پنجاه ضربه شلاق بر پیکر سمیه توحیدلو؛ وبلاگ نویس منتقد
چکیده :حکم شلاق سمیه توحیدلو، از فعالان ستاد میرحسین موسوی، متولد 1357 و دانشجوی دکترای جامعه شناسی دانشگاه تهران، روز گذشته در زندان اوین اجرا شد. پنجاه ضربه شلاق در حالی بر پیکر این دانشجوی دکترا وارد آمد که احمدی نژاد ایران را آزاد ترین کشور جهان خوانده و بر این ادعاست که بیشترین انتقادات به شخص وی انجام می شود....
حکم شلاق سمیه توحیدلو، از فعالان ستاد میرحسین موسوی روز گذشته اجرا شد.
سمیه توحیدلو که متولد 1357 و دانشجوی دکترای جامعه شناسی دانشگاه تهران است، روز گذشته برای اجرای حکم شلاق راهی اوین شد و حکم شلاق وی اجرا شد.
پنجاه ضربه شلاق در حالی بر پیکر این دانشجوی دکترا وارد آمد که احمدی نژاد ایران را آزاد ترین کشور جهان خوانده و بر این ادعاست که بیشترین انتقادات به شخص وی انجام می شود.
همزمان با ادعاهای اصولگرایان برای تلطیف فضای سیاسی کشور و تشویق مردم به شرکت فعال در انتخابات مجلس، حکم شلاق این نویسنده و وبلاگ نویس و فعال عرصه انتخابات در اوین برگزار شد.
سمیه توحیدلو از فعالان ستاد موسوی نقش زیادی در برپایی زنجیره انسانی سبز از راه آهن تا تجریش داشت و از برنامه ریزان اصلی آن بوده است.
وی پس از اینکه با قید وثیقه از زندان آزاد شد، به یک سال زندان و پنجاه ضربه شلاق محکوم شد.
بر اساس این گزارش، حکم یک سال زندان وی بخشیده شد اما حکم شلاق این دانشجوی دکترای جامعه شناسی روز گذشته در اوین انجام شد.
او عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده فنی سالهای ۷۶ تا ۸۰ ، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران، دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران و نویسنده وبلاگ بر ساحل سلامت است.
توحیدلو پس از اجرای حکم در وبلاگ خود نوشت:
خوشحال باش. قصدت تحقیر بود. اعتراف می کنم احساس تحقیر شدگی تمام وجودم را سوزاند. آنقدر که گمان نبرم که تکرار شدنی باشد.
بالاخره تتمه آن انشای بلند بالا تعزیرش برایت ماند.
برای من چه ماند؟ همان آیات ِ همیشه . جلوی رویت تفال زدم و خواندمش. زیر فشار . همان که ساحران سحرشان را افکندند و تنها خدا به موسی می گوید تو چوبدستی خود را بیانداز و نترس !
شیرینی آیه را وقتی درگیر سحرت بودی و ریسمان های ساحری را در دست داشتی نمی توانستی بچشی. هرچند که نه موسایی در کار بود و نه چوبدستی ای ،ولی دلی بود که امروز را فراموش نمی کند. هیچوقت.
امروز تحقیر شدم. حتی غرورم شکست. اما بزرگی و کوچکی دست خداست و اوست که هست. اگر نبود که دق می کردیم در این روزها!
مختوم شد. اما شد؟
سمیه توحیدلو تنها یک روز پس از انتخابات با حمله نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت و پس از هفتاد روز به قید وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شد.
در زمانی که بازداشت شد همسرش گفته بود: ساعت ۳ بامداد روز یک شنبه ۲۴ خرداد ماه٬ عده ای به درب خانه ایشان مراجعه کردند و خود را از طرف آژانس (تاکسی سرویس) معرفی کردند. همسر سمیه توحیدلو که ابراز بی اطلاعی و بی نیازی به تاکسی کرده از آنها خواسته تا بروند. اما آنها مجددا زنگ در را زده و خود را از طرف دادستانی معرفی کردند و از ایشان خواستند تا در را باز کند. همسر سمیه توحیدلو که از آنها درخواست مجوز و حکم کرده بود برای ورود به خانه٬ با خشونت وارد خانه شدند.
هفت یا هشت نفر مرد که هیچ خانمی همراه خود نیاورده بودند٬ در حدود یک ساعت تمام خانه سمیه توحیدلو را مو به مو و ریز به ریز بدون از قلم انداختگی بررسی کردند و کیس و دوربین و لب تاپ وی را با خود بردند.
همسر سمیه توحیدلو که با اصرار توانست حکم آنها را ببیند٬ در لیست اسم چندین نفر را دید غیر از اسم سمیه توحیدلو. وقتی دلیل را جویا شده متوجه شده که او جزو دیگر مرتبطین است که در انتهای لیست درج شده بود.
پدر سمیه توحیدی که یک فرد فرهنگی است و از سالهای پیش از انقلاب در عرصه مسایل سیاسی و فرهنگی فعال بوده است، پس از بازداشت فرزندش با انتقاد از بازداشت سمیه در وبلاگ خود نوشت: من پدر سمیه هستم، فتحاله توحیدلو( معلم ). همیشه چه قبل از انقلاب، انقلابی بودم و چه بعد از انقلاب هوادار سرسخت این انقلاب بزرگ.
وی در مورد سمیه نوشته بود: دخترم در حالی كه خوب درسش را میخواند، همزمان در فعالیتهای اجتماعی درجهت رشد خود و همسو با نظام جمهوری اسلامی فعالیت میكرد و همیشه نسبت به اسلام و شكوفایی انقلاب اسلامی و حفظ آن میكوشید ، وقتی می دید آن چیزی كه از اسلام و جلوه های آن در شهرش نمایان می شود با آن آموزه هایی كه از استادانش و مطالعاتش كه در كتاب های بزرگانش خوانده مطابقت ندارد، به نقدسازنده جامعه اش میپرداخت و در وبلاگش نظرات خود را صادقانه مطرح می كرد و نظرات دیگران را هم می خواند. هم، وطنش را دوست داشت و هم به انقلاب بزرگی را كه ثمره خون شهیدانش بوده عشق می ورزید، امام امت را در نظرش بسیار بزرگ می داشت و همیشه عكسهای او و قطعاتی از شعرهایش و نكتههایی از بیاناتش را به دیوار اتاقش نصب می كرد .
در ستادهای انتخاباتی آقای خاتمی در هر دو دوره ریاست جمهوری و در دورههای انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی و حتی در شورای اسلامی شهر ها شركت موثر داشت. دارای طرحهای نویی هم بود، سمینار بزرگ آموزههای مولانا را در دانشگاه تهران در سال1383 با حمایت معاون پژوهشی وزیر علوم به همراهی چند دوست دانشجویش در چهار روز در دانشگاه تهران برگزار كرد. چهار روز و در چهار سالن بزرگ دانشگاه تهران كه از ساعت 8 صبح شروع میشد و تا پاسی از شب در هر چهار سالن برنامه ها ادامه داشت و در تمام جلسات سخنوران بزرگ چه ایرانی و چه خارجی حضور داشته و مقاله خود را می خواندند.
پدر سمیه در ادامه نوشته بود: در ستاد آقای موسوی هم بنابه روحیات خودش كه هیچ وقت نمیتوانست ساكت و بدون تلاش بماند شركت كرد ، در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان شروع بكار كرد، دو ماه با جدیت و تلاش شبانه روزی با دیگر جوانان و همراهانش عاشقانه فعالیت نمود، فكر كرد، راه حل داد و با همت همه دستاندركاران در ستادهای دیگر، موجی بزرگ در جامعه بوجود آمد، او آنچه در سر داشت كه همان عظمت اسلام و جمهوری اسلامی بود، طرح داد، نظرداد وحاصل این همه تلاش آن جوانان سرخوده از نظام بودند كه شركت كردند، همه آمدند آنان كه قهر كرده بودند آمدند، آنهایی كه دل سرد شده بودند آمدند، و نواری سبز در سراسر میهن اسلامی بپا شد، یك پارچه همه سبز شدند. روز 22 خرداد چهل میلیون ایرانی به طرف صندوقهای رای آمدند. میبایست شیرینی و حلاوت زحمات شبانه روزی دو ماه كه شب و روز تلاش كرده بودند می دیدند، درساعت 3 بامداد روز 24/3/88 یعنی فردای رای گیری به پاس همه زحماتش به انقلاب، به علت اینكه انقلابش را دوست دارد وبه پیشرفت جمهوری اسلامی می اندیشد و بفكر سربلندی جوانان آن است، شبانه او را از خانهاش بدون هیچ حكم جلبی به زندان بردند. او كه باید در سازندگی این كشور نقش بزرگی ایفا كند، او كه می بایست از طرحهایش و از فكرش، از نوآوریهایش، برای سر افرازی انقلاب استفاده برند ، او را چندی در سلول انفرادی زندان اوین نگه میدارند.
اجرای حکم شلاق سمیه توحیدلو، جامعه روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان را در بهت فرو برده است.
وبسایت ملکوت نیز در خصوص اجرای حکم شلاق نوشته است:
امروز در زندان اوین حکم شلاق سميه توحیدلو اجرا شد. خبر کوتاه است، جزيياتاش پيچيده و غیرقابل فهم و اتهام باورنکردنی و تحقیرآميز. قصه اين نيست که خانم توحيدلو بیگناه و بری از اتهامات شنيع و ناروايی است که به او – و بسیاری دیگر – بستهاند و البته «که دست و ديدهی پاکيزهدامانان پاک است». اما، کل اين رویداد اهمیت دگرگونکننده و عميقی دارد که هيچ انسان اخلاقی و سلیمالنفسی نمیتواند به آسانی از آن بگذرد.
قصهی اجرای حکمی که يک قاضی در نظام جمهوری اسلامی صادر کرده است و اینکه چه کسی و در چه شرايطی اين حکم را اجرا کرده است، همچنان فقط صورتِ ظاهر ماجراست. به اين صورت، باید حواشی و معانی ديگری را هم افزود: يک زن، يک زن مسلمان معتقد که دستیافتهای علمی و اجتماعی آشکاری دارد و حضوری جدی در سياست هم داشته است، در اين نظام سياست میشود. این عقوبت ديدن يک زنِ فعال سياسی و دانشآموخته تنها لایهای است بر اتفاقی عظیمتر که در زير پوست اين دستگاه رخ داده است.
مراد جاری کنندگان اين حکم ظاهراً تنها تحقیر او بوده است و تشفی خاطر. اما اين تشفی خاطر تنها سمیه توحيدلو را هدف و آماجِ انتقامگیری و تحقيرِ خود قرار نداده است؛ این خشم و کينه و چنگ انداختن در عزت و کرامتِ انسانی، خطاباش با يک ملت است و در برابر يک انديشه و يک روش مختلف و متفاوت قد علم کرده است.
بگذارید سادهتر بگويم: انتقام گرفتن از سمیه توحيدلو و تحقیر کردن او، در واقع کوشش نافرجامی بود برای تحقیر کردن تمام کسانی که توانستند در روز ۲۲ خرداد حماسه درست کنند و حماسهشان در ۲۵ خرداد به اوج رسيد. اين شقاوت، چيزی نبود جز ابراز خشم و نفرت از زنجيرهی سبز و باشکوهِ خیابان ولیعصر در روزهای پيش از انتخابات: عظمت حادثهی آن روز – حتی پيش از روز انتخابات – پشتِ اقتدارگرايان را لرزانده بود که چگونه ملتی – بر خلاف خواست و ارادهی آنها – با شور و نشاط و بدون خشونت و خشم خواهان تغيير زمامداران بیکفايت و بیاخلاق میشوند اما هيچ آشوب و غوغايی بر نمیخيزد. اين اندازه بلوغ، پختگی و آرامش، آتش خشم و کينهی آن گروه بیآزرم را شعلهور کرد و شد آنچه شد.
اما آنچه امروز رخ داد، تحقیر سميه توحيدلو – زنی از بیشمار زنان سرزمین ما – نبود؛ درست بر عکس، حادثهی امروز – که لابد خانم توحيدلو جزيياتاش را به زودی خواهد نوشت – دقیقاً تحقير و شکست همان دستگاهی بود که مقدمات چنین سقوط و انحطاطی را برای خود فراهم کرده بود و همچنان با شتاب و شدت به سقوطِ خود ادامه میدهد: دستگاهی که همهی ارکان قانونی و اخلاقی و شرعیاش ناگهان با هم فروریخته است و چيزی جز بو الهوسی و فسق و رسوایی در بطناش نمانده است.














گيرم كه در باورتان به خاك نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که می زنید
گیرم که می برید
گیرم که می کشید
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟
من که نمی دونم این خانوم کیه ولی یکی بگه جرمش چه بوده! حتماً یک خبری هست.
وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ: سوره ابراهيم آيه 42.
و خدا را از آنچه ستمكاران ميكنند غافل مپندار جز اين نيست كه [كيفر] آنان را براى روزى به تاخير مياندازد كه چشمها در آن خيره ميشود.
لعنت الله علی الظالمین
و بشر الصابرین
آیا در زمان پیامبر زنی از سوی اصحاب ایشان و سایر مسلمین به نام و به دفاع از دین و پیامبر شکنجه شد و شلاق خورد؟؟؟؟؟؟؟؟
Sommaieh jan maham darghametan sharikim.laanat bar ZALEMIN bi CHASHM
مطمئنااین اقدام زشت باعث بی آبرویی بیشترحکومت در افکار عمومی ایران و جهان خواهد شدو آنرا یک قدم به سقوط نزدیکتر خواهد کرد.
فقط می شه گفت… بیاخلاق.واقعا حقیرند و چه بزرگه سمیه .سربلندی و عزت و جلالش چشمهای نداشته اونهارو سوزنده این ضربات رو درواقع مثل تبر به ریشه پوک کرم زده خودشون زدن.تو اون لحظه ها حتما بال فرشته ها دور سمیه بوده اما خب از کسانی که چشم و گوششون مهرخوردست انتظاری نمی شه داشت از کسایی که به سوی اسفل سافلین رونده شده اند کسایی که ازبل هم اضلند…
خواهر عزیزم برای نو و خودمان تنها گریستم کار دیگری نمی توانم انجام دهم .
مبادا که ایران ویران شود!! ….. که شد
شلاق بر تن سمیه نشانه افول غیرت وتعصب تمامی جوانان ایران زمین است بخدا برخودم شرم دارم هنگامی که به جوانان اعراب نگاه کرده ومن وما از نسل آریو برزن ونادر اینچنین خوار وخفیف گشته ایم !
اون ناشناسی که گفته دی ماه آخر عمر حکومته…ازکجا میدونه ؟؟!!!!
جالبه که با دوستدار خمینی و علاقه مند به انقلاب اسلامی این کارو میکنن.انگار وقتی شلاقش میزدن میخواستن بهش بگن تا تو باشی که دیگه فکر خمینی هم به سرت نزنه. …همه میفهمن کی واقعا پیرو و عاشق خمینی بود و کی از اسم اون مرحوم برای رسیدن به قدرت شوکت استفاده کرد!
خدایا به تو پناه میبریم. خدایا خودت جوانان مؤمن و مظلوم میهنم رو از شر ظالمان حفظ کن.
نباید خودمان را گول بزنیم. حکومت فعلی ایران نه اسلامی است و نه منطبق بر انسانیت. این همان طالبان است با نام شیعی و هدفش هم نابودی هویت ایرانی و اسلامی ما است. نابودی همه چیزمان
خدا لعنت کند این مسلمان نماها را که به نام دین تیشه به ریشه دین محمد(ص) می زنند
خدایا…… دستمان از این همه بی مهری بر مسلمانان تو کوتاه است …… یاریمان نما …
مرگ بر ديكتاتور و عمالش
سمیه عزیزم تو تحقیر نشدی ما تحقیر شدیم ، همه مارا تحقیر کردند برای پدر و مادر سخت تر از درد فرزند دردی نیست ، مگر نه اینکه تو فرزند همه مایی ، فدای تو بشم ….. تاریک ترین زمان شب ، نزدیکترین زمان به سپیده صبح است …… این سندی است بر حقارت و کوچکی آنها
اینجا ایران است/جایی که دیروز 3000 میلیارد دزدی میشود و آب از آب تکان نمیخورد، و امروز سمیه توحیدلو با مدرک دکترا فقط به جرم وبلاگ نویسی در اوین شلاق میخورد.
سميه جان به ياد شكنجه سميه در صدر اسلام افتادم
كه شكنجه شد ولى توحيدش شكسته نشد
تو تحقير نشدى خواهر بزرگوار اين شكنجه گرانند كه
حقير تاريخند
اینه اون «کرامت انسانی» و «احترام به زن» که پیوسته ازش دم می زنند؟…
بستن دست و پای یک بانو و زدن شلاق بر پیکر او به خاطر داشتن عقاید مخالف!!!! خیلی دردناک بود!…
سمیه خانم شاید بگویی شعار می دهم اما باور کن که امروز تو تحقیر نشدی، آن حیوان و آن سیستم پست از حیوانی که بر تن تو شلاق زد تحقیر شد/
اونوقت زندانیان و جاسوسان آمریکایی و انگلیسی رو با گل و شیرینی بدرقه می کنند تا به جهانیان نشون بدند کرامت و رافت اسلامی شون رو!…
دور نیست روزی از همین روزها که این ظلم ها، این اشک ها، این دردها، این خون ها، گریبان حاکم ظالم و حکومت زیر امر او را بگیرد و به لجن دان تاریخ بیفکند
ای کاش این مطالب در جامعه منعکس گردد و تمام عامه مردم (بویژه نمازگزاران و مومنین مساجد) از کردار واقعی جکومت باخبر شوند .
انا لله و انا الیه راجعون
خواهر عزیزم خانم توحیدلو سلام به خدا از شنیدن این خبر بغض عجیبی دارد خفه ام می کند در دلم احساس غم سنگینی می کنم .خداوند شما را با حضرت زهرا و حضرت زینب محشور بفرماید خواهرم خوبم تو تحقیر نشده ای ، تو عزیز مردم ایران هستی .سفاکان پلید بی حیا با این کار طبل رسوائی خود را به صدا درآورده اند . لعن و نفرین خداوند بر همه ظالمین مخصوصاً قاضی روسیاهی که این حکم را داده و آن پلیدی که این حکم را اجرا کرده است . صبور باشید که مطمئناً هستید که انشاءالله صبح نزدیک است
امروز برای بار دوم پس از انتخانات جنجالی 88 گریه کردم بار اول روز 23 خرداد به خاطر ستمی که به ما و رای مان شده بود و امروز نیز به خاطر این عمل.من اگر تا امروز اندکی به این نظام اعتقاد داشتم به والله به پهلوی شکسته دخت رسول اکرم قسم دیگر به اندازه موی گندیده سگی ارزشی برای من و خانوادهام که 3شهید تقدیم این انقلاب کردیم ندارد.به گفته امام صادق یتشکل الشیطان باشکال مختلف حتی الکلب و الخنزیر.
یا حسین میر حسین چه فکر می کردیم چه شد.خوشا به حال شهدای انقلاب و جنگ و شهدای سبزمان که رفتند.تنها برای چون منی مرگ بهتر است تا زنده ماندن
بگو اقا رو که مملکت با ظلم میمونه نه با ستم
تنها جرم فکر ازاد اخه تا کی
باور دارم که این شلاق در تاریخ خواهد ماند
این شلاق سکیه را تحقیر نکرد سمیه در ذات حرکتش و نیتش سمیه و سمایی و آسمانی است او پای سفره پدر و مادری بزرگ شده است که برای انقلاب و تحقق آرمانهای آن خالصانه تلاش کرده اند
این تحقیر سمیه نبود والله این تکبیر او بود
چرا توحیدی به موضوع نگاه نمی کنیم … عده ای همه زور خود را زده اند تا نشان دهند که بزرگند و مخالف شان هر که باشد کوچک… حیرت از کار خدا که همین باعث بزرگی سمیه و نگاه او شده و خواهد شد… خواهیم دید… این شلاق در تاریخ می ماند…. شلاق تکبیر نه تحقیر…
سمیه شرمنده ام… ای کاش می شد … ما به جای تو بودیم… ای کاش…
حالا باز هم از انتخابات بگویید . ای ….. چی بکم آخه
البته در اسلام شلاق داریم ولی نه برای سخن گفتن حتی اگر بر حق نباشد که تفکر ایشان مورد پذرش مردم است ایا ابروئی برای کشور میماند که یک دحتر خانم دکتر را به خاطر طرز تفکرش شلاق زد اقای خامنه ای این کاری که اصحاب شما انجام میدهند قوم مغول انجام نداد داد؟ من از این خانم بجای شما بی منطقان ابله معذرت میخواهم امیدوارم روزی کسانی که حکم به شلاق خوردن ایشان دادن و کسانی که مجری حکم بودند در ملاء عام قصاص شوند هر چند که میدانم در ان زمان این خانم مومنه انها را خواهد بخشید
سمیه جان توتحقیر نشدی توعزتمند شدی مگرخداوند درقرآن نمی فرماید ولله العزت جمعاوللمومنین
مگر امام حسین تحقیر شد که توتحقیر شده باشی توپیش خدا وملت عزیز شدی پیروزیت مبارک
تواصو بالحق را انجام دادی حالا نوبت تواصو بالصبر است
خیلی نامردند
امیدوارم ذلت قذافی مبارک و صدام نصیبشان شود و خواهد شد و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
دیر یا زود همه ما باید به این نتیجه برسیم که دیگر هیچ امیدی به اصلاح این حکومت جائر نیست پس باید برخیزیم و برای نجات ایران دست از جان بشوییم. همان راهی که مردم تونس و مصر و سوریه و …. رفتند.
فصل سوم – نحوه اجراي حكم شلاق
ماده 27 – اجراي شلاق به وسيله نوار چرمي به هم تابيده بطول تقريبي يك متر و به قطر تقريبي 5/1 سانتي متر انجام مي شود.
ماده 28 – حتي المقدور دست و پاي محكوم به محل اجراي حكم بسته مي شود تا از حركات اضافي محكوم كه ممكن است منجر به اصابت شلاق به نقاط ممنوعه شود جلوگيري بعمل آيد .
تبصره – منظور از نقاط ممنوعه سر و صورت و عورتين است .
ماده 29 – مجازات شلاق چنانچه در فضاي سرپوشيده اجرا شود بايد دماي هواي آن معتدل باشد و چنانچه در فضاي باز اجرا شود نبايد دماي هوا بسيار سرد يا بسيار گردم باشد . در نقاط سردسير سعي مي شود در ساعات گرمتر و در نقاط گرمسير در ساعات خنكتر حكم اجرا گردد .
ماده 30 – اجراي حد شلاق از حيث شدت و ضعف ضربات به ترتيب زير است :
حد شلاق زنا و تفخيذ شديدتر از حد شرب خمر است و حد شرب خمر شديدتر از حد قذف و قوادي است
ماده 31 – اجراي حد شلاق با توجه به ماده 300 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري مطابق مقررات مندرج در قانون مجازات اسلامي است .
ماده 32 – اجراي حد محكومين اناث به نحو نشسته و با لباسي كه بدن آنها بسته باشد اجرا مي شود . ماده 33 – شلاق هاي حدي محكومين ذكور به نحو ايستاده اجرا مي شود و در حد زنا و تفخيذ و شرب خمر در حالي است كه پوشاكي غير از ساتر عورت نداشته باشد و در حد قواي و قذف از روي لباس معمولي اجرا مي شود .
ماده 34 – اجراي شلاق تعزيري با رعايت ماده 288 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري به نحو زير انجام مي شود :
الف- شلاق در حالتي كه محكوم بر روي شكم خوابيده و پوشش او لباس معمولي است به پشت بدن بجز سر و صورت و عورت زده مي شود .
ب- شلاق به نحو يكنواخت و بطور متوسط زده مي شود .
ماده 35 – اين آيين نامه در اجراي ماده 293 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب درامور كيفري مصوب 28/6/1378 كميسيون امور قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي در 36 ماده و 7 تبصره به تصويب رييس قوه قضاييه رسيد .
هر اندازه این رژیم غیر مردمی با شما و افرادی مثل شما دشمنی کنند و بیشتر آزارتان دهد محبوبیت شما بین مردم بالا می رود. شما در دل مردم ایران جای دارید. همان غرور را داشته باشید برای آنکه بیش از هفتاد میلیون به شما افتخار می کنند. انتقاد از دولت، حاکمیت و رژیم حق مسلم ماست. ما حق داریم از این دولت و رژیم انتقاد کنیم و اگر آنها بین ما خواهان و محبوبیت نداشته باشند باید با زبان خوش بکشند کنار. ما دولت و رژیمی مردمش را شلاق کاری کند نمی خواهیم ما انسان های قرن بیست و یکم هستیم و دارای حقوقی می باشیم که از سوی سازمانهای بین المللی شناخته شده است.
عزیز برادر، این شلاق ها را به تو نزدند به تک تک مردم ایران زدند. همین شلاق ها کار این حاکمیت را تمام خواهد کرد.
shoma tahghir nashodid, fraon zaman we jaladanash tahghir we biabrotar shodand, salam man az rah dor we hamchenin be pedar aziz Faramaz jan! Man az kodakie baba ra mishenasam, enghlabie, mosalman, slam mesl khodbiamorz pedar bozargat haj mohmad khan, ke hamisheh jadash mikonam! Man be shoma be onwan famil, hamdehie eftekhar mikona!
دردناک!
در پیشگاه خداوند جواب ظلمشان را خواهند گرفت در یوم الحساب!
سمیه عزیز تازیانه عدل خدا را خواهند چشید ایمان دارم
سمیه عزیز و دانشمند امر وز ما به عنوان ایرانی تحقیر شدیم و تو سپید رو .باید سر در گریبان کنیم و به گوئیم ما با انقلاب اسلامی در سال 57
با کشور وخودمان در قرن 21 چه کار کردیم .من به عنوان قطره ای در دریا که در انقلاب و پیروزی ان شریک بودم و خانواده شهید میباشم در برابر شما از رفتار زشت جهل و تحجر ودیکتا توری با شما و امثال شما پوزش می طلبم . واز خدا طلب بخشش میکنم .اگر قبول شود .به خدا خبر شهادت برادرم مرا این همه متاثر نکرد که خبر شلاق زدن دانشمندی مانند شما
و سيعلموا الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
اینان ماموریت دارند که اسلام را وتشیع را فنا کنند . وای به حاکم این کشور که در روز موعود چه ذلیل وخوار خواهد بود.
وای بر من – واقعا شرمسار از اینکه این خبر رو می خونم ولی از ترس سکوت اختیار می کنم. سمیه جان مرا ببخش
che shabi gharaare Allaaho Akbar eteraazimuno faryaad konim?! Shouraaye hamaahangi taa ghabl az paayaane saal elaam mkonad!!
برسد به دست مسعود بهنود
یا حسین میر حسین
زنده باد سمیه
انتظار شنیدن تحقیر از یک مبارز نداشتم
این تحقیر برای حکومتی است که دنیایی که حکومتها برای کشتن انسانها به دنبال راه بدون درد میگردد همانند وحشیهای عصر مغول عمل میکنند.
من اين افتخار را به سميه توحيدلو تبريك ميگم كه بخاطر ملت مظلوم ايران شلاق خورد اين تحقير نيست درواقع تحقير واسه اونائي هست كه در هيچ جاي جهان ابرو براي خودشان نذاشتن شما يك بانوي بزرگي هستيد بازم تبريك
دانشجوی دکتری در مالزی
واقعا کسانی که اسلام را اینگونه و با این بدعتها تبلیغ می کنند توقع دارند دانشجویان اعتقادی به این اسلام من درآوردی و اسلام ایرانی نظام حاکم داشته باشند؟!! وای بر ما را !؟وای ما را چه شده که اینگونه …… من فقط بر خودم و برای ….اشک ریختم.
گیرم که حکومت جمهوری اسلامی ایران!!! شلاق میزنی، گیرم که میکشی، با رویش ناگزیر جوانه چه میکنی؟؟؟ ها؟
سمیه جان به وجودت می نازم و تو افتخار من و سرزمین منی.
نفسم بند اومده از عصبانیت وناراحتی وغصه و…………… نمدانم جه بگویم
شاه آن همه جنایت کرد کف پای شهید رجایی را اطو سوزاند آیه سعیدی را در زیتون داغ انداخت و شهید کرد. پدر هادی غفاری را با شکنجه به شهادت رساند و صدها زندانی دیگر را به شهادت رساند یا شکنجه کرد. شاه چه شکنجه هایی که بر خانم دباغ روا نداشت اصلا گفتنی نیست . و… کو آن شاه ستمگر؟
کو آن فرعون ستمگر؟
کو قذافی لعین
کو صالح کثیف
کو مبارک ستمگر و …
ای رهبر ایران ای مسولان ایرانی که از همه غیر مسول ترید زمانی به هوش می آیید که پشت قفس در حال محاکمه شدن هستید
دل خانواده های شهدا از دست ستمگری های این ها خون است
دکتری توی این مملکت شلاق نخوره کی شلاق بخوره؟ دزد یا قاچاقچی یا برادران اختلاسگر 3 میلیاردی ..