چگونه خونریزی و سرکوب، وعدههای دیکتاتور سوریه را بیاثر کرد
چکیده :چهار ماه اعتراضات مردمی نه با وعده اصلاحات و گفت و گوی آشتی ملی فروکش کرده و نه با کشتار و سرکوب شدید مردم. در مقابل باعث رادیکالتر شدن مطالبات مردمی، عمیق تر شدن شکاف میان حکومت و مردم، ورشکستگی اقتصادی، درگیری لفظی با همسایگان و انزوای جهانی حکومت سوریه شده است....
وعده های پیاپی بشار اسد و امتیازات محدودی که او گهگاه به مخالفان داده، نتوانسته به اعتراضات پایان دهد و در دو روز اخیر، شهرهای مختلف سوریه صحنهی پرحجمترین تظاهرات علیه دیکتاتور این کشور بودهاند. در جمعه اخیر تلویزیون سوریه ادعا کرد که دو هزار نفر تظاهرات کردهاند، اما فیلمهای منتشر شده در اینترنت و گزارشهای مخالفان از حضور صدها هزار نفر در شهرهای مختلف حکایت می کند. امروز هم تظاهرات در چند شهر برای دومین روز متوالی ادامه یافته است.
ظاهرا بشار اسد در حال از دست دادن زمان است و دامن زدن حکومت به درگیریهای طایفهای هم معلوم نیست بیشتر از اینکه موقعیت اسد را در میانهی اختلافات قومی و مذهبی تثبیت کند، به ضرر حکومت بوده و طوایف مختلف را علیه حکومت شورانده است.
حجت الله جودکی، پژوهشگر تاریخ و کارشناس مسائل خاور میانه، در یادداشتی که در سایت «دیپلماسی ایرانی» منتشر شده، نگاهی به تحولات اخیر در سوریه انداخته و به مشکلاتی که در حال حاضر حاکمیت سوریه را تهدید میکند، از جمله از دست رفتن زمان، خونریزی و شدت عمل نیروهای امنیتی و بالا گرفتن درگیری طایفه ای اشاره میکند.
او تاکید میکند که در خیزش های اخیر کشورهای عربی، مردم به آگاهی خوبی دست یافته اند. آنان تقسیم بندی مسیحی و مسلمان، شیعه وسنی، سلفی و علوی، اباضی و دروزی و… را پشت سر گذاشته و دسته بندی جدیدی را جایگزین آن کرده اند: ستمگران بدون توجه به دین و مذهب ایشان، و مردمی که از حقوق اساسی خود محروم شده اند و دین و مذهب آنان را به آزادی خواهی، عدالت طلبی، همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر و عقل گرائی فرا می خواند.
متن این یادداشت را بخوانید:
اگر از منظر موافقان حکومت سوریه مسائل جاری در این کشور را بنگریم، به این نتیجه می رسیم که کشور سوریه با بحرانی روبهرو شده که آن را دخالت نیروهای خارجی در سوریه می خوانند. به هر حال – چه موافق این تحلیل باشیم و چه با آن مخالفت نمائیم، فرقی نخواهد کرد – سوریه در گیر بحرانی است که راه حلهای مختلفی برای آن ارائه می شود. حکومت سوریه برای برون رفت از این بحران تا کنون اقدامات زیر را انجام داده است:
– پذیرفتن اینکه کشور به اصلاحات عمیق، فوری و جدی نیازمند است.
– سرکوب شدید مخالفان، تا کنون بیش از 1600 نفر از مردم، بیش از 300 نیروی نظامی سوری کشته شده است. آمار مجروحین بالغ بر 12 هزار نفر است. از موقع شروع مخالفتها تا کنون بیش از 16 هزار نفر دستگیر گردیده و هزاران نفر به ترکیه، اردن و لبنان فرار نموده اند.
– تا کنون دو بار در دمشق برخی از مخالفان و حکومت جلسه آشتی ملی برقرار کرده اند که البته به جائی نرسیده است.
مخالفان حکومت نگاه دیگری به قضایا دارند، آنها حکومت خاندان اسد را متهم به دیکتاتوری، فساد مالی اداری، تقسیم مناصب دولتی میان عشیره خاندان اسد، سرکوب شدید مخالفان طی چهل سال گذشته، سیطره حزب بعث و نیروهای امنیتی بر مصادر امور در کشور و.. می کنند.
صرف نظر از ادعای مخالفان و یا حکومت، یک نقطه مشترک وجود دارد و آن بحران موجود در سوریه است که باعث فلج اقتصادی این کشور، بهانه به کشورهای غربی برای دفاع از مخالفان، ناامنی و کشتار وسیع شده است. قطعا حکومت سوریه نمی تواند همه این مسائل را به گردن آمریکا و غرب بیندازد، زیرا اگر چنین بود چرا آقای بشار اسد وعده اصلاحات می دهد. معلوم میشود مسائلی در سوریه در جریان است که آقای بشار اسد وعده اصلاحات عمیق، فوری و جدی می دهد. به عبارت دیگر اگر این اصلاحات صورت نگیرد، بر وخامت اوضاع سوریه افزوده خواهد شد. سوری ها همه راهها را آزموده و نتیجه نگرفته اند، بلکه اقدامات آنها، راه برون رفت از بحران را هر روز تنگ تر کرده است. دو وعده اخیر بشار اسد مبنی بر انحلال حزب بعث و برقراری انتخابات آزاد ریاست جمهوری نشانگر این است که حزب بعث کارنامه سیاهی داشته و انتخابات در این کشور محلی از اعراب نداشته است.
اما تحلیلگران بیرونی مسائل سوریه را با عینک دیگری می نگرند. چهار ماه اعتراضات مردمی نه با وعده اصلاحات و گفت و گوی آشتی ملی فروکش کرده و نه با کشتار و سرکوب شدید مردم. در مقابل باعث رادیکالتر شدن مطالبات مردمی، عمیق تر شدن شکاف میان حکومت و مردم، ورشکستگی اقتصادی، درگیری لفظی با همسایگان و انزوای جهانی حکومت سوریه شده است.
سوریه با کشتار نظامیان مخالف و نسبت دادن آنها به معترضان، زمینه را برای انفکاک در ارتش خودش فراهم را نموده و اکنون بخشهای محدودی از ارتش به مخالفان پیوسته است.
ایجاد گروههای شبه نظامی از سوی حکومت سوریه برای کشتار مردم، از دید جامعه جهانی پنهان نمانده است. این گروهها که به “شبیحه” معروف شدهاند به مراسم تشیع جنازه شهدا و تظاهرات مردمی با لباسهای مبدل حمله کرده و کشتار بیرحمانه ای راه می اندازند که مخالفان، آنها را نیروهای امنیتی سوریه قلمداد میکنند. فیلمهائی که از این صحنهها در اینترنت و تلویزیون پخش می شود، هیچ شک و شبههای باقی نمی گذارد که آنان نیروهای امنیتی هستند. زیرا فقط مخالفان را می کشند!؟
حکومت سوریه مدتی است که نسبت به عواقب وخیم ادامه ناآرامی ها در این کشور هشدار می دهد. از جمله اینکه این ناآرامی ها باعث فتنه طایفه ای در سوریه خواهد شد. همان گونه که می دانیم در سوریه اقلیت های مختلفی مثل دروزی ، کرد ، علوی، مسیحی، شیعه و.. زندگی می کنند. اکثریت مردم سوریه سنی مذهب هستند. علی رغم اینکه بار اساسی مخالفتهای اخیر بر دوش همه مردم به غیر از علویان است، اما ظاهرا مخالفان از عقل جمعی خوبی برخوردار هستند. آنها جمعه ها را نام گذاری می کنند. ماه گذشته آنها جمعه ای را به صالح العلی از رهبران علوی ضد استعمار اختصاص دادند که سالها برای استقلال سوریه رشادت کرد و با فرانسویان جنگید. همچنین بارها خبرهائی از شرکت جوانان علوی در تظاهرات علیه بشار اسد پخش شده که نشان میدهد توده های علوی مثل بقیه مردم سوریه سهمی از قدرت ندارند.
اکنون چند مسئله برای حاکمیت سوریه تهدید جدی به حساب می آید: اول از دست رفتن زمان، زیرا بین وعده های آقای بشار اسد و اجرای آنها فاصله نامحدودی وجود دارد. دوم خونریزی و شدت عمل نیروهای امنیتی که باعث بی اثر شدن وعده اصلاحات بشار اسد می شود. سوم بالا گرفتن درگیری طایفه ای که مسبب اصلی آن هم حکومت سوریه است، زیرا حکومت سوریه تلاش دارد تا برای فرار از تنگنای فعلی، طوایف را در برابر هم قرار دهد. کشتار تعدادی از مردم علوی بی گناه توسط “شبیحه” یا نیروهای لباس شخصی حکومت و نسبت دادن آن به اهل تسنن، تلاش بی ثمری است که باعث بی اعتمادی مردم به وعده های بشار اسد می شود. به هر حال هر خونی که بر زمین ریخته شود، خونخواهانی خواهد داشت که سرانجام زندگی را بر قاتلان تباه می کند. زیرا در نظام هستی همه کارهای خوب و بد به هر میزانی که باشد، محاسبه میشود. خداوند دانای آشکار و نهان است و به همه کارها آگاه است. از اینرو آنانی که تلاش میکنند پنهانی جنایت کنند، خود را فریب می دهند.
یکی از دستاوردهای خیزشهای اخیر کشورهای عربی این است که مردم به آگاهی خوبی دست یافته اند. آنان تقسیم بندی مسیحی و مسلمان، شیعه وسنی، سلفی و علوی، اباضی و دروزی و… را پشت سر گذاشته و دسته بندی جدیدی را جایگزین آن کرده اند که آینده امید بخشی را به ارمغان می آورد. در طبقه بندی جدید، دو دسته وجود دارد: اول ستمگران بدون توجه به دین و مذهب ایشان، زیرا دین و مذهبی که مانع ستم به مردم نشود، ارزشی ندارد. دوم مردمی که از حقوق اساسی خود محروم شده اند و دین و مذهب آنان را به آزادی خواهی، عدالت طلبی، همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر و عقل گرائی فرا می خواند. این تقسیم بندی در چارچوب وعده های الهی قرار دارد که صبح نزدیک است و زمین را بندگان صالح خداوند به ارث خواهند برد.














در رسانه های دولتی ایران گفته می شود که پشت سر مخالفان سایه امریکا و اسرائیل وجود داره و کمک های نظامی و مالی ازشون میشه!! جالبه ها! خودشون می گن به لیبی حمله نکنید و به جاش سلاح بدید به مخالفان !!! غافل از اینکه امریکا و ناتو کلا دارد همین کار را انجام می دهد. یه جا حمایت می شه و یه جا …
50 سال یک گلوله به اسرائیل نزد.
در تل زعتر عملکردش علیه مستضعفین پناهنده مشکوک است حداقل متحدین کتائب مسیحی و فالانژ اش بر اجساد فلسطینیان رقص میکردند.
هرگز در دوران جنگ یار غار ما نبود.
و سرانجام در خاطرات امام شریف ما س امده که وقتی با هماهنگی شاه و امریکا صدام موذی و بعثی امام را از عراق شیعه اخراج کرد امام متوقع بود که یا لیبی یا سوریه (پدر همین بشار) به او پناه دهند و هیچ تعارفی نکردند و خود را بمخاطره با حضرت شاه و امریکا نینداختند و الیوم- پناه ندادی خمینی بت شکن را امروز تو را پناهی نیست.
در ملاهی و مراقص سوریه بوئی از اسلام نیست. هست؟
خوشحالم براشون.امیدوارم ما بعد از سی سال به این عقل برسیم
خیانت شاخ و گوش ندارد
نه پرسشگری است و نه پاسخگویی
در مملکت ما که در آن همه چیز سیاسی شده است و سیاست هم در خدمت اهداف باند های نظامی امنیتی حاکم و در رأس آن سید علی خامنه ایی و دارو دسته اش قرار گرفته است هر روز شاهد پروژه ایی مملکت بر باد ده هستیم که کمترین توجیه منطقی و اقتصادی و سیاسی، سیاسی بمعنای منافع ملی و نه منافع رهبری و باند های نظامی امنیتی او، ندارند می باشیم. در سایت فارس نیوز امروز(سایت نظامی امنیتی ها) خبری دایر بر انعقاد تفاهم نامه برای اجرای یک قراداد 10 میلیارد دلاری صدورگاز عسلویه به عراق، لبنان، و سوریه آمده است. هر آدمی با عقل متعارف سیاسی اقتصادی، با دیدن این خبر کوتاه برای این معامله خیانت آمیز بزرگ سریعاً در می یابد که هدف از این قرداد کمک به دولت کنونی لبنان و سوریه است بحساب مردم ایران. برای این قرارداد ده میلیاردی گاز قرار است خط لوله ایی به طول 1000 کیلومتر کشیده شود که خود شاید بیش از گاز صادراتی مورد نظر هزینه بردارد، اگر اصولاً قرار بر وصول بهای این گاز صاداراتی به این کشورهای برادرِ برادران نظامی امنیتی حاکم بر ما باشد. قرادادی استراتژیک (هم بمعنای اقتصصادی و هم سیاسی کلمه)، صدور گاز به کشور هایی که بلحاظ تبات سیاسی کاملاً لنگ در هوا هستند و معلوم نیست در آن یک، رژیم اسد چند هفته دیگر بر سرکار باشد و بر سر دار نباشد. و در این یک، دولت کنونی لبنان نیز، که چیزی جز ضمیمه سیاسی رژیم لرزان اسد نیست، چند ماه پس از اسددوام بیاورد. کمتر ناظر سیاسی امرزو در منطقه وجود دارد که که در سقوط رژیم اسد تردید داشته باشد و با سقوط آن رزیم که در اینده قطعی خواهد پرونده حزب الله نیز برای همیشه در لبنان بسته خواهد شد.
در این قرارد داد، به صدور گاز به عراق! نیز اشاره شده است که فقط مضحک به نظر میرسد. برابر گزارش سازمانهای نفتی معتبر دنیا از جمله سازمان جهانی انرژی، عراق تا 7 سال آینده* با صدور حدود ده میلیون بشکه نفت رقیب عربستان خواهد بود و اینکه چنین کشور نفت خیزی احتیاج به گاز ایران داشته باشد و اینکه رژیم متعامل با ایران دولت نوری المالکی بتواند از بحران سیاسی کنونی ** با موزائیک سست ترکیب دولتش در اینده جان سیاسی سالم بدر برد همه و همه زیر علامت سئوال است. انعقاد چنین قراداد استراتزیکی، ساختن ساختمان چند طبقه روی کوه یخ است نه داد و ستد تجاری منطبق با عقل اقتصادی. ولی براداران قاچا قچی ما بقول احمدی کمتر پروای فردا را دارند و اینرا به کرار نشان داده اند. قریب سه سال پیش بود که با هزینه ای معادل 2 میلیارد دلار که بحساب «ایران خود رو» بود پروزه سیاسی مونتاز بعضی انواع اتوموبیل های این موسسه در سوریه تآسیس شد که با لغو یا تخفیف تعرفه گمرکی واردات اتوموبیل از طرف دولت برادر سوریه، این سرمایه گزاری هنگفت از طرف ایران خودرویی که خود ورشکسته بود و هست و برای پرداخت مطالبات قطعه سازانش در گل مانده است، بر سر زا رفت و نتوانست بازاری بیابد مگر تعدادی اتوموبیل که به تاکسی داران دمشق با تخفیف سنگین فروخته شد و 3 دستگاه که به شیخ نشین قطر هدیه شد تا در آنجا بازار یابی شود.
پیش بینی اینکه این خط لوله چند هزار دلاری در آینده روی دست دولتها های بعدی پس از احمد بماند و سرمایه گزاریی که فقط به ابزاری برای گروگان گیری مالی ما بشود، چندان دشوار نیست. ولی ای کاش وجدانهایی پیدا شود و این گندی را در حال آب گرفته شدن است را متوقف کند.
*
http://iranesabz.se/?p=976
**
کابینه کنونی دولت نوری المالکی بزور و ضرب امریکا از یکسو و ایران از سوی دیگر بر اساس توافقی کاملا شکننده پس 6 ماه تأخیر تشکیل شد و هنوز هم چند پست اساسی ازجمله وزارت دفاع بی وزیر است. جناح «العراقیه» بعنوان رقیب عمده دولت مالکی با خطی کاملاً متفاوت بان تهدیید کرده است که دولت را از اکثریت خواهد انداخت و انتخابات زود رس را به ان تحمیل خواهد کرد که در چنین صورتی بی گمان موازنه برآمده از انتخابات آتی بسیار شکننده تر از موازنه کنونی پارلمانی خواهد بود.
حبیب تبریزیان
……………………………
تا دقايقي ديگر با حضور وزراي نفت ايران، عراق و سوريه انجام ميشود؛
امضاي قرارداد 10 ميليارد دلاري صادرات گاز عسلويه
خبرگزاري فارس: تفاهمنامه سهجانبه صادرات گاز ايران به كشورهاي عراق و سوريه باحضور وزراي سه كشور در عسلويه تا دقايقي ديگر امضا ميشود.
به گزارش خبرگزاري فارس از عسلويه، تا دقايقي ديگر تفاهمنامه سهجانبه صادرات گاز ايران به كشورهاي عراق و سوريه با حضور وزراي سه كشور در عسلويه امضا ميشود.
تفاهمنامه صادرات گاز ايران به كشورهاي عراق و سوريه و از آنجا به لبنان و مديترانه با حضور وزراي نفت كشورهاي ايران، عراق و سوريه و به ارزش 10 ميليارد دلار امضا ميشود.
بر اساس برنامهريزي صورت گرفته، صادرات گاز توسط خط لوله ششم سراسري و با ظرفيت انتقال روزانه 110 ميليون متر مكعب گاز صورت ميگيرد.
اين خط در فاز اول از منطقه عسلويه تا استان خوزستان احداث شده و قرار است در ادامه تا مرز بازرگان كشيده و از آنجا كار صادرات گاز ايران را به عراق و سپس به سوريه و از آنجا به درياي مديترانه و كشور لبنان و در نهايت به اروپا انتقال دهد.
بر اساس توافقات صورت گرفته قرار است گاز ايران از طريق يك خط لوله 5 هزار كيلومتري از مسير عراق، سوريه، لبنان و مديترانه به كشورهاي اروپايي همچون يونان ارسال شود.
داشتن منبع مطمئن تامينكننده گازي همچون ميدان گازي پارس جنوبي، بزرگترين ويژگي خط لوله صادراتي گاز ايران، عراق، سوريه، لبنان و اروپا در مقايسه با خط لوله ناباكو است.
ميدان گازي پارس جنوبي هماكنون بيش از 16 تريليون مترمكعب گاز قابل استحصال دارد كه با مقدار توليد كنوني از آن، اين ميدان بيش از 80 سال ديگر گاز براي صادرات خواهد داشت.
بر اساس اين گزارش، بلافاصله بعد از امضاي تفاهمنامه صادرات گاز ميان سه كشور ايران، عراق و سوريه، يك مشاور بينالمللي كار خود را در زمينه انتخاب مسير و فاينانسور مناسب آغاز خواهد كرد و ظرف سه تا پنج سال ديگر احداث اين خط لوله به اتمام خواهد رسيد.
انتهاي پيام/خ20*
**
http://iranesabz.se/?p=976
باتوجه به قلب واقعیات سیاسی اجتماعی داخل کشورهای ایران وسوریه توسط رسانه های حکو متی ،انحصار و سانسور شدید و کامل پخش و انتشار رویدادها و اخبار دو کشور به بیرون توسط جریان اقتدارگرای مسلط بر هر دو کشور، واقعیت آنست که میتوان تصوری هر چند ناقص از قضاوت نه چندان بر حق مردم شهید داده ،مظلوم و بپاخاسته سوریه از ملت ایران ارائه داد لابد صحنه های مشکوک به آتش کشاندن پرچم ج.ا.ایران بدست معترضین سوری را اخیرا تماشا نموده اید! بهمین جهت از سایت محترم کلمه خواهشمند است با توجه به لزوم اطلاع رسانی بیشتر، پشتیبانی از مردم سوریه وهمراه نمودن تمامی آزادی طلبان و مظلومین عالم بایکدیگر، و از آنجا که استعدادهای زیادی بلحاظ زبان و کتابت محاوره در میان باردید کنندگان سایت موجود است لطف نمایید راههای رساندن پیامهای مردمی هواداران جنبش سبز ایران بخصوص از نوع نوشتاری وعربی درجهت حمایت از قیام حق طلبانه خواهران و برادران سوری به این عزیزان را ارائه و معرفی نمایید .باتشکر.
سوال : چرا ما از تظاهرات مردم مصر حمايت نمي كنيم و مقام معظم رهبري ( مد ظله ) اين را مي گويند ؟
پاسخ : نخست بايد بگويم كه تمام بدبختي اصلاح طلبان اين است كه اصولشان اشتباه است و مجذوب دنياي غرب شده اند در حالي كه قرآن مي فرمايد : حق آن چيزي است كه از جانب خدا آمده و در آن حتي شك هم نكن .
سپس مي گويم در زمان امام صادق ( ع ) شخصي از خراسان به نام ابومسلم با شعار ( الرضا من آل محمد ) بر عليه حكومت جنايت كار اموي با عده ي زيادي قيام كردند و رنگ سياه را انتخاب كردند چون قيام مختار كه به انتها نرسيد ، و مي خواستند كه حكومت اموي را سرنگون كنند .
خوب هم قيامشان مردمي بود و هم شعارشان اسلامي بود ولي وقتي ابوسلمه خلال براي امام صادق ( ع ) نامه نوشت براي در دست گرفتن پرچم قيام ، امام صادق ( ع ) نامه ي او را آتش زدند ، حال سوال مي شود چرا امام صادق از اين قيام حمايت نكردند در حالي كه هم شعار ديني بود و هم حركتشان مردمي و حقوق بشري ؟ زيرا خودشان فرمودند كه من اگر 10 نفر در بين اين ها مي ديدم كه مثل ياران امام حسين ( ع ) باشد قيام مي كردم همچنين مي دانستند كه عباسيان در باطن از امويان بدترند كه همين هم شد و همينان امام كاظم ما را 14 سال در زندان كردند .
پس حق آنچيزي است كه از جانب خداوند تعيين شده است نه حقوق بشر غربي كه غربي ها تعيين كرده اند ، پس همه ي بدبختي هاي اصلاحات همين مجذوب غرب شدن است پس اگر بشار اسد برود 1000 برابر از او بدتر مي آيد زيرا اين افراد تحت حمايت دشمنان اسلامند و به وضوح روشن است ، ولي ما در زمان امام صادق حتي اين وضوح را هم نمي بينيم ولي باز هم امام صادق از آن ها حمايت نكرد .
همچنين در سوربه آثار فتنه نمايان است و عده اي حتي با اسلحه و مصلح كردن و سر بريدن عده اي در مقابل بشار اسد قرار گرفته اند .
گر تو را عقل بود تأمل بايدت .
Ravari From Mashhad
سوال : چرا ما از تظاهرات مردم سوريه حمايت نمي كنيم و مقام معظم رهبري ( مد ظله ) اين را مي گويند ؟
پاسخ : نخست بايد بگويم كه تمام بدبختي اصلاح طلبان اين است كه اصولشان اشتباه است و مجذوب دنياي غرب شده اند در حالي كه قرآن مي فرمايد : حق آن چيزي است كه از جانب خدا آمده و در آن حتي شك هم نكن .
سپس مي گويم در زمان امام صادق ( ع ) شخصي از خراسان به نام ابومسلم با شعار ( الرضا من آل محمد ) بر عليه حكومت جنايت كار اموي با عده ي زيادي قيام كردند و رنگ سياه را انتخاب كردند چون قيام مختار كه به انتها نرسيد ، و مي خواستند كه حكومت اموي را سرنگون كنند .
خوب هم قيامشان مردمي بود و هم شعارشان اسلامي بود ولي وقتي ابوسلمه خلال براي امام صادق ( ع ) نامه نوشت براي در دست گرفتن پرچم قيام ، امام صادق ( ع ) نامه ي او را آتش زدند ، حال سوال مي شود چرا امام صادق از اين قيام حمايت نكردند در حالي كه هم شعار ديني بود و هم حركتشان مردمي و حقوق بشري ؟ زيرا خودشان فرمودند كه من اگر 10 نفر در بين اين ها مي ديدم كه مثل ياران امام حسين ( ع ) باشد قيام مي كردم همچنين مي دانستند كه عباسيان در باطن از امويان بدترند كه همين هم شد و همينان امام كاظم ما را 14 سال در زندان كردند .
پس حق آنچيزي است كه از جانب خداوند تعيين شده است نه حقوق بشر غربي كه غربي ها تعيين كرده اند ، پس همه ي بدبختي هاي اصلاحات همين مجذوب غرب شدن است پس اگر بشار اسد برود 1000 برابر از او بدتر مي آيد زيرا اين افراد تحت حمايت دشمنان اسلامند و به وضوح روشن است ، ولي ما در زمان امام صادق حتي اين وضوح را هم نمي بينيم ولي باز هم امام صادق از آن ها حمايت نكرد .
همچنين در سوربه آثار فتنه نمايان است و عده اي حتي با اسلحه و مصلح كردن و سر بريدن عده اي در مقابل بشار اسد قرار گرفته اند .
گر تو را عقل بود تأمل بايدت
. Ravari From Mashhad .