سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شهادتنامه ۶۴ زنداني سياسي درباره چگونگي جانباختن هدي صابر...

شهادتنامه ۶۴ زنداني سياسي درباره چگونگي جانباختن هدي صابر

چکیده :ملت عزيز ايران، آنچه نقل شد گزارش آخرين ساعات حضور شهيد هدي صابر در بند عمومي 350 زندان اوين بود .اما اينك كه حكومت اعتراض به جنايتي را با جنايتي ديگر پاسخ گفت ما قاطعانه اعلام مي داريم حاكميت كنوني مسوول مستقيم مرگ شهيد صابر است .اين حادثه ناگوار اولين نبوده و با ادامه ي وضع كنوني آخرين هم نخواهد...


۶۴ زنداني سياسي بند 350 زندان اوين با ارسال شهادت نامه اي، شهادت دادند كه شهيد هدي صابر در هشتمين روز اعتصاب غذاي خود در بهداري زندان اوين از سوي ماموراني كه حدس مي زنند ماموران امنيتي و اطلاعاتي بوده اند، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. آنها شرايط بد جسماني وي را از نزديك شاهد بوده اند.

به گزارش کلمه ۶۴  زنداني سياسي در شهادت نامه خود نوشته اند:

هدي صابر ساعت چهار بامداد جمعه 20 خردادماه براي نخستين بار به بهداري مستقر در زندان اوين جنب بند 350 منتقل شد اما دو ساعت بعد در حالي كه از درد به خود مي پيچيد به بند بازگردانده شد و از صداي فرياد او هم اتاقي هايش بيدار شده و دور او حلقه زدند در اين هنگام صابر گفت :«در بهداري نه تنها هيچ رسيدگي به وضعيتم نشد بلكه مورد ضرب و شتم و توهين قرار گرفته ام و توسط ماموراني در لباس پرسنل بهداري از اتاق درمان بيرون انداخته شده ام . ما شهادت مي دهيم هدي صابر كه از درد به شدت مي لرزيد و به خود مي پيچيد در اتاق يك بند 350 با صداي بلند اعلام كرد كه : «از دست آنها شكايت خواهم كرد.»

اين زندانيان در پايان شهادت نامه خود ضمن مسوول دانستن حاكميت در شهادت هدي صابر تاكيد كرده اند تا رسيدگي به اين موضوع و تحقق حقوق شهروندان و التزام حكومت به قانون ،تا آخر ايستادگي مي كنند. شهادت نامه ۶۴ زندانی بند ۳۵۰ که با نام خود آن را امضا کرده اند، توسط یاران گمنام جنبش سبز در زندان اوین در اختیار کلمه قرار گرفته است.

متن این شهادتنامه به شرح زیر است:

هدي رضا زاده صابر ، زنداني سياسي ، 22 خرداد 1390 در پي اعتصاب غذاي نامحدود و عدم رسيدگي مسوولان به شهادت رسيد ما هم بندان او و امضا كنندگان اين بيانيه كه در طول يك سال گذشته در كنار وي حضور داشته ايم به اطلاع عموم ملت ايران مي رسانيم و شهادت مي دهيم :

روز پنج شنبه 12 خردادماه 1390 در پي انتشار خبر شهادت هاله سحابي از زندانيان سياسي كه در مرخصي به سر مي بردند در حالي كه آقاي هدي صابر همچنان عزادار و متاثر از درگذشت مرحوم عزت الله سحابي رييس شوراي فعالان ملي -مذهبي بود در اعتراض به اين ظلم و تعدي آشكار پس از اقامه نماز ظهر و عصر در حياط بند 350 زندان اوين اعتصاب غذاي نامحدود خود را همراه با آقاي امير خسرو دلير ثاني ضمن انتشار بيانيه اي آغاز كردند و به آگاهي عموم نيز رساندند .

ما شهادت مي دهيم كه هدي صابر روزانه علاوه بر مطالعه كتاب، قرائت قرآن و برگزاري كلاسهاي تاريخ همواره مدت قابل توجهي به ورزش اختصاص مي داد به طوري كه در مسابقات ورزشي بند 350 همپاي جوانان مشاركت مي كرد.

ما شهادت مي دهيم هدي صابر در طي مدت يك سال گذشته هيچگونه عارضه و بيماري نداشت كه طبعا سوابق موجود در پرونده بهداري زندان نيز مويد همين نكته خواهد بود.

ما شهادت مي دهيم هدي صابر در هشتمين روز اعتصاب غذاي خود دچار درد در ناحيه سينه و اختلال در سيستم گوارشي شد كه در ساعت چهار بامداد جمعه 20 خردادماه براي نخستين بار به بهداري مستقر در زندان اوين جنب بند 350 منتقل شد اما دو ساعت بعد در حالي كه از درد به خود مي پيچيد به بند بازگردانده شد و از صداي فرياد او هم اتاقي هايش بيدار شده و دور او حلقه زدند در اين هنگام صابر گفت :«در بهداري نه تنها هيچ رسيدگي به وضعيتم نشد بلكه مورد ضرب و شتم و توهين قرار گرفته ام و توسط ماموراني در لباس پرسنل بهداري از اتاق درمان بيرون انداخته شده ام .

ما شهادت مي دهيم هدي صابر كه از درد به شدت مي لرزيد و به خود مي پيچيد در اتاق يك بند 350 با صداي بلند اعلام كرد كه: «از دست آنها شكايت خواهم كرد.»

در اين هنگام ودر پي اعتراض هم بندان وي، افسر نگهبان دوباره مقدمات اعزام وي به بهداري را فراهم كرد اما اين بار صابر با تكرار اعتراض خود نسبت به برخورد و عملكرد ماموران بهداري گفت :«من به آنها اطمينان ندارم كه سپس افسر نگهبان وعده داد تلاش كند او را به بيمارستان خارج از اوين منتقل كنند.»

ما شهادت مي دهيم در اين هنگام هدي صابر در حالي كه توان ايستادن بر روي پاهاي خود را نداشت با برانكارد به خارج از بند منتقل شد در اين آخرين ساعت حضور در بند وضع گوارشي او به شدت بحراني بود و بارها گفت دچار اسهال و حالت تهوع شديد شده است.

ملت عزيز ايران

آنچه نقل شد گزارش آخرين ساعات حضور شهيد هدي صابر در بند عمومي 350 زندان اوين بود .اما اينك كه حكومت اعتراض به جنايتي را با جنايتي ديگر پاسخ گفت ما قاطعانه اعلام مي داريم حاكميت كنوني مسوول مستقيم مرگ شهيد صابر است .اين حادثه ناگوار اولين نبوده و با ادامه ي وضع كنوني آخرين هم نخواهد بود.

گرچه رسيدگي دقيق به پرونده اغلب زندانيان سياسي نشان از بي داد و تضييع گسترده حقوق آنان در دادرسي ها دارد اما هدي صابر قريب به يك سال بدون هيچگونه قرار قانوني و محكوميت و به شكلي كاملا خودسرانه با اعمال زور و قدرت نمايي برخي نهادهاي امنيتي در برابر چشمان همه دستگاه هاي مسوول در زندان به سر مي برد و هيچكس پاسخگوي اين سوال نبود كه اصلا او چرا و با كدام توجيه قانوني در زندان به سر مي برد و البته كه مدت محكوميت او مدتها پيش از دستگيري اخير منقضي شده بود. حبس خودسرانه و غير قانوني صابر به تنهايي براي سلب مشروعيت دستگاه قضايي و اثبات عدم استقلال آن و مقهوريت نسبت به نهادهاي امنيتي كفايت مي كند و در اين شرايط نه فقط شهروندان خارج از زندان كه بيش از همه زندانيان امنيت حقوقي، درماني و جاني نخواهند داشت.

ما تسليت عميق خود را به خانواده صبور شهيد هدي صابر به ويژه سركار خانم فريده صابر و فرزندان داغدارش حنيف و شريف اعلام مي كنيم.

ما به عنوان نخستين گام اين روند غير انساني در دستگاه قضايي و اين نوع رفتار با زندانيان را محكوم و حاكميت را مسوول آن مي دانيم. بنابراين از اين پس با توجه به نوع پي گيري موضوع از سوي مسوولان اقدامات بعدي را اتخاذ كرده و براي تحقق حقوق شهروندان و التزام حكومت به قانون تا آخر ايستاده ايم.

امضا كنندگان اين شهادت نامه :

۱: قربان بهزاديان نژاد

۲- محمد داوري

۳- بهمن احمدي امويي

۴- عبدالله مومني

۵- حسن اسدي زيد آبادي

۶-علي جمالي

۷- محمد رضا مقيسه

۸- علي مليحي

۹- بابك داشاب

۱۰- حمید رضا محمدي

۱۱- قاسم شعله سعدي

۱۲- كيارش كامراني

۱۳- محمد جواد مظفر

۱۴- احسان مهرابي

۱۵- عماد بهاور

۱۶-مجتبي تهراني

۱۷- جواد امام

۱۸- فيض الله عرب سرخي

۱۹- عمادالدين باقي

۲۰- ابولفضل قدياني

۲۱ -محمد حسين خوربك

۲۲ – اسماعيل صحابه

۲۳- اميرخسرو دلير ثاني

۲۴ – سيد محمد سيف زاده

۲۵- سيامك قادري

۲۶-سام محمودي سرابي

۲۷- اكبر اميني ارمكي

۲۸– هوشنگ فرزين

۲۹–حامد ميرزايي گرجي

۳۰–آرش سقر

۳۱–احمد شاه رضايي

۳۲- آرش صادقي

۳۳- نويد كامران

۳۴– رامين پرچمي

۳۵–عليرضا سهراب پور

۳۶–مهدي حسين زاده

۳۷- محمد صديق كبود وند

۳۸– مهدي خدايي

۳۹-سيامك رحماني

۴۰– سعيد متين پور

۴۱– مسعود لواساني

۴۲– محسن غمين

۴۳– محمد پور عبدالله

۴۴– حسين مفيدي

۴۵-مهدي نوذر

۴۶-ابولفضل قاسمي

۴۷– ابراهيم مددي

۴۸- عباس نامي

۴۹–علي بهزاديان نژاد

۵۰–حسين زريني

۵۱– امير حسين قنبري

۵۲–غلامرضا آزادي

۵۳–مجيد تمجيدي

۵۴-يوسف مهر

۵۵–شاهين زينعلي

۵۶–پيمان عارف

۵۷-جواد عليخاني

۵۸–رامتين غفاري

۵۹- مهدي وطن خواه

۶۰– فريدون صيدي راد

۶۱–سعيد مالميريان

۶۲-جواد عليخاني

۶۳– محسن قلعي

۶۴-ميثم رودكي


115 پاسخ به “شهادتنامه ۶۴ زنداني سياسي درباره چگونگي جانباختن هدي صابر”

  1. ناشناس گفت:

    خداوند شما را … نجات دهد.

  2. ناشناس گفت:

    روز محاکمه‌ این ظالمها هم می‌رسه.

  3. کاشانی گفت:

    ماشاالله لا حول ولا قوه الا بالله ااعلی العظیم……بنازم این دل و جیگرو ….خدا قوتتون بده …کوه شما رو نمیتونه شما رو تکون بده ..چه برسه به این حکومت پی زوری!!!!!!!!!!حال کردم ..دمتون گرم…

  4. ناشناس گفت:

    Jane paktarin pakan, tadavome ghodratparastane feroni shode

  5. ناشناس گفت:

    اینا چطوری از داخل زندان نامه نوشتن؟

  6. امید گفت:

    شهيد قلب تاريخ است
    هنگامی که خبر شهادت هدی صابر را شنیدم نا خودآگاه با خود سخنرانی « پس از شهادت» شریعتی را زمزمه کردم، سخنرانی که در دوران نوجوانی از حفظ می خواندم… از آن دوران که این سخنرانی را از حفظ بودم پانزده سال گذشته است؛ اولین بار بود که به طور ناخودآگاه می خواندم و اشک در چشمانم حلقه بسته بود… اما به خود آمدم به خود آمدم گویی چیزی در درونم بر من فریاد می زد که در شهادت هدی صابر نباید اشک ریخت نباید ناله کرد باید سکوت کرد تا پیام او را با تمام جان بشنویم..

    « اكنون شهيدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن‌ را داشتند كه ـ وقتي نمي‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بي‌شرمان مانديم، صدها سال است كه مانده‌ايم.
    امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند.
    اين شهيدان كار ديگري نيز كردند: شهادت دادند با خون خويش ـ نه با كلمه ـ شهادت دادند، در محكمه تاريخ انسان. هر كدام به نمايندگي صنف خودشان. شهادت دادند كه در نظام واحد حاكم بر تاريخ بشري ـ نظامي كه سياست را و اقتصاد را و مذهب را و هنر را، و فلسفه و انديشه را و احساس را و اخلاق را و بشريت را همه را ابزار دست مي‌كند تا انسان‌ها را قرباني مطامع خود كند و از همه چيز پايگاهي براي حكومت ظلم و جور و جنايت بسازد ـ همه گروه‌هاي مردم و همه ارزش‌هاي انساني محكوم شده است.

    يك حاكم است بر همه تاريخ، يك ظالم است كه بر تاريخ حكومت مي‌كند، يك جلاد است كه شهيد مي‌كند و در طول تاريخ، فرزندان بسياري قرباني اين جلاد شده‌اند، و زنان بسياري در زير تازيانه‌هاي اين جلاد حاكم بر تاريخ، خاموش شده‌اند، و به قيمت خونهاي بسيار، آخور آباد كرده‌اند و گرسنگي‌ها و بردگي‌ها و قتل عام‌هاي بسيار در تاريخ از زنان و كودكان شده است، از مردان و از قهرمانان و از غلامان و معلمان، در همه زمانها و همه نسلها.
    شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاريخ.
    و شهادت بدهد كه در نظام جنايت‌ و در نظامهاي جنايت چگونه قهرمانان مي‌مردند. با خودش شهادت بدهد!
    و شهيد يعني حاضر، كساني كه مرگ سرخ را به دست خويش به عنوان نشان دادن عشق خويش به حقيقتي كه دارد مي‌ميرد و به عنوان تنها سلاح براي جهاد در راه ارزشهاي بزرگي كه دارد مسخ مي‌شود انتخاب مي‌كنند، شهيدند حي و حاضر و شاهد و ناظرند، نه تنها در پيشگاه خدا كه در پيشگاه خلق نيز و در هر عصري و قرني و هر زمان و زميني.
    و شهيد قلب تاريخ است، هم‌چنان‌كه قلب به رگهاي خشك اندام، خون، حيات و زندگي مي‌دهد. جامعه‌اي كه رو به مردن مي‌رود، جامعه‌اي كه فرزندانش ايمان خويش را به خويش از دست داده‌اند و جامعه‌اي كه به مرگ تدريجي گرفتار است، جامعه‌اي كه تسليم را تمكين كرده است، جامعه‌اي كه احساس مسؤوليت را از ياد برده است، و جامعه‌اي كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است، و تاريخي كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است، شهيد همچون قلبي، به اندام‌هاي خشك مرده بي‌رمق اين جامعه، خون خويش را مي‌رساند و بزرگ‌ترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل،‌ ايمان جديد به خويشتن را مي‌بخشد….»

  7. محمد گفت:

    درود براستوره های پایداری جانم فدایتان.

  8. كاوه گفت:

    در برابر عظمت اين مردان كرنش مي كنم
    اينان زندان را مسخر هيبت خويش نموده‌اند

  9. azar گفت:

    درود بر شما زندانیان سرافراز که بار دیگر تعهد و مسئولیت انسانی را معنا کردید…به همه تان می بالیم و تنفس در هوای ازادی را در کنارتان انتظار می کشیم…

  10. ناشناس گفت:

    صبرش تمام نشد… که اگر نبود این چنین نمی‌رفت ازین وادی…

  11. دلشکسته گفت:

    خدایا به خودت پناه میبریم . اینان بنام دین این کارها را میکنند

  12. حامد گفت:

    واقعا اینا مردن تبریک بر شما شما ها اسطوره خواهید شد

  13. ناشناس گفت:

    تبارك الله

  14. جمیله گفت:

    ایران در اوین داره خلاصه میشه ..

  15. Hich گفت:

    Fereshtegan bar shomaa sajde mikonand
    Be omide didane shoma dar ahzaabe aazad

  16. آرش گفت:

    درود به شرافتتون! ما در مقابل شهامتتان به احترام سر خم میکنیم. باشد تا تاریخ گواهی بر رشادتهای زنان و مردان دلیری دهد که با نثار جان عزیز خود نهال های آگاهی و آزادی را در ایران آبیاری میکنند و خواب را بر حکومتی سفاک و جائر حرام.

  17. ناشناس گفت:

    ۳۴– رامین پرچمی

  18. ضیاء گفت:

    مراجع و روحانیونی که از این اوضاع پریشان و ظالمانه که بر کشور تنه انداخته خود را جدا کنند وتا چند سال دیگری از عمر باقی مانده آن را فدای حکومت ولی فقیه نکنند.تا در تاریخ بخوبی ذکر شوند.
    باید مواظب باشیم اگر طوفان خشم شروع بوزیدن کرد که میکند خوب و بد و غیره را نمیشناسد همه را در مینورد.

  19. غیرت شیرازی گفت:

    زبانم از گفتن هر کلمه ای ناتوان است . درود بر شما مردان عدالت

  20. اشکان گفت:

    دیروز در شیراز مردم زیادی در حدفاصل ملاصدرابه نمازی پیاده روی میکردن ولی با سکوت چه فایده !

  21. ناشناس گفت:

    درود به شرفت

  22. جلیل گفت:

    درود به شرفتون

  23. ناشناس گفت:

    هر چی که تو زندانن همه آدمای درست و حسابی و اونایی که زندانشون کردن همه اراذل اوباش! جامعه بین الملل نمی دونم چه غلطی دارن می کنن!

  24. ناشناس گفت:

    34 – رامین پرچمی؟

  25. سبز بي رمق گفت:

    مسئولين محترم جنبش سبز ! آيا زمان آن نرسيده كه شيوه ي اعتراضات مردمي را عوض كنيد ؟ با شيوه مبارزه خاتمي شما پيروز خواهيد شد اما ان شااله در قرن آينده ! چه زماني مي خواهيد اين واقعيت را درك كنيد كه نرود ميخ آهنين در سنگ ! نهال اين بيداري به چه مقدار از اين خون ها نياز دارد ؟ مي گويند خون شهيد بيدار گر است اما شما فكر مي كنيد خون اين شهدا قلب سنگ شده بعضي از اين مردم را تكان خواهد داد ؟ شما در انقلاب تونس ديديد كه يك خون به ناحق ريخته شده چگونه منجر به انقلابي گسترده شد كه بساط ظلم ديكتاتور را در هم پيچيد و همين يك خون به ناحق ريخته شده چگونه تمام كشور هاي منطقه را به حركت واردار كرد . از شروع اعتراضات انتخاباتي اكنون دو سال مي گذرد و در اين دو سال ما صد ها برابر انقلاب هاي منطقه خون داده ايم و زندان و شكنجه ديده ايم من نمي دانم يخ هاي قلب هاي يخ زده اين ملت ديگر با چه ظلم و جنايتي باز خواهد شد ؟ مراجع ما كه در طول تاريخ اين كشور همواره پشت و پناه اين ملت مظلوم بوده اند كي به پا خواهند خواست ؟ آقاي خاتمي در چه زماني از اين مبارزه آرام دست بر خواهد داشت ؟ فكر مي كنيد ما در كل مملكت چند جوان با غيرت مانند هدي صابر و هاله سحابي و مجيد دري و ………… داريم ؟ وقتي احمدي ن‍زاد به قهر در خانه نشست بهترين زمان مبارزه بود ولي متاسفانه رهبران در خارج نشسته جنبش كه از دور دستي بر آتش دارند نتوانستند از اين فرصت طلايي استفاده كنند . آنها غيرت جوانان جنبش سبز را با دستگيري رهبرانشان محك زندند غيرتي كه با دستگيري رهبران نهضت به جوش نيايد ديگر چگونه به جوش خواهد آمد ؟ به نظر من بهترين راه براي من و امثال من اين است كه براي نابودي ديكتاتور پشت سر رهبري جمع شويم كه پيروانش الحق و الانصاف نشان دادند كه از پيروان جنبش سبز بسيار باغيرت ترو شجاع تراند . و در هر عقيده اي كه دارند لااقل ثابت قدم و راسخ اند . اگر دير بجنبيد اين تفكر در جامعه بسيار زياد خواهد شد . خواهش مي كنم سانسور نكنيد تا لا اقل با طيف مخالفتان فرق داشته باشيد .

  26. رضا گفت:

    واقعا جای تاسف داره که یک زندانی را تحریک به اعتصاب غذا می کنن تا بلکه بمیره بتونن از مرگش استفاده کنن خدا بهتون رحم کنه . خدا چطوری با شماها رفتار می کنه “والله اعلم”

  27. ناشناس گفت:

    Ahsant

  28. سبز من گفت:

    نمی دنم چه بگویم فقط و فقط یعنی اسلام این است که قرآن و پیامبر (ص) فرموده .خداوند به داد ما برسد. همان گونه که امیر مومنان فرموده که با نگفتن امر به معروف و نحی از منکر کسانی بر شما حاکم خواهند شد که دیگر دعا هم اثر ندارد خداوندا به داد ما برس.

  29. ناشناس گفت:

    وقتی چنین دلیر مردانی را می بینم از خودم خجالت می کشم

  30. ناشناس گفت:

    آزاد شمایید و ما در زندانیم…

  31. ناشناس گفت:

    شرافت انسانیت مروت وآزادیخواهی رابایستی درمکتب این عزیزان آموخت خداوند پشت وپناهتان امیدوارم هرچه زودتر ابند ستمکاران آزاد ودر کنار مردم راهنمای آزادی مملکتمان باشید ادامه دهنده راه ÷یشینیان ازمصدق شریعتی طالقانی بازرگان سحابیها وصابر عزیز باشیم راهتون پررهروباد

  32. علی گفت:

    بزرگواری در مورد چگونگی نوشتن نامه پرسیدند….هنوز زندانبانان و انسانهای شریفی هستند که خود فروخته نیستند و مسلما نباید انتظار داشت که روش کار گفته شود

  33. یسنا گفت:

    اوین به ما جسارت می دهد درود بر شما عزیزان ازاده وای بر ما در بیرون از اوین کمی شهامت داشته باشیم و فریاد ازادی سر دهیم

  34. مریم گفت:

    درود به شرفتون ای اسطوره های میهن و بشریت! شما مایه افتخار و سربلندی ما هستید!

  35. بی شماران گفت:

    درود به شرافتتون!

  36. جواد گفت:

    نابود باد ظلم و ظالمان
    این چه دین و مسلامنیست, این دیگر چه جور انسانیتی هست.؟
    ایا نرسیدن به یک زندانی در هر شکلی که باشد و او را بکام مرگ فرستادن انسانیت است؟
    اسلام اینرا گفته, کجا هستند این علما, کجا هستند این مراجعه؟
    چرا باید اجازه داد به یک عده زندان بان, زندانی که به هر دلیل اعتراض داشته و اعتصاب غذا کرده رسیدگی نشود تا به کام مرگ برود.
    ایا براستی رئیس زندان و داد ستان و حاکمان شب را راحت میخوابند؟
    چرا هر روز لکه ننگی بر دامان انقلاب و جمهوری اسلامی مینشانید.
    شما در حال نابود کردن دینمان و اسلام هستید ایران که جای خود دارد.
    شرم کنید اقای اژه ای دادستان کل. شرم کنید دولت محترم.
    شرم بر شما باد

  37. ناشناس گفت:

    میخوام به اون کسیکه نوشته اینا چطورازتوی زندان نامه نوشتن بگم که چرابه همه چیز باشک نگاه میکنی.پس حتمااین افراد توی زندان نیستن.حتماماجرای کهریزک هم دروغه.توروخدااینطورشک نکنید

  38. یکی از بی شماران گفت:

    دورود بر شرافت و مردانگی شما
    تاریخ و ملت ایران ، شما مردان افتخار را به خاطر خواهد داشت.

  39. ناشناس گفت:

    اينها دست کمی از رژيم سوريه ندارند و چيزی که برايشان اهميت ندارد جان مردم است !

  40. چابکسری گفت:

    روزی تروخشک ما بسوزد آتش که به زیر دیگ سوداست

  41. ناشناس گفت:

    دوستان اصلاحطلب که حنبش سبز را تکه تکه کردند، و همین سایت محترم کلمه که مثل علف هرز نظرات را درو می کند باید پاسخ دهند که این نظام و این حکومت را چگونه می خواهند اصلاح کنند. ….. آقای خاتمی تازه در پی تقاضای بخشش است از مقام معظم رهبری بخاطر ظلمی که حق رهبری شده است. آقای خاتمی گاهی در قرن ده و یازدهم خورشیدی زندگی می کند و گاهی گویی در سوییس است.

  42. علی گفت:

    درود بر روح پاک سحابی ها و هدی صابر و درود بر شرافت و مردانگی شما آزادمردان

  43. مجید گفت:

    هزار رحمت به اوین زمان شاه

  44. ایرانی سبز گفت:

    وای خدای من! بااینکه از دو سال قبل همیشه پیگیر اخبار و مسائل زندانیان بوده ام، اما امروز که این لیست از زندانیان دلیر مرد را می خوانم اشک در چشمانم حلقه زده است و متحریم از اینکه چه رشید مردان و مشاهیری سیاسمتدارانی را در زندان داریم. خجالت می کشم که من حقیر آزادم و این آزادمردان دربندند. خواندن دوباره این اسامی انسان را شرمنده می کند.

  45. ناشناس گفت:

    هیچ حرفی برای گفتن ندارم… :-(

    فقط خدا وکیلی, این دولت خیلی نامرد و نا مروت هست… همین…

  46. ناشناس گفت:

    درود بر شرف و شجاعتتون

  47. ناشناس گفت:

    به خدا من احساس می کنم در زندانم دارم خفه می شم دیگه نمیدونم از کی باید کمک خواست

  48. ناشناس گفت:

    شما را من چشم درراهم!!!!

  49. محمدجوادِسبز-فرزندجانبازوبرادرزاده ی1شهید گفت:

    ایوَلّا به این شجاعت و صداقت-
    بله- به قول حاج مهدی کروبی : شاه یه شعبان بی مخ داشت ، این رژیم 1000تا شعبان بی مخ داره از جنس انجمن حجتیه البته- آیا اون یه نفر آدم ، هووادار و متمایل به انجمن حجتیه ی دشمن امام خمینی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  50. ناشناس گفت:

    حرف ها خواهم گفت اما اگر این بقض لعنتی بگذارد…