دولتی به اسلام و نگاه امام نزدیکتر است که تکیه بر رای مردم داشته باشد
چکیده :امام (س) باور داشتند حضور جناح های مختلف با دیدگاه و سلایق متفاوت برای پایداری نظام یک ضرورت است .و دلیل اصلی برخورد حذفی هم در یک عامل خلاصه می شود و آن هم تمامیت خواهی قدرت سیاسی و اقتصادی است که ریشه در عدم تحمل مخالف و برنتافتن نقد مشفقانه دارد....
احمد خرم دبیر شواری انقلاب فرهنگی در دهه شصت و وزیر راه و ترابری در دولت دوم محمد خاتمی معتقد است اسلام و نگاه امام نزدیکتر است که مردم مدار باشد وبه رضایتمندی خلق خدا بیندیشد و تکیه بر رای مردم داشته باشد و همچنین مشروعیت نظام را ناشی از رای مردم بداند. امام (س) فرمودند : “میزان رای ملت است.”
وی در گفت و گو با سایت جماران که به مناسبت هفته دولت و دیدگاه امام خمینی ( ره) به دولت های زمان خود منتشر شد مهمترین شاخصه ی دولت اسلامی با تکیه بر کلام خداوند را منافع مردم عنوان کرد و گفت: منافع مردم در آیه17 سوره رعد به عنوان حق و ماندنی قلمداد شده است. خداوند می فرماید “و اما آنچه منافع مردم در آنست ماندنی است”. امروز منافع مردم اصطلاحا منافع ملی نام گرفته که از جمله این منافع می توان به منافع شخصی ، منافع جناحی ، منافع سیستم یا حاکمیت ، منافع صنفی ، منافع ملی ، منافع بین المللی و منافع ایدئولوژیک اشاره کرد.
وی افزود: تصمیمات دولت باید تضمین کننده و در بر گیرنده منافع ملی باشد مهمترین خصوصیت کارگزاران نظام بر خورد صادقانه ، دادن اطلاعات درست به مردم و پرهیز جدی از مردم فریبی است.
احمد خرم درباره نوع برخورد امام با دولت ها گفت: دولت های دوران امام دولت موقت شهید رجائی ،دولت باهنرو دولت مهندس موسوی بودند. دولت های زمان امام تا آخرین روزهای استقرارشان مورد حمایت امام بودند و خطی که به دولت ها داده می شد توجه و تلاش برای مردم و سازگاری با مردم بود.امام تاکید فراوانی بر سازگاری دولت مردان با مردم داشتند. البته دولتهای دهه ی اول انقلاب یا بی تجربه بودند یا کم تجربه و حمایت سنگین امام ضرورت داشت تا دولت ها و دولت مردان تجربه کسب کنند.
امروز اصولگراها در حاشیه امن هستند
به گفته وزیر دولت اصلاحات، حمایت امام از دولت های دوران خودشان در ابتدا بسیار گسترده و همه جانبه بود و رفته رفته از غلظت حمایت کاسته شد. امام (س) توجیه گر ناکارآمدی دولت نبودند و در جایی که باید به دولت نهیب می زند دریغ نمی کردند. امام (س) در حمایت و یا نهیب زدن در جایی که لازم بود ملاحظه سیاسی نداشتند. هر زمان امام سخنرانی می کردند هم جناح راست و هم جناح اصلاح طلب هر دو نگران بودند که امروز نوبت کیست که مورد حمایت و یا نهیب امام قرار گیرد ،یعنی اینطور نبود که یک جناح در حاشیه امن باشد و هیچگونه نگرانی از برخورد امام نداشته باشد . مع الاسف امروز جناح اصولگرا در حاشیه امن است و جناح اصلاح طلب نیز همواره مورد بی مهری حاکمیت بوده و هست.
امام اعتقادی به تک صدایی و یک دست سازی نظام نداشت
وی درباره دیدگاه امام درباره اداره کشور گفت: ایشان اعتقادی به تک صدایی و یک دست سازی ارکان نظام نداشتند. اگر به منشور برادری امام توجه کنید به خوبی از این منشور برمی آید که خط امام بر چند صدایی و حضور جناح های مختلف در ارکان نظام بنا شده است و از این نیز بالاتر رفته.
دلیل برخورد حذفی با نیروهای معتقد به نظام تمامیت خواهی عده ای است
وی افزود: امام (س) باور داشتند حضور جناح های مختلف با دیدگاه و سلایق متفاوت برای پایداری نظام یک ضرورت است . با توجه به جمعیت و وسعت سرزمینی و غنای کشور به لحاظ اقلیم و منابع و معادن طبیعی و همچنین نیروی انسانی جوان چنانچه از همه نیروهای جناحی موجود و نیروهای غیر جناحی در کشور استفاده شود بازهم با کمبود نیروی مدیر و کارشناس مواجه هستیم و گامهای که کشور باید در جهت توسعه و پیشرفت بردارد دچار کندی و معلولیت خواهد شد چه رسد به این که در حال حاضرهر روز شاهد حذف خیل عظیمی از نیروهای معتقد به نظام و قانون اساسی و توسعه و پیشرفت کشور هستیم. و دلیل اصلی برخورد حذفی هم در یک عامل خلاصه می شود و آن هم تمامیت خواهی قدرت سیاسی و اقتصادی است که ریشه در عدم تحمل مخالف و برنتافتن نقد مشفقانه دارد.
به اعتقاد خرم، دولتی به اسلام و نگاه امام نزدیکتر است که مردم مدار باشد وبه رضایتمندی خلق خدا بیندیشد و تکیه بر رای مردم داشته باشد و همچنین مشروعیت نظام را ناشی از رای مردم بداند. امام (س) فرمودند : “میزان رای ملت است.”
وی تصریح کرد : به نظر می آید که نزدیکترین دولت به اصل جمهوریت نظام و معتقدترین و عامل به مردم سالاری و تکیه کننده به منافع ملی دولت اصلاحات آقای خاتمی بود. و همچنین نزدیکترین دولت به اسلامیت نظام یعنی در مواجه با مردم از یکسو و جامعه بین المللی از سوی دیگر در رعایت صداقت ،مروت و جوانمردی هم دولت اصلاحات بوده است و همچنین موفقترین در عرصه بین المللی و پیروزترین دولت در میدانگاه اجرایی و اقتصادی و در یک کلام در طرح های زیر بنایی و طرح های توسعه فرهنگی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی دولت اصلاحات بود. این ادعا با مقایسه اعداد و ارقام ارائه شده توسط مراجع رسمی کشور در گذشته و حال قابل اثبات است.
وی مهمترین پایه های اقتدار دولت را مشروعیت و مقبولبت داشتن در جامعه ، پایبندی به جمهوریت و دخالت دادن مردم در سرنوشت جامعه و پایبندی به اسلامیت عنوان کرد و گفت: امام معتقد بود حرکت جامعه به سمت اصلاحات و رفع نابسمانی ها باید همگام با آگاهی مردم صورت پذیرد و نمی شود یک شبه همه چیز را درست کرده و سامان داد .
خرم به خاطره ای از اوایل انقلاب اشاره کرد و گفت: خاطره ای از ابتدای انقلاب به یاد دارم زمانی که آیت الله انواری نماینده امام در ژاندارمری به ملاقات امام رفتند و از نابسامانی ها و فسادی که در ژاندارمری است داد سخن سردادند و پیشنهاد دادند که اکثر افسران و درجه داررا بایداخراج کرد و نمی شود با وجود این نابسامانی ها راه به جایی برد حضرت امام در یک جمله (با این مضمون )فرمودند:” اگر نمیتوانید تحمل کنید استعفا دهید”.ایشان هم استعفا دادند و آقای آشتیانی به جای ایشان انتخاب شدند.امام معتقد بود همپای حرکت جامعه و توانمندی هایی که در آحاد جامعه وجود دارد و همپای آگاهی مردم باید حرکت کرد.تندتر از جامعه حرکت کردن خطاست و جامعه را از همراهی مایوس و منصرف می کند .














هر موقع سخنان امام و شیوه رفتاری ایشان را می خوانم انگار که همه چیزهایی را که می خواستم بگویم ایشان قبلا گفته است. به راستی که دولت اصلاحات قانونمدار ترین و بهترین دولت در راه کسب منافع ملی بود. البته دولت آقای هاشمی شرایط ویژه ای داشت که من آنرا در میان دولتهای پس از جنگ دسته بندی نمی کنم.
اصولگراها به این خاطر در حاشیه امن قرار دارند که رهبر هم از میان آنان است.
امام خمینی اختیار عمل خودشان را به هیچ جناحی گره نزده بود.
اگر شما واقعا به این جمله ی امام پیابند هستید پس چرا به ان عمل نمیکنید؟ایا اختلاف دو برابری دکتر احمدی نژاد و میر حسین تقلب است؟شما خودتون به خواب زده اید.امام خامنه ای هم حرفی زیبایی زدن.اونم اینکه تقلب یه میلیون دو میلیون نه بیش از ده میلیون…جنبش سبز مرده است چون از اولش هم با حمایت های دول خارجی حیات داشت.اما با رهبری قدرتمند امام خامنه ای دهان یاوه گویان و دروغگویان و هیاهو گران پر از خاک شد….
سلام آقای ناشناس ای کاش شما هم یک اسم مستعاری برای خودت انتخاب کنی راستی می خواستم بپرسم چرا اینقدر راحت حکم صادر می کنی گفتی که جنبش سبز جنبشی مرده هست چون از اول وابسته بود اگر واقعا اینطور هست دولت محترم که با شما هم نظر هستند لطف کنند و یک مجوز راهپیمائی به جنبش سبز بدهند تا معلوم بشه که جنبش مرده هست و یا زنده و اگر واقعا جنبش سبز به خارج وابسته بود حتی با فرض صحیح بودن حرف شما این جنبش سیزده میلیون رای دارد و از رهبری قدرتمند آقای خامنه ای گفتی ، حاکمی که تمام ابزار قدرت را دارا هست و در شدیدترین صورت مخالف خودش رو سرکوب می کنه و هیچ حقی رو برای مخالف خودش قائل نیست ، فکر می کنی واقعا کار درستی است پر از خاک کردن دهان مخالفان ؟؟؟ آیا این روش و سیره امام علی هست ؟؟؟ اما در مورد فرمایش زیبای رهبری ، ما هم معتقدیم تقلب نشده چون تقلب یک میلیون و یا نهایتا دو میلیون می شود ما معتقدیم اصلا نتیجه انتخابات این نبود آقای احمدی نژاد با تک رای آقای خامنه ای انتخاب شدند و البته چون آقای خامنه ای صلاح مردم رو بهتر از خودشون می فهمند حتما حکمتی در این کار دیدند که رای مردم رو هیچ انگاشتند و به جای همه مردم تصمیم گرفتند وقتی شماها یک شخص رو تا حد معصوم بالا می برید که هیچ اشتباهی نمی کنه خوب لابد بهتر صلاح هم هست که ایشان به جای مردم تصمیم بگیرند
با عرض سلام خدمت سربازان گمنام وزارت اطلاعات
چیزی به اسم امام خامنه ای نداریم. این امام بازی رو بزارین کنار، اگر حرفی یا نظری دارین منطقا بحث کنید و گر نه این …. راه به جایی نمی برد.
قبل انتخابات
—————-
آب پاشی
فضای نقد
لبخند
آزادی
.
بعد انتخابات
—————
زندان
دشمن
جنگ نرم
فتنه
تجاوز
قتل عام
کهریزک
یک نمونه از این تقلبها را در همین کامنت جنابعالی میشود پیدا کرد که بعد از هر دلیل مضحکی به نتیجه گیری مضحکتری میرسید که همانا ” مرگ و اضمحلال جنبش سبز ” میباشد ! نه عزیزم جنبش سبز زنده است تا انقلاب زنده است و با حلوا حلوا گفتن دهن سایبری شیرین نمیشه ، جلوی قاضی و معلق بازی ؟! اگر قرار بود جنبش سبز هم مثل بقیه فریب دسایس شما را بخورد که اسمش سبز نمیشد ، پس نهایتا به اربابت بگو که “دیگر حنایتان رنگی ندارد” :)
1- تقلب در انتخابات یک دو دوره دو دوره نه مثل غلطک روال عادی پیدا کند
2- قطع SMS و موبایلها یک بار دو بار نه در هر “بحرانی” روال عادی پیدا کند
3- رد صلاحیت نماینده های مجلس ششم یک نفر دو نفر نه مثل فله ای همه را رد صلاحیت کنند
4- فعلا حضور دهن ندارم……..
ناشناس اینو نگی دیگه چی مخواهی بگی / اگر جنبش سبز مرده بیا به امام خامنه ات بگو اجازه یک راهپیمایی بده مثل 25 خرداد 88 فقط سکوت بعدا میام در مورد مردن جنبش سبز بحث میکنیم باشه
عینهون دولت مهربان و خدمتگزار ما که هم متکی بر شصت و سه درصد است هم بوی خوش رایحه خدمتش دیگر دارد ما را خفه میکند.
برادر بسیجی که پیام گذاشته ای وپیامت بدون سانسور گذاشته شد( هر چند به اکثریت ملت توهین کرد ه ا ی ) ما به این آزادی بیان می گوییم آیا همین آزادی بیان در صدا وسیمایی که آنهم از پول نفت تمامی ملت بهره می برد وجود دارد اگر آزادی وجود دارد یک مورد از مصاحبه مردمی که حمایت از سید مظلوم میر حسین موسوی طی 2سال اخیر وجود داشته باشد نشان بده اگر آزادی نیست دلیل بر آن است که از مشخص شدن طرفداران میرحسین که اکثریت جامعه هستند بیمناکند
اما ملت ایران که زنده است.
بابام جان این مشخصاتی که شما در مورد دولت مردمی ذکر کردید دورغ چرا همان دولت احمدی نژاد است دیگر. هم با شصت و سه درصد رای مردم انتخاب شده بدون تقلب و حقه بازی، هم خیلی اسلام پناه است و روز وشب با امام زمان مشاوره می فرمایند، هم تمام وصیت های مرحوم امام را مو به مو اجرا می کنند که اگر خود امام حاضر بودند به این تمیزی بابام جان این کار ازعهده ایشان هم برنمی آمد. دیگر چه مرگمان است بابام جان این همان دولت مردمی است والسلام.
شما خودتون هم دچار تکصدایی شده اید.
نگاه امام؟؟ مشکل اصلی همین تضاد هاست.
الان مردم آگاه تر شده اند و می توانند با مطالعه آنچه در گذشته روی داده به قضاوت بنشینند.
مشکل اصلی این است که دین و سیاست با هم آمیخته شده اند.
این آمیختگی باعث می شود بسیاری از نقاط اشتراک بین مردم خوب و مهربان ایران از دایره حکومت بیرون رانده شود و نارضایتی در گستره وسیعی ایجاد گردد.
در اینچنین حکومتی-که مورد نظر آقای خمینی نیز بود- مقدس سازی باب می گردد و بسیاری از ایرادات اساسی حاکمیت با استفاده از اعتقادات عده ای توجیه می گردد.
امیدوارم از تاریخ عبرت گیریم و به جای پافشاری بر اعتقادات، بر نقاط اشتراک تمامی ایرانی های مهربان اتکا و تلاش نماییم.
در غیر این صورت ممکن است یک دوره سی و دو ساله دیگر از عمرمان تلف شود.
می توانیم در این مورد با هم تبادل نظر کنیم.
سلام آقای کیارش
واقعا اینایی که میگید کاش درک بشه.
ماها همه امیدواریم که آقای موسوی هم زودتر آزاد بشن و در مورد اعدام هایی که به هر صورت زمان دولت ایشون صورت گرفت توضیح بدن.
این موضوع هم یکی از مواردیه که دارای تضاد است.
می دونم که از موضوع اصلی دور شدم اما خوشحال میشم اگه به قول شما تبادل نظر کنیم.
با سلام
واژه ای قرآنی هست به نام “کافر” که معنی لغوی آن “پوشاننده” و معنای اصطلاحی آن “خودفریب” است ، یعنی کسی که برای “توجیه” گام نهادن در مسیر پلشتی همواره باید ندای وجدان خود را فریب دهند . زیرا در همان مصحف شریف آمده است که ” فَـأَلْـهَـمَـهَـا فُـجُـورَهَا وَ تَـقْـوَاهَـا ” یعنی به انسان همواره خوبی هر بدی هر کاری را که قصد انجامش را دارد الهام میکنیم و با 11 بار قسم به این آیه شریفه نشان اهمیت آن را دارد . پس نتیجتا انسان همیشه برای گام نهادن در مسیر دوزخ باید معضل بزرگی را از پیش رو بردارد به نام وجدان(الهام) ، از این رو به این انسانها اصطلاحا کافر (توجیه گر) گفته میشود.
غرض این که جدیدا میبینم عده ای قصد چسباندن اعدامهای سال 67 را به رییس وقت قوه مجریه (جناب موسوی) را دارند در حالی که این موضوع در حیطه اختیارات “قوه قضاییه” هست! و حتی با دخیل دانستن دستهای دیگر دراین قضیه باز مهندس موسوی جزو دستهای چهارم پنجم حساب میشد و چطور آن همه ان همه آقا بالاسر هیچکاره بودند و فقط میرحسین آمر بود ؟! در حالی که خود جناب موسوی همیشه گله مند بودند که در بعضی اتفاقات حتی ایشان هم در بایکوت خبری بوده اند و از بعضی مسایل پشت پرده بعد از گذشت زمان آگاه میشدن و حتی ظاهرا دلیل استعفایشان هم همین نامحرم انگاشته شدن از سوی شخص دوم سوم… مملکت بود!. کسی که از کارهای خیلی جزیی تر بیخبر بوده پس نمیتواند تصمیم گیرنده درجه اول(یا حتی دوم) مملکت باشد. پس برای اعدامهای 67 باید سراغ از ما بهترانی رفت که حتی میرحسین هم نباید از کارهایشان باخبر میشد!! . ** این دلیل برائت میرحسین**
.
(با توجه به سانسور) اعدامهای 67 همانطور که از اسمش پیداست مربوط به سال 67 است ، یعنی سال پایان جنگ، یعنی سال آخر حکومت امام(ره) ،پس این اعدامها کار امام نمیتواند باشد چه اگر ایشان قصد پیش گرفتن رویه استالینیستی داشتند این کار در سال 57 انجام میدادند نه سال 67 !
اعدامها کار میرحسین هم نمیتواند باشد پس کار چه کسی میتواند باشد؟
قانون کلی آن این است “در هر کاری باید دید فایده آن کار به چه کسی میرسد پس آن اتفاق زیر سر همان شخص فایده برنده هست”
مثلا در قضیه فرسایشی شدن جنگ قطعا امام نمیتواند مقصر باشد (تا مابقی عمر خود را درگیر جنگ کند) حتما اشخاص دیگری که انقلاب را به شکل خوان نعمتی میدیدند در این قضیه دخیل بودند (کسانی که از پایینترین مقام به بالاترین مقام رسیدند!)، همان از مابهتران که حتی میرحسین هم از تصمیمات مهمشان نباید آگاه میشد:(
نهایتا
عده ای “معلوم الحال” که همیشه سرنا را از سر گشادش مینوازند چون عَلَم دفاع از اسلام و مبارزه با ظلم را در دستان میرحسین میبینند قصد لجن مال کردن میرحسین را دارند (به همان دلایلی که در پاراگراف اول توضیح داده شد)
اینان اگر حتی به جای میرحسین امام حسین(ع) را در همین مقام می دیدند همین انگ را به همان حضرتش میچسباندند(نعوذبالله)
فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا
این بود تجربه اینترنتی بنده در جو بعد از 88 پس از سر و کله زدن با دینفروشان و وطنفروشان
سلام به آقای خودجوش سبز.
دوست ناشناسی در جواب کامنت بنده مطلبی نگاشته بودند.
همانطور که نظر ایشان محترم است نظر جنابعالی و تمام افراد نیز محترم است. زیرا برآمده از تفکر و تعقل ایشان است.
تبادل نظر هم به این منظور وجود دارد که بتوانیم به عقاید یکدیگر-صحیح یا ناصحیح- احترام گذاریم و اگر موردی اشتباه در نظرات دیگران یافتیم بدون تمسک به دین و پارامترهای متافیزیکی نظرات اصلاحی را بیان نماییم.
بسیاری از اشتراکات انسانی و در عین حال تجربی وجود دارند که می توان آنها را ملاک قرار داد بدون اینکه به عقاید دینی افراد اندکی خدشه وارد گردد.
به نظر بنده بهتر است دین خود را برای خود محفوظ نگاه دارید.
در مورد اعدام های ۶۷ نیز بنده تقریبا رای به مبرا بودن آقای موسوی دارم اما از جهتی با نظر دوست ناشناس مخالفتی ندارم. چه اشکالی دارد که آقای موسوی به صورت کاملا شفاف در مورد آن دوران صحبت نمایند؟ آقای خودجوش سبز، ما هم از پاک دستی آقای موسوی و برخی دیگر تقریبا اطمبنان داریم اما این دلیل موجهی برای عدم ارایه توضیحات بیشتر نیست.