پیشنهاد میانجیگری و سؤالهایی که اردوغان از احمدینژاد نپرسید
چکیده :اردوغان حق داشت اگر احمدینژاد را مخاطب قرار میداد و میگفت: «شما که نگران دخالت کشورهای غربی هستید، چرا به مطالبات مردم خویش رسیدگی نمیکنید؟ و چرا به جای گفتوگو و تعیین گروه میانجی، رهبران مخالفان خود را در حصر کردهاید؟»...
کلمه – مهستی شیرازی:
در خبرها آمده بود که محمود احمدینژاد دیروز با رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه پیرامون وقایع اخیر در سوریه تماسی تلفنی داشته است. او در این تماس گفته است «مسائل منطقه راه حل غربی ندارد و میتوان با روشهای اسلامی تمام مسائل منطقه را حل کرد به نحوی که ملتها به حقشان برسند و هیچ کس هم آسیبی نبیند.» او پیشنهاد داده است «اگر در لیبی به جای نیروی نظامی، گروه میانجیگر مورد اعتماد حکومت و معترضین اعزام میشد، بیتردید امروز شرایط بسیار بهتری در این کشور حاکم بود و ایران و ترکیه همراه با سایر ملتها میتوانند این ابتکار را در سایر کشورهای منطقه که مردم در آنجا مطالباتی دارند، بکار برده و مسائل را عادلانه و به سرعت حل و فصل کنند.»
البته در متن خبر نیامده است که دقیقاً اردوغان دربارهٔ این پیشنهاد احمدینژاد چه گفته است. اما لابد نخست وزیر باهوش و کاردان ترکیه که از اوضاع کشورهای همسایه خود بیخبر نیست، لحظاتی به این اندیشیده است که اگر ایران راه حلی برای «میانجیگری میان حکومت و معترضین» دارد، چرا برای حل مشکلات داخلی خود از آن بهره نمیگیرد و اگر ابتکاری برای «تامین مطالبات مردم» وجود دارد، چرا در ایران آزموده نشده است؟
او حق داشت اگر احمدینژاد را مخاطب قرار میداد و میگفت: «شما که نگران دخالت کشورهای غربی هستید، چرا به مطالبات مردم خویش رسیدگی نمیکنید؟ و چرا به جای گفتوگو و تعیین گروه میانجی، رهبران مخالفان خود را در حصر کردهاید؟»
اردوغان حتی میتوانست از احمدینژاد بپرسد «مگر مخالفان شما بارها نخواستند که هیاتی بیطرف و داخلی به موضوع مورد منازعه رسیدگی کند؟ جواب شما برای آنها چه بود؟ مگر مخالفان نجیب شما، غیر از راهپیمایی سکوت و اعتراض مسالمتآمیز چه کردند که سهم آنها زندان و گلوله شد؟ شما که نتوانستید با مخالفان خود که دل در گروه همین نظام داشتند و از بانیان و عاملان همین انقلاب بودند گفتوگو کنید، چگونه میخواهید میانجی مردم لیبی و سوریه شوید که جز به براندازی و محاکمهٔ قذافی و اسد راضی نمیشوند؟
اردوغان حتی اگر این سؤالات را هم نمیپرسید، دستکم میتوانست بگوید «آیا شما نیز حاضرید که یک گروه میانجی مورد اعتماد حکومت و معترضین از همین ایران خودتان به مطالبات مردم رسیدگی کند؟»
به عبارت خودمانیتر، اردوغان حق داشت اگر به احمدینژاد میگفت «کل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی!»
بگذریم؛ دیگر این تنها این احمدینژاد نیست که سر خط خبرها را میسازد.
در خبرها نیز آمده بود «بشار اسد هم در مصاحبه با تلویزیون دولتی سوریه، از شیوهی برخورد با معترضان در سوریه دفاع کرد و راه حل سیاسی را راه خروج از بحران کنونی در این کشور دانست، ولی تاکید کرد نیروهای امنیتی باید با «خشونتها» به طور قاطع برخورد کنند.»
در خبرها نیز آمده بود «سازمان ملل متحد میگوید که بیش از ۲۲۰۰ نفر از زمان شروع سرکوب اعتراضات در ماه مارس در سوریه کشته شدهاند.»
در خبرها نیز آمده بود «تصاویر ارسالی از طرابلس مخالفان مسلح حکومت را نشان میدهد که بدون مواجهه با مقاومت مؤثر، در برخی خیابانهای پایتخت حرکت میکنند و به نشانهی پیروزی، به تیراندازی هوایی مبادرت میورزند. میدان سبز، که طی سالهای گذشته همواره نماد پایگاه مردمی حکومت قذافی محسوب میشده و تا همین اواخر، محل اصلی تجمعهای دولتی و تظاهرات حمایت از رهبر لیبی بوده، در دست نیروهای مخالف است. مخالفان و گروههایی از مردم با پایین کشیدن پرچمی که توسط معمر قذافی در سال ۱۹۷۷ به عنوان پرچم ملی انتخاب شد، پرچم سه رنگ مخالفان را در نقاط مختلف نصب کردهاند.»
در خبرها نیز آمده بود….














همه جا می خواهد کاردانی و لیاقت خودش را نشان دهد!
در خبرها آمده بود اردوغان ماجرای هاله نور را از احمدی پرسید!
در خبرها آمده بود اردوغان علایم امام زمان را از احمدی پرسید!
توبه گرگ مرگ است ,خلاص.
البته اردغان با سکوت خود گفت
جواب ابلهان خاموشی
مصداق بارز این ضرب المثل است که : رو که نیست سنگ پای قزوینه !!.
البته این دو رویی ها هیچ بنفع شان نیست بلکه آن بی اعتمادی مردم به حکومت را رهبری انکار هم میکند روز بروز بیشتر میکند.
اردوغان به من گفت “اوزومنن گلمدی” میدانید که ما باهم یک جور نیمه ترکی بلغور می کنیم. گفت برای فارس ها ترجمه کن. یعنی رویم نشد که این سوالها را از او بکنم.
عزیزمن در تظاهرات ایران بیش از 100 نفر کشته شدن ریاست قوه قصاییه که باید جز راستی چیزی نگوید .میگه فقط یه نفر کشته شده آن هم معلوم نیست چه جوری بعد انتظار دارید ریاست جمهور که تمام حرکاتش دروغه .راست بگه
این مرد از دروغ گفتن هیچموغه خسته نمیشه ؟
بچه ها بیایید به نشانه اعتراض به وضع موجود به راهپیمایی روز قدس نرویم
در بین حکومتهای در حال ضعف ، دو رابطه عجیب وجود دارد ، یکی عادی جلوه دادن اوضاع است و دیگری خود بزرگ بینی است .
مثلآ عراق که 10 سال آخرش ذلیل ترین و بدبخت ترین حکومت بود تا آخرین لحظات هم خود بزرگ بینی داشت و هم مسائل را عادی جلوه میداد ، تا حدی که وقتی جنوب عراق اشغال و سقوط کرد ، عادی جلوه دادن اوضاع تشدید شد و روزیکه فرودگاه بغداد اشغال شده بود سعید صحاف چنان مصاحبه معروفی کرد و عنوان نمود در عراق هیچ خبری نیست و ثبات عراق بی نظیر است ولی فردای آنروز بغداد و کل عراق سقوط کرد.
در لیبی هم همین اوضاع دقیقآ کپی برداری و تکرار شد در مصر هم هر چند کوتاه مدت بود ولی همین رفتار تکرار شد.
در مورد خود بزرگ بینی نیز ، هم صدام و هم دیکتاتور لیبی در اواخر حکومتشان طرح های جهانی و بزرگ میدادند صدام برای فلسطین نسخه میداد و قذافی چند روز قبل که اوج نا توانیش بود برای رفع مشکل فسطین و اسرائیل نسخه ای داد مبنی بر اینکه کشوری بنام ” اسرطین ” تشکیل شود و و دقیقآ چند روز بعد و طی چند ساعت 80 درصد پایتخت بدست مخالفین افتاد .
در مورد احمدی نژاد هم همینطور است و در حالیکه هر روز یک کشور بزرگ و حتی کوچک سر در میآورد و ایران را در روابط بین الملل و حتی در خرید طلای سیاه به سخره میگیرد و صرقآ ، پرداخت پول نفت ایران را در مقابل خرید کالا از آن کشور به ایران تحمیل و دیکته میکنند و حتی اران را به قطع خرید نفت تهدید میکنند !! و به نوعی همچون اواخر دوران صدام که طرح نفت در مقابل غذا با تصویب سازمان ملل اجرا میشد ، در ایران بدون تصویب در سازمان ملل ، خود کشورها رآسآ چنان ایران را ضعیف یافته اند که این بلا را بر سر ایران می آورند ، در چنین شرایطی مسئولین از ثبات و عادی بودن اوضاع چنان صحبت میکنند که حدااقل در بین مسئولین سایر کشورها که با ایران بازی نفت در مقابل کالا را اجرا کرده اند ، این سخنان مضجک است ، خصوصآ که طرح هائی برای لیبی و سوریه و مدیریت جهان ارائه میککند که همه نشان از ضعف فزاینده حکومت است وگرنه چرا سوئیس و کره جنوبی و سوئد و دهها کشور آرام و با ثبات و ثروتمند دنیا هر روزه از ثبات و پیشرفتهای خود صحبت نمیکنند ؟ و یا چنین طرح هائی ارائه نمیکنند و ادعای ثباتی همچون ایران و لیبی و سوریه ندارند ، تنها دلیل این است که آنها نیازی به خیمه شب بازی و جنگ روانی برای ماندن در قدرت ندارند و ثانیآ هم وقت ندارند و هم حاضر نیستند با چنین افکار کودکانه ای تمسخر شوند و صرفآ بفکر اداره کشور و رفاه مردمشان هستند.
این آقا زمانی راست میگه که در دروغ گفتن کم بیاره
نرفتن به راهپیمایی چاره کار نیست.
باید قیام عمومی صورت گیرد. مگه ما از تونس، مصر، لیبی و سوریه کمتریم. اگر در تظاهرات کشته نشویم در زندانها ما را خواهند کشت. فقط چاره تظارهرات است با هر قیمتی. من که حاضر.
بعدازسوریه نوبت ایران است منتظرباشید
باید سازماندهی کرد
با صحبت و سکوت و با… کار پیش نمی رود.
جوانان خود زمام امور را بدست گیرند . هسته های کوچک محلی را بوجود بیاورند .
از دست قدیمی ها کاری ساخته نیست. اگر بود که کار به اینجا نمی رسید. زنده باد آزادی
وقتی امکانشو داریم ،وقتی آدمشو داریم، وقتی روشو داریم، چرا که نه!
به گمانم باید بین مبارزه و خشونت فرق قائل شد زمانی که از خودمان دفاع می کنیم در حال مبارزه هستیم و هنگامی که قدرت در دست ما هست اگر از زور استفاده کنیم به خشونت روی آورده ایم