نامه مهدي محموديان به رهبری درباره فجایع رخ داده در زندانها
چکیده : وي خطاب به رهبری نوشته است : نمي دانم بعد از انتشار اين نامه چه سرنوشتي در انتظارم است اما بهخدای بزرگ و ائمه اطهار و همین طور به خون تمام شهدای راه آزادی و به خصوص شهدای یک سال اخیر سوگند یاد می کنم این مطالب عین واقع است و در زندان های تحت امر شما رخ داده است و من، هیچ هدفی جز تلاشی در راه اصلاح امور همین طور انجام فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت الملوک نداشته و...
مهدي محموديان ، روزنامه نگار و زنداني سياسي كه در زندان رجايي شهر كرج به سر مي برد از وقوع تجاوز جنسي به زندانيان در اين زندان خبر داد.
به گزارش كلمه، اين نامه در حالي منتشر مي شود كه در روزهاي گذشته زندانيان ديگري هم از وضعيت بسيار نامناسب زندانهاي كشور خبر داده بودند . ضيا نبوي در نامه اي كه منتشر شد از شرايط بسيار نامناسب زندان كارون اهواز سخن گفت و زنان زنداني سياسي زندان رجايي شهر نيز كه به تازگي به زنداني در قرچك ورامين منتقل شده اند از شرايط نامناسب آن سخن گفتند و توصيف كردند كه اين زندان به طويله اي شبيه است.
در اين شرايط مهدي محموديان در نامه ای به رهبری از وقوع تجاوز جنسي در زندان رجايي شهر خبر داده است. وي دراین نامه نوشت :«در زندان رجايي شهر هر کسی که کمی زیبایی در چهره داشته باشد و احیانا زوری در بازو نداشته باشد و یا پول خوبی در حسابش نداشته باشد که باج بدهد به دیگران ، به زور در سالن های مختلف و هر شب در یک اتاق گردانده می شود و هر مفعولی صاحبی دارد و از این بابت پولی به دست میآورد و بعد از چند وقت هم او را به دیگری می فروشد.»
وي در ادامه اين نامه نوشته است :«در بندهای مختلف زندان رجایی شهر عمل لواط بصورت امری معمولی و قابل پذیرش در آمده است که ظاهرا مسئولین زندان برای کمتر شدن آلودگیهای آن وسائل بهداشتی مورد لزوم افراد را آزادانه در اختیار زندانیان قرار می دهند:»
او خطاب به آيت الله خامنه اي نوشته است: اینجا در زندان رجایی شهر تحت امر شما فرزندان و شهروندان کشور تحت امرتان با قیمت دویست و پنجاه هزار تومان اجاره داده میشوند ودر این سیستمی که شما مسئولیت آن را دارید هیچ دادرسی نمییابند.
وي در ادامه نامه اش اشاره كرده است كه از صد ها مورد از این روابط که با رضایت طرفین و به صورت آزادانه و شاید صرفا بخاطر چند نخ سیگار و یا یکبار مصرف مواد صورت میگیرد مي گذرد و از زنداني جواني مي گويد كه طبق مشاهده یک زندانی سیاسی، در طول یک شب ۷ مرتبه به او تجاوز شده است و وقتی صبح به زندانبان شکایت می کند به انفرادی ( یا به گفته مسئولین زندان سوئیت) منتقل میشود بدون اینکه هیچکدام از متجاوزین حتی مورد سوال واقع شوند.
او همچنين در بخش ديگري از نامه اش به وجود مواد مخدر در زندانهاي كشور و خريد و فروش آزادانه آن اشاره كرده و نوشته است :در سه زندان رجايي شهر ، كچويي و اوين بندهایی که در آن حضور داشتم، مواد مخدر به راحتی و بدون هیچ مشکلی و به هر میزان که اراده می شد وجود داشته و دارد، در حالیکه برای ورود یک دست لباس به زندان اوین میبایست ۶ ماه صبر کرد و در زندان رجایی شهر هم بايد چند هفته نامهنگاری کرد و موافقت چندین مدیر و رییس را گرفت، اما مواد مخدر در حد مصرف نزدیک به هزار نفر در یک زندان وارد میشود . این در حالی است که بعد از حدود ۱۱ ماه زندان بودن هنوز نتوانستهام اجازه ورود ۲ جلد کتاب آموزشی را بدست آورم.
وي تاكيد كرده است كه اين شرايط مختص زندان رجایی شهرنبوده و در زندان کچویی نیز در مقیاسی کوچکتر به همین صورت بوده است و در زندان اوین و بند ۳۵۰ شرایط ديگري حاكم بوده تا جايي كه مواد مخدر دقیقا توسط زندانبانی که هر روز در اتاق رئیس اندرزگاه بودند و اکثرا با هم غذا میخوردند، به قیمتی ارزان توزیع میشد .
او همچنين در بخش هاي ديگري از اين نامه به وجود ضرب و شتم در زندان اشاره كرده است اينكه زندانيان عادي به راحتي در زندان مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند. وي به شرايط بازجوييهاي غيرقانوني در زندانها نيز اشاره اي كرده است و از آنچه بر سر متهمان حوادث پس از انتخابات رفته نيز سخن گفته است.
وي خطاب به رهبری نوشته است : نمي دانم بعد از انتشار اين نامه چه سرنوشتي در انتظارم است اما به خدای بزرگ و ائمه اطهار و همین طور به خون تمام شهدای راه آزادی و به خصوص شهدای یک سال اخیر سوگند یاد می کنم این مطالب عین واقع است و در زندان های تحت امر شما رخ داده است.
مهدي محموديان از ۲۵ شهریور ماه سال ۸۸ زندانی است و اكنون در زندان رجايي شهربه همراه ديگر زندانيان سياسي محبوس است.
متن کامل این نامه که در سایتهای جرس و ندای سبز منتشر شده است به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اوالئک
هم المفلحون (آل عمران ایه 104)
حضرت آیت الله خامنه ای
اولین و آخرین نامه ای که به شما نوشتم به تابستان سال 1386 بر میگردد که به عنوان یک شهروند و یک روزنامه نگار ، گزارشی از برخوردهای غیر انسانی و جنایت بار نیروهای انتظامی با افرادی که اوباش و اراذل نامیده شده بودند و در خیابان ها بازداشت و به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده بودند را خدمتتان عرض کردم. در آن نامه از ضرب و شتم ها ، فحاشی ها ، هتک حرمتها ، شکنجه های روحی و جسمی و جنسی برخی از نیروهای انتظامی نسبت به جوانانی که غالبا 20 تا 30 ساله بودند و از فرزندان جوان این مرز و بوم به شمار میرفتند گزارش داده بودم،از دهها نفری که در زمان نگهداری این افراد در کهریزک کشته شده بودند ، از رفتارهای زشت و نامناسب و غیر انسانی دادستان وقت با خانواده هایشان ، نوشته بودم ،از مجبور کردن زندانیان به برهنه شدن و کابل زدن بر بدن یکدیگر ، از جادادن بیش از 40 نفر در یک کانتینر 30 متر مربعی به مدت چندین هفته ، از شکستن دست و پاهای زندانیان و از کابل زدن بر بدنهای خیس زندانیان در حضور مرد هلی کوپتر نشین در سحرگاهان و ……
اما دریغ از هرگونه پاسخ و عکس العملی ، نتیجه آن شد که در سال 88 فرزند یکی از یاران نزدیکتان (فرزند آقای دکتر روح الامینی) به همراه چندین جوان عزیز دیگر که در آن شکنجه گاه به شهادت رسیدند ، تازه یادتان افتاد که باید دستور تعطیلی آن بازداشتگاه را صادر فرمایید.
والبته در روزهایی که در سال 88 در انفرادی بسر می بردم ، بازجوها و نگهبانان به خوبی از خجالت آن گزارشها درآمدند و جناب قاضی نیز چندین سال زندان را بخاطر افشاء مسایل مربوط به کهریزک به من تحمیل نمود.
با این حال براساس آموزه های دینی ،اخلاقی و انسانی خود آموخته ام که در یک جامعه انسانی همه آحاد مردم نسبت به یکدیگر وظایفی دارند و در صدر آن وظایف، اشاعه امر به معروف و نهی از منکر است و از آنجایی که هنوز کمی امیدواری برای اصلاح امور در من وجود دارد و خوش بینانه فکر میکنم و یا لااقل امیدوارم که گزارش قبلی من را حضرتعالی ندیده باشید و یا نگذاشتند به دست شما برسد بر آن شدم گزارشی از وضعیت شکنجه و رفتارهای وحشیانه نیروهای امنیتی با زندانیان سیاسی و همینطور وضعیت اسفبار زندانیانی که در 11 ماه اخیر حداقل در سه زندان و یک بازداشتگاه ) با پوست و گوشت خود احساس کرده ام را برای شما بگویم ، تا شاید اینبار قبل از آنکه فردی از نزدیکانتان را از دست بدهید ، دستور رسیدگی به این اوضاع را صادر کنید ، با آنکه میدانم بعد از گفتن و انتشار این گزارش احتمالا چندین سال دیگر نیز به محکومیتم اضافه خواهد شد و احتمالا دوباره به انفرادی منتقل و مورد ضرب و جرح بازجویان و برخی نگهبانان قرار خواهم گرفت ، حضرتعالی را بدلیل خیرخواهی که معنای …….(ص 5)…….. در (( النصیحه الائمه المسلمین )) تجلی یافته است مخاطب قرار می دهم و این نامه را با امید به پیگیری
و اجرای قسط و داد و نه فقط در برخورد با زندانیانی چون ما که با جرائم و بزه های گوناگون و متنوع در زندان به سر برده و امید به جاری شدن عدالت دارند نگاشته ام. زندانیانی که در مسیر بازجویی ها و دادرسی ها و حتی پس از صدور احکام در زندانها مورد انواع آزارها و شکنجه های جسمی و روحی و جنسی و انواع و اقسام فشارهای غیر انسانی ، چه از طرف زندانبانان و چه از طرف دیگر زندانیان قرار می گیرند و متاسفانه با توجه به سیستم و نوع مناسبات دستگاه قضا در زندان ، هیچ فریادرسی نمی یابند و شرم آور اینکه تمام این مظالم نه در زندانهای شرق و
غرب که در جمهوری اسلامی که مدعی نیابت امام زمان را برای حکومت دارد ، در جریان است، در حکومتی که مسئولینش هر روز دم از مدیریت جهان می زنند و از حقوق بشر و حقوق انسانی در دیگر کشورها انتقاد می کنند. لذا همگی وظیفه داریم نا حداقل دامن اسلام را از این همه فجایع و جنایات پاک کنیم و این وظیفه قاعدتا با توجه به مسئولیتی که به هر دلیل سیاسی و شرعی بر دوش حضرتعالی به عنوان حاکم نظام مدعی اسلامی و به عنوان کسی که خود را نایب امام زمان می خواند گذاشته شده است بیشتر سنگینی میکند ، به امید اینکه قبل از آنکه خیلی دیر شود و با از دست دادن نزدیکانتان متوجه شوید که جوانان این مرز و بوم در زندانها چه می کشند.
این گزارش را تقدیم حضور تان می کنم:
1- وضعیت زندانهای کچوئی ، رجایی شهر و اوین:
الف : مواد مخدر و اعتیاد: در این سه زندان و بندهایی که در آن حضور داشتم،مواد مخدر به راحتی و بدون هیچ مشکلی و به هر میزان که اراده می شد وجود داشته و دارد ، در حالیکه برای ورود یک دست لباس در زندان اوین می بایست 6 ماه صبر کرد و در زندان رجایی شهر می بایست چند هفته نامه نگاری کرد و موافقت چندین مدیر و رییس را گرفت، اما مواد مخدر در حد مصرف نزدیک به هزار نفر در یک زندان وارد می شود و بدون اینکه مزاحمتی برای وارد کنندگان مجاز !!! ایجاد شود و این در حالی است که بعد از حدود 11 ماه زندان بودن هنوز نتوانسته ام اجازه ورود 2 جلد کتاب آموزشی را بدست آورم. قابل ذکر است که ورود روزانه چند صد گرم مواد مخدر مختص زندان رجایی شهر نیست که در زندان کچویی نیز در مقیاسی کوچکتر به همین صورت بود و در زندان اوین و بند 350 که شرایط بسیار جالب تر بود ، به این صورت که مواد مخدر دقیقا توسط زندانبانی که هر روز در اتاق رئیس اندرزگاه بودند و اکثرا با هم غذا میخوردند ، به قیمتی ارزان توزیع می شد و این افراد خدوم !!! نه فقط مشکلی نداشتند که از طرف عوامل نامرئی !!! کاملا حمایت می شدند.
ب: لواط. حضرت آیت الله با شرمندگی از اینکه مجبورم این مطالب را بنویسم صرفا از باب تکلیفی است که بر دوش خود احساس می کنم برای اطلاع شما بازگو میکنم.
در بندهای مختلف زندان رجایی شهر عمل لواط بصورت امری معمولی و قابل پذیرش در آمده است که ظاهرا مسئولین زندان برای کمتر شدن آلودگیهای آن وسائل بهداشتی مورد لزوم افراد را آزادانه در اختیار زندانیان قرار می دهند ، من از صد ها مورد از این روابط که با رضایت طرفین و بصورت آزادانه و شاید صرفا بخاطر چند نخ سیگار و یا یکبار مصرف مواد صورت میگیرد می گذرم، من از وضعیتی می گویم که در این زندان هر کسی که کمی زیبایی در چهره داشته باشد و احیانا زوری در بازو نداشته باشد و یا پول خوبی در حسابش نداشته باشد که باج بدهد به دیگران ، به زور در سالنهای مختلف و هر شب در یک اتاق گردانده می شود و هر مفعولی صاحبی دارد و از این بابت پولی بدست می آورد و بعد از چند وقت هم او را به دیگری می فروشد، طبق مشاهده یک زندانی سیاسی به یک جوان در طول یک شب 7 مرتبه تجاوز شده است و وقتی صبح به زندانبان شکایت می کند به انفرادی ( یا به گفته مسئولین زندان سوئیت) منتقل می شود بدون اینکه هیچکدام از متجاوزین حتی مورد سوال واقع شوند.
ولی امر مسلمین … اینجا در زندان رجایی شهر تحت امر شما فرزندان و شهروندان کشور تحت امرتان با قیمت دویست و پنجاه هزار تومان اجاره داده می شوند ودر این سیستمی که شما مسئولیت آن را دارید هیچ دادرسی نمی یابند.
در زندان کچوئی شخصی که ده ها نمونه از آن قابل مشاهده است به اتهام عدم پرداخت نفقه و مهر به زندان آمده است به صورت مفعول حرفه ای حکم آزادی گرفته است.
ج: ضرب ، شتم و جرح زندانیان: برای زندانیان غیر سفارشی در بسیاری از موارد هیچگونه شان انسانی قائل نیستند. هر کسی اعم از مسئول ، نگهبان و…… به خود اجازه می دهد هر نوع کلمات رکیک و هتاکانه ای را نسبت به زندانیان روا بدارد و هر زمان که لازم بداند زندانی را با دست ، باتوم ، زنجیر و یا هر وسیله دیگری مورد ضرب و شتم و حتی جرح قرار دهد و هیچ دادرسی برای مظلوم بجز ناله ها و زجه درد آور وجود ندارد ، و یا در مورد دیگر ، حداقل 3 مرتبه در طول یکماه فقط در یک بند که 10 % زندانیان رجایی شهر را تشکیل می دهند زندانبانان چندین زندانی را به دلایل مختلف با باتوم چنان مورد ضرب و شتم قرار دادند که تمام بدنشان را سیاهی و کبودی در بر گرفته بود و تا چندین روز حرکت را از آنها سلب کرده بود، در یک مورد که فقط صدای آنرا می شنیدم زندانی را که ظاهرا از یک زندانبان به دلیل ضرب و شتم شکایت کرده بود با الفاظ رکیک و با زنجیر و باتوم می زدند تا به گفته آنها بگوید غلط کردم و شکایتش را پس بگیرد که البته او نیز بعد از نیم ساعت با بدنی کبود و سیاه رضایت داد و از شکایتش منصرف شد و سپس بخاطر بر هم زدن نظم زندان به انفرادی و یا سوئیت (بند 11) منتقل شد و صد البته خوب است
بدانید از سگهای مواد یاب نیز بجای کشف مواد برای ارعاب و زخمی کردن زندانیان استفاده می شود.
جنا ب آقای خامنه ای ، به جرات می توان گفت هیچکدام از قوانین رفاهی که توسط همین نظام و کشور برای رفاه زندانیان تصویب شده است به اجرا گذاشته نمی شود ، نه غذای سالم و کافی و نه محیط بهداشتی (مطابق آئین نامه ) و نه هیچکدام دیگر از امکانات پیش بینی شده در قانون در اختیار زندانی قرار نمی گیرد و از آنجا که امکان استفاده از مرخصی برای زندانیان در اختیار زندانبانان و مسئولین زندان (و نه قانون) قرار دارد هیچ کس اعتراض نمی کند.
در حکومت شما زندانیان به بیگاری های بدون حقوق و یا حقوق اندک ، کارگری در سالنهای سرویس بهداشتی و محوطه زندان گمارده می شوند و زندانها به شهر مردگان می ماند که باید به هر طریقی فقط از آن خارج شد. البته کسانی که در زندان در آمدهای میلیونی دارند، هیچ نیازی به بیرون رفتن ندارند و هر زمان که بخواهند با هماهنگی مسئولین زندان و به راحتی چند روزی از مرخصی استفاده می کنند.
ایدز و سایر بیماریهای واگیردار:
جمعیت قابل توجهی از زندانیان مواد مخدر و معتادین به بیماریهایی همچون ایدز و هپاتیت مبتلا هستند و هیچ تفکیکی بین بیماران و افراد سالم وجود ندارد و با توجه به مصرف مواد مخدر و شیوع لواط بین این افراد هر روز بر تعداد افراد مبتلا به بیماری های واگیردار افزوده می شود.
جناب آیت الله، اگر به وضعیت اسفیار این زندان ها توجه نشود با توجه به افزایش روزافزون زندانیان و برگشت بدون کنترل آن ها به جامعه و خانواده هر روز به تعداد کسانی که به آلودگی های روحی روانی و جسمی مبتلا می شوند افزوده خواهد شد و …….
2- برخورد با زندانیان سیاسی حوادث یکسال گذشته:
جناب آیت الله از فجایع بازداشتگاه کهریزک و شهادت برادرانم در آنجا فعلا چیزی نمی گویم چون می دانم به طور کامل می دانید در آنجا و توسط چه کسانی چه گذشته است، از فجایعی که در خیابان ها و کوچه ها بر سر مردم آمد می گذارم چرا که شما نیک می دانید که کسانی که عکس های شما بر سینه و دستشان بود، بر سرخواهران و برادرانم در خیابان ها چه آوردند، از پدران منتظر فرزند و مادران گریان و قبرهای بی صاحب می گذرم، از بیان به خاک و خون کشیده شدن دهها عزیز هم وطنم در خیابان ها می گذرم و صرفا به بیان جنایاتی که توسط نهادهای امنیتی و انتظامی دولت و حکومت شما بر سر زندانیان آورده اند بسنده می کنم.
در مدت 4 ماهی که در زندان اوین و در بند 350 و همین طور در زندان رجایی شهر بودم، با بیش از 200 نفر از زندانیان سیاسی و کسانی که پس از انتخابات به دلایل مختلف بازداشت شده اند هم سلول و هم بند بوده ام که مطالب ذیل گوشه ای از شنیده هایی است که هر مورد آن از دهها نفر شنیده شده است و بسیاری را نیز در بند 209 دیده ام و یا شنیده ام:
الف: نحوه بازجویی ها: تقریبا تمام بازجویی ها بر خلاف نص صریح قانون، با چشم بند و رو به دیوار صورت می گیرد، لذا در بیشتر مواقع اسکان شناسایی و معرفی بازجویان امکان پذیر نیست و در طول بازجویی ها سربازان گمان شما از هیچ رفتار و روش خشونت بار و غیر انسانی در برخورد با زندانیان کوتاهی نکرده و نمی کنند که در این صورت می توان گفت اگر در این راه عمدی وجود نداشته باشد این موارد به راحتی قابل تشخیص و رسیدگی است.
ب: به کار بردن الفاظ رکیک، فحاشی، تحقیرهای لفظی و …
تقریبا تمام کسانی که مورد بازجویی قرار گرفته اند از جمله خود من بارها و بارها با رکیک ترین الفاظ، از فحش های جنسی و خانوادگی و اتهامات اخلاقی روبرو شده اند، بخصوص در بند 2 الف که تحت نظر سپاه اداره می شود، الفاظ رنگین تر و پر و پیمان تری نثار زندانیان و خانواده ی آن ها و به قول خودشان برای خرد و تحقیرکردن زندانی از این الفاظ توسط بازجویان استفاده می شود.
ج: تحقیرهای روحی و جنسی: حداقل ده نفر از زندانیان شهادت می دهد که در زمان بازجویی ها آن ها را مجبور کرده اند که برهنه شوند و یا با لباس زیر ساعت ها در بازجویی بایستند و حداقل سه نفر از این افراد شهادت می دهند که با باتوم و یا وسیله ای شبیه آن مورد تحقیر جنسی قرار گرفته اند وحداقل 2 نفر زا اینها کسانی بوده اند که تا قبل از بازداشت حاضر بوده اند برای جنابعالی جانشان را نثار کنند و حتی انتقادی هم به شما نداشته اند.
د: دروغ، تهدید و تطمیع زندانیان برای پروژه اعتراف گیری:
جناب آقای آیت الله، سربازان گمنام شما از هیچ دروغ و نیرنگی برای فریب متهم بی دفاع جهت به اجرا گذاشتن پروژه ی اعتراف گیری دریغ نکرده اند، از بازداشت اعضای خانواده تا صدور احکام دروغین اعدام و نمایش دروغین کودتا.
حداقل در 2 مورد که شاهد آن بودم همسران زندانیان بازداشته شده اند و به آنان گفته شده اگر اعتراف نامه ها را نخوانند برای همسرانشان احکام سنگین صادر خواهد شد و آن ها مجبور به اعتراف به کارهای نکرده نموده اند، در دو مورد فرزندان نوجوان و جوان را احضار نموده و از پشت شیشه به زندانی نشان داده اند تا با اینکار او مجبور شود برای نجات فرزندانش آنچه را که آن ها می گویند انجام دهد.
حضرت آیت الله، همه ی اینها که در زندان های امنیتی شما در جریان است توسط سربازان گمنام شما در وزارت اطلاعات و بخصوص سپاه پاسداران به انجام می رسد.
ه: دخالت در حریم خصوص متهمین و ایجاد درگیری های خانوادگی: در بسیاری موارد به خاطر شنودها و سرک کشیدن های قانونی و غیر قانونی نهادهای امنیتی در خصوصی ترین و شخصی ترین حوزه های زندگی افراد و دسترسی بازجوها به این اطلاعات، حربه ای بود برای تحت فشار قرار دادن زندانی، با استفاده از همین اطلاعات حداقل در 3 مورد (منجمله خودم) با همسران متهمین تماس گرفته شده است که تقاضای طلاق کنند و یا با به اجرا گذاشتن مطالبات (مهریه) خود متهم تحت فشار بیشتر قرار بگیرد.
جناب آیت الله، بازجویان وقاحت را به جایی رسانده اند که حتی به خود اجازه میدهند به همسران جوان زندانیان به دفعات تماس بگیرند تاجایی که انها مجبور شده اند گوشی های موبایل خود را خاموش یا تعویض کنند تا از شر این بی حرمتی ها نجات یابند.
جناب آقای آیت الله خامنه ای، با جشمان خودم دیدم که در بند 209 جوان بیست و چند ساله به خاطر تماس های مکرر بازجویان با مادر تنهایش چند بار اقدام به خودکشی کرد.
جناب آقای آیت الله، مامورین اطلاعاتی شما به جایی رسیده اند که از همسر جوان یکی از زندانیان خواسته اند اگر دوست دارد شوهر و برادر زندانی اش از اعدام احتمالی نجات یابد وخود نیز به حبس طولانی محکوم نشود از شوهرش طلاق بگیرد!!!
و خدا را شکر می کنم که حداقل از این حوادث را در بند 350، دو یا سه مورد بیشتر ندیدم.
ت: ضرب و شتم و جرح: تقریبا تمام زندانیانی که به بند 350 منتقل شده اند و با آن ها صحبت کرده ام، کم یا زیاد و هر کدام به میزان لازم!! مورد نوازش قرار گرفته اند که از شرح بسیاری از آن ها می گذرم و فقط به برخی از انواع ضرب و شتم ها اشاره می کنم:
-در بند 2 الف متهمین را با شکر (shoker) برقی مورد آزار و اذیت قرار می دهند (با شوکر به آلت تناسلی و سایر نقاط حساس بدنشان می زنند)
-در بند 2 الف، حداقل 2 نفر از متهمین به محلی در زیر زمین برده شده و دستانشان را در دستگاهی که برای کشیدن ناخن بوده است قرار داده شده است.
-ده ها زندانی که در بند 2 الف اوین بوده اند گفته اند که با کابل و باتوم به دفعات متوالی مورد ضرب و شتم و جرح قرار گرفته اند.
-حداقل سه نفر از متهمین بند 2 الف می گویند به آن ها قرص های رنگی داده شده که آن ها را از حالت عادی خارج کرده است واثرات آن در بعضی افراد تا مدت ها در بند 350 قابل مشاهد بوده است.
-در بند 209 متهمین را برای تنبیه در سرمای شبهای زمستان صرفا با لباس زیر، ساعتها در فضای باز رها می کنند از جمله خود من که بیش از 6 ساعت فقط با لباس زیر در نیمه شب اواسط دی ماه در فضای باز رها شدم و بعد از گذشت چند ماه هنوز آثار آن باقی است و به مداوای طولانی مدت نیاز دارد.
-ده ها نفر که در بند 209 بوده اند از ضربات ناگهانی با اجسامی مثل پرونده بر سر و صورت، ضربات مشت به گلو، سیلی زدن ها، مشت ها و لگدها، بشین و پاشوهای طولانی و زیاد، به سینه و صورت خواباندن متهم در اتاق بازجویی و ده ها مورد شکنجه و آزار و اذیت های روحی و جسمی دچار صدماتی شده اند که اثرات آن در برخی افراد هنوز بعد از ماه ها قابل مشاهده است.
-جناب آقای آیت الله، مطالب گفته شده فقط گوشه ای از شرایطی است که سربازان گمنام شما بر سر متهمین بی دفاع آورده اند.
-نحوه برگزاری دادگاه های علنی و غیر علنی:
الف: دادگاه های غیر علنی: اساسا دادگاه های غیر علنی به جز برخی موارد اندک نه از لحاظ ساختاری و نه از لحاظ محتوایی با هیچ یک از قوانین داخلی منطبق نبوده است و معمولا بدون حضور وکیل و یا حتی نماینده ی دادستان تشکیل و با چند سوال و جواب ساده، قاضی در نهایت با صدور همان حکمی که قبلا بازجویان گفته بودند دادگاه به پایان می رسد. البته قابل ذکر است که در بسیاری از موارد، منجمله قاضی شعبه 28 ، متهمین را با ترساندن از از حکم سنگین و به تعویق افتادن طولانی دادگاه، از گرفتن وکیل منع می کنند وقضات شعبه 15 از پذیرش بسیاری از وکلای مستقل خوداری و متهم را مجبور کرده اند تا از وکلای مورد تایید و سفارشی های قاضی و دادگاه استفاده نماید.
-جناب آقای آیت الله، از تعداد و درصد احکامی که با تمام فشارها در دادگاه های تجدید نظر، توسط این دادگاه ها نقض شده است، می توان به عمق فضاحت و بی قانونی دادگاه های بدوی و مراحل تحقیق پی برد. احکام اعدامی که به سه سال زندان تبدیل شده اند، احکامی که شش سال بوده به یکسال تبدیل شده اند خود به خوبی نمایانگر افتضاحات دادگاه های انقلاب هستند.
دادگاههای علنی :
جناب آقای آیت الله
در سال 1388 چندین دادگاه تحت عنوان دادگاههای علنی با حضور فله ای متهمین مرتبط و غیر مرتبط برگزار شد و امید دارم و یا احتمالا شما نیز به مانند ما صرفا از تلویزیون به تماشای آنها نشسته باشی و سربازان گمنامت در سپاه و وزارت اطلاعات در مورد چگونگی برگزاری آن ها و چگونگی آماده سازی نمایش ها با شما سخن نگفته باشند و از آنجا که برای فردی چون شما توجیه نداشتند و حتما قابل پذیرش نخواهد بود، من به عنوان یک روزنامه نگار که در طول یکسال اخیر در زندان بودم و تقریبا با تمام کسانی که در دادگاه های صحبت کرده اند از نزدیک مذاکره
کرده ام، در ادامه گزارشی از مقدمه تشکیل این به اصطلاح دادگاه ها را نیز به شما ارائه می دهم.
1- نحوه و اداره کردن زندانیان به تن دادن به اعترافات:
الف: تهدید به بازداشت برخی از اعضای خانواده:
حداقل در 2 مورد از افرادی که در دادگاه ها علیه خود ودیگران صحبت کردند، همسرانشان توسط این نهادها بازداشت شده بودند و به آنها گفته شده بود اگر قبول نکنند برای همسرانشان احکام سنگین صادر می شود که بعد از پذیرش حضور در دادگاه، همسرانشان شب قبل یا روز قبل آزاد شده بودند.
-در یک مورد نهادهای امنیتی شما وقتی با مقاومت زندانی روبرو می شوند، فرزند نوجوان وی را بازداشت و از پشت شیشه وی را در مقابل پدرش بازجویی می کنند و او را تهدید می کنند که اگر وی همکاری نکند فرزندش را به اتهام فروش چند کیلو!!! مواد مخدر بازداشت می کنند و به خاطر آبروی دختر جوانش مجبور می شود از آبرو و حیثیت خود بگذرد و در دادگاه صحبت کند.
-در حداقل سه مورد از کسانی که در دادگاه ها صحبت کردند نهادهای امنیتی شما با تحت فشار گذاشتن زندانیان از طریق افشای مسائل خصوصی زندگیشان، از جمله تصاویر فیلم ها و یا اطلاعات بدست آمده از شنودها و ردگیری های غیر قانونی موفق به گرفتن اعترافات بعضا دروغین شدند.
2-افرادی که در دادگاه ها حضور پیدا کرده اند:
الف: شخصیت های سیاسی: جناب آقای آیت الله، سربازان گمنام شما در بازجویی ها با افتخار از خرد و تحقیر کردن این افراد سخن می گفتند و آن چیزی که از شادی ها و هلهله هاشان به نظر می رسید بوی تعفن انتقام جویی بود، انتقام از محبوبیت برخی از این افراد که به گفته ی آن ها باید شاخشان شکسته می شد که به حمدالله سربازان گمنام شما با استفاده از غیر انسانی ترین و وحشیانه ترین اعمال این کار را انجام دادند که من در مورد این افراد سخن نمی گویم چون امیددارم شخصیت های سیاسی که در دادگاه ها صحبت کردن، خود از لاک منفعت طلبی و ترس خارج شده و به حرمت خوی صدها جوان رشید این مملکت که در حمایت از آن ها در خیابان ها به خاک و خون کشیده شدند بگویید در زندان ها بر سرشان چه آمده است و با این کار دوباره به آغوش مردم باز گردند.
3– زندانیان غیر سرشناس: زندانیان غیر سیاسی که در دادگاه ها علیه خودشان و جنبش سبز صحبت کردند غالبا افرادی بودند که مجبور شده بودند در مورد وابستگی شان به سازمان ها و گروه های مخالف نظام صحبت کنند تا سربازان گمنام شما بتوانند به مردم بقبولانند که معترضین و مردم بی دفاع که در خیابان ها به خاک و خون کشیده شده بودند وابسته به خارج و سازمان های ضد انقلابی و تروریستی بوده اند تا بلکه بدین طریق جنایت های خود در خیابان ها و بازداشتگاه ها و زندان ها توجیه کنند. برای همین هم تقریبا از هر گروه و سازمان تروریستی و به اصطلاح ضد انقلابی، چند نفر در این نمایش حضور داشتند، که من در ادامه به برخی از این افراد اشاره می کنم:
– حداقل 6 نفر از جمله 2 نفری که در روزهای پس از حوادث روز عاشورا اعدام شدند اساسا قبل از انتخابات بازداشت شده بودند و هیچ فعالیتی در انتخابات نداشتد که سه نفر از آن ها هم اینک زندانی هستند و یکی از این ها نیز زیر اعدام قرار دارد تا روزی که آن نوشته ها را در مقابلشان گذاشته بودند به دلیل در انفرادی بودن از حوادث پس از انتخابات آگاهی نداشتند و صرفا به دلیل اینکه بازجوها به آن ها گفته بودند که اگر این حرف ها را در دادگاه و یا تلویزیون بگویید نجات پیدا می کنید دست به چنین کاری زده بودند.
– حد اقل سه نفر از کسانی که در دادگاه به انجام اقداماتی از جمله آتش زدن کیوسک و همینطور مسجد و یا بانک در تاریخ25/3/88 اعتراف کردند اساسا شب 23 خرداد توسط نیروهای امنیتی شما بازداشت شده بودند تا برای انجام چنین نمایش هایی مورد استفاده قرار گیرند.
جناب آقای آیت الله، ماموین امنیتی شما در سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات برای اثبات ادعای وابستگی اعتراضات به حق مردم در خیابان ها به هر اقدامی دست زدند، کافی است شمازمان بازداشت اعتراف کنندگان با اظهاراتشان در دادگاه های نمایشی را بررسی کنید.
3- مراحل آماده سازی افراد برای حضور در دادگاه های نمایشی: بعد از اینکه زندانیان تحت فشار های ویران کننده جسمی و روحی از ضرب و جرح قرار گرفته تا هتاکی و فحاشی و تا تهدید و تطمیع نیروهای امنیتی شما مجبور می شدند حضور در دادگاه ها را بپذیرند و اوراق تایپ شده ای که در اختیارشان قرار می گرفت تا با خواندن و تمرین کردن آن متون در دادگاه نقش خود را بهتر و جذاب تر بازی کنند. و براین این امر متون تایپ شده توسط زندانی مجددا نوشته می شد تا در دادگاه ها خواند ن از روی آن ها طبیعی تر جلوه کند و در صورت لزوم دست نویس ها توسط سایت های خبری نهادهای امنیتی منتشر شود تا دادگاه ها و اعترافات طبیعی تر جلوه کند.
آقای آیت الله ، از روزهای قبل بسیاری از این افراد توسط برخی از بازجویان خاص مورد آزمایش قرار گرفتند و برای اجرای بهتر نقش مجبور بودند چندین و چند بار مطالب را در حضور بازجوها تکرار کنند و حتی به آن ها در مورد چگونگی حرکت دست و صورت و نحوه بیان مطالب آموزشی و تذکرات لازم داده شده بود.
– برگزاری تمرین های نهایی در محل دادگاه ها: روز قبل از تشکیل دادگاه ها، زندانیان به محل دادگاه برده می شدند و در حضور قاضی صلواتی و یا دادستان وقت و یا آقایان دادیار و بازپرس متون را در مقابل دوربین های صدا و سیما و برخی خبرنگاران وابسته اجرا می کردند و در حین اجراء تذکراتی برای بهتر شدن نقش از کارگردانان گمنام شما دریافت می کرده اند. جالب اینجاست که در یکی از موارد که زندانی بخت برگشته در دادگاه اصلی بخاطر حضور تماشاگران دست و پای خود را گم می کند و نمی تواند نقش خود را خوب بازی کند و برنامه 20:30 تصاویر و گفته های وی در تمرین روز قبل را پخش می کند و آقای شمشادی مجری این برنامه خبری احتمالا به اشتباه در حالی سخنان اعتراف کننده در دادگاه را پخش کرد که پشت سر وی خالی از تماشاگران و دیگر زندانیان بود.
جناب آقای آیت الله : توجه داشته باشید که این تمرینات نه توسط تعدادی سرباز گمنام که توسط عمال قوه قضاییه، قاضی ارشد آن و دادستان وقت تهران که مورد حمایت همیشگی شما بوده است صورت می گرفته است.
– شب قبل از دادگاه زندانیان متناسب با گفته هایی که قرار است در دادگاه بگویند اصلاح (سر و صورت) می شدند تا چهره ای متناسب با نقششان داشته باشند. یکی از مضحک ترین بخش های این دادگاه ها وقتی بود که به دلیل عدم هماهنگی سربازان گمنامتان در سپاه و وزارت یک نفر در دو زمان مختلف با دو آرایش مختلف در برنامه سازی نمایش، دو اعتراف تقریبا متضاد انجام داد و جالب تر آنکه قاضی محترم شما به جرم هر دو اتهام متضاد که در دو روز و دو منطقه ی مختلف رخ داده بود و حکم اعدام و 10 سال زندان صادر کرده است در حالی که وی اساسا در آن روز در بازداشت به سر می برده است.
12 نفر از افرادی که قرار بود در دادگاه صحبت کنند برای امتحان نهایی!! به حسینیه و یا مسجدی در طبقه سوم دادگاه برده می شوند که در حضور سعید مر ضوی متن های خود را بخوانند و بعد از تایید ایشان 9 نفر از آن ها فردای آن روز در دادگاه صحبت می کنند والبته دادستان به آن قول شرف!!! می دهد که آن ها را فردای
دادگاه آزاد کند که نکرد.
جناب آقای آیت الله، حتما مضحک خواهد بود در مورد دادگاهی که با این شرایط تشکیل می شود حرف از آیین دادرسی، حقوق شهروندی، حقوق انسانی و ….. زده شود، اما به جهت اطلاع می گویم که هیچ یک از حاضرین در آن دادگاه ها نتوانستند و یا بهتر بگویم نگذاشتند از وکلای خود استفاده کنندو به اجبار وکلای خود را عزل کردند و از وکلای خود فروخته که توسط قضات و یا آقای دادستان و یا نهادهای امنیتی شما تعیین می کردند تن بدهند، و صد البته همان وکلای تسخیری از هیچ وقت با این زندانیان ملاقات و گفتگویی نداشتندو حتی هرگز اجازه ی دسترسی به پرونده های متهمین را نداشتند و فقط برای سیاهی لشگر در دادگاه ها حضور پیدا کردند و بسیاری از آن ها حتی وکالت نامه امضا شده ای هم در اختیار نداشتند.
جناب آقای آیت الله نمی دانم بعد از انتشار این نامه چه سرنوشتی پیدا خواهم کرد، نمی دانم شاید در دادگاه های عادلانه سربازان گمنامت با زیر پا گذاشتن شرافت و انسانیت حرف ها و نوشته هایم را تکذیب کنم و اعتراف کنم در این مدت که در زندان بودم توسط رژیم صهیونیستی و عوامل استکبار تحریک شده ام تا نسبت به نظام مقدس شما توطئه کنم و یا نمی دانم شاید اعتراف کنم سفیر انگلستان و فرانسه و رابط سازمان های جاسوسی غربی این حرف ها را به من آموزش داده اند ، اما امروز در سلامت و آزادی کامل به خدای بزرگ و ائمه ی اطهار و همین طور به خون تمام شهدای راه آزادی بخصوص شهدای یکسال اخیر سوگند یاد می کنم، اعلام می کنم ضمن اینکه این مطالب عین واقعیت رخ داده در زندان های تحت امر شماست، هیچ هدفی جز تلاشی در راه اصلاح امور همین طور انجام فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت الملوک نداشته و ندارم.
جناب آقای آیت الله، کاش حاکمان صدای ملت خود را قبل از آنکه دیر شود می شنیدند تا لازم نبود ملت ها برای رساندن صدیشان به حاکمان شیشه ها را بشکنند.
مهدی محمودیان
روزنامه نگار در بند
شهریور 89- رجایی شهر














الله اكبر_لاحول ولاقوه الابالله
علي برخيزوباطل كن بساط اين
دغل كاران
شرم باد بر این حکومت مستبد فاسد.
خدایا این عزیزان ما را از بند این مزدوران رها ساز.
مبهوت از این همه سیاهی و خاضع در مقابل این همه شجاعت یک انسان که در بند است و اینگونه نهی می کند از منکر .
به امید ایرانی آزاد و آباد
و به امید آزادی تمام آزادگان دربند به خصوص جناب آقای محمودیان
یا حسین میرحسین.
مرسی کلمه که منتشر کردی.
واقعا خواندن این حقیقت نامه برایم دشوار بود که در سه بخش انرا مطالعالعه کردم میان دو بخش بخاطر فشار روحی وعصبی که بر من وارد میشد مجبور میشدم خودرا به کار ی مشغول کنم،اما در بخش سوم وپایانی دیگر تاب نیاوردم وگریستم.درود بر این انسان ازاده که برای افشای حقایق حاضر است تمامی عواقب بعد از ان را به جان دل بخرد.
داد بر ما که جه کساني را بر خود حاکم کرده ايم
منکر وجو همجنسگرایان در ایران میشوند و آنها را اعدام میکنند بعد در زندان ها کاندوم پخش میکنند! داشتن دیش ماهواره و بدحجابی نقض حقوق شهروندی است ولی تجاوز جنسی و پخش مواد مخدر و گروگان گرفتن افراد خانواده و ضرب و شتم وحشیانه امری عادی محسوب میشود.
به نظر من ما در یکی از فاسدترین حکومتهای دنیا زندگی میکنیم.
به نام خدا
پاسخ به دردنامه بسيجي اصلاح طلب
برادر بسیجی اصلاح طلبم ! درد نامه تو رو خوندم. از طرفی غصه خوردم که بعد از سی و چند سال که از پیروزی انقلاب میگذره هنوز برای برخی ولایت فقیه آنگونه که هست روشن نشده و از طرفی خوشحال شدم که جویای حقیقتی و میخوای به حقایق واقف بشی. میخوام صمیمانه و دونه به دونه اشکالاتی رو که مطرح کردی پاسخ بدم، چون احساسم اینه که جویای حقیقتی. گفتی: امام خمینی فرمودهاند: ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است و تمام اختیاراتش را دارا میباشد… بعد اشکال کردی که رسول خدا به وحی متصل بود و از طریق وحی کمک میشد در حالی که در بحث ولایت فقیه چون متصل به وحی نیست امکان خطا وجود داره و احتمال داره که همه ویژگیهای لازم رو هم نداشته باشه (به خصوص تقوا و عدالت و …) با این وصف معقول و منطقی است که تمام اختیارات حضرت رسول رو داشته باشه؟ اما پاسخ، اگه شما به مجموعه سخنان امام خمینی نگاه کنی میبینی که ایشان شأن ولایت فقیه با رسول الله را تفکیک میکنه و در احکام حکومتی اختیارات پیامبر را در شأن ولایتی ولایت فقیه میداند. حالا سؤال اینه که پیامبر معصوم بوده ولی فقیه که نیست، چرا تمام اختیارات؟ شما بگید اگر ملاک خطا باشد که نشه جانشین معصوم در حکومت بود، چرا اشکال در تمام امور باشه اصلاً نباید بتونه در هیچ موردی اختیارات پیامبر رو داشته باشه چون شاید اون جا هم خطا کنه بهتر نیست که اصلاً نظام اسلامی تشکیل نشه چون احتمال خطا داره؟ آیا منطق شما منطق اونایی نیست که میگفتن دختر نباید درس بخونه و باسواد بشه چون اگه باسواد شد به نا محرم نامه مینویسه! ظريفي هم گفته بود که خوب چرا جلوی سواد دختر رو میگیری، چشماشو کور کن تا اصلاً نامحرمو نبینه! ( البته میدونی که به قول علما در مثال مناقشه نیست! ) حکومت در عصر غيبت
چون شما منطقی هستی سؤال میکنم که در عصر غیبت آیا باید اسلام اجرا بشه یا نه؟ با توجه به تعهدی که از یک بسیجی سراغ داریم قطعاً میگی بله. حال سؤال اینه که چه کسی بیشتر صلاحیت داره که اسلام رو اجرایی کنه؟ شما مطمئن باش که اگه از امام خمینی یا مقام رهبری هم سؤال بشه که اگه امروز حضرت ولیعصر (عج) تشریف بیارن نقش شما چی میشه قطعاً خواهند گفت: به ما چه که با وجود آن حضرت رهبری جامعه رو داشته باشیم. ما تا حالا مقدمات ظهور رو فراهم کردیم و در حد وسع تلاش کردیم اسلام پیاده بشه. ما معصوم نبودیم. حکومت مال معصومه. طبق فرمایشات پیامبر و ائمه (ع)، ما در حد توان اجرای احکام کردیم نگران هم بودیم شاید جایی اشتباه کنیم، خطا کنیم ولی امامان معصوم گفتن شما طبق وظیفه عمل کنید اگه اشتباه هم کردین چون زحمت کشیدین، اجتهاد کردین، رو تقوا نظر دادین، یک ثواب دارین اگه هم درست حکم کردین دو تا ثواب دارید چون هم زحمت کشیدید و هم به واقع رسیدین. ما هم از باب وظیفه اقدام به اجرای احکام کردیم. الان هم که امام عصر اومده ما یکی از یاران حضرتیم ما دیگه حق رهبری نداریم. برادرم با این استدلال بازم میگی جانشینی ولایت فقیه غیر معقول و غیر منطقیه. شما بگو در عصر غیبت یه کسی در رأس نظام اسلامی باشه و بخواد اسلام را پیاده کنه که رشتهش کشاورزی باشه؟ صنعت باشه؟ … پس نزدیکترین فرد به پیامبر کسيه که اسلامو بشناسه، مخالف هوای نفس باشد، تقوا داشته باشه، عادل باشه… حال اگه چنین فردی در رأس بود ممکنه که تصمیمی بگیره که مخالف نص صریح مبانی دین باشه؟ ممکنه بدون مشورت با کارشناسان موضوعی تصمیمی بگیره؟ اگر گرفت که دیگه ولی فقیه نمیتونه باشه. حال اگه به مبانی توجه کرد و رو هوای نفس تصمیم نگرفت، حساس بود با مشورت بهترین تصمیم رو بگیره چه مشکلی پیش میاد؟ به فرض که در مواردی هم اشتباه کنه مگه در هر نوع حکومتی امکان اشتباه نیس؟ مگه به خاطر احتمال خطا و اشتباه باید رفت به سمت آنارشيسم ؟ مگه با احتمال خطا ي پزشک باید گفت نباید به پزشک برای جراحی اعتماد کرد؟ میدونی در این موراد بنای عقلا چیه؟ بنای عقلا اینه که به خاطر این احتمالات یک اصل معقول رو کنار نمیذارن!
حالا چرا میفرمایند احکام حکومتی مقدم بر احکام اولیه (نماز، حج و…) هستند؟ منظور اینه که اون احکام هم با وجود حکومت دینی به شکل صحیح اجرایی میشن و این برگرفته از حدیث معروفه که اسلام بر پنج پایه بنا شده، نماز، حج، … و ولایت و برای هیچکدوم به اندازه ولایت تأکید نشده. در ادامه حدیث اومده که ولایت کلید تمام اوناست (حج و …) خوب حال اگه تعارض ایجاد شد بین اصل حکومت اسلامی و یکی از اون مبانی و مجبور شدیم برا حفظ یکی دیگری را موقتاً تعطیل کنیم چه باید کرد؟ میفرماین ولایت مقدمه …. تمام اختيارات در دست يک فرد
این که فرمودین تمام اختیارات معقول نیست دست یک نفر باشه، مگه در تمام امور ولایت فقیه به صورت ابتدایی تصمیم میگیره؟ در نظام اسلامی متولیان زیادی در امور مختلف تصمیم میگیرن. رئیس جمهور اختیاراتي داره، رئیس قوه قضائیه نیز، مجلس قانونگذاری میکنه و … حالا اگه جایی مشکلی پیش بیاد که به راحتی حل نشه ولی فقیه در تعارضهای پیش اومده دخالت میکنه و با توجه به مصالح نظام حکم میده. این به معنای همه کاره بودنه؟ اگه همه کارا دستش بود چه نیازی به مجمع تشخیص مصلحت نظام بود؟ شاید بگی در نهایت تصمیمات به ولی فقیه میرسه ولی توجه داشته باش که دهها قانون در کشور تصویب میشه که ولی فقیه اصلاً دخالتی نداره، تصمیمات متعددی در قوه مجریه گرفته میشه که ولی فقیه دخالتی نداره و …
اظهار نگرانی از نداشتن عدالت و تقوا کردین، این نگرانیها برای هر مسئولی در هر حکومتی هست ولی در نظام اسلامی احتمالش با توجه به شرایط ولایت فقیه خیلی کمتره و اگه مشخص بشه که عدالت نداره به صورت اتوماتیک منعزله و خبرگان هم عزلش میکنند. صحیفه امام رو نگاه کنین.
فرمودین تئوریسینهای فعلی جناح حاکم میگن ولایت فقیه منصوب خداست و رأی خبرگان نقش تعیین کننده نداره بلکه اونا کشف میکنن و با این قرائت حکومت فقیه رو عین حکومت خدا میپندارن و هرگونه انتقاد و مخالفت با نظرات ولی فقیه را وسوسه شیطان و محاربه با خدا میدونن و حتي ارتداد میشمارن.
در پاسخ میگیم اولاً نظرات طرفداران يک نظام لزوما نظرات ولی فقیه نیست! مگه تمام نظرات طرفداران اصلاح طلب لزوماً یکی است؟ آیا نظرات اکبر گنجی نظر شما بسیجی اصلاحطلب است؟ دوماً سندتان چیه که کسی گفته باشه نمیشه انتقاد و مخالفت کرد و اگه کرد مرتده؟ بارها چه امام و چه مقام معظم رهبری تأکید به نظر دادن و انتقاد کردهاند. مگر رهبری نفرمودند که مخالفت با ولایت فقیه دلیل بر ضدیت نیست؟ چرا شما با شواهد غيرواقعي بدون سند اصل ولایت رو زیر سؤال میبرین؟ ثالثا ملاک قانون اساسيه نه نظر اين و آن. منظور از منصوب خدابودن چيست؟
اینکه میگن ولایت فقیه منصوب خداست دقت کنید که ما یک نصب خاص داریم و یک نصب عام. در نصب خاص مثلاً امام معصوم فردی رو نصب میکنه به عنوان جانشین مثل زمان غیبت صغری اما در نصب عام شخص خاصی رو نصب نمیکنند ولی معیارها و ویژگیهای ولی فقیه رو مطرح میکنند که هر کسی که داراي صیانت نفس، حافظ دین، مخالف هوای نفس و … باشه مردم باید از او تبعیت کنند. خوب در زمان غیبت اون شخص کیه؟ نمیدونیم! پس چکار کنیم؟ باید خبرگان تحقیق کنن و ببینن چه کسی این صلاحیت رو داره. در بین فقها میگردن و میگن ما کشف کردیم که این خصوصیات در فلان شخص موجوده و او بشه ولی فقیه. این اشکال داره؟ اونا نمیگن خبرگان نقش تعیین کننده نداره، میگن اونا طریق هستند برای کشف حقیقت و راهی بهتر برا شناخت مصداق مجهول، غیر از این وجود نداره. خوب حالا اگه کسی شرایط عدالت و … رو دارا بود و شناسایی شد (کشف) این منصوب خدا نیست؟ چرا هست زیرا خدا خواسته با ویژگیهای عدالت و … فردی ولایت رو به دست بگیره اما این که منصوب الهی (با توجه به شرایط) اشتباه میکنه یا نه مشکلی ایجاد نمیکنه و لذا هیچ اسلام شناسی نمیگه نباید به کارهای ولایت فقیه انتقاد نکرد. اگه نظر شما درست بود که به خبرگان حق انتخاب و برکناری رهبر و ولایت فقیه رو نمیدادن! همین که خبرگان حق عزل داره یعنی تعیین کننده.
آقاي منتظري و مسئله نصب
جدلی که فرمودین و گفتید که اگه ولی فقیه رو خدا منصوب کرده، در مورد نصب حضرت آیت الله منتظری چه نظری دارید و آیا خداوند کسی رو اشتباهی نصب کرده چون خبرگان کشف کرده بودند ولی بنده خدا (امام خمینی) منصوب خدا را برای جبران اشتباه خداوند برکنار کرد؟
جواب میدیم که اسمشو مغالطه بذارید بهتره تا جدل! کی گفته خبرگان هر کسی رو انتخاب کرد لزوماً همونیه که خدا خواسته؟ میگن خبرگان کشف میکنن که فلان مصداق، مصداق ویژگیهایی است که خدا خواسته. حالا گاهی در تشخیص مصداق، خبرگان هم اشتباه میکنن و برای همین در قانون اساسی اومده که اگه معلوم شد که ولی فقیه یکی از شرایط رو از دست داده یا از اول دارا نبوده ولی خبرگان نفهمیده بودند ولی فقیه عزل میگردد. همانطوريکه در کشف حکم احتمال خطا هست در کشف مصداق نيز احتمال خطا هست ولي حجت داريم آیا اونا فکر نکرده بودند که عزل ولایت با این کشف که شما آن گونه تفسیر میکنین لازمهاش اشتباه خدا در نصبه؟ چرا اونا توجه داشتند ولی منظور اینه که تا زمانی که به ظاهر ما تشخیص دادیم که فلان مصداق ویژگیهای لازم رو داره و انتخاب کردیم منصوب الهی هم هست و این منافاتی نداره که یک وقتی فردی انتخاب بشه که در واقع منصوب خدا نباشه و لذا امام فرمود که اگه ولی فقیه نگاه چپ به نامحرم بکنه از ولایت عزله بنابراین منصوب بودن از طرف خدا مشروط به داشتن و حفظ ویژگیهای بیان شده از طرف شارع مقدسه. اشتباه خبرگان
این که فرمودین چه ضمانتی داره که خبرگان دوباره در انتخاب مصداق اشتباه نکنن درسته. ضمانت قطعی نیست ولی عقلا به این احتمال توجه نمیکنن! چرا؟ چون وقتی 80 نفر متخصص در امری اشتباه کنن دیگه چه مرجعی میمونه که اشتباه نکنه. بله اگه امام معصوم بود مشکلی نداشتیم حالا رفتیم از طريق نمایندگان مردم ایران برای قانون اساسی نوشتیم و گفتیم بهترین شیوه برای انتخاب ولی فقیه مجمع متخصصین است (خبرگان) حالا اگه شما طرحی دارین که میزان اشتباه در انتخاب رو کمتر کنه طرحتون رو بدید نظام حتماً توجه خواهد کرد.
فرمودین اگه رأی و نظر مردم ملاک نیست پس نفس وجود مجلس خبرگان برای چیست؟ اگه ملاک حق است و نه رأی اکثریت از کجا معلوم که اقلیت خبرگان درست نگفته باشن؟
شاید فکر کنین عجب بن بستی شد؟ در حالی که این تناقض ظاهری عملاً در نظام اسلامی حل شده. چرا؟ برای این که نظر مردم در امور تخصصی با انتخاب مجریان متخصص دو امر مجزای از هم هستن در مسائل علمی نه ما که همه اندیشمندان قائل به این هستند که ملاک حق بودن یک واقعیت ، “حق است” نه اکثریت و نه اقلیت. گاهی یک امر حق را اکثریت میفهمند و گاهی اقلیت. این که افلاطون میگه رأی یک جاهل ارزشی نداره و این عدم ارزش رأی يک جاهل تبدیل به میلیونها نفر هم بشود جمعي شدن آراي جهال باز هم ارزشی ندارد، مربوط به امور تخصصی است.
شما هرنوع نظامی که داشته باشی در رابطه با اصول و امور تخصصی کارشناسان نظر میدهند نه کسانی که تخصصی ندارند اما در انتخاب ” متخصصین ” رأی مردم ملاک میشود.
مردم ما چون جمهوری اسلامی را انتخاب کردند طبیعی است که قوانین نیز باید اسلامی باشد. در بحث قوانین اسلامی رأی ملاک نیست اما در انتخاب مجریان رأی ملاک است و خبرگان موجود در جامعه با سلایق مختلف کانديدا مي شوند و مردم هم انتخاب میکنن و بسیار هم تعیین کننده است همانطور که در جاهای دیگر چنین است.
صحت راي اقليت
این که فرمودین از کجا معلوم که رأی اقلیت خبرگان درست نباشد. بله ، احتمالش منتفی نیست. ولی به قول خودتان، “شاید” درست باشد. این شاید را چگونه حل کنیم؟ ما که به قول حضرتعالی با وحی کمک نمیشویم و در زمان غیبت هستیم راه کار چیست؟ بهتر نیست وقتی که متخصصین نظر دادند به نظر اکثریت عمل شود؟ شاید هم در موردی درست نباشد ولی چارهای غیر از این نداریم . از طرفی که خوب میدانید که با حذف صورت مسأله، مسأله حل نمیشود. در جدل دوم فرمودین حالا اگر آیت الله منتظری ولایت را به دست میگرفتند با چه تفسیر قانونی مردم حق داشتند مانع از اجرای تصمیمات غلط بشوند؟ اگه خدا نصب کرده که هیچکس حق مخالفت ندارد.
این مورد در فرازهای قبلی پاسخ داده شد ولی اگه ایشان هم ولی فقیه میشدند همان خبرگان موظف بود که ایشان را زیر نظر داشته باشد و اگر خلاف اسلام عمل کرد جلوی او و هر ولی فقیه دیگر را بگیرد. منصوب بودن یعنی داشتن شرایط و اگر شرایط را از دست داد یا معلوم شد که از اول واجد نبوده هیچکس نمیگه او منصوب خداس تا زمانی که شرایط رو داره منصوبه و در غیر آن صورت معزول است.
در نظام ولایی بر خلاف نظامهای دیگر که مسئولان کشورها فقط به مردم پاسخگو هستند، مسئولان نظام اسلامي هم باید به مردم پاسخگو باشند و هم به شارع مقدس و لذا اگر ولی فقیه جرمی مرتکب بشود و کسی هم نفهمد خود به خود دیگر ولی نیست. در حالی که در نظامهای دیگر همان داشتن ظواهر کفایت میکند. چه کسی امام را به فریبکاری متهم کرده ؟ باز هم به عنوان بسیجی متعهد از شما انتظار داریم مستند سخن بگویید. امام از ابتدا صادقانه فرمودن مردم هر نظامی را میتوانند انتخاب کنند حتی سلطنت. ما جمهوری اسلامی را به رأی میگذاریم. وقتی اسلام را انتخاب کردند طبیعی است که به اسلام عمل شود… کجا امام فرمود که برای رسیدن به هدف هر کاری مباح است؟ مگر امام نفرمود که ما یه مسأله نظام داریم و یک مسأله مکتب. اگر نظام از دست برود اشکال ندارد، شکست مهم نیست ولی باید مکتب اسلام بماند.
در کدام کتاب درسی منکر ولایت فقیه را خارج از دین دانستهاند؟ باید شما بدانید که در اصل ولایت فقیه هیچ فقیهی خدشه نمیکنه بحث در اختیارات ولی فقیه است و این اختلاف رو هیچکس نه نفی میکنه و نه کسی رو تکفیر مینماید. مخالفت یک مسأله است و دشمنی با ولایت مسأله دیگر. آنچه که مطرح است این است که اگر ضدیت (نه مخالفت) با ولایت منجر به ضدیت با احکام ضروری دین شود محکوم است و این ربطی به ولایت ندارد. در هر حکمی که مخالفت با آن منجر به مخالفت با ضروریات دین شود به اجماع فقها حکم به ارتداد میشود. نه تنها در بحث ولایت فقیه بلکه امامت که از اصول مذهب ماست و برادران اهل سنت که امامت را طبق اعتقاد ما قبول ندارند کافر به حساب نمیآورند شما از کجا میفرمایین که مخالف ولایت فقیه را مرتد میدانند؟ اينطور نفرمائين !! رفتارهاي متکبرانه !
فرمودهاید که آیا بهترین راه برای بیدین کردن مردم همین رفتار متکبرانه و خود محور و قدرت طلبانه به نام دین نیست؟ باید گفت که اگر چنین باشد شکی نیست که چرا. ولی باید مصداق رفتار متکبرانه را بیان کنيد. با صرف ادعا که نمیشود حکم صادر نمود. شما تئوری ولایت فقیه را نظریه قابل تأمل و قابل احترام میدانید و میفرمایید در عمل نشان داده شده که این نظریه غیر قابل اجرا و تأسف بار و مردود است.
برادر عزیز خوب بود کلی گویی نمیفرمودین ولی من بسیجی وقتی به واقعیت نگاه میکنم میبینم که اگر ولایت فقیه نبود نه تنها این انقلاب پیروز نمیشد چون تمام گروههای در صحنه باورشان نمیشد که شاه را میشود با آن همه کمکهای شرق و غرب و … ساقط کرد و حتی آقای بازرگان خدمت امام رسیدند که ایشان را راضی کنند که اصرار به رفتن شاه نداشته باشند ولی ایشان ایستاد و پیروز شدیم. اگر نظام ولایت فقیه نبود مطمئن باشید در همان ابتدا کشور چند پاره میشد و مدعیان خودمختاری و استقلال طلبی ایران را تجزیه میکردند ولی به برکت نظام الهی، کشور تجزیه نشد.
مشکلاتی که برای نظام پیش آمده (جنگهای داخلی(کردستان، گنبد و …)، جنگ تحمیلی، تحریمها و …) هر کدام از آنها کافی بود که نظامی را ساقط کند ولی به برکت نظام ولایی، نظام سقوط نکرد. در نظام ولایی ما عزت پیدا کردیم که خودمان باشیم و دیگران برای ما تصمیم نگیرن. در نظام ولایی است که هیچکس نمیتونه ادعا کنه که قدرتهای خارجی برای ما تصمیم میگیرن. یادتون رفته که سفارت آمریکا به ما حکومت میکرد؟ سر تا پا وابسته بودیم. آیا نظام ولایی نیست که به سوی علم و تحقیقات و پاکی سوق میدهد؟ و دهها نقطه قوت دیگر که در جای خود باید بررسی شود.
تفسیر جدید!
تفسير جديد از قانون اساسي
اظهار نگرانی فرمودهاید که تفسیر جدید از قانون در مورد ولی فقیه میشنویم که به حق باید به سرنوشت دردناک خود بگرییم و با اشاره به اصل 111 قانون اساسی «هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصل پنجم و یکصد و نهم گردد یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده از مقام خود برکنار خواهد شد» تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصدو هشتم است…
آقای لاریجانی رئیس قوه قضائیه میگوید: در هیچ کجای قانون اساسی بحث «نظارت بر رهبری» وجود ندارد.
آقای علم الهدی بحث نظارت بر رهبر را به معنای مراقبت از رهبر در مقابل حملات میداند. به این معنی که اگر کسی به رهبر حمله کرد مجلس خبرگان باید سینهاش را سپر کند و از رهبر دفاع کند.
فرمودهاید رهبر هم این سخنان را میشنود و کمترین حرکتی را برای دفاع از قانون نمیکنه و این بدعتگذاریها روح و روان ایشان را نمیآزارد و گویی ظاهراً خود را برای تمام طول تاریخ مخلد میبیند.
اما در مورد سخنان رئيس قوه قضائيه توجه داشته باشيد که ايشان گفتند: تعبير ” نظارت بر رهبري ” در قانون اساسي وجود ندارد. شما بخشي از سخنان ايشان را که بالاتر از نظارت را در ذهن تداعي مي کند را نياورديد. ايشان مي گويند : مجلس خبرگان رهبري با توجه به مفاد اصول هفتم و هشتم و يکصدويازدهم قانون اساسي داراي وظايف و اختيارات خاصي از جمله تشخيص وجود صفات ضروري در رهبري و بقاي آن است ولي تعبير نظارت بر رهبري در قانون اساسي وجود ندارد. خوب اين سخن چه اشکالي دارد؟ آيا ظلم در حق ايشان نيست که سخنانش را تحريف حذفي مي نمائيد ؟! حتي آقاي علم الهدي بحث نگهباني را مطرح مي کنند و اگر به مشروح سخنان ايشان مراجعه کنيد قطعا آنگونه که شما گفته ايد نيست.
قضاوت و انصاف
برادر بسیجی اصلاحطلب! شما چگونه به راحتی قضاوت میکنید که رهبر کمترین حرکتی ندارد! رهبری یک سخن عمومی دارد که به خوبی از قانون دفاع میکند مثل آنجایی که میفرمایند التزام عملی یعنی به احکام حکومتی ولی فقیه عمل شود (نه التزام نظری) یا میفرمایند: به خاطر انتقاد، به خاطر نظر، کسی را محکوم نکنید و دهها مورد دیگر که اگر طرفداران به اشتباه خلاف قانون کنند بفهمند که اشتباه میکنند و سخنان دیگری هم که بیشتر به مسئولین مربوط میشود. در جلسات خصوصی گاهی تذکر میدهند، گاهی تشر میزنند و نظرات آنان را تصحیح میکنند ولی در انظار عمومی تضعیف نمیکنند. شما به این مسائل توجه دارید؟ درد دل !
برادر! یک مسألهای که دلم را به درد آورد که از شما انتظار نبود در فراز بعدی با خصوصیات برخی از … با رندی هم به امام استناد کردید و هم امام را زیر سؤال بردید و با این مقدمه که: ان الانسان لیطغی… و با اشاره به سخنان امام که حفظ نظام را از اوجب واجبات میداند و برای حفظ نظام ولی فقیه میتواند احکام اولیه مثل نماز و حج را هم تعطیل کند … آیا در مورد حضرت علی (ع) تعطیل کردن یک حکم، حلال نبود؟ در ماجرای ثقیفه ] شورای عمر، نه ثقيفه! [ وقتی به امام علی پیشنهاد شد که حکومت را بپذیرد به شرط اين که به قرآن و سنت رسول خدا و شیخین عمل کند تا با او بیعت کنند، چرا ایشان فرمودند که من به قرآن و سنت پیامبر و روش خودم عمل میکنم؟
و این رفتار علی منجر به این نتیجه شد که عثمان خلیفه شد. آیا علی نمیتوانست یک دروغ بگوید و هنگامی که با او بیعت کردند و حکومت را به دست گرفت به روش خود عمل کند؟ یک دروغ برای حفظ حکومت اسلامی ممکن نبود؟ بعد هم به آقای منتظری استناد کردید که فرموده اند : نباید برای حفظ قدرت ارزشها پایمال شود…
خوب دقت کن برادر بسیجی یکی از شرایط بسیجی بودن صداقت است. شما در جدل گذشته ظاهراً آقای منتظری را رد کردی ولی اینجا نشان میدهی که به دنبال چیز دیگری هستی.
تعارض نظام و اسلام
حالا فراز به فراز پیش میرویم. اولاً اگر تمام صحیفه را بگردی جایی امام نفرموده حفظ نظام از اوجب واجبات است ثانیاً هر جا سخن از حفظ نظام است با توجه به سخنان قبل و بعد منظور نظام اسلامی است و ایشان اظهار نگرانی میکردند که مبادا با عملکرد ماها به اسلام ضربه بخورد میفرمود ما از شکست نمیترسیم از عدم عمل به وظیفه میترسیم و تأکید به فدا شدن برای اسلام داشتند. امام میفرمود: اگر ولی فقیه یک سیلی به ناحق به کسی بزند از عدالت ساقط است چطور کشتن به ناحق را مجاز میداند؟ عرض شد که در تعارض احکام حج و… نظام است که یکی به نفع دیگری موقتاً کنار میرود نه اینکه برای حفظ نظام خلاف شرع انجام شود. همان حضرت امیر (ع) که شما استناد میکنید در سرزمین دشمن حد را جاری نمیکرد (با توجه به این که برای اجرای حدود خیلی حضرت حساس بودند) چرا؟ میفرمود: بیم آن میرود که کسی که حد روی او اجرا شده به دشمن پناهنده شود. آیا این عمل امام معصیت است؟ خیر برای امر مهمتری یک حکم اولیه اجرا نمیشود. این مسأله چه ربطی به این دارد که اگر ولایت مقدم بر حج و نماز بشود کار خلاف شرع انجام داد و برای همین وقتی دانشجویان خارج از کشور به امام میگویند “بنی صدر” در نشریه انقلاب اسلامی (در پاریس) علیه ولایت فقیه مطلب مینویسد، اجازه بدهید معدومش کنیم. امام میفرمایند به خاطر نظر مخالف با ولایت فقیه نمیشود کسی را اعدام کرد. آیا امام نمیتوانست بگوید حفظ نظام و … میبینید که تلقی شما از جملات امام اشتباه است و در نتیجه نتیجهگیری اشتباه میکنید. در نظام ولایت فقیه کجا قصاص قبل از جنایت شده است؟
عین جملهای از امام را در مورد حفظ نظام میآوریم که دقت نمایید ناخواسته برای دشمنان امام ابزار واقع نشوی. امام میفرمایند:
“ما و شما دو مسئولیت داریم: یک مسئولیت کوچک و یک مسئولیت بزرگ. مسئولیت کوچک حفظ کشور، حفظ نظام و پیشبرد نهضت، که این مهم است لکن کوچکتر از آن دومی است. دوم حفظ مکتب و چهره اسلام. ما اگر چنانچه در آن امر اول پیش ببریم، البته پیشبرد بزرگ است و اگر هم شکست بخوریم، شکستش هم بزرگ است. لکن با حفظ چهره اسلام و حفظ مکتب، شکست آخری برای ما نیست… …خوف این است که اگر چنانچه در اعمال ما یک نحوی مشاهده بشود که برخلاف آنی است که ما ادعا میکنیم ، دشمن هاي ما پای ما حساب نکنند، پای اسلام حساب کنند، بگویند پاسدارهای اسلامی، ملاهای اسلام، نظام اسلامی این طور عمل میکنند…” (صحیفه امام ج 10 ص 106و 108)
اگر تمام سخنان امام را فقط در همین سخنرانی مطالعه کنید میبینید که تمام نگرانیش پایمال شدن ارزشهاست. حالا شما یک جمله آقای منتظری را در مورد ارزش ها به رخ ایشان میکشید؟ کار ندارم که ایشان در مقابل قتلهای قبل و بعد از انقلاب گروه مهدی هاشمی چقدر ملتزم به حرفشان بودند و چقدر دفاع کردند در حالی که یک جا از امام نداریم که از این امور دفاع نمایند. بیایید از خدا بترسیم و هر نسبتی را به هر کسی ندهیم.
فکر کردهاید، که چرا امام اسلام را مقدم بر ملیت میدانست؟ فکر کردهاید امام برای حفظ ارزشهای اسلام و این که هدف وسیله را توجیه نمیکند چه هزینهای را در بحث سلمان رشدی حاضر شد بپذیرد؟ دیدی که امام فرمود: ما از دیگران بهتر راه سازش با دشمنان را بلدیم ولی برای حفظ اسلام سازش نمیکنیم… حال چطور شما حفظ نظام اسلامی را از این طرف ( تاکيد به انجام ندادن خلاف ) نگاه نمیکنید و بحث را سوق میدهید به سمت انجام عمل حرام؟ هتک آبرو از ديدگاه امام خميني
امام میفرمایند: ” آبروی اسلام بسته است به اعمال شما… اینکه الان آزادی به دست شما آمد و از اختناق بیرون رفتید چه میکنید؟ آیا افسار گسیخته شدید؟ دیگر حدی ندارد کارها؟ مرزی ندارد کارها؟ هتک آبروی مردم را میکنید؟ یا نه، تربیت، تربیت اسلامی است؟ حد و مرز دارد، حدود دارد در اسلام… آیا قدرت را روی موازین کتاب و سنت، روی تعلیمات رسول اکرم اعمال میکنید یا هر چه پیش آمد، آمد؟ … انسان را که انبیاء تربیت میخواهند بکنند، میخواهند محدودش کنند به یک حدودی ، روی قوانینی، روی مرز و بومی باشد… ” (صحیفه امام ج 8، ص 7و 256)
امام خمینی
آبرو و حیثیت یک مسلمان است، يک انسان در کار چه بسا با یک انحراف شأن یک انسان آبرومند در جامعه ساقط شود و شرف یک مؤمن خدشهدار گردد. اگر انحرافی دیدید، نخست بدون سر و صدا دنبال تحقیق بروید. پس از آن که مسلماً معلوم شد، قبل از کشیده شدن به مجلس، با طرف به گفتگو بنشینید و مسأله را حتی الامکان با خود او حل کنید. اگر در این مرحله موفق نشدید در کمیسیون مربوطه او را بخواهید و با کمک دوستان موضوع را فیصله دهید و باز هم اگر حل نشد و مشخص شد که شخص مذکور میخواهد بر خلاف مصالح اسلام و کشور و ملت عمل کند و در انحراف پافشاری مینماید حفظ مصلحت عمومی و اسلام مقدم است بر حفظ مصلحت شخص، هر کس باشد. در این صورت تقاضا کنید و با استدلال و منطق، بدون کوچکترین اهانت مطلب را عرض کنید و مهلت بدهید تا در محیطی آرام و بیتشنج از خود دفاع کند. در این موقع مجلس به هر چه تکلیف قانونی و شرعی دارد عمل کند، بیکوچکترین توهین و ما همه باید بدانیم که مجرمی که بالاترین جرم را دارد و به سوی چوبه دار میرود، جز اجرای حد شرعی، احدی حق آزار او را لفظاً و عملاً ندارد و مرتکب، خود ظالم است و مستحق کیفر. (صحیفه امام، ج 18 ، ص 466و 467)
تجويز شراب و جاسوسي !
اما نسبتی که به امام دادید در مورد ترک نماز و خوردن شراب و گفتن دروغ و جاسوسی کردن (با آدرس غیرواقعی و کلي ; که گفتيد صحيفه جلد سوم و آدرس صفحه نداديد! ) باید گفت که فرمایشات ایشان خلاف آنچه که گفتید میباشد. در مورد جاسوسی، یک وقت جاسوسی به نفع اجانب یا نظام دیکتاتوری است یک وقتی برای مبارزه با اجانب و مزدوران آنها. حال عین جمله امام را میآوریم تا بهتر بفهمیم. ایشان میفرمایند: … وقتی مملکت مال شماست و دارند بر ضد مملکت شما عمل میکنند، خودتان باید این مسأله را حل کنید… شما باید جمعیت اطلاعاتی باشید… خودشان آنها را نصیحت کنند اگر نصیحت پذیر نیستند معرفی کنند کسی که میخواهد یک مسلمان را بکشد باید قبل از این که او را بکشد معرفیاش کنید و اگر نکنید شما شریکید در این جرم… (صحیفه امام ج 15، ص 99و 100) آیا شما این توصیه را جاسوسی به معنای منفیاش میدانید؟ شما که به حضرت امیر استناد مینمایید میدانید ایشان بحث «عیون» را مطرح میکنند؟ آیا میدانید که برای حفظ نظام در تمام عالم ” اطلاعات ” دارند و اين امری است معقول. حال اگر ساواک در مقابل اجانب جاسوسی میکرد کسی محکوم میکرد؟ متأُسفانه ساواک به نفع اجانب و در جهت ضدیت با مردم کار اطلاعاتی انجام میداد و به خاطر همین، منفی بود و شما با توجه به ذهنیتی که از ساواک و … هست میخواهید مشابهت سازی کنید در حالی که تفاوت از زمین تا آسمان است.
اما در مورد دروغ! امام نه خود دروغ گفتند و نه تجویز کردند و همیشه توصیه به اخلاق کردند. حاضر نشدند مرگ مشکوک فرزند خود حاج آقا مصطفي را ولو با توریه و یا با این حرف که مهاجر فی سبیل الله است شهید قلمداد کنند. تا مطمئن نشدند که ساواک آیت الله سعیدی را در زندان به شهادت نرسانده در نجف حاضر به صدور اعلامیه علیه رژیم طاغوت نشدند که شاید هم بنا به ادعای ساواک هم سلولیهایش او را کشتهاند. بعد که مدلل گردید که به دست رژيم طاغوت شهيد شده اعلامیه دادند و …
ایشان میفرمایند: مراعات هم را بکنید. آن چیزهایی که در این پنجاه سال در بین شما زیاد شد از قبیل دروغ گفتن، از قبیل خدعه کردن، از قبیل گران فروشی، از اینها احتراز کنید. امروز سایه اسلام روی سر شماست… (صحیفه امام ج 6، ص 272) در مورد شراب وقتی یکی از سفرا به امام میگوید ما در کشوری هستیم که سفرای کشورهای دیگر وقتی جشن ملی برای کشورشان میگیرند چون شراب سرو میکنند ما نمیتوانیم شرکت کنیم در نتیجه آنها هم دعوت ما را نمیپذیرند. اجازه میدهید در چنین جلساتی شرکت (فقط شرکت نه سرو شراب) کنیم تا آنها هم در جلسات ما شرکت کنند؟ امام میفرمایند: جهنم که شرکت نمیکنند ما باید آنها را هدایت کنیم نه آنها… (نقل به مضمون از کتاب پا به پای آفتاب) حال شما میفرمایید ایشان شراب را تجویز میکنند؟
اگر بگویید لازمه حرف امام این است، که میگوییم اشتباه برداشت کردید. این که حکومت و نظام اسلامی مقدم است در مرحله تعارض، و دست برداشتن از یکی از آنهاست و تعطيلي موقت يکي از آن ها، نه این که مجوز در ارتکاب حرام!
اما استناد به سخنان حضرت علی (ع) که حکومت بیارزش است و تلویحاً امام را زیر سؤال بردهاید ! بارها امام به این مسأله مسئولین را توجه دادهاند که به این جلو افتادنها و عقب ماندنها توجه نکنید. نگویید من بگویید مکتب من و …
توصیه میکنم حال که ادعای بسیجی بودن دارید یکبار هم که شده صحیفه امام را مطالعه کنید تا چنین دردنامهها که در واقع تهمت نامه است را منتشر ننمایید.
خبرگان:
چرا علما انتخاب شوند !
فرمودهاید چرا باید خبرگان فقط از بین مجتهدین علم فقه انتخاب شوند؟ مگر مملکت فقط یک حوزه علمیه است و یا مشکلات مردم فقط همانهاست که در رساله علمیه اشاره شده است که این قشر صرفاً صلاحیت انتخاب احسن را داشته باشند؟ سیاست، روابط بین الملل، صنعت با همه گستردگیاش و … آیا اینها هیچکدام در حکومت اسلامی جایی از اعراب ندارند تا که لازم باشد متخصصین هر فن، قدرت مدیریت (نه تخصص) رهبر را بررسی کنند؟ … آیا این حکومت طبقاتی نیست؟
اما پاسخ
خبرگانی که انتخاب میشوند چه چیزی را میخواهند تشخیص دهند؟ آیا فقیه تخصص در صنعت دارد؟ تخصص در کشاورزی دارد؟ و…. یا این که رهبری که اسلام شناس است و تقوا دارد؟
جايگاه متخصصين در نظام !
اگر در نظام اسلامی جایی برای متخصصین نبود اشکال شما وارد بود اما در نظام ولایت فقیه رهبری موظف است که زمینه رشد تمام آنچه که شما نام بردید را فراهم کنند. برای همین آن متخصصین مذکور میتوانند در قوه مجریه از طریق انتخاب یا انتخابات مشغول کار گردند. وزارت امور خارجه جایگاهش چیست؟ از طریق مجلس در حوزه بین الملل، صنعت و … پیگیر امور باشند. در مجمع تشخیص نقش داشته باشند. هیچ کس انتظار ندارد که رهبر دستی در صنعت و جوشکاری و … داشته باشد. رهبر شرایطی دارد که آن شرایط را مهندس کشاورزی نمیتواند تشخیص دهد. مثل تخصص در اسلام و … بنابراین آن متخصصین در جای دیگر مورد بهره برداری قرار میگیرند و امروز هیچ متخصصی نیست که ادعا کند من نمیتوانم در انرژی هستهای، صنایع مدرن، سلولهای بنیادی و … کار کنم. نه تنها چنین نیست، بلکه نظام میدان میدهد و تشویق میکند برای فعالیتهای آنان.
مورد بعدی دور باطل را مطرح کردهاید.
اولاً تاکنون دوری پیش نیامده ثانیاً در بحث استصوابی فرض بر این است که رهبری افراد عادلی را برای شورای نگهبان تعیین کرده و همان افراد عادل در مورد صلاحیت افراد نظر میدهند و جالب است که از همه جناحها هم پذیرش دارند و هم رد صلاحیت. وقتی فرض عدالت اشخاص پیش آمد باید اعتماد کرد. حال اگر روزی به جایی رسید که مصداق این شد که چاقو دسته خود را نمیبرد آن را باید آنجا دید. شما طرحی بدهید که جلوی این احتمالات را بگیرد، طرحی دارید؟ قانونگذار بهترین راه را برای حفظ حقوق جامعه وضعیت موجود را دیده اگر شما راه بهتری دارید ارائه نمایید. ثالثا طبق اصل 108 قانون اساسي هرگونه تغيير و تجديد نظر در اين قانون(تعداد و شرايط خبرگان ، کيفيت انتخاب آنها و …) و تصويب ساير مقررات مربوط به وظايف خبرگان در صلاحيت خود آنان است. بنابراين اگر خبرگان يک وقتي ببيند که مشکلي از طريق شوراي نگهبان پيش مي آيد مي تواند نحوه انتخاب را از شوراي نگهبان سلب و تدبير ديگري داشته باشد تا دور هم پيش نيايد همانطور که تاکنون هم نيامده.
قانون اساسی
این که فرمودید مضحک تر این که مباحثات خبرگان طبق نظر خودشان باید محرمانه باشد! خوب مردم از کجا بفهمند که خبرهای که فرستادهاند چه نقشی دارد؟
در این جا به چند نکته توجه نمایید اولاً برای این که دست مجلس خبرگان باز باشد قانون اساسی این حق را به آنها داده که خودشان در رابطه با خبرگان قانون تصویب نمایند. حال اگر قانونی شد که مذاکرات محرمانه باشد کار خلافی صورت گرفته؟
در ثانی این نکته را در نظر بگیرید که مسائلی که در خبرگان مطرح میشود برای بررسی است. گاهی طرح یک موضوعی در اذهان شائبه درست میکند و موجب دامن زدن به امر ناروایی میگردد در صورتي که طرح مسئله است و اثبات نشده است که در این صورت علنی نشدن مشکلی ایجاد نمیکند اما علنی شدن آن شاید ایجاد هزینه بیجهت نماید.
فرض که ایراد شما وارد باشد (اگرچه امر سلیقهای است) باز هم جای بررسی و تأمل دارد برای تغییرقانون داخلي خبرگان.
این که فرمودهاید که برخی از همین نمایندگان اظهار نظری بر خلاف میل اربابان قدرت داشتهاند … به طور مدام مزاحمشان میشوند،… شعبان بیمخهای مزد بگیر هر روزی به نحوی… باید گفت: جای افتخار است که در خبرگان افراد آزادانه نظر میدهند و از طرفی در جريانيد که نمایندگان خبرگان خودشان از حق قانونی میخواستند استفاده کنند و آن نماينده را کنار بگذارند که با توصیه مقام معظم رهبری رأی گیری به عمل نیامد.
از سوی دیگر حمله به شخصیتها محکوم است و با شعبان بي مخ ها ( به قول شما) برخورد صورت گرفت. ولی این را به یاد داشته باشید که پایهگذاری این نحوه حملات چه کسانی بودند؟ در دهه 60 به نماینده امام و آیت الله حائری در استان فارس چه کسانی و با دستور چه کسانی حمله میکردند؟ به قول مولانا:
این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا
غیر پاسخگو بودن
چه کسی گفته رهبری نباید پاسخگو باشد. بارها از طرف امام و مقام معظم رهبری تأکید بر سؤال و آزاد اندیشی شده است.
امام میفرمایند: … مسئولیم در مقابل خدا … همه را وادار کرده که به همه «چرا» بگوییم، همه را. اگر یک فرد خیلی به نظر مردم مثلاً پایین یک فردی که به نظر مردم خیلی اعلا رتبه هم هست، اگر از او یک انحرافی دید بیاید (اسلام گفته برو به او بگو نکن) بایستد در مقابلش بگوید این کارت انحراف بود نکن… این رئیس است، این مرئوس است، ابداً این مسائل نباشد در کار… بر خلاف اسلام باشد هر فردی میخواهد باشد… یک آدمی باشد که مثلاً در رأس باشد، یک سرکرده باشد وقتی دیدند بر خلاف مسیر عمل میکند هر یک از افراد موظفند که به او بگویند این خلاف است، جلویش را بگیریم… (صحیفه ج 10، ص 110). در جاي ديگر مي فرمايد : … هيچکس نبايد خود را مطلق و مبراي از حقيقت ببيند. البته انتقاد غير از برخورد خطي و جرياني است. اگر در اين نظام کسي يا گروهي خداي نکرده بي جهت در فکر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد حتما پيش از آنکه به رقيب يا رقباي خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است. ( صحيفه امام ج 21ص 179 ).
برادر بسيجي ! شما اطلاع دارید که نمایندگان خبرگان، کمیسیونها با رهبری جلسه دارند و تبادل نظر میکنند؟
اعدامهای 67
نوشتهاید اعدامهای سال 67 که اصلیترین عامل جدایی آیت الله منتظری از امام خمینی بود و تا به حال یک دفاع شرعی و قابل قبولی نشده و حقوق آنها رعایت نگردیده…
پاسخ این است که اولاًُ اصلیترین عامل جدایی آقاي منتظري از امام مربوط به جریان مهدی هاشمی، نفوذ منافقين و ليبرال ها و ساده لوحي ايشان بود نه اعدامها. ثانیاً منافقینی که اعدام شدند کسانی بودند که در نیمه اول دهه 60 در درگیریهای مسلحانه دستگیر شده و سابقه قتل داشتند و حکم اولیه آنها اعدام بود. نظام رأفت به خرج داد و به جای اعدام حکم حبس صادرکرد به شرطی که دست از توطئه برداشته و توبه نمایند. در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) منافقین که قصد سرنگونی نظام را داشتند با هماهنگیهایی که خارج از زندان شده بود قرار بود همزمان با ورود آنها به تهران منافقین هم از داخل زندان شورش کرده و با رساندن اسلحه به آنان بین آنها و منافقینی که از خارج (عراق) حمله کردند بودن، الحاق صورت گیرد و نظام ساقط شود. حال با چنین کسانی که پیمان خود را زیر پا نهاده چه باید کرد؟ بنابراین قرار شد کسانی که واقعاً توبه کرده بودند و در این توطئه کثیف دخالت نداشتند آزاد شده و حکم حبسشان هم لغو شود چون عملاًُ ثابت کردند که توبه کردهاند اما آنهایی که مجدداً و در موقعیت حساس ماهیت واقعی خودشان را نشان دادهاند به همان حکم اولیه (اعدام) به خاطر جنگ مسلحانه و ترورهایی که داشتند عمل شده و به سزای اعمالشان برسند و این هم برای تعداد محدودی بود نه به صورت گسترده…
انتظاری که از شما میرود این است که از آن طرف بپرسید که در تمامی انقلابها تا زمان تثبیت و حتی بعد از آن آمار اعدامها به هزاران نفر میرسد چطور در نظام جمهوری اسلامی آمار اعدامها این قدر پایین است؟ آیا این به برکت نظام اسلامی نیست؟ اگر مثل جاهای دیگر (کوبا، فرانسه، شوروی و …) عمل مي کردیم خدا میداند که آمار اعدام ها چند برابر میشد یا نه. شما نمیدانید که امام خمینی چقدر به قضات و مسئولین در اوج خیانتهای منافقین (مثل انفجار حزب و …) تأکید میکرد که مبادا احساسات بر شما غلبه کند و حق کسی ضایع بشود؟
اگر شما الان با جو سازیها از حقوق مجرمین دفاع میکنید در آن وانفسای ترورها که کشور تا آستانه سقوط پیش رفته بود امام چنین فرمودند:
… به تمام محاکمی که هستند… این مطلب را توجه بدهم که مبادا یک وقت این طور شرارتهایی که در ایران میشود… مبادا کنترل خودشان را از دست بدهند و زاید بر آنچه حکم خداست و قانون اسلام است عمل کنند… بدون دقت … افرادی را بگیرند که خدای ناخواسته گناهکار نبودهاند و گرفتار شدهاند… هرگز با عصبانیت و با دستپاچگی کاری را انجام ندهند… مبادا یک وقت شهادت عزیزان ما اسباب این شود که با شدت عمل بیشتر از آن مقداری که باید با آنها عمل بشود، عمل بکنند… (صحیفه امام ج 15، ص 149و 150 ، 10/6/1360)
جالب است که قبل از این تاریخ در دو مورد دیگر که بنده دیدم تذکر به رعایت حدود شرعی دادهاند. حال شما میگویی پاسخگو نیستند!! درحالي که خود مطالبه احقاق حقوق مردم را دارند.
ادامه جنگ بعد از خرمشهر
نوشتهاید بعد از فتح خرمشهر در حالی که اکثر منتقدین و خبرگان سیاسی با ادامه آن مخالف بودند … ولی امام آنان را مرعوب و غرب زده شمردند. خوب بود چند نفر از آن خبرگان را اسم میبردید که چه کسانی بودند؟!
اما نکات قابل توجه:
1. از طرفی توجه داشته باشید که شخصیتهای آن زمان به این نتیجه رسیده بودند که تمام شدن جنگ در این مقطع به سود ما نیست و امام نظرات کارشناسی را پذیرفتند و تأکید کردند که اگر وارد عراق میخواهید بشوید نباید به مردم عراق آسیب برسد و فقط در حدی باشد که صدام را تنبیه و غرامت جنگ را گرفت.
2. برخی دیگر که با آمریکا هماهنگ اطلاعیه میدادند تا زمانی که در ضعف بودیم سخن از پایان جنگ نمیدادند و تأکید بر ادامه جنگ داشتند همانطور که آمریکا هم نفعش را در این میدید و اگر سخنی بود بحث آتش بس بود نه صلح و پایان جنگ. اما همین که دیدند که به سمت پیروزی میرویم شعار پایان جنگ را دادند.
با این خبرها به نظر میرسه که این زندان هم از نظر آقای خامنه ای استاندارد نباشه و مثل کهریزک چند روزی باید تعطیل بشه. احتمالا بقیه ی زندانها هم استاندار نیستند. وقت آن رسیده که ایشان تعریفی از یک زندان استاندارد اسلامی را ارایه دهند.
بر حال اسلام و انقلاب باید گریست حتی اگر 10 درصد این مطالب راست باشد!
با تمام این توجیهات شما وقتی عملکرد نظام و رهبری منفی است یعنی اعمالتان موجه نبوده و در دره فساد فرو غلطیده اید پس به جای توجیه توبه کنید ناشناس توجیه گر…..
قتل و جنایت و فقر و فساد شما ننگیست که تا روز قیامت دامانتان را خواهد گرفت….
وای بر ظالمان
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.شما ادعای سنگینی علیه نظام وارد کردید ادعای قبلی شما سبزها رو شیخ مهدی کروبی کرد ولی نه سندی رو کرد و نه شاهد محکمی!الان هم که باز شروع کردید به ادعاهای بی پایه واساس اخر چرا هیچکدام از ادعاهای شما رو نمیشه ثابت کرد اون از تقلب اون از تجاوز جنسی اینم که از این داستان!چطور شما هیچوقت سندی برای اثبات ادعا ندارید؟همیشه طلبکارید و هیچوقت پاسخگو نیستید با اینکه شعارش را میدهید.اینقدر کهریزک گفتید انگار شما ان را برملا کردید!این را که خود نظام فهمید و دستورش را داد باز از چی اینقدر میگید!بالاخره شما نباید یک سند یا یک مدرک قابل توجه رو کنید کجاست تقلب گسترده و مهندسی شده؟کجاست مدارک تجاوز جنسی در زندان؟تا کی دروغ میگید و میخواهید مردم رو فریب بدید ببینم شما که اینقدر طلبکارید شده به اشتباهات خودتان هم اقرار کنید؟ما هنوز هم منتظریم تا اسناد غیر قابل انکار!شما رو زیارت کنیم البته اگر داشته باشید.یا حق.
اقاي ناشناسي که طوماري بلند نوشته ايد براي درد نامه يک بسيجي
به نظرم اين درد نامه اصلا هيچ دردي در شما ايجاد نکرد فقط و فقط در پي دفاع از ولايت و ولايتمداري هستي اصلا شما از انسانيت
و همدردي احساسي داري؟ کمي فکر کن و مستقل بينديش و از خدا بخواه راه راست و درست را به شما نشان دهد و تعصب و
سنگدلي را از شما دور کند الهي امين
با سلام شما هم که یک طرفه به قاضی میروید دچار گناه هستید از اینکه هر کسی هر اتهامی بزنه و همه هم بگیم درسته کار خوبی نیست یه مقدار از خدا بترسید و دقت کنید از قضاوت ها و شرم کنید از اینکه وقتی از کسی بدتون میاد دیگه اونو به لجن نکشید
درود بر شرف مهدی محمودیان:
مطمئنم ملت ایران با داشتن فرزندانی این چنین رشید پرده تاریکی و جهل و جنایت را در آیندهای نه چندان دور پاره خواهد کرد.
آیا در این متن دینی به نام اسلام می بینید؟
این برادر یا خواهر ناشناس جواب کدام بسیجی اصلاح طلب را داده؟
جناب ناشناس شما كه معتقديد كه رهبر يا ولايت فقيه پاسخگو هستند ما هم استقبال ميكنيم لطفا يك مورد از نامه هاي تظلم خواهي زندانيان را كه بارها در سايت ها خطاب به آقاي خامنه اي نوشته و منتشر شده را . شما برايم نام ببريد تا منم مفهوم پاسخگويي مقام رهبري رو درك كنم
شاملو ميگه : سخت است فهماندن چيزي به كسي كه براي نفهميدنش پول ميگيرد
واقعا تاسف !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام برادر
برخی نکاتی که ایراد کردید، درست بودند . اما دلایلی که برای وجوب ایجاد ولایت فقیه آوردید، به هیچ وجه قابل قبول نیستند و فقط دیدگاه شمارا نسبت به این موضوع ارایه میداد .
اگر دیدگاه هایتان را از موضع یک متدین و متشرع داخلی به یک انسان خارجی ( کسی که در ایران نیست ) ارتقا میدادید ، قطعا بسیاری از این دلایلی که آوردید ، درقالب ” نظر من ” درج میکردید ،نه دلایلی برای اثبات وجود ولایت فقیه . زیرا تمام دلایلی که برای آن آوردهاید را میتوان با یک حدیث موثق و متواتر از امام باقر (ع) زیر سوال برد و آن این است : « اگر یک قطره خون از بینی کسی به ناحق بریزد ، گناه آن بر گردن حاکم آن حکومت است . »
و ما در این چند ساله دیدیم که چه خونهایی به ناحق و از روی تعصب و تخلیهی عقده از بدن چه عزیزانی به روی زمین ریخت و چه گرگهای انسان نمایی ، در کمال خونسردی و ناباوری ، این خونها را مباه اعلام کردند و …..
برادرم ، قسمتی از جوابیه شما را خواندم و رگههایی از عصبانیت را در آن دیدم . آیا وقت آن نرسیده که تعصب و تجاهل را کنار گذاشته و واقع بینانه تر به موضوع نگاه کنیم ؟
معصومین گفتهاند وظیفهتان را انجام دهید، ولی آیا ولایت فقیه هم در دایرهی این وظایف میگنجد ؟
آیا هدف نهایی اسلام ، ترویج اخلاق و ارتقای کمال انسانها نیست ؟
آیا میتوان از راههای غیر اخلاقی به نتایج اخلاقی رسید؟
چرا دین ما که دین فطرت و انسانیت است ، روز به روز بین جوانان ما منفورتر میشود و جوانان بیشتری به جمع دین گریزان میپیوندند ؟
آیا وقت آن نرسیده که حساب حکومت را از حساب اسلام جدا کنیم؟
آیا وقت آن نرسیده که نامهی حضرت علی (ع) به مالک را مجددا بخوانیم و بدون تفسیر و پاورقی و …. به آن فکر کنیم؟
—– تا دیر نشده ، فکری کنید که سخت در آسیبیم ——
خدایا تا کی صبر خواهی کرد ما که صبرمان لبریز گشت
وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ ﴿آیه 8 سوره شورا)
اگر خدا می خواست همه را يک امت کرده بودولی او هر که را که بخواهدبه رحمت خويش در آورد ، و ستمکاران را هيچ دوست و ياوری نيست[#339900]
خواهش میکنم روی این پیشنهاد کار کنید:
تنها راه تجمع بدون ترس و واهمه در ایران توسط مخالفان، حضور خود جوش اونا با لباس و علائم سبز رنگ در نماز جمعست،به خدا حکومت هم از ترسش نمیتونه جلوی نمازگزارا رو بگیره، کم کم با زیاد شدن جمعیت و شعار دادن علیه نظام ، جمعه خشم ایرانی ها هم شکل میگیره ، تو رو خدا یه فراخوان بدید ببینید چندصد هزار نفر میان اطراف محل نماز جمعه،تو روخدا تا روی این طرح کار کنید.
بجز اينكه شما هم چند روزي رو در بند تشريف ببريد و از نزديك ببينيد (البته اميدوارم كه قوي پنجه و زشت رو باشيد) چطور مي توان اينها را ثابت كرد . اي عزيز هم وطن
مگرنامه هاشمي وكروبي مستندنبود؟ مگرنامه روح الاميني پدرشهيدنامه نبودمگرنامه مراجع درسال گذشته نامه تظلم خواهي نيست انسان چقدربدبخت كه بازهم طرفداري ميكند
این آقا هم دلش خوشه نامه داده که رسیدگی بشه نمی دونه که نامه داده به سر دسته این آدما فردا خبر می یاد که آقای مهدی محمودیان در زندان کشته شده
پاسخ به بسیجی ای که میگه تمام ادعا ها کذب هست:من ازشما یک سوال دارم و ان هم این است:ایا فکرمی کنی اصلا در زندان ها این جور مسائل نیست؟ایا قبول داری که ما کشوری جهان سوم هستیم؟ /لطفا هیچ چیز رو نه سیاه سیاه ونه سفید سفید ببین. با تشکر
دوستان توجه داشته باشیدکه زمانیکه امام زمان ظهورمی کنند مردم رو به زور به اسلام دعوت نمی کنند بلکه مردم ادیان مختلف با دیدن رفتار و اخلاق امام زمان مسلمان ویا حتی درهمان دین می مانند وپیروش می شوند
آقای خامنه ای، شما نیک می دانید اثبات رنج نامه این روزنامه نگار اصلاح طلب زندانی بسیار مشکل وتقریبا غیرممکن است وبرای عدم اثبات آن شکنجه ها شده ویا بزودی تحت شکنجه قرار خواهد گرفت.مگر اینکه شما عوامل نفوذی منصف و مسلمان واقعی به عنوان مجرم ویا مامور ،داخل زندانهای مذکور به طور کاملا سری بفرستید. اگر حتی 20% واقعی بودن اظهارات ایشان را احتمال بدهید وظیفه انسانی وشرعی دارید نسبت به کشف حقیقت اقدام نمایید. چه بسا که شما یکبار درمورد زندان کهریزک امر به تعطیلی آن نمودید هرچند ادعاهای آقای کروبی را ماست مالی کردند.چون با انتشار این نامه ،هرچه تبلیغات برای حقانیت جمهوری اسلامی شود ،انعکاس منفی خواهد داشت.
من واقعا نمیدونم مغز شما را با چی میشورن که از سرسوزن منطق و عقل تهی میشوید. آقا/خانم بسیجی ! اول نظرت را با جمله خدای خامنه ای شروع کردی. آخه مگه ما چند تا خدا داریم ؟ شما خدا را ول کردی ، پیغمبر را ول کردی ، قران را ول کردی ، امامان معصوم را ول کردی بعد چسبیدی به این خامنه ای ! میگی چه سندی ؟ آخه مگه اگه سند نشونت بدند مغز عاری از منطق تو اون را قبول میکنه ؟ آخه مگه اگه مدرک نشونت بدند و اون مدرک به تایید فردی که در حد معصوم بزرگش کردی نرسیده باشه اون را قبول میکنی ؟ افرادی مثل شما در یک دایره دور فردی که مثل بت بزرگش میکنند میچرخند. آخه مگه حتما باید بت را از سنگ تراشید و گذاشت تو کعبه زمان جاهلیت تا مشرک به خدا بود ؟ خوب معلومه که اون بت مجسم هم میاد میگه اینا همش دروغه اگه اینو نگه که طلسم شستشو مغزیش باطل میشه! حتی اعراب زمان جاهلیت هم در ماه محرم خونریزی نمیکردند. برو تو یوتیوب فیلمشو ببین که در روز عاشورا 88 مردم بیگناه را چطور میکشتند و با ماشین نیروی انتظامی از روشون رد میشدند. مدرک آنقدر هست که هر عقل سلیمی بپذیره کافیه که شجاعت داشته باشی تا واقعیت هر چقدر هم که تلخ باشه بپذیری حتی اگر باعث بشه مجبور بشی بتی را که میپرستی بشکنی. مشکل مدرک نیست عزیز من مشکل مغز عاری از منطق شماست که هیچ مدرکی را حتی اگر با چشمهای خودش ببیند و دستگاه خامنه ای آنرا تایید نکند نمی پذیرد!
آقای محترم توجه شما رو به یک نکته منطقی جلب می کنم ! ببین بیا فرض کنیم این ادعا ها درست باشه ، اون وقت به نظرت چه راهی برای اثباتشون وجود داره ؟ با توجه به فرض هیچ راهی به جز هزاران شاهد زنده که در این شرایط بودن ! البته شما می تونید بهشون تهمت دروغگوئی بزنید که الان هم همین کارو کردید ! ولی خوب شما که انقدر به رهبرتون و نظامتون اعتماد دارید چرا یه کار دیگه نمی کنید ، اجازه بدید در یک دادگاه علنی و با قضات بیطرف تمام این ادعاها مطرح بشه و نمایندگانی هم از سمت نظام و هم از سمت شاکیان به تعداد مساوی و با اختیارات کامل و با اطلاع رسانی منظم به مردم برن و گزارشی در مورد این ادعاها بدن ! اون وقت میشه قاطعانه در مورد صحت یا عدم صحت این ادعاها صحبت کرد !
کاری که شما می کنید مخالف با تعالیم اسلامی و بویژه سیره حضرت علی هست ! دوست عزیز حضرت علی با اون عظمتش هیچ وقت خودش رو مبری از خطا نمی دونست و حتی از مردم درخواست می کرد که ازش انتقاد کنند و نصیحتش کنند ! اما آیا الان ما حق انتقاد یا نصیحت رهبر این نظام رو داریم ؟ همین امثال شما آیا اجازه این کار رو به ما میدن ؟
امیدوارم افرادی از قبیل این بسیجی ها که گاهی نمونه هاش رو میبینم دچار یه تحول فکری از طرف خود خدا بشن !
چون کلا هیچ رقمه با منطق و فهم رابطه ای ندارن !
محتوای این نامه حقیقتی بود از ظلم هایی که بارها با این نامه ها به استحضار رسیدن ! اما ادامه داده شدن ..
سبزو پاینده باشی مهدی محمودیان ..
از ته قلبم میگم .. درود به شرفت
یک نوع بیماری نادر روانی است که بیمار مثلا وقتی داخل یک اتاق میشود متوجه افراد حاضر در اتاق نمیشود ، مبل و تلویزیون و … را نمی بیند ، ولی مثلا یک لکه سیاه خیلی کوچک در کناره سقف اتاق را می بیند و فقط هم متوجه همان است و بس.
حال این دوست ناشناس ما هم شبیه همین بیمار روانی است.
سرتاسر نامه مهدی عزیز حکایت رنجهای است که موی را بر بدن انسان سیخ میکند و دوست ناشناس ما چند جمله از داخل آن بیرون کشیده و بحث فقهی ولایت فقیه ( که حتی در بین فقهای بزرگ آراء متفاوتی موجود است ) را پیش کشیده و تنها به قاضی رفته و راضی بازگشته .
در جوانی گاه با خود می اندیشیدم که چگونه است که جوانی نه چندان عالم و دانشمند در لشکر امام حسین قرار میگیرند و شریح قاضی با بیش از چهل سال قضاوت فتوای قتل امام را صادر میکند ؟
مهدی عزیز جانش را بر کف گرفته و عواقب دردناک نوشتن چنین نامه ای را به جان خرید ه و وظیفه انسانی دینی خود را انجام داده است. و در این طرف دیگر دوست ناشناس ما که از فرط مصلحت طلبی و عافیت جویی حتی حاضر نشده نامش را در پای عریضه دور و دراز خود بنویسد ، با این بیجا نویسی خود صرفا مهر تاییدی بر جنایات زده است.
در کتاب فارسی دبستان در دوران ما، در درس داستان روباه و خروس ، در پایان روباه گفت : لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود و خروس گفت : نفرین بر چشمی که بی موقع بسته شود.
و دوست ناشناس ما بیموقع بحث فقهی ولایت فقیه را پیش کشیده و بیموقع چشمش را بر جنایاتی ، که مهدی عزیز در همین دردنامه اش نوشته ، بسته است.
من با دوست عزیز رضا موافقم
باید در نماز جمعه در مصلا های سراسر کشور گردهم آییم تا با اتحاد مثل مردم سوریه به موفقیت برسیم
آقای ناشناس ، ولایت فقیه در تئوری بسیار زیباست و بر روی کاغذ می توان استدلالهای فراوانی برای آن آورد و استحکام پایه های دین مبین و بقای ملک و ملت و … را منوط به وجود ولی فقیه کرد ، اما در صحنه عمل چه ؟ آیا تجربه سنگین و پر هزینه مردم در سالهای اخیر این مطلب را اثبات نکرده که تمرکز قدرت می تواند هر کسی (بجز معصومین علیهم السلام) را به استبداد بکشاند ؟ آیا بر اساس مصادیق خارجی (نه آمال و آرزوهای روی کاغذ) می توانید سندی برای حقانیت ولی فقیه ارائه فرمایید ؟ آیا بهتر نبود که وظایف رهبری به مجلس خبرگان محول می شد تا از این طریق هم به امور شرعی توجه می شد و هم از تمرکز قدرت در دست یک نفر جلوگیری می شد ؟ آیا …
در این راستا توجه به دو مطلب ذیل نیز ضروری است :
1 ـ استناد به حدیث معروف امام عصر (عج) غیر قابل قبول است ، چرا که اولاً راوی در خصوص چگونگی انجام وظیفه توسط شیعیان سؤال می کند و امام زمان (عج) نیز می فرمایند به حافظان … ، از آنجائی که حکومت شیعی مستقر نبوده کاملا مشخص است که منظور آن امام همام امور حکومتی نبوده ، ثانیاً در حال حاضر فردی که بطور کامل و جامع و مانع شرایطی که حضرت حجت (عج) فرموده اند ، دارا باشد ، وجود خارجی ندارد ، بنابر این نمی توان همه اختیارات را به یک نفر محول کرد (توجه دارید که امامان معصوم نیز به یاران و اصحابشان بر اساس توانمندی و استعدادشان کاری محول می نمودند و همه کارها را به یک نفر واگذار نمی کردند)
2ـ استناد به خدمات مراجع عظام و علمای گرانقدر در طول تاریخ نیز غیر قابل قبول است ، چرا که آنها هیچکدام در رأس قدرت نبوده اند و لذا قیاس آنها با ولی فقیه ، قیاس مع الفارق است .آقای ناشناس ، ولایت فقیه در تئوری بسیار زیباست و بر روی کاغذ می توان استدلالهای فراوانی برای آن آورد و استحکام پایه های دین مبین و بقای ملک و ملت و … را منوط به وجود ولی فقیه کرد ، اما در صحنه عمل چه ؟ من نمی خواهم مثل شما اطاله کلام کنم ، که گفته اند : «در خانه اگر کس است ، یک حرف بس است» اما در ایجا سؤالاتی مطرح است که طرح آنها خالی از لطف نیست ، آیا تجربه سنگین و پر هزینه مردم در سالهای اخیر این مطلب را اثبات نکرده که تمرکز قدرت می تواند هر کسی (بجز معصومین علیهم السلام) را به استبداد بکشاند ؟ آیا بر اساس مصادیق خارجی (نه آمال و آرزوهای روی کاغذ) می توانید سندی برای حقانیت ولی فقیه ارائه فرمایید ؟ آیا بهتر نبود که وظایف رهبری به مجلس خبرگان محول می شد تا از این طریق هم به امور شرعی توجه می شد و هم از تمرکز قدرت در دست یک نفر جلوگیری می شد ؟ آیا …
در این راستا توجه به دو مطلب ذیل نیز ضروری است :
1 ـ استناد به حدیث معروف امام عصر (عج) غیر قابل قبول است ، چرا که اولاً راوی در خصوص چگونگی انجام وظیفه توسط شیعیان سؤال می کند و امام زمان (عج) نیز می فرمایند به حافظان … ، از آنجائی که حکومت شیعی مستقر نبوده کاملا مشخص است که منظور آن امام همام امور حکومتی نبوده ، ثانیاً در حال حاضر فردی که بطور کامل و جامع و مانع شرایطی که حضرت حجت (عج) فرموده اند ، دارا باشد ، وجود خارجی ندارد .
2ـ استناد به خدمات مراجع عظام و علمای گرانقدر در طول تاریخ نیز غیر قابل قبول است ، چرا که آنها هیچکدام در رأس قدرت نبوده اند و لذا قیاس آنها با ولی فقیه ، قیاس مع الفارق است .
من هم بسیجی فعال هستم اما نه از نوع ذوب در ولایت.این ها همه درست و نامه محمودیان به نظر بنده کاملا دقیق و درست نوشته شده است و این فجایع در زندان های این نظام پشت کرده به جمهوری اسلامی رخ میدهد .مردم بدانند در بسیج بسیاری هستند که این نهاد رو برای همراهی با مردم اماده می کنند و دلشان فقط برای ملت می تپد نه برای دیکتاتور.شرمنده ی باکری ها و همت ها شده ایم با رفتار و منش این گرگ ها در لباس بسیج.یاحسین…میرحسین
وقتی داشتم این نامه رو می خوندم اشک از چشمانم جاری شد.باورم نمیشه!!! خدایا یعنی اونا آدم هستند.یعنی به آفرینش این انسان گفتی فتبارک.اینه احسن الخالقین!!1
ان الله مع الصابرین
از شجاعت این آدما در حیرتم
آنهایی که زندان رفتند حتما کلمه ملق را شنیدن مواد لواط و قمار این بازی زندانیان است در همه جا هم هست نه تنها در ایران . در هر حال وجودش در ایران خیلی جالب است .
برگ زرینی دیگر از سربازان گمنام و سربازان ولایت!!! و ولایتمداران.
دوستان آیا این اسلام ما معاویهپسند نیست؟ آیا رفتار یزید و یارانش جز این بوده؟
آقای مقام عظمای ولایت، یک پرسش جدی. خودتان در دیدارهایتان با مردم و بویژه دانشجویان تاکید بر حفظ روحیه پرسشگری داشتید. لطفا بدون بطری و باتوم و زنده رو به دوربین بفرمایید که:
1) پاسخ شما در برابر رخدادهای کهریزک چه بوده؟ چقدر دیگر زمان نیاز دارید؟
2) واکنش شما به جنایات عاشورای 88 چیست؟ چقدر زمان برای روشن شدن حقیقت از مردم میخواهید؟
3) عکسالعمل شما به دروغهای آشکار خطیبان، روزینامهها و بویژه سیمای شیطانی ضرغامی چیست؟ چقدر مهلت میطلبید تا حقالناس را ادا فرمایید.
4) واکنش شما چیست؟ کمیته تحقیق شما با چه شتابی شکل خواهد گرفت؟ چندهزار سال بعد باید منتظر اعلام نتایج کمیته تحقیق و تفحص باشیم؟ و صیانت از دین و دنیای مردم را به دست چه کسانی سپردهاید؟ و اینها چگونه مردم را «گزینش» یا «رد» میکنند و پاسخگو کیست؟ شخص شما یا خداوند متعال یا حضرت پیامبر هزاره سوم؟
5) کاسه و کوزه را سر چه کسی خواهید شکست؟ الف) دشمنان ب) صهیونیزم بینالملل و امریکای جهانخوار ج) فتنه سبز لجنی؟ د)بیخیال.
خداوندا ما را از عذاب خود محفوظ بدار و ببین که ما این ظالمان را تأیید نکردیم. وای بر تو… که به نام اسلام اینچنین می کنی.
فقط نظر رضا، ایول دمت گرم.
درود بر شما و شهیدان و دردمندان و زندانیان راه آزادی
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.عزیزم به نام خدای شهدا و صدیقین ایا این را شنیده ای.ایا خدای شهدا با ما فرقی میکنه؟من عقیده و منشم را با این جمله فهماندم کسی خدا قران پیامبر امامان رو ول نکرده فقط ما ایشان را قبول داریم به هزار و یک دلیل.ادب مرد به ز دولت اوست یادت هست شعار باز تاکید میکنم شعار شما بوده اما الان دارید راحت فحاشی میکنید شما که به قول خودتان ازادی میخواهید چرا عقاید دیگران رو تحمل نمیکنین لابد در دموکراسی شما از نوع غربیش ما حق حرف نداریم!نمیدونم از کدوم بت سخن میگی مگر عاشق یک فرد بودن و مرید یک فرد بودن نشان تعصب و بت سازی هست اگر اینگونه است پس امامان ما هم بت هستند در منطق شما!رهبر معظم معصوم نیست اشتباه میکند و خواهد کرد ولی دلیل نمیشه ما مثل شما کسی رو که ولی فقیه خودمان میدانیم نفی و به او خیانت کنیم اونم به خاطر قدرت!ببخشید شما که اینقدر حرمت ماه محرم رو دارید پس چرا حرمتش رو شکستید؟توقع دارید هرکاری کنید و کسی با شما کاری نداشته باشه؟اینها چه ربطی به تجاوز به زندانیان داره؟شما ادعایی کردید که هنوزم موندید چطور ثابتش کنید با اینکه هیچوقت نمیتونید ثابت کنید؟بله رهبری داریم که حاضر است هر سختی رو به جان بخره ولی از ارمان های انقلاب کوتاه نیاد و به ادمهای دو رو و منافق مثل موسوی و کروبی باج نمیده!منتظر اسناد تقلب هستیم برادر سبز!.یا حق.
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.جالبه دوست سبز من ادعا میکنید و بعد میگید چطور میشه ثابت کرد خیلی خوب شما بگو من چطور باید این ادعا رو ثابت کنم منم ادعا میکنم جناب اقای موسوی در زمان نخست وزیری به 20 نفر تجاوز کرده حالا چون من ادعا کردم باید ایشان را به خاطر تجاوز محاکمه کنند؟عزیزم شما ادعا کردید پس لابد سند هم دارید؟اگر قرار بود به خاطر یک ادعا یک نفر رو محاکمه کردد که همه در زندان بودند!اگر دادگاه تشکیل شد و باز رای بر تبرئه نظام داد چی باز نمیگید تقلب مهندسی شده و خیمه شب بازی بزرگ!شما زمانی یک چیزی رو قبول میکنید که به نفعتان باشد!عزیزم هیچکس نمیگه هیچ خطایی وجود نداره اما باید هر ادعایی رو با سندش مطرح کرد قضیه اون مسیحی و زره امام علی رو که میدونی چون امام علی سندی نداشت محکوم شد!حالا چطور است که شما توقع دارید ما هر چی شما میگین قبول کنیم اگر اینجوریه ما هم کلی ادعا میتونیم ضد رهبرای شما بکنیم اونوقت شما قبول میکنید؟یا حق.
برادر ناشناس ولایت مدار ..یا چیزی بنویس که خواندنی باشد .یا کاری بکن که نوشتن باشد .جان برادر چرا حرفی می زنی که به قول احمدی نزاد
باعث انبساط خاطر شد .بابا مگه از کره مریخ امدی .در این کشور زندگی نمی کنی دورغ .ریا قتل سرکوب زندان بیداد می کند انوقت تو قصه حسین کرد تعریف می کنی .در کشوری که در ان به قول تو جانشین خدا حکم می راند و ایت الله ای دران قوه است بر انسانی وانسانهای ستم می شود ان هم از ان ستمهای که مولا علی گفت اگر مسلمان بشنود وبمیرد بر او حرجی نیست .کمی فکر کن کمی بخوان دست از این اندیشه قرون وسطی بردار شاید رستگار شوی .انسانی بزرگ جان پش گذاشته افشا می کند تو یار مظلوم باش نه عمله ظلم .
در زندان مشهد كه من دو سه سال پيش بودم مواد وتجاوز ولوات زياد بود .قسم ميخورم .اقايان به شلوار لي مردم وموي سر خانم ها گير ميدهند وحكو مت امام زمان درست كرده اند ؟
در تاريخ محموديان ها به نيكي و ديكتا تورها به بدي ياد خواهند شد .در حكومت اسلامي اقايان .كه رهبرش ميتواند زن رئيس جمهور را بر او حرام كند .شايد ميتواند اين كارها در زندان را حلال كند …
شیر را بر گردن ار زنجیر بود
بر همه زنجیر سازان میر بود.
این بیت مولانا را با عکسی از میرحسین داخل نقشه ی ایران که به زنجیر کشیده شده کار گرافیکی کنید. پوستر کنید. به یاد جمله میرحسین در مناظره با مموتی که گفت :” شما این شیر رو در بند کردید”