سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چه شد که صداوسیما به تریبون اختصاصی رهبر تبدیل شد...
» با میراث شهید بهشتی چه کردیم؟! - قسمت پنجم

چه شد که صداوسیما به تریبون اختصاصی رهبر تبدیل شد

چکیده :محمد سروش محلاتی، نویسنده و پژوهشگر حوزه، در این یادداشت به دیدگاه شهید بهشتی درباره‌ی چگونگی مدیریت صدا و سیما می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه با وجود تاکید معمار قانون اساسی بر استقلال صدا و سیما از رهبری، در جریان بازنگری قانون اساسی و پس از آن، نظام از دیدگاه شهید بهشتی منحرف شد و نظرات راهگشای او مبنی بر محدود ماندن اختیارات رهبر را کنار گذاشتند....


آیا انقلاب اسلامی که واکنشی به خفقان دوران شاه بود، قرار بود خفقانی تازه ایجاد کند و اجازه‌ی سخن گفتن از مخالفان را بگیرد؟ آیا در نظامی که قرار بوده جمهوری و اسلامی باشد، رسانه‌ای که با پول ملت اداره می‌شود، باید صدای اکثریت را سانسور کند و بلندگوی اقلیت قدرتمند حاکم باشد؟ آیا بناست صداوسیما رسانه‌ی شخصی رهبری باشد و تنها سخنان کسانی را منتشر کند که نظرات رهبر را یکجا تایید می‌کنند؟ و آیا رهبران انقلاب از نظام برآمده از آن، چنین تصویری داشتند؟

محمد سروش محلاتی در سلسله یادداشت‌هایی با عنوان «با میراث شهید بهشتی چه کردیم؟!» که پیش از این چهار قسمت از آن در کلمه منتشر شده، به سیر انحراف نظام از اندیشه‌های شهید بهشتی می‌پردازد و دستکاری قانون اساسی پس از او در مسیری مخالف دیدگاههای وی را مورد واکاوی قرار می‌دهد.

این نویسنده و پژوهشگر حوزه در قسمت‌های پیشین این سلسله یادداشت‌ها به میراث فکری و گفتاری دکتر بهشتی و انحرافات صورت گرفته از آن اشاره کرده و نشان داده بود که قانون اساسی به عنوان مهمترین میراث شهید بهشتی، پس از او با سه چالش تفسیر، تغییر و تعطیل مواجه شده است. او در قسمت اول، به تفسیرهای مغایر با متن از قانون اساسی اشاره کرده و به عنوان نمونه، تفسیر مغایر با متن اصل ۴۴ قانون اساسی را یادآور شده بود.

وی در دومین قسمت از مطالب خود، به برخی تغییرات ایجاد شده در قانون اساسی که زمینه‌ساز انحراف نهاد رهبری از اندیشه‌های شهید بهشتی شد، اشاره کرد و تغییرات مهمی همچون حذف شورای رهبری، حذف شرط «پذیرش مردم» در رهبری و حذف انتخاب مستقیم رهبری توسط مردم را زمینه‌ساز نادیده گرفتن آرمان‌ها و ایده‌های شهید بهشتی درباره نقش رهبر در نظام جمهوری اسلامی ارزیابی کرد.

او در سومین بخش از سلسله یادداشت‌های خود نیز به موضوع توسعه اختیارات رهبری در قانون اساسی پرداخت که به زعم وی، کاملا برخلاف برداشت شهید بهشتی از ولایت فقیه بوده است. در آن یادداشت، نشان داده شده بود که شهید بهشتی معتقد بود نباید همه اختیارات در اختیار یک فرد یا نهاد قرار گیرد، بنا نیست در نظام حمهوری اسلامی همه خود را با ولی فقیه هماهنگ کنند و خلاصه قرار نیست در انقلابی که هدفش سرنگون کردن دیکتاتوری شاهنشاهی بوده، رهبر نظام جدید به «یک دیکتاتور جدید» تبدیل شود.

سروش محلاتی در در چهارمین قسمت نیز به موضوع انحراف جمهوری اسلامی از اندیشه‌های شهید بهشتی درباره‌ی دستگاه قضایی پرداخت و با اشاره به دیدگاههای آن شهید درباره‌ی استقلال قوّه قضائیه، انتخابی و انتصابی بودن مسئولان قضائی و دادگاه های خاص نشان داد که آنچه بعدا به صورت قانونی و یا غیرقانونی بدان عمل شد، تا چه حد با افکار شهید بهشتی فاصله دارد.

اکنون در بخش جدید این مطالب، نویسنده به دیدگاه شهید بهشتی درباره‌ی چگونگی مدیریت صدا و سیما می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه با وجود تاکید معمار قانون اساسی بر استقلال صدا و سیما از رهبری، در جریان بازنگری قانون اساسی و پس از آن، نظام از دیدگاه شهید بهشتی منحرف شد و نظرات راهگشای او مبنی بر محدود ماندن اختیارات رهبر را کنار گذاشتند.

جالب اینجاست که در زمان بازنگری، حتی رئیس جمهور و رئیس مجلس وقت (آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله هاشمی) نیز با سپردن صداوسیما به رهبر (حتی امام خمینی) مخالفت می‌کنند و آیت‌الله خامنه‌ای به صراحت می‌گوید که: «اگر رهبر در رأس (سازمان) باشد، اگر اشکالی باشد، ما از چه کسی مؤاخذه کنیم؟ دستگاه قضائی یا دستگاه مقننه که حق نظارت بر همه ی امور را دارند، باید سرکشی کنند، از کی مؤاخذه کنند؟ از رهبر مؤاخذه کنند که چرا صدا و سیما اشکالاتی دارد؟ چنین چیزی ممکن است؟ با این کار سیئات صدا وسیما دامن رهبر را خواهد گرفت، این را چیز کمی نگیرید، بهر حال سوءتفاهم هایی در مردم هست. یک وقت غفلتی پیش می آید، همه‌ی مردم را به رهبری بدبین می کند، که این، هیچ به مصلحت نیست.»

اما امروز که پیش‌بینی‌های آیت‌الله خامنه‌ای در زمان رهبری خود ایشان به وقوع پیوسته و صداوسیما به تریبون اختصاصی رهبر و تاییدکنندگانش تبدیل شده که به لطف حمایت‌های ایشان بی‌رقیب می‌تازد و هیچ‌گونه نقدی را هم نمی‌پذیرد، جوابی به این پرسش داده نمی‌شود که پس آن دیدگاه قبلی کجا رفته و اگر شهید بهشتی زنده بود، بر عملکرد چنین نظامی صحه می‌گذاشت؟

پنجمین بخش از سلسله یادداشت‌های حجت‌الاسلام سروش محلاتی با عنوان «با میراث شهید بهشتی چه کردیم؟!» را در ادامه بخوانید:

 

ج) مدیریت صدا و سیما

در قانون اساسی 1358، صدا و سیما زیر نظر مشترک قوای سه گانه قرار داشت (اصل 175)، البته در همان موقع هم حضرات آقایان منتظری و طاهری اصفهانی بر «نظارت رهبری» در صدا و سیما اصرار داشتند.(مشروح مذاکرات، ص1684) ولی شهید بهشتی در مخالفت با پیشنهاد آنان گفت:

«دوستان عزیز، توجه بفرمایید، در این قانون اساسی، تا حالا رابطه مملکت را با رهبری طوری تنظیم کرده اید که رهبری اقداماتش را از مجاری پیش بینی شده دنبال می کند و به ثمر می رساند، اگر واقعاً بخواهیم این طرح که در قانون اساسی برای اداره مملکت داریم به ثمر برسد، صحیح این است که رهبر در هیچ جای دیگر، مستقیماً وارد دخالت نشود.» (مشروح مذاکرات، ص1686)

آیت الله بهشتی، در این بحث، مبنایی برای طرّاحی قانون اساسی مطرح می کرد و معتقد بود که «رهبر در هیچ جای دیگر مستقیماً وارد دخالت نشود»، او نمی گفت که حضور یک نماینده از سوی رهبری برای صدا و سیما، «محذور خاصی» برای اداره این سازمان دارد، بلکه وی یک نگاه کلی داشت و باز کردن دست رهبری را در مدیریت سازمان ها و نهاد های مختلف را، منجر به «بی ثمر» ماندن قانون اساسی می دید.از نظر بهشتی، قانون اساسی صرفاً با محدود بودن دخالت رهبری در همان موارد اصل110 می تواند به نتیجه برسد، و هیچ مورد دیگری را بر آن نباید افزود.

ولی در بازنگری 1368، نصب و عزل رئیس سازمان صدا و سیما به رهبری محول گردید، و شورایی مرکّب از نمایندگان قوای سه گانه، نظارت بر سازمان را بر عهده گرفت. و به این وسیله به طور کلی آن ایده بهشتی نادیده گرفته شد.

البته در آن روزهای بازنگری و تغییر قانون اساسی، (9/3/1368) حضرت امام در قید حیات بودند و مسئولان عالی رتبه نظام از آن جمله آیت الله خامنه ای (رئیس جمهور) و آیت الله هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس)، با سپردن صدا و سیما به رهبر (حتی امام خمینی) کاملاً مخالف بودند و به صراحت و شفافیت مفاسد آن را بیان می کردند.

ابتدا آقای هاشمی چنین استدلال کرد:

1ـ نظارت همیشه از بالا به پایین است، وقتی مدیر عامل سازمان را امام نصب می کند، سه قوه چگونه نظارت کنند بر چیزی که مسئول اصلی آن رهبری است؟ در این صورت نظارت بر صدا و سیما امکان پذیر نخواهد بود، یعنی همه باید نگاه بکنیم و چیزی هم نتوانیم بگوییم! این اشکال واقعاً جدی است. اگر رهبر فردا مدیر عاملی نصب کند، و اشکالاتی پیش آید، کسی واقعاً نمی تواند چیزی بگوید، این را مطمئن باشید تا مدیر عامل مورد اعتماد رهبر باشد، کسی نمی تواند انتقاد کند، و اگر مدیر عامل کسی را هم به آنجا راه نداد، هیچ اتفاقی نمی افتد، یک قدرت بسیار نیرومندی در صدا و سیما بوجود می آید.

2ـ صدا و سیما یکی از وسائل توجیه مردم است، از وسائل جاانداختن مسائل کشور است، شما می‌خواهید همه این کارها را به پای رهبر بنویسید!؟ اگر صدا و سیما بخواهد توجیه گر باشد، رهبر شده توجیه گر همه ی نظام!

3ـ اگر مدیر عامل، فقط از طرف رهبر باشد، ارتباطش با مسئولین کشور بسیار ضعیف خواهد شد. آقای هاشمی در پایان اضافه کردند که چند سال پیش که ما در صدا و سیما مشکل پیدا کردیم، من رفتم خدمت امام، ایشان فرمودند: «من نظرم این است که سران سه قوه باید مدیر عامل را تعیین کنند»(مشروح مذاکرات بازنگری، ص 560).

در شورای بازنگری پس از آنکه برخی از اعضای جامعه مدرسین بر انتصاب مدیر عامل از سوی رهبری اصرار داشتند، آیت الله خامنه ای در دفاع از آنکه این مسئولیت باید در اختیار رئیس جمهور باشد، چنین گفت:

« آن چیزی که مشکل را حل می کند، این است که ما صدا و سیما را بسپاریم دست رئیس جمهور، دیگر هیچ تردید نیست که راه علاج این است و اشکالات «فقط» به این ترتیب برطرف خواهد شد.»

ایشان ضمن استدلال بر پیشنهاد خود، در نفی دخالت رهبری در نصب مدیر عامل سازمان افزودند:

« اگر رهبر در رأس (سازمان) باشد، اگر اشکالی باشد، ما از چه کسی مؤاخذه کنیم؟ دستگاه قضائی یا دستگاه مقننه که حق نظارت بر همه ی امور را دارند، باید سرکشی کنند، از کی مؤاخذه کنند؟ از رهبر مؤاخذه کنند که چرا صدا و سیما اشکالاتی دارد؟ چنین چیزی ممکن است؟ با این کار سیئات صدا وسیما دامن رهبر را خواهد گرفت، این را چیز کمی نگیرید، بهر حال سوءتفاهم هایی در مردم هست. یک وقت غفلتی پیش می آید، همه‌ی مردم را به رهبری بدبین می کند، که این، هیچ به مصلحت نیست. »(مشروح مذاکرات بازنگری، ص 569)

در آن ایام آیت الله آذری قمی که هنوز در موضع دفاع از ولایت مطلقه قرار داشت و برای اینکه در قانون اساسی بر اختیارات رهبری افزوده شود، اصرار می ورزید و چنین استدلال می کرد که به همان دلیل که فرماندهی نیروهای مسلح با رهبری است، مدیریت صدا و سیما هم باید با ایشان باشد، بلکه صدا وسیما و تبلیغات، از نیروهای مسلح و قوای نظامی مهم تر است. (مشروح مذاکرات بازنگری، ص563) ولی آیت الله خامنه ای به پاسخ این استدلال پرداختند و توضیح دادند که این قیاس مع الفارق است و صدا و سیما مثل نیروهای مسلح نیست که لازم باشد زیر نظر رهبری قرار گیرد.(مشروح مذاکرات بازنگری، ص 571)

بهر حال پس از آنکه در بازنگری، «نصب و عزل رئیس» سازمان، به رهبری محول گردید و تعیین خط مشی هم به قانون (مجلس) واگذار شد، شورای نگهبان گام بعد را برای حاکمیت انحصاری رهبری برصدا وسیما برداشت و در تفسیری موسّع، «نصب و عزل رئیس» را به حق سیاست گذاری و تعیین تدابیر لازم در «همه ابعاد» تفسیر کرد و همه را از آن مقام رهبری دانست . آیت الله جنتی در پاسخ به استفساری در این باره نظر تفسیری شورا را چنین اعلام کرد:

«مطابق اصل 175 قانون اساسی، صدا و سیما زیر نظر مستقیم مقام معظم رهبری می باشد. بنابراین سیاست گذاری، هدایت و تدابیر لازم، در همه ی ابعاد، خصوصاً در راستای تحقق آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور، در همه شئون و مراتب که در صدر اصل مذکور به آن اشاره شده است، از اختیارات اختصاصی آن مقام می باشد.»( مجموعه نظریات شورای نگهبان ،ص282)

شورای نگهبان با این نظریه تفسیری، حق قانون گذاری درباره صدر اصل 175 «آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما با رعایت موازین اسلایمی و مصالح کشور» را از مجلس شورای اسلامی سلب کرد، زیرا در استفساریه آمده بود که آیا «آنچه در صدر این اصل ذکر شده، می تواند به وسیله قانون عادی تشریح و تعیین گردد؟» که پاسخ شورا، آن را نفی نموده و از اختیارات «اختصاصی» رهبری شمرد. این تفسیر، تفسیر عجیبی است که از این جمله قانون اساسی صورت گرفته است: «نصب و عزل رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، با مقام رهبری است.»

در این مقاله مجال شرح و بسط بیشتر در این باره نیست. ولی همین مختصر کافی است که نشان دهد ما از قانون اساسی بهشتی چقدر فاصله گرفته ایم؛ او این رویه را منجر به بی فائده شدن قانون اساسی میدانست .

 


32 پاسخ به “چه شد که صداوسیما به تریبون اختصاصی رهبر تبدیل شد”

  1. خاک پای همه سبزها گفت:

    همین صحبت های آیت الله بهشتی و افکار مترقی ایشان بود که برخی نتوانستند تحمل بیاورند و یه جورایی سرش رو زیر آب کردند.آیا براستی ایشان را منافقین ترور کردند.آقای بهشتی قبل از آن در مخیله کوته نظر و کوته بین مدعیان دینداری ترور شده بود.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    تو رو خدا اگر خبری از میر عزیزمان دارید درج کنید……………..

  2. سبز گفت:

    اگر رهبر در رأس (سازمان) باشد، اگر اشکالی باشد، ما از چه کسی مؤاخذه کنیم؟ دستگاه قضائی یا دستگاه مقننه که حق نظارت بر همه ی امور را دارند، باید سرکشی کنند، از کی مؤاخذه کنند؟ از رهبر مؤاخذه کنند که چرا صدا و سیما اشکالاتی دارد؟ چنین چیزی ممکن است؟ با این کار سیئات صدا وسیما دامن رهبر را خواهد گرفت، این را چیز کمی نگیرید، بهر حال سوءتفاهم هایی در مردم هست. یک وقت غفلتی پیش می آید، همه‌ی مردم را به رهبری بدبین می کند، که این، هیچ به مصلحت نیست.

  3. جواد گفت:

    بهشتی را انانی کشتند که در حال حاظر همه گونه ظلم به ملت و این سرزمین روا میدارند, زدن بهشتی تاریخ سرزمین ما را به سمت دیگری که نه خواسته انقلاب بود و نه خواسته مردم سوق داد.
    ارتجاع و نیروهای خارجی بزرگترین مانع را برای منحرف کردن انقلاب امثال بهشتی میدانستند, چرا که تفکر و اندیشه بهشتی و سازماندهی وی نشان از اسلامی دیگر که میتواند تمامی ایدئولوژی های دیگر را به چالش بکشد داشت, پس باید او و یارانش از بین میرفتند تا اشخاصی نظیر جنتی و مصباح یزدی و مهمد یزدی بتوانند جولان دهند, در یک جمله کفه انقلابیون و نیروهای مترقی جامعه را با ارتجائیون برابر کند تا در مراحل بعد و ارام ارام دستاوردها و ریشه های انقلاب و خط امام را از بین ببرد و دقیقا انچه امروز میبینیم دستاورد مهمیست برای نیروهای مرتجع و عوامل خارجی انها.
    فقط جنبش سبز مردم ایران است که میتواند جامعه ما را به سمت و سوی افکار و اندیشه های بهشتی و خط امام که ایجاد یک سرزمین دمکرات با فلسفه رحمانی دین اسلام است هدایت کند.
    رهبران جنبش سبز مردم ایران و اسیران در بند را ازاد کنید.

  4. نرگس گفت:

    اگر از قانون اساسی شهید بهشتی هم فاصله نگرفته بودیم باز هم در همین وضعیت بودیم میگویید نه؟ نگاه کنید به وضعیت مجلس مان نگاه کنید به نیروی انتظامی مان نگاه کنید به خبرگان مان و نگاه کنید به علمای مان. از سر تا پااشکالی که میبینیم چه کسی را میتوانیم مؤاخذه کنیم؟ قوانین درست مان مگر درست اجرا می شود که به فکر تصحیح قوانین ناصحیح مان باشیم. …خداوند با صابران است.

  5. ناشناس گفت:

    با این اوصاف باید گفت قانون اساسی نیاز به اصلاح دارد ولی نه از نوع تابستان 1368
    از سید و کروبی خبر تازه منتشر کنید

  6. ناشناس گفت:

    بايد ليستي از كساني كه به مردم ظلم كردند و پا روي حق گذاشتند تهيه كرد و جرمهاي هر شخص رو به اون شخص تفهيم كرد. جرم آقاي ضرغامي هم به ايشون تفهيم شه. شايد خواست به مردم بپيونده و از بخشش اونا استفاده كنه.

  7. اذر سبز گفت:

    طبق نظر خود رهبر تمام سیئات صدا وسیمای انحصاری بگردن ایشان است که در صد وده کانال رادیو تلویزیونی یکروزی نمیتوانند نشان بدهند که دروغی ،خبر وارونه ای پخش نکرده باشند!!!!.

  8. علیرضا افشاری گفت:

    تو رو خدا از میرحسین عزیز و کروبی شجاع مرتب خبر درج کنید داریم دلسرد میشیم

  9. ناشناس گفت:

    اینها از اول نوکر بودند به ویژه در عرض این شش سال و هشت سال دوره خاتمی که یک طرفه عمل می کردند. برای چه فکر می کنید مردم اصلا سراغ این صدا و سیمای بیت رهبری نمی روند؟

  10. چگوارای سبز گفت:

    همین کارها رو کردند که هیچکس صدا وسیما نگاه نمیکه . صدا و سیمای گوبلزی نمیخوایم نمیخوایم …….

  11. حسین جعفری گفت:

    درپاسخ به آقای افشاری من معتقدم اصلا نبایستی دلسرد شد. با آنکه تمام ما باید سعی و کوشش خود را بکنیم که این دو مرد شجاع که هرگز پشت به ملت نکردند و نان را به نرخ روز نخوردند هرچه زودتر آزاد شوند، اما بهیچ عنوان نبایستی دلسرد شویم. برای چه دلسرد شویم؟ حق به جانب ماست و ما قطعا پیروزیم. اینها به سرنیزه تکیه دارند ما به ملت. یک ملت پشت ماست. اصلا نباید دلسرد شد. اینها قصد دارند برای به هیجان درآوردن مردم دوهفته مانده به انتخابات این دو عزیز را با منت گزاری بر سر ما آزاد کنند. اما فراموش نکنیم که هرکاری بکنند، ما این انتخابات را تحریم کرده ایم تا درسی به اینها بدهیم تا هرگز فراموش نکنند که با مردم و خواست های برحق آنان نمی شود اینگونه بازی ها را درآورد.
    اما از کی این تلویزیون تلویزیون ویژه رهبری شد؟ از زمانی که مردم چاپلوس برکارها مسلط شدند. رئیس مجلس خود را چاکر ومخلص رهبردانست و گفت اگرتمام نمایندگان هم لایحه ای را تصویب کرده باشند اما رهبر با آن مخالف باشد ما آنرا لغو خواهیم کرد. آن دیگری که مثلا رئیس قوه قضاییه است اظهار کرد من منصوب رهبری هستم و تا رهبر اجازه ندهد این کار و آن کار را نخواهیم کرد.(استقلال قوه قضاییه) خوب تلویزیون انتظار دارید مستقل عمل کند؟ اگر این رئیس جمهور هم قدری زبان درآورد و بعد در کام کشید، فکر کرده بود که واقعا علی آباد هم دهی است. اما به محض آنکه یک داد سرش کشیدند، گفت آقا چرا میزنید من یک شوخی کردم قصدی نداشتم. بدبختی مملکت ما همین است. یا نوکرو چاکر و دسته به سینه صاحبان قدرتیم، حالا نه، همیشه، یا در زندان و برکنار از کارها و گاهی هم سرمان را داده ایم. فکر می کنید این مملکت چند هزار ساله چرا این اندازه عقب مانده است؟ با این همه ثروت و امکانات؟ آدمهای ما دربالا دیکتاتور و در پائین چاپلوس و نوکر صفت بوده اند.

  12. موسوی گفت:

    در این که قانون ما اشکالهای فراوان دارد حرفی نیست و در این که باید به خاطر حفظ جمهوری اسلامی این قوانین دیکتاتور پرور تغییر نماید نه تنها شکی نیست بلکه ضرورت و تکلیف الهی است و جای هیچگونه تاخیری نیست .سخن اصلی در فرا قانونی بودن این مقام است زمانی که ایشان به خود اجازه میدهند تحت عنوان حکم حکومتی همه مجاری و قوای کشوری را تحت کنترل خود داشته باشد زمانی که ایشان به خود اجازه میدهد پیش از اعلان رای شورای نگهبان که منتصب مستقیم خودشان است در مورد نتیجه انتخابات مهر تایید و صحت را با سخاوتمندی دیکتاتور مابانه زیر برگه میلیونها معترض بکوبد و …… زمانی که ایشان به وسیله سخنگویان و مبلغان منتصبشان از مقام عصمت بر خوردار میشود زمانی که حرف اخر را باید ایشان بزند زمانی که ایشان به مقام معصومیت و بی خطا بودن میرسد زمانی که سئوال از ایشان خط قرمز نام میگیرد . مریم ابریشمچی همسر مسعود رجوی در یک مثلا مصاحبه با منوچهر هزارخانی چنین میگوید در سازمان ما همه مسئولان ما مسئول دارند تنها مسعود است که مسئولش خداست . …

  13. علی گفت:

    به نظر من آنچه مهم است روح آزادگی در رهبران – . سپس فرهنگ سازی در بین مردم است . تا مردم بر همین کاغذ پاره های قانون اساسی و اصولی که از آن اجرا نمیشود اصرار ورزند و سپس بدنبال تغییر اشکالات باشند.
    وگرنه همین قانون اساسی فرانسه و انگلستان و آمریکا را عیتآ در ایران تصویب کنید ، مطمئن باشید ذره ای وضعمان فرق نمی کند.
    بالعکس همین مسئولین ما را برای رهبری فرانسه و انگلیس و… بفرستید ، خواهید دید که ظرف چند سال از آن یک دیکتاتوری کامل میسازند.
    پس مهم اراده رهبران و مردم است که توامان باید بدنبال اجرای قانون باشند و سپس اگر نقصی مانده آن قانون را اصلاح کنند .
    خلاصه فقط فرهنگ سازی و فرهنگ سازی و فرهنگ سازی ….. و نهادینه کردن اصرار مردم بر حقوق خود اصلی اساسی است.

  14. احسان206 گفت:

    چه شد که صداوسیما به تریبون اختصاصی رهبر تبدیل شد؟
    مطلب گوياست.واقعا بازنگري سال 68 شرايط را براي يك ديكتاتوري
    كامل مهيا كرد.
    ..

  15. ناشناس گفت:

    مسلم است که آقای خامنه ای تنها و تنها نگران موقعیت شخصی خودش هست. ایشان تا به حال در شرایطی قرار نگرفته است که در مورد کارآئی نظامی که در راس آن قرار دارد مورد سئوال قرار بگیرد. تا حال ایشان در دادگاهی حاضر نشده است تا به سئوالات عموم شاکیان پاسخ بگوید. این که هیچ – ایشان تا به حال حتی یک مصاحبه نیم بند هم ترتیب نداده است که خبرنگاری (ولو با سئوالات از پیش تعیین شده) از او دو کلام سئوال بکند و منتظر پاسخ بنشیند. طبیعی است که رهبری که اینقدر از خودش اعتماد به نفس ندارد و این قدر نسبت به درستی سیاست هائی که تا به حال ادامه داده است یقین ندارد هر کاری که ممکن است بکند تا خود را مهلکه نجات بدهد ( منجمله پشت کردن به آرمانهای انقلابی که صد ها هزار شهید داده است – منجمله بی آبرو کردن دین پیامبر اسلام – منجمله ریختن خون مظلومان – منجمله به حبس و انفرادی بردن منتقدین و نخبگان کشور – منجمله میدان دادن به اراذل و اوباش و چاپلوسان مداح و مجیز گوی). ولی ایشان از مکر خدا غافل است وگرنه این روشها را انتخاب نمیکرد و پنجه به دانش و تخصص نمیانداخت و با ظلمت و نادانی و جهل و خرافه و دروغ و ریاکاری هم پیمان و هم عهد نمیشد …

  16. ناشناس گفت:

    مرگ بر دیکتاتور و دیکتاتور سازان

  17. Mansour گفت:

    Salam, delam Seiyd ra mikhad, chra kari nemikonim , rabar ma mire Sabaz dar Hasr wa ma hame khandan o bikhiyal, afarin me ma

  18. شاهد گفت:

    خشت اوّل چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج بالآخره یک روزی باید برای دیدن و لمس حقایق شجاع شویم .

  19. بسیجی گفت:

    به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.چه کسانی قانون را عوض کردند؟!چرا نمیگید کسانی این قوانین رو تغییر دادند که الان حامی شما هستند!اگر دیکتاتوریه این قوانین پس چرا این دیکتاتورها از شما حمایت کردند!کسانی که رهبری(به گفته شما دیکتاتور) رو انتخاب کردند چه کسانی بودند؟!چرا اسامی این خائنین رو نمیگید تا ملت بشناسه اینها رو؟!اسامی بعضی از اینها رو میگم تا بفهمید در این مملکت چه خبره!ایت الله صانعی ایت الله جوادی املی ایت الله موسوی اردبیلی و… راستی اینها چرا رهبری را انتخاب کردند که از نظر شما اینقدر بدی دارد؟!اقای جوادی املی شما که مرجع تقلید هستی چرا این کار رو کردی؟اقای صانعی شما چرا گفتی نظر رهبری ارجحیت دارد بر نظر تمامی علما؟!اصلا شماها چرا 20 سال این فرد رو نایب امام زمان دانستید؟اقای کروبی شما که میگفتی در تمام حادثه ها و رویدادها باید نظر رهبری ملاک بشه چرا این حرفو زدی؟امام خمینی جان چرا گفتی ولی فقیه ضد دیکتاتوریه؟چرا گفتی باید پشتیبان ولایت فقیه باشیم؟!!!در کل بازم ببخشید ارث پدریتان را از شما غصب کردیم!!!یا حق.

  20. ناشناس گفت:

    رييس سازمان صدا و سيما بايد با راي مردم ودر يك انتخابات آزاد انتخاب شود نه يك شخص او را انتخاب كند چون در اين صورت رييس بقاي رياستش را به چاپلوسي و تملق از وي مي بيند و صدا وسيما به تريبون اختصاصي شخص انتخاب كننده تبديل مي شود

  21. ناشناس گفت:

    خدایا ما را از دست فرعونیان زمان نجا بده

  22. محمد گفت:

    یه روز خوب میاد

  23. ناشناس گفت:

    در حال حاضر نه از مجلس مستقل خبری هست و نه از صدا و سیمای ملی و نه قوه قضائیه مستقل . در یک کلام ما از چاله به چاه افتاده ایم و دچار استبداد دینی شده ایم و نفس بر اندیشمندان و دانایان تنگی می کند .

  24. پزشک سبز گفت:

    خدایا ما را از دست فرعونیان زمان نجات بده؟! واقعا فکر میکنید هدف خدا از خلقت جهان به این عظمت ،تماشا کردن زندگی چند انسان ناچیز بوده است؟

  25. علی گفت:

    الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم. مرگ بر دیکتاتور

  26. ناشناس گفت:

    در پاسخ به برادر بسیجی باید عرض کنم ملاک حال فعلی افراد است.

  27. ناشناس گفت:

    با اين نظر 100% موافقم:
    رییس سازمان صدا و سیما باید با رای مردم ودر یک انتخابات آزاد انتخاب شود نه یک شخص او را انتخاب کند چون در این صورت رییس بقای ریاستش را به چاپلوسی و تملق از وی می بیند و صدا وسیما به تریبون اختصاصی شخص انتخاب کننده تبدیل می شود

    ———
    اينا به خاطر همين ميترسن كه صداوسيما رو خصوصي نمي كنن

  28. ســـــبز گفت:

    از دوستان تشکر میکنم که جواب کامنت سایبری را ندادند ، از مسئولان هم دو تقاضا دارم یکی این که چون نظرات افشاگرانه ما را سانسور میکنید نظرات سایبریها را هم سانسور کنید و دیگر این که مقاله ای راجع به “تــرول” و جنگ اطلاعاتی در فضای مجازی درج کنید
    باتــــشکر

  29. آشنا گفت:

    تا زمانی که پزشکان سبز مملکت نجات را از خدا میخواهند و نمیدانند که خدا سرنوشت هر ملتی را فقط با دست خودشان تغییر میدهد کار زیادی در پیش است.

  30. ناشناس گفت:

    صداوسیما به تریبون اختصاصی رهبر و تاییدکنندگانش تبدیل شده است

    …

  31. ناشناس گفت:

    از کوزه همان تراود که در اوست.
    شما ببنید فرزندان شهید بهشتی هم اصلاح طلبند. فرزندام امام خمینی همه اصلاح طلبند پس معلوم شده که خوراک فکریشان سالم بوده است. خوراک جسمی شان هم حلال بوده

  32. بسیجی قبل ار سال 1375 گفت:

    نظر آقای کروبی در این زمنیه
    زمانی که امام به رحمت خدا رفت مجلس در حال تصحیح بند () ولایت فقیه بود آقای کروبی می گویند ما وقتی پس از مراسم امام برگشتیم مجلس دیدم این بند با اختیارات ویژه ای تغییر کرد. ایشان می گوید ما اصلا نفهمیدیم چه اتفاقی افتاد زیرا من که رییس مجلس بودم و تلاطم فوت امام بودم اصلا به این فکر نبودم که ممکنه به این زودی این قانون را بخواهند اینگونه به تصویب برسانند. ( مثل زمان پیامیر که هنوز جسد ایشان دفن نشده بود و ……)