شرکت یا عدم شرکت در انتخابات؟ مسئله این نیست!
چکیده :سوال این نیست که آیا باید در انتخابات شرکت کرد یا نه؟ بلکه سوال این است که برای تحکیم «نهاد انتخابات» چگونه میتوان از فرصت «نمایش انتخابات» استفاده کرد؟...
حمزه غالبی
بیتردید جنبشی -که با تلاش برای تحول از طریق یک انتخابات آغاز و با اعتراض به اعلام نتایج مخدوشش اوج گرفت- نمیتواند نسبت به پدیده انتخابات بیتوجه باشد. علاوه بر این ایام انتخابات از فرصتهای ذی قیمتی است که همواره فضای گشاده تری برای سیاست فراهم میکند. شاید برای همین باشد که خیلی سریع این سوال طرح میشود: آیا باید در انتخابات پیش رو شرکت کرد یا نه؟ بیایید برای رسیدن به پاسخ، نخست خودِ سوال را بیشتر وارسی کنیم. به نظر من این سوال پیش فرضهایی از این دست دارد: راه تغییر در وضعیت مردم اگر تنها ماشین حکومت نباشد، دست کم موثرترین راه است؛ روش در اختیار گرفتن این ماشین، انتخابات است؛ انتخابات هم توسط قدرتی که دست بالا را دارد برگزار میشود. این مسیر ما را به اینجا میرساند که ببینم آیا قدرت برتر اجازه شرکت در انتخابات را به ما میدهد یا خیر. البته میتوانیم اینگونه هم صورت بندی کنیم که «دیگرانی» انتخابات را برگزار میکنند و ما نظاره یا ارزیابی میکنیم که آیا این انتخابات واجد حداقلهایی از شرایط یا امکانهای وصول به اهداف مطلوب ما هست یا خیر. اگر این حداقلها تامین شود، فعال شده و در انتخابات مشارکت میکنیم اگر این چنین نبود از فعالیت سرباز میزنیم. هرچند ممکن است مشخص کردن این حداقلها چندان آسان نباشد. با این نوع نگاه ما در دورههای مختلف بسته به شرایط و تجربههای پیشین با مسئله انتخابات مواجه شده و به تصمیمهای متفاوتی رسیدهایم. اکنون نیز نتایج آن پیش روی ماست. به طور مثال در دور هفتم انتخابات مجلس شورای اسلامی به خاطر کتمان صلاحیت بسیاری نامزدها، حتی نمایندگان همان دوره، اصلاح طلبان اعلام کردند که در انتخابات شرکت نخواهند کرد. البته ظاهرا این عدم شرکت نتایج قابل توجهی نداشت؛ برای همین هم در انتخابات مجلس هشتم که دایره حذفهای غیرقانونی گستردهتر شده بود، گروهای مختلف محذوف علی رغم بدتر شدن شرایط، در انتخابات شرکت کردند. باز هم گویا این تجربه چندان مطلوب نبود چنانکه آقای خاتمی ترجیح داد در مرحله دوم انتخابات همان دوره مشارکت فعال نداشته باشد.
چه گرهای در کار است که شرکت یا عدم شرکت در انتخابات دورههای هفتم و هشتم مجلس چندان به نتایج متفاوتی نیانجامیده است؟ و شرایط را اتفاقا به مرور بدتر کرده است. به نظر میرسد مشکل در پاسخ ما به این پرسش که «آیا باید در انتخابات شرکت کرد یا نه؟» نیست. بلکه اساسا ریشه در پیش فرضهایی دارد که این پرسش را میسازد. به نظر من اندیشدن در همان چارچوب قبلی خیلی به نتایج متفاوتی نخواهد انجامید. شاید یکی از دستاوردهای جدی جنش سبز، سُست کردن همین چارچوبهای ذهنی متصلب بود. خوب بیاید ببینم آیا میشود انتخابات را جور دیگری هم فهمید یا خیر.
انتخابات نه یک آیین که در آن صندوقهای سفید رنگ در بعضی از نقاط شهر گذاشته میشود و برخی از مردم تکههایی از کاغد -که اسم یک سری از افراد روی آن نوشته شده است- را درون آن صندوقها میاندازند و احتمالا تلوزیون مدام تکلیف شرکت در آن را پخش میکند؛ خلاصه نه آن «نمایشی» است که قدرت به صورت موسمی ترتیب میدهد بلکه مکانیزمی است که گروههای مختلف که خودشان را «متفاوت» تعریف میکنند و طرحهای گوناگونی برای اداره جامعه دارند، برای به کرسی نشاندن حرفشان رقابت کرده و در نهایت به نسبت توانشان برای جذب اقبال مردم، قدرت را تقسیم میکنند. در این مسیر، تصور بر این نیست که حاکم داوطلبانه حاضر میشود قدرتش را به راحتی تقسیم کند بلکه باید موازنه قوا به گونهای تغییر کند که «مجبور شود» تن به مکانیزمی بدهد که قدرتش را با گروهایی -که خودشان را متفاوت تعریف میکنند- تقسیم کند. در این شرایط که قدرت مستقر به انواع مختلف ابزارهای کنترل دسترسی انحصاری دارد، توان اجتماعی اگر تنها تکیهگاه نباشد دست کم موثرترین منبع است. در این مسیر با این سوال مواجه هستیم که در «ادامه فعالیت»هایمان در فرصت پیش رو که «دیگری» میخواهد «نمایش انتخابات» را بازی کند، چگونه میتوانیم «نهاد انتخابات» را تقویت کنیم؟ ما نه منتظر، که «کنشگریم» و نه منفعل و ناظر که «فعال» برای تحقق «انتخابات واقعی» هستیم. در این مسیر برای هر جریان اولین گام این است که با افزایش توان اجتماعی، موازنه قدرت را چنان تغییر بدهد که قدرت مستقر نتواند موجودیت او را نفی کند یا چنین تلاشی را به صرفه نبیند. به عبارتی اولین گام این است که بتواند وجود خودش را به عنوان جریانی مستقل -که خود را متفاوت از خواست قدرت مستقر تعریف میکند- تثبیت کند. بازداشت خانگی دو نامزد پیشین انتخابات و زندانی بودن نمایندگان ادوار گذشته مجلس نشان از این دارد که نهاد انتخابات تقریبا از بین رفته است. در این نوع نگاه شرکت یا عدم شرکت در فرایند تحکیم نهاد انتخابات معنی ندارد بلکه همواره باید در این فرایند «تحمیل انتخابات واقعی» مشارکت مستمر داشت. از این منظر گام پیش روی سبزها در مسیرشان برای «تحکیم نهاد انتخابات»، شکست حصر رهبرانشان، آزادی اعضای ستاد انتخاباتی و معترضان به نتایج انتخابات مخدوش شده خواهد بود.
به بیان خلاصهتر سوال این نیست که آیا باید در انتخابات شرکت کرد یا نه؟ بلکه سوال این است که برای تحکیم «نهاد انتخابات» چگونه میتوان از فرصت «نمایش انتخابات» استفاده کرد؟
منبع: وبلاگ شخصی حمزه غالبی














خیر باید تحریم کرد. شرکت در انتخابات یعنی بی تفاوتی نسبت به شهیدان سبز. نهاد استبداد باید از بین برود وگرنه انتخابات یک نمایش مسخره برای فریب مردم بیش نیست.
خب،با اين حكومتي كه به راحتي امار دروغ ميسازه و
نتايج رو بر اساس ميل خودش اعلام ميكنه،
چه جوري ميشه از فرصت”نمايش انتخابات” استفاده كرد؟
هوالعالم
بنظربنده،شرکت نکردن،خودبه نوعی برگزاری انتخاباتی است به سبکی دیگر.درحکومتی که رأی دادن درآن مساویست باندادن،وتنفیذفقط یک شخص است که به میلیونهارأی(صفر!)جان میبخشد،مشارکت درآن مصداق بارزظلم به خوداست.وشایدنیز،ظلم به خدایی که تمام افتخارش ازآفرینش انسان،دادن”آزادی” واعطای”شخصیت”به این موجوداست.واگردرلابلای این واژه ها”ظلم به انسان همنوع”راهم به کاربریم،بیراهه نگفته ایم!چراکه فراموش کردن ریخته شدن خون دههاتن ازجوانانی که نمیخواستندبه خودوخدای خودظلم کنند،نه تنهاخیانت،که ستم به همنوع خوداست.پس عدم شرکت،نه ازروی”عقده”،که ازسر”اعتمادبه نفس”است.ومابااینکاربه خودرأی داده ایم!
مطلب بسیار جالبی بود.یک مسئله پیجیده و چند سویه را نباید ساده کرد و سپس راه حل داد.حمزه غالبی موضوع را به درستی تحلیل کرده است.عرصه سیاست، هیچ یا همه چیز نیست،باید حضور پیدا کرد وبا درایت و عمل سیاسی، تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد
انتخابات دارای تعریفی است. که بدیهی ترین آن سلامت آن و از لوازم آن امکان مشارکت همه گروه ها و از بنیان های آن آزادی بیان و مطبوعات است. بنابراین تا این فرآیندها محقق نشود اصلاً اصل وجود انتخابات معنی ندارد. و من فکر می کنم در حال حاضر کمترین نشانه هایی از امکان انتخاب توسط مردم وجود ندارد و مشارکت در این شعبده بازی جز بی آبرو شدن و پشیمانی مشارکت کنندگان حاصلی نخواهد داشت.
مطلب خوب و متفاوتی است و نشانه های تحول در مغزهای مذهبیون اصلاح طلب در حال نمایان است. اصلاح طلبان باید خود را از توهم دوران طلایی خلاص کنند تا چشم واقع بینشان بینا شود.
شركت در انتخابات به معني تاييد نمايش انتخاباتي است . راي ندادن و عدم شركت در انتخابات خود نوعي راي دادن است . عدم حضور گسترده مردم در انتخابات به منزله ، انزواي حكومت و جدا شدن راه مردم از حكومت است .
براي سايت كلمه متاسفم كه به جاي اينكه به فكر رهبران جنبش باشد از الان به فكر انتخابات اسفند ماه است.
وقتي مردم به هيچ چيز حكومت حتي صدا و سيماي آن هيچگونه اعتمادي ندارند چطور مي توانند در انتخابات شركت كنند؟؟!!!
آدم عاقل از يك سوراخ 2 بار گزيده نمي شود.
اميدوارم قبل از پايان امسال بساط اين حكومتي كه با نام دين خون مي ريزد و نه از دين چيزي باقي گذاشته و نه از انسانيت ،برچيده شود.
فعلا هيچ چيز بهتر از تحريم انتخابات نسيت كه نيست هگر شما مردم را به پاي صندوقهاي راي تشويق كنيد بزرگترين خيانت را به خونهاي ريخته شده انجام داده ايد چون هيچ اميد ي به اصلاح اين حكومت نيست
فقط تحريم
انتخابات در سیستم دموکراتیک اتفاق می افتد حال ان که اصلاج طلبان هیچ وقت نخواستند قبول گنند که این سیستم دموکراتیک نیست. ما برای یک بار به پای صندوق رفتیم و همه دیدیم و فهمیدیم که چه شد. پس بهتر است شما هم ساکت باشید و اجازه دهید ….خودشان انتصاب کنند!
از این پس شرکت در انتخابات یعنی خیانت به خود و ایران
البته بنده دقیقا متوجه نشدم كه منظور نویسنده توصیه به شركت یا عدم شركت در انتخابات است. اما در شهرستانها متصدیان در حال صحبت با اصلاحطلبان هستند كه بیایید در انتخابات شركت كنید، مخصوصا مسئله طرحریزیهای آقای احمدینژاد برای مجلس را پیش میكشند و از اصلاحطلبان دعوت به حضور میكنند، نهایت كار هم چه به لحاظ تایید صلاحیتها و یا سلامت انتخابات از هم اكنون معلوم است. منتهی با توجه ارزیابیهایی كه كاندیداهای اصلاحطلب در مورد رای طبیعی خود در حوزه انتخابیهشان دارند سعی در اغوای آنها میشود تا بعدها بگویند اگر ادعای تقلب در انتخابات درست بود چرا دوباره كاندید شدید؟ تا مسئله تقلبهای قبلی و بعدی و رد صلاحیتهای بیدلیل حل نشود هر صحبتی در مورد شركت در انتخابات فقط خود را گول زدن است.
جمع کنین بابا یه دفع یه غلطی کردیم دیگه محاله
زور الکی نزنین. دیگه هیچکی تو انتخابات شرکت نمیکنه. دیگه خود دانید
اگر هر بار یک جوری خودمون رو توجیه میکردیم که حالا با همه تقلب و رد صلاحیتها باز رای ما یک تاثیری در نتیجه نهایی خواهد داشت، اینبار خیلی قشنگ بهمون نشان دادند که این دوره این افکار خام به پایان رسیده و شمشیر رو از رو بستند… درسته که ما ایرانیها فراموش کار هستیم، اما نه اینقدر!! من که بین دوستام از همه ارام تر و اصلاح طلبانه تر فکر میکردم و امیدی به اصلاح داشتم امکان نداره در انتخابات شرکت کنم، حالا شما حساب بقیه قشر جوان رو بکنید… نهایت که اینا هر نتیجه ای بخواهند اعلام میکنند، چه کاریه که صف ما رو پشت در محل رای نشان بدهند و بگند اینا به ولایت ما رای دادند و از اون طرف با باتوم بیفتند به جانمان؟!!!! یعنی اینقدر احمق باشیم؟
گاهی شگفت زده میشم ازاین همه عجله و وجود پیش فرض در ذهن خوانندگان سبز. از کجای این متن برمیومد که باید د رانتخابات شرکت کرد و یا حتی تشویق به این کار شده باشه؟ تمام تلاش نویسنده مصروف این شده که بگه “نهاد انتخابات” با “نمایش انتخابات” متفاوته و تلاش در راستای برافراشتن دوباره ی “نهاد انتخابات” لزوما به معنای شرکت د ر”نمایش انتخابات” نیست. سخن درستی رو بیان کرده. سخن از فراهم آوری ِ زمینه های برگزاری انتخاباتی آزاد, عادلانه و منصفانه ست که جز با تلاش برای بازسازی و استوار کردن “نهاد انتخابات” (و نه شرکت در “نمایش انتخابات”) امکان پذیر نیست.
این که فردا این کنم یا آن کنم**********این دلیل اختیارست ای صنم
وان پشیمانی که خوردی زان بدی******ز اختیار خویش گشتی مهتدی
کدوم انتخابات . تا وقتی تقلب وجود دارد پیش شرط شرکت در انتخابات غلط است
tahrim…hamin
در انتخاباتی که نماینده واقعی مردم رد صلاحیت می شود تا نماینده … وارد مجلس شود شرکت کردن سودی ندارد.
راهکار این کنش فعال چیست؟
انتخابات در سال 88 مرد…..
بسیار درست است با شرکت نکردن در نمایش انتخابات حکومت در واقع ما در انتخابات دیگری با نتایج کاملاً واقعی شرکت کرده ایم که زیاد نمی توان آن نتایج را کتمان کرد .
شرکت در انتخابات بعد از سخنرانی ۲۹ خرداد آقای خامنهای معنا ندارد و خیانت به ایران و ایرانی است
فقط در شرايطي که سيد محمد خاطمي کانديد شود شرکت ميکنم و لاغير!!!!
به نظر ميرسد حضور مردم در روز انتخابات در خيابانها موثرتر از رفتن پاي صندوقهاي راي است.
من فکر می کنم رای دادن در این حکومت خیانت به خود و تایید خامنه ایست ،
بنده خودم در انتخابات شرکت نخواهم کرد.
اما حرف غالبی رو اگه دقت کرده باشید مسئله اش شرکت یا عدم شرکت در انتخابات نیست. مسئله چگونگی استفاده از زمان انتخابات به نفع جنبشه.
یک ذره عمیق تر نگاه کنید. من هم معتقدم همگی باید انتخابات رو تحریم کنیم. اما تحریم به نظرتون کافیه؟
این روشنه که کنش دیگری هم به غیر از تحریم مورد نیازه. من خودم به شخصه امیدوارم و معتقدم کار به انتخابات نخواهد کشید. ولی می بایست برای چنین فرصت عظیمی که ظرفیت یه کنش سیاسی اساسی رو داره برنامه ریزی کرد. ما باید عقلامون روی هم بذاریم برای این کار.
به نظر من حرف حمزه غالبی همینه و بسیار درست هم هست.
شما ها یا خوابین یا خودتون رو به خواب زدین خیال اینکه مردم برن باز رای بدن که باز رایشون دزدیده بشه رو از فکرتون بیرون کنید
حتی اگر خود میرحسین موسوی هم بیاد بگه رای بدید من دیگه حاضر نیستم تو این سیستم استبدادی اقای خامنه ای حتی به صندوق رای نگاه کنم
رای دادن یعنی خیانت به خاک ایران شما هم سعی نکنید برای رای دادن تبلیغات کنید چون پایگاه اجتماعیتون رو از دست میدید یا کنار مردمید یا روبه روی مردم انتخاب با شماست
فرض کنید که شرکت کنیم.تقلب هم بشه . ماهم دو بار بیایم توی خیابون که ایندفعه عمرا بشه.حب بعدش چی؟
شعار ما هم از این به بعد این خواهد بود
ازادی مساوات تحریم انتخابات!
طرح و بررسی این مسئله بسیار ضروری است. از فشارهایی که از داخل جنبش اپوزیسیون اعمال خواهد شد هراس نداشته باشید. باید مسئله را به شکل وسیعی مطرح کرد و تصممیم عملی، عقلانه و سودمند گرفت، که موضع اندیشه اصلاح طلبان را مشخص کند. از عوامزدگی، خلق زدگی و توده زدگی هم بپرهیزید. منفعت بلند مدت سیاست عاقلانه بیشتر از سود کوتاه مدت دنبال روی از عوام است.
بعد از انتخابات ریاست جمهوری خیلی مسخره هست که هنوز بعضی ها در مورد شرکت کردن توی انتخابات حرف میزنن !
این مطلب اقای غالبی برای زمانی هست که شما به ساز و کار انتخابات اطمینان داشته باشی
نه اینکه یه دولت فاسد مسئول برگزاری انتخابات باشه و ما هنوز از شرکت در انتخابات حرف بزنیم !
فعلا شرکت توی انتخابات هیچ معنی ای جز تایید روند فعلی نداره .
اگر اصلاح طلبان به پشتیبانی مردم می اندیشند باید از دو دوزه بازی بردارند و به اینکه در حکومت کثیف جمهوری اسلامی قبل از اصلاح قانون اساسی و قبل از تحکیم پایه های قدرت مردم و احترام به حق سرنوشت هر گونه و هر نوع انتخابات را تحریم کنند. اصلا موسوی و کروبی الان به خاطر اعتراض به اینگونه انتخاباتی که نمونه آن را در سالهای گذشته دیدیم در حصرند و اینگونه مورد خشم حکومت قرار گرفته اند. ما باید به فکر چاره ای بزرگتر باشیم تا دست اراذل و اوباش را از قدرت کوتاه کنیم و انسانهای شایسته بتوانند به قدرت برسند . اینگونه انتخابات فرمایشی فقط بدرد لای جرز می خورد.
انتخابات مجلس را سواي ديگر انتخابات ها بدانيد. تعصبات قومي و قبيله اي معمولا موجب استقبال از اين انتخابات در شهرستاتن ها مي شود. موضوع بحث را محدود به ترهان كنيد.
آخه بابا حداقل زمينه واسه شركت كردن آماده نيست هر جا يه كسي كه جرات داشت اعتراضي كرد واسش پرونده درست كردن يه تن ، دوره هاي قبلي آدماي بي پرونده رو مث آب خوردن رد ميكردن مگه ميشه انتظار داشته باشيم اينبار اينكارو نكنن؟
ماها شركت كنيم كه مقام عظما پزش و بدن؟
خاتمي عزيز حداقلارو گفت اوني كردن كه همه ديدن از همه طرف بهش حمله شد كسايي كه سرشون به تنشون پنالتي ميزد اظهار نظر كردن ، آدمايي كه نه ريششون معلوم بود و نه قدرت اجرائيشون فقط چون خيلي از دوستان ولايي خوششون اومد حرفاشون تو بوق و كرنا شد.
خيلي از بهترين افراد و لايق ترين مديرا رو تو همه ي شهرا بدون دليل گرفتن زندوني كردن كي مونده كه بخوايم شركت كنيم؟
اين حضرات گنده لات اقليت تو مجلس عرضه ي دادن يه پيام تسليت به نخست وزير اين مملكت و اونم تو روزگار سخت و از همه مهمتر مورد تاييد حضرت امام نداشتن اينا كه ادعاشون ميشد و ميشه اينن ، كيارو قراره بفرستيم بتونن حرفي بزنن تازه اگه هفت پشتشون به يكي ازين اصلاح طلبا نخوره و برادران هيات اجرايي و شوراي احمد جنتي نشناسنش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فقط بايد بشينيم و دعواي حضرات و سر قدرت و ثروت تماشا كنيم آخه مطمئنم هيچ اتفاق خاصي تو اين فاصله نمي افته كه قرار باشه زمينه ي شركت اصلاح طلبا تو انتخابات فراهم شه آخه اصولن يه سري تربيت شدن جاده صاف كن هيات اجرايي و شوراي احمد جنتي باشن قرار باشه يكي ازين دو گروه دست از پا خطا كنه و يكي از اصلاح طلبارو زير سيبيلي رد كنه دمار از روزگارش درميارن.
دوستان به نظر من نگارنده ی این نوشتار اصلا به شرکت یا عدم شرکت در انتخابات توصیه نمی کند بلکه این پرسش را مطرح می کند که در یک چنین سیستمی چه راه هایی برای بوجود آوردن انتخابات آزاد ومدنی است وجنبش سبز از چه ابزار فشاری میتونه استفاده کنه……
شركت در انتخابات قبل از انتخاب كانديداي مورد نظر هر شخص قبول شرايط بازي است كه حكومت به راه انداخته است. وقتي حكومت به راحتي ميتواند نتيجه 40 ميليون راي دهنده را در برابر چشمان جهان تغيير دهد شركت در چنين انتخاباتي گرم كردن تنور مستبدي مانند خامنه اي است كه باز هم ژست دموكراتيك به خود گيرد و ادعا كند كه 80 درصد ملت نظرات او را تاييد كرده و با ايشان (ولي امر مسلمين جهان!!!) تجديد ميثاق كرده اند. وقتي جنتي با يك اشاره ميتواند تمام صندوق ها را منكوب كند شركت در انتخابات چه معني دارد؟ اصلا چگونهمي توان نام ان را انتخابات گذاشت؟ انتخاب چه كسي؟ منصوبين آقا؟
من شركت مي كنم اگراصلاح طلبي تاييد صلاحيت شود يا از نمايندگان خط امام
به نظر من هم شرکت در انتخابات فرصت مغتنمی هست که نباید از دست داد!
آقاي غالبي عزيزفكر كنم اكثريت مردم تصميم خودشان را گرفته اند.شك نكنيد انتخابات را تحريم ميكنيم حتي اگر اين تصميم اشتباه باشد ما مي خواهيم اشتباه كنيم.بهتر است جلو تر از مردم حركت نكنيد و يك بار هم شده به مردم اعتماد كنيد وتلاش نكنيد مردم را پشيمان كنيد چون اينبار قضيه انتخابات براي مردم نه يك تاكتيك بر پايه عقلانيت مد نظر شما بلكه يك فرايند احساسي بسيار پاك مي باشد و مردم خود را وفادار به خون شهيدان راه آزادي مي دانند و تحريم انتخابات تا زماني كه حاكميت تن به خواسته هاي مردم (مطرح شده در منشور جنبش سبز به اضافه ي ديگر خواسته ناي هنوز مطرح نشده) تصميم اكثريت است.
شرم نمیکنین که از ما انتظار دارین بریم رأی بدیم در حالی که تو زندانا این فجایع اتفاق میفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حکومتی که حاکمانش مشرک و کافر شدن معلومه چه عاقبتی در انتظارشونه. خدایا ما را از عذاب حفظ کن و ببین که ما این جنایاتو تأیید نکردیم.
نکنه مهندس دستاش بسته است می خواهید در انتخابات شرکت کنید به اسم اون..این خیانته واقعا حق نیست خجالت آوره که بعد از اینهمه سر و صدا و دروغ و آدم کشی باز در این انتخابات شرکت کنید
اما میشه فعال شرکت نکرد یعنی با کار تبیغی فشرده این عدم شرکت روفرصتی برای پیشبرد اهداف و همچنین اونچه که بر ما رفت بکنیم
من فكر ميكنم ارمانهاي كلمه از ارمانهاي اصلاح طلبان و جنبش دور شده و مواردي رو ارجح تر ميدونه ؛حالا طرح اين برسش با مسايلي كه اتفاق افتاده بي مورده؛
ابتدا باید دید چه کسانی میتوانند از فیلترهای سر راه عبور کنند و سپس نام آنها را هم به لیست خیانت کنندگان به خونهای پاک ریخته شده اضافه کرد. تازمانی که اصول تحکیم دیکتاتوری از قانون اساسی حذف نشود و کوچکترین نشانه ی فرد گرایی در آن وجود داشته باشد، شرکت در انتخابات یعنی کمک به ظلم، یعنی بی بها کردن جان انسانها، یعنی خیانت به فرزندان و نسلهای آینده، یعنی پذیرفتن شرایط فعلی و ابراز رضایت از آن،یعنی حکومتگران فاسد کماکان میتوانید بر مرکب جهل مردم سوار باشید وتا ناکجا آباد بتازید،یعنی پذیرفتن شریک برای خدای واحد(ولایت فقیه با این اختیارات فرا رسالتی)،یعنی ما کماکان در خوابیم یا خود را به خواب زده ایم و ……….. و به این دلایل بنده شخصا با خودم عهد بسته ام که اولین انتخاباتی که در آن شرکت کنم مربوط به اصلاح قانون اساسی و حذف فرد محوری از آن باشد. این انتخابات نشان دهنده تعداد طرفداران واقعی این سیستم حکومتی و تایید کنندگان این رفتارها میباشد.
با سلام
شرکت در انتخابات یعنی اینکه ما سیستم انتخابات کشور رو قبول داریم!
آیا واقعا ما این سیستم رو قبول داریم؟؟؟؟
و در مرحله بعدی شرکت در انتخابات و رای دادن به کی؟ مگر میذارن کسی غیر خودشون بیاد بالا؟
فقط تحریم انتخابات
هر اصلاحاتچی که کاندیدا شود عملا خائن است. رئیس جمهور مردم در بند است آن وقت شما می خواهید در انتصابات شرکت کنید؟؟؟!!!
شما کامنت های من را تایید نمیکنید .اما من یاد گرفتم مثل مردم ازاده حرفم را بزنم .تا وقتی حزب مشارکت و حتی سایت خود شما به فکر زد و بند با رزیم است و هیچ کار مثبتی برای حصر اقایان موسوی و کروبی نکردید اینها همه نشان میدهد که اصلاح طلبان فعلی که شما اینقدر سنگشان را به سینه میزنید خودشان انحصار طلب هستند .ما از روز اول تبلیغات تا راهپیمایی 25 اسفند هم بودیم اما واقعا شما کاری و یا سخنی هم برای افراد بی نام ونشان کردید ایا اصلاح طلبان و دوم خردادیها بجز اخبار افراد سرشناس خو به فکر شخص دیگری که زندانی و یا کشته شده هستند . این دروغ انقدر بزرگ است که نمیشود نامش را انتخابات و شما را پرچم دار دمکراسی در ایران نامید پس تحریم هر نوع انتخابات تا ازادی موسوی و کروبی و تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی گمنام و معروف را در پیش میگیریم شما هم زور بیخود نزنید که حنای شما رنگی ندارد
قصد نویسنده فقط شکستن تابوی شرکت در انتخابات بعد از افتضاحات انتخابات قبلیه ، اول با این جور سوال ها ذهن خواننده را تحریک و حرمت یک چیز را می شکنند و بعد به سمت مورد دلخواه می کشند، سندشم اینست که شما کل متن را نگاه کنید ، یک کلمه از اینکه چطور می شود نمایش انتخابات را به فرصت تبدیل کرد نمی بینید