شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» لیبی؛ پایان خودکامگی

شنبه, 22 اکتبر, 2011

چکیده : وي قبل از اين دگرگوني، همراه با مردم به زندان‌هاي ليبي حمله و با بولدوزر زندان‌ها را تخريب كرد. اما بعدا زندان‌هاي مخوفي ساخت و تمامي مخالفان را به بند كشيد و به قتل‌عام آنان پرداخت كه يك نمونه آن كشتار دسته‌جمعي زندانيان سياسي بازداشتگاه بوسليم در طرابلس بود كه طي آن هزارو سیصد زنداني در كمتر از سه ساعت كشته شده و در گورهاي دسته‌جمعي به خاك سپرده شدند!


حجت‌الله جودكي

برآمدن قذافي در سپتامبر سال 1969 و مواضع انقلابي و ضدامپرياليستي او بسياري از مردم كشورهاي منطقه را دلگرم كرد. او از همان ابتدا به حمايت از نهضت‌هاي آزادي‌بخش در اقصا نقاط جهان پرداخت. با گذشت زمان و ثروتمند شدن ليبي، او نقش مهمي در تحولات آفريقا و خاورميانه بازي كرد. به‌ويژه كه قذافي نه به سوسياليسم اعتقاد داشت و نه به كاپيتاليسم. و نظريه خود را برتر از اين دو مكتب مي‌دانست و آن را در قالب كتاب سبز به جهان عرضه كرد. بررسي دقيق اين نظريه وقتي ميسر است كه همزمان با قرائت دقيق كتاب سبز، نگاه پسيني به عملكرد اين نظريه داشته باشيم. همچنين ناگفته‌هاي قذافي در كتاب سبز را در ديگر آثارش و نيز عملكرد او پي بگيريم.

ايده‌هاي پوست‌كنده قذافي در كتاب ديگري به‌خوبي بيان شده است. اين كتاب مجموعه داستان‌هاي كوتاهي است كه در 144 صفحه و در قطع پالتويي تحت عنوان «القريه القريه، الارض الارض و انتحار رائد الفضاء» به زبان عربي در ليبي چاپ و منتشر شده است.

عملكرد وي نيز به‌ويژه بعد از دگرديسي شخصيتي او به تبيين نظرياتش كمك بسزايي مي‌كند. وي ابتدا با امپرياليسم و ارتجاع عربي درافتاد و بعد از دو اقدام مهم در ليبي، يعني آوردن آب شرب از مخازن زيرزميني جنوب ليبي براي شهرهاي شمالي اين كشور – كه انصافا كار مهمي به شمار مي‌آيد – و ساختن خانه‌هاي فراوان براي يكجانشين كردن قبايل اين كشور، دچار كيش شخصيت شده و به بيماري خودشيفتگي دچار شد. وي همان قذافي بود كه در سال‌هاي قبل از 1973 به عنوان يك رهبر انقلابي ساعت‌ها با دانشجويان در پاريس به بحث و گفت‌وگو مي‌نشست و به تبادل نظر با آنها مي‌پرداخت. اما پس از دگرديسي شخصيتي، تاب تحمل هيچ نظريه مخالفي را نداشت و به شخصيت رعب‌انگيزي تبديل شد. وي قبل از اين دگرگوني، همراه با مردم به زندان‌هاي ليبي حمله و با بولدوزر زندان‌ها را تخريب كرد. اما بعدا زندان‌هاي مخوفي ساخت و تمامي مخالفان را به بند كشيد و به قتل‌عام آنان پرداخت كه يك نمونه آن كشتار دسته‌جمعي زندانيان سياسي بازداشتگاه بوسليم در طرابلس بود كه طي آن هزارو سیصد زنداني در كمتر از سه ساعت كشته شده و در گورهاي دسته‌جمعي به خاك سپرده شدند! تعداد كساني كه در اين دوران در ليبي ناپديد و كشته شدند، حدود 50 هزار نفر تخمين زده مي‌شود. سال‌ها اخبار و تحولات ليبي را از دور دنبال مي‌كردم تا اينكه فرصتي پيش آمد و در سال 1384 به ليبي رفتم. در خلال يك هفته‌ اقامت در ليبي، به دنبال پاسخ به سوالات زيادي بودم كه در ذهنم نقش بسته بود و با رفتن به ميان مردم، بررسي اوضاع فرهنگي و اجتماعي، به‌ويژه مطالعه روزنامه‌ها، ديدار از كتابخانه ملي و بازديد از كتاب‌فروشي‌هاي طرابلس، مشاهده عكس‌هاي فراوان قذافي در هر كوي و برزن ليبي كه با كلمات قصار او مزين شده بود و از شدت وفور حالت تهوع به آدمي دست مي‌داد، سايه سنگين نيروهاي امنيتي كه همه چيز را زير نظر داشتند و… جواب بسياري از اين سوالات را پيدا كردم. همزمان مصاحبه خانم اوريانا فالاچي با معمر قذافي را خواندم – كه به نظرم مصاحبه بسيار جالب و خواندني است – و فهم تحولات اين كشور برايم آسان‌تر شد.

قذافي طي 42 سال حاكميت بلامنازع در ليبي اجازه نداد كه هيچ نهاد مدني در اين كشور رشد كند. ساختار قبايلي كاملا در وراي ساختمان‌هاي مدرن موجود در شهرهاي بزرگ ليبي پنهان شده بود. در ليبي فرهنگ و علم اساسا جايي براي رشد نداشتند و تحمل انديشمندان براي قذافي بسيار دشوار بود. بسياري از استادان شاغل در دانشگاه الفاتح اين كشور هم خارجياني بودند كه براي كسب درآمد به ليبي مي‌آمدند و طبيعتا براي رسيدن به اهداف خود، اين نظام استبدادي را تحمل مي‌كردند. اهل فكر و انديشه ليبيايي يا در زندان بودند يا فرار را بر قرار ترجيح مي‌دادند.

قذافي براي مبارزه با امپرياليسم به اين نتيجه رسيده بود كه نظام امنيتي و متمركزي با زرادخانه بسيار قوي و استخدام مزدوران آفريقايي بسازد تا بتواند خواسته‌هاي او را جامه عمل بپوشاند. از اين‌رو ثروت اين كشور در اين راه صرف شد. دخالت قذافي در ترورهاي بين‌المللي، وجهه ليبي را در ميان كشورهاي غربي بسيار تخريب كرد. يكي از دلايل دخالت ناتو براي سرنگوني قذافي را بايد در اين رفتار قذافي جست‌وجو كرد. قذافي مي‌پنداشت با زور و پول مي‌تواند به همه آنچه دست نايافتني است، برسد. همين پندار باعث شد تا با پرداخت غرامت سنگين به خانواده قربانيان حادثه لاكربي، اين مساله را از اذهان بزدايد، در حالي‌كه سكنجبين صفرا فزود. غربي‌ها پول را گرفتند، اما كينه آنان چند برابر شد و براي رسيدن به پايان قذافي لحظه‌شماري كردند.

سرانجام قيام مردم ليبي با حمايت غرب به سقوط نظام ديكتاتوري و كشته شدن قذافي انجاميد. غرب ثروت انبوه قذافي را در ابتداي قيام مردم بلوكه كرد و با حمايت شوراي امنيت سازمان ملل به تخريب تمامي زيرساخت‌هاي ليبي و زرادخانه اين كشور اقدام كرد تا با محو آنها، خطر قذافي و جانشينان احتمالي او را از بين ببرد و به نظر مي‌رسد كه در اين راه بسيار موفق شده است. اين اقدامات اساسي براي غرب نه تنها هزينه نداشت كه بسيار سود آور بود، زيرا هزينه جنگ يادشده، به‌طور تمام و كمال از ثروت بلوكه‌شده ليبي پرداخت شد. اين ثروت براي غرب، در حكم غنيمت و براي مردم ليبي به مثابه غرامت بود.

ليبي بعد از قذافي

مرگ قذافي براي دولت جديد ليبي بهتر از دستگيري او بود، زيرا بازماندگان قذافي را تا حد زيادي مايوس مي‌كند. اما به نظر مي‌رسد راه دشوار دولت جديد آغاز شده است. مخالفان قذافي طيف‌هاي مختلفي از اسلامگرايان تندرو و معتدل، ليبرال‌ها و دموكراسي‌خواهان و… هستند. ساختار اين كشور قبايلي است و از سوي ديگر ليبيايي‌هاي تحصيلكرده در خارج به اين كشور برمي‌گردند. تقريبا اكثر مردم مسلح هستند. نكته مهم‌تر اينكه از اين به بعد با دشمن واحدي به نام قذافي و نظام استبدادي او مواجه نيستند. به اين مساله بايد توطئه كشورهاي خارجي را اضافه كرد كه از قديم چشم به ثروت نفتي اين كشور دوخته‌ و اكنون در هيات دوستان و متحدان مردم در مقابله با قذافي ظاهر شده‌اند. ناهمگوني قبايل موجود در ليبي به‌ويژه بربرها كه از سوي نظام قذافي به‌شدت سركوب شدند، حكم زخم‌هاي چركيني را دارند كه هر لحظه سر باز خواهند كرد.

تاثير مرگ قذافي بر منطقه

مرگ قذافي باعث اندوه نظام‌هاي استبدادي و ديكتاتورهاي منطقه خواهد شد؛ به‌ويژه كه اين ديكتاتورها از ثروت و زرادخانه ليبي برخوردار نيستند. نسيم آزادي و تغيير در وهله نخست كشورهايي مثل الجزاير و يمن را در خواهد نورديد. الجزاير به دليل دوستي با قذافي و پناه دادن به خانواده او و حضور اسلامگرايان تندرو در اين كشور و نيز اعتراضات مردمي، استعداد كافي براي عصيان را دارد. كشور يمن هم مدت‌هاست كه با خشم مردم روبه‌رو است. حوادث ليبي خواسته يا ناخواسته در عربستان هم تاثير خواهد گذاشت، اگرچه نظام‌هاي سياسي موجود در ليبي و عربستان از ديرباز با هم مناقشه داشته‌اند، اما تحول موجود از جنس ديگري است. ممكن است حكام عربستان از اين بابت كه از شر سخنان نيشدار قذافي خلاصي يافته‌اند، شادمان باشند. اما آزادي ليبي از چنگال ديكتاتور، نسيم آزادي را با خود براي كشورهاي عربي به همراه مي‌آورد.

منبع: روزنامه شرق