنيا و دنيا پرستان و قدرت طلبان مثل صدام و قذافي و بشار اسد و كسان ديگر كه بخاطر بقاي خود انسان مي كشندو انديشه ها و انتقادات را كور وزنداني مي كنند وقلم ها ميشكنند و زبان ها را ميبندند يا ميبرند ديكتاتورها دنيا پرست هستند اگر چه محاسن و روحاني و متدين و با فرهنگ باشند – تمام وابستگان دنيوي همه به طريقي مقسرند و ديگر هيچ – خدا انشاالله آخر و عاقبت اين بندگانش را به خير گرداند و به آنها عقل درايت وفهم منطقي انشاالله عطا كند يا رب العالمين – يا سميع و بصير