سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آيا قدرت هنوز هم می خواهد فرزندان وطن را به قربانگاه بخواند؟...

آيا قدرت هنوز هم می خواهد فرزندان وطن را به قربانگاه بخواند؟

چکیده :متاسفانه جهل مركب متوليان امور و مدعيان اصول كار را به جايی رسانده است كه در كنار هشدار ها و زنهارها برای بازگشت به قانون اساسی، باز آموزی اصول دين نيز برآنان واجب شده است. دير نيست كه آقايان ناتوان در مديريت كشور، برای فرار از مسووليت شرعی و قانونی - به خيال خويش – در فلسفه ی شهادت نيز ترديد افكنند و آن را به جريانی كذايی منحرف...


کلمه- آل طاها: در مثنوی مولوی آمده است كه حمزه عموی پيامبر در روزهای پايانی عمر خود بدون زره در ميدان مبارزه حاضر می شد. هنگامی كه گروهی ازغمخوارگان بی خبر با استناد به آيه لاتلقوا بأيديكم إلى التهلكة… حمزه را سرزنش می كنند كه چرا بر خلاف دستور قرآن خود را در خطر مرگ قرار می دهد، عموی پيامبر پاسخ می دهد كه از بركت آشنايی با پيام خدا، او ديگر نه تنها مرگ را هلاك نمی داند بلكه برای ديدار معبود شتابان است:

گفت حمزه چونک بودم من جوان                 مرگ می‌دیدم وداع این جهان

لیک از نور محمد من کنون                        نیستم این شهر فانی را زبون

آنک مردن پیش چشمش تهلکه‌ست                امر لا تلقوا بگیرد او به دست

و آنک مردن پیش او شد فتح باب                            سارعوا آید مرورا در خطاب

 

شارحان مثنوی در تفسير اين حكايت آورده اند “عباس بن ابی شيب شاكری” نيز در حماسه ی كربلا زره و لباسهای خود را از تن به در آورده و برهنه به ميدان نبرد رفت تا شهيد شد.

از اين دست از خودگذشتگی ها و ايثارها در تاريخ ايران و جهان فراوان است و مگر شهيد حسين فهميده يكی از آنان نبود و مگر شهيد هدی صابر غير از اين كرد  که  پس از شنیدن خبر  شهادت هاله صبرش تمام شد، در میان حیات زندان نماز وداع را  خواند و رفت؟

متاسفانه جهل مركب متوليان امور و مدعيان اصول كار را به جايی رسانده است كه در كنار هشدار ها و زنهارها برای بازگشت به قانون اساسی، باز آموزی اصول دين نيز برآنان واجب شده است. دير نيست كه آقايان ناتوان در مديريت كشور، برای فرار از مسووليت شرعی و قانونی – به خيال خويش – در فلسفه ی شهادت نيز ترديد افكنند و آن را به جريانی كذايی منحرف كنند.

روی سخن با همه ی كسانی است كه فراموش كرده اند در آموزه های دينی (شهادت خير محض است و شر عاريت). روي سخن با متوليان اموری است كه دادستان نامی را وادار كرده اند از سر ناچاری و درماندگي در حفظ جان زندانيان در فلسفه ايثار و استقامت و شهادت ترديد افكند. آقای دادستان در آنچه درباره شهادت شهيد صابر گفته كم مانده است به شهيدان كربلا هم سفارش كند كه مبادا جان خود را به خطر بيافكنند.

راستي آقای دادستان كه خود سعادت جانبازی و از جان گذشتگی بر سر آرمان و اعتقادش را دارد از خود نمی پرسد كه چرا كارش به جايی رسيده در گذشته خود نيز ترديد افكنده است؟ براستی كار بعضی ها به كجا رسيده كه با مرگ انسان ها نيز هشيار نمی شوند؟

آيا آقايان نمی دانند كه كار را به كجا رسانده اند؟ نمی بينند كه چگونه جان جوانان و بزرگان و عزيزان كشور را سلاح مبارزه با اقتدار طلبی خود كرده اند؟ نمی شنوند كه عالم و آدم تقبیحشان می كند و علما يكی يكی سكوت می شكنند و يارانشان يكی پس از ديگری از آنان روی گردان می شوند؟ آيا  قدرت هنوز هم می خواهد فرزندان وطن را به قربانگاه خود بخواند؟ مگر نشنيده اند كه ١٢ زندانی نامی ديگر هم اعتصاب غذا كرده اند آيا دادستان منتظر است كه خبر تلخ ديگری از راه برسد و آن را به دشمنان موهوم نسبت دهد؟

چاره ای نيست. بايد به سخنان حمزه و پيام جاودانه مولانا باز گشت. گويا مولانا داستان را به تمامی برای هدی صابر گفته است:

هر كه يوسف ديد جان كـــردش فـــدا                    هــــر كه گرگـــش ديـد برگشت از هـُدي

مرگ هر يك اي پسر همرنگ اوســت                  پيش دشمن، دشــمن و بر دوسـت، دوسـت

 


7 پاسخ به “آيا قدرت هنوز هم می خواهد فرزندان وطن را به قربانگاه بخواند؟”

  1. ناشناس گفت:

    مردم را کشتند و نامش را مبارزه با اوباش گذاشتند
    در کهریزک تجاوز کردند و نامش را منژیت گذاشتند
    در عاشورا مردم را با خودروی پلیس زیر گرفتند و نامش را سرقت خودروی پلیس گذاشتند
    مردم را از پل به پایین انداختند و نامش را خرابکاری گذاشتند
    دختری را در مراسم تشییع پدرش می کشتند

    نتیجه همه این اقدامها ، عادی سازی و تئوریزه کردن خشونت شد و امروز به جایی رسیدیم که در ام القرای جهان اسلام!!! با وجود رهبر مسلمین جهان !!! ظرف یک هفته خبر 3 تجاوز گروهی می شنویم.
    جالب آنکه مقتدایان علی ع که ولایت را از وی به ارث برده اند!!! نه تنها کاری نمیکنند ، نه تنها به گفته آن بزگوار از این همه ظلم نمی میرند، که حتی اظهار تاسف هم نمی کنند.غیرتمدارانی که از 5 کیلومتری چند تار موی دختری را می بیینند و رگ گردنشان به اندازه دور گردنشان می شود،حال به جایی رسیده اند که تجاوز دسته جمعی به زنان مسلمان در ایشان بی تاثیر است.

    آقا، عزیز، بزرگوار ، رهبر معظم!

    علی کسی است که در زمان در دست داشتن قدرت ، با فردی یهودی به دادگاه حکومت خود رفت و از آن دادگاه شکست خورده بیرون آمد.
    قبای تن علی را با نام خود آلوده نکنید.این قبا به تن شما زار می زند.

  2. ناشناس گفت:

    قدرت يك چيز خيلي خطرناك است.البته بستگي دارد دست چه كسي باشد درست مثل يك كارد. اگر دست قاتل باشد يكنفر سالم را ميگشد. و اگر دست يك جراح باشد يك ناسالم را سالم ميكند . حال قدرت را شهيد رجائي داشت و احمدي نژاد و بني صدر هم داشت.و بقيه . كه حتي خدمتگذار را خائن و خائن را خدمتگذار مينامند

  3. ناشناس گفت:

    قدرت اگر دست خط اماميها بود اوين دانشگاه ميشد نه قتلگاه انقلاب 57

  4. عبداله گفت:

    در مملکتی که دانشمندان زندانی ودجالها همه کاره می شوند و آزادیخواهان در زنجیر و چابلوسان برصدارت می نشینند،روزنامه های مستقل قفل زده مشوند وننگین نامه ها از فرط ول بودن هر مطلب فاسدی را می نویسند،ودرمملکتی که فبرستان ها آباد زندان ها از جوانان پر می شود جز این نمی شود

  5. ناشناس گفت:

    سالها پیش به دیدن بزرگی که بنا بر احترام به مهمان ما را نیز دعوت کرده بود، از سر لطف به بنده که نوجوانی بیش نبودم توجهی کرد و مرا وادار کرد که در جمع سخنی بگویم.

    حرفی زدم که بعد از سالها بیشتر و بیشتر به اصل آن و نه دلایلی که در آن زمان آن گفتار را موجب شد اعتقاد بیشتر پیدا کردم.

    گفتم که خدا به همه کسانی که مدعی هستند فرصت عنایت میکند تا ادعای خود را ثابت کنند، و البته ادعا، تا آنکه خود حضرتش به بندگانش لطف کند و راه را نشانشان دهد،

    اخیرا در کلاس درسی که توفیق شده در آن شرکت میکنم، استاد اشاره به آزمایشی کرد که برای بررسی اینکه چرا در ابوغریب زندانیان را شکنجه کرده اند، به مدت هفت روز هفت داوطلب در نقش زندان بان و 7 داوطلب در نقش زندانی از بین دانشجویان در آزمایش شرکت کردند، در روز دوم، یکی از زنداان بانان در پاسخ به تقاضای یکی از دوستان زندانیش که آب میخواست، با باتوم صورتش را کبود کرد. در روز ششم متاسفانه یکی از زندانیان توسط یکی از زندانبانان کشته شد، ( توجه دارید که همه دانشجو بودند) و همین امر باعث توقف آزمایش شد، استاد مربوطه تنها اشاره کرد که متاسفانه به علت توقف آزمایش قادر به ارائه نتیجه نیست، اما مشخص گردید که لباس زندانبانی تن هر کسی باشد، بالاترین و برترین توجیه برای انجام سیاه ترین شکنجه ها و جنایتها را نزد وجدان او توجیه میکند.

  6. میرحسین گفت:

    سلام بر موسوی …سلام بر افکار و راه طالقانی …سلام بر شهدای سبز …سلام بر جوانان ….سلام به ایثار و عشق و فداکاری

  7. ناشناس گفت:

    این که دیگر زمان این نوع عوامفریبی ها گذشته تردید نیست. مردم طی دو سال گذشته به چشم دیده اند که اراذل و اوباشی بخشی از نیروهای حکومتی اند و در رکاب بسیج و نیروی انتظامی باطوم و چاقو و پنجه بکس و اسپری می زنند. و اساسا با همین هدف و با پیش بینی اعتراض های وسیع و خیابانی مردم این اراذل جمع آوری و در بازداشتگاه هائی نظیر کهریزک آموزش دیدند. شماری از همین اراذل و اوباش بدستور فرماندهان بسیج و نیروی انتظامی در کهریزک به جوانانی که در جریان تظاهرات خیابانی دستگیر شده بودند تجاوز کردند. مردم همه اینها را می دانند و نیز، بخوبی میدانند که فاجعه خمینی شهر از دل همین سیستم حکومتی بیرون آمده است و این فاجعه در خمینی شهر خلاصه و محدود نشده و در هرگوشه ایران جریان دارد. منتهی در خمینی شهر ابعاد آن در حد تجاوز دسته جمعی اوباش به عده ای زن شوهردار و حتی یک دختر 13 ساله شد. آنها همه به همراه شوهرانشان به یک باغ برای استراحت رفته بودند و اوباش به سبک ماموران منکرات و بسیجی ها از دیوار بالا رفته و وارد باغ شدند. مردان را با تهدید و ارعاب امنیتی (باحتمال بسیار با سلاح گرم و دیگر تجهیزات بسیج) در یک اتاق حبس کرده و زنان آنها را در یک اتاق دیگر جمع کرده و به آنها دسته جمعی تجاوز کردند. چنین فاجعه ای را درکدام کشور دنیا سراغ دارید؟ جز ایران. و این نشده مگر به آن دلیل که اوباش حاکم اند و سیستم حکومتی بر مبنای اوباشی است. همان ها که نیمه شب می ریزند به خانه فلان فعال مدنی و سیاسی، در زندان به زندانیان تجاوز می کنند، در خمینی شهر هم ریختند به باغ و آن فاجعه را به بار آوردند. حتی اگر همه آنها بسیجی و منکراتی هم نبوده باشند، آموزش ریختن به خانه ها و ایجاد رعب و هرنوع اقدامی در خانه ها و با صاحبان خانه ها را، از حکومت آموخته اند.

    جانشین فرمانده نیروی انتظامی اگر می گفت متجاوزین به عنف را می خواهیم مانند اوباش جمع کرده و به آنها آموزشی را بدهیم که به اراذل و اوباش دادیم، با صداقت سخن گفته بود و مردم آن را قبول می کردند. فاجعه از راس حاکمیت تا پائین ترین بخش های بدنه حاکمیت سرایت کرده است. این فجایع مثل سرطان خون در رگ های حاکمیت کنونی جاری است. آن که در زندان به زندانی زن و پسر تجاوز می کند، همان است که در خمینی شهر چنین می کند. سردار سرتیپ رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی خود از مجرمین فجایع کهریزک و از طراحان آموزش اراذل و اوباش برای آن مقابله ایست که با مردم معترض به کودتای 22 خرداد شد.