برگی از تاریخ / نامه سلطان حسین تابنده گنابادی به شهید بهشتی در سال 1349
چکیده :این روزها که دراویش گنابادی بار دیگر زیر تبلیغات منفی و تحت فشارهای امنیتی قرار گرفتهاند، بازخوانی نامهای از سلطان حسین تابنده گنابادی به شهید بهشتی در سال 1349 شاید خالی از لطف نباشد؛ نامهای تاریخی که نشان از پایبندی ایشان به شریعت و نیز روابط نزدیک ایشان با آن شهید دارد....
کلمه: این روزها دراویش گنابادی بار دیگر زیر تبلیغات منفی و تحت فشارهای امنیتی قرار گرفتهاند. قطب آنها به دادگاه احضار شده و گفته میشود که مسئولان قصد تخریب قبرستان آنها را دارند. شیخ مهدی کروبی هم در حصر است، و نیست تا در این روزهای بیپناهی، از حقوق شهروندی این دراویش دفاع کند.
در چنین شرایطی، بازخوانی نامهای از سلطان حسین تابنده گنابادی به شهید بهشتی در سال 1349 شاید خالی از لطف نباشد؛ نامهای تاریخی که نشان از پایبندی ایشان به شریعت و نیز روابط نزدیک ایشان با آن شهید دارد. این نامه، به خصوص در شرایط امروز که اقتدارگرایان این دراویش را به انواع اتهامات از قبیل بیایمانی و انحراف دینی و … متهم میکنند، خواندنیتر به نظر میرسد.
تصویر این نامه را در اینجا ببینید
ياهو
سلطان حسين تابنده گنابادي
1390 مورخه 10 صفر 28/1/49
السلام عليكم و رحمت الله و بركاته از خداوند متعال و قادر لايزال سلامت وجود شريف و ازدياد موفقيت حضرتعالي را در تبليغ ديانت مقدسه اسلام و نشر و ترويج مذهب حق جعفري اثني عشري مسئلت دارم فقير بحمدالله سلامتم از لطف و محبت حضرتعالي كه نسبت به فقير و همراهان ابراز فرموديد كمال تشكر و امتنان داشته و همواره براي موفقيت حضرتعالي در اعلاء كلمه حقه در محيط ماديت و نصرانيت دعا ميكنيم يكي از خاطرات نيك اين سفر براي فقير ملاقات و آشنايي با حضرتعالي و جناب آقاي شبستري و مشاهده مسجد هامبورگ و موفقيتهائي كه براي حضرتعالي در نشر امور مذهبي حاصل شده ميباشد كه خيلي باعث مسرت و شكرگزاري گرديد. ضمناً چند نكته بخاطرم رسيد كه مقتضي دانستم خدمتتان عرضه بدارم:
1- مناسب است براي محراب مسجد و تنظيم دقيق قبلة آن اقدام بفرمائيد كه هر چه زودتر انشاءالله مهيا شود كه واردين هم بدون احتياج به سوال از جهت قبله مطلع گردند.
2- به نظر فقير گفتن حي علي خير العمل در همه اذانها خواه اعلامي و خواه براي نماز چون جزء اذان ميباشد لازم است و نبايد در اين قسمت رعايت نظر اهل سنت نمود.
3- به عقيده فقير گفتن شهادت سوم در اذان اعلامي و در ظهر جمعه براي نماز جمعه چون از همة مذاهب اجتماع ميكنند ترك شود مانعي ندارد تا به ائتلاف و همشكلي با اهل سنت در كليات ديانت و مابهالاشتراك نزديك شويم و همچنين قنوت در نماز كه هر دو جنبة استحبابي دارند ولي در اذان نماز و در غير نماز جمعه كه فقط شيعه مجتمع ميشوند ذكر آنها اولي است چون علامت و مشخِّصِ تشيع است.
4- تاريخ اساسي و رسمي در محاورات و مكاتبات به نظر فقير بايد تاريخ هجري قمري كه اساس تاريخ اسلامي است بوده باشد و اولاً و بالاصاله ذكر شود و بعداً تاريخ ميلادي را ثانياً و بالتبع ذكر نمود كه خود همان نشانة استقلال تاريخي و تعصب ديني است.
از تصديع خيلي عذر ميخواهم و اميد عفو دارم خدمت جناب آقاي شبستري و آقاياني كه در آنجا افتخار خدمت مسجد و اسلام را دارند سلام عرض و ملتمس دعا هستم آقاي حاج ملك صالحي و ساير آقايان همراهان سلام عرض دارند در خاتمه انتظار دارم نشريات آن مؤسسه ديني را براي فقير به آدرسي كه عرض شد (ايران – بيدخت) ارسال دارند وجه اشتراك هم مرقوم دارند تا ارسال شود آدرس خودتان را نيز لطفاً مرقوم داريد و چون توقف ممتد در بلاد بين راه نميكنند لذا جواب را به طهران آدرس (جنوبي پارك شهر – خيابان بهشت – جنب حسينيه اميرسليماني) به نام فقير ارسال دارند. انشاءالله ميرسد. و اجدد السلام عليكم. و انا الامل














واقعاً بهشتی چه گوهری بود،حیف که تا زنده بود ،قدرش را ندانستیم.حسرت به دلم شد.
آخه به این بندگان خدا چه کار دارن؟ چرا نمیزارن هرکس به دین و مسلک خودش در این مملکت زندگی کند؟ خفقان و تفتیش عقاید تا به کی؟؟؟؟؟
تا جایی که ما از اعتقادات این دراویش خبر داریم تشیع را مدیون اینها هستیم. حالا آقایان مدعی بی دینی اینها شده و تحت فشارشان نهاده اند که دین ندارید.واقعا روزگار را ببینید که کسانی که در خیابان مسلمانان ایرانی را می کشند به دیگر شهروندان ایرانی می گویند بی دین و مشرک.
خداوند همه گذشتگان را غریق رحمتش کند متاسفانه ظلم و ستم بی حدی بر مردم دوران امروز میشود بخصوص دراویش نعمت اللهی خداوند یاریشان کند انشاالله. به امید روزی که در سلامت و آرامش و بدور از هر گونه جدال در کنار هم سبز سبز زندگی کنیم.
بحثی که متشرعین و معتقدین به مکتب اهل بیت با این برادران دینی دارند پایه ای و اصولی است و مستدل و طالبان آن باید در جای خود به آن بپردازند و گرنه این نامه مشکلی از این بحث اصولی حل نمی کند.
سیاسی کردن یک بحث عقیدتی کار درستی نیست چه از سوی حکومت که با اتهام تکفیر و بهانه اختلاف به حذف مخالفین بپردازد و نه از سوی طرفداران یک تفکر که برخوردهای نادرست حکومت با خودرا دست آویز مظلوم نمایی و اثبات حقانیت خود قرار دهند.
این بحث کاملا حرفه ایست و عقلانی و مطرح شدن آن در بلبشوی سیاست جز کدورت اذهان اثری ندارد.
اینا دارن با دم شیر بازی میکنن . نمیدونن که با عارف و صوفی و درویش جماعت نباید شوخی کرد .بد میبینن
لعنت خدابرصوفیان منحرف ازدین
با نام و یاد خدا
آقای رئیس جمهور سلام!
آیا به نظر شما من شکایت کرده ام اگر بگویم: مردم در برابر خشونت دست به دفاع می زنند، و این حق طبیعی و فطری هر جانوری است… خشونت همواره در حرکتی یکسویه از سوی حاکمیت به مردم تحمیل می شود. توده ی مردم بدنبال خشونت نیست و بهره ای از دست زدن به خشونت نمی برد، مردم همیشه در پی احقاق حقوق تضییع شده ی شان هستند و در شرایط خفقان و ارعاب و سرکوب، قربانی خشونت می شوند… واکنش جامعه برآیند اعمال خشونتی است که در سالیان سال به آن تحمیل شده است.
مردم در برابر دولت حاکمه در صدد اعمال خشونت نیستند، اما برای درخواست مطالبات خود دست به اعتراضات مسالمت آمیز می زنند، و اعتراض حق قانونی آحاد بشر است.
حق مردم در برگزاری اعتراضات مسالمت آمیز و تظاهرات خیابانی در قانون اساسی کشور برسمیت شناخته شده و اصولأ با اعلامیه جهانی حقوق بشر مطابقت دارد و عقل و خرد، مبارزه برای احقاق حق در قالب اعتراضات وتظاهرات مسالمت آمیز را برسمیت می شناسد. آنچه بیش از همه حائز اهمیت است نوع برخورد دستگاه حاکمه و نیروهای تحت امر حکومت با اعتراضات و اعتصابات مردمی در مقابل تضییع حقوق قانونی آنان است…
• شکستن حرمت حریم خصوصی: یکی از مباحثی که با روی کار آمدن دولت نهم مطرح شد تجدید نظر در” قانونِ ناظرِ بر حریم خصوصی شهروندان” بود. یعنی از آنجا که از همان ابتدای روی کارآمدن دولت نهم، تلاشها در جهت امنیتی کردن فضای سیاسی جامعه صورت می گرفت ، صدرنشینان دولتی به بحثی پیرامون ضرورت یا عدم ضرورت پای بندی به قانون اساسی در جهت رعایت احترام حریم خصوصی افراد دامن زدند و دست به کارِ تدوین لایحه ای برای تقدیم به مجلس برای نقض اصل قانونی و بین المللی حریم خصوصی شدند…
طرح بحث پیرامون ضرورت نقض “حریم خصوصی افراد” با “بهانه ارجح دانستن حفظ امنیت نظام” در همان ابتدای دولت نهم، نارضایتی عمومی را دامن زد و ناخرسندی بسیاری از دست اندرکاران سیاست ایران (منجمله عموم طرفداران محمدخاتمی رئیس جمهور سابق)، و طبقات مختلف روحانیت را به دنبال آورد. مصداق بارز خدشه به حریم خصوصی در حمله به منازل مسکونی مردم، به بهانه تحقیق و تفحص پیرامون استفاده از ماهواره صورت گرفت و وسعت بسیار یافت. مردم احساس کردند که دیگر حتی در کنج منازل خود هم نمی توانند احساس امنیت و آرامش داشته باشند و هرلحظه ممکن است عده ای درهای منزل آنان را از جا درآورند و به درون خانه ی آنان هجوم برده در جستجوی وسایل دریافت امواج ماهواره ای برآیند. این نوع برخوردهای خشن و توهین امیز و مخدوش ساختن حریم خصوصی شهروندان زمینه ساز بغض درگلو خفته عظیمی شد.
• تفیتش عقاید: در عصر تفتیش عقاید ، دستگاه دولتی و کل حاکمیت، شهروندان را بدون آن که عمل خلاف قانونی انجام داده باشند، فقط به دلیل تعلق به ادیان و مذاهب و جهان بینی های متفاوت به “براندازی” و “اقدام بر علیه امنیت کشور” و “تفسیق و افساد و اخلال درنظم عمومی” متهم می کرد و هرکسی را که خارج از چهار چوب ایده ئولوژی حاکم و در حاکمیت بیندیشد، منحرف و دنباله روِ فرقه های انحرافی قلمداد می کردند…
دولت شما نیز از همان ابتدای گرفتن زمام قدرت سیاسی در دست خود، اقدام به تاسیس مرکزی وابسته به نهاد ریاست جمهوری کرد که “مرکز بررسی عرفان های انحرافی” نام گرفت… فعالیت این مرکز در سراسر شهرها و دهات کشور یک فضای بسته ی امنیتی ایجاد کرد و عده ی بسیاری از شهروندان را در معرض اتهام به وابستگی به “عرفان های انحرافی” قرار داد… به دنبال آن با ایجاد وبلاگهای متعدد، از ادبیات بسیار حقیر و واژگان بسیار محدود و از زبان اراذل و اوباش برای هتاکی و حرمت شکنی شخصیت های بزرگ تاریخ فرهنگ ایران استفاده شد… و به جنگ شهروندانی رفتند که عقیده و اعتقاد دینی متفاوتی با قشر حاکمه داشتند. یعنی تهاجم به عقیده شهروندان، یا تهاجم به حق شهروندی از موضع عقیدتی و اعتقادی… در اینجا حاکمیت دست به اختراع ترکیبات و لغات نوظهوری برای سیاه نمایی گروه های فکری و اعتقادی متفاوت زد. ترکیباتی مانند “شیطان پرستان”، “فرقه های ضاله صوفیه”، “عرفانهای انحرافی” و از این قبیل… با این وبلاگهای متعدد، نظام حاکم بر ایران و دولت شما صراحتاً دست به اعلام موضع و اعلان جنگ برعلیه هفده میلیون هموطن سنی و چندین میلیون دراویش سلاسل گوناگون در ایران مانند پیروان گنابادی و ذهبی و قادری و نقشبندی و خاکساری و نعمت اللهی و اهل حق زد. و از بهمن ماه سال هشتاد و چهار به طور سیستماتیک و با استفاده از وسایل شهرداری و با به خدمت گرفتن تمام ظرفیت شوراهای تامین استانها به جنگ دراویش و اهل تسنن رفت و در شهرهای مختلف ایران مانند قم و بروجرد و زابل و دزفول و اصفهان و شیراز اقدام به تخریب نمازخانه ها و مساجد و حسینیه ها ی آنان نمود و به طور علنی یک آپارتاید کامل مذهبی را بر جامعه مستولی ساخت. امری که آتش خشم بسیار شدیدی را دردلهای عموم هموطنان ما شعله ور کرد… طبیعتاً راهکارهای قانونی باز بود و به این دلیل مردم خانه خراب و رانده شده از دوایر و ادارات دولتی به بهانه درویش بودن و سنی بودن … با استخدام وکیل مدافع تصمیم به طرح شکایت و احقاق حقوق تضییع شده خود گرفتند… با کمال تعجب همه ی ایرانیان مطلع شدند که از نظر دولت احمدی نژاد و دستگاه های حاکمه، دفاع از حقوق شهروندان در مجاری قانونی و طرح دعوا در دادگستری خود جرم تلقی می شود. وقوه قضائیه بی رحمانه اقدام به الغای پروانه وکالت وکلا دادگستری که قبول دفاع شاکیان کرده را نمود و برای خود آنان دست به پرونده سازی زد…
اینها نشانه های اعمال سیاست خشونت سازمان یافته ی دولتی توسط کل حاکمیت نسبت به شهروندان در چهارسال حیات دولت نهم بود… خشونتی که به اعتراض عمومی انجامید و بخش هایی از گروههای درون حاکمیت را نیز با مردم همسو ساخت… درچنین فضایی ابتدا مهدی کروبی و سپس محمدتقی فاضل میبدی و برخی افاضل قم در مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و برخی از مراجع مانند مرحوم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری به اعتراض برخاستند. و مردمی که حق آنها پایمال شده بود دست به اعتراض های مسالمت امیز زدند. نخستین بارقه این اعتراض جمعی در حادثه تخریب حسینیه ی درویش های گنابادی در قم در بهمن هشتاد و چهار بود؛ جایی که عده بسیار کثیری از عموم هموطنان ما از سراسر شهرهای ایران گرد آمدند تا به طور مسالمت امیز مانع ماموران دولتی از تخریب حسینیه ی گنابادی ها در قم بشوند. در این تجمع، بسیاری از مردم معترض، با خشونت عنان گسیخته بسیار مورد ضرب و شتم و سرکوب ماموران دولتی و لباس شخصی ها قرار گرفته و به سوی آنان با گلوله جنگی، گلوله های ساچمه ای، گازهای بی حس کننده، گاز فلفل و گاز اشک آور تیراندازی و باانواع سلاحهای سرد ازجمله قمه و چاقو و چماق تعرض شد و نهایتأ هم هزاروچهارصد و پنجاه نفر ازهمین مردم مصدوم و آسیب دیده دستگیر و به زندان ساحلی قم منتقل شدند… و آخرین مورد آن تا پیش از انتخابات خرداد ماه، تجمع ملی و سراسری ایرانیان به حمایت از حقوق دراویش بود که روز سوم اسفند مشهور به روز درویش، در برابر مجلس شورا در تهران واقع شد و در آن گردهمایی حدود شصت هزار ایرانی از سراسر مملکت شرکت کردند… این اعتراض ها همه برعلیه خشونت دستگاه حاکمه بود…
آحاد مردم همواره برای احقاق حقوقشان از طریق برگزاری اعتراضات و اعتصابات حقوقشان را مطالبه می کنند و در طرف مقابل مشاهده می شود که جریان حاکم همواره با بکار بستن اهرم های سرکوب و از طریق ارعاب و خشونت سعی در برقراری آرامش گورستانی درجامعه دارد وبجای احقاق مطالبات، خشونتها را بیشتر می کند…
غالباً جریان های حاکمیت در یک دور باطل، بجای تحقق مطالبات مردم، اهرم های فشار را بیشتر می کنند. بدین ترتیب است که در طرف مقابل، مردم عصیان زده برای درخواست حقوق و مطالباتشان به خیابانها سرازیر می شوند. در این میان عده ای سرکوب می شوند و یا احیاناً با مظلومیت به شهادت می رسند…
به طریق اولی، عدم رضایت عمومی در قالب نارضایتی و عصیان زدگی بروز می کند و توسعه می یابد. یعنی انرژی پتانسیل احساسات و عواطف سرکوب شده و فروخورده ی مردم روزی سد سرکوب را می شکند و به صورت انفجاری از عصیان زدگی بیرون می ریزد. خشونت هرگز بخودی خود از سوی مردم بوجود نمی آید آنچه بروز یافته، واکنش به خشونت سازمان یافته از سوی حاکمیت است…
خشونت طلبان، در دستگاه حاکمه، هرقدمی که توسط مردم به عقب رانده می شوند، می کوشند تا ناشیانه و بی خردانه برخشونت بیفزایند وتهدید به خشونت بیشتر کنند؛ زیرا هنوزهم معتقدند که به میزان کافی خشونت به خرج نداده اند.
واقعأ این نوشته را یک شکایت باید تلقی کرد…؟
مرداد یکهزار وسیصد وهشتاد وهشت
با سلام:
آقای رئیس جمهور مدتیست از هر طرف به جناب عا لی فشار وتهمت ناروا نسبت میدهند!! چرا دستور بازداشت آنهارا صادر نمیکنید!آیا فقط زورتان به ما مردم عادی میرسد که اگر بگویم آقای احمدی نزاد رفتارش با گفتارش یکی نیست!! باتمام وقاحت چنان گوشمالی به بنده میدهند!!که نه از خودم بلکه از تمام مدعیان بانی این حکومت بدم میآید!آقای رئیس جمهور تا دیر نشده که البته شده به خودتان بیاید ودست از مردم آزاری بردارید.