خطای استراتژیک در انتصاب احمدی نژاد و آدرس غلطی به نام «جریان انحرافی»
چکیده :براي اينكه بتوانيم زوايايي را از اين آدرس غلط مشخص سازيم اشارهاي اجمالی به پيشينه سر كرده به اصطلاح منحرفین که تحت عناوین اینکه این فرد با اجنه تماس دارد و احمدی نژادِ خوب! را طلسم کرده است، اشاره می کنیم ...
کلمه- گروه سیاسی:
یکــــــــم
به دنبال نمایش اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري در 22 خرداد 1388 كه اعتراضات و واكنشهاي گستردهاي در كشور به دنبال داشت و در اين راستا چندين راهپيمايي ميليوني با شعار «رأي من كجاست» برگزار گرديد. اين روند رهبري را بر آن داشت كه در نماز جمعه 29 خرداد و در قامت امام جمعه تهران ظاهر شود تا ضمن تبيين ديدگاههاي خود پيرامون برگزاري شبههبرانگيز اين انتخابات به صراحت و اقتدار تمام نتايج انتخابات را مورد تأييد قرار دهند. ایشان در جمعبندي كلي در مقايسه آقاي احمدينژاد با آيتا… هاشمي رفسنجاني در مجموع افكار و انديشهها و كاركردهاي آقاي احمدينژاد را به خود نزديكتر دانسته و درواقع مهر تأييدي بر اين جمله از سخنان خود زدند كه در ديدار احمدينژاد و كابينهاش در شهريور سال 1387 به مناسبت هفته دولت اظهار داشته بودند:
«آنچه كه در مورد سال آخر اين دوره بايد به شما عرض بكنم چند نكته است. يكي اينكه، در اين سال آخر با روحيه سال اول كار كنند. البته احساس ميكنم همينجور است؛ اما در عين حال تأكيد ميكنم فكر نكنيد كه امسال سال آخر دولت است؛ نه.»
ايشان در ادامه خطاب به دولت احمدينژاد گفت:
«مثل كسي كه پنج سال ديگر بناست كار بكند يعني تصور كنيد كه اين يك سال به اضافه چهار سال ديگر در يد مديريت شماست با اين ديد نگاه كنيد و كار كنيد و برنامهريزي كنيد و اقدام كنيد.»
چنين اظهارنظري از ابتدا از سوي محافل سياسي نشانه روشني از تمايل رهبري براي ادامه كار دولت محمود احمدينژاد به شمار رفت و اشاره صريح رهبري در نماز جمعه كه افكار احمدينژاد را به خود نزديكتر دانست كوچكترين شبههاي را در دلبستگي رهبري به احمدينژاد باقي نگذاشت تا جايي كه ايشان در يكي از سخنرانيهاي خود دولت نهم را يكي از بهترين دولتهاي ايران پس از انقلاب مشروطيت ارزيابي مينمايد.
به هر حال، پس از فرايند به ظاهر قانوني انتخابات رئيس جمهور، مراسم تنفيذ و تحليف احمدينژاد در زير شديدترين تدابير امنيتي برگزار شد و اولين چرخههاي اختلاف نیز از همین زمان ها بود که آغاز شد.
البته در آن زمان سعي ميشد دامنه اين اختلافات تحت عنوان داشتن دشمن مشتركي به اسم «فتنه سبز!؟» آشكار نگردد اما رفتارها و تصميمات احمدينژاد و نحوه برخورد با دستورات رهبری به دولت از سوي احمدينژاد و دولت متبوعش كه با رندي خود را از حاشيههاي انتخابات شبههبرانگيز دور نگهداشت و تمام هزينهها را متوجه رهبري كرد و فضايي را در مقابل رهبري، سپاه، بسيج، نمايندگان مجلس ايجاد كردند كه صداي اعتراضات مخالفيني كه حتي در چارچوب اصولگرايي قرار داشتند، بيرون آورد.
درواقع دامنه اين اعتراضات به كاركردهاي مجموعه دولت، فضايي را به وجود آورد كه حتي در حضور رهبري، دانشجويان زبان به شكوه گشودند و در اينجا بود كه رهبري با يك پارادوكس بزرگ روبرو شد و آن عبارت بود از آنكه با توجه به آن تأييدات وسيع و غلوآميز در مورد احمدينژاد، آن همه پرداخت و تحميل هزينههاي جانبي به مردم و كشور چگونه بايد به كجرويهاي دولت پاسخ داد. لذا در اين راستا ادبياتي از سوي رهبري تحت عنوان «اصلي فرعي كردن مسائل» شكل گرفت تا اولاً سطح اعتراضات و انتقادات در درجه اول مستقيم به رئيس جمهور منتصب اصابت نكند و ثانياً فرصتي باشد تا در اين قالب رهبري و احمدينژاد بتوانند مسائل اختلافي فيمابين را به نحوي سروسامان دهند. براساس چنين رويكردي است كه تقريباً از آبانماه سال 88 تا آخرين سخنرانيهاي سال 89 ایشان همواره با طرح مسئله اصلي و فرعي كردن مسائل احمدينژاد را از ايرادات مبرا كردند تا بتواند اين اختلافات را كنترل و سطح اهميت آن را كمتر از آنچه كه در جامعه مطرح است، جلوه دهند.
براي نمونه در شهريور ماه 1389 در ديدار دانشجويان با رهبري، ايشان در پاسخ به انتقادات يكي از دانشجويان در خصوص عملكرد برخي همكاران رئيس دولت ميگويند:
«من در اين زمينه ورود و قضاوتي نميكنم البته ممكن است اشكال و ايراد وارد باشد اما بايد مسائل را اصلي-فرعي كرد و مراقب بود كه مسائل درجه دوم جاي مسائل اصلي و تعيينكننده را نگيرد.»
البته ايشان در ادامه نگراني خود را از بروز اختلافات پنهان نمی کنند و تأكيد دارند به مسئولان درخصوص علني كردن اختلافات تذكر لازم داده شده است. اما مجدداً رهبري در شهريور سال 1389 در ديدار رئيس و نمايندگان مجلس خبرگان رهبري كه قاعدتاً بايستي بر عملكرد رهبري نظارت كنند به مسئله اصلي و فرعي كردن مسائل اشاره مينمايند و درواقع به خبرگان رهبري تأكيد مينمايند كه باید با شناخت صحيح مسائل اصلي، موضوعات فرعي را تبديل به مسائل اصلي نكرد. البته اين به معناي طرح نشدن مسائل فرعي نيست بلكه اين موضوعات نبايد تبديل به مسائل اصلي و ملاك مخالفت و موافقت شوند.
اما گويي اين نگراني و تشويش از يك سو و اقدامات و مقاومتهاي احمدينژاد از سوي ديگر ذهن رهبري را در عيان شدن اين اختلافات راحت نميگذارد و مجدداً ايشان در ديدار 19 دي مردم قم در سال گذشته، مردم و مسئولين را به حفظ هوشياري و تشخيص صحيح مسائل اصلي از مسائل فرعي و جابهجا نكردن آنها فرا ميخوانند و به عنصر بصيرت در شناخت صحيح مسائل اصلي از فرعي تأكيد مينمايند.
اما در كنار اين آرامش كه رهبري درصدد آن است كه به هواداران خود بدهد اما بيم آن است كه شكافي عميق و دور از انتظار در ميان جامعهاي كه حداقل به احمدينژاد آن هم براساس تأكيدات آشكار و پنهان رهبري و ديگر نهادهاي نظامي و امنيتي به وي رأي دادند بوجود نيايد، اما احمدينژاد و اسفنديارش برخلاف تذكرات ايشان دائماً عهدشكني نموده و به مسائل اختلافبرانگيز دامن ميزنند و به زعم آقايان فرع را بر اصل غلبه ميدهند و حاكميت كه تمام برنامهها و اهداف خود را بر باد رفته ميبيند با پوشاندن حقايق راهي را براي آرامش خيالي جستجو ميكند كه خطراتي به مراتب ويرانگر براي جامعه و مردم باقي ميگذارد.
دوم
خداوند متعال در آيه 28 سوره انعام چنين ميفرمايند:
بل بدالَهُم ما كانوا يُخفونَ مِن قَبلُ وَ لَو رَدّو العادوا لما نهوا عنهُ و انّهُم لكذبون
مفسرين از ظاهر جمله «بدالهم، براي آنها آشكار شده است» چنين استفاده ميكنند كه آنها يك سلسله از حقايق را نه تنها از مردم بلكه از خود نيز مخفي ميكردند كه در عرصه قيامت بر آنها آشكار ميشود و جاي تعجب نيست كه انسان حقيقتي را حتي از خود كتمان كند و بر وجدان و نظرات خويش سرپوش بگذارد تا به آرامش كاذبي دست يابد. فريب وجدان و مخفي كردن حقايق از خويش از مسائل قابل ملاحظهاي است كه در بحثهاي مربوطه به فعاليت وجدان مورد دقت قرار گرفته است.
بنابراين، ملاحظه می شود که مقامات درخصوص مسائل پيش آمده چگونه دربهاي حقيقت را نه تنها بر روي خود بسته اند بلكه بر آنند تا به منظور از دست ندادن طرفداران و حاميان خود با عناوین اصلي و فرعي و … به مردم آدرسهاي غلط داده شود.
براي اينكه بتوانيم در اين راستا زواياي ديگري را از اين آدرس غلط مشخص سازيم اشارهاي اجمالی به پيشينه سر كرده به اصطلاح منحرفین که تحت عناوین اینکه این فرد با اجنه تماس دارد و احمدی نژادِ خوب! را طلسم کرده است، اشاره می کنیم و در فرصت مناسب دیگری با معیارهایی که رهبری در زمانی که در قامت یک نماینده مجلس در سال 1360 درجلسه بررسی کفایت اولین رئیس جمهور ایران عملکرد بنی صدر را مورد ارزیابی قرار داند مواضع وعملکرد 6 ساله احمدی نژاد را با این معیارها مورد سنجش قرار دهیم.
ســــــــوم
اسفندیار رحیم مشائی که بعد از پیوستن به سیستمهاي اطلاعاتی کشور با نام مستعار محب الاولیا معروف شد از پدری مهاجر از آذربایجان شوروی سابق و مادری در یکی از روستاهای توابع رامسر در سال 1339دیده به جهان گشود. در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی حدود 18سال سن داشت که با توجه به صوت خوش خود در مجالس قرآن و هیاتهاي مذهبی سخنرانی ميکرد و به قول خود در سازماندهی راهپیماییها و تظاهرات ضدحکومتی در سال 57 نیز فعال بود. با پیروزی انقلاب اسلامی وی علاوه بر تحصیل در رشته مهندسی الکترونیک همزمان با بسیج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به ویژه در بخشهاي اطلاعاتی همکاری داشت و در این راستا عمده فعالیتهاي اطلاعاتی خود را در مناطق کردنشین آغاز کرد. در حین این فعالیتها بود که جذب رسمی وزارت اطلاعات شد و این در حالی است که مشایی در استانداری آذربایجان غربی مسئولیت انتشار یک بولتن سیاسی و خبری را عهدار بود. دامنه همکاری با وزارت اطلاعات تا آنجا پیشرفت نمود که وی مأمور انتشار مجلهاي به نام «سروه» شد. مشایی که همچنین به عنوان بازجوی وزارت، نقش فعال در توابسازی ضد انقلابهاي دستگیر شده داشت. وی حسب نوع مسئولیت و فعالیتی که داشت با بعضی از معاونتهاي وزرات اطلاعات از جمله معاونتهای اقشار و بررسیها نیز مرتبط بود و با حجتالسلام حجازی از اعضای پرنفوذ دفتر رهبری که در آن مقطع در این معاونتها مسئولیت داشت ارتباط گرم و صمیمی داشت.
از سوی دیگر در این فاصله احمدی نژاد در فرمانداری خوی حضور داشت که حسین اللهکرم همین مسئله را زمینه آشنايي وی با مشائی میداند و میگوید این آشنايي و همکاری سبب گشت تا بعدها احمدینژاد به سبب شناختی که از سبک کار و فعالیتهاي فرهنگی که در کردستان داشت او را به سازمان فرهنگی-هنری شهرداری تهران فراخواند البته مشایی در پیشینه خود تا قبل از شروع همکاری با احمدی نژاد در سطوح ذیل نیز فعالیت داشته است:
• همکاری با سیستمهاي اطلاعاتی در رابطه با کردها
• مدیر شبکههاي رادیویی پیام وتهران
• مدیرکل اجتماعی وزارت کشور در دوران علی محمد بشارتی
بنابرین ملاحظه ميفرمایيد اسفندیار رحیم مشائی در طول فعالیتهاي سیاسی اجتماعی و مدیریتی خود تا قبل از پیوستن به احمدينژاد در شهرداری تهران در پایینترین سطوح مدیریتی در کشور فعالیت داشته و از وی هیچگونه گفتار و نوشتاري که حکایت از یک جایگاه علمی و تئوریپردازی در نحوه اداره کشور و رویکردهاي سیاسی باشد وجود ندارد و حداکثر فعالیتهاي سیاسی و اجتماعی وی را ميتوان در قالب یک باند و یا یک حلقه کوچک سیاسی ارزیابی کرد.
یک نگاه ساده به سراپای این پدیده نشان می دهد که هیچگونه سنخیتی میان آنچه که به فردی به این حد واندازه نسبت می دهند با واقعیت هایی که از هر نظر در کل زندگی او مشاهده می شود وجود ندارد. به طور مشخص این سوال مطرح می شود که بار کردن این همه فعالیت و اهمیت وگستردگی جایگاه برای چنین فردی چه هدفی را دنبال می کند؟
چهــــــــارم
در پاسخ به سوال پیش گفته می توان به راحتی حدس زد که اصل ماجرا ساختن سناریویی برای استمرار اقتدارگرایی و استبداد است. برخلاف قاعده وسنت اسلامی که در قرآن مکرر مطرح شده که هم به پیامبر اکرم(ص) فرمان داده شده که آشکارا به مردم بگو من هم بشری مثل شما هستم با این تفاوت که به من وحی می شود وبه شما نمی شود یا آنجا که در قرآن خطاب به پیامبر گفته می شود که تو هم مانند سایر انسان ها دار فانی را وداع خواهی گفت.
در ایران مدتی است که تلاش می شود با میدان داری افراد دین فروش یک انسان را با خدا همطراز کنند براساس مطالبی که درآغاز این تحلیل آمد به حکم محدودیت های بشری بویژه در سال های اخیر بواسطه اشتباهات مکرر، سناریوی مشابه سازی افراد و نهاد ها با خداوند یا حداقل معصومان ترک برداشته است و تمام این کار ها تلاشی برای رفو کردن این مسئله است.
به حکم رفتارهای اموی در اینجا هم به جای پذیرفتن واقعیت ها و فهیم دانستن مردم، راهبرد فرار به جلو در دستور جلسات مشترک اقتدارگرایان قرار گرفته از این رو پای اصلاح طلبان را دراین قضیه باز می کنند و با مطرح کردن برچسب های ناچسب می خواهند از خطاهای فاحش خود که با ظلم و جنایت و تجاوز و دزدی رای مردم همراه بوده فرار کرده و مقصری در بیرون از دایره بت پرستان پیدا کنند.
این چنین اقدامات فقط یک خاصیت دارد وآن هم طولانی تر کردن فرایند بازگشت به مردم است وقتی که به سهولت دروغ گفته می شود، غارت بیت المال صورت می گیرد و در حق مردم جفا و خیانت روا داشته می شود پس معلوم می شود از رابطه خود با خداوند و اصلاح آن مایوس هستند و گمان می کنند که با این طرفندها می توانندبا تظاهر به بت پرستی زمان بخرند و باظلم حقوق مردم را پایمال کنند.
اگربه فرض محال درمیان اصلاح طلبان از سر ترحم و به چشم قربانی به امثال مشائی نگاه می شود این معنایش همدلی و همراهی با او و امثال وی نیست این ادعا یعنی هم راستایی اصلاح طلبان ومشائی حتی یک نمونه و گواه ومثال در عالم واقع برایش وجود ندارد اما دروغ گویان مدت هاست برای ادعاهای خودهیچ نیازی به خرد، اندیشه و شاهد مثال و سند ندارند اما در پاسخ به ان ها باید گفت که طشت رسوایی شما از بام ها فرود افتاده و با نسبت دادن بخش هایی از بت پرستان به اصلاح طلبان نه آبرویی برای شما پدید می آورد ونه چیزی از حیثیت اصلاح طلبان نزد مردم می کاهد.
پنجـــــم
رهبری در مرقد امام از جمله رموز بزرگی امام خمینی را اعتراف به اشتباهات ذکر کردند لذا بایستی مجموعه حاکمیت دست از لج بازی با مردم بردارند و نبایستی به جای اعتراف به اشتباهات و همدستی با هم، چون گذشته به اقدامات منحرفانه و ظالمانه سال های اخیر، همچنان فرافکنی را پیشه خود سازند و با دادن آدرس های غلط، مردم هوشیار را از خطاهای استراتژیک غافل سازند.














حکایت حکومت و دولت درجمهوری اسلامی مَثَل گرمابه است، و پست ومقام و مسئولیت، لُنگ این گرمابه، این لنگ ساعتی در اختیارتوست و بعد از تو دیگری بر کمر می بندد، اگر آنرا در حمام از تو بستانند، مکشوف¬العوره خواهی شد، باید دستی در پیش و دستی در پس بگیری و از حمام بدر شوی، ممکن است کودکان خیره سری هم در حمام باشند و تو را بدون لنگ ببینند و هو کنند – که همیشه هستند – انگار برای این کار زاده شده¬اند و حقوق می¬گیرند!
این پست و مقام ستارالعیوب است، تا میتوانید به هر حیله و ترفند، این لنگِ پست و مقام و مسئولیت را نگه دارید، اگر لازم شد مدح و ثنایی بگویید، دستی ببوسید، یا در جایی شتر دیدید، ندیدید! اهم و مهم کنید؛ شما که آبرویتان را مفت بدست نیاورده اید، لنگ را بچسبید! تا بر دولت و وزارت و وکالت تکیه زده اید عیبتان مستور و پرونده ها مختومه است! وای به روزی که لنگ از شما بستانند، همان چاکران و نوکران و دستبوسان آستان، شما را هو می کنند! از گذشته عبرت بگیرید، شما نیز گذشتهی آیندگانید! این شتری است که در خانه همه می خوابد!
دولت اول: یادش بخیر، در خیابان ها فریاد می زدیم: ” بازرگان، بازرگان، نخست وزیر ایران” چه شد؟ بی آبرویش کردند، مجلس ختمی هم نمی توان برایش گرفت، به جرم عضویت در حزب او زندان های طویل المدت می برند!
دولت دوم: ابوالحسن بنی صدر را می گویم، آخوندزاده بود، پدرش عالم اول همدان بود، امام به پدرش علاقهمند بود، بیش از یازده میلیون رای داشت، چه شد؟ با چهره گریم شده از کشور گریخت! لنگش را که گرفتند، دیگر در ملاء عام نتوانست ظاهر شود!
دولت سوم : دولت شهید رجایی، کمتر از یک ماه دوام داشت، شانس آورد که با لنگ در حمام شهید شد، اگر زنده می ماند، لنگش می ستاندند و مثل بقیه می شد، پس بیایید – به قول شهید باکری- دعا کنیم که شهید شویم، ظاهراً مسئول خوب در جمهوری اسلامی، شهید است!
دولت چهارم : مهندس موسوی، او که از سران فتنه است و افراطی های جناح راست برای اعدام او عجله دارند، در خیابانها و در تظاهرات دولتی هم به او ناسزا می گویند، در کنار نماز عبادی سیاسی جمعه هم عکس او و دیگر سران فتنه را در آتش منتشر می کنند! یکی او را انگلیسی و دیگری او را عامل موساد مینامد!
دولت چهارم : آیت الله هاشمی رفسنجانی، او را که ریشه فتنه می خوانند و احمدی نژاد و مشایی و فاطی رجبی و … او را مفصل هو کرده اند، شعارهای 9 دی را فراموش نکرده ایم: ” تاجر ورشکسته برگرد به باغ پسته ” و شعار علیه فرزندانش!
دولت پنجم : حجةالاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی، او هم که در آتش سران فتنه می سوزد و عده ای معتقدند باید او را اعدام کنند یا دست و پایش را از خلاف برید!
دولت ششم : هنوز لنگ بر کمر دارد، گاهی لنگ بالا می رود و کسانی هو می کنند، مثل ماجرای مشایی و رحیمی و کردان و فقیه و یک میلیارد دلار و ….! وای به روزی که لنگ از او بستانند ! آن وقت است که دیگر نمیتوان با رانت لنگ از محاکمه فرار کرد!
پس ای دولتمردان؛ علیکم باللنگ، اوصیکم باللنگ، استعینوا باللنگ، اگر می توانید با خود لنگی به همراه بیاورید، هرچند حمامی اجازه خروج لنگ از حمام را نخواهد داد!
با این باند ونوع تحلیل پردازی که از ایشان ملاحظه می شود بعید است به سوی عدل وملت برگردند ما که ناامید شده ایم مگر معجزه شود
Bezudi azhir ha be seda dar miayand,,, zira eshtebahat bejamand, Hasr beja mand, va delsuzan dar zendanand
Kafist Iran ra ba chand sal pish moghayese konim, khahim famid che be sareman amade
In shayad akharin payam bashad,,, 1,, HASR RA BARDAR 2,,, siasiuone daegarandish ra azad kon 3,,, tube NA, mazerat NA,,,,, balke DOROUGH DIGAR NA,,, GHODRAT PARASTI NA
با کلیت متن نوشته شده موافقم.
رادیو پیام احتمالا در همان دوره اوجش تحت مسئولیت مشایی بوده و این جالب است.
قذافی روی دست احمدی بلند شد!
. روزنامه الشرق الاوسط امرروز به نقل از یک ژنرال ارتش لیبی که به مخالفین پیوسته است میگوید :
…«قذافی جادو گرانی را از کشور های آفریقائی بکار گرفته است تا به او در بحران کنونی کمک کنند حتی برخی از این جادو گران به جبهه هم اعزام شده اند تا با جادو گری وفاداری سربازان را نسبت به قذافی تقویت کنند. این جادو گران از کشورهای؛ مالی، موریتانی، نیجریا، گامبیا مراکش بخدمت گرفته شده اند. … .» … در زیر کلیپ خبر را میتوانید ببینید!
Colonel al-Obeidi told Asharq Al-Awsat that Gaddafi is utilizing “African magicians” from Mali, Mauritania, Nigeria, Gambia, and Morocco to help him overcome the rebels. The rebel Colonel claimed that “African magicians” were even being deployed by Gaddafi on the battlefield to provide his soldiers with “magical talismans” that ensure loyalty to the Libyan leader, in an attempt to counteract the wide-spread defection from his military forces. Calling into question the Libyan leader’s psychological state, al-Obeidi said that Gaddafi considered “magic” to be like a secondary intelligence apparatus, allowing him to spy on Libyan officials and leaders.
استخدام مزدور برای سرکوب مردم کافی نبود حال این مردک روانپریش به جنبل و جادو متوسل شده است. بعید نیست از دولت ما درس گرفته است
من دست این نویسنده رااز راه دور میبوسم ، واقعا کوبنده ومنطقی است وبایددرسطح وسیع این تحلیل پخش شود
امیدوارم که این تحلیل را هم اصول گرایان بخوانند وعبرت بگیرند ودیگر کورکورانه ازکسی حمایتنکنند
مسائلی که از نظر مردم اصلی است و باید به آن رسیدگی شود ولی از نظر رهبر فرعی است و باید مسکوت بماند بشرح ذیل می باشند :
1- فقدان بصیرت رهبر در خصوص هدایت مسائل داخلی و سیاست خارجی کشور
2- محکومیت رهبر در خصوص هدایت توطئه های چندین سال اخیر بر علیه حاکمیت مردم و سوق دادن سپاه به کودتای شبه نظامی در کشور .
3- مسئولیت رهبر در نابسامانی های اقتصادی و سیاسی و مذهبی در داخل و خارج از کشور
عالی کوبنده منطقی مستدل درودبر میرحسین
رهبری مدتهاست که خود را از مقام رهبر همهٔ ملّت به رهبری عدهای چاپلوس تنزل دادهاند. به نظر میرسد اگر درایتی بود تا حالا رخ نموده بود. بنابرین ما ملّت باید به فکر خود و آینده کشور باشیم. از این رهبری آبی گرم نمیشود.
کامنت دوم:
تحلیلی واقعاً عالی و مسئولانه. ولی من خوب یا بد به سیاست ، در کنار نگاه سیاست ورزانه نگاهی امنیتی هم دارم. برابر این نگاه آنها که از پلکان قدرت سریع و بی هزینه بالا میروند یا مأموریت دارند و با شارلاتان بازی خود را بالا میکشند و بدون هزینه تا وظیفه خود را انجام دهند یا فرضت طلبند! امید که اقای مشاعی از دومی ها باشد. «کیم فیلبی» ستاره درخشان دنیای جاسوسی و مأمور «ک گ ب»، مسئول دایر ه اطلاعاتی « سازمان سیا» برای شوروی بود. او توانست بدون اینکه کمترین راندمانی در مبارزه علیه شوروی نشان داده یا دااشته باشد در « سازمان سیا» خود را به مرکز قدرت برساند تا به پولیت بوری اتحاد حماهیر شوروی سوسیالیستی و ک گ ب گزارش داده و اطلاعات رسانی کند. امید که آقای مشاعی «کیم فیلبی» دولت نا برادر اسرائیل نباشد. چرا ایشان بجای روانه جبهه شدن در ان دوران باید به اطلاعات بجشسبد و در کردستانی که سندیتی بر صلاحیت حتی اسلامی انسان نیست انجام وظیفه کند. این وظیفه دستگاه اطلاعاتی کشور است تا دقیق عیار اسلامیت و انگیزه سیاسی مشاعی را کالبد شکافی کند!
و اما در پایان این کامنت از کامنت ؛ «اعلامه مصباح چراغی » کیف کردم. بهتر این نمیشد از عورت قدرت در این دیار پرده برداری کرد.
تحلیل شیرین و بجایی بود.متشکرم.
iran iran only iran
کامنت باموضوع لنگ جالب وتفکربرانگیزاست.
عالی بود علامه مصباح چراغی
از نوشته های دکتر مهدی خزعلی بود. یادآوری اش خالی از لطف نبود.
عجیب است! اسفندیار رحیم مشایی مولودی ازپدری مهاجرازکشورآذربایجان شوروی سابق! (صرف نظراز درستی یانادرستی تئوری) ازهمان ابتدای طرح تئوری مکتب ایرانی توسط این مرد ( رحیم مشایی) بنده حدس میزدم که این آقای بازیگر و ایران دوست یک کاسه داغتر ازآش است و بازیگردانان منتصب به رهبر دارند از نقاط ضعف وخلاء هویتیش استفاده می کنند وبرایش نقش تعیین میکنند! سایت محترم کلمه لطفا بیشتر افشاء گری نمایید. …
سلام رهبری از شخص حمایت نمی کند بلکه از اجرای دستورات اسلام حمایت میکند ولایت فقیه ولایت اسلام است نه ولایت شخصی خاص اگر کسی از اسلام فاصله داشته باشد رهبری هم از او فاصله می گیرد
امان از دست مقام معظم رهبری
سلام به همه
جالب بود و جوندار.به هر حال باید یک بار برای همیشه نسبت خودمون رو با این بدعت …نشون بدیم.دیگه بد جوری داره اعتقادات و مملکت رو به … میکشه.
یا حسین میر حسین
بااین تحلیل قویمنره تماماصولگرایانپیشنهادمیکنم استغفارکنیدو میرحسین وکروبی راازحبس نجات دهیدتا خدااز گناهان شمه بکاهد
من که فکرمیکنم دراین بیست ودو سال پس ازفقدان آقای خمینی ره، نوادگان آغامحمدخان جنایتکارقجر و تشنه بخون مردم بی پناه ایران و نیزبازماندگان محمودافغان خیلی بیشترازاین درسیستم تصمیم سازی کشورما نفوذکرده اند واین نفوذ امثال رحیم مشایی درمقابل آنها چیزی بحساب نمی آید!راستی ارتقاء افراد معلوم الحالی مانند سعیدامامی و رحیم مشایی در سیستمهای اطلاعاتی ما چه توجیهی داشته است!؟اصولا چه کسی حامی ارتقاء منصب امثال این دوبوده است!؟چرارهبر برای افشا6 ماهیت باصطلاح منحرفین ،بجای گوش دادن به نصایح ومواعظ دلسوزان، ازجان ومال ملت هزینه میکند!؟
ریشه مشکل نه در شخص آقای خامنه ای بلکه در مادام العمر بودن رهبری است اگر ایشان هم نبود یکی دیگر انتخاب می شد فرق زیادی نمی کرد . این یک روند طبیعی است . حتی شاه هم بتدریج فعال مایشاء شد . تقریبا همه آدمها این خصلت را دارند که اگر زورشان برسد حرف خود را به کرسی بنشانند .
رهبری چه بخواهد چه نخواهد مسئول کلیه مصیبتههائی است که در این دو سال اخیر بوجود آمده که بنیانهای اقتصادی اجتماعی معنوی و دینی مردم را تار و مار کرده است .عمق و گستردگی این مصیبت که با تقلب در انتخابات شروع گردید حتی در دوران خلافت بنی عباس و بنی امیه هم سابقه نداشت در صورتیکه انها بیگانه بودند و انتظاری از آنان نبود.اما متاسفانه آقای خامنه ای با حمایت بدون قید و شرط از امثال احمدی نزاد یاران صدیق و وفا دار خود نظیر رفسنجانی محمد خاتمی مهدی کروبی و میر حسین موسوی و خیلی های دیگر را از دست داد ولذا برای ادامه رهبری خود راهی جز توسل بزور و قرار دادن نیروهای مسلح در مقابل مردم ندارد و چه کسی نمیداند این شیوه رهبری بدترین نوع مدیریت است و عاقبت آن جز فرو پاشی نظام نتیجه دیگری نخواهد داشت.من بعنوان کسی که در دهه 70 عمر خود هستم وقوع یک انقلاب دیگر را بدترین گزینه میدانم و تنها راه رهائی بر گشت بمردم اجرا و اصلاح تمام عیار قانون اساسی بر گشت نیروهای مسلح بپادگانها و دستگیری و محاکمه کسانی که در کشتار و شکنجه مردم در سطح خیابانها و زندانها مرتکب جرم شدهاند و آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی و بر گزاری انتخابات سالم تحت نظارت ارگان صالح نه شورای نگهبان.
زنده باد آزادی.زنده باد ایران و ایرانی.زنده باد وطن پرستان.زنده باد زندانیان سیاسیو آمرزیده و جاودان باشند کشته شدگان راه آزادی
besiyae ali va ziba va goya boud
Baradran zob shodeh dar welajet, ei botparatsan ke enteghad az rahbarie ra ba inhmeh eshtebahatra tohin be khoda we pighamar midanid, cheshmetan ra baz konid we waghiet ra bebinid!
سلام به موضوعات خوبی اشاره کردید.کاش دررابطه با حق اعتراض مردم هم مطلبی می نوشتید.یک عده به جبر یک عده ازکسانی که کاسه لیس دولتند میان تهران به نفع دولت شعار میدن.مخالفین هم که صداشون در میاد میشن محارب وشانس باهاشون یاری کنه اعدام نشند یک حکم زندان طولانی بدون محاکمه براشون میبرند.در زمان امام علی هم معاویه ادعای جانشینی خداوند برروی زمین میکرد.حالا هم که مردم حالیشون نیست…. اقای خامنه ای اینکارو انجام بدن .
دوستان عزیز
شاید با ظاهر فریبنده ای که مسایل پیچیده ایران دارد بتوان چنین تحلیلی را پذیرفت اما چند نکته مهم است که فکر میکنم توجه به آنها خارج از لطف نباشد
1- بدیهی است که تحلیلهای پیش روی آقایان بخصوص آنجه از سوی طراحی کنندگان سناریوی مهندسی انتخابات که ظاهرا حضرت آقامجتبی یکی از طراحان و مجریان اصلی آن باشد منتهی به این نتیجه بود که عمر اعتراضات احتمالی که بعد انتخابات به جنبش ریشه دار سبز که مسلما ریشه آن به تمام ظلم و فسادی که حداقل از دهه دوم انقلاب و بخصوص پس از اتمام شرایط و روحیه انقلابی و جنگ هشت ساله ایران را فراگرفته برمیگردد و علل شکل گیری آن به حوادثی چون دوم خرداد 76 -18 تیر 78 و حوادث بعد آن تا به امروز بر میگردد تحلیل اقایان این بود که اعتراضات بعدی عمری کوتاه و کم دامنه خواهد داشت و همین عامل باعث سرمستی حضرت آقا (رر) و تعهد به فرزند ناخلفش ا ن داد که شما تا 5 سال بعد در قدرت هستید.
2- نکته دیگر اینکه آقایان برای پیاده کردن سناریوهای خود هیچگاه عجول نبوده اند و آقای خامنه ای رو در این مسایل کمتر درگیر کرده و از ایشان بتی برای پرستش ساخته بودند نمونه در دوران ریاست جمهوری اصلاحات هیچگاه علنی در برابر خاتمی سخن نگفته اما تخریب و توهین و سنگ اندازیهایش توسط مزدوران و مواجب بگیران همیشه ادامه داشته در ماجرای مجلس اصلاحات و 18 تیر و الباقی و حتی اوایل اعتراضات بعد انتخابات همان سناریوی عکسمو پاره کردن و من نحیف و لاغرم و جونمو برای انقلاب میدم مشهود است. اما آنچه که به ناگاه تمام معادلات رو بهم زد حضور گسترده مردم درخیابانها و استقامت برای ادامه جنبش سبز بود.
3- بنظر میرسه برای سرکوب و ایجاد انحراف در جنبش ریشه دار سبز که آقایان و تحلیل گران باهوششان میدانند که براحتی و با زور قابل سرکوب نیست جایگزین کردن جماعتی دیگر و منحرف کردن اذهان عمومی از این سوی بازار است چرا که معتقدند انتخابات که چه عرض کنم انتصابات تمام شده و دیگه برگرداندن مهندس موسوی به کرسی ریاست جمهوری چندان مورد دعوی عموم نیست پس مشکل اعتراضات مردمی به رفتار حکومت است که بهترین روش فریاد کشیدن آی دزد آی دزد توسط خود آقا دزده است.
4- نظر شخصی من این است که اسفندیار رحیم مشایی و بقایی و بقیه ارازل از این دست در حدی نیستند که برای اشخاص مغروری چون خامنه ای محلی از اعراب داشته باشند تا وقت یک حکومت بااین همه ادعا رو بخود مشغول کنند درواقع دوهدف در پس پرده وجود دارد اول انحراف اذهان عمومی و جنبش سبز به اینکه اینها به خود مشغولند و پس ما تماشا کنیم تا گرگها خود را پاره کنند که این بدترین تحلیل دوستان در جنبش و احتمالا شخص آقای سیدمحمد خاتمی که ارادت ویژه ایبه ایشان و تفکر بسیار نابشان دارم و دوم سرپوش گذاشتن بر اقدامانی که توسط حاکمان ظالم بخصوص شخص اول مملکت انجام شده و قربانی کردن مشایی و حتی شخص ا ن و خرید آبرو و ترمیم حیثیت برباد رفته شخص آقا است.
5- نکته مهم دیگه اینه که تو این آشفته بازار و که هیچ عقلی نمیتونه منکر فجایع اقتصادی و سیاسی و بین المللی اون بشه اینه که اولا دولت خودخوانده هرکاری دوست داره انجام میده و دیگه برای هیچکس مهم نیست. و از همه مهمتر دیگه برا کسی مهم نیست نزدیک 5 ماه از موسوی و کروبی چه خبر اصلا زنده اند یا مرده شاید بزودی کروبی بر اثر کهولت سن بمیره و موسوی یا همسران این بزرگواران و سکوت ما بخصوص در آستانه 18 تیر هم تایید کننده این وضعه. مطمئنم درگیریها و جنگ زرگری آقاین بخصوص در آستانه 18 تیر شدت خواهد گرفت.
6- جنبش مثل هر حرکت مردمی دیگه ای نیاز به رهبر داره اگر انقلاب 57 به پیروزی رسید مدیون حرکت و رهبری خمینی بود که با شخصیت و جایگاه دینی و مردمی خاصی که داشت موفق شد حکومت پهلوی را با اون قدرت عظیم سرنگون کنه چیزی که در ایران امروز شخصیتی مثل مهندس موسوی و حتی سید محمد خاتمی میتونن ایفا کنن که نمیدونم چرا خاتمی سکوت کرده؟
7- من به شخصه معتقدم پشت این انقلاب هیچ جیزی نیست جز یک بیابان برهوت انقلاب ما هم جایگاه و پشتوانه مردمی داره و هم ریشه در خواستهای دینی ملتی که قابطه اون مسلمانن فقط منحرف شده مثل کودکی که سرکش شده انقلاب کردن و خراب کردن و ساختن دوباره مساویه با عقب ماندن از تحولات عظیم دنیا دولت و مجلس اصلاحات به ما یاد دادند که میشود این انقلاب و این جریان رو به سرمنزل مقصود و پیشرفت رسوند به شرط اونکه حکام ظالم از بین این مردم بروند و ضعفهای قانون اساسی و سایر سیستمهای اداری این مملکت اصلاح بشن. ما در بدترین مقاومتها در برابردولت و مجلس اصلاحات و با کمترین درآمد ارزی رشد 7 درصدی اقتصادی رو تجربه کردیم هرچند همه را به باد دادند ولی میشود ایران راساخت به شرط آنکه برای پاسداشت خون هزاران فرزند برومند این ملت از انقلاب تا جنگ برای اصلاح آنچه که برایش بهای سنگینی پرداخته ایم کوتاهی نکنیم و تا آخر بابیستیم.
سبز باشید و استوار
وقتی که از روی لجبازی به جای انتخاب می گین که انتصاب باید قبول کرد که شما بیمار هستین.
خوب سوزش دارید ها! آب بریزید!
ضمنا اگه موسوی واقعا رای بیشتری آوورده بود باید می تونستین احمدی نژاد رو کنار بزنین اما نتونستین و اغتشاشات متوهمین فقط توی تهران بود. خیلی بدبخت هستین.
Be gheire bande sevvom aali bud. har kasi az yek jaii shuru mikonad. mashayi ham az in ghaede mostasna nist.
شرف كه قطعا نداريد اما
خوشم مي آيد به به معناي واقعي كلمه ، ترسو و بزدل هستيد چون جرئت نداريد صريحا بگوييد كه ضد رهبري و ولايت فقيه هستيد
مرد نيستيد اما سعي كنيد اداي مردان را در بياوريد
شما نوكران با جيره و مواجب انگليس هستيد!
شما …. هستيد!
az matne zibay aghay cheraghi mamnonam
ارای رهبری حدود 5 میلیون رای هست که زمان اقای ناطق به صندوق ریخته شد. حالا گیریم به قول مشایی شده باشه 7 میلیون. بالغ بر 22 میلیون رای با اقای خاتمی هست اما سپاه زور میزنه با تقلب و کشتار که این معادله رو بهم بزنه.
دوستانی باین متن ومستندات ان امعترض هستید از لبلس بت پرستی خارج شوید تا واقعیت ها را ببینید
از نظر یاران ولایت… از 4 کاندیدای ریاست جمهوری موسوی و کروبی که ضد انقلاب بودند و عامل اسرائیل، تازه قبل از انتخابات به همراه خاتمی کلی پول از عربستان هم گرفته بودند. احمدی نژاد که ضد ولایت فقیه از آب در آمد و محسن رضایی هم که تا حدودی بی بصیرت شد. خوب حالا نباید اعضای شورای نگهبان جوابگوی این انتخابهایشان باشند! این 4 نفر که از منتخبین شورای نگهبان بودند و مردم از اولش هم کاره ای نبودند و نهایت هنرشان مهر تأیید بر انتخاب احمد جنتی و یارانش بود. پس منطقی است که جنتی و اذنابش بیایند و افکار عمومی را روشن کنند.
متاسفانه فرهنگ پاسخگویی در جمهوری اسلامی به شکل توهین ضرب و شتم زندان و اعدام است…. کافیست دوست ناشناس ما تعدادی از نامه های اقای نوری زاد را مطالعه کنند و دینشون را برای دنیای دیگران نفروشند
جالب بود و اميدوارم ملت بيشتر چشمهاشون رو باز كنند، و يكبار براي هميشه دست از سادگي ودنباله روي بدون فكربردارندوبفهمند كه ما مردم طي چندين سال گذشته هميشه با دشمن خيالي وتوطعه هاي رنگارنگ انگلستان و روسيه ،اما به دست ناپاك متظاهرين به دين از هستي ويك زندگي شرافتمندانه محروم بوده وهستيم.به اميد روزي كه مردم بر مردم حكومت كنندونه رودر روي هم قرار گيرند.(نابودي ايران ارزوي ديرينه اعراب است)
ولایت مطلقه فقیه در اصل و اساس یک نظریه کاملا غیر دینی و غیر منطقی بوده. اختیاراتی که به ولی فقیه داده شده حتی به پیامبر داده نشده بود. مخالفت با ولی فقیه، بنابر ادعای دین فروشان امروزی، معادل شرک با خداست؟؟؟ از برای خدا آیا این نظریه خودش شرک به خدای یکتا نیست؟؟
این شهامت وصداقت درمسئولین نظام وجود ندارد که بگویند مردم ببخشید اشتباه کردیم
در خصوص این جمله باید بگویم :
اقدامات منحرفانه و ظالمانه سال های اخیر، همچنان فرافکنی را پیشه خود سازند و با دادن آدرس های غلط، مردم هوشیار را از خطاهای استراتژیک غافل سازند.
که نمونه بارز آن در جامعه راه اندازی گشت ارشاد با قوای هر چه بیشتر است تا تمامیت ذهنیت مردم به این مورد برگردد تا هر مقدار که میخواهند غارت کنند و کارهایی که ما نباید بفهمیم چون تمام این کارها به نام دین خداوند انجام می شود که این هم یک معزل است که باعث می شود ما برای حفظ دین خداوند و شعور مردم ایران جمهوری ایرانی بخواهیم تا دین از سیاست جدا شود بلکه به خود آیند و بدترین مجازاتها برای اینها کم است چون همه کار هارو به نام خدا اولیای خدا و دین خدا انجام می دهند واقعا شرم بر اینها
“تجــاوزهــای گـــروهــــی”
اولا که آنقدر به بنده در سایت توهین شد تا آخر مجبور شدم یک عنوان سبز به خودم بچسبانم
القصه
جو ملتهب ” تـــــــــــــیــــــر و خــــــــــــرداد” دوباره رسید و از قضا جناح حاکم هم درست در این مقطع “درگــــیــــری داخــــلـــی” پیدا کرده ( در این برهه واقعا حساس) و از همه بدتر “قـــــطـــع یـــارانـــه هـــا” که جنون آنی مردم را به مرز انفجار رسانده ,
عجین شدن این سه 3 عامل به سان یک کوکتل مولوتوف باعث هراس حاکمیت از اتفاقاتی “ناگهانی” بسیار ناگوار بوده بوده که باعث چاره اندیشی شده است که مهمترین فاکتورش فرستادن “پارازیت خبری” و منحرف کردن اذهان عامه با حوادثی چون “تجاوزهای گروهی” بوده به عبارتی دیگر افکار عمومی مردم را میفرستند سراغ نخود سیاه تا فکرشان به مسایل مهمتر ( درگیری احمدی و رهبری ـ گرانی و 18 تیر و …) درگیر شودو در نهایت خونشان به جوش بیاید و تظاهرات کنند.
پس مهمترین عامل انحراف اذهان عمومی همین “تجاوزهای گروهی” بوده و دومین عاملش بــاز این “ارتـش سایـبری” که به اسم “بــــــسیــــجــــی” مشغول کامنت گذاشتن هست تا با انحراف اذهان کاربران از 3عامل فوق این “فرصت فوق العاده” ای که برای اعتراضات به دست آمده را عقیم بگرداند.
.
بـــــــــــــــــــــــــــــســـــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــجــــــــــــــــــــــــــی جان دستت رو شد
.
البته امکان دارد عوامل دیگری هم باشد که ما از آن بیخبریم
و ختم کلام:
اللهم فک کل اسیر
متن زیبا و خواندنی است ولی نمی دانم چرا به مانند صداو سیما و دیگر رسانه های اقتدارگرا از فعل جمع برای نقل سخنان رهبری استفاده کرده اید لطفا توضیح دهید!
شاید لازم باشد با کمی فضا دادن به اصولگرایان میانه رو آن هارا از دور شدن بیشتر از مردم نجات داد. به نظرم این فضا با آدرس غلطی به نام گروه انحرافی میسر است. با حذف احمدی نژاد و جریان انحرافی اصولگرایان میانه رو برای نزدیک شدن به رقابت سالم سیاسی آماده تر می شوند.
اندکی صبر سحر نزدیک است…
پاسخ به کامنت گذار بانام ر! ما نه بی شرفیم و نه ضد ولایت فقیه ! بلکه ما ضد بت و بت پرستی و واپسگرایی هستیم.ازنظر شما که اکثریت امت بارهبر یابقول شما ولی فقیه هستندوما هم درظاهر درسیما میبینیم که اینطوراست! پس این همه نابسامانی اجتماعی،اعتیاد، بیکاری روزافزون ،بیوه ها و فرزندان ده میلیونی طلاق،قاچاق وواردات اجناس بنجل خارجی بداخل کشور،رشوه و قتل وغارت روزافزون وتظاهر به بدحجابی !چه معنی میدهد!؟بنظرما دومعنی تلخ میتواند داشته باشند.یا اینها نتیجه عمل امت به ارشادات و منویات ولی فقیه است!یا نتیجه عمل امت برخلاف ارشادات رهبر (بقول شما ولی فقیه )است .کدام واقعیت را انتخاب میکنید!؟ضمنا این مردم همانی هستند که آقای خمینی ره آنها را بمراتب فداکارترازامت رسول خاتم ص میدانست.