سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

ایران لیبی نیست

چکیده :ایران لیبی نیست، ایران «کشوری»ست با یک «ملت»، نه قبایلی که دور هم زندگی می‌کنند و دولت‌های خارجی قیم‌شان هستند و شورای انتقالی‌اش متعهد به حفظ منافع آن‌هاست. ایران دولتی می‌خواهد متعهد به حفظ منافع ملتش؛ منافعی که در صدر آن‌ها تعیین سرنوشت ملت به‌دست خود است، نه به‌دست دولتی دست‌نشانده که وضعیت بدتر از بد شود....


کلمه – بامداد راد:

یک) وزیر دفاع آمریکا، که پیش از این رییس سی‌آی‌ای بوده، نخست‌وزیر اسبق بریتانیا و دبیرکل اتحادیه‌ی عرب، سخن از تغییر حکومت در ایران رانده‌اند، رییس‌جمهور فرانسه از حمله‌ی نظامی پیش‌گیرانه به تأسیسات هسته‌ای ایران ابراز نگرانی کرده و رییس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز، از نگرانی فزاینده‌ای خبر داده که درباره‌ی حرکت ایران در برنامه‌ی هسته‌ای‌اش به‌سوی نظامی‌شدن وجود دارد. ترکیه هم با استقرار رادار سپر دفاع ضد موشکی ناتو در خاک کشورش موافقت کرده؛ سامانه‌ای که مرکز پژوهش‌های مجلس، آن را تهدیدی برای ایران توصیف کرده‌است.

واکنش جمهوری اسلامی، که درگیر بحران اختلاس سه‌هزار میلیارد تومانی‌ست و دو جناح محافظه‌کار در حال نبرد با یکدیگر بر سر این موضوع، با روکردن سند و خط‌ونشان کشیدن برای یکدیگرند، در دو مورد خلاصه شد؛ یکی رزمایش هوایی در مرزهای شمال‌غربی کشور و دیگری، این گفته‌ی احمدی‌نژاد که استعمار پیر همه‌ی دندان‌ها و پشم‌هایش ریخته‌است [۱].

رزمایش یادشده، که احتمالا برای پاسخ‌گویی به موافقت ترکیه با استقرار رادار ناتو اجرا شده، برخلاف آزمایش موشک‌های دوربرد ایران، که هر مرتبه اجرایش با موضع‌گیری تمام مقامات ارشد اروپایی و آمریکایی همراه می‌شد، چندان بازتابی نداشت؛ شاید به این دلیل که معتقدند نیروی هوایی ایران ناکارآمد است و با حجم فراوان ویرانی‌های جنگ و تخریب تحریم‌هایی که عمری به درازای نظام جمهوری اسلامی دارند، قدرت این نیرو را در اندازه‌ای نمی‌دانند که نیازی به واکنش باشد.

دو) حکومت قذافی در لیبی چندی‌ست فروریخته و به‌زودی خود او هم بازداشت خواهدشد. قیام علیه این حکومت، که در ادامه‌ی قیام در سایر کشورهای عربی به‌وقوع پیوست، البته «انقلاب» نبود و با همان سرکوب ابتدایی معترضان با هواپیمای جنگی و دست‌یازیدن مخالفان قذافی به سلاح، معلوم شد بیش‌تر به جنگ داخلی شباهت دارد؛ ضمن این‌که -به دلایل گوناگون- شاید اساسا نتوان لیبی را «کشور»، مردمش را «ملت» و حکومتش را «دولت» نامید.

نظیر سرکوبی که در لیبی به‌وقوع پیوست و حمله‌ی نظامی ناتو را به سرکوب‌گران دولتی به دنبال آورد، در سوریه هم جریان دارد و چنین طرحی، درباره‌ی سوریه اجرا نشده و به احتمال بسیار، اجرا نخواهدشد. درباره‌ی این‌که چرا با وجود وضعیت مشابه سرکوب در لیبی و سوریه، وضعیت دخالت خارجی در این دو کشور تفاوت دارد، تحلیل‌های گوناگونی می‌توان عرضه کرد؛ مثلا این‌که حفظ حکومت اسد در سوریه به‌نفع تمام دولت‌های منطقه؛ از عربستان و هم‌پیمانانش تا سوریه و ایران و لبنان و حتی اسراییل، است و دخالت در وضعیت آن به‌سود آرامش منطقه نیست.

دولت اسد، بلندی‌های جولان را با امنیتی مثال‌زدنی به اسراییل بخشیده و ضمن آرام نگاه‌داشتن خاطر اسراییل از تهدیدهای خارجی، با زدوبندهای پشت پرده، متعهد به حفظ منافع ایران و حزب‌الله لبنان نیز هست و عربستان هم از این‌که ایران کاملا قدرت دخالت را در سوریه ندارد، از دولت این کشور راضی‌ست.

این دقیقا برخلاف لیبی‌ست که وقتی قذافی علیه مخالفانش چماق را وحشیانه بیرون کشید، شورای امنیت فورا رأی به دخالت نظامی در این کشور داد و در پاسخ به این امر هم، شورای انتقالی لیبی، که ریاستش با وزیر دادگستری حکومت قذافی‌ست، اعلام کرده که متعهد به حفظ منافع دولت‌های غربی در لیبی‌ست و رییس‌جمهور فرانسه و نخست‌وزیر بریتانیا هم در پاسخ به این موضع، به‌عنوان نخستین مقامات بلندپایه‌ی خارجی، با شورای یادشده در لیبی دیدار کرده‌اند.

سه) وضعیت منطقه‌ای که ایران در آن است، با وضعیت منطقه‌ای لیبی متفاوت است. آمریکا در دوسوی مرز ایران پایگاه دارد، ضمن این‌که کشورهای ریز خلیج فارس هم از قدرت بزرگی چون ایران در نزدیکی‌شان در هراس‌اند و بدشان نمی‌آید اگر قرار است حکومت در ایران عوض شود، سهمی از سفره‌ای که پهن می‌شود ببرند؛ همان‌گونه که رییس مرکز بررسی‌های استراتژیک کویت اعلام کرده اگر روزی به ایران حمله‌ی نظامی صورت گیرد، کویت در خط مقدم این حمله خواهدبود [۲].

ایران اعلام کرده پاسخش به هرگونه تجاوز نظامی «غافل‌گیرانه» خواهدبود. تا حدودی می‌توان پیش‌بینی کرد پاسخ «غافل‌گیرانه»ی ایران چگونه خواهدبود؛ ایران تنگه‌ی هرمز را با تکیه بر نیروی دریایی نامتعارفش -دست‌کم برای مدتی- مسدود خواهدکرد، با استفاده از موشک‌های دوربردی که می‌توانند مجهز به کلاهک‌های شیمیایی و میکروبی باشند، پایگاه‌های آمریکا را در منطقه، نواحی نزدیک اروپا و هرجا که برد موشک‌هایش به آن‌جا برسد، موشک‌باران می‌کند و به اسراییل نیز حمله خواهدکرد.

این وضعیت سبب شده‌بود تاکنون با این شدت علیه ایران موضع‌گیری نشود، ولی دولت سوریه، که احتمالا یکی از سنگرهای ایران در نبرد احتمالی بود، اکنون لرزان است و ترکیه، یکی از دوستان نزدیک ایران، برای منافع بیش‌تر به ناتو نزدیک‌تر شده‌است. پرونده‌ی هسته‌ای ایران هم به نقطه‌ی خطرناکی در حال نزدیک‌شدن است که هراس را از دست‌یابی ایران به جنگ‌افزار هسته‌ای افزایش داده و آن‌ها که این روزها موضع سختی علیه ایران گرفته‌اند، می‌دانند اگر این «نگرانی فزاینده» به نقطه‌ی پایانش برسد، دیگر نمی‌توان کاری کرد.

چهار) باید به نکته‌ای در این میان توجه ویژه کرد. در دنیای سیاست، بازیگران تنها با درنظرگرفتن منافعشان کنش‌هایشان را سامان می‌دهند؛ یعنی جمهوری اسلامی وقتی در لبنان و سوریه و ونزوئلا سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی انجام می‌دهد، تنها به این خاطر است که در این مناطق با توجه به مسیری که از ابتدا برای سیاست خارجی‌اش ترسیم کرده، «باید» برای حفظ منافعش سرمایه‌گذاری کند، همان‌گونه که آمریکا در دوره‌ی پهلوی در ایران سرمایه‌گذاری‌های بسیاری انجام می‌داد و عاشق چشم و ابروی ایرانیان نبود که آخرین مدل جنگ‌افزارهای خود را به ایران بفروشد؛ ایران برای کنترل شوروی پایگاه آمریکا و «ژاندارم منطقه» بود و «باید» قوی می‌ماند.

بنابراین، اگر صحبت از حمله‌ی نظامی به ایران می‌شود و یکی از مقدماتش، که همان موافقت ترکیه با استقرار یکی از اجزای سامانه‌ی موشکی ناتو در خاکش باشد یک گام به اجرایی‌شدن نزدیک می‌شود، معنایی جز این ندارد که منافع آن‌ها که تا پیش از این با دولت‌مردان جمهوری اسلامی سر یک میز مذاکره می‌کردند و حتی به‌خاطرشان سنت کشورشان را از یاد می‌بردند و روی میز شراب سرو نمی‌کردند، امروز دیگر در بقای نظام نیست و حتی می‌توان از گزینه‌ی حمله‌ی نظامی سخن گفت.

پنج) آن‌ها که گمان می‌کنند می‌توانند با هرگونه دخالتی در ایران، به‌ویژه دخالت نظامی، دولتی با مختصاتی که خود می‌خواهند بر سر کار آورند، باید بدانند در ایران بسیار هستند مردمانی که برای نجات کشورشان حاضرند با دست خالی جلوی جنگ‌افزارهای پیش‌رفته‌ی آن‌ها بایستند. هرچند کارایی این مقاومت عظیم در گروی نظامی‌ست که مشروعیت کافی داشته‌باشد.

نظام باید بداند برای پاسخ به این رویکرد تازه، روی‌آوردن به کارهای نمایشی با تأثیر کوتاه‌مدت تأثیر چندانی ندارد و از مهم‌ترین موضوع در واکنش به این تهدیدات نباید غفلت کرد؛ خطرناک این است که ممکن است چنین غفلتی به بهای ازدست‌رفتن تمامیت این مملکت تمام شود. بدبختانه مسئولان فعلی نظام در توهمی عمیق گرفتارند و گمان می‌کنند از همان پایگاه مردمی برخوردارند است که نظام در دوران جنگ برخوردار بود؛ که با یک سخن «امام»، آن‌چنان نیروی مردمی بزرگی به جبهه‌ها گسیل می‌شد که عراق با تمام ماشین‌های جنگی پیش‌رفته‌اش،چندان کاری نمی‌توانست پیش ببرد [۳].

مسئولان عالی‌رتبه‌ی جمهوری اسلامی باید بدانند تنها راه مقابله با چنین تهدیداتی کوشش حقیقی برای بازگرداندن اعتماد ازدست‌رفته‌ی مردم به نظام است و «شهاب ۳» که هیچ، مخرب‌ترین موشک‌های هسته‌ای هم بدون مشروعیت مردمی، نظام را سرپا نگه نمی‌دارند. آن‌چه در جنگ از اشغال کامل ایران جلوگیری کرد، جان‌فشانی مردمی بود که با تمام وجود به حکومت‌شان اعتقاد داشتند و برای حفظ کشورشان، حاضر بودند هرچه حکومت می‌گوید اجرا کنند.

شش) پیش‌تر گفته‌بودم «خطر خیلی نزدیک است» [۴]؛ امروز باز باید این گفته را تکرار کرد. ایران لیبی نیست، ایران «کشوری»ست با یک «ملت»، نه قبایلی که دور هم زندگی می‌کنند و دولت‌های خارجی قیم‌شان هستند و شورای انتقالی‌اش متعهد به حفظ منافع آن‌هاست. ایران دولتی می‌خواهد متعهد به حفظ منافع ملتش؛ منافعی که در صدر آن‌ها تعیین سرنوشت ملت به‌دست خود است، نه به‌دست دولتی دست‌نشانده که وضعیت بدتر از بد شود.

 

پی‌نوشت‌ها

1 – http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=206674

2 – http://www.rahesabz.net/story/42289

3 – البته هیچ‌گاه خسارات فراوانی که جنگ به کشور ما وارد کرد نادیده گرفته نمی‌شوند، ولی باید دانست اگر آن جان‌فشانی‌ها نبود، وضعیت امروز بسیار بدتر از این بود.

4- https://www.kaleme.com/1390/03/24/klm-61734


17 پاسخ به “ایران لیبی نیست”

  1. حبیب تبریزیان گفت:

    فکر میکنم جای واقعی این رساله سایتی مثل سایت تابناک است. ترکیب یک رشته کاستیهای کاملاً شناخته شده و تکراری رژیم برای، تزریق یک سری بافته های مناسب و مطلوب حال آن. از اولی همه جا اشباع است و قدرت جذب زیادی برایش وجود ندارد ولی برای جذب این بافته های القاء گرانه و مانوپولاتیو ظرفیت خالی در جامعه هنوز وجود دارد.

  2. علی جهانشاهی گفت:

    ایران کشور مردمان سربلند است که هرگز در مقابل کسی سرفرود نخواهند آورد.سیستم حکومتی ما هرچند فاسد و خیلی ناکارآمد شده اما دلیل نمیشود که بگذاریم پای اجانب به این مملکت باز گردد.درصورت حمله نظامی اول بیگانگان بیرون رانده خواهند شد. سپس ما میدانیم که خود نظام حکومتی را چگونه اصلاح کنیم.

  3. ناشناس گفت:

    سياست تضعيف و محتاج سازي كشورها با كوچك كردن كشورهاي بزرگ و درآوردن كشورهاي كوچكتر از دل اين كشورها طرحي است كه در دستور كار بوده است و در جاهاي زيادي اجرا شده است، كوتاه اگر بگويم اينكه كار به جايي رسيده است كه اين سخن بوش كه تا كار ايران يكسره نشود نظم مورد نظر قدرتمندان حاصل نمي شود سخن بسياري ديگر هم شده است و ديگران هم در جلسات يا آشكارا به اين جمع بندي رسيده اند و زمان را براي اجراي اين مرحله از آن طرح هميشگي مناسب تشخيص داده اند، چه بپسنديم يا نپسنديم اگر اجماعي بر اجراي اين طرح صورت بگيرد انجام خواهد شد و ابايي ندارند از درگيري هاي زياد در داخل و قربانيان فراوان، علم سياست و روابط بين الملل براي پيشگيري از بروز چنين وضعيتي براي كشورها به كار مي آيد كه از آن بهره گرفته نشده است و به قولي تلخ جواب داده شده و مي شود، حالا هر چه ما فرياد بزنيم اينجا آنجا نيست و ما همان مردم جنگيم و چنين و چنان چندان كارساز نيست، آنها نيك از دست هاي خالي ما در جنگ هشت ساله و خالي شدن خزانه و ناتواني در تأمين مايحتاج جنگ و مردم باخبرند و چندي است كه تأمين منافع خود در ديگر نقاط را با سياست هاي فعلي و بزرگي و وسعت كنوني كشور ما در تضاد مي بينند، چاره كار همان است كه در سال 1376 اين برنامه را به تأخير انداخت و در حمله به افغانستان ما را در امان نگاه داشت و در سال 1388 مردم آن را انتخاب كردند، راههاي ديگر با حفظ وضعيت موجود پر هزينه و فاجعه بار خواهد بود، يك دولت و يك زمامدار چه زماني و وقتي كشور را در چه وضعيتي گرفتار كرد وقت رفتنش است؟ جنگ ديده ام اما اگر همان اواخر جنگ ايران و عراق دنيا به همين صورت يكپارچه بر سياست ايجاد تغييرات بنيادي در ايران تمركز مي كرد و از چيرگي صدام نمي هراسيد و تضعيف همزمان دو كشور و تأمين منافع اقتصادي خود را دنبال نمي كرد اتفاقات ديگري كه به حتم خوشايند ما نبودند مي افتاد، انتخاب آقاي موسوي فرصتي استثنايي و امنيتي دراز مدت را به دنبال داشت كه مردم برگزيدند اما ديگران نگذاشتند و هنوز هم اشتباه فكر مي كنند و چون قذافي و اسد در خيال خود از حباب مركبي هولناك ساخته اند.

  4. کامران گفت:

    اتفاقا خیلی هم هست چیه اینا از قذافی کمتره؟ عوام فریبیشون؟ جنایتاشون؟

  5. ناشناس گفت:

    جانم فدای رهبر پدرم در راه امام شهید شدند من هم برای سید على

  6. احسان گفت:

    خدا را شکر که یکی پیدا شد کهبرچسپ ناچسپ انقلابیون را از جنگجویان لیبیایی جدا کرد. همه دنیا می گویند شورشیان لیبی، ولی نویسندگان کلمه و جرس و کیهان و رجا نیوز می نویسند انقلابیون لیبی!
    به هر حال اگر جنگی میان غرب و ایران روی دهد، همه این موشک ها و اسلحه ها در همان ساعت اولیه نابود می شود و ایران را هم با خودش نابود می کند. تنها راه تمکین به رأی مردم و ریاست جمهوری موسوی است و بس.

  7. اصغر صالح آبادی گفت:

    جنگ ایران و عراق را باید به دو مرحله تقسیم کرد. مرحله اول از زمان تجاوز عراق به مرزهای ایران در آخر شهریور 59 شروع می شود و تا خرداد 61 زمان آزادی خرمشهر ادامه پیدا می کند. مرحله دوم از زمان حمله ایران به خاک عراق با عملیات رمضان در تیر 61 تا زمان آتش بس مرداد 67 ادامه پیدا می کند مرحله اول برای دفاع از میهن بود. مرحله دوم برای تثبیت حاکمیت بود و در مرحله دوم ایران از عراق شکست خورد ،و رهبر حکومت مجبور شد جام زهر را سر بکشد . و پس از گذشت 23 سال از پایان جنگ و 31 سال از آغاز جنگ هر گونه گفتگو و بحث در رابطه با جنگ و علت طولانی شدن آن ممنوع است. حکومت نیروی انسانی برای اعزام به جبهه نداشت ، پول نداشت ، فشار بین المللی شدید بود از سرناچاری و ابه اجبار آتش بس را قبول کرد. سر خودتان و ملت شیره نمالید. هر گونه جنگی برای مردم ایران سم کشنده است.

  8. حمیدرضا گفت:

    من با این حرف که اگر خدایی ناکرده دوباره جنگ شود مردم بخاطر عدم اعتماد و اطمینان نسبت به دولت دیگر مثل قبل حاضر نیستند به جبهه های جنگ بروند مخالفم چون ان موقع دیگر موضوع اشغال و حمله به ایران از سوی بیگانگان مطرح است نه مشکلات داخلی وعدم اعتماد به دولت و خیلی ها مثل خود من حاضرندبرای دفاع از میهن عزیزمان داوطلبانه و بدون هیچ چشم داشتی به جنگ بروند. اما در کل تحلیل جالبی بود با تشکر. در پناه خدا.

  9. ناشناس گفت:

    وضعيت كلمه به كجا رسيده؟ گاهي مقاله‌اي چاپ مي‌كنيد در توحيه حمله‌ي كفار به حكومت‌هاي استبدادي ديني گاهي هم مثل اين نوشتته. اگر واقعاً مردم جهان به كمك مردم ليبي نمي‌رفتند آن قذافي نانجيب با آن شش پسر پدر سوخته‌اش چه به روز مردم مي‌آورد؟ اگر آمريكا به صدام حمل نمي‌كرد مردم عراق كي‌مي‌توانستند از پس صدام و آن دو پسر جانورش برآيند؟ اگر بوش به طالبان حمله نمي‌كرد، كي مردم افغانستان مي‌توانستند از پس آنان برآيند؟ حتي اگر جيمي كارتر از حقوق بشر صحبت نمي‌كرد و به شاه فشار نمي‌آورد، كي مردم از پس حكومت او بر مي‌آمدند؟ آيا ديكتاتور كمونيست‌ها در شوروي بدون حمايت و مقاومت كشورهاي غربي فرو مي‌رييخت؟ حكومت كاسترو را نمي‌بينيد كه به اندازه عمر نوح ادامه پيدا كرده؟

    دنيا يك دهكده‌ي كوچك شده است. يك نيروي عظيم جهاني مي‌تواند از دموكراسي‌ خواهان ايراني حمايت كند. اين نيروي عظيم را بي دليل پس نزنيم. جامعه‌ي جهاني وظيفه دارد حاكمان ديكتاتور را در تمام كشورها ساقط كند. بايد از اين انديشه‌ي مدرن و انساني در سراسر جهان حمايت كنيم.

  10. فرزند وطن گفت:

    نمی دانم این سایت آنقدر آزاد منشی دارد که نظر مخالف دوستان راه سبز را هم درج کند یا خیر؟ بهر حال نظر اینجانب بعنوان یک ایرانی که بیش از 50 سال در کوران مسائل سیاسی و اجتماعی ایران بوده ام آنست که راه برون رفت ایران از مشکلات کنونی تنها و تنها کنار گذاشتن مذهب بعنوان یک وسیله حکومت است و تا حکومتی مردمی و رسانه هایی صد در صد آزاد بوجود نیاید سرنوشت محتوم ایران با کمال تاسف نابودی است. این کشور دیرپای که اولین تمدن آن حدود 75 هزار سال پیش در تپورستان یا طبرستان (مازندران) شکل گرفت از سه قرن پیش روز بروز در حال کوچک تر شدن بوده است و شرایط کنونی جهان به گونی است که هیچ قدرت جهانی و منطقه ای استقلال این کشور هنوز بزرگ و استراتژیک را بر نمی تابد. …, تنها ملّت است که این شایستگی را دارد. بهمین دلیل است که اینجانب سایت خود را ًرهبر ملت استً نام گذاری کرده ام.

    پیروز باد ایران بدور از هرگونه تعصبات قومی و مذهبی

  11. بسیجی گفت:

    به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.اعتقاد ما این است که خدا حامی ماست حتی اگر گروهی اندک باشیم بازم حاضریم برای این مملکت و دین عزیز جانمان را بدهیم.کاری ندارم شما اگر جنگ شود از مملکتتان دفاع میکنید یا اینکه بیطرف میمانید اما ما سی سال تمام فشارها و تهدیدها رو تحمل کردیم و ترسی از انها نداریم معتقدیم به شهادت نه برای پیروزی دنیوی بلکه برای پیروزی ارزشهایمان!کشته شدن و شکست ظاهری برایمان گواراتر است تا پیروز شویم ان هم به صورت غیر اخلاقی!تنها راه پیروزی ما و همه برگشتن به توحید است اگر از خانه و خانواده دل کندیم قطعا پیروزیم ولو مملکتمان نابود شود!چه الگوی بی نظیریست سیدالشهدا!خودش و یارانش را کشتند و خانواده اش را اسیر کردند اما چگونه پیروز کارزار شد و یزیدیان مست قدرت منفور تاریخ!الگوی خودتان را این مرد و یارانش بدانید مملکت ویران اما با عزت بسیار بهتر از مملکت رفاه زده ذلیل است!اگر مثل عباس(ع) اب را دیدیم و برای دفاع از ارزش های خدایی ان را بقربانی کردیم پیروزیم وگرنه فوقش میشویم چمگیز و ناپلئون و نادر که دنیا را تصرف کردند اما نه مکتبی دارند نه طرفداری که بتواند از انها دفاع کند!در کل امیدوارم لیاقت شهادت را داشته باشیم.یا حق.

  12. محمد گفت:

    باید از توهم ایران بالیبی فرق دار در بیائیم که این خود گمراه کننده است و از نظریه تو طئه هم بیرون بیا ئیم و با واقعیت به او ضاع پیش امده نگاهی عمیق داشته باشیم ما وجه مشترک های زیادی با لیبی داریم لیبی در عرصه خارجی سالها با تروریسم پروری و شعار و کار های نا بخردانه مانند سر نگونی هواپیما (لا کربی) و حمله تروریستی به بازی های جهانی در المان و شعار های غیر مسئو لانه رهبر دیوانه ان که میگفت غرب و امریکا را نابود میکنم و ساختن نیرو گاه های اتمی و … کشورش را به محا صره اقتصادی و انزوای سیاسی و به امید پشتی بانی کشور هائی همچون روسیه و چین هر روز بیشتر وابسته به کشور های دست دوم و سوم نمود .و در اخر ان کشور ها هم به طور ضمنی در حمله هوائی غرب و امریکا سکوت کردند . که امروز ما دقیقا به لحاظ سیاست خارجی دچار همان توهم و راه لیبی شده ایم محا صره اقتصادی سیاسی انزوا و نظامی هر روز دارد تنگ تر می شود .و در سیاست داخلی هم مانند لیبی سرکوب دگر اندیشان و گیر دادن در خیابان و اداره ها به مردمی که نمی خواهند مانند حکو مت گران متحجر فکر کنند که از این بابت از لیبی هم بد تر هستیم ان جادیکتا توری حا کم بود این جا تحجر هم بر ان افزوده شده . ا معیشت نسبی در لیبی بود و تورم گرانی فساد و.. در این اندازه کشور ما نبود .به هر دلیل . یادم هست در هنگام حمله امریکا و غرب به عراق تلوزیون کا نال خبر تحلیل گران متوهم و دیوانه مانند عباسی را اورده بود . و روی نقشه نشان می دادند که صدام در این نبرد پیروز است و انواع تحلیل های غیر واقع می کردند که مردم عراق به کمک صدام در این نبرد خو اهند شتافت که همه این تحلیل ها ابکی بود و صدام
    ظرف 25 روز ارتشش در هم کو بیده شد و مردم از بس از رژیم او سیلی و سرکوب دیده بودند به کمک او نشتافتند .امروز اگر در یک بر رسی میدانی در میان مردم و در شهر وروستا و اتو بوس و تاکسی و اداره ها و مردم طبقه متوسط و پا ئین بکنیم میبینیم که نار ضایتی کسترده
    از شرایط کنونی انها را به جا ئی رسانده که می گو یند امریکا بیاید و کار این رژیم را یکسره کند . خدا کند رهبران کشور از توهمی که اطرا فیان چاپلوس برای ان ها به وجود اورده اند بیرون بیایند و به دامان مردم و نخبگان انها که در زندان یا در انزوا هستند مراجعه کنند و مردم و دلسوزان ایران عزیز را از وضع به وجود امده پیش از هر اتفاقی در بیا ورند .جهل و خود خواهی در دین هم نکو هش شده .همه باید تا دیر نشده بشتا بیم و رهبری را از چنگال تحجر و چاپلوسی و توهم در بیاوریم همین امروز فردا به خدا دیر است

  13. ناشناس گفت:

    هیچ آدم عاقلی برای این حکومت آدم کش جونشو نمیده. مطمین باشید.

  14. ناشناس گفت:

    دوست عزیز دیگه دیر شده ما نه تنها یک ملت نیستیم یک قبیله هم نیستیم.نگاهی به اتفاقات داخلی بینداز متوجه می شوی اش خیلی وقته شور شده .ملت دیگه حس با هم بودن ندارند فقط حق السکوت (یارانه) می گیرند.

  15. سبز گفت:

    مغلطه نكنيد! حمله به يه نظام ستمكار و ديكتاتور كه براي همه خطر آفرينه با حمله به ملت فرق دارد! اگر به اين نظام حمله بشه، چه حمله كننده داخلي و چه خارجي فرق نمي‌كنه

  16. سبز مهدوي نه ... گفت:

    بلي ايران مثل ليبي نيست كه هر خودفروخته اي آن را تقديم دشمنان اسلام كند ايران ولي دارد وليش در غيبت است كسي به نيابت از او ولايت ميكند اين نايب سربازان مخلصي دارد كه جان مي دهند براي اسلام آري بسيج دارد ايران آزاد. شما هم پشتتون سوخته بد جور اگر در 88 اينقدر بدشمن چراغ سبز نميداديد حداقل 4 سال هم شما ميتونستيد بخوريد ولي خدا نگذاشت مطمئنم شما همون عدو بوديد كه سبب خير شديد و آينده ي ايران اسلامي درخشان است

  17. ناشناس گفت:

    آفرين به اين تحليل…دست مريزاد….