میرحسین، رهنورد؛ وضعیت جسمی نگران کننده، روحیه قوی، برخوردهای تهدیدآمیز ماموران با خانواده
چکیده :من که مدام نمی بینمشان و به هرحال دیدارها هم محدود بوده چون اونها زندانی هستند. اما از روی ظاهر می توانم بگویم که نسبت به ملاقات های اخیر، دفعه آخر متوجه رنگ پریدگی و لاغری شدید و ناگهانی دختر و دامادم شدم. و این از نظر من که مادر هستم پنهان نبود. من نمیدانم واقعا بر آنها چه گذشته است. البته خودشان برای اینکه ناراحتی ما را دیدند و خواستند من را از نگرانی در آورند گفتند گاهی روزه می گیرند. اما بی شک دلیلش این نمی تواند باشد و تغییر ناگهانی ظاهری آنها و رنگ کاهی پوست و از دست دادن وزنشان به شدت نگران کننده است....
کلمه- زهرا صدر: «خانهی موسوی و رهنورد را به زندانی با دیوارهای بلند آهنی برای آنها تبدیل کردند.» این، مشاهدات برخی از کارمندان نهاد ریاست جمهوری، پزشکان و بیماران بیمارستان شهید شوریده است که روبهروی کوچه اختر قرار دارد؛ کوچهای که منزل موسوی در آن واقع شده است.
یاد آر روزهای سردی را که دلگرم بودیم بانوی سبزی که گاه مخفی و بیشتر پس از درگیر شدن با مامورین امنیتی از خانه بیرون می زد و با هزار زحمت، خودش را به جمع های منتظر می رساند.
رهنورد برای اصرارش بر حق جویی، برای مبارزه بر تبعیض ها ، برای قرآن پژوهی اش، محبوبیتش بارها به باد تهمت وتوهین گرفته شد. هنوز زمان طولانی نگذشته است از آن روزی که درصحن دانشگاه الزهرا، به ناروا روسری از سرش کشیدند. در صحن علنی مجلس عکسهای خصوصیش را پخش کردند. سالها اجازه چاپ کتابهایش را ندادند با اندیشه اش به ستیز پرداختند در طول مبارزات جنبش سبز. با گاز فلفل و اشک آور به او حمله ور گشتند، با ضربات باتوم کبودش کردند یا در خیابان برسر او تاختند و و بی ادبانه به سوال و بازجوییش کشیدند. دست آخر چه سبک فکرانه بعداز چندین بار تهدید بر اخراج، از ورودش به دانشگاه تهران جلو گیری کردند بعد از آنهم چنانکه رسمشان بود و هست، به دروغ پردازیهای خود در این زمینه ادامه دادند و از این طریق به آرام کردن دلهای بیمار خود پرداختند.
تمام آن روزها، زمزمه های نگران مادر بدرقه ی راهش بود و نگاه های سکوت پدر به یاد تمام مجاهدت های جوانی، ستایشگر استحکام قدومش بود.
امروز تقویم می گوید از زندانی کردن میرحسین و رهنورد صد و چهل روز گذشته است. اما دل بی قرار مادر شمردن نمی داند. دل بی تاب مادر کوچه ی بن بستی می شناسد که با دیوار و نرده هایی آهنی و سیاه، زندان شده است. دل نگران مادر، دختری را می شناسد که دیگر پشت زنگ تلفن حالی نمی پرسد و درآستانه ی در خانه مادری ظاهر نمی شود.
امروز نیز او را در خانه خودش زندانی کرده اند. به دروغ می گویند آزاد است و سرگرم فعالیتهای هنری و اما دغدغه این روزهای خانواده نگران او است که نکند این پدر پیر تن وجان فرسوده چون اسماعیل پدر میرحسین تشنه دیدار فرزند ارشد و چشم به در دوخته از میانشان رخت بربندد.
مادر زهرا رهنورد همان بود که انتظار می رفت، استحکام صدایش، یاد آور فریادهای بانوی سبز ایران بود و غم پنهان شده در گفتارش، درد مادران دیگر اسرای سبز را تداعی می کرد. صحبت کردن و مصاحبه با مادری پیر در این شرایط ساده نیست. مادری که خانواده اش در معرض تهدیدهای مختلف هر روز نگران تر از قبل منتظر خبری نشسته اند.
او این ماه ها شاهد ضعف جسمانی و کاهش وزن شدید دختر و دامادش بوده است که در دیدار آخر کاملا مشهود و نگران کننده بوده است. همچنین براین باور بود که کل این روند غلط بیشتر به آدم ربایی شبیه بوده است.
در باره وضعیت میرحسین موسوی و زهرا رهنورد گفت و گویی را با خانم نواب صفوی مادر پیر خانم رهنورد انجام داده ایم که با هم می خوانیم:
از آخرین خبری که از آقای مهندس و خانم دکتر دارید برای ما می گویید؟
حدود دو هفته پیش با داماد و دخترم ملاقات داشتم. و آنها هم روحیه ی خیلی خوب و قوی داشتند، محکم، مثل همیشه.
آزادی عمل در این دیدارها چقدرهست؟ مثلا فرزندان دیگرتون هم که به هرحال دلتنگ هستند می تونن باشن؟
ملاقات بدون هماهنگی قبلی بوده و به همین دلیل یکی دو بار اتفاقی فرزندان دیگرم هم حضور داشته اند.
در ملاقات می توانید راحت صحبت کنید؟ فکر می کنید چقدر فضای آن با واقعیتی که در آن محصور هستند تطابق می کند؟
من یک مادرم و حتما راحت صحبت خودم را می کنم. البته حرف های سیاسی نمی زنم چون شنیدم که به بچه ها هم گفته اند در دیدارها حرف سیاسی نزنند که در غیر این صورت همین دیدارهای محدود کوتاه هم قطع می شود تمام دیدارها هم با حضور تعداد خیلی زیادی از مامورها انجام می شود. یک عده داخل هستند خانم و آقا یعنی آنها هم در زوایای مختلف کنار ما می نشینند. در فضای بیرون هم که خب من تابه حال نشمرده ام اما خیلی زیاد هستند.
من هیچ اطلاعی درباره اینکه در جاییکه حصر هستند چگونه زندگی می کنند ندارم و بعید می دانم که کسی هم اطلاعی داشته باشد. البته این را هم بگویم که بعد از یک ماه و نیم بی خبری چندباری خیلی کم به من و همسرم تلفن کرده اند.
ملاقات دخترخانمها به چه ترتیبی است؟ مرتب می توانند به ملاقات بروند؟ و تعریفشان از ملاقاتها چه بوده است؟
متاسفانه باید بگویم که نوه هایم یعنی دخترها به مدت طولانی از پدر و مادرشان بی خبر بوده اند و برای 3 ماه اول که تقریبا ملاقاتی نداشته اند حتی یکبار بیش از 50 روز تمام خانواده به طور مطلق از آنها بی خبر بودند. جز چند دقیقه بالای سر پدر مرحومِ آقای موسوی. ولی در 40 روز اخیرملاقات های محدودی صورت گرفته است که آنهم با حضور مامورهای خانم و آقا و دوربینهای متعدد نصب شده در محل بوده است.
طفلک نوه هایم با من زیاد صحبت نمی کنند. چرا که صحبت کردن راجع به این قضیه با کنترل دائمی مکالمه ها و دیدارهای خانوادگیمان سخت است در ضمن آنها نمی خواهند مرا نگران کنند. اما حتما بودن نیروهای امنیتی و کنترل کردن و بازرسی بدنی دختران ایشان و حتی مواد خوراکی که برده اند و لوازم نوه های دختر و دامادم برایشان خیلی آزاردهنده بوده است. حتی وقتی بچه ها می روند موهای سر آن ها را هم گشته اند که ببینند چه چیزی قایم کرده اند. گل سرشان راباز کرده اند. آخر این رفتار درست است؟
برخورد ماموران با شما و دختران آقای موسوی و خود مهندس و همسرشان چطور است؟
در ظاهر که محترمانه، اما واقعیتش تهدید امیز است. مثلا دختر من نمی تواند یک کلمه به من خصوصی چیزی بگوید، چشم های آنها مرتب روی ماست که ببینند کی چه می شنود و چه جواب می دهد. همیشه هم می گویند خبر ندهید، تهدید می کنند و می گویند سکوت کنید. اما تا کی؟
وضع روحی خانواده ، دخترهای مهندس چه؟ آیا آنها مشکل خاصی ندارند؟
آن ها هم مثل پدر و مادرشان روحیه ی مقاومی دارند. اما همگی ناراحتند از اینکه در چنین مخمصه گرفتار شده ایم. من یک مادرم. پدرش هم که بیمار است و من می ترسم اتفاقی بدی برایش بیفتد. مثل اتفاقی که برای موسوی بزرگ افتاد. امیدوارم همچین اتفاقی نیفته و سایه ی ایشون همچنان بر سر ما باشد.
از وضعیت جسمی خانم رهنورد و آقای موسوی چه خبری دارید؟
من که مدام نمی بینمشان و به هرحال دیدارها هم محدود بوده چون اونها زندانی هستند. اما از روی ظاهر می توانم بگویم که نسبت به ملاقات های اخیر، دفعه آخر متوجه رنگ پریدگی و لاغری شدید و ناگهانی دختر و دامادم شدم. و این از نظر من که مادر هستم پنهان نبود. من نمیدانم واقعا بر آنها چه گذشته است. البته خودشان برای اینکه ناراحتی ما را دیدند و خواستند من را از نگرانی در آورند گفتند گاهی روزه می گیرند. اما بی شک دلیلش این نمی تواند باشد و تغییر ناگهانی ظاهری آنها و رنگ کاهی پوست و از دست دادن وزنشان به شدت نگران کننده است.
خوب این مساله ی خیلی مهمیه…. اصلا وضعیت پزشکی آنها چطور است؟ قبل و یا بعد از زندان شما خبر دارید؟ مثلا آیا تحت نظر پزشک خاصی هستند؟
دخترم و دامادم پیش از این سالم سالم بودند و همه هم این را می دانستند. اصلا اگر غیر از این بود که نمی توانستند اینهمه فعالیت و جنب و جوش در این دو ساله داشته باشند. الان را طبیعتا نمی توانم بگویم، فقط از روی ظاهر و جسمشان می توانم قضاوت کنم. این نگرانی البته برای دخترانش و بقیه اعضای خانواده هم پیش آمد و همه پیگیر شدند. اما آنها گفتند که خودمان دکتر داریم و پیگیری میکنیم. ولی پزشک از طرف ما نبوده است. معلوم است که تا زمانی که پزشک از طرف ما نباشد نگرانی ما همچنان باقیست.

یعنی خانواده مشخصا خواسته اند که این موضوع پیگیری شود و توجهی نشده است؟
بله دخترها و خانواده دامادم خواسته اند و بارها اصرار کردند ولی هر بار بهانه ای آورده اند و گفته اند ما خودمان دکتر خودمان را می بریم و ظاهرا هم دکتر از طرف خودشان برده اند.
نکته ی نگران کننده این است که دامادم( مهندس موسوی) پیش از این گفته بود که تنها در یک بیمارستان رسمی حاضر به انجام چکاپ است. یک بار هم اوایل حصر ظاهرا خواسته اند پزشک بیاورند که دخترم گفته بوده در همان بیمارستان ویزیت بشود و اگرنه راضی نمی شوم… اینها برای من نگرانی می آورد. روزهای سختیست… من مدام به این فکر می کنم که تا قبل از زندانی شدن، آنها هر دو در وضعیت سلامتی کاملا مناسبی بودند و این را همه خبر داشتند. اما بار آخر واقعا ما دچار شوک و نگرانی شدیم به خصوص اینکه اجازه نداده اند یک دکتر شناخته شده و قابل قبول از طرف خودمان به وضعیت سلامتی آنها رسیدگی بکند.
همه ی ما نگران شدیم با این خبر… هیچ خبری نیست که تا کی می خواهد این وضعیت ادامه داشته باشه؟
نه. هیچ خبری نیست. و هیچ معلوم نیست علت این زندان بی دلیل چه بوده است و تنها خبری که ما داریم وجود چند در و دیوار در یک کوچه کوچک است. نوه هایم می گویند که کوچه را با چند دیوار بلند آهنی مسدود کرده اند و هیچ کس هم نمی داند اصلا داخل این محدوده چه میگذرد؟ چه تعدادی نیرو هست و آیا نیروها اصلا داخل خانه مقیم هستند یا خارج از آن و تا کی قرار است ادامه پیدا کند. البته باید تذکر بدهم که من این را حبس و حصر نمی دانم. این دقیقا آدم ربایی است. دختر و داماد من که کاری نکردند که زندانی شوند اینها جز خدمت به کشورشان هیچ کاری نکردند.
نظر خانم رهنورد و آقای موسوی درباره ی این مسائل چیست؟
آنها راجع به این قضیه حرف خاصی نزده اند. زیرا همانطور که گفتم در دیدارهای کوتاه ما مثل هر زندانی دیگری فضای این حرفها نیست. من خودم مواظبم سوالی نکنم که گرفتاری ایجاد شود. اما خوب با توجه به زندانی شدن پسر بزرگم سال قبل که در راستای همین اتفاقات بود یاد گرفته ام که صحبت هایم چگونه و در چه مواردی باشد.
شما( یا اعضای خانواده ) تا حالا با بازجوها یا نیروهای امنیتی صحبتی داشته اید؟
البته من نه اما بارها دخترهای مهندس، نوه ها و بقیه اعضای خانواده بطور رسمی و غیر رسمی تلفنی و حضوری بازجویی شده اند و یا تحت فشار و تهدید قرار گرفته اند، تهدیدهای شغلی وجانی. و حتی توهین های آزار دهنده ای که نه تنها کلامی بلکه بدنی هم بوده است.
خواسته ی آن ها چیست؟
خواسته اصلی آنها که از همه پوشیده است. اما حتما یک از خواسته های بزرگ آنها سکوت کردن همه اعضای خانواده است. که همین هم به شک ما درمورد وضعیت زندگی و سلامتی آنها دامن می زند. شاید هم با سکوت ما برنامه های دیگری هم دارند.
تا حالا پیشنهاد یا راه حلی از سوی حکومت یا نیروهای امنیتی به خانواده شده برای حل این مسئله؟
البته که نه. چون خودشان می دانند راه حلی هم جز آزادی سریع آنها و جواب دادن به این 5 ماه زندانی بودن بی دلیل دختر و دامادم نیست همه می دانند داماد و دخترم جز خیرخواهی در این سالها برای مردم و کشور چیزی نخواسته اند و از همه زندگیشان هم گذشته اند. دخترو دامادم برای مردم از هیچ کاری دریغ نمیکردند و حتی از ما هم کمک می گرفتند. این جواب تلخ و دردناکیست برای من که ناظر زندگیشان بوده ام و همه ی کسانی که حقیقت را دیدند و می دانند.
دختر شما یکی از زنان فعالی بود که در این دو سال خانواده های زندانیان را تنها نگذاشت و همین دیدار ها و سر زدن های خانم دکتر همیشه بدخواهان را خشمگین می کرد، در این چند ماه برخورد مردم و خانواده های زندانیان سیاسی و فعالان سیاسی با خانواده ی موسوی و رهنورد چطور بوده است؟
خیلی صمیمانه. البته من دیداری با کسی نداشته ام یا صحبتی. بیشتر احتیاط می کنم. اما هرجا می رویم همه احوالپرسند و نگرانند در کوچه خیابان محل همه جا هرکسی که متوجه می شود خیلی ابراز دوستی و محبت ونگرانی و ناراحتی و خشم از این وضع می کنند.
با توجه به فضای تبلیغاتی و دروغ هایی که درباره ی این زندان گفته می شود که ایشان اصلا در حصر نیستند ویا فعالیت روزمره یا هنری عادیشان را فقط تحت مراقبت ادامه می دهند، از همینجا صحبتی با مسببان این ماجرا ها دارید؟
هیچ معلوم نیست تا کی آن ها باید در این وضعیت آنجا بمانند. مگر اینها جز خدمت به مردم و خانواده های زندانیان سیاسی کاری کردند؟ اول از همه باید بگم که حتی اگر برفرض محال هم چنین بود یعنی آنها در امن و آسایش هم بودند که نیستند خود نفس زندان کردن بیگناهان و قطع ارتباطشان با همه انقدر بد هست و اسیر بودن انقدر دردناک هست که لازم به توضیح نیست. اما خطاب من با کسانیست که این دستور را داده اند یا اجرا کردند. برای من رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون.
از دیگر سو سخنی با مردمی که این مصاحبه رو می خوانند دارید؟ نکته ای وجود دارد که لازم باشه در اختیار مردم قرار گیرد؟ در آخر هم اگر صحبتی هست بفرمایید
تشکر میکنم از شما که جویای حال من شدید. من خودم بیمارم و نگران دختر و داماد خوبم هم هستم و شوهرم که به شدت مریض احوال و رنجور است و بی تابی هایش برای خانم رهنورد ما را نگران و متاثر کرده است و تشکر میکنم از همه ی مردمی که یا همدرد ما هستند یا درد مارا درک می کنند.
مرتب به من آشنا و غریبه زنگ می زنند و می پرسند از آقای مهندس چه خبر از خانم دکتر چه خبر؟ من هم می گویم همان خبری که شما دارید را ما هم داریم. خیلی نکته ها هست اما فعلا نگفتنش بهتر است.
آرزو دارم روزی همه ی کسانی که دربند هستند روزی پیش خانواده هایشان برگردند و خانه هایشان دوباره روشن شود. من فقط برای دختر خودم دعا نمی کنم. امیدارم همه ی آنهایی که به هر علتی در بازداشت هستند و به آنها ظلم و ستم می شود زودتر آزاد شوند. ان شاالله خبر آزادی همگی را بشنویم که حتما همه خوشحال می شویم.














ya hooooooooooooooooooooooooooooooooooosin
ما مردمی بودیم که میگفتیم اگر موسوی زندانی بشه ایران قیامت میشه ولی افسوس……………
انشالله خداوند تمام زندانیان سیاسی را ازاد کند و حصر اقایان موسوی و کروبی به پایان برسد
اللهم فک کل اسیر!
خدا مهندس موسوی و دکتر رهنورد رو حفظ کنه!
برای ما مردمی که شایستگی از خودگذشتگی اونها رو نداریم:(((
همواره تاریخ را زنان و مردان بزرگ ساخته اند و رفتارهای این چنینی فقط باعث تقویت عزم واراده آنان و محبوبیت بیشترشان گردیده است.
او برای ما ایستاد این بی انصافی است که ما برای او بپا نخیزیم
باید چاره ای اندیشیده شود ، اصلاح طلبان کجا هستند ؟ شورای هماهنگی راه سبز امید کجا هست ؟ علما و مراجع کجا هستند ؟ ما ملت چرا سکوت کرده ایم ؟ وای بر ما ، این روزها اصلاً حال و روز خوبی ندارم ، وای بر ما
من تعجبم چراهمه سکوت کردند …چراآقای خاتمی یکباربرای همیشه نمی آیدبگوید آقایان موسوی وکروبی راآزادکنید وگرنه باضرب الاجل توفان مردمی روبروخواهیدشد…. ….. من درد دل این مادرمعصوم راخواندم اشکم درامد درحکومت اسلامی مادرراازدخترش دورمیکنند کاری که درصدراسلام وتاریخ اسلام سابقه نداشته …دختران سه ساله نسرین ستوده دلاورراملاقات 10دقیقه ی نمی دهند یعنی پایه ی حکومت مااینقدرلرزان هست که حتی نمیتوان دخترسه ساله دراغوش مادرش 10دقیقه باشه…
بترسیم ازغضب وقهرخدا…. بترسیم ازاه وناله دلسوزمادران…
مطمئن باشید آه مظلومان دروقت سحر…… تاج شاهان میکندزیروزبر….
اینهاهمه درددل هست من که گریه امانم نمیدهد…
فالله خیرحافظاوهوارحم الراحمین
خدا خودش آخر و عاقبت این کشور رو به خیر کنه
او برای ما ایستاد بی انصافی که ما برای او بپا نخیزیم
فکر کنم فردا خبر بدن مادر خانم رهنورد حبس خانگی شده و پدر مادر خانم رهنورد هم از اون دنیا به اوین احضار کردند .
یعنی پدربزرگ خانم رهنورد
همه ی ما در فراموش کردن این عزیزان و عادی شدن حصرشون مقصریم…
به امید ازادی رهبران جنبش سبز خواهیم ماند تا سبز بودن را به همه بچشانیم تا با صدای رسا فریاد بزنیم در پیروزی ما هیچ کس شکست نخواهد خورد
خداوند با صابران است.مطمئن هستم و ايمان دارم كه پيروزي نزديك است.در روز پيروزي،شخص آقاي خامنه اي بايد جوابگوي اين همه ظلمي كه بر مردم رفته باشد.و مكروا و مكرالله والله خيرالماكرين
MA PIROOZIM
VVVVVVVVVVVVVVVVV
مادر من
فرزندان شما در حصر ظاهري هستند ولي در قلب مردم جاي دارند…
به اميد ازادي همه زندانيان سياسي
براي نجات همراهان بزرگوار جنبش سبز از دست مستكبرين و جابرين يك يا علي گفته و بمدد امام زمان (عج) با هم بپا خيزيم
مرحوم مصدق در روز قبل از کودتا 28 مرداد در جواب هشدار آیت اله کاشانی در مورد کودتا گفته بود مردم با ما هستند و از هیچ کس جز خدا نمی ترسد ولی مردم در عمل او را تنها گذاشتند
من از بیگانگان هرگز ننالم
که بامن هرچه کرد آن آشنا کرد
فصل جديد تاريخ ايران را ميرحسين موسوي رقم خواهد زد. شك نكنيد.
…
ma iraniha fagaht harf mizanim hich bokhari nadarim layeghe hamin hokomatim ke bezane to saremon ona be khatere ma istadan vali ma hamash befekre khodemonim .
خاک بر سر ما بی غیرتا
خداوند در قرآن کریم می فرماید که : پاداش نیکوکاران را هرگز ضایع نخواهدکرد – باید به عرض ِ میرحسین ِ عزیز و همسرِ فاضله وخانواده و دوستداران ِ محترمش برسانم که کارِ نیک ازهر سنخی که باشد ، مهم آن است که رضایت پروردگار را در پی داشته باشد و انسان از بابت ِ روز ِ محاسبه آسوده خاطر و با نَفسی مطمئنّه به دیدار ِ پروردگارَش که احکم الحاکمین است بشتابد -این ازجهت ِ آخرتی –
واما ازجهت دُنیَوی : فرمایش ِ رسول خداست که می فرماید : حکومتها با کفر باقی می مانند اما با ظلم باقی نمی مانند –
شاخصه ی حکومت ، به صورت ظاهری ِ آن نیست که گمان شود ، حال که حاکمان فعلی لباس پیامبر برتن دارند ، پس بر حق هستند ، خیر –
ملاک و معیار و شاخصه ی حکومت جمهوری اسلامی(این شجره ی طیّبه ی امام ره) ،عمل به دستورات الهی وسنّت حسنه ی پیامبر
عظیم الشّأن و جانشینان ِ برحقّش و همچنین عمل به آنچه عقل ِ سلیم حکم می کند می باشد-و طبعاً دیر یا زود بساط ظلم و نفاق و دورویی برچیده خواهد شد، زیرا ضامن ِ انسانهای مظلوم و درست کردار ،خداست-
به امّید ِ آن روز – خدایاچنان کن سرانجام کار**توخشنود باشی و مارستگار—
خدا لعنت کند ظالم را…..استبداد تا این حد ….حالا هم برای رد گم کردن جریان انحرافی را پیشه کرده اند..خدایا به تو پناه میبریم….و باز هم به قول میر حسین صبر … صبر… و باز هم صبر………….
فعلا اکثریت مردم دنبال 1000 متر زمین احمدی نژاد هستند. از جنبش سبز بدون استراتژی هیچ در نمی آید. مگر اینکه حماقت بی حد که من اسم آن را خیانت آگاهانه باند احمدی نژاد و سپاه می گذارم نه تنها نظام که کشور را به ورطه سقوط بکشاند. آقایان جناح راست با شما هم هستم. شما که دستتان به خون شهدای بعد از انتخابات آلوده است ولی هنوز وقت جبران دارید. هرچند من آینده این مملکت را با توجه به مافیایی که در آن حاکم است و نمونه اش را در دعوای چند روز پیش احمدی نژاد و سپاه دیدیم تاریک تر از همیشه پیش بینی میکنم. از نظر منطقی هم اگر غیر از این باشد و با توجه به بلاهایی که در این 6 سال سر این مملکت آمده هر آینده دیگری به غیر از تاریکی ناقض علم است. و باز بگویم از جنبش سبز بدون استراتژی هیچ در نمی آید. همینطور بیکار بنشینید و دعوای بهنود با پارازیت را نگاه کنید.
خداند با صابرين است و حق هم هميشه به حقدار مي رسد – فرزند مير حسين
لابد فردا می رن سراغ دختراشون می گیرنشون که چرا به مادر بزرگشون گفتن فشار اومده تهدید شدن
وطن پرنده ی پر در خوون ….وطن شکفته گل در خون …..
ma faqat baladim shoar bedim,age mardit age qeyrat darit nemishinid ta har kari khastan anjam bedan pa shim berim tazahorat pashid ya aliiiiiiiiii begid.afsoos ke faqat harfim
دوستان عزیز چی شد آن شعار ها که اگر مهندس زندانی بشه ایران قیامت میشه؟ چه کار کردید کی اعتراض کردید ؟کی به خیابان ریختید.؟کدام عکس العمل رانشان دادید؟معلومه با این وضع سال ها باید این خفت وخواری را قبول بکنیم واین ظالمان نیز هرچه درتوان دارند خواهندکرد مگر مهندس موسوی وخانم رهنورد وآقای کروبی وخانمشان به خاطر دفاع از آزادی وحقوق پایمال شده ما ها زندانی نیستند ؟آیا وظیفه ای درمقابل آن ها نداریم ….وماهم هم منتظر ظهور یک رهبر ودعوت شخصیتی مورد قبول برای تظاهرات هستیم روزها به این طریق میگذرد وروزبه روز وضعیت بدتر میشود ووضع بصورتی درآمده که سردار جعفری درمورد انتخابات واجازه شرکت گروه ها در انتخابات صحبت میکند.معلومه وقتی مردم بصورت ساکت در خانه هایشان بشینند وضع بچه صورتی میشود
خدا نابودشون کنه- خیلی نگرانیم- یعنی چی شده که وضعیت جسمیشون نگران کننده گزارش شده؟؟؟؟؟!!!!ای رهبر ِ آماده : آزاده ایم آزاده !!
یه کمی به خودت بیا وشجاعانه مقابل عناصر هتاک وافراطی و حجتیه ی شیطان بایست و اینقدر دست دوستی به سوی دشمن درجه یک امام خمینی… نبر- مگه این ارازل چه قدرتی دارن که باهاشون مدارامی کنی و برخورد قاطع نمی کنی؟؟؟؟؟؟؟ مگه نمی بینی مردم که بیشتر باشما بودند و هستند – مردم می تونن مقابلشون بایستند- شما فقط فرمان بدین- بعدبسپرین به عهده ی مردم ببینید چه طور شرّ این منافقان و خائنین رو کم خواهند کرد- تا بیشتر محبوبیتتون رو از دسن ندادین و این محمودشاه و همراهان خائنشون شمارو با خودشون ته دره نبردن بیشتر ازین ، کاری بکنید و همه رو نجات بدین- نگذارین بیشتر ازاین ظلم و جنایت و خیانت اتفاق بیفته- امیدوارم نامه هشتم محمدنوریزاد رو که برای شما نوشته ، خونده باشید- خداکنه-
اره بشینیم خونه و منتظر فرج باشیم خیلی فکره خوبیه!! خاک بر سرمون کنن
لعنت خداوند بر کسانی که باعث و بانی این ظلم و ستم هستند و آمران و عاملان آن
انشاالله روزی فرا برسد که همه اسیران در بند آزاد بشوند به طوری که خود این دژخیمان هم نفهمند چطور شد
خدا جای حق نشسته و همه چیز را میبند و میبیند که خامنه ای بخاطر قدرت چکارها که نمیکند همه را میبیند
البته داریم میرسیم به روزهایی که انشاالله به یاری خدا اتفاقات خوشحال کننده را ببینیم و روز پس افتادن دیکتاتورها را بدست نوچه های خودشان
چون این رسم روزگار هست و وجدان انسانهای حتی ظالمان شاید روزی آنها را از خواب غفلت بیدار کند و میکند مگر اینکه خدا نخواهد و برای کسانی چون خامنه ای نمیخواهد مطمئن باشید
به امید خدا صبح امید میرسد از دل تاریکی ها….
من یک کوه در حال انفجار هستم … خسته شدم آنقدر خبر بد شنیدم و بغض کردم . این سینه پر فریاده . چیکار کنیم . منم مثل همه می خوام پاشم برم کوچه اختر اون در رو از جا بکنم ولی این تصورات مال فیلمهای تخیلیه . تو واقعیت چیکار می تونیم بکنیم ؟
پس این مردم کجا هستند !!!
ان الله لا یغیر ما بقوم الا یغیرو ما بانفسهم. شخصی که آزادی این عزیزان را به خدا واگذار کرده سخت در اشتباه است. ما باید آنها را آزاد کنیم.
این روزها میگذرد و من و ما در عجبیم که چرا حکومتیان هیچگاه از تاریخ درس نمی گیرند … من به مادر پیر دکتر رهنورد عرض میکنم : خوشا به سعادتتان برای داشتن چنین فرزندی و چنین دامادی که استوار ایستاده اند و خواهند ایستاد و پیروزی از آن آزاده گان است.
سبز پیروز است
aghayan va khanumha biyaeid yek bar baraye hamishe eteraf konim ke ma iraniyan mardomane bi geyrat va bi karamati hastim inhame dar morede mihan parasti mardomdosti shahamat ma khodeman khodeman ra bozorg kardim ingar jelove ayene istadeim az khod tarif mikonim AGHA GEYRAT NADARIM ma mardane irani AKHTE SHODIM be tones_ mesr va soriye _ libi _ yaman negah konid afarin bar mardome soriyee ghahraman har rooz 10 ha khoshte midan vali mosamam be zir keshidane zalem hastand MA IRANIYA CHI 4 ta basiji 100000 tazahor konande ra zire khotak migire bagiye mesle BOZE AKHVASH negah mikonim pas hamvatan ghabol konim ke ma IRANIYAN BI GEYRATIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIM………………. dorugh migim vatan parastim hamash az zafo tarse in shoarha va garne chetor mishe ye mosht akhonde tabahkar 32 sal melati ra asir begire GHAYAN ? khotakeman zadand zendani shodim teroreman kardand zanamono sangsar kardand edamo tir baranemon kardand zendani shodim servathaye mihanemuno taraj kardand keshvar ra viran kardand zanavo dokhtaranemuno dar khiyabuna dast gir kardand be una tajavoz kardand dar zendanha be mardamun tajavoz kardand tahgir shodim be ghavadi keshide shodim dokhtaramuno be arabha forokhtanad va 100 ha mosibate digar hala biyaeid begim ma iraniya GHEYRAT DARIM VATAN PARASTIM ….UFFFFFFFFFFF ASABAM DAGH SHOD aya tahgire digari hast akhonda be ma nakarde bashand ??????????????
میدونید چرا مردم ریسک کارهای بزرگ و خطر ناک را نمی کنند . مثلا در گیری با سپاه و بسیج با دست خالی این یعنی بیایین توی خیابان تا اونا اینقدر از ما بکشن تا اینکه مثلا بعد از چند ماه حالا تعدادی از سپاهیون خجالت بکشن و در سپاه شکاف بیافته یا جامعه بین الملل به طرفداری از ما بسیج بشه وووو… این کارا از کسانی بر میاد که فکر کنند بعد از مردنشون اون دنیا جایزه میگیرن توی این جامعه بی ایمان افراطی ایران دیگه همه مطمئن هستند که حتی آقای خامنه ای هم به این نتیجه رسیده که اون ور زندگی خبری نیست و هر چی هست همینجاست . لذا جان شیرین خوش است . و جالب اینجاست که حکومت هم نقطه بالای فهم عمومی را فهمیده و از آن به عنوان نقطه ضعف ما داره استفاده میکنه چرا که تعداد کشته ها در ممالک عربی شور بیشتری آفرید ولی در ایران مردم را ترساند تا آن اندازه که من شنیدم آقای کروبی گفته بودند من نمی توانم با فراخوان دادن مسئول جان کسی باشم .
آنچه مسلم است و تاريخ گواهي آنرا مي دهد،ظلم پايدار نيست، استبداد از بين رفتني است چه بخواهيم و چه نخواهيم، مثال عيني آن عراق سات كه مردم آنجا ناتوان از سرنگوني ديكتاتور بودن ولي به گونه اي ديگر ديكتاتور سرنگون شد، البته اين اتفاق در ايران نخواهد افتاد و بزودي مردم تكليف زورگويان را روشن خواهند ساخت. شما دوستان هم به جاي آيه ياس خواندن سعي كنيد آگاهي بخشي كنيد، همچنان كه امسال را به نام سال آگاهي تا رهائي ناميديم. در بدترين حالت هم اگر بگوئيم كاري از دستمان بر نمي آيد باز هم مي توانيم اطلاع رساني درستي از اوضاع براي بي خبران داشته باشيم. آگاهي، آگاهي، آگاهي . . .
تا کی آقایان روحانیون مبارز ساکت می مانند چرا مردم را فرا نمی خوانند آقایان نمی خواهند به خانه میرحسین بروند و خود را داوطلبانه تحویل آدمربایان بدهند تا کی دست روی دست گذاشتند درخواست آزادی کردن …….. کاش حضرات کمی شجاعت و مردانگی میرحسین را داشتند…مردم متشکل
نیستند
آنقدر ناراحت و متأثر شدم که قادر به بیان نیستم ، وقتی بدوره جنگ 8 ساله فکر میکنم و وضعیت کوپن و کوپن بازی ، همه ما امید داشتیم دولت کاری بکند و آقای موسوی بموقغ عمل میکردند تا مشکلات جنگ کمتر به خانواده ها فشار وارد آورد ، ما مردم عادی از مسائل پشت پرده سیاست خبر نداشتیم و لازم هم نیست اگر دولتی برای مردم کار میکند و منافع مردم را مدّ نظر دارد و طبق قوانین عمل میکند و ….. همه چیز را همه بدانند ، مردم رفاه نسبی میخواهند و حق و حقوقی که قانون براشون مشخص نموده و البته تکالیفی هم دارند و دولت آقای موسوی در دوره جنگ خوب پیش میرفت ، این انسان بعد هم کناره گیری کرد که ایکاش نکرده بود ؟ بعد آنقدر بهش فشار آوردند تا دوباره وارد گود شد هر چند دیر ، فقط دلم میخواد بدونم آن آدمهای سال 88 که در خیابانها بودند الان کجا هستند ؟و کسانی که میخواهند از این آب گل آلود ماهی بگیرند و سر سفرۀ آمادۀ جناب موسوی و همسر نازنینش که بهای سنگینی را بجرم بی گناهی دارن می پردازند بنشینند در مورد مردم چگونه تفکّری دارند ؟ زندگی آرام یک خانواده و فامیل کلا ” ریخته بهم و آیا واقعا ” هیچ راهی برای نجات این انسانهای شریف نیست ؟ مطمئنا ” راه هست راهرو ثابت قدم ممکن است نباشد و فعلا ” دعوا سره لحاف ملا نصرالدین است !!!!!؟؟؟/
كاش رهبري يا به اين ستم آشكار پايان ميداد يا از قدرت دست ميكشيد و آن را به فردي صالح ميسپرد
خدایا …معلومه ادم با اونهمه مامور افسرده میشه .لاغر میشه زرد میشه …نکنه چیزی خطرناک بهشون میدن؟نکنه داروهای ضعیف کننده میدن ؟ خدایا به خودت سپردیمشون
مردم این دو بزرگوار را تنها نگذاشته اند. این دو مگر چیزی جز آنچه مردم می خواهند را طلب کرده اند؟ همه چشم به صحنه ی لیبی و سوریه و لبنان دوخته اند. بگذارید سرنوشت این سه معین شود، خواهیم دید چگونه دوباره در خیابانها فریاد مرگ بر دیکتاتور را سر خواهند داد…
صبر کنید یه جوری میشه دیگه
Shekaste Hasr o Dolate entesabi o Diktatoran nazdikast
Mousavi sanbole azadegio esteghamatast
dorood bar Sabzandishan o Ensaniat