سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیت‌الله العظمی دستغیب: کجایند پادشاهانی که در قدرت و شوکت هیچ کم نداشتند؟...

آیت‌الله العظمی دستغیب: کجایند پادشاهانی که در قدرت و شوکت هیچ کم نداشتند؟

چکیده :خدا حقّ مظلومان را از ظالمان می گیرد و سر سوزنی در این باره کوتاهی نمی کند مخصوصا اگر ظالم، بر ظلم خویش مغرور باشد و بر مواضع نادرست خویش اصرار ورزد. آیا اگر کسی ، کسی را بکشد و بعد از آن بجای عذرخواهی و توبه، سرکشی کند و به خود احسنت گوید، اولیای دم از قصاصش می گذرند و حاضر می شوند بر او ترحم...


آیت الله العظمی دستغیب در ادامه جلسات تفسیر قرآن که در ایام ماه مبارک رمضان همه روزه پس از نماز ظهر و عصر برگزار می شود به تفسیر آیه های 3 ، 4، 5 و 6 سوره رعد پرداخت و در بخشی از جلسه سوم تفسیر این سوره فرمود: دعايى كه از سر سيرى و بیدردى باشد چندان انتفاعى ندارد. دل، هنگامى شكسته مى‏ شود كه انسان در غم و ناراحتى گرفتار شود و دعا با اين دل، ارزشمند است. بى‏ ترديد هر كسى ظلم كند جزاى آن را مى‏ بيند و نداى يا رب يا رب مظلومين به شكايت از او به درگاه پروردگار بلند است.

این مرجع بزرگوار همچنین در جلسه پنجم با اشاره به اینکه در زمینه اجتماعی تاریخ برای همه ثروتمندان و قدرتمندان عالم درس عبرتی است، فرمورد: به راستی پادشاهانی که در قدرت و شوکت هیچ کم نداشتند، سرانجام کارشان به کجا رسید و اکنون در کجایند؟

ایشان همچنین درباره گرفتن حق مظلومان از ظالمان توسط خدای تعالی گفت: خدا حقّ مظلومان را از ظالمان می گیرد و سر سوزنی در این باره کوتاهی نمی کند مخصوصا اگر ظالم، بر ظلم خویش مغرور باشد و بر مواضع نادرست خویش اصرار ورزد. آیا اگر کسی ، کسی را بکشد و بعد از آن بجای عذرخواهی و توبه، سرکشی کند و به خود احسنت گوید ، اولیای دم از قصاصش می گذرند و حاضر می شوند بر او ترحم کنند؟

متن کامل سخنرانی و تفسیر قرآن جلسات سوم، چهارم و پنجم این مرجع بزرگوار تقلید در مسجد قبای شهر شیراز و به نقل از سایت مسجد قبا به شرح زیر است:

تفسیر آيه 3 سوره رعد

وَ هُوَ الَّذي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فيها رَواسِيَ وَ أَنْهاراً وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ إنَّ في ذلِكَ َلآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ«3»

و او است خدايى كه بساط زمين را بگسترد و در آن كوهها برافراشت و نهرها جارى ساخت و از تمام ميوه‏ها جفت (نر و ماده) پديد آورد پرده سياه شب را به روز روشن بپوشاند همانا در اين امور آياتى است براى گروهى كه مى‏ انديشند.

آيات آفاقى‏

خداى تعالى در ادامه آيات قبل، باز در اين آيه اشاره به نشانه‏ هاى وجود و يكتايى خويش مى‏ كند.

وَ هُوَ الَّذي مَدَّ الْأَرْضَ؛ زمين در ابتدا قطعه ‏اى از يك ستاره بزرگ متلاشى‏ شده بود و سطحى داغ داشت كه به تدريج سرد و خنك شد و آماده حيات گرديد. بر اثر چرخش زمين، پستى و بلندى‏ها به وجود آمدند و آب باران در پستى‏ها جمع شده، درياها و اقيانوسها را تشكيل دادند و بلندى‏ها كوه نام گرفتند و در فاصله ميان اين دو، زمينهاى هموار و دشتها و صحراها پديد آمدند و بدين ترتيب زمين گسترش يافت (مَدَّ الْأَرْض).

نتيجه مسطح‏ بودن زمين، امكان حيات موجودات بر روى آن است.

وَ جَعَلَ فيها رَواسِيَ؛ كوهها همچون ميخهايى، زمين را محكم و استوار نگه مى‏ دارند و مانع لرزشهاى آن – در اثر چرخش به دور خود و خورشيد – مى‏شوند. كوهها به نسبت ارتفاعى كه دارند، در دل زمين ريشه دوانده و رشته كوههاى نزديك به هم، ريشه هايى متصل به هم دارند.

وَ أَنْهاراً؛ از دل زمين و يا ميان كوهها، آبهايى به سطح زمين مى‏ جوشند و بر زمين جارى مى‏ شوند كه بر اثر متصل‏شدن به هم، نهرها و رودها و رودخانه‏ ها را تشكيل مى‏ دهند.

وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ؛ امروزه كاملاً معلوم گشته كه در ثمردادن هر درخت و گياهى نياز به نر و ماده آن گونه و انجام عمل لقاح ميان آنهاست. قرآن كريم اين مطلب را در حالى چهارده قرن پيش مطرح كرد كه مردم آن روز اطّلاعى از اين جهت نداشتند و تنها درباره وجود گونه نر و ماده خرما چيزهايى مى‏ دانستند.

يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ؛ از چرخش زمين به دور خود، روز و شب به وجود مى‏ آيد و در هر كدام آنها خداوند منافع و خواص بى‏شمارى براى انسانها قرار داده است و آثار حكمت اين تغيير، در زندگى هر روزه ما معلوم است.

إنَّ في ذلِكَ َلآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ همه اين بساط خلقت براى انسان است و انسان بايد درباره اين آيات الهى با خود بينديشد. اما افسوس كه انسانها به جاى تفكّر درباره آيات پروردگار، شبانه ‏روز بر سر و كلّه هم مى ‏زنند و به فكر پيش ‏افتادن از هم و پايين‏ كشيدن همديگرند.

در حالى كه بايد دست به دست هم بدهند و مبدأ و مرجع خويش را كه از او آمده ‏اند و به سوى او باز مى‏ گردند، بشناسند. معناى «لا اله الا اللَّه» شناختن اين وابستگى به آن منبع وجود است. البته اكثريت مردم دوست مى‏ دارند كه به سمت خدا حركت كنند و خوب باشند به شرط آنكه اثرى از خوبى و صداقت و حقيقت ببينند، نه تنها مردم ايران بلكه مردمان هر كجاى عالم در هر برهه زمان، هر گاه شخص صادقى را يافتند كه بتوانند به گفتار و عمل او اعتماد كنند به دنبالش افتادند و به اطاعتش درآمدند.

آيه از منظرى ديگر

محى الدين عربى به تطابق اين آيات با بدن انسان و خواص روح و نفس آدمى پرداخته، به نكاتى اشاره كرده كه اگر چه تفسير آيه نيست اما ذهن انسان بدان انتقال مى‏يابد و آن را چندان بعيد نمى‏ شمارد. وى زمين را بر جسد انسان و كوهها را بر استخوانها و نهرها را بر رگها و «كُلِّ الثَّمَراتِ» را بر خلقيات تطبيق مى‏ كند.

همچنان كه كوهها زمين را محكم نگه داشته‏ اند، اسكلت‏ بندى انسان نيز بدن او را سر پا نگه مى ‏دارد و اگر نباشد، بدن انسان مانند گوشت مچاله ‏اى بر زمين مى ‏افتد. رگها، همچون جويبارهايى، در اندازه‏ها و قطرهاى مختلف، خون را به تمام بدن منتقل مى ‏كنند و در اين انتقال، اكسيژن را به تمام سلولها مى‏ رسانند و دى اكسيد كربن را از آنها مى‏ گيرند و براى تصفيه به ششها مى ‏برند علاوه بر آن مواد مغذّى را نيز براى سلولها مى‏ برند و فضولات آنها را مى‏ گيرند و دفع مى‏ كنند.

ابن عربى «كُلِّ الثَّمَراتِ» را به خلقيات خوب و بدى كه در تضاد هم هستند تعبير مى‏ كند. مانند جود و بخل، حيا و پرده‏درى، عفّت و فجور، شجاعت و ترس، ظلم و عدل و امثال آن.

خداى تعالى در سوره شمس آيه 8 درباره انسان مى‏ فرمايد:

فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها:

خير و شرّش را به او الهام كرد.

هر كس در درون خود خوب و بد را دارد اما در حقيقت صفات به ظاهر بد را نيز خداى تعالى با مقاصد خوب در انسان قرار داده به عنوان مثال شهوت وسيله ‏اى است براى ادامه حيات؛ ترس، صفتى است براى حفظ جان؛ با بخل جلوى اسرافها و زياده‏ روى‏ ها گرفته مى‏ شود و به همين ترتيب هر صفتى اگر در جاى خود استفاده شود خوب است اما انسانها صفات خود را در جاى بد و به صورت بد استعمال مى‏ كنند.

«نهار» (روز) نور روح خداى تعالى است كه در وجود آدمى دميده شده و او را منوّر ساخته است. انسان اگر اعتقاداتش را اصلاح كند و عمل صالح انجام دهد، به مدد اين نور، وجودش تلألؤ مى ‏يابد و نورانيتى بيشتر از خورشيد مى‏ يابد، به حدّى كه به تعبير روايات پس از قرارگرفتن در قبر، تا چشم كار مى‏ كند، روشنايى و نور مى‏ بيند.

«ليل» به تعبير ابن عربى، تاريكى نفس امّاره است كه گاه حتى نورانيت روح را در پرده تاريك خود فرو مى ‏برد.

فرازى از خطبه شعبانيه‏

رسول مكرم اسلام در فرازى از خطبه شعبانيه مى‏فرمايد:

«وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أيْتَامِ النَّاسِ يُتَحَنَّنْ عَلَى أيْتَامِكُمْ وَ تُوبُوا الَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ ارْفَعُوا الَيْهِ أيْدِيَكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أوْقَاتِ صَلاتِكُمْ فَإنَّهَا أفْضَلُ السَّاعَاتِ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ يُجِيبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ يُلَبِّيهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ يُعْطِيهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ يَسْتَجِيبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ أيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأعْمَالِكُمْ فَفُكّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورُكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أوْزَارِكُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكُم»

و بر يتيمان مردم مهر ورزيد تا بر يتيمان شما مهر ورزند و به خدا از گناهان خود توبه كنيد و در وقت نماز دست به دعا برداريد كه بهترين ساعتها است خدا در آن نظر لطف به بندگان خود دارد به مناجات آنها پاسخ دهد و فرياد آنها را لبّيك گويد و درخواست آنها را بدهد و دعاى آنها را مستجاب كند ايا مردم نفس شما گرو كردار شما است آن را به استغفار رها كنيد دوش شما از گناهان شما بار سنگينى دارد به طول سجود آن را سبك كنيد.

وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أيْتَامِ النَّاسِ؛ از جمله دستورات دين مبين اسلام كه خوب است در اين ماه رمضان بيشتر به آن مقيّد باشيم، مهربانى با يتيمان است. در روايت است كه وقتى كسى دست نوازش بر سر يتيم مى‏ كشد، به تعداد موهايى كه از زير دستش رد مى‏ شود، حسنه نصيبش مى‏ شود. باز در روايت است كه ناله يتيم عرش خدا را به لرزه مى‏آورد. لرزش عرش خدا كنايه از سقوط انسان از مرتبه قربى است كه با پروردگار خود دارد.

نوازش يتيمان، در همين دنيا نيز داراى اثر است و اثر آن مهربانى با يتيمانى است كه ممكن است پس از مرگ انسان بر جا ماند.

وَ تُوبُوا الَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ؛ هر كسى ممكن است به گناه مبتلا شود و خواسته و ناخواسته معصيتى كند. لازم است بعد از هر گناه فوراً توبه كرد و از خداى خود عذرخواهى نمود.

وَ ارْفَعُوا الَيْهِ أيْدِيَكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أوْقَاتِ صَلاتِكُمْ؛ پس از هر نماز خوب است انسان دستهاى خود را به آسمان بلند كند و خداى خود را بخواند، بى‏شك خواندن پروردگار اجابت او را در پى دارد.

إِنَّ أنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأعْمَالِكُمْ؛ نفس آدمى در گرو اعمال او است. گناهان و مخصوصاً حقوق مردم، همچون طوقى به گردن انسان است و تا اين حقوق ادا نشود يا صاحب آن گذشت نكند، ذمّه ‏اش مشغول و گردنش در بند است.

فَفُكّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ؛ مهمترين راه نجات از گناهان، استغفار است. در هر حالى مى‏توان استغفار نمود و در هر ساعتى مى‏توان به سوى خدا بازگشت. لكن گفتن ذكر استغفار در مواقع حواس‏پرتى و معاشرت با ديگرن ارزش و اثرى ندارد. براى گفتن هر ذكرى، بايد حضور قلب و حواس جمع داشت. ذكر استغفار در نماز و غيره، نفس را صفا مى‏ دهد و پاك مى‏ كند.

وَ ظُهُورُكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أوْزَارِكُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكُم؛ براى جوانهايى كه بهره‏مند از نعمت سلامتى هستند، بسيار خوب است اگر بعد از نماز شب يا نماز صبح سر به سجده بگذارند و صد مرتبه «شكراً للَّه» و صد مرتبه «أستغفر اللَّه ربى و أتوب اليه» بگويند.

پرهيز از نااميدى در دعا كردن‏

مولوى درباره لزوم اصرار بر دعا و نحوه اجابت آن چنين مى‏گويد:

آن يكى اللَّه مى‏گفتى شبى‏

تا كه شيرين مى‏ شد از ذكرش لبى‏

گفت شيطان آخر اى بسيارگو

اين همه اللَّه را لبّيك كو؟

مى‏ نيايد يك جواب از پيش تخت‏

چند اللَّه مى‏ زنى با روى سخت؟

او شكسته دل شد و بنهاد سر

ديد در خواب او خضر را در خُضَر

گفت هين از ذكر چون وا مانده ‏اى‏

چون پشيمانى از آن كش خوانداى‏

گفت لبيكم نمى ‏آيد جواب‏

زان همين ترسم كه باشم ردّ باب‏

گفت خضرش كه خدا گفت اين به من‏

كه برو با او بگوى اى ممتحن‏

نى كه آن اللَّه تو لبّيك ماست‏

و آن نياز و درد و سوزت پيك ماست‏

نى تو را در كار من آورده‏ ام‏

نى كه من مشغول ذكرت كرده‏ ام‏

حيله‏ ها و چاره‏جوييهاى تو

جذب ما بود و گشاد اين پاى تو

ترس و عشق تو كمند لطف ماست‏

زير هر يا ربّ تو لبّيكهاست‏

خواندن بى درد از افسردگيست‏

خواندن با درد از دل بردگيست‏

دعايى كه از سر سيرى و بیدردى باشد چندان انتفاعى ندارد. دل، هنگامى شكسته مى‏ شود كه انسان در غم و ناراحتى گرفتار شود و دعا با اين دل، ارزشمند است. بى‏ ترديد هر كسى ظلم كند جزاى آن را مى‏ بيند و نداى يا رب يا رب مظلومين به شكايت از او به درگاه پروردگار بلند است.

تفسیر سوره رعد جلسه 4 آیه 4و5

وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى‏ بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى‏ بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (4)

وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفي‏ خَلْقٍ جَديدٍ أُولئِكَ الَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ الْأَغْلالُ في‏ أَعْناقِهِمْ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ (5)

و در زمین قطعاتی مجاور و متصل است که با هم متفاوتند و باغهایی از انگور و مزارع و نخلها، که گاهی از یک بن می رویند و گاهی از چند بن با آنکه همه از یک آب سیراب می شوند اما بعضی را در نوع میوه بر بعضی برتری می دهیم. در این امور برای گروهی که عقل خویش را به کار می بندند نشانه هایی است.

اگر تعجب می کنی ، از گفتار کسانی تعجب کن که می گویند: آیا ما چون خاک شدیم باز از نو خلق خواهیم شد؟ آنها کسانی هستند که به پروردگارشان کافر شده اند و زنجیرها بر گردن دارند و اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند ماند.

نشانه های ربوبیت

وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ ؛ نواحی مختلف زمین از نظر نوع خاک و خاصیت زمین با همتفاوت دارند. هر زمینی مستعد رویش محصولی است و همه نوع گیاه و درختی در همه نوع خاکی نمی روید بعلاوه بعضی گونه های خاص تنها در خاکها و زمینهای خاصی رشد می کنند.

وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ؛ منظور از «اعناب»انواع مختلف انگور است. میوه انگور، مانند بسیاری دیگر از میوه ها ، در ابتدا دانه کوچکی است که به تدریج و پس از پشت سر گذاشتن مراحل مختلف، رشد می کند تا میوه ای شیرین و لذیذ می دهد اما همین میوه انگور دارای انواع مختلف، با مزه ها و رنگهای بسیار گوناگونی است که هر کدام خواص مخصوص به خود را دارد. چه کسی این همه نوع تنوع و این همه ظرافت و زیبایی و این همه طعمهای خوشمزه و این همه خواص نافع در انگور قرار داده است؟

نخلی را در کنار درخت انگور تصور کنید که در همان زمین روییده و با همان خاک و آب رشد کرده اما میوه ای دیگر می دهد!

انار را بنگرید در ابتدا شکوفه ای است که تبدیل به میوه می شود و رشد می کند. پروردگار عالم در میان هر تاج آن، پرده ای نازک قرار داده و روی هر تاج، دانه دانه انارها را نشانده و همه را به صورت کروی شکل، بسته است. آیا می توان این همه زیبایی را دید و خالق آن را ندید؟ دست تدبیر و ربوبیت خدای تعالی در همه موجودات عالم پیداست اگر با دیده تامل در آنها بنگریم؛

قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً:

بگو اگر دریاها برای نوشتن کلمات پروردگارم مرکب شوند، دریاها پایان می گیرند پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد هرچند دریایی دیگر را به وجود آوریم. (کهف/109)

کلمات پروردگار، موجودات و مخلوقات اویند که حاوی آثار و اسمای خداوندند بعلاوه در وجود هر انسانی ، از روح و نفس و بدن و خلقیات او هزاران کلمه پروردگار نهفته است بلکه بگو در هر سلول این عالم کلمه ای از پروردگار است.

خدای تعالی مربّی ، مدبّر و هادی موجودات است. او که آنها را از هیچ خلق کرد و به سوی کمال نهایی هدایت می کند. در این میان کمال نهایی میوه ، رسیدن و آماده شدن برای خوردن است و کمال نهایی انسان آشناشدن با اسما و صفات پروردگار و تجلّی دادن آنها در درون خویش است.

إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛ آنکه همواره به فکر حوائج مادی خویش است و تنهانیازهای حیوانیش را می بیند چنان هم و غم دنیا مشغولش کرده که دیگر عقلی برای تعقّل در امور معنوی برایش باقی نمانده است.

البته باید دانست که وقتی سخن از تعقّل در امور معنوی و مشغول شدن به امور عالی به میان می آید نباید از جامعه و ظلم اجتماع غافل شد و وظایف اجتماعی را وا نهاد، صبر در فقر و شکر در نعمت به معنای راضی شدن به سوء مدیریت حاکمان و سکوت کردن در مقابل فقر اجتماعی نیست و همگان وظیفه دارند متناسب با شان اجتماعی خویش امر به معروف و نهی از منکر کنند.

تعبیرات ابن عربی

ابن عربی «أرض»را به بدن انسان و «قطع متجاورات»(قطعه های نزدیک به هم) را به استخوان و گوشت و پی و پوست تعبیر می کند و باغها را به صفات مختلف حیوانی و انسانی. او انسان را دارای «صفت انگوری»می داند که دو نوع شراب می دهد؛ از عصاره قوای شهوانی، شراب هوای نفس حاصل می شود و از عصاره قوای عقلانی، شراب محبّت. هر کس به دنبال هوای نفس افتد چنان مست می شود که از معنویات و امور عالی چیزی نمی فهمد؛ یا مست ثروت می شود یا مست قدرت یا مست شهوت.

در مقابل هر کس از شراب محبّت نوشید، مست حق تعالی می شود و به تمام دنیا و مافیها می خندد.

ابن عربی زرع را به قوای نباتی و خرما را به سایر حواس ظاهری و باطنی تعبیر می کند که بعضی مثل چشم و گوش و سوراخهای بینی جفتند (صنوان) و برخی دیگر مثل زبان و مغز و دهان واحدند (غیر صنوان) بعضی از حواس و ملکات بر بعضی دیگر برتری دارند مانند برتری مدرکات عقلی بر حسی یا برتری حس بینایی بر لامسه و یا برتری ملکه حکمت بر ملکه عفّت و امثال آن.

تعجّب از انکار معاد

وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفي‏ خَلْقٍ جَديدٍ؛ خدایتعالی پس از بیان آیات ربوبیت خود در آسمانها و زمین و به رخ کشیدن قدرت بی منتهای خویش ، اکنون به بیان معاد و زنده شدن مجدّد انسانها پس از مرگ ، می پردازد و قول کفّار را مبنی بر دورانگاری زندگی پس از مرگ، در خور تعجّب می داند. اما چه جای تعجّب از کار خدا، او که انسانها را از خاک آفریده پدر و مادر از غذایی تغذیه کرده اند که حاصل همین خاک است و نتیجه این تغذیه، تشکیل نطفه فرزندان است. پس از انعفاد نطفه و انتقال به رحم مادر و طیّ مراحل چهارگانه ، طفل انسان متولّد شد در حالی که در تمام این مراحل و در مراحل بعدی رشد، آدمی محتاج غذایی است که از خاک می روید.

آیا عجیب نیست که خداوند بدون هیچ مواد خاصی و صرفا بوسیله تغذیه معمولی پدر و مادر و نیز عمل لقاح، چنین انسانی کامل و آراسته خلق می کند؟ حال اگر بخواهد همان انسان را پس از مردنش دوباره زنده کند، کاری عجیب و غیر ممکن است؟ کسی که یک بار انسان را از هیچ خلق کرده آیا نمی تواند برای بار دوم او را از استخوانهای پوسیده یا خاک شده خلق کند؟

حکایت عزیر

خدای تعالی حکایت زنده شدن پس از مرگ را در سوره بقره اینگونه به تصویر می کشد.

جناب عزير يكى از بنى اسرائيل بود كه در اثناى سفر خود در حالى كه بر مركبى سوار بود و مقدارى آشاميدنى و خوراكى همراه داشت از كنار يك آبادى گذشت در حالى كه به شكل وحشتناكى در هم ريخته و ويران شده بود و اجساد و استخوانهاى پوسيده ساكنان آن به چشم مى‏خورد هنگامى كه اين منظره وحشت‏زا را ديد گفت چگونه خداوند اين مردگان را زنده مى‏كند؟

البته اين سخن از روى انكار و ترديد نبود بلكه از روى تعجب بود زيرا قرائن موجود در آيه نشان مى‏دهد كه او يكى از پيامبران بوده.در اين هنگام خداوند جان او را گرفت و يكصد سال بعد او را زنده كرد و از او سؤال نمود چقدر در اين بيابان بوده‏اى؟ او كه خيال مى‏كرد مقدار كمى بيشتر در آنجا درنگ نكرده فورا در جواب عرض كرد: يك روز يا كمتر! به او خطاب شد كه يكصد سال در اينجا بوده‏اى اكنون به غذا و آشاميدنى خود نظرى بيفكن و ببين چگونه در طول اين مدت به فرمان خداوند هيچگونه تغييرى در آن پيدا نشده است ولى براى اينكه بدانى يكصد سال از مرگ تو گذشته است نگاهى به مركب سوارى خود كن و ببين از هم متلاشى و پراكنده شده و مشمول قوانين عادى طبيعت گشته و مرگ آن را از هم متفرق ساخته است سپس نگاه كن و ببين چگونه اجزاى پراكنده آن را جمع‏آورى كرده و زنده مى‏كنيم او هنگامى كه اين منظره را ديد گفت مى‏دانم كه خداوند بر هر چيزى توانا است يعنى هم اكنون آرامش خاطر يافتم و مساله رستاخيز مردگان در نظر من شكل حسى به خود گرفت.

روایتهای بسیاری در باب زنده شدن مردگان به دست برخی انبیای الهی و ائمه اطهار علیهم السلام رسیده که همه نشان دهنده قدرت خدا بر زنده کردن مردگان است.

أُولئِكَ الَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ؛ کفّار، در حقیقت درون خود را که اقرار به ربوبیت پروردگارمی کند، پوشاندند و به همین جهت در ظلمت و تنگی سختیهای بی شمار فرو افتادند.

وَ أُولئِكَ الْأَغْلالُ في‏ أَعْناقِهِمْ؛ آنها بدست خود غل و زنجیر بر گردن خویش نهادند ولذا دیگر نتوانستند سر در عالم معنا بلند کنند و چیزی ازمعنویات و واقعیات را ببینند و بفهمند.

وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ؛ آتشی که تا ابد سراپای وجود آنهارا می سوزاند ، آتش فراق پروردگار است.آنان بر خوبیهای خود پا گذاشتند و در نتیجه روز به روز از منبع خوبیها که خداوند یکتاست دور شدند و اثر این دور شدن؛ آتش حسرت فراق پروردگاری است که همراهشان بود و نفهمیدند!

اگر از کسانی که عمری را در گناه و معصیت گذراندند و سپس توبه کردند، بخواهید که حال خود را پیش از توبه بیان کنند، خواهند گفت که در آن زمان مست و مغرورگناهان بودند و هرگز سر خود را بلند نمی کردند تا چیزی از معنویات را ببینند.

پندی از مولوی

عده ای گرسنه در راهی می رفتند و چیزی برای خوردن نداشتند. شخص دانایی به آنها رسید و گفت: می دانم که بسیار گرسنه اید اما بدانید در این راهی که می روید بچه فیلهایی وجود دارند که از مادران خود جدا مانده اند مبادا دیدن آنها شما را وسوسه کند تا برای رفع گرسنگی آنها را بکشید و بخورید که اگر این کار را کردید بوی بچه فیل در دهانتان می ماند و مادر آنها شما را از بوی دهانتان پیدا می کند و تقاص می کشد. آن گروه به راه خود ادامه دادند و اتفاقا در راه چشمشان به بچه فیلی سرگردان افتاد و با دیدن او نصیحت مرد ناصح را فراموش کرده بر سرش ریختند و کشتند و خوردندش. پس از خوردن، از فرط خستگی و سیری در همان جا به خوابی عمیق فرو رفتند اما از میان آنها تنها یک نفر نصیحت آن پیر را گوش کرد و از گوشت فیل نخورد. مدتی نگذشت که مادر فیل آنها را پیدا کرد و به بوکردن دهان یک یک آنها مشغول شد. اول از همه به سراغ او که بی گناه بود رفت و وقتی بوی فیل از دهانش استشمام نکرد، رهایش کرد و به سراغ نفر بعدی رفت و به بوکردن دهانش پرداخت. وقتی بوی فرزند خود را از دهان او استشمام کرد خرطوم خود را به دورش پیچید و بلندش کرد و بر زمینش کوفت و آنقدر این کار را کرد تا مرد هلاک شد و به این ترتیب همه آن مردان را کشت. مولوی در پایان این حکایت چنین می گوید:

ای خورنده خون خلق از راه برد

تا نه آرد خون ایشانت نبرد

مال ایشان خون ایشان دان یقین

زانک مال از زور آید در یمین

مادر آن پیل بچگان کین کشد

پیل بچه خواره را کیفر کشد

پیل بچه می خوری ای پاره خوار

هم برآرد خصم پیل از تو دمار

بوی رسوا کرد مکر اندیش را

پیل داند بوی طفل خویش را

گناه بوی گند می دهد و آن بوی گند، همواره همراه شخص گنهکار است و او را رها نمی کند بچه فیلان، مومنینی هستند که مادر آنها خداوند و ائمه اطهار علیهم السلام هستند و قطعا کسی که آنها را آزار می دهد و به جان و مالشان تعدّی می کند باید منتظر انتقام اولیای آنها باشد.

اخلاص در عمل و خوردن غضب

به یکی از انبیا گفتند فردا در مسیر خود اولین چیزی را که یافتی پنهان کند و دومین چیزی را که یافتی بخور. آن پیامبر، فردا، اول چیزی را که یافت، تشتی از طلا بود، آن را پنهان کرد، چند قدمی که پیش رفت دید تشت از خاک بیرون افتاد. با خود گفت من به وظیفه خود عمل کردم و دیگر بیرون افتادنش به من نیست. کمی که جلوتر رفت کوه بزرگی را دید با خود گفت: چگونه می توانم این کوه را بخورم؟ با توکّل به خدا پیش رفت اما هر چه جلوتر می رفت می دید که کوه کوچک و کوچکتر می شود. وقتی به آن رسید دید به اندازه یک لقمه شده آن را برداشت و در دهان گذاشت و از مزه مطبوعش، لذّت برد. شب هنگام حکمت آنچه دیده بود را برایش گفتند. گفتند: آن تشت طلا، اعمال خالص تو بود که باید آنها را از چشم خلق بپوشانی و پنهانی انجام دهی لکن خداوند آنها را ظاهر می سازد. آن کوه، غضب تو بود که در ابتدا بزرگ و سترگ به نظر می رسد اما اگر کمی تحمّل کنی، آن را چنان کوچک خواهی یافت که فرو خوردنش برایت، لذّت بخش است.

نصحیتی به همسران

به همه مردان عزیر نصیحت می کنیم که به همسران خود احترام بگذارید، آنها را اذیت نکنید و با تندیهای خود آزارشان ندهید. زنها ، ریحانه اند ، نه قهرمانه با آنها با ملاطفت و مهربانی و خوشرویی برخورد کنید.

به همه خواهران گرامی نیز سفارش می کنیم که حقوق همسران خود را رعایت کنید درصدد تفوّق بر آنها نباشید زبان گله گذاری نداشته باشید و کارهای خانه را به جهت استحبابی که دارند انجام دهید و شوهران خود را آزار و اذیت نکنید. در روایت است که اگر زنی به شوهر خود بگوید من در خانه تو خیری ندیدم اعمالش حبط می شود.

اسلام برای پیوند خانوادگی اهمیت بسیاری قائل است و زن و مرد وظیفه دارند این پیوند را استحکام بخشند و کاری که باعث سست شدن آن است انجام ندهند.

تفسیر سوره رعد جلسه 5 آیه 6

وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى‏ ظُلْمِهِمْ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَشَديدُ الْعِقابِ.

کافران پیش از رحمت و احسان از تو تقاضای تعجیل در عذاب می کنند با آن که قبل از آنها عذابهای عبرت انگیز نازل شد و پروردگارت بر ظلم مردم ، آمرزگار است و عذابش نیز بسیار شدید است.

تعجیل در عذاب

وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ؛ این آیه خطاب به پیامبر و درباره کافران مکه است که همچون همه کفار پیش از خود، وقتی دعوت پیامبر را می شنوند، بجای آنکه به او ایمان آورند و در سایه رحمتش جای گیرند، از سر لجاجت و تمسخر تقاضای تعجیل در عذاب می کنند.

وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ؛ «مَثُلاتُ» جمع «مَثُلِه» و به معنای عذاب است. تاریخ اقوام فراوانی در خود سراغ دارد که بر اثر نافرمانی از پروردگار و اصرار بر کجیها و عادات زشت خود به عذاب سهمگین الهی دچار شدند و داستانشان سینه به سینه در میان مردمان بعد از خود، نقل گشت.

إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى‏ ظُلْمِهِمْ؛خدای تعالی آماده بخشیدن مردم است و مشتاق نازل کردن باران رحمت و مغفرت خویش بر سر آنهاست، با وجود همه ظلمها و ناراستی هایی که کرده اند، لکن به شرط آنکه آنها ، خود بخواهند و به سوی پروردگار مهربان خویش رو کنند.

وَ إِنَّ رَبَّكَ لَشَديدُ الْعِقابِ؛ هر کس از درگاه رحمت او بگریزد، به وادی غضبش گرفتار می شود و در عقاب شدیدش هلاک می گردد.

پرهیز از لجاجت

بسیار مهم است که انسان وقتی مورد پند و نصیحت قرار گرفت، بجای تعرض به ناصح و جبهه گیری در مقابل او، از او بخواهد تا در بهتر شدن وضعش یاریش کند یا از درگاه خداوند برایش دعا نماید.

امام صادق علیه السلام از قول پدرانشان علیهم السلام می فرمایند: هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله مولا علی علیه السلام را در روز غدیر خم به خلافت منصوب کرد و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» و این خبر در همه جا پراکنده شد و به گوش همه رسید، شخصی به نام نعمان بن حرث فهری بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد و گفت: ما را امر کردی که شهادت بر توحید و یکتایی خدا داده، بگوییم «لا اله الا الله» و اینکه تو پیامبری، ما هم اطاعت کردیم. پس ما را فرمان جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی، ما پذیرفتیم آن گاه راضی نشدی تا این جوان را به خلافت و وصایت خود تعیین نمودی و گفتی: «هر کس من مولای اویم این علی علیه السلام نیز مولای او است» پس این کار از ناحیه تو است یا از طرف خدا؟ پیامبر فرمود: قسم به خدایی که جز او خدایی نیست این کار از طرف خدا و امر او است. پس نعمان بن حرث پشت بر پیامبر کرد و گفت: بار خدایا اگر این کار حق و از طرف تو است پس بر ما سنگی از آسمان ببار. پس خداوند سنگی بر سر او زد و او را کشت و این آیه را نازل فرمود: سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِع‏: سوال کننده ای از عذاب قیامت پرسید. (معارج/1)

آیا بهتر نبود این شخص بجای درخواست عذاب، از خدا و رسولش می خواست تا کینه و حسدش نسبت به امیرالمومنین بر طرف و تبدیل به محبت شود؟

بعضی گمان می کنند اگر بخواهند حال خود را تغییر دهند و از وضع نابسامان خویش خارج شوند همه چیز به هم می خورد و زندگیشان از هم می پاشد در حالی که اینچنین نیست. خدای تعالی کمک می کند و همه امور را اصلاح می فرماید به شرط آنکه انسان صادقانه قدم پیش گذارد.

ابراهیم خلیل

حضرت ابراهیم پیامبر بزرگی بود که با دست خالی و بدون هیچ نیروی ظاهری به دعوت قوم خود همت گمارد؛ آنها را از پرستش بتهای بی خاصیت بر حذر می داشت و به عبادت خدای یکتا می خواند. وقتی که دید نصایح و گفتارش سودی ندارد دست به اقدامی عملی و خارق العاده زد و تمامی بتهای کفار را شکست اما آن قوم لجوج به جای آنکه از بی هنری و بی خاصیتی بتهایشان عبرت گیرند و بر فنایشان بیندیشند تیر انتقام خود را متوجه ابراهیم کردند و او را در آتشی به ابعاد یک فرسخ دریک فرسخ ، انداختند و به هلهله و شادی پرداختند. از آن سو وقتی جناب ابراهیم به سمت آتش پرتاب شد، در میان آسمان و زمین جبرییل بر او نازل گشت و گفت: آیا تقاضایی داری؟ ابراهیم فرمود: از تو، نه. گفت: از پروردگارت بخواه. فرمود: «عِلمُه بِحالی حَسبی عَن سُوالی»: او بر حال من آگاه است و از درخواست من بی نیاز!

می شناسم عده ای از اولیاء

که دهانشان بسته باشد از دعا

مومنین بر دو دسته اند، گروهی که در هنگام گرفتاری و بلا دست دعا به درگاه پروردگار خود بلند می کنند و او را با اشک و آه و ناله می خوانند تا رفع بلا شود که این البته بسیار خوب است و وظیفه هر مومن است اما عده ای نیز هستند که خود را تسلیم مشیّت پروردگار ساخته، هر اراده و خواستی را از خود سلب کرده اند. این افراد ،تعدادشان انگشت شمار و مقامشان بسیار عالی است و هر کسی نمی تواند چنین ادعایی داشته باشد.

ابراهیم، چون در مرکز آتش سهمگین قرار می گرفت، بهترین حال و خوش ترین ساعت عمرش را پشت سر می گذاشت اما آتش به امر پروردگار ، گلستان شد. گویند نمرود چون چنین دید از بلندی فریاد کشید: ای ابراهیم عجب پروردگار توانایی داری. خدای تو تنها سزاوار خدایی کردن است!

همین نمرود با وجود دیدن این آیه بزرگ الهی باز هم ایمان نیاورد و دست از سرکشی در مقابل خدای قاهر و قادر بر نداشت! خداوند نیز برای عبرت گرفتن تاریخ جان او را با ذلت و خواری بوسیله حقیرترین مخلوقاتش ستاند. پشه ای از راه بینی به مغز نمرود رفت و او را به سردردی شدید مبتلا ساخت. نمرود ابتدا با دست و بعد با عصا و بعد با غلاف شمشیر و بعد با گرز بر سر خود می زد و دیگران را مجبور می کرد بر سرش بکوبند. دست آخر آنقدر بر سرش کوبیدند که به درک واصل شد؛ وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ.

جنگ با خدا

گاه برخی افراد بر اثر گناهان بی شمار و تاریکی ها و کثافات درون، به حدی از عصبانیت و غضب نسبت به پروردگار می رسند که در صدد جنگ با او بر می آیند و می کوشند خداوند قاهر و غالب را مغلوب خویش سازند لذا دست به کارهایی مثل القای شبهات می زنند تا به خیال خود راه خدا را بر بندگان خدا ببندند. اما به راستی این افراد چه کاری از دستشان برمی آید؟ آیا گذشتگان آنها راهی جز به عذاب دنیا و آخرت یافتند؟

در زمینه اجتماعی نیز تاریخ برای همه ثروتمندان و قدرتمندان عالم درس عبرتی است! به راستی پادشاهانی که در قدرت و شوکت هیچ کم نداشتند، سرانجام کارشان به کجا رسید و اکنون در کجایند؟

ابر رحمت

پروردگار عالم برای هر ستمگر و جبّاری که رو به سوی او کند صاحب مغفرت و رحمت است مگر نبود فرعون که با تمام ظلمهایش، خداوند موسی را برای هدایتش فرستاد و وعده آمرزش و مغفرتش داد؟ مگربه موسی سفارش نکرد او را با «قول لیّن» و با کلام نرم به سوی خدا بخواند؟ این اوج مغفرت خداوند مهربان در مقابل طاغی ترین، ظالم ترین و متکبّرترین شخص روزگار بود و بی گمان فرعون، اگر دعوت موسی را اجابت می کرد، خداوند نه تنها می بخشید و می آمرزیدش بلکه سلطنت و سلامتش را نیز تا مدتهای مدید تضمین می کرد. چرا که فرعون به دلیل موقعیتی که داشت، اگر ایمان می آورد موجب ایمان آوردن و سعادت تعداد بی شماری از مردم می شد و چند صد هزار نفر به تبعیّت از او مومن می شدند و همین ایمان آوردن خیل کثیر مردم برای کفاره گناهان او کافی بود.

سرگذشت و سرانجام متکبران گذشته برای خالی شدن انسان از باد غرور کافی است اگر کمی تامل کند. گویند یکی از اولیاء جعفر نام داشت با خود می گفت: ای جعفر! تو ابتدا «جُعَیفَر» (مصغّر جعفر) بودی پس از آن، به سنین نوجوانی رسیدی و «جعفر» شدی بعد که بزرگتر شدی «جعفر آقا» نام گرفتی پس از درس خواندن «ثقه الاسلام جعفر» لقب گرفتی و پس از آن «حجت الاسلام جعفر» خوانده شدی و بعد عنوان « آیت الله جعفر» و « آیت الله العظمی جعفر» گرفتی اما بدان که هنوز جُعَیفَر هستی.

همه ما در بند اعتبارات و در گذر هواییم اما طولی نمی کشد که پیمانه عمرمان به سر می رسد و دیگران با سلام و صلوات در گورمان می گذارند چه خوب است که پیش از آن به خود آییم و درباره ابتدا و انتهای خویش بیندیشیم.

عقوبت سخت

خدای تعالی عادل است. او حقّ مظلومان را از ظالمان می گیرد و سر سوزنی در این باره کوتاهی نمی کند مخصوصا اگر ظالم، بر ظلم خویش مغرور باشد و بر مواضع نادرست خویش اصرار ورزد. آیا اگر کسی ، کسی را بکشد و بعد از آن بجای عذرخواهی و توبه ، سرکشی کند و به خود احسنت گوید ، اولیای دم از قصاصش می گذرند و حاضر می شوند بر او ترحم کنند؟

اما فراموش نکنیم که فازغ از حقوق دیگران، نفس گناهان انسان صورتی جز آتش و تنگی و عذاب ندارد . همچنانکه بازتاب عمل خوب ، گلها و ریاحین و بساتین هستند.

موعظه ای از خطبه شعبانیه

پیامبر اکرم اسلام در فرازی از خطبه شعبانیه می فرمایند:

اَيُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْكُمْ فِي هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كَانَ لَهُ جَوَازٌ عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَام‏:

ای مردم هر کس در این ماه خُلق خود را نیکو کند، در آن روز که پاها بر صراط می لغزند به آسانی از آن می گذرد.

هر کس به خدا ایمان داشته باشد و بر انجام واجبات و ترک محرمات ساعی باشد، خُلق نیکویش سببی برای عبور آسانش از صراط می شود. بعضی افراد که دچار سوء خلق هستند می گویند: ما ضعف اعصاب داریم. در حالی که این سخن صحیح نیست، ضعف اعصاب، انسان را مجبور به بد خُلق بودن، نمی کند و همین افراد هم اگر کمی سعی کنند می توانند بر اعصاب خود مسلّط شوند. معنای حسن خُلق این است که انسان در هنگام بروز عصبانیتها، یا الله و یا رباه بگوید؛ مقداری راه برود و آبی به صورتش بزند تا آرام شود.

قرآن کسانی را که بدیهای مردم را با خوبی پاسخ می دهند و به جای غضب و خشم، شکیبایی و بردباری می ورزند، صاحب مقام و بهره مند از «حظّ عظیم» می داند.

وَ ما يُلَقَّاها إِلاَّ الَّذينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلاَّ ذُو حَظٍّ عَظيم‏:

و کسی از این موهیت برخوردار نمی شود مگر آنان که دارای مقام صبر هستند و مگر آنان که بهره ای عظیم دارند. (فصلت/35)

این حظّ عظیم ناگهانی حاصل نمی شود؛ وقتی انسان از سنین جوانی و نوجوانی خود را به خویشتن داری و حلم ورزی عادت داد و از غضب پرهیز کرد، به تدریج به این مهم دست می یابد.

این همه خلایق که از خدا روی گردان و ناسپاسند، اگر خدا بخواهد با زلزله ای یا سیلی یا مرضی، جان همگیشان را می گیرد و چون برگ خزان بر زمین می ریزدشان اما سنّت او در مقابل این همه عصیان، رحمانیت است و همه آنها را هر آن، از الطاف بی پایان خویش بهره مند می سازد. اگر در قرآن کریم این همه سخن از عذاب می راند برای آن است که به بشر انذار دهد و او را از گرفتارشدن بترساند.

خوب است با خدای خویش عهد بندیم که در این ماه رمضان و در ساعات عصر که تشنگی و گرسنگی فشار بیشتری می آورد، با غضب و پرخاشگری اجر روزه خود را ضایع نسازیم.

 


49 پاسخ به “آیت‌الله العظمی دستغیب: کجایند پادشاهانی که در قدرت و شوکت هیچ کم نداشتند؟”

  1. حسین گفت:

    ای کسانیکه برمرکب غرور وخود خواهی سوارید ومیتازید ،بدانید روزی خداوند به محاسبه ومحامه میخواندتان ودهنتان را میبوید که ایا گوشت بچه پیا خرده اید؟

  2. فتح اله غلامی گفت:

    عالی بود واز خواندنش لذت بردم همیشه صحبتهای جناب دستغیب رو بزارید با تشکر زیاد

  3. ناشناس گفت:

    جلوي چشممان مملكت را باتش ميكشند و ملت را به سياهي.اين حاكميت كينه شديدي با ايراني وايرانيان دارد

  4. بسیجی گفت:

    به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.اقای دستغیب بعضی از این پادشاهان الان حصرند بعضی در زندان و بعضی هم در بلاد کفر!کسانی که قدرت را حق خودشان میدانستند و اگر مردم انها را انتخاب نکند قطعا تقلب شده و قطعا انتخابات مهندسی شده است!کسانی که حاضر نیستند پسرشان را از لندن برای محاکمه فرا بخواند اینها هم روزی به سزای عملشان میرسند!کسانی که برای خوشنودی شیطان حاضر است شعار نه غزه نه لبنان سر دهد تا شاید ارکان قدرتش توسط شیطان بزرگ تهدید نشود!کسی که حرف حق رئیس جمهور در باره نابودی اسرائیل و سوال در باره هلوکاست را ماجراجویی میداند چون معتقد است با گردن کلفتهای زمانه نباید سرشاخ بشیم!بعضی که شوق قدرت صبرشان را تمام کرده و هنوز رای گیری تمام نشده خودش را پیروز انتخابات میداند!کسانی که به خاطر قدرت حاضرهستند به نظام برامده از خون پاکترین مردمان انگ دزدی رای و تجاوز را بزنند ان هم بدون هیچ سندی!راستی خدا عجب مکر پادشاهان را به خودشان برگرداند!پلیس انگلیس گفته ما کسانی که مغازه ها رو اتش میزنند را اوباش میدانیم!و دیگر تظاهرات را تحمل نمیکنیم!عجب تو بزرگی خدا!همینها کارهای شما را عین دموکراسی میدانستند و شما را معترض!اما حالا…!ایت الله جان نیستی ببینی که پاداش ماجراجویی!ما رو خدا به ما داد و منطقه داره از لوث وجود عناصر صهیونیست خالی میشه و پیروزی از رگ گردن به ما ساندیس خورها نزدیکتره!جواب 30 سال تمسخر و تحقیر روشنفکران که ما رو مغلوب کارزار با غرب میدانستند رو الان میدیم با غرور و افتخار!عجبا که خدا نهال ضعیفی به نام انقلاب اسلامی را چنان پرورش داد که تندبادهای امریکا حتی تکانش هم نمیدهند!در کل ایت الله جان!بنگر قدرت خدا رو و ببین پاداش ثابت بودن درعقیده رو!راستی شورای سبزتان نمیخواد خشونتهای انگلیس رو محکوم کنه!یا حق.

  5. حسین گفت:

    ایکاش رهبری مانند ایشان و روحانی روشنفکری مانند خاتمی عریر داشتیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  6. ناشناس گفت:

    دوستان خواننده سایت کلمه از امثال دستغیب و صانعی و بیات و امجد و موسوی اردبیلی به هر نحو ممکن حمایت کنید. همین پیام های متنی در حمایت از مراجع مستقل بسیار تاثیر گزار است.

  7. ناشناس گفت:

    خداوند ازآسمان به زمین نمی آید که حق مظلوم را ازظالم بگیرد. قرنها ست این صحبت ها گفته شده ولی کوگوش شنوا، ملت می شنوندلحظه ای به به وچه چه می گویند وازجلسه بیرون می روند بازهمان آش است وهمان کاسه.

  8. ناشناس گفت:

    برخی کینه توزانه نسبت به آقای خاتمی این سید جلیل و با فرهنگ کینه ورزی میکنند و او را به منقبت گویی آمریکا متهم میکنند در حالیکه ایشان هیچ گاه منقبت و مدحی نسبت به سران آنروز حکومت آمریکا نداشت بلکه در مصاحبه با کریستین امانپور فقط اشاره به سابقه تاریخی آمریکائیان و اجداد آنها داشت که این خود نوعی انتقاد به سیاست گذاران فعلی آمریکا بود . آقای خاتمی هیچ گاه فرد منفعلی نبود مگر خاتمی نبود که خود را در کریدورهای سازمان ملل معطل کرد تا با کلینتون مواجه نشود مبادا این آقایان انگ ارتباط با آمریکا به وی بزنند در حالیکه همین رئیس دولت فعلی که مورد مدح همین کینه توزان است بارها و بارها از ارتباط و گفتگو با آمریکا دم زد و بارها نامه های ذلیلانه بدون جواب به سران کشورها نوشت و کسی ایراد به او نگرفت . گناه خاتمی چیست ؟ آیا چون از حقوق ضایع شده مردم دفاع میکند و بز اخفش کسی نمیشود و همیشه با وفاداری به اصل نظام مصالح نظام را میگوید مورد کینه توزی است؟ دادگاه میکونوس چه ارتباطی با خاتمی عزیز دارد؟ آیا اوضاع اقتصادی زمان خاتمی بهتر بود یا زمان رئیس دولت فعلی ؟!
    آیا موقعیت بین المللی زمان خاتمی خوب بود یا حالا با این همه قطعنامه و انزوا که حتی دیگر کشورهای عرب همسایه هم احترامی برای ما قائل نیستند آن موقع خوب بود یا حالا که برخی کشورهای افریقایی درجه سوم سفرای ما را اخراج و یکطرفه قطع ارتباط میکنند ؟ این احترام و ارزش است در دنیا که دوستان ما عبارت باشند از بشار اسد قاتل دیکتاتور و هوگو چاوز کمونیست ؟!
    اعتماد مردم هم با راه پیمایی های کلیشه ای که با جلوه های ویژه سیما بزرگ نمایی میشوند احراز نمیشود در این مورد در دنیای امروز همه پرسی علنی صحیح اثبات کننده ادعاهاست اگر چه اگر کسی با توده مردم مرتبط باشد میتواند میزان اعتماد مردم به عملکرد دست اندر کاران فعلی را بفهمد.
    چه خوب است همانطور که عارف شیرازی آیت الله دستغیب فرمود لا اقل در ماه رمضان فرق داشته باشیم و با صداقت با مردم صحبت کنیم

  9. ناشناس گفت:

    درست در راس حكومت قرار دارند .هر موقع مصباح وجنتي وخامنه اي .به بند كشيده شدنند .انروز ازادي ايران است

  10. محدثه گفت:

    براستی ایشون با این صحبتها نشون میدن که هدفشون مقام و سیاست بازی نیست بلکه آشنایی هرچه بیشتر مردم با خداست.
    درود بر مرجع شیرازی

  11. محدثه گفت:

    ما تا از لحاظ اخلاقی درست نشیم نباید توقع درست شدن جامعه‌مون رو داشته باشیم. بی اخلاقی هست که وضع جامعه ی ما رو به اینجا رسونده

  12. ناشناس گفت:

    tarikh hamisheh dar hale tekrar ast hakemane emrooz naraziane dyrooz boodand agar adam nashavim hakem shodan khatarnak mishavad

  13. ناشناس گفت:

    سایتهای وابسته به آیت الله دستغیب مرجع شیرازی
    http://www.dastgheib.ir وب سایت دفتر آیت الله دستغیب
    http://www.Qoba.ir وب سایت مسجد قبا محل اقامه نماز و جلسات تفسیر قرآن آیت الله دستغیب
    wwwhadissarv.com وب سایت خبری وابسته به آیت الله دستغیب

  14. ناشناس گفت:

    جناب آقاي دستغيب، از اين كه همراه مردم هستيد متشكريم.

  15. ناشناس گفت:

    اخیـــــــــــــــــــــــــــــــش.
    چقدر قشنگ بود و چقدر چسبید.مثل اب یخ وسط ظهر روزه دار.
    ای کاش همه جلسات درس ایشون رو کلمه منعکس کنه.روح رو جلا میده ایشون

  16. ناشناس گفت:

    خدایا به این روحانی و سید واقعی سلامتی و طول عمر با عزت عطا بفرما و برای ایران و ایرانی حفظشان کن الهی امین

  17. صادق گفت:

    سلام بر مردان بزرگ
    شما دارید تمام تلاشتان را میکنید اما کو گوش شنوا؟؟؟

  18. ناشناس گفت:

    میگه ایشون مفسر هم هستند

  19. عزیز گفت:

    امیدوارم خداوند موسوی وکروبی و دستغیب را که به جای تقویت رهبری و دفاع از ولایت دائما سعی در تضعیف رهبری دارند را از خواب غفلت بیدار کند

  20. علی گفت:

    درودبه شرافت وازادگیت ای مردشریف …..دوستت داریم..یاحسین میرحسین

  21. ناشناس گفت:

    گویندهروقت اب مینوشی بگویاحسین..اینروزهاکه اب میبینی ونمینوشی بگویاابالفضل…سلامتی مرجع سبزوجناب میرحسین کروبی صلوات

  22. فیلسوف گفت:

    … نمرود و شداد و فرعون سلیمان با تمام کبکبه و حشمت چه شدند؟ قارون را دیدید چگونه زمین در درون خود کشید. اینها در برابر این جهان و کائنات وعظمت آن لکه ونقطه سیاهی بیش نیستند. اطرافیان اینگونه افراد را بدبخت و گمراه می کنند.

  23. میترا گفت:

    جناب عزیز !

    امیدوارم خداوند لطف خودش رو شامل آقای خامنه ای کنه تا ایشون بیدار بشن .. خیلی دور نیست که به کتاب های تاریخ وصل بشیم .. ایشون جاودانه نیست که هر کاری دلش خواست انجام بده !! ..

  24. علی و. راد گفت:

    لا الله الا انت سبحانک عنی کنت من الظالمین
    95 932 11 94 670 11 249 340

  25. جواد گفت:

    عزیز عزیز رهبری رهبری خود در رأس کسانی قرار گرفته که رهبری نظام و اسلام را تضعیف میکنند

  26. ناشناس گفت:

    عزیز خان – اگر سخنان نورانی و روشنگرانه آقای دستغیب و تفاسیر ناب ایشان از آیات قرآن باعث تضعیف ولایت آقای خامنه ای میشود لابد اشکال از قرآن و کلام خدا میباشد.

  27. سعید گفت:

    درود وسلام به مرجع ازاده جهان تشیع حضرت ایت الله العظمی سید علیمحمد دستغیب

  28. جواد گفت:

    از سایت محترم کلمه میخواهیم سخنرانیهای این مرجع ازاده ازقید هوا وهوس وریا وتزویر را که به حق جلا دهنده دل است را در اختیار ما قرار دهد با تشکر

  29. ناشناس گفت:

    از اينكه آقاي «كلمه» اين طور اين مرجع محترم را تبليغ مي‌كنند اسباب خوشحالي است. چون ايشان هم از آزادي ميرحسين حمايت مي‌كنند. با ظلم مخالفند از مظلومان حمايت مي‌كنند و صدها ارزش‌ عالي ديگر دارند. اما لطفاً در كنه و عمق نظرات ايشان دقت كنيد: ايشان اساساً دموكرات نيستند در نتيجه مباني اساس منشور سبز را منطقاً نمي‌تواند قبول داشته باشد و در نهايت يك بينادگراست. بنا بر اين بسياري از اقدام‌هاي جنبش سبز براي بسط دموكراسي را خلاف شرع تلقي خواهد كرد و در برابر آن خواهد ايستاد. با اين تحليل آيا حمايت از هر صداي مخالفي در دراز مدت به نفع جنبش سبز خواهد بود؟ يا منشور سبز تكليف اين مسأله را مي‌تواند روشن كند؟‌

  30. بسیجی قدیمی گفت:

    عزیز جان راست می گویی به جای تقویت بشار اسد آنگونه که بعضی منافع پرستان انجام می دهند دارد او را نصیحت می کند

  31. ناشناس گفت:

    آقای بسیجی یکطرفه به قضاوت نرو
    آنچه این روزها در لندن اتفاق می افتد تظاهرات سیاسی آرام و ابراز نظر نیست بلکه غارت و آتش زدن و ضرب و شتم و هرج و مرج است و همه عقلای عالم با این موارد برخورد میکنند و اما آنچه در ایران بعد از انتخابات مخدوش واقع شد سرکوب و کشتار مردمی بود که بحق و مسالمت آمیز صحبت از رای خود میکردند (تظاهرات 3 میلیونی یادت نره) .الان صدا و سیمای میلی ما اغتشاشات در انگلیس را اعتراض معترضان مینامد ولی اعتراض معترضین از ملت خود ما را اغتشاش و فتنه مینامید ! آیا این قلب حقیقت و عوام فریبی نیست!؟ البته در مواردی هم که در اینجا اغتشاشی رخ میداد ما آنرا محکوم میدانستیم و میدانیم ولی آن موارد همه مشکوک بودند یعنی یا دست منافقین در کار بود یا احتمالا دست برادران لباس شخصی خودمان. شما دقت کنید که چند در صد اینهایی که از بعد از انتخابات در زندان ظلم هستند کسانی بودند که اغتشاش کرده اند.
    و در مورد اعلام زود هنگام پیروزی این سایتهای دولتی بودند و نیز نمایندگان و طرفداران دولت بودند که حتی رقم آراء را ساعتها قبل از شمارش میگفتند( به فارس و کیهان مراجعه کنید) آیا خود رهبری قبل از اتمام و اعلان نظر شورای نگهبان تبریک پیروزی نگفتند!؟
    عزیزم موسوی و کروبی ادله قاطعی بر تخلفات عدیده که موجب بطلان قهری انتخابات است داشتند و آنرا در سیصد صفحه منتشر کردند آیا آنرا خواندی یا آنموقع فیلترشکن نداشتی (مثل حالا) تا آنرا در فضای آزاد اینترنت ببینی !؟
    آیا موسوی و کروبی و رضایی ( که بعد عقب نشست از حق مردم) باید به شورای نگهبانی شکایت میکردند که پنج فقیه به اسم از رییس دولت فعلی حمایت کرده بودند؟
    آیا باید به وزارت کشوری مراجعه میکردند که تا شب انتخابات میگفت آراء را دستی میشماریم و از صبح روز بعد اعلام میکنیم در حالیکه هم از نیمه های شب شروع به شمارش کامپیوتری کردند و هم از نصف شب آراء را با نسبت ثابت میخواندند.
    عزیزم لطفا سرت را از زیر برف بیرون بیاور و اینهمه قرائن و دلایل که فرصت بازگویی آنها نیست را ببین و تقلید کورکورانه نکن و اینطور به بزرگان و پاکانی مثل امثال آیت الله دستغیب اهانت نکن که عاقبت دنیوی و اخروی خوبی ندارد
    موفق باشی

  32. مرتضی گفت:

    برادر یا خواهر ناشناس (همو که گفته است آیت الله العظمی دستغیب با آزادی مردم مخالف است)
    اگر در تمام نظریات موجود در باب «ربط دموکراسی و اسلام» تحقیق کنی و در آن صاحب نظز شوی، مطمئن باش نظزیه پرداز و فقیهی متأله همچون آیت الله العظمی دستغیب پیدا نخواهی کرد که فراتر از آنچه قابل تصور است برای آزادی مردم در انتخاب مسیر زندگی و حق تعیین سرنوشت خود، عنایت و احترام قائل باشد. اگر هم امکانش برایت مقدور است چند روزی از نزدیک به نحوه ارتباط این بزرگوار با اطرافیانش در مسجد قبا و حوزه علمیه تحت نظرشان بنگر تا طعم واقعی دموکراسی را در جهان عینی بچشی؛ بزرگواری که به نظر تمام افرادی که با او در ارتباطند، احترام می‌گذارد و بعضا (آنجا که رضای خدا باشد) با نظر اشتباه آنها هم همراهی می‌کند تا آنها رشد بیابند و خود متوجه نقص در دیدگاه و عملشان بشوند آیا سزاوار است که ندانسته مورد تهمت واقع شود؟

  33. صادق سمنان گفت:

    جناب بسیجی حرف جالبی زدی:
    کسانی که به نظامی که از خون پاکترین مردم برآمده انگ دزدی میزنید…
    به یاد شهدای سبز هم دراین ماه باشیم.
    آقای بسیجی
    چرا چشمت رو باز نمیکنی این همه ناعدالتی در حق مردم رو که میبینی به خودت نمیگی که یکی از شرایط رهبری این بود که اگاه به زمان باشه …
    این که صهیونیسما رو تارو مار کردیم و مملکت امنه حرفه حجتیه رخنه کرده تو نظام عقیده جدیدشون اینه که باید فقر و فحشا زیاد بشه که امام زمان بیاد عدالت بیاره
    شمای ساده هم میشینی پای تلویزیون میگه ایران خیلی اسلامیه این برو اونبرمون هم بیداری اسلامیه از برکت ما البته بجز سوریه ها یکم مغزت رو کار بنداز سعی کن سوال بپرسی از خودت که چی جوریه البته میدونم این ساندیسا قدرت فکر کردن رو ازت گرفته و فقط باید حرف یکی رو عمل کنی بدون فکر
    به خدا قسم معلومه که این حرفای ایه الله دستغیب رو دلسوزیه چون بعدش نه پستی دنبالشه نه مقامی بلکه انتظار ترور شدن و ریختن درب خونه هم باید داشته باشه باید به اونایی که هر روز پاچه خاری میکنن و حمایت شک کرد نه موسوی و دستغیب و….

  34. مرتضی گفت:

    از برنامه نویسان این ماشینی که با عنوان «بسیجی» مطالبی را ارائه می‌دهد، تقاضا می‌شود در صورت امکان دامنه نمونه‌های رندم (اتفاقی) مطالب او را افزایش دهند تا اینقدر حرف‌های تکراری را تحویل ندهد!
    تمام چند صد مطلبی که این ربات در سایت فیلتر شده کلمه فرستاده است فقط در چند مطلب خلاصه می‌شود که ده‌ها پاسخ هم از باب حسن ظن، دوستان سبز اندیش به این مطالب داده‌اند. به هر حال
    وقتی اسرای جنبش اصلاح طلبانه عاشورا را به شام و دربار حکومت ولی امر مسلمین جهان حضرت امام بر حق یزید ملعون آوردند او با تکبری که گریبانگیر تمام دیکتاتورها و ظالمان عالم است، حق به جانب گفت: « آیا دیدید که حق با ما بود و ما از همین حسینیه تو دهانی محکمی به قدرت طلبان عالم زدیم و به آنها یاد آور شدیم که ببینید مردم شما را نمی‌خواهند و ما را می‌خواهند، ببنید که خدا اجر استقامت و صبر ما را در راه عزت مردم چگونه داد و دشمنان ما را خوار و ذلیل کرد؟ کجا هستند اجداد من که ببینند من چه کردم و خدا چقدر مرا دوست دارد؟ و بدان ای علی فرزند حسین و ای زینب خواهر او که هر چه بر سر شما آمد به خاطر گناهانی است که انجام دادید »

  35. صرفا جهت اطلاع گفت:

    سایت های رسمی مرجع سبز ( آیت الله العظمی سید علی محمد دستغیب ) :
    حدیث سرو : http://www.hadissarv.com
    مسجد قبا : http://www.qoba.ir
    دستغیب : http://www.dastgheib.com
    دستغیب : http://www.dastgheib.ir

  36. محمد گفت:

    تمام حاصل عمرم همین است که با تو هستم و بودم همین است الهم ارزقنی محبتک ومحبت من یحبک

  37. محمد گفت:

    حرف دوتا مخالف رو هم میذاری که بگی سایتتون ازاده نخیر اقااین کلکا رو شده که از هر ده تا یکی مخالف بزاری که القا کنی که تعداد طرفداراتون بیشتره اگه مرد بودی و ازاد میذاشتی اونوقت می دیدی که مثل انتخابات چطوری حالتون گرفته می شد هر چند که میدونم همینو هم مرد نیستین که رو سایت بذارین

  38. بسیجی گفت:

    به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.صادق سمنان سلام.نا عدالتی هست و کسی انکار نمیکنه!اما خوب شما چرا حنجرت الان بیدار شده چرا زمان میرتان یا سیدتان ساکت بودین؟!مملکت امنه!نظردیگه ای داری ما رو هم مطلع کن!این حرفای مزخرف چیه در مورد انجمن حجتیه!حرفای اقا رو ببین کدومش در راستای اهداف حجتیه است؟!اگر مملکت به سمت فقر و فحشا باید بره چرا اقشار ضعیف و مستمند دارن از این دولت حمایت میکنن(خودتون میگفتین عزیزم) این مملکت کاملا اسلامی نیست اما حداقل سرش رو در مقابل زورگویان خم نکرده!همین برای ما بس!عزیزم قیام های منطقه رو ما بر اساس محور مقاومت تقسیم کردیم نه حقوق بشر انگلیسی شما!گیرم سوریه سقوط کرد خیلی خوب اسرائیل قوی تر بشه ضررش به کی میرسه؟!یک نژاد فاشیست منطقه رو بگیره شما میری باهاش میجنگی؟!از نظر ما اسد دیکتاتور بهتره از اسرائیل فاشیست؟!اما در بقیه کشورها حکومتی میاد که اگر ضد اسرائیل هم نباشه نوکر این رژیم نیست!در مورد جمله اخرت هم ببخش ساندیست نمیزاره خوب جواب بدم!یا حق.

  39. الکی خوش گفت:

    حیفم آمدجواب این بسیجی راندهماین بنده خدا اینقدر کوته فکراست که سیاست رانمی شناسد عدالت را نمی فهمد دروغ راازراست تشخیص نمی دهد ومثل یک بنده فرمانبردار است دوتفلب دراین جریان اتفاق افتاداولی درموقع مناظره بود احمدی نژاد ازروز اول ریاست جمهوری گفت آقازاده ها راافشا میکنم نکرد یک دوره گذشت توی مناظره مرحله دوم پسران هاشمی راعلم کرد که هیچ ربطی هم به موسوی نداشت ولی اثرروانیش روی مردم عامی زیادبود این یعنی تقلب ایشان اگرریگ به کفش نداشت قبلا افشا می کرد دوم کرروبی بنده خدا گفت 300میلیون کروبی گفت من میترسماین موضوع شدیدن روی رای کروبی اثرگذاشت این هم تقلب باید بگویم آقای بسیجی اگرخودت را ازمردم عادی بالاترمی دانی لازم است بدانی شهرام جزایری به بیش از100نفر ازاین آقایان پول داده بوداسم 49نفر ازچپی ها راخوندند ولی به راستی ها کهرسید دادگاه غیر علنی شد وماست مالی کردند رفت اجمدی نژاد تاکنون کسی راافشانکرده شما اگراین مسایل رانمی توانی بفهمی ازبدبختی ملت است اگرتوآدم عاقلی بودی میگفتی برای اینکه حق معلوم شود کلیه رای ها رامیزدند دراینترنت تامردم خودشان شمارش کنند ودروغگورسواشود درمورد اعراب واسرییل بدبخت ماشدیم کاسه از آش داغتر تاریخ کسیکه به خودش اجازه اظهارنظرمی دهد باید مطالعه داشته باشد ذمن اینکه فلسطین سرزمین یهودی ها بوده درزمان صدر اسلام سه قبیله یهودی درمدینه بودند که عربهای مسلمان اموال دوقبیله راگرفتند وازسرزمینشان بیرونشان کردند وقبیله سوم رابکلی نابود کردندوزن وبچه هاشان را به اسارت بردند ودریک روزگردن 700تن ازمردان اسیررازدند خخودت را بگذارجای یهودی ها واما عربها فلستینی ها خانه هایشان را به قیمت چندبربر به یهودی ها فروختند ورفتند همه پولهایشان را درکاباره خرج عیاشی وخانمبازی کردند عشقشان را آنها کردند وماباید جورشان رابکشیم بدبخت ندیدی یاصرعرفات آمدایران والنگوپیزن ها رابرد درجنگ باعراق گفت عراق برادروایران دوست وطرف صدام راگرفت بدبخت ندیدی خون برایشان فرستادیم مصرب نکردند گفتند خون ایرانی حرام است من باداییم رفته بودم سوریه سرمرز که رسیدیم همه را راه انداخت بجز ما یکی ازآنها گفت اینهاراهم راه بینداز گفت فلان به فلانشان اینها ایرانین دایی من که عربی بلدبود شروع کرد به فهش دادن به آنها ومن به آنها گفتم سالهاست نفت مجانی میبرید این است جواب خوبی های ما بدبخت بسیجی اگرکمی فکرمیکردی می فهمیدی که آلت دستی به هرلبنانی 10میلون دادند پول کی رامی دهند ودرضمن داخل مملکت ظلم بیداد میکند زمینی که ارث مادری بود بازورپول ازما گرفتن وهرچه ازقاضی وکارشناس شکایت کردیم بعدازچهار سال نتیجه نگرفتیم 2سال دنبال پروانه ساختمان هستم هنوز موفق نشدم منشرط کردم اگرکسی توانست ثابت کند تنها یک کارتوی این مملکت درست انجان شده یک میلیون جایزه بگیرد فرصت کم است ولی حرفهایم ناتمام ماند امید وارم بسیجی ها قدری واقع بین باشند وبدانند که تاریخ نشان داده همیشه ناحق روی کاراست

  40. آذیتا گفت:

    از روزی که این حکومت جبار خونریز بر ما حکومت کردند ملت ما طعم شیرین صلح و سلامت و رستگاری را ندیده اند و نخواهند دید از خدای مهربان طول عمر و سلامتی برای اقای دستغیب ارزومندم

  41. بسیجی قبل ار سال 1375 گفت:

    درود

    بسیجی جان
    قدرت در جمهوری اسلامی تنها در دست یک نفر است که تو آن را امام خامنه ای می خوانی.
    سوال اینجاست که در طول تاریخ چه کسانی شاهان را شاه درست کردند؟
    آیا شاهان از اول شاه بودند یا اینکه ساندیس خورهایی مثل جنابعالی با نادانی تمام آنها را شاه کردند و پس از چند سال فرزندان امثال شماها هم در زندان های آن ها افتادند.
    دوست عزیز
    در طول تاریخ حکومت گران سعی کردند که به مردم بگویند که مردم رعیت هستند تا مطیع تمام عیار آنها باشند ( حال این شاه ممکن است واقعا شاه باشد یا ولی فقیه در عمل با یکدیگر فرقی نمی کنند.)
    باز هم از شما سوال می کنم که
    آیا شما یک شهروند هستید یا رعیت؟
    اگر شهروند هستید چرا بی چون و چرا از آقای خامنه ای اطاعت می کنی و فکر می کنی که ثواب می کنی ؟
    از شما می خواهم به عنوان یک بسیجی آزاده نه رعیت یا برده واقعا خوب فکر کنی و بفهمی که ما ملت ایران در کجا قرار داریم و این همه بدبختی هایی که در کشور است را رصد کنی تا بفهمی که به قول (کل رجبعلی: به خدا یک دست بد در کاره او کان تی زکان بیچاره ) و شعر کامل آن این است که بی گیلانی است:

    رجبعلی پیرابی تو یک ذره می حرفه گوش بدی گوش بدی می حرفه خا اگه بد گونوم مره فوش بدی
    تی پسر غلام آقای بیکاره تی دتر (دختر) حاج خانمی بیماره
    چرا بیچاره ببی کل رجبعلی چرا آوره ببی کل رجبعلی
    به خدای یک دست بد در کاره هاکانه تی زکان بیچاره

    بدرود

  42. ناشناس گفت:

    احسنت

  43. ناشناس گفت:

    درود

    بسیجی جان
    قدرت در جمهوری اسلامی تنها در دست یک نفر است که تو آن را امام خامنه ای می خوانی.
    سوال اینجاست که در طول تاریخ چه کسانی شاهان را شاه درست کردند؟
    آیا شاهان از اول شاه بودند یا اینکه ساندیس خورهایی مثل جنابعالی با نادانی تمام آنها را شاه کردند و پس از چند سال فرزندان امثال شماها هم در زندان های آن ها افتادند.
    دوست عزیز
    در طول تاریخ حکومت گران سعی کردند که به مردم بگویند که مردم رعیت هستند تا مطیع تمام عیار آنها باشند ( حال این شاه ممکن است واقعا شاه باشد یا ولی فقیه در عمل با یکدیگر فرقی نمی کنند.)
    باز هم از شما سوال می کنم که
    آیا شما یک شهروند هستید یا رعیت؟
    اگر شهروند هستید چرا بی چون و چرا از آقای خامنه ای اطاعت می کنی و فکر می کنی که ثواب می کنی ؟
    از شما می خواهم به عنوان یک بسیجی آزاده نه رعیت یا برده واقعا خوب فکر کنی و بفهمی که ما ملت ایران در کجا قرار داریم و این همه بدبختی هایی که در کشور است را رصد کنی تا بفهمی که به قول (کل رجبعلی: به خدا یک دست بد در کاره او کان تی زکان بیچاره ) و شعر کامل آن این است که بی گیلانی است:

    رجبعلی پیرابی تو یک ذره می حرفه گوش بدی گوش بدی می حرفه خا اگه بد گونوم مره فوش بدی
    تی پسر غلام آقای بیکاره تی دتر (دختر) حاج خانمی بیماره
    چرا بیچاره ببی کل رجبعلی چرا آوره ببی کل رجبعلی
    به خدای یک دست بد در کاره هاکانه تی زکان بیچاره

  44. بسیجی با صفا گفت:

    دقیقا با شما موافقم

  45. ناشناس گفت:

    عزیزم لطفا سرت را از زیر برف بیرون بیاور و اینهمه قرائن و دلایل که فرصت بازگویی آنها نیست را ببین و تقلید کورکورانه نکن و اینطور به بزرگان و پاکانی مثل امثال آیت الله دستغیب اهانت نکن که عاقبت دنیوی و اخروی خوبی ندارد

  46. ناشناس گفت:

    حیف بود برای جمهوری اسلامی که امام بنیاد نهاده بود این جوری از درون پوسیده شود. جمهوری اسلامی حکومتی بوده که تقریبا همه مردم به آن علاقه داشتند و جان های زیادی برای اعتلای آن فدا شد. …

  47. بهمن 57 گفت:

    حیف بود برای جمهوری اسلامی که امام بنیاد نهاده بود این جوری از درون پوسیده شود. جمهوری اسلامی حکومتی بوده که تقریبا همه مردم به آن علاقه داشتند و جان های زیادی برای اعتلای آن فدا شد. …

  48. آرش گفت:

    جناب الكي خوش مطالب شمو در مورد يهوديان در زمان صدر اسلام غلطست .بيشنهاد ميكنم به كتب معتبر تاريخي مراجعه كنيد تا نادرست بودن كلامتان را متوجه شويد.
    ياحسين ميرحسين

  49. حمید گفت:

    خداوند شما را به راه راست هدایت کند. انشاالله وضع مالی و فکری تان بهتر شود . انشاالله نصایح خیرخواهانه و مدبرانه و شجاعانه حضرت آیت الله دستغیب را دریابید و از حمایت از ظالمین دست بردارید. انشاالله عنوان بسیج را دیگر بکار نبرید تا آن را بد نام نکنید.