سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پدرت ماند تا تو را در حصار کسانی ببیند که آنان را پناه داده بود...
» نامه محمد نوری زاد به میرحسین موسوی

پدرت ماند تا تو را در حصار کسانی ببیند که آنان را پناه داده بود

چکیده :من از این در شگفتم که تو، و همسرت، در بند باشی، و آنانی که شیر نفت بی زبان ملت ما را به جیب مبارکشان متصل کرده اند و قربته الی الله مشغول بالا کشیدن سرمایه های بی بازگشت این مردم اند، آزادانه برسر مسندهای این کشور حسرت زده جولان بدهند و در خلوت خود به ریش ما بخندند. عجبا که ما تو را به جرم های احمقانه ای متهم کردیم و در دادگاههای تشکیل نشده محکومت کردیم و به اجرای حکم خود فرموده ی خود مان نیز اقدام...


محمد نوری زاد نویسنده و کارگردان که در جریان حوادث پس از انتخابات سال 88 و در پی نامه هایی به رهبری بازداشت شد و ماه ها در انفرادی ها و قرنطینه زندان اوین نگهداری شده در نامه ای خطاب به مهندس موسوی می گوید: سیدعزیز، مگر چه می گفتی و یا چه می خواستی که از چهار طرف، بر تو و بر اطرافیان تو سنگ باریدند؟ و حضور تو را در کانون قدرت برنتافتند؟ تو می گفتی:با رمالی و کف بینی و هاله ی نور و اوهامی چون مدیریت برجهان نمی شود کشور را اداره کرد.

این روزنامه نگار که به تازگی از زندان آزاد شده است در ادامه می گوید: زمان، مرگ پدر شریف تو را به تعویق انداخت. او می توانست سه سال پیش از دنیا برود. او زنده ماند تا تو را درحصار کسانی ببیند که خود، آنان را درسالهای تلخ و تاریک پهلوی پناه داده بود .

متن کامل این نامه به نقل از وب سایت رسمی دکتر محمد نوریزاد به شرح زیر است:

به نام خالق صبح

سید سلام ،

چه خوب که می شود بدون هیچ دخل و تصرف در اوزان آسمانی آدمیان ، تو را با همین مختصر خطاب کرد :

” سید ، سلام” !

به ما بگو حال و احوال هم بندی ات چگونه است ؟ امید که به همین زودی ، بند از دست و پای تو و هم بندی ات بگسلد ، و ما شما را مثل سابق ، در کنار مردم دربندخود ببینیم. و باز به امید روزی که بند از دست و پای مردم ما نیز بگسلد، و راه برای رشد مردمی که سالها از رشد ، باز داشته شده اند ، هموار گردد.

تو، سید عزیز، باید، آری باید، طعم بند را می چشیدی. و با رگ و پی ات ، با درد و داغ مردم دربند، می آمیختی .

از این پس ، هم تو ، و هم همسرت ، هرکجا اگر سخن از آزادی بگویید، و یا هرکجا از حقوق فردی و جمعی مردم سخن به میان آورید ، حتما به سمت و سویی اشاره می کنید که همانجا کانون آسیب ها و کاستی های مکرر ماست . جایی که مردم ما ، دراین سالهای پس از انقلاب ، مرتب بدان انگشت می نهاده اند و برآن تاکید می ورزیده اند و نگاه ما و شما و جهانیان را بدان سو می خوانده اند و ما و شما ، درک درستی از آن نداشته ایم . و یا بنا به مصالحی که تمامی نداشت ، از تماشای فاجعه ها رو می گردانیده ایم .

تو اما ، سیدعزیز، مگر چه می گفتی و یا چه می خواستی که از چهار طرف، بر تو و بر اطرافیان تو سنگ باریدند؟ و حضور تو را در کانون قدرت برنتافتند؟

تو می گفتی:

با رمالی و کف بینی و هاله ی نور و اوهامی چون مدیریت برجهان نمی شود کشور را اداره کرد. روزی که در “بند دو الف ” زندان اوین ، سرکرده ی رمالان دولت را به بند مجاور من منتقل کردند، من از غربت سیادت تو به گریه افتادم . تو ، افق هایی را نشان ما می دادی که از چشم ما پنهان بود .

تو می گفتی :

یک بار و برای همیشه باید از رویه ی جاری و متداول پرونده سازی ، و ورود به حوزه های خصوصی مردم دست شست . من خود شخصا در زندان اوین ، دریافتم که خندیدن به حریم خصوصی مردم ، و ورود هماره و بی دلیل و غیرقانونی به این حریم ، زنگ تفریحی است که جماعتی از ما بدان معتاد شده ایم و در آن هوا حتی تنفس می کنیم .

تو می گفتی :

دست دزدان را باید از کیسه ی مردم بیرون کشید .

تو می گفتی :

نمی شود دست یک دزد بی نشان را به ساطور قانون سپرد و دست دزدان صاحب نامی چون رییس جمهور و معاون اول او را واگشود. درزندان بودم که نامه ی آقای توکلی به رییس قوه ی قضاییه مبنی بر دزدی های کلان معاون اول رییس جمهور را در یکی از روزنامه های رسمی کشور خواندم . مگر خود من چیزی غیر از این به رییس قوه ی قضاییه نوشته بودم که من اکنون در زندان باشم و آقای توکلی درمجلس؟ این دوگانه نگری به قانون در امتداد همان یک بام و دو هوایی است که خود ما ردش را در آژانس انرژی هسته ای نشان مردم دنیا می دهیم و ناله سرمی دهیم . که : ای مردم جهان ، می بینید آمریکای جهانخوار به انرژی هسته ای ما و انرژی هسته ای اسراییل چگونه با دو رویکرد مغایر می نگرد ؟

تو می گفتی :

ورود سپاهیان ونظامیان ، طبق قانون به عرصه های سیاسی و اقتصادی ممنوع است . درست همان عرصه ای که امروزه در تعلق محوری دوستان ما بوده و هست . عقل جمعی ، درست تشخیص می داده است که اسلحه بدستان اگر به هر عرصه ای ورود کنند ، بدیهی ست که دیگران از آن عرصه ها گریز خواهند کرد . که در این ورود مسلحانه و گریز هراسناکانه ، نه سلامتی برای رفتار سیاسی ما باقی خواهد ماند و نه سلامتی در حوزه های اقتصادی ، و نه هیچ سلامتی در هیچ حوزه ای . در دوسال گذشته ، درست پیش چشم مردمان دنیا ، همین خود ما نشان همه دادیم که چگونه می شود پوست از تن قانون درید و همان پوست دریده شده را برتن هر کودن دلخواه کرد .

تو می گفتی :

وقتی با اشاره به تاریخ ، و حکومت امام علی ، رقیبان خود را بی هیچ تخفیفی در صف خوارج نهروان جا می دهیم و با همین تطبیق هردمبیل، دنیا را برسر رقیب خود آوار می کنیم ، ابتدا باید علی بودن خود را ثابت کنیم . وگرنه هرکسی می تواند بدین ریسمان آویخته از تاریخ دست ببرد و با اشاره به خوارج نهروان ، سرضرب ، جایگاه علی را برای خود بلوکه کند .

تو می گفتی :

همه در برابر قانون یکسان اند . و روی کلمه ی “همه” ، تاکید می کردی . که یعنی بدون استثنا ! ویعنی : قانون ، به رهبر و رییس جمهور و همه ی رییس ها از یک طرف ، ویک روستایی از طرف دیگر ، به یک چشم می نگرد . درست همان نگرش امام علی . و درست همان نگرشی که در قانون اساسی ما هست و ما از اساس بیرونش کشیده ایم و به قهقرایی دور و نا پیدا پرتابش کرده ایم تا کسی سراغش را نگیرد . ما با غرور بر منبرها از امام علی و آن یهودی گمشده در تاریخ یاد می کنیم که به قاضی القضات خود امام علی مراجعه می کنند و امام علی – شکست خورده – از آن محکمه خارج می شود . و در این زمان ، آنچنان هیبتی از عدالت افراخته ایم که : حتی تجسم طرح شکایت یک روستایی بی نشان و آسیب دیده ، از رهبرمان یا از رییس جمهور، یا از هر رییس صاحب نام ، خنده دار یا : کفرآمیز تلقی می شود .

تو می گفتی :

باید غبار غلیظ نشسته بر چهره ی قانون را زدود و قانون را از زیر پای مجریان قانون بدر کشید و سرجای بایسته اش نشاند .

تو می گفتی :

چهره ی مخوفی که ما و بزرگان و حکومتیان از دین پرداخته ایم ، هیچ ربطی به ذات دین ندارد . که دین ، هرچه دارد ، جز زیبایی نیست و زشتی های نشسته به چهره ی آن ، فضولاتی است که خود ما به آن افزوده ایم .

تو می گفتی :

درپیشگاه قانون ، اقلیت سنی و مسیحی و زردشتی و یهودی و حتی کافران کمونیست، همان حقوقی را دارند که اکثریت شیعه . این وعده ها را ما ، در روزهای آغازین این نظام ، به مردم خود دادیم و رای آری آنان را ربودیم و بلافاصله بعد از کسب رای ، بنای ناسازگاری با مردم خود را پی نهادیم.

تو می گفتی :

باید به روی ایرانیان آواره و قهر کرده و عبوس و عصبانی آغوش گشود و نازشان را کشید و بخاطر سالها بد اخلاقی ، از آنان دلجویی کرد و به میهن بازشان آورد . تو می گفتی : نخبگان فراوانی که به هر دلیل به ما پشت کرده اند و راهی هر کجا غیر از وطن خود شده اند ، حراج ظالمانه ی استعداد ها و سرمایه های این سرزمین بحران زده اند .

تو می گفتی :

ادبیات هتاکانه و بی شرمانه و وقیحانه و دهشتناک رسانه های ملی و حکومتی را باید روفت ، و به جای آن : ادب انسانی را برکشید .

تو می گفتی :

اگر ریسمان دزدانی چون معاون اول رییس جمهور را بگیریم و بکشیم، بزرگان و صاحب منصبانی به صحنه آورده می شوند که هم اکنون برمسندهای بظاهر زوال ناپذیر خویش آرمیده اند و سردر اموال مردم فرو برده اند . و می گفتی : به محض افشای دزدی های آنان ، بزرگان مخفی شده ، مفتضحانه از اریکه های دروغین شان به زیر می غلتند .

تو می گفتی :

عنوان و درشتی عنوان آدمها، نباید برای آنان مصونیت ایجاد کند . و می گفتی : آدمها هرچه از پله های یک مسندبالاتر می روند ، پاسخگویی و شفافیت عملکردشان باید بیشتر باشد .

خلاصه سید عزیز،

تو ازهمین ها می گفتی که طرف مقابل ، تو را برنتافت . چرا که طرف مقابل ، اتفاقا بنا برهمین ویژه خواری ها و ویژه سالاری ها داشته و دارد .از همان ابتدا هم معلوم بود که مواضع مته گون تو، و حضور نامحرم تو در خلوت غارتگری آنان، تحمل شدنی نیست.

تو می گفتی :

اگر یک شهروند بی نشان ، تقاضای حسابرسی از خلوتگاه مالی شهرداری و ادارات و وزارتخانه ها و ریاست جمهوری و آستان قدس رضوی و بنیاد مستضعفان را داشت ، نباید آن شهروند بی نشان را ، و زن و بچه و خویشاوندان او را ” پودر” کرد.

تو می گفتی :

طبق آیه های قرآن ، کشتن یک نفر بی گناه ، بمثابه کشتن همه ی مردم روی زمین است . و می گفتی : ما با قتلهای زنجیره ای ، و قتلهای بی سرو صدای دیگر، هزاران بار ، بشریت را به اسم اسلام ازپا درآورده ایم . و می گفتی : یک چنین خوی و خصلتی اگر از هر کشور و تمدنی برآید ، از ما که به شوق شهد دین خدا کام گشوده ایم ، پذیرفتنی که نیست، بخشودنی نیز نیست .

سید عزیز ، می گفتی : ما با قتلهای زنجیره ای ، و قتلهای بی سرو صدای دیگر، هزاران بار ، بشریت را به اسم اسلام ازپا درآورده ایم . و می گفتی : یک چنین خوی و خصلتی اگر از هر کشور و تمدنی برآید ، از ما که به شوق شهد دین خدا کام گشوده ایم ، پذیرفتنی که نیست، بخشودنی نیز نیست .

سیدعزیز ، گذران شب ها و روزهای حصاری را که در آن گرفتاری شماره کن و انگشت بر روزی بگذار که سرفراز ، از میان بندهای گسسته ، پای بیرون می گذاری .

سنگینی دیو سیرتی رسانه های وقیح حکومتی را برشانه های خودشان وابگذار، که آنان در ابراز فهمی که لابد از دین خدا برداشته اند ، عکس سربرهنه ی همسر تو را برصفحه ی اصلی پرده ی نقالی خود گذاردند . ما اما ، از آبشار آسمان فهم، آموخته ایم که سربرهنگی را بر: برهنگی فهم ، و بر: بی فهمی و جهلی که چهره ی کریه خود را بزک کرده ، شرف و برتری بدهیم . ما ، با خزیدن به سایه ی سلامت و درستی ایمان همسرتو ، خود را در پناه پاکی ها و شایستگی ها می بینیم . درست همان سلامتی که بسیاری از مدعیان امروزین دین از او بی نصیب و بی بهره اند .

سید عزیز،

زمان ، مرگ پدر شریف تو را به تعویق انداخت . او می توانست سه سال پیش از دنیا برود . او زنده ماند تا تو را درحصار کسانی ببیند که خود ، آنان را درسالهای تلخ و تاریک پهلوی پناه داده بود .

سرت سلامت سید،

به خودت ، به همسرت، و به مردمی که چشم به راه تو اند ، نیک بنگر! جماعتی ، به زعم خود، آبروی تو را زیر پا نهادند و برآن پای کوفتند. آنان ، نابینا تر از آنند که برکشیده شدن تو را و آبروی تو را ببینند و باور کنند .

سید عزیز،

چشم به راه توایم . همپای روزگار. که او نیز با بازی های پنهان و آشکارخود ، چشم به راه توست.

تا ده سال دیگر ، بیست سال دیگر ، بسیاری از کسانی که با فهم تو گلاویز شدند ، همچون خود تو به دیار باقی خواهند شتافت . و دنیارا ، با همه ی اطوارش ، برای آیندگان باقی خواهند گذارد . آیندگانی که بنا ندارند سربه انبان فریب فرو برند و از آن سیر بخورند . آیندگانی که برباورهای درست خانه خواهند ساخت. و بسیاری از فضولات فکری و اعتقادی امروز ما را دور خواهند ریخت . و به ناب فهم و عقل و عشق ، دست خواهند برد .

بدا به حال من ، که از همین امروز، در رکاب فهم و عقل و عشق نباشم.

من، همینجا، از موضع یک کوچک تر ناپیدا، از رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران، تقاضا می کنم به یمن خاطره های خوب و صادقانه ای که از تو و پدرشریف تو دارند، تو را، همسرت را، و جناب کروبی را، از حصار بدرآورند.

فرمان آزادی شما توسط ایشان ، قطعا برمقبولیت ایشان خواهد افزود و فضا را برای گشایش هرچه بیشتر خواهد گشود. ما با هر تعدادی که داریم، سیزده ملیون، کمتر یا بیشتر، مصرانه این تقاضا را به آستان رهبرمان تقدیم می داریم و ابراز بزرگواری ایشان را انتظار داریم. چرا که اصرار برتداوم حبس و حصار شمایان، هرگز به نفع نظامی که ضرورت بقایش را شعار می دهیم نیست. انتظار ما از رهبر عزیزمان مدیریت بر بحرانی است که چون سیل به سمت ما هجوم می آورد. بحرانی که اگر صبوری اش سرآید، نه اسلحه خواهد شناخت و نه چیزی به اسم اسلام. و قطعا همه ی ما را خواهد روفت و به دره ای بی انتها در خواهد انداخت. بحرانی که زنگ هشدارش در کشورهای منطقه به صدا در آمده است و ما متعمدانه اما نابخردانه، با رویگردانی از عبرت پذیری، خود را از مسیر آن بدر می بریم .

سید عزیز ،

پنجشنبه ی هفته ی گذشته ، با هزار مکافات ، و البته با همراهی و همکاری و تصویربرداری لحظه به لحظه ی حراست بیمارستان مدرس ، به دیدن مردی رفتم که سالها ، در آن رژیم و در این رژیم ، زندانی بوده است . مردی که اکنون ، نفس های پایانی عمر پرفراز وفرود خود را فرو می برد و برمی آورد .

مردی که غریبانه ، چشم بردنیای پرفریب، و فریب کاری امثال من، بسته است تا همان چشم را چند روز دیگر ، به محشری از آسمان خدا بگشاید. عزت الله سحابی ، اکنون، با نفس های پایانی عمرخود، میزان فهم ما را ، میزان شعور ما را، ومیزان درستی دین و انسانیت و آزادگی ما را به احتجاج آورده است .

این روزها ، چه خوب که اخبار بیماری و درگذشت یک فوتبالیست در رسانه های ما تاب خورده و همه ی حساسیت ها و حیثیت رسانه ای و مملکتی ما را متاثرساخته است. و چه بد ، که عزت الله سحابی ، بی سرو صدا، رخت از این دنیا بر می بندد، تا دنیا را ، با همه ی وسعتش ، برای ما باقی گذارد. او اگر بجای سیاست در آن دوران تاریک ، می رفت و به کار دیگری روی می برد ، با استعدادی که داشت ، امروز رسانه ها ، اخبار ضربان قلب ثانیه به ثانیه ی او را رصد می کردند . ما اما با اطلاق جاسوسی و وطن فروشی ، او را و دیگرانی چون او را فرو کوفتیم تا خود بر فراز آییم . بربالین او ، به چهره ی رنجور و فرسوده و بیمار و چشمان بی فروغ او که نگریستم، این چند جمله را از او دریافتم :

ای همه ی دنیا خواهان،

دنیا به کامتان!

من راه خویش برگزیده ام ،

و در کشاکش این راه،

بندها را ،

با مرگ خود، بریده و رفتم .

دنیا برای شما.

سیراز آن بخورید.

سخت که سیر شدید،

حالا کمی بیاندیشید.

کار سختی ست ، نه؟

به این بیاندیشید که :

مرگ شما نیز در راه است .

سید عزیز ،

زمان با شتاب ، به نفع تو و سلامت تو و سلامت راه تو سپری می شود . تو قطعا ، سرفراز فردایی هستی که : جهان هستی ، برای تو تدارک دیده است . من از این در شگفتم که : تو ، و همسرت ، در بند باشی ، و آنانی که شیر نفت بی زبان ملت ما را به جیب مبارکشان متصل کرده اند و قربته الی الله مشغول بالا کشیدن سرمایه های بی بازگشت این مردم اند ، آزادانه برسر مسندهای این کشور حسرت زده جولان بدهند و در خلوت خود به ریش ما بخندند . عجبا که ما تو را به جرم های احمقانه ای متهم کردیم و در دادگاههای تشکیل نشده محکومت کردیم و به اجرای حکم خود فرموده ی خود مان نیز اقدام کردیم . باورم براین است که سید عزیز ، بسیاری از بزرگان صاحب نام و انقلابی ما و نمایندگان ما و دستگاه قضایی ما ، در نسبت با تو و همسرت و آقایان خاتمی و کروبی و حرکت معترضانه ی مردم ، و خون هایی که به ناحق در این دوسال ریخته شد ، به آنچنان آزمونی از آزمونهای الهی در افتادند که جز روسیاهی برای آنان نمانده است . در فردایی که همین نزدیکی هاست ، ما و تاریخ و جهانیان ، تماشاگر این روسیاهی دسته جمعی خواهیم بود . و البته تماشاگر رو سپیدی شمایان . صبور باش دوست ما . صبور .

من از این در شگفتم که : تو ، و همسرت ، در بند باشی ، و آنانی که شیر نفت بی زبان ملت ما را به جیب مبارکشان متصل کرده اند و قربته الی الله مشغول بالا کشیدن سرمایه های بی بازگشت این مردم اند ، آزادانه برسر مسندهای این کشور حسرت زده جولان بدهند و در خلوت خود به ریش ما بخندند . عجبا که ما تو را به جرم های احمقانه ای متهم کردیم و در دادگاههای تشکیل نشده محکومت کردیم و به اجرای حکم خود فرموده ی خود مان نیز اقدام کردیم .

سید ، سرت سلامت و آسیب از تو دور . ما و همه ی مردم ، چشم به بیت رهبرمان می دوزیم تا به یک اشاره ی حضرت ایشان ، راه آزادی بر شمایان گشوده شود . گرچه چشم ما ، پیشتر به آسمان خداوند است . تا مگر ما را از بارش برکاتش متنعم سازد . که سرزمین فلک زده ی ما ، امروز، بیش از هر زمان دیگر، به این برکات محتاج است . آیا رهبر گرامی ما صدای ما را می شنوند؟ این ما ییم و فریاد تقاضامندی ما . ما مگر چند نفریم ؟ حداقل سیزده ملیون نفر. و جمعیتی به کثرت تاریخ . و آرزوهایی که برای برآورده شدن پای می کوبند . آیا ما همین امروزها خبر خوبی از بیت ایشان خواهیم شنید؟

آیا رهبر گرامی ما صدای ما را می شنوند؟ این ما ییم و فریاد تقاضامندی ما . ما مگر چند نفریم ؟ حداقل سیزده ملیون نفر. و جمعیتی به کثرت تاریخ . و آرزوهایی که برای برآورده شدن پای می کوبند . آیا ما همین امروزها خبر خوبی از بیت ایشان خواهیم شنید؟

خدایا خامنه ای ما را محافظت کن . ما به مهربانی او بیش تر نیازمندیم.

با احترام و ادب : محمد نوری زاد ۵/۳/۹۰


176 پاسخ به “پدرت ماند تا تو را در حصار کسانی ببیند که آنان را پناه داده بود”

  1. هموطن گفت:

    مثل همه نوشته هايت بليغ وشيوا.درود خدا بر شما

  2. یک جوان تحصیل کرده گفت:

    کاش منم دستگیر می شدم تا نوریزاد از من یک فرشته می ساخت.

  3. احمد گفت:

    به هر حال اقی نوریزاد سعی کرده با رندی ظرافت حرف خودش رو بزنه. هر چند اگه من بودم شاید این جور تقاضا نمی کردم بااین حال هر کسی یک لحنی داره و از زاویه مخصوص خودش به شرافت نداشته حریف لطمه می زنه.

  4. سرباز سبز گفت:

    آقاینوریزاد عزیز
    برای شما به پاس اینکه رنج زندان و آزار سربازان گمنام و بی نام را به تن خریدی بینهایت سپاسگذارم و به امثال جنابعالی بدهی فراوان داریم. ولی امیدی به اصلاح رهبری نمیبینیم.
    ایشان مشروعیت خود را از دست داده و بصیرت لازم را برای زمامداری ملت ندارد. بیش از این با خواهش از ایشان درد دل ما را تازه نفرمایید.
    مخلص حر زمانمان
    سرباز سبز

  5. ناشناس گفت:

    کسی که عدالت نداشته باشد خود به خود از رهبری ساقط می شود. نیازی به عزل نیست…

  6. عبدالله گفت:

    باسلام
    درود بر شرف و ایمانت ای مرد غریب . چه زیبا گفتی و نوشتی . ولی صدها حیف که بصیرت گویان امروز بی بصیرتان گذشته و حالند که هنوز در خواب غفلت بسر می برند . درود بر شما یاران واقعی حضرت خمینی کبیر ( س ) و دورد بر خاتمی و موسوی کروبی و همه یاوران سبز اندیش

  7. سیامک گفت:

    همین فردا صبح از زندان اوین باهاش تماس میگیرن و تا دو ماه در انفرادی زندانیش میکنن اگر نکردن من اسممو عوض میکنم. اینا اگه انسان بودن الان مملکت اینجوری نبود.

  8. قائم گفت:

    هموطنان سبز عزيزم
    اشاره محمدنوريزاد نه ازسرساده انگاري است نه خداي ناكرده نفاق .بل انگاره اي است ازاخلاق علوي وآن اشارتي است كه اهل معرفت راكفايت افتد.پس درقضاوت درنگ كن وژرف انديش باش وتوشه پرباربرگير وبذرت غني سازتادرفرداي سبزت خوشه هاي سرشارازعطردل انگيزمعرفت دروكني تادگربار،آه جانسوزنصيبمان نگردد.كه حسرت تعجيل بغايت ذخيره نموده ايم.

  9. ناشناس گفت:

    درود بر نوری زاد آزاده

  10. سینا آزاد گفت:

    با تشکر از قلم بسیار زیبا و موثر استاد شجاع ودلاور ما نوری زاد که در زندان دژخیمان انواع شکنجه ها و آزار و اذیتها را دیدند و حسرت یک تقاضای کوچک را بر دل دژخیمان گذاشتند . از طرف دیگر چطور ممکن است از کسی که مسبب اصلی تمامی وقایع و فجایع دوسال اخیر می باشد تقاضای بخشش کنیم . آنهم به کدامین گناه ؟؟ ملت چه گناهی داشته ؟؟مگر در 25 خرداد چه شعارهایی بود به غیر از رای من کو ؟؟مثل اینکه ما از امام حسین بخواهیم عامل اصلی فجایع کربلا را ببخشد. امام خمینی می گفت حرف مرد یکی نیست و دوتاست . یعنی بعضی وقتها اگر دیده اشتباه کرده اعتراف کرده و عذرخواهی کندو بقول معروف جام زهر را بنوشد . ولی رهبر عزیز ما کوچکتر و لجبازتر از آنست که به خطاهای خود اعتراف کند و به حرفهای ما گوش دهد

  11. بهزاد گفت:

    ضمن ادای احترام به نوری زاد
    عجب حکایتی شده حکایت این روزها ! ببخشید مگر قراره ظالم ، مظلوم را ببخشد؟!!!!!! آقای ظالم تو رو خدا ما را ببخشید که به ما ظلم کردید!!!!
    پس اینهمه خون مردم ایران که به زمین ریخت همه را فراموش کردید؟!!!!؟ تمام کشورهای عربی فهمیدن مشکلشون چیه و دارن مبارزه میکنن اون وقت ما داریم درخواست میکنیم که تو رو خدا ما را ببخشید که به وضع مملکت معترضیم.
    فقط دوست دارم بگم متاسفم
    فراموش نکنیم که مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است.

  12. مسگر گفت:

    نوری زاد عزیز و دوست داشتنی هنوز عرق زدان از تنت خشک نشده شروع به نامه نگاری کردی و ظاهرا هنوز امیدواری گوش شنوائی در این مملت در بین مسئولین وجود داشته باشه
    اما هست ؟ اگر هست میشنود ؟ و اگر باشه و بشنوه واقعا فکر میکنی کاری میتواند بکند ؟
    جناب نوری زاد خوش تینت مهربان و عزیز وباز هم عزیز طلب بخشش از که میکنی ؟ و یا نه میخواخهی ادرس مصایب را بدهی
    ترا بخدا نکند این عزیز عزیز و مهربان و مهربان که میگوئی باورت باشد
    میترسیم استاد معزز خیلی میترسیم
    پناه برخدا

  13. ناشناس گفت:

    اياك نعبد واياك نستعين… هر روز 10 بار این آیه رو تو نماز میخونیم که از طاغوت چیزی نخواهیم… نا امیدمون کردی برادر

  14. ناشناس گفت:

    دوست عزيز! ظاهرا شما هنوز با تم نوشته هاي نوري زاد عزيزمان آشنا نشده ايد. اين نامه ها در تاريخ خواهد ماند و كنايه ها و اشارتهاي آن را انسانهاي ظاهربين و سطحي نگر نخواهند فهميد. چرا كه خود ايشان طرف و اعوان و انصارش را بهتر از من و شما مي شناسد. براي انسانهاي عاقل يك اشارت كافي است.

    همراه شما در جنبش سبز پيروز ميرحسيني

  15. ناشناس گفت:

    دوست عزيز! ظاهرا شما هنوز با تم نوشته هاي نوري زاد عزيزمان آشنا نشده ايد. اين نامه ها در تاريخ خواهد ماند و كنايه ها و اشارتهاي آن را انسانهاي ظاهربين و سطحي نگر نخواهند فهميد. چرا كه خود ايشان طرف و اعوان و انصارش زا بهتر از من و شما مي شناسد. براي انسانهاي عاقل يك اشارت كافي است.

    همراه شما در جنبش سبز پيروز ميرحسيني

  16. ناشناس گفت:

    من ازهیچ چیزبه اندازه این ناراحت نمی شوم که یک مدعی دین داری فحش بدهد,تمسخرکند,تحقیرکند,بترساند,توهین کندودرملاعام دستوربه اعدام دهد,مردم را گوساله گوید,به بقیه حمله کندوحق دفاع را ازانها بگیردچون اوحق است وبقیه باطل,اصلا برادرهمه باطل اولا به تو چه ربطی داره دوما اگه یکی نخواست بره بهشت چه کسی روبایدببینه؟/ من یک نام خوب رو اینها گذاشتم=(جمع نقیضین),فقط همین,شما هم می توانیدبادیدن کارهاشون ویک ذره فکرکردن وتحلیل پی ببرید.درضمن اقای نوری زادچرا تقاضا می کنی؟من به عنوان جوانی که19سال دارم غرورم به من اجازه تقاضانمی دهد,حاضرم بمیرم ولی تقاضانکنم پس تقاضانکن/راستی سبزمبارزهم گفته بودچراپاسخ محسن رضایی رو نمی دیدمن بهش میگم داداش من اون که نیازی به پاسخ نداره,مگه ندیدی7یا8نفرپای حرفش نشسته بودند؟او مرده سیاسی هست

  17. ناشناس گفت:

    بنظر من آقای نوریزاد منش یک جنبش سبزی را در نامه اش به خوبی منعکس کرده بود. اگر می گوییم زنده باد مخالف من نباید در حد شعار باقی بماند و باید به صورت یک روش رفتاری تمرین شود. اگر می خواهیم از استبدادزدگی رهایی یابیم باید الگوی رفتاری خود را عوض کنیم. من هنوز فکر می کنم که باید صبر کنیم چون خیلی از حقایق هنوز روشن نشده. هروقت دلتان گرفت به بچه هایی بیندیشید که برای دفاع از خاک ایران مدت 8 سال دور از خانواده های خود زیستند. عده ای شهید شدند و عده ای بی ادعا در گوشه و کنار کشور زندگی می کنند.

  18. ازادي سبز گفت:

    اقاي دکتر نوريزاد عزيز….واقعا اگه منظورت درخواست عفو از رهبري است که ما ملت سبز علاوه بر اينکه مسبب اين ظلمها را کسي بجز خامنه ا ي نميدانييم.زيرا ايشان در مقام ولايت بايد به ملت بگن مقصرين کوي دانشگاه چه کساني بودند.وبه دستور چه کسي فرزندان دانشجوي کشور بصورت فجيع مورد ضرب وشتم قرار گرفتند.ايشان چرا اينقدر سنگ احمدي نزاد را به سينه زدن که ملت به خواري ومملکت تا بيست سال ديگه به سرو سامون نميرسد وهزاران سوال بي پاسخ ديگه که هممون ميدانيم ،…..حال اقاي نوريزاد اگه طلب عفو شما از خامنه اي اين پيام را داشته که همه بدانند مسبب اين بد بختيها ايشان هستند درست ولي اگه دليل ديگه دارد …..وا اسفا که شما ديگه چرا. . ! سايت کلمه سخني هم با شما دارم اين خيلي تند تند يعني چي .والا تند تند اونه که به ناموس ايراني در زندان تجاوز بشه وکسي نتونه واجازه نداشته باشه حرف بزنه …نه چند کلمه حرف حساب. بازم…

  19. ناشناس گفت:

    احمدزرین اباد,تویی که خارج نشسته ای,برای من جوان خون یک ادم دیوانه برابرهست بایک ادم پروفسور, حرمت وشان ومنزلت خون مردم برای من ازهرچیزی که تو فکرش رو بکنی بالاتره

  20. حقیقتجوی عاشق گفت:

    عجب نامه ای

  21. zane iran گفت:

    ino ghabol daram .tarafe aghaye norizad ye esm nist ye tarikhe .esm neshoneye ine tarikho sabt kone.vagarna donestani ro hame midonan

  22. حسین گفت:

    بسیار زیبا بود ولی تقاضا از کسی که با بی تدبیریش این مشکلات را فراهم کرد را نمیپسندم

  23. sadaf az canada گفت:

    noorizade aziz salam har chand dar bachegiam sedaiat dar revaiate fath mesle naghoose marg bood halalam kon vali alan ghalamat man ra az khabe toolani biroon avard mara zende kard va barha vabarha doaiat mikonam ke hamchenan azade bemani va roshangari koni shatranj baze maheri hasti damet garm enshaalah khodavand khodash bozorgnemaha ra ke bar khoone baradare shahidam kooshke be zaher sefid alam kardand ra rosva nemaiad ia mtonabeh sazad ta khoone baradare azizam anhara nagerefte be omide inke hamishe noorani va azade bashi

  24. ناشناس گفت:

    دوستان سبز
    نوری زاد نظر اصلی خود را در این جمله گفته است ” ا پدرت ماند تا تو را در حصار کسانی ببیند که آنان را پناه داده بود ”
    مگر منظور ایشان کسی غیر از رهبر است؟
    بر او خرده نگیریم که از رهبر تقاضای آزادی میر وشیخ مان را می کند؟
    اگر رهبر چنین کند چه اشکالی دارد که او بخشی از خطای خود را جبران کند و اگر نکرد این حرف نوری زاد میتواند در فردای محشر حجت را بر او تمام کند که بودند آزاد مردهایی که نه از سر تسلیم بلکه از سر دلسوزی حتی برای دشمن ظالم درخواستی کردند که شاید می توانست بار گناه اورا کم کند.
    خصلت سبزها انتقام نیست سبز ها مرید امام علی هستند که فرمود: در عفو لذتی است که در انتقام نیست.

  25. ناشناس گفت:

    بنام خدا

    آقای نوری زاد عزیز ! درخت وجدان رهبری بی بار و بی برگ تر از آن است که با گردباد عاطفی رفتار و قلم شما برگ و بار و سایه ای بر سرزمین سراسر سوخته و تشنه ایران ما بر افکند. آقای نوری زاد عزیز! بیهوده چرا شلاق بر تن اسب مرده میسائید؟ سالهاست که ایشان از میان ملت ما رفته اند – کافی است نگاهی به دور و بری ها و نمایندگان ایشان در دستگاه های مختلف بیافکنید – خواهید فهمید که او که کیست. ملتمسانه از شما میخواهیم که دست از التماس از ایشان بر دارید! کیست که اهل معرفت و آگاهی باشد و زبانه های جهنم را به گرداگرد ایشان در رقص نبیند؟ کیست که اهل معرفت و آگاهی باشد و بیراهه رفتن ایشان را به چشم نبیند؟ به قول فروغ هیچ صیادی از جوی حقیری که به گودالی میریزد مرواریدی صید نخواهد کرد – شما خود را مثتثنی ندانید! شما رهبری را به سر عقل نخواهید آورد! مگر نمیدانید که رهبر انقلاب چیزی نمیداندَ – مگر نمیدانید که ایشان تجربه ای ندارد اهل سفر نبوده است و از دنیا و اخبار و احوال ملل دیگر پاک بی خبر است- مگر نمیدانید که ایشان سر در حوزه مالوف و حجره مانوس خود دارند و از آشفتگی خواب ظهرشان بیزارند. مگر نمیدانید که ایشان چاپلوس چاکر سینه چاک را به منتقد کارآمد کاردان ترجیح میدهد؟ مگر نمیدانید که ایشان سالهاست که برای حفظ ” قدرت” از آبروی پیامبر اسلام و دین خدا مایه گذارده است؟

  26. رای به موسوی داده ام گفت:

    زنده باد آقای نوری زاد و پاینده مردم ایران . دلم برای آقای موسوی و خانم محترمش تنگ می شه . مثل همیشه پیام عالیی بود . فقط من هم مثل اکثر دوستان با بخش تقاضای ایشان از رهبری برای آزادی جناب موسوی مخالفم و شخصن به رهبر به جای تقاضا کردن توصیه کره و می خواهم که کمتر بترسند و آرام باشند چونکه ما مردم ستمکار و ظالمی نیستیم و نخواهیم بود و قصد به بند کشیدن و در خانه محصور کردن هیچ ازاده و بزرگی را بخصوص هموطنمان ومخصوصن با درجاتی همانند امام , آیت الله العظمی , نماینده خدا و امام زمان را نخواهیم داشت . در پایان یادم هست که در روزهای اخیر دوران زندان و اعتصاب غذای جناب نوری زاد به رهبر در پیامی عرض کردم آقا حیا کنید.

  27. ناشناس گفت:

    کنایه های ادبی زیبایی داشت . میدانم دوستان به طور کامل آگاه شده اند

  28. سبز گفت:

    زنده باد نوري زاد!
    من به تمام دوستاني كه فكر ميكنن جناب نوري زاد در پي اجابت هست عرض ميكنم كه خوب دقت كنن به جملات آقاي نوري زاد”خدایا خامنه ای ما را محافظت کن . ما به مهربانی او بیش تر نیازمندیم.”و ادامه جمله فكر ميكنم اين باشه”تا مهرباني تو”
    اين يعني چي؟طنز بسيار ظريفي توش بكار رفته!
    سرت سبز ودلت شاد

  29. ناشناس گفت:

    چي بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!

  30. ایران گفت:

    آقای نوری زاد من گمان نمی کنم آقای موسوی و بقیه انسان هایی که بی گناه در بند هستند راضی باشند بعد از این همه مصیبت چشم به بیت رهبر داشته باشند. همان خدایی که آتش را برای ابراهیم سرد کرد.همان خدا هم تمام انسان های دربند را آزاد می کند.نه آقای نوری زاد لطفا شان آنهایی که تمام این مدت را ایستادند از بین نبرید.

  31. یک دردمند گفت:

    آن چه که این روزها از قلم نوری زاد و دیگران جاری می شود سند درخشانی است در تاریخ حسرت بار آزادی خواهی ملتی به بند کشیده و صد البته نا کام تا کنون. اما باید مطالب ایشان را با زیرکی خواند و تامل نمود. تاکید ایشان بر عقل و منطق و انسانیت عمدی است تا شاید برخی غفلت زده سنگین خواب را تلنگری باشد. باید دیگران نیز اینگونه باشند تا فرزندانمان بارقه های زیبایی را در لابلای هزارتوی تاریکی ببینند و به اینده چشم بدوزند.کمی شکیبا باشیم و به آنانی که قدری ظریف تر مبینند فرصت بدهیم.

  32. ناشناس گفت:

    سلام برآزادی خواهان گیتی براستی اندیشمندان و قلم بدستان این دیار را چه شده که بر سر حصر چند روزه فردی به گفته خودشان (سید عزیز)که اینگونه نیز هست بر درگاه خدای آسمانها و زمین و خدایگان زمینی سر سجده فرود میاوردو تمنای مهربانی و بخشش مینماید اما بر خونهای ریخته شده در هر زمانی و هرمکانی از ادمیانی شاید از دید اینان ناچیز ولی بهرحال مقربان درگاه پروردگار وهبوط کرده به زمین وبه هر جرم و دلیلی سکوت کرده اند و دم بر نیاورده اند. سوال اینست که آیا شما دانایان را بخششی خواهد بود روزی که باید جواب پس بدهید از این همه تبعیض و تفاوت

  33. مغان گفت:

    دست مريزادنوري زاده عزيز.ملت ايران برشيرمرداني چون شما برخود ميبالند.تونمونه يك قهرمان ملي هستي.نوشتارت به تك تك سلولهاي بدن هرانسان منصف وبا وجدان نفوذ ميكند.تاريخ خودگواه خواهد شد كه بهترين فرزندان اين كشوربه دست چه كسي يا كساني به حصر كشيده شدندومسبب اين اعمال ضدبشري كيست.

  34. احسان گفت:

    سلام
    خدا قوت بدهد به ما هم روحيه مي دهي
    در حقيقت “خدایا خامنه ای ما را(از ظلم و جور كردن) محافظت کن .

  35. آرش گفت:

    درود خدا بر آزاد مردان
    با سلام
    آقای نوریزاد برادر عزیز ما تو را حر زمانه میدانیم . برادر عزیز تقاضا از چه کسی ؟ چرا تقاضا ؟ این بیت همان بیتی نیست که فرمان تیر و حصر از آن صادر شد. این بیت همان بیتی نیست که فرمان کودتا را صادر کرد ؟
    فقط از خدا میخواهیم. در ضمن سید ما آزاد است و آنان هستند که دربند قدرتند نه سید

  36. بنده خدا گفت:

    جانا سخن از زبان ما می گویی…

    دوستان فکر می کنید نوری زاده نمی داند با کسی حرف می زند که خود باعث تمامی این بدبختی هاست؟؟
    فکر می کنید عارش نمی شود که اینگونه عاجزانه در برابر مسند استکبار سر تعظیم فرود آورده و تقاضایی دارد؟؟
    هدف باید شیوه راه را نشان دهد…
    هدف است که فعلا ما را اینچنین گوشه گیر و خموش نگه میدارد. زیرا که کم هزینه ترین راه فعلا همین است…
    دیدید که از سکوت سبز هم وحشت دارند….
    همینشان بس

  37. ناشناس گفت:

    آقای نوری زاد اون جاهایی که با میر حسین صحبت می کردی چقدر احساس خوبی به آدم دست می داد ولی …

  38. بی نام گفت:

    پیام آخر عاشورا این بود: «اگر مسلمان نیستید لا اقل آزاده باشید»
    پیامی که در انتهای نامه «سید سلام» نوری زاد و در سخنرانی اخیر سید محمد خاتمی عزیز می توان به وضوح دید.
    چرا که: «چشم ما ، پیشتر به آسمان خداوند است . تا مگر ما را از بارش برکاتش متنعم سازد.»

  39. عبدالله گفت:

    گرچه آنچه در اين نوشتارآورده شده غمنامه اي عجين شده با حقايق تلخ است اما براي رهايي از بند اسارت نبايد حق رابه گونه اي وارونه نمايش داد؟

  40. حسین گفت:

    تبریک به نکته بینی شما اصلاح طلب عزیز. موفق باشید.

  41. ناشناس گفت:

    عزیزان سبز، هدف اصلی جناب نوری زاد آن است که به صورت ظریف نشان دهد همه این تهمت ها و بند ها و مشکلات به دستور رهبری است.

  42. حمید گفت:

    سلام
    از ته دل می گویم که لقب حریت برایت کوچک است ، ولی آیا به نظر تو هیچ گوش آویزانی این صحبت های حکیمانه و رمزآلود تو را می شنود ،که بهتر بگویم می خواهد که بشتود !!!؟

  43. علی گفت:

    دوستان یادتون نره روش و گفتمان جنبش سبز مسالمت آمیز . من واقعا متشکرم از آقای محمد نوری زاد عزیز . و آرزوی آزادی میکنم برای سید عزیزمون مهندس موسوی بزرگوار

  44. وحيد گفت:

    فقط يک مقايسه ساده:
    ادبيات آقاي نوريزاد عزيز و تاجزاده و ساير شيران دربند را با ادبيات مقربين نظام وياران گرمابه و گلستان سران نظام به اصطلاح مقدس مقايسه کنيد .يکي ديگري را به عورت و آلت تشبيه مي کند آن يکي مردم را به گاو گوساله و ديگري هم مخالفان را خس و خاشاک و تازه خيلي هم که محترمانه سخن بگويند مخالفانشان ميکروب سياسي وبي بصيرت مي شوند.
    دائما يکسان نماند حال دوران غم مخور

  45. هومن گفت:

    نوری زاد عزیز
    باسلام وآرزوی سلامتی _ اینک تو ازدیدگاه این مردم مظلوم یک قهرمانی. خواهش می کنم باطلب آزادی میرعزیزازفردی که
    سرمنشا تمامی ظلمهای رفته براین مردم دردوسال گذشته بوده موجب تغییرنگاه مردم به خود مشو.تمنا می کنم

  46. سرداربازنشسته گفت:

    عزيزان0 بسيارسفربايد تا پخته شود خامي
    يقين بدانيد كه خاتمي عزيز و نوريزاددوست داشتني با اين پيام … را به (سخره) گرفته اند 0
    چرا كه خود به خوبي ميدانندكه قدرت به حدي… راكر وكور كرده كه خدا فرصت اين كاررابرايش فراهم نمي كند0
    واين تنها جهت عبرت تاريخ است0

  47. حتما حتما حتما بخوانید گفت:

    هم رزمان سبز . ما مخالف خط مشی فعلی حکومت هستیم . به اشخاص کاری ندارم . آقای نوریزاد با قلم طلایی خود حرف هایش را زد . آقای … و … و … مشکل ما نیست با همه احترامی که برای مهندس قائلم و تمام وجود من به عشق اوست که زندگی می کند مشکل ما فقط آمدن موسوی نیست . ما می خواهیم افکار متحجرانه حاکمیت فعلی برود و افکار آزادانه و روشنفکرانه موسوی ها ، رهنوردان . کروبی ها و خاتمی ها و امثال همین آقای محمد نوریزاد که به او حر جنبش سبز می گویند حاکم شود . آقای …. فرد توانایی است اما با این افکار با این ظلم ها با این اشتباهات فقط دارد در کاخ خودکامگی می چرخد .
    کسی که به نخست وزیر خود رحم نکند . به محمد نوریزادی که از او حمایت کرده رحم نکند . به مردم خود که باید برای آنان مانند پدر باشد رحم نکند . چه توقعی می توان داشت . می دانم خدا درهای توبه را نبسته ولی این غرور سرکش آقای … نم گذارد او حرف اسنا دنهای دربند اسارت خودش را بفهمد و الا مگر تاقبل از انتخابات ما با او مشکل جدی داشتیم _فارغ از کوی دانشگاه 78) ما با او مسئله نداشتیم ولی انتقاد داشتیم . آقای … برگرد بسمت ملت نمی خواهم ای کلام را بگویم اما یک نگاه کن صدام . مبارک بن علی … بر لباسی که به تن داری رحم کن به سیادتی که در وجود توست به خودت رحم کن 180 درجه با مولای متقیان تفاوت داری . چکار می کنی کدام اسنسان عاقل بازوی توانمندی چون موسوی را قطع می کند و یک دست مصنوعی و سست مانند احمدی نژاد را جایگزین می کند . چرک و خونی که از بریدن این دست توانا بدست آوردی نفوذ این خون به سراسر بدنت بوده و تو را از پا می اندازد بگذار باری دیگر عکس تو در گوشه ی اتاقم باشد و الا متاسفانه به پایان سلام کن . سلام کن

  48. خواهر بسیجی گفت:

    جناب نوری زاد عزیز. آفرین بر قلم زیبای شما. چقدر زیبا احساس همه ما ایرانیان را نسبت به سید بزرگوار بیان کردین.مرحبا به قلم شیوای شما.این نامه و نوشته های شما دل سنگ را نرم میکند من عجبم از این سردمداران حکومت که چقدر بیرحم و خودخواه و نمک نشانس هستن..الله و اکبر. با خوانده نامه شما پی بردم که چقدر نسبت به این بزرگ مرد ارادت دارم و چقدر دوستش دارم.خداوند حافظ و نگهدارش باشد همیشه و همه جا. انشالله انشاالله انشاالله

  49. ناشناس گفت:

    از زکاوتت بسی لذت بردم دوستانی هم که اعتراض دارن به در خواست او از رهبر نیک بنگرند خواهند یافت منظور او چیز دیگریست ……..
    او به طور واضح میگوید اصلاح طلب است . از نظر من هم این راه بهترین است چون با سقوط … مصیبتی ایجاد میشود که جمع کردنش کار هر کس نیس تا به حال به مفهوم 75 % سرمایه ای که دسته سپاه هست فکر کرده اید؟ باید ارام ارام قدرت منتقل شود . اگر این حکومت فروبپاشد به قهقرایی خواهیم رفت غیر قابل تصور.

  50. ناشناس گفت:

    آخر این سرش رو به باد میده