شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» افشین علاء: شاعر انقلابیم و برای مردم می‌سراییم؛ نه به میل اصحاب قدرت و طبق بخشنامه‌های دولت

جمعه, 30 سپتامبر, 2011

چکیده : ما شاعر انقلابیم. اما همانگونه که شعر در حصار تنگ قوافی نگنجید، ما نیز در حصار تنگ نظری و انحصارطلبی نمی‌گنجیم و زهدفروشی را برنمی‌تابیم و کمر به نابودی هرکس که جز ما می‌اندیشد و شکستن قلم هرکس که جز به سلیقه‌ی ما می‌نویسد، نمی‌بندیم و منتقدان خویش را به چوب تکفیر و ارتداد نمی‌رانیم و دربرابر دشنام‌هایشان حتی که شاعر حکومتی می‌خوانندمان، شکایت به پروردگار می‌بریم و قضاوت را به مخاطبان شعورمند این نسل و وجدان نسل‌های آینده وامی‌گذاریم.


افشين علاء، شاعر انقلابی و فعال عرصه شعر کودک، در بیانیه ای خطاب به شاعران حکومتی و دولتمردان، ضمن یادآوری نقش و جایگاه شاعران و ادیبان کشور، تاکید کرده است که “ما شاعر انقلابیم، اما عهد اخوت با هیچ قدرتی نبسته ایم.” و همچنین نوشته است: “خوشا آنان که سختی کشیدند، خون دل خوردند، دشنام شنیدند، اما آنچه اصحاب قدرت خواستند نسرودند و آنچه بخشنامه‌های دولتی دیکته کردند، به نظم نکشیدند.”

این شاعر حامی میرحسین موسوی در انتخابات 88 در ترانه‌ای سروده بود:

آمدی،
نام خدا گفتی و باران گرفت
با تو پس از سال‌ها
خاک وطن بوی جماران گرفت
…
آمدی
خاطره‌ها زنده شد
در نفس کوچه‌ها
عطر دعا باز پراکنده شد
تاقچه‌ها
دست به قرآن شدند
باغچه‌ها
دست به دامان شهیدان شدند…
…
آسمان
آفتاب
کوه و در و دشت به جوش آمدند
از خزر
تا به فارس
جمله یاران به خروش آمدند…
…
تا دو دراین عرصه خوف و خطر
گام نهادی به راه
ورد دعای سحر
راز و نیاز همه عاشقان،
توشه و زاد تو شد
آمدی،
قلب زن و مرد، ستاد تو شد…
…
کاهنان
هرچه که جادو کنند
بادها هرچه هیاهو کنند
معجزه‌ای می‌زسد از کوی دوست
موسویان را بگو:
چاره‌ی ما در ید بیضای اوست…
…
ای حسینی!
دفتر این خاک به نام تو ورق می‌خورد
نام تو لطف غزل و مثنوی است
روز رأی،
نام و نشان همه‌ی برگ‌ها:
«موسوی» است…

 

علاء که به جرگه شاعرانی همانند قیصر امین پور، ساعد باقری، سهیل محمودی و کاکائی تعلق دارد، به دلیل آنکه سال گذشته در محفل رهبری با شاعران، زبان به انتقاد از اوضاع فرهنگی و ادبی گشوده بود، امسال به این نشست دعوت نداشت. وی در بیانیه خود نوشته است: “خوشا آنان که سختی کشیدند، خون دل خوردند، دشنام شنیدند، اما آنچه اصحاب قدرت خواستند نسرودند و آنچه بخشنامه‌های دولتی دیکته کردند، به نظم نکشیدند.”

به گزارش ایلنا، افشین علاء در بیانیۀ خود آورده است: ما شاعر انقلابیم. این را با صدای بلند و بی‌هیچ رودربایستی می‌گویم. بگذار دشنام‌مان بدهند؛ برج‌عاج نشینان بیگانه با روح حماسی و آیینی این ملت بزرگ؛ مردمی که از نگاه آنها مشتی عوام فریب خورده‌اند. اما درنظر گاه ما صاحبان حقیقی خرد و انصاف و جوانمردی و معدن حکمت و فرزانگی هم آنانند. مردمی که هستی و فرزندان خویش را نثار نهضت اسلامی خویش کرده‌اند تا ما شاعران تماشا، تا عافیت‌طلبان ریاکار، تا روشنفکران و نخبگان و مدعیان رنگارنگ در آسایش و امنیت زندگی کنیم و به داغ دلها و پینه‌ی دست‌ها و وصله جامه‌های همین مردم پوزخند بزنیم.

وی افزوده است: ما شاعران انقلابیم. اما عهد اخوت با هیچ قدرتي نبسته‌ایم. بازهم بگذار دشنام‌مان بدهند؛ شاعران بخشنامه‌ای، شاعران جشنواره‌ای ، شاعران نان به نرخ روز خور. شاعرانی که یک روز سوار موج اصلاحات می‌شوند و روزی دیگر که موج‌ها از سمت دیگری خیز برمی‌دارند، شعر خود را پس می گیرند! گویی که سلیمان رابه ران ملخ موران نیازی باشد که بخواهند بازستانند! و باز ای کاش به ابراز ندامت از گذشته بسنده می‌کردند، که چه دشنام‌ها نثار بزرگان این آب وخاک نکردند، به امید صلتی بی‌مقدار و سفری به فرنگ و احتمالا وامی بخور و نمیر. در حدی که رمق داشته باشند هرگاه اصحاب زر و زور اشاره کنند، دشنام‌های تازه‌ای را به نظم بکشند و در غیاب رادمردان عرصه شعر انقلاب، تکیه بر جای بزرگان بزنند به گزاف!

علا در ادامه آورده است: ما شاعر انقلابیم. اما همانگونه که شعر در حصار تنگ قوافی نگنجید، ما نیز در حصار تنگ نظری و انحصارطلبی نمی‌گنجیم و زهدفروشی را برنمی‌تابیم و کمر به نابودی هرکس که جز ما می‌اندیشد و شکستن قلم هرکس که جز به سلیقه‌ی ما می‌نویسد، نمی‌بندیم و منتقدان خویش را به چوب تکفیر و ارتداد نمی‌رانیم و دربرابر دشنام‌هایشان حتی که شاعر حکومتی می‌خوانندمان، شکایت به پروردگار می‌بریم و قضاوت را به مخاطبان شعورمند این نسل و وجدان نسل‌های آینده وامی‌گذاریم. چراکه جرم ما این است که نهضت امام در سال 57 به پیروزی رسيد که اگر نمی‌رسید، از نظر حضرات آوانگارد و انقلابی پیشرو محسوب می‌شدیم!