سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » افشین علاء: شاعر انقلابیم و برای مردم می‌سراییم؛ نه به میل اصحاب قدرت و طبق بخشنام...

افشین علاء: شاعر انقلابیم و برای مردم می‌سراییم؛ نه به میل اصحاب قدرت و طبق بخشنامه‌های دولت

چکیده :ما شاعر انقلابیم. اما همانگونه که شعر در حصار تنگ قوافی نگنجید، ما نیز در حصار تنگ نظری و انحصارطلبی نمی‌گنجیم و زهدفروشی را برنمی‌تابیم و کمر به نابودی هرکس که جز ما می‌اندیشد و شکستن قلم هرکس که جز به سلیقه‌ی ما می‌نویسد، نمی‌بندیم و منتقدان خویش را به چوب تکفیر و ارتداد نمی‌رانیم و دربرابر دشنام‌هایشان حتی که شاعر حکومتی می‌خوانندمان، شکایت به پروردگار می‌بریم و قضاوت را به مخاطبان شعورمند این نسل و وجدان نسل‌های آینده وامی‌گذاریم....


افشين علاء، شاعر انقلابی و فعال عرصه شعر کودک، در بیانیه ای خطاب به شاعران حکومتی و دولتمردان، ضمن یادآوری نقش و جایگاه شاعران و ادیبان کشور، تاکید کرده است که “ما شاعر انقلابیم، اما عهد اخوت با هیچ قدرتی نبسته ایم.” و همچنین نوشته است: “خوشا آنان که سختی کشیدند، خون دل خوردند، دشنام شنیدند، اما آنچه اصحاب قدرت خواستند نسرودند و آنچه بخشنامه‌های دولتی دیکته کردند، به نظم نکشیدند.”

این شاعر حامی میرحسین موسوی در انتخابات 88 در ترانه‌ای سروده بود:

آمدی،
نام خدا گفتی و باران گرفت
با تو پس از سال‌ها
خاک وطن بوی جماران گرفت

آمدی
خاطره‌ها زنده شد
در نفس کوچه‌ها
عطر دعا باز پراکنده شد
تاقچه‌ها
دست به قرآن شدند
باغچه‌ها
دست به دامان شهیدان شدند…

آسمان
آفتاب
کوه و در و دشت به جوش آمدند
از خزر
تا به فارس
جمله یاران به خروش آمدند…

تا دو دراین عرصه خوف و خطر
گام نهادی به راه
ورد دعای سحر
راز و نیاز همه عاشقان،
توشه و زاد تو شد
آمدی،
قلب زن و مرد، ستاد تو شد…

کاهنان
هرچه که جادو کنند
بادها هرچه هیاهو کنند
معجزه‌ای می‌زسد از کوی دوست
موسویان را بگو:
چاره‌ی ما در ید بیضای اوست…

ای حسینی!
دفتر این خاک به نام تو ورق می‌خورد
نام تو لطف غزل و مثنوی است
روز رأی،
نام و نشان همه‌ی برگ‌ها:
«موسوی» است…

 

علاء که به جرگه شاعرانی همانند قیصر امین پور، ساعد باقری، سهیل محمودی و کاکائی تعلق دارد، به دلیل آنکه سال گذشته در محفل رهبری با شاعران، زبان به انتقاد از اوضاع فرهنگی و ادبی گشوده بود، امسال به این نشست دعوت نداشت. وی در بیانیه خود نوشته است: “خوشا آنان که سختی کشیدند، خون دل خوردند، دشنام شنیدند، اما آنچه اصحاب قدرت خواستند نسرودند و آنچه بخشنامه‌های دولتی دیکته کردند، به نظم نکشیدند.”

به گزارش ایلنا، افشین علاء در بیانیۀ خود آورده است: ما شاعر انقلابیم. این را با صدای بلند و بی‌هیچ رودربایستی می‌گویم. بگذار دشنام‌مان بدهند؛ برج‌عاج نشینان بیگانه با روح حماسی و آیینی این ملت بزرگ؛ مردمی که از نگاه آنها مشتی عوام فریب خورده‌اند. اما درنظر گاه ما صاحبان حقیقی خرد و انصاف و جوانمردی و معدن حکمت و فرزانگی هم آنانند. مردمی که هستی و فرزندان خویش را نثار نهضت اسلامی خویش کرده‌اند تا ما شاعران تماشا، تا عافیت‌طلبان ریاکار، تا روشنفکران و نخبگان و مدعیان رنگارنگ در آسایش و امنیت زندگی کنیم و به داغ دلها و پینه‌ی دست‌ها و وصله جامه‌های همین مردم پوزخند بزنیم.

وی افزوده است: ما شاعران انقلابیم. اما عهد اخوت با هیچ قدرتي نبسته‌ایم. بازهم بگذار دشنام‌مان بدهند؛ شاعران بخشنامه‌ای، شاعران جشنواره‌ای ، شاعران نان به نرخ روز خور. شاعرانی که یک روز سوار موج اصلاحات می‌شوند و روزی دیگر که موج‌ها از سمت دیگری خیز برمی‌دارند، شعر خود را پس می گیرند! گویی که سلیمان رابه ران ملخ موران نیازی باشد که بخواهند بازستانند! و باز ای کاش به ابراز ندامت از گذشته بسنده می‌کردند، که چه دشنام‌ها نثار بزرگان این آب وخاک نکردند، به امید صلتی بی‌مقدار و سفری به فرنگ و احتمالا وامی بخور و نمیر. در حدی که رمق داشته باشند هرگاه اصحاب زر و زور اشاره کنند، دشنام‌های تازه‌ای را به نظم بکشند و در غیاب رادمردان عرصه شعر انقلاب، تکیه بر جای بزرگان بزنند به گزاف!

علا در ادامه آورده است: ما شاعر انقلابیم. اما همانگونه که شعر در حصار تنگ قوافی نگنجید، ما نیز در حصار تنگ نظری و انحصارطلبی نمی‌گنجیم و زهدفروشی را برنمی‌تابیم و کمر به نابودی هرکس که جز ما می‌اندیشد و شکستن قلم هرکس که جز به سلیقه‌ی ما می‌نویسد، نمی‌بندیم و منتقدان خویش را به چوب تکفیر و ارتداد نمی‌رانیم و دربرابر دشنام‌هایشان حتی که شاعر حکومتی می‌خوانندمان، شکایت به پروردگار می‌بریم و قضاوت را به مخاطبان شعورمند این نسل و وجدان نسل‌های آینده وامی‌گذاریم. چراکه جرم ما این است که نهضت امام در سال 57 به پیروزی رسيد که اگر نمی‌رسید، از نظر حضرات آوانگارد و انقلابی پیشرو محسوب می‌شدیم!


2 پاسخ به “افشین علاء: شاعر انقلابیم و برای مردم می‌سراییم؛ نه به میل اصحاب قدرت و طبق بخشنامه‌های دولت”

  1. امیر گفت:

    شاعر “بابا آب داد دیگه شعار ما نیست”، افشین عزیز
    بوی روزهایی را می دهی که با هم در فاو بر روی خاک های به خون آغشته شهیدان قدم می زدیم و از شهید مظلوم بهشتی با هم سخن می گفتیم.
    تو مرا نمی شناسی چون از 65سال تا حالا مرا ندیده ای. اما من تو را سایه به سایه دنبال کرده ام و با شعرهایت زندگی کرده ام.
    چه خوب از شاعرکانی گفتی که شعر می دهند و صله نمی گیرند، آنگاه پس میگیرند و لابد صله می گیرند. چه خوب از شاعران بی ادبی گفتی که در آتش باران ایران 88 ، به آسمان بارانی هند می گریزند و بجای فریاد دردهای مردمشان، سبک هندی تفسیر می کنند و آتش که فرونشست، بر می گردند و مجیز اصحاب قدرت می گویند و بر لبهای پاک شیعیان فریادگر حق، چوب خیزران شعر اموی می زنند.
    افشین علاء، عالی و متعالی بمانی و سر در خط حق.
    یا حق

  2. ناشناس گفت:

    درود بر شا عرانی که با مردم ودر کنار مردم هستند برای دروز دنیا به چاپلوسی و یاوه گوئی به نام شعر چیزی نمی سرایند . انها شاعر نیستند انسان های سیه رو در تاریخ هستند که نامشان به ننگ یاد خو ا هد شد