سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شرکت یا عدم شرکت در انتخابات؟ مسئله این نیست!...

شرکت یا عدم شرکت در انتخابات؟ مسئله این نیست!

چکیده :سوال این نیست که آیا باید در انتخابات شرکت کرد یا نه؟ بلکه سوال این است که برای تحکیم «نهاد انتخابات» چگونه می‌توان از فرصت «نمایش انتخابات» استفاده کرد؟...


حمزه غالبی

بی‌تردید جنبشی -که با تلاش برای تحول از طریق یک انتخابات آغاز و با اعتراض به اعلام نتایج مخدوشش اوج گرفت- نمی‌تواند نسبت به پدیده انتخابات بی‌توجه باشد. علاوه بر این ایام انتخابات از فرصت‌های ذی قیمتی است که همواره فضای گشاده تری برای سیاست فراهم می‌کند. شاید برای همین باشد که خیلی سریع این سوال طرح می‌شود: آیا باید در انتخابات پیش رو شرکت کرد یا نه؟ بیایید برای رسیدن به پاسخ، نخست خودِ سوال را بیشتر وارسی کنیم. به نظر من این سوال پیش فرض‌هایی از این دست دارد: راه تغییر در وضعیت مردم اگر تنها ماشین حکومت نباشد، دست کم موثر‌ترین راه است؛ روش در اختیار گرفتن این ماشین، انتخابات است؛ انتخابات هم توسط قدرتی که دست بالا را دارد برگزار می‌شود. این مسیر ما را به اینجا می‌رساند که ببینم آیا قدرت بر‌تر اجازه شرکت در انتخابات را به ما می‌دهد یا خیر. البته می‌توانیم اینگونه هم صورت بندی کنیم که «دیگرانی» انتخابات را برگزار می‌کنند و ما نظاره یا ارزیابی می‌کنیم که آیا این انتخابات واجد حداقل‌هایی از شرایط یا امکانهای وصول به اهداف مطلوب ما هست یا خیر. اگر این حداقل‌ها تامین شود، فعال شده و در انتخابات مشارکت می‌کنیم اگر این چنین نبود از فعالیت سرباز می‌زنیم. هرچند ممکن است مشخص کردن این حداقل‌ها چندان آسان نباشد. با این نوع نگاه ما در دوره‌های مختلف بسته به شرایط و تجربه‌های پیشین با مسئله انتخابات مواجه شده و به تصمیم‌های متفاوتی رسیده‌ایم. اکنون نیز نتایج آن پیش روی ماست. به طور مثال در دور هفتم انتخابات مجلس شورای اسلامی به خاطر کتمان صلاحیت بسیاری نامزدها، حتی نمایندگان‌‌ همان دوره، اصلاح طلبان اعلام کردند که در انتخابات شرکت نخواهند کرد. البته ظاهرا این عدم شرکت نتایج قابل توجهی نداشت؛ برای همین هم در انتخابات مجلس هشتم که دایره حذف‌های غیرقانونی گسترده‌تر شده بود، گروهای مختلف محذوف علی رغم بد‌تر شدن شرایط، در انتخابات شرکت کردند. باز هم گویا این تجربه چندان مطلوب نبود چنانکه آقای خاتمی ترجیح داد در مرحله دوم انتخابات‌‌ همان دوره مشارکت فعال نداشته باشد.

چه گره‌ای در کار است که شرکت یا عدم شرکت در انتخابات دوره‌های هفتم و هشتم مجلس چندان به نتایج متفاوتی نیانجامیده است؟ و شرایط را اتفاقا به مرور بد‌تر کرده است. به نظر می‌رسد مشکل در پاسخ ما به این پرسش که «آیا باید در انتخابات شرکت کرد یا نه؟» نیست. بلکه اساسا ریشه در پیش فرض‌هایی دارد که این پرسش را می‌سازد. به نظر من اندیشدن در‌‌ همان چارچوب قبلی خیلی به نتایج متفاوتی نخواهد انجامید. شاید یکی از دستاورد‌های جدی جنش سبز، سُست کردن همین چارچوب‌های ذهنی متصلب بود. خوب بیاید ببینم آیا می‌شود انتخابات را جور دیگری هم فهمید یا خیر.

انتخابات نه یک آیین که در آن صندوق‌های سفید رنگ در بعضی از نقاط شهر گذاشته می‌شود و برخی از مردم تکه‌هایی از کاغد -که اسم یک سری از افراد روی آن نوشته شده است- را درون آن صندوق‌ها می‌اندازند و احتمالا تلوزیون مدام تکلیف شرکت در آن را پخش می‌کند؛ خلاصه نه آن «نمایشی» است که قدرت به صورت موسمی ترتیب می‌دهد بلکه مکانیزمی است که گروه‌های مختلف که خودشان را «متفاوت» تعریف می‌کنند و طرح‌های گوناگونی برای اداره جامعه دارند، برای به کرسی نشاندن حرفشان رقابت کرده و در ‌‌نهایت به نسبت توانشان برای جذب اقبال مردم، قدرت را تقسیم می‌کنند. در این مسیر، تصور بر این نیست که حاکم داوطلبانه حاضر می‌شود قدرتش را به راحتی تقسیم کند بلکه باید موازنه قوا به گونه‌ای تغییر کند که «مجبور شود» تن به مکانیزمی بدهد که قدرتش را با گروهایی -که خودشان را متفاوت تعریف می‌کنند- تقسیم کند. در این شرایط که قدرت مستقر به انواع مختلف ابزار‌های کنترل دسترسی انحصاری دارد، توان اجتماعی اگر تنها تکیه‌گاه نباشد دست کم موثر‌ترین منبع است. در این مسیر با این سوال مواجه هستیم که در «ادامه فعالیت»‌هایمان در فرصت پیش رو که «دیگری» می‌خواهد «نمایش انتخابات» را بازی کند، چگونه می‌توانیم «نهاد انتخابات» را تقویت کنیم؟ ما نه منتظر، که «کنشگریم» و نه منفعل و ناظر که «فعال» برای تحقق «انتخابات واقعی» هستیم. در این مسیر برای هر جریان اولین گام این است که با افزایش توان اجتماعی، موازنه قدرت را چنان تغییر بدهد که قدرت مستقر نتواند موجودیت او را نفی کند یا چنین تلاشی را به صرفه نبیند. به عبارتی اولین گام این است که بتواند وجود خودش را به عنوان جریانی مستقل -که خود را متفاوت از خواست قدرت مستقر تعریف می‌کند- تثبیت کند. بازداشت خانگی دو نامزد پیشین انتخابات و زندانی بودن نمایندگان ادوار گذشته مجلس نشان از این دارد که نهاد انتخابات تقریبا از بین رفته است. در این نوع نگاه شرکت یا عدم شرکت در فرایند تحکیم نهاد انتخابات معنی ندارد بلکه همواره باید در این فرایند «تحمیل انتخابات واقعی» مشارکت مستمر داشت. از این منظر گام پیش روی سبز‌ها در مسیرشان برای «تحکیم نهاد انتخابات»، شکست حصر رهبرانشان، آزادی اعضای ستاد انتخاباتی و معترضان به نتایج انتخابات مخدوش شده خواهد بود.

به بیان خلاصه‌تر سوال این نیست که آیا باید در انتخابات شرکت کرد یا نه؟ بلکه سوال این است که برای تحکیم «نهاد انتخابات» چگونه می‌توان از فرصت «نمایش انتخابات» استفاده کرد؟

منبع: وبلاگ شخصی حمزه غالبی


104 پاسخ به “شرکت یا عدم شرکت در انتخابات؟ مسئله این نیست!”

  1. ناشناس گفت:

    حتی اگرتقلب هم نشه درانتخابات های بعدی من یکی که به جان مادرم درانتخابات شرکت نمی کنم چرا؟چون مردم روبا ماشین نیروانتظامی زیرگرفتن چون ازنیروهای کشورهای دیگه برای کشتار مردم ایران استفاده کردندکه عکس ها وفیلم هاش تو گوگل ویوتوب هست

  2. ناشناس گفت:

    یعنی می خواید درانتخابات شرکت کنید که رسانه میلی هی بیاد پز بده که مردم شرکت میکنند؟

  3. ناشناس گفت:

    درانتخابات باید از هرگروهی یک نماینده وجود داشته باشد درغیراینصورت انتخابات نیست انتصابات هست

  4. سارا گفت:

    شرکت در انتخابات يعني که فردا آقاي خامنه اي بيايد و بگويد مردم همه به نظام راي دادند.
    نويسنده ي مقاله اين جنبه را فراموش کرده اند که انتخابات در جمهوري اسلامي يعني انتصابات با خشنودي کامل آحاد ملت. ما که نيستيم. اول جواب انتخابات قبلي مشخص شود سپس به انتخابات بعدي فکر ميکنم.

  5. عباس گفت:

    پیشنهاد من این است که در روز انتخابات یک راهپیمایی سراسری، در تمام کشور از سوی جنبش سبز اعلام شود . این کار میتواند نمایش قدرت جنبش و تعداد مخالفین استبداد باشد . از طرفی چنانچه حکومت بخواهد باز حکومت نظامی در سرتاسر کشور در روز انتخابات برقرار کند، هم توان کنترل انتخابات را از دست خواهد داد و هم خود را بیشتر رسوا خواهد نمود. البته این یک پیشنهاد اولیه و فقط برای روز انتخابات است. البته که باید از فضایی که دولتیان در فرصت های تبلیغاتی ایجاد می کنند، جنبش سبز بخوبی استفاده کند.

  6. ناشناس شانزدهم گفت:

    نه و نه به توان بی نهایت. پیشنهادی دارم برای کلمه. از همه بخواهید خاطرات روزهای رای گیری را بنویسند.داستانی بزرگ و افسانه ای خواهد بود.

  7. ناشناس گفت:

    تحریم تا آزادی زندانیان و اجازه انتخابات آزاد

  8. ناشناس گفت:

    آزموده را دوباره آزمودن خظاست. چظور میشود به حکومتی که امانت رای مردم را خیانت میکند اعتماد کرد. آنهم با این همه جنایت و خرابی در کشور!

  9. ناشناس گفت:

    حتي اكر مشاركت 10% هم باشد مي توانند به راحتي اعلام كنند 80% شركت كردند يعني در اعلام ميزان مشاركت هم مي توانند تقلب كنند؛

  10. arshia گفت:

    گناه شورای نگبان نیست.رای ها خود به خود در صندوق به نفع نهره های دیکتاری نظاام تکثیر میشوند!!!!!

  11. امیرسبز گفت:

    من فکرکنم منظور جناب غالبی این نبود که در انتخابات شرکت کنیم بلکه ایشان نمایش انتخاباتی اسفندماه امسال را دارای اهمیت و اولویت ناچیزی می داند و منظور ایشان این بود در فضای بازتری که در هنگام انتخابات بوجود می آید برای پیگیری مطالبات جنبش و مخصوصا رفع حصر عزیزان دربند استفاده بشود

  12. بابک خرمدین اسطوره ایرانیان گفت:

    یادمان نرفته حرف آقای حجاریان که گفتند آخرین میخ تابوت اصلاحات را خاتمی زد
    انتخابات تحریم هست
    وقتی مجلس ششم و ریاست جمهوری دست اصلاح طلبان بود چه کاری از پیش رفت که الان بافتح مجلس هشتم انجام شود
    من شخصا فقط در یک انتخابات شرکت می کنم آن هم فقط وفقط وفقط
    ((رفراندوم با حضور سازمان ملل رفراندوم با حضور سازمان ملل رفراندوم با حضور سازمان ملل رفراندوم با حضور سازمان ملل))

  13. یاالنثارات حسین گفت:

    یک مطلب جالبی در روزنامه اعتماد ملی در مورد اولین تجربه یک نفر در مورد رای دادن که رفته بودشهر برای رای دادن و در محل مورد نظر اسم 2نفر را گذاشتند جلوش برای رای دادن بنویسید که طعنه ای داشت در مورد نقش شورای نگهبان در مورد رد صلاحیتها را نوشته بودید ….آخر وقتی که صلاحیت یک مشت دکتر و مهندس را کسانی مثل آقای جنتی 85 ساله که اصلا معلوم نیست چی خونده را شورای نگهبان رد میکنه میشه همین مجلسی که داریم که با یک چب نگاه کردن آقا همه… میکنند

  14. ناشناس گفت:

    اسم انتخابات می آید من حالم بد می شود.
    خواه ناخواه یاد جوانان عزیز کشته شده در خیابانها و شکنجه شده در زندانها می افتم. یاد زندانیانی که هم اکنون در زندان هستند و آنها که از بعد از کودتای 88 به زندان رفته و حتی یکبار هم به مرخصی نیامده اند (مثل دکتر زیدآبادی و …) یاد دانشجویان نخبه ای که از تحصیل محروم گردیدند. یاد…….
    حالم از خودم بهم می خورد که رأی داده ام. درست است که به سید عزیز نازنینمان رأی دادم، ولی آن را دزدیند. و سید نازنینمان را زندانی کردند.

  15. reza گفت:

    حضور گله ای وغیبت فله ای ممنوع همه با هم تصمیم میگیریم

  16. ناشناس گفت:

    به نظرم نباید شرکت کرد از طرفی اگر اصلاح طلبان هم به خاتمی پایبندن باید رسما تحریم کنن چون همین الآنشم نقشی در مجلس ندارن تا در این شرایط بد سیاسی و اقتصادی مردم ما بفهمن که این مشکلات از کدام طرف سرچشمه میگیره

  17. یا حسین میر حسین گفت:

    تا زمانیکه سیستم برگزاری انتخابات بر اساس نظارت استصوابی شورای نگهبان و مهندسی انتخابات بر اساس سناریوهای از قبل تعیین شده صورت میگیرد شرکت در انتخابات مفهومی ندارد اما این دلیل نمی شود که سبزها از ظرفیتهای بوجود آمده در زمان انتخاباتها غافل شوندمهم نیست که کرسی های مجلس به چه کسی خواهد رسید مهم سایه سنگین قشر نخبه و متعهد و نقد بی امان و آگاهی بخشی او از قدرت و در لایه های جامعه است هر معلم در کلاس درس هر استاد و روحانی در جلسه تدریس هر هنر مند در جایگاه خلق هنر, هر مدیر در منصب کار اجرایی , هر اسیر زندانی بعنوان نماد استقامت , هر روزنامه نگار و وبلاگ نویس در جایگاه روشنگری و هر انسان آزاده در جای جای ایران از کرسی و نمایندگی برخوردار است که هیچ وکیلی در مکان فیزیکی مجلس از آن برخوردار نیست لذا باید به تحلیل آقای غالبی آفرین گفت و بیاییم به هر شکل ممکن به تحکیم نهاد انتخابات کمک کنیم گسترش این بحث موجب تحرک و تامین سوخت موتور تئوری های نوظهور در شکل گیری یک تاکتیک غافلگیرانه خواهد بود

  18. تفکر سبز گفت:

    موافقم دز واقع انتخاباتی وجود ندارد که ما در شرکت بکنیم یا نه هدف ما استفاده از فضای انتخابات و رفتن به سوی تحمیل کردن جنبش به حکومت و در نتیجه برگزاری انتخابات آزاد و این هدف در شروع باید با آزاد کردن رهبران سرفراز جنبش آغاز گردد.

  19. مهرداد گفت:

    با شرایط الان بهترین راه تحریمه
    حداقل نه میتونن راُیمون رو بدزدن نه تو تلویزیو جمعیت مردم رو نشون بدن و به نفع خودشون تبلیغ کنن
    تا ازادی زندانیها و نظارت سازمان های امین مردم نباشه تحریم تحریم تحریم

  20. فتنه سبز زنده گفت:

    هر وقت رای قبلی رو پیدا کردم به پای صندوق میرم وګرنه محاله.

    بګذاریم مثل صدام و مبارک و بن علی خودشون به خودشون رای بدن و بګن نود درصد شرکت کردند و ۹۹ درصد هم رای آوردند

    در هر صورت سرنوشتشان معلوم است ؟ صدام و مبارک و بن علی . . . . و خود ؟ ؟ ؟

  21. سراب گفت:

    با سارا موافقم .
    پس خون ندا و سهراب و….چی؟منکه نه

  22. mehdi گفت:

    حرف درستی هست و میتونه پاشنه آشیل جناح حاکم باشه اما انتخابات علاوه بر حضور مردم نیاز به کاندید و یا کاندیدهایی داره. شخصا اگر افرادی از جنس میرحسین و کروبی کاندید بشن من باز هم پای صندوق میرم و رای میدم حتی اگه بدونم که تقلب میشه بازم شرکت میکنم. این رای ها مثل قطرات آبی هستن که وقتی حمع میشن آبرو و شرف برای دیکتاتور نمیزادن. پس برای احترام به خون شهدا هم که شده شرکت میکنم و به امثال میرحسین رای میدم.

  23. هر ایرانی، یک رسانه سبز گفت:

    من برای اولین بار؛ به عدم حضور سیستماتیک بیشتر فکر می‌کنم. هر چند در حال ارزیابی و پایش شرایط پیش رو هستم! اما حضور کورکورانه را سندی برای تقلبی بزرگتر به نام مردم می‌دانم. بازی را باید انجام داد. اما نه فوتبال را بر روی زمین شطرنجی پر از آب به عمق 5/1متر و توسط توپ پینگ‌پنگ و صدها توپ همزمان!!! در حالیکه برای تیم ما تنها یک دروازه و یک نام وجود دارد و در تیم حریف همه تماشاچیان، داوران و بازیکنان با ووووزیلا در وسط زمین گل می‌زنند و شیرجه!!!

  24. سهراب گفت:

    تا سيستم انتخابات تغيير نكنه،شركت در انتخابات خيانت به خون نداها و سهرابهاست بخدا! يعني بعد از٢.٥سال مبارزه هيج دستاوردي نداشتيم! واقعا كه!

  25. ناشناس گفت:

    باید در روز انتخابات با در دست داشتن شناسنامه و اسم آقایان کروبی وموسوی به خیابان بیاییم

  26. majid گفت:

    ” شرکت یا عدم شرکت در انتخابات ؟” مساله این نیست !

  27. ناامید گفت:

    برنامه ریزی برای شرکت درانتخابات یعنی شرکت درهمان صحنه ساری خطرناک که میر ماازان میگفت برفرض محال کف خواسته های ذکر شده ازطرف آقای خاتمی با اختیارات فرافانونی واسمانی دیکتاتور چه می کنی مگردوران آقای خاتمی رافراموش کرده اید

  28. ناشناس گفت:

    فعلا که انتصابات حکمفرماست …مطمئنم میر مون هم مخالفه با این وضعیت زندانها و حبس ها …خیانت به خون سهراب و سید علی و مصطفی غنیان و صد ها شهیدی که دادیم اونها رفتن چون این سیستم انتصابات رو قبول نکردن

  29. ناشناس گفت:

    ناشناس عزیز !اگر ما روز انتخابات شناسنامه به دست بریم دوباره دوربینهای صدا و سیمای دروغ جمعیت مشتاق!!!!!!!!!!!!!! رو نشون میده دیگه برگه های دست مارو نشون نمیده که روش نوشته موسوی و کروبی .
    فقط تحریم و تشویق مردم برای نرفتن به سر صندوقهای رای .باید یه جوری حرفمونو بزنیم دیگه …با شرکت نکردن حرفمونو میزنیم

  30. یاسر گفت:

    من خودم به شخصه با شرایط موجود شرکت در انتخابات رو ساده لوحی محض می دونم
    اما به هر حال فضای انتخاباتی یک شرایط ویژه و استثنایی هست و می تونه فرصتی باشه برای تغییر حتی اگر محال به نظر برسه بالاخره یک روز تو همین نمایشهای کثیف بازی از دست بازیگردان خارج میشه
    فضای بعد از انتخابات 88 شاهد این مدعاست
    هرگز بازیگردان این بازی مشارکت بالا رو نمی خواد
    اما همواره باید با چشم باز به کوچکترین فرصتها توجه کرد

  31. سبز اندیش گفت:

    همگی دیدید که شرکت میلیونی در انتخابات گذشته را همان رفراندم تعبیر کردند پس اینبار با عدم شرکت در انتخابات در رفراندم مورد نظر اقایان شرکت می کنم باید حرف مردم را بشنوند من فکر میکنم اینبار باید بارای ندادن حرف ملت را به گوش مقامات میرسانیم

  32. خورشیدی گفت:

    س سلام و اظهار خوشحالی از استقبال خوب و هر چند نفیی با موضوع انتخابات و اما:
    ابتدا لازم است تلاش کنیم خودمان ( ملی) را در مقایسه با ممالک پیشرفته دموکراتیک شناخته وفهم کنیم. در این تلاش آگاه شده وباور کنیم که که پیشگامی غرب در دموکراسی بر فلسفیدن درست ، در حوزه سیاست و جامعه از زمان افلاطون در 700 سال قبل از میلاد، بر مبنای پرهیز
    از خشونت و انقلاب ، با در پیش گرفتن ” آشتی ملی” استوار گردید(زوال اندیشه سیاسی در ایران_سید جواد طباطبایی). اگر چه بعد افلاطون
    ،غرب با انقلابات مواجه بود که آن خصیصه زمان بر بودن به اجراء درآمدن اندیشه حکیمان در جوامع قدیم است. اما بپذیریم که در کشور ما، که هم
    اکنون از کشورهای اطراف در نسبتهایی جلوتریم، در همین 33 سال پیش ، برخلاف نظر حکیمان خود ” خون را به خون شسته و انقلاب وشورش”
    کردیم. من فرزند انقلابم و از اول مهر 59 عضو سپاه پاسداران بوده با 17 سال سابقه . امام و انقلاب ، و در بیانی خودم را محکوم نمیکنم. ولی
    نمی توانم نسبت به فرصت بی نظیر و همگانی ” نقد به خود” هم ، بی توجه و فرصت سوزی کنم. عادت ادبی و شبه فلسفی ما این است که در
    رفع مشکلات اجتماعی خود ، ناخواسته ،بجای مدیریت پویا بر افراد مقابل برای همراه کردن باخود، به شکل ایستا دستور به فهمش،از خود میدهیم
    .در پی این دستور اگر با ما همراه نشد ، و یا دیر همراه شد ، او را به نفهمی کلامی وزمانی متهم می کنیم. همچنانکه وقتی محمدرضا شاه
    میگوید “ملت من صدای انقلاب شما را شنیدم” انقلابیون او را متهم به دروغگویی و یا دیر فهمی کرده ، و در مقابل هیچ وظیفه ای برای درک
    بهتر این اعتراف شاه و تبدیل نمودن آن به فرصت فرار از هزینه سنگین و تاریخی انقلاب ، برای خود قائل نیستیم. متاسفانه در تصور اصلاحی و
    غیر انقلابی خود، احیانا ناخواست و یا ناتوانی در کنترل خود با ادبیات انقلابی تام به پیش میتازیم . ادبیات انقلابی در غالب نوشته ها و گفته های
    بسیاری از ما مشهود است ، که آن یقینا از دشواری اتخاذ مشی عملی اصلاح طلبی و سبز بودن است.همین دیروز در بیان گزارش و خاطرات
    دوستی گرانقدر مرخصی از زندان ، را تماما شنیدم. درمقاله یکی از دوستان سخنگوی خارج کشوری ما خواندم، همچنین در بسیاری از کامنتهای
    همین موضوع ، و شاید هم در همین یادداشت خودم!!!
    دوستان( نویسندگان محترم مقاله و کامنتها، و …) از اطاله کلام پوزش میخواهم. اگر فرزندان شایسته و مسئولیت پذیری از پدران، و اولیای برای فرزندانمان باشیم ، آنهم از نوع ” اصلاح طلب” ، رسالتمان بمراتب از انقلابیون دشوارتر است . اگر نتوانیم حاکمان سرکوبگر خود را بعنوان هم نوع ،و هم وطن، که به علل مختلف ناشی از آسیبهای قدرت، عدم درک و بموقع در صحنه نبودن ما، اشتباهات تاکتیکی سیاسی بسیار ما، شیفتگیهای بسیار و منجر به تفرق ما، … ، و فراتر از همه ادعای دانای مطلق دانستن خود ، ومتقابلا جاهل مطلق دانستن رقیب دچار بیمار خودکامگی و استبداد
    شده را ، دوست بداریم و خود را مسئول حل این همه معضلات ندانیم ، ره به آزمون و خطای نسلی پیمودن است .
    ” آری همچنان اینچنین است برادر” ، شهادت داده ، و بلند بگوییم : ” ما هم یا مقصریم ومسئول ، و یا وارث شایسته و مسئول از اولیاء مقصریم”.
    تجربه اغلب نیروهای انقلابی ، مجرب و فهیم نسل دیروز ،حتی چپ های مارکسیست و سکولار شده ای همچون فرخ نگهدار، بر این است که ما برای
    رسیدن به دموکراسی تنها یک راه داریم ، آن هم دیپلماسی با حاکمیت است . استفاده از نهاد انتخابات ، با مشارکت حداکثر امکانی در آن از شاخصه
    بارز دیپلماسی با حکومت است.”بلند فریاد بزنیم که حکومت از باارزشترین سرمایه مشاع میراث گرفته از نیاکان است که بهره برداری حداکثری از آن در
    تامین رفاه حداکثری خود ، و انتقال شایسته به نسل بعد از وظیفه همه ما،دانایان،است. ما ،دانایان، حق نداریم نسبت به آن بی تفاوت بوده و یا آنرا
    بدست تصادف بسپاریم ، مگر یه جهل و ناتوانی خود اعتراف نماییم”.
    برای امید به اصلاح رویه خونریزان لازم است آشکارا و بلند بگوییم که از خونها و تمام ظلمهای بر خود و دوستانمان میگذریم ،” همچنانکه مادر
    شهید سهراب اعرابی به شرط آزادی زندانیان اعلام داشت”. حتی فراتر بگوییم که با هیچ پیش شرطی از شما گذشتیم ، برای وطن و فرزندان آینده
    اش. میخواهیم باور و اعتقاد عملی در شعار ” خون به خون شستن نشاید” را اعلام داریم.
    اگر انقلابی بودن،دیگر خوب نیست، و اگر هم اصلاح طلب باشیم، در آنصورت اگر از انتخابات بعنوان پربارترین راهکار اصلاحات و دیلماسی استفاده
    نکنیم ، پس چه کنیم. بی عملی را عمل ندانیم . صدای تحریم فقط در ساختار دموکراسی، میتواند بلند باشد ، نه در غیر آن. در هر صورت عملکرد ت خود رابا شاخصهای کمی ارزیابی نماییم ، نه با ادعاهای غیرکمی غیر قابل ارزیابی ، همچون یک تنه از طرف مردم نظر دادن. مردم را در نیازمندیهای جاریه به سازمان حکومت، که لزوما به داشتن پیوند با حکومت نیاز دارند ناچار به رها کردن خودمان ننماییم.
    از حکومت بعنوان بی بدیل ترین سرمایه مشاع خود قهر و فرار نکنیم،چون بی شک سهم حاکم به هر دلیلش ، تنها به اندازه سهم ماست.برای
    دستیابی به راهکار درست و بی آسیب در دست گرفتن سهم خود، به خودمان گیر بدهیم ، و نه اینکه از سختی مساله ، به رقیب و یا حتی به دوستان
    همراه در بند خود همچون مشارکتی ها و سایر در حال ستم دیده بتازیم.
    متاسفانه قدرت مانور دیپلماسی ما بسیار پایین است. در عرصه بسیار پر پیچ سیاست ، خشک و شکننده و غیر انعطافیم.بجای استفاده از فضای
    موجود پیش رو ، مدام دعوای اثبات و بازسازی فضای تخریب شده پشت سر را با حاکمیت داریم . بیشتر خصلتی و عادتی هستیم تا دیپلمات ورزیده
    سیاسی . بعنوان نمونه در ترکیه وقتی حزب رفاه اربکان(زنده یاد) منحل می شود ، غالب اعضایش به حزب عدالت و توسعه ملحق می شوند. ولی
    در ایران ، در زمان اصلاحات ” نهضت آزادی ” که امروز از مفاخر بزرگ ملی در مسیر دموکراسی است،حاضر نمی شود با پذیرش پیشنهاد تغییر نام
    فضای جدید فعالیت را کسب نماید. همچنانکه بسیاری از دوستان مشارکت و مجاهدین بجای شیفت نمودن رسمی بدنه خود به سمت دیگر احزاب اصلاا اصلاح طلب، مدام با حکومت بر سر آزادی حزب خود تعارض میکنند. اعتراف کنیم که ژیمناست سیاسی نیستیم ، تعلق ناکارامدمان به گذشته زیاد است . نتیجه گرا ، توسعه گرا ، تغییرگرا ، شاخص گرا ، و… نیستیم. به تمام معنا فرصت سوزیم تا فرصت ساز .گویند فردی مهارت شکار نداشت ، روزی برای برای اثبات شکارچی بودنش خرگوشی را از بچه شکارچی خریداری نموده، به درختی بسته تا به آن تیر بیندازد. ولی اینبار هم با ناشیگری تیر به طناب
    شکار(خرگوش) زده و شکار را فراری میدهد.آری ما فرصت حکومت اصلاحات را با بسیاران دلیل از تفرق کاندیداتوری، بموقع نبودن در صحنه،ضعف تحزب ، بداخلاقی ، تحریم های منفی و بی نقش، دنبال عشق و حال فرصت طلبهای ما، فقدان اولویت ، سختگیری با همراهان، ناچیز شمردن رقبا ، ثابت دانستن ذائقه مردم،وووووووو…. ،همه را به یک حوالت و آن به ناجوانمردی رقیب حل ( پاک ) می کنیم.
    آری همچنان اینچنین است خواهر، خانم، برادر ، آقا و…. .با پوزش از اغلاط و زیاده گویی، به درود.

  33. Parham گفت:

    یکم: نويسنده نه گفته که باید حتمن در انتخابات شرکت کرد. دوستان مطلب را با دقّت ه بيشتري به خوانند،
    دوم: حاکميب هم از خدا مي خواهد که نهاد ه انتخابات را تعطيل و از شرّ ه مردم خود را راحت کند،
    سوم: برخورد احساسي ما را به جا اي نه مي برد، باید از هر فرصت و امکاني بيشترين بهره را برد،
    چارم: پایش تا روزهای ه آخر ضروري است،
    یک پيشنهاد: اگر شرایط برای ه حضور در انتخابات فراهم نه شود جنبش باید یکپارچه انتخابات را تحريم کند، و به جای ه آن از انتخابات موازی و همزمان از راه سایتهای مورد تایيد، با شماره‌ی ه ملّي، و زير نظر نهادهای ه جهاني از راه اينترنت مجلس ه سایه را تشکيل دهد بي آن که نامزدي حذف گردد. در اين صورت، و چنانچه اينتر نت قطع شود با توجّه به عدم امکان ه تکرار ه رای (به دليل ه استفاده ار شماره‌ی ه ملّي) مي توان هر چند روز که نياز باشد انتخابات را تمديد کرد. بد اين ترتيب حتّا کساني که در انتخابات ه فرمایشي، به هر دليل، شرکت کرده اند اين فرصت را خواهند داشت که در اين انتخابات نيز شرکت کنند.

  34. تفکر سبز گفت:

    فقط تحریم

  35. تفكر سبز گفت:

    در این نوع نگاه شرکت یا عدم شرکت در فرایند تحکیم نهاد انتخابات معنی ندارد بلکه همواره باید در این فرایند «تحمیل انتخابات واقعی» مشارکت مستمر داشت. از این منظر گام پیش روی سبز‌ها در مسیرشان برای «تحکیم نهاد انتخابات»، شکست حصر رهبرانشان، آزادی اعضای ستاد انتخاباتی و معترضان به نتایج انتخابات مخدوش شده خواهد بود.

    به بیان خلاصه‌تر سوال این نیست که آیا باید در انتخابات شرکت کرد یا نه؟ بلکه سوال این است که برای تحکیم «نهاد انتخابات» چگونه می‌توان از فرصت «نمایش انتخابات» استفاده کرد؟

  36. hasan گفت:

    فقط تحریم

  37. جواد گفت:

    آیا شرکت در انتخابات پر از تقلب 22 خرداد غلط بود؟فرض کنیم که بعد از این هم همه انتخابات ها پر از تقلب باشد و ما هم شرکت نکنیم،چگونه نهاد استبداد از بین میرود؟آیا ما قادر خواهیم بود اکثریت مردم را به عدم شرکت در انتخابات تشویق کنیم؟آیا با عدم حضور ما، بهتر نمیتوانند تقلب کنند؟آنهایی که از هم اکنون تصمیم به عدم شرکت گرفته اند لطفاً جهت روشن ساختن این حقیر،به سوالات بالا پاسخ بدهند.

  38. مصطفی سوز گفت:

    سلام
    حالا من مرده شما زنده صبر کنید ببینید
    چند ماه قبل از انتخابات
    1 فضا انتقاد یکم باز میشود تا مردم یکم امید وار شوند تا به پای صندوقها بیایند
    2 مالیات برای بازاریان کم میشود
    3گشت ارشاد تعتیل
    4 بعضی از زندانیان با مراقبت ویژه ازاد میشوند
    5 خلاصه در باغ سبز باز می شود تا مردم پاکدل وطن باز هم فریب این نابشران را بخورند
    .
    .
    .
    .

  39. حسن زاده گفت:

    ‎ به نام خداوندگار جان وخرد

    ‎ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِيراً لَّعَلَّكُمْ
    ‎ تُفْلَحُونَ (45)‏)
    ‎اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه (در ميدان نبرد) با گروهى رو به رو مى‏شويد، ثابت قدم باشيد! و خدا را فراوان ياد كنيد، تا رستگار شويد! (45) 

    ‎ وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (46)

    ‎و (فرمان) خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد! و نزاع (و كشمكش) نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود! 

    ۱ نخست مى‏گويد: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه گروهى از دشمنان را در برابر خود در ميدان نبرد ببينيد ثابت قدم باشيد» (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا)، يعنى ديگر از نشانه‏هاى بارز ايمان ثابت قدم در همه زمينه‏ها مخصوصا در پيكار با دشمنان حق است.
    ۲«خدا را فراوان ياد كنيد تا رستگار و پيروز شويد» (وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ).
    شك نيست كه منظور از ياد خدا تنها ذكر لفظى نيست، بلكه خدا را در درون جان حاضر ديدن است، اين توجه به خدا روحيه سرباز مجاهد را تقويت مى‏كند و در پرتو آن احساس مى‏نمايد كه در ميدان مبارزه تنها نيست، تكيه‏گاه نيرومندى دارد كه هيچ قدرتى در برابر آن مقاومت نمى‏كند، و اگر هم كشته شود به بزرگترين سعادت، يعنى سعادت شهادت رسيده است.
     ۳ يكى ديگر از مهمترين برنامه‏هاى مبارزه، توجه به مسأله رهبرى و اطاعت از دستور پيشوا و رهبر است همان دستورى كه اگر انجام                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏2، ص: 158
     نمى‏گرفت جنگ بدر به شكست كامل مسلمانان منتهى مى‏شد، لذا در اين آيه مى‏گويد: «و فرمان خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد» (وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ).
    ۴ «و از پراكندگى و نزاع بپرهيزيد تا سست نشويد» (وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا).
    زيرا كشمكش و نزاع و اختلاف مجاهدان در برابر دشمن نخستين اثرش سستى و ناتوانى و ضعف در مبارزه است.
     «و نتيجه اين سستى و فتور از ميان رفتن قدرت و قوّت و هيبت و عظمت شماست» (وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ).
    ۵ سپس دستور به استقامت در برابر دشمنان و در مقابل حوادث سخت داده، مى‏گويد: «استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است» (وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ).
    تفاوت ميان ثبات قدم (دستور اول) و استقامت و صبر (دستور پنجم) از اين نظر است كه ثبات قدم بيشتر جنبه جسمانى و ظاهرى دارد، در حالى كه استقامت و صبر بيشتر جنبه‏هاى روانى باطنى را شامل مى‏شود.
    ‎! و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است

    ‎با درودفراوان بر ایرانیان عزیز
    ‎صدای ازادی وعدالت رهبرمان ودوستان و یاران ما را در سینه خفه کردند انها یا در زندان خانگیند یا در زندان های اوین ودیگر جاها هستند
    ‎ دوستان یاران انها رهبر و یاران ما هستند که جز ازادی عدالت در کشور وسالم بودن انتخاباتات چیزی نمیخواستند
    انها الگوی ما برای مبارزه هستند
    مبارزه مابا هر استبداد وطاغوت و جادوگران ورمالها و ایجاد دولتی بر اساس عقل و خرد ودین می باشد
    ‎تا زمانی که انها در زندان هستند هیچ انتخاباتی مبنا عفلی نخواهد داشت که سالم باشد
    ‎در نتیجه در هیچ انتخاباتی چه برای انتخاب شدن چه برای انتخاب کردن شرکت نمیکنیم
    ‎متحد ومحکم وقوی می مانیم تا ازادی یارانمان وصبر پیشه میکنیم که به وعده پروردگار با شکوه وعظمت پیروز خواهیم شد آمین

  40. علی گفت:

    اگه تو انتخابات شرکت کنی حداقل بعدش یه حرفی واسه گفتن داریم… ولی اگه این کارو نکنیم هم اونایی که اون تقلب بزرگ رو کردند خیلی راحت می تونن تعداد شرکت کننده ها رو چند برابر بگند و ما هم دیگه نمی تونیم حرفی بزنیم!!!

  41. ناشناس گفت:

    تحریم

  42. ناشناس گفت:

    ما باید به فکره عملی باشیم که زمینه ی انتخاباتی سالم فراهم بشه با شرکت کردن یا نکردن در انتخابات چیزی درست نمیشه

  43. ناشناس گفت:

    منظور نوسینده تشویق به شرکت ویا عدم شرکت در انتخابات نیست بلکه موضوع بالاتر ومهمتری را مطرح میکند .اینکه چه راهی را برای مبارزه برمیگزینیم ایا راه تصحیح از داخل نظام باید باشد یا نه اگر باید باشد باید راهی پیدا نمود برای برگرداندن اعتبار به انتخابات زیرا تنها راه ممکن برای تغییر بدون خشونت همین راه است اما اگر راه دیگری که هم هزینه زیاد دارد وهم نتیجه غیر قابل اطمینان است پس اصلا به این مقاله فکر نکنید

  44. ایران گفت:

    تحریم

  45. یه پیشنهاد گفت:

    اگر مردم همه تو خونه هم بشینن سیمای ضد ملی فیلم های دوره ی قبل رو نشون میده میگه شکرت اکثریت و تبلیغات شاید اینا تو داخل خریدار نداشته باشه اما رو خارج و حمایت بین المللی از جنبش تاثیر منفی میذاره
    پیشنهاد میدم از الان به فکر برگزاری راهپیمایی سراسری در روز انتخابات داشته باشیم با شعار محوری ازادی مساوات تحریم انتخابات تا دنیا ببینه تو ایران اکثریت مطلق مردم ناراضی هستن(با توجه به شرایط بد اقتصاد که تا اسفند به بحران تبدیل میشه احتمال برد جنبش خیلی میره بالا!)

  46. ناشناس گفت:

    خیلی بد و زشته خیانته کاملا

  47. ناشناس گفت:

    در مملکتی که عدالت و آزادی به معنای واقعی وجود ندارد، دموکراسی و انتخابات تنها خیمه شب بازی است. من در این سیستم استبدادی در هیچ انتخاباتی شرکت نمی کنم اما زمان انتخابات را زمان مناسبی برای بیان بسیاری از حقایق می دانم.
    “این بار اجازه نخواهم داد رای من کالائی لوکس باشد برای تزئین ویترین استبداد…”

  48. تقی گفت:

    لااقل ثابت کنید مصداق {لمومن کیس} هستید. تا کی فریب و تا کی ساده لوحی؟

  49. محسن گفت:

    حتی اگه موسوی و کروبی و خاتمی هم کاندید بشن و از فیلتر شورای نگهبان بگذرن چه کسی میتونه به من اطمینان بده که دوباره رای منو نادیده نگیرن.
    همراهی با این حکومت هر چند ناچیز یعنی الوده شدن دستانمان به خون مردمی بی گناه و ازاده.
    چراغی که شب را به تاراج داد
    به اقای شب اخرش بتج داد
    یکی رای خود را به یک نان فروخت
    یکی رای خود را به یک تاج داد

  50. ناشناس گفت:

    مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند

    قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند

    لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

    لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

    قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند

    عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند

    مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

    حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند

    تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است

    اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان