سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » جای خالی مادر را می‌فهمم، اما شبانه مادر را به خاک سپردن …...
» نوشته‌ای از فرزند یک مادر زندانی سیاسی، برای فرزندان هاله سحابی

جای خالی مادر را می‌فهمم، اما شبانه مادر را به خاک سپردن …

چکیده :من نه اینکه حال شما را چنان که باید درک کنم که محال است و محال. ذره ای اما، کمی، می‌فهمم؛ که من هم مادرم زندانی است و می‌دانم خاطرات مادری که می‌خواهی‌اش، نمی‌بینی‌اش ... نمی‌شنوی‌اش چه روح پرور اما ویران گر و جانگداز است. می‌دانم جای خالی مادر یعنی به صدایی به تصویری به تابلوی نقاشی به عطر مبهم جامانده بر شالی دلخوش کردن. من اما نمی‌دانم شبانه مادر را به خاک سپردن یعنی چه... و به راستی چه کسی عمق مظلومیت شما را می‌توانست بداند آن لحظه‌های ناباورانه وداع ......


فرود ناگهانی جسم و عروج ناگهانی روح هاله سحابی آنقدر دردناک بود که جان‌های بسیاری را آتش زد و دل‌های بسیاری را داغدار کرد. این داغ اما برای آنها که عزیزانی را در دو سال اخیر از دست داده‌اند و یا عزیزانی را در این دوران در حبس و حصر داشته‌اند و دارند، دردناک‌تر بود.

نوشته‌ی زیر را یکی از  داغداران  جدا از مادر نوشته و برای انتشار به کلمه سپرده است؛ یکی از فرزندان زندانیان سیاسی. او نخواسته که نام خود و مادر زندانی‌اش مطرح شود، اما برای فرزندان هاله سحابی از رنجی نوشته که بخشی هرچند اندک از آن را تجربه کرده و درک می‌کند: رنج دوری از مادر.

متن این نوشته‌ی کوتاه اما از سر درد را بخوانید:

به نام دوست
به یاد هاله سروی که زیر تابوت پدر دوباره رویید

آسیه، آمنه و یحیی
کلمات شما داغ شقایق داشت و خون دل لاله.

مادری بود، دختری بود و ناگهان زیر تابوت پدرش با آن همه اندوه، که به آنی، دیگر نبود … که هاله زنده تر و درخشان تر از همیشه ستاره ای شد در آسمانتان، آسمانمان. هاله ای که شهادتش شرر به جانمان زد و پهلوی شکسته و دفن غریبانه و شبانه اش آتش انداخت به دل های پاک و معصومتان.

من نه اینکه حال شما را چنان که باید درک کنم که محال است و محال. ذره ای اما، کمی، می‌فهمم؛ که من هم مادرم زندانی است و می‌دانم خاطرات مادری که می‌خواهی‌اش، نمی‌بینی‌اش … نمی‌شنوی‌اش چه روح پرور اما ویران گر و جانگداز است.

می‌دانم جای خالی مادر یعنی به صدایی به تصویری به تابلوی نقاشی به عطر مبهم جامانده بر شالی دلخوش کردن. من این را می‌دانم وقتی صدای مادر برای ماه ها پشت گوشی تلفن نپیچد چه فاجعه‌ای است. من اما نمی‌دانم شبانه مادر را به خاک سپردن یعنی چه… من نمی‌دانم چشمان نیمه باز مادر که دیگر باز نمی‌شود تا با عاطفه‌ای مادرانه فرزندانش را نوازش کند، یعنی چه؛ و به راستی چه کسی عمق مظلومیت شما را می‌توانست بداند آن لحظه‌های ناباورانه وداع که شبانگاه آن فرشته بال و پر شکسته را به سردی خاک سپردید جز حسن و حسین و زینب زهرا (س) …

اما اگر چه خاک سرد است، آمنه و آسیه و یحیی! یاد مادرتان… راه مادرتان همواره روشن و زنده و پویا خواهد ماند در جان‌های گرم ما که می‌تپد دلمان برای گرفتن حق خواهران، برادران، پدران و مادرانمان که ناجوانمردانه کشته شدند.

«مجال
بی‌رحمانه اندک بود و
واقعه
سخت
نامنتظر

از بهار
حظ تماشایی نچشیدیم
که قفس
باغ را پژمرده می‌کند»


17 پاسخ به “جای خالی مادر را می‌فهمم، اما شبانه مادر را به خاک سپردن …”

  1. مرتضی گفت:

    هاله هم چون فاطمه از نا نجیبان ضربه خورد/ زیر تابوت پدر پروانه گون افتاد و مرد

  2. امید سبز گفت:

    چه بگویم هر چه به ان واقعه می نگرم جز اشک چیزی ندارم چون بغیع را درک کردم چون . . . . . . . چون مظلومیت مظلومانه مادرمان فاطمه را … وای بر ما – وای برما که قانون مطلق قران کریم را داریم که جز نفع نباشد عملی بر آن نیست.

  3. نرگس گفت:

    چه تلخ

  4. ناشناس گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    در گذشت عزت ایران عزت الله سحابی و

    شهادت دختر این بزرگوار هاله سحابی را به شما ایرانیان تسلیت عرض می کنم

    این شعر را تقدیم شما عزیزان

    ( در وصف عزت الله سحابی و دختر شهید ایشان هاله سحابی ) می کنم

    دیروز درختی کزاین قوم غضب خشکید و رخت بست

    بر تنٍ این جنگلٍ محصورٍ سرسبز،لباس پاییز پوشاند و رخت بست

    چو این قومٍ غضب دید گلستان،ماتم زده از مرگٍ درخت است

    گلٍ ریشه بدوخته با درخت را،به زیر چکمه هایش له کرده است

    ولی غافل از اینکه جنگل و گل گر بخشکد

    چٌنین آزادی و رشد دیار خویش را کودش داده است

    منع محصوری شوند گل با درخت روزی

    امید است که ز کود این درخت و گل ، تعجیل در روندٍ کاریشان باشد . است

    گل ریشه بدوخته با درخت:هاله سحبی دختر عزت الله سحابی

    در بیت آخر مصرع اول منظور از درخت و گل رهبران جنبش سبزند

    و در مصرع دوم درخت و گل عزت ایران و دختر شهیدشان می باشد

    و من الله التوفیق

    شاعر:ل.م

    1390/3/14

  5. سارا گفت:

    الهی بمیرم برای هاله و فرزندان دلبندش . چه نا جوان مردانه میکشند .خدایا شاید خواب هستیم که به نام اسلم این کارها دارد اتفاق میافتد
    که صبح برخیزیم هاله را و نور را ببینیم .

  6. مرتضی اشرفی گفت:

    هاله هم چون فاطمه از نانجیبان ضربه خورد
    زیر تا بوت پدر نجوا کنان افتاد و مرد
    نغمه اش الله اکبر بود و ذکرِ یاحسین
    پرچم سبز علی را بر رفیقانش سپرد

  7. دلخون گفت:

    خانه مولا علی سیمای دیگر دارد امشب – ناله با سوز و گداز و اشک حیدر دارد امشب
    ——————————————-

  8. پیروزی... گفت:

    همه با هم زن و مرد و پیر و جوان بپاخیزید.. ۲۲ خرداد در این راهپیمائی شرکت کنیم
    سربلند و سرافراز باد ملت عزیز و شریف و مظلوم ایران. مردم قهرمان ایران. همه باهم سایه این دیو سیاه جنایتکار و جيره خوارانش را محو و نابود کنیم.. پیش به سوی آزادی ایران و ایرانی برای همیشه. 22 خرداد با حضور میلیونی حمایت کنیم

  9. ابي آسماني گفت:

    نعوذ باالله
    از خدا بترسيد از اين همه تشابه بكاربردن
    مقايسه با فاطمه از معاصي كبيره است.
    خود را بيش ازاين معصيت كار نكنيد

  10. غلام حسین گفت:

    از بچگی تو روضه ها میشنیدم که مادرمهربان شیعیان را زدندو به شهادت رساندند و مولایمان شبانه او را به خاک سپرد….و اکنون مادری به نام هاله……هاله با عزت رفت و نشان داد که…..” کل بوم عاشورا و کل ارض کربلا” …روحش شاد و با مادر مهربان شیعیان حضرت زهرا س محشور باد…..

  11. رضا گفت:

    اقا مرتضی اشرفی شعر قشنگی رو گذاشتن..ممنون

  12. ناشناس گفت:

    اللهم العن ضالمين الاولين ولاخرين

  13. ناشناس گفت:

    جواب ان ابی ضد آسمانی:
    اگر هاله نور و ابرها با فاطمه سیدة الانوار در آسمان عزت و عُلا همدم ملاک الرحمن نباشد پس با کی فکر میکنی باشد ؟! با خولی و یزید سنان و شمر سعد و عبید ؟!
    شیعه ما با ما هستند ائمه اطهار سلام الله علیهم

  14. ناشناس گفت:

    دوست اسمان ابی که کامنت گذاشتی . می خوام بگم عاشورا در طول تاریخ یک بار اتفاق افتاد . اما یادت باشه که تکرا رعمل زشت آون روز ( عاشورا) در طول تاریخ بارها وبارها اتفاق می افتد و اف بر آنانی که در عبرت نمی گیرند و در تحجر مانده اند و مثل تو توی تونل گناهان کبیره ات گیر کردی . بدون این که تعمقی کنی به عمق فاجعه ای که برای هاله اتفاق افتاد . متاسفم که مجبورم تند بنویسم ولی امید دارم که کمی شما عاشوراییان پر مدعای بی هنر _ حراف توی منبرهای که اشک تمساح می ریزید و خود یزید وار عمل می کنید اصلاح شوید . به امید روزی که همه با هم با تفکر و به دور از کینه توزی دست در دست هم با هر نگرش فردی و اجتماعی آزادی رو در دستانمان حس کنیم . یک زندگی دموکراسی رو آرزومندم .

  15. شقايق گفت:

    آقا و يا خانم آبي آسمان
    لطفا” بس كنيد اين مزخرفات رو
    آيا گناه كبيره اي كه شما مي گيد همين بلايي نيست كه بر سر خانم سحابي و خانواده اش آوردن كي مي خواين از خواب بيدار شين ؟ شما كه به دين اسلام اينهمه اعتقاد دارين چرا ساكت موندين؟ خوب اين ماجرا درست شبيه به شهادت رساندن حضرت فاطمه بوده اينم انكار مي كنيد؟

  16. سيد گفت:

    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  17. ناشناس گفت:

    از توهين به عزاداران و هيئت ها بپرهيز آقاي ناشناس
    اگه از روز اول اينجوري به متدين ها و عقايدشون توهين نمي كردين الان همه چيز بر وفق مراد بود اما افسوس كه آنها را با اعمال خودتان فراري داديد.بدانيد پيروزي بر اين نظام فقط بدست كساني محقق مي شود كه شهادت در اين راه را افتخاري براي خود ميدانند همچون شهيداني كه در زمان محمدرضاشاه به شهادت رسيدند.