سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » متن کامل ویراست دوم منشور جنبش سبز...
» شورای هماهنگی راه سبز امید، با هماهنگی قبلی با موسوی و کروبی، منتشر کرد:

متن کامل ویراست دوم منشور جنبش سبز

چکیده :نسخه ی اولیه ی این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌اهی مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر...


فایل پی دی اف

متن کامل  ویراست دوم  منشور جنبش سبز، که به امضای میرحسین موسوی و مهدی کروبی رسیده است، منتشر شد.

نسخه ی اولیه ی این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود. اکنون این شورا، متن کامل منشور را برای انتشار در اختیار کلمه و سحام نیوز قرار داده است.

به گزارش کلمه این منشور که متن اولیه و پیشنهادی آن در 25 خرداد 1389 و به همراه بیانیه شماره 18 منتشر شد، حاوی ریشه‌ها و اهداف، راهکارهای بنیادین، تعریف هویت سبز و معرفی ارزش‌های جنبش است.

موسوی در همان زمان، تدوین نسخه‌ی اولیه‌ی منشور جنبش سبز را قدم اول دانسته و ابراز امیدواری کرده بود که جنبش سبز در مسیر تکاملی خود، متن کامل‌تر و زیباتری بیافریند. منشور جنبش سبز، آنطور که تاکید می‌کند، قرار است به هماهنگی و همدلی بیشتر و تقویت هویت مشترک جنبش سبز بینجامد.

از آن زمان تاکنون، این متن علاوه بر نقد در عرصه‌ی عمومی، از سوی دهها تن از چهره‌های شاخص سیاسی، فرهنگی و فکری نیز مورد بررسی و اظهارنظر قرار گرفته و در نهایت، با اصلاحات و ویرایش چند مرحله‌ای، به شکل‌گیری متن جدیدی برای منشور جنبش سبز انجامیده است متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید.

منشور جنبش سبز (ویراست جدید)

بسم الله الرحمن الرحیم

آغاز سخن

با اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال 1388، جرقه ای در قلب مردم ایران زده شد که به جنبشی فراگیر و بی سابقه و عظیم انجامید. جنبشی برای احیای مفهوم ملت و احقاق حقوق از دست رفته ملت. جنبش راه سبز امید اینگونه شکل گرفت. از آن زمان، ضرورت تدوین و انتشار میثاقی ملی که آرمان های عمومی جنبش را تعریف کند و فعالان جنبش سبز بر محور آن به فعالیت بپردازند، احساس می شد. انتقاداتی که دربارة روشن نبودن اهداف، ارزش ها، مبانی و راهکارهای جنبش سبز به عنوان جنبش اعتراضی مسالمت آمیزی که خواستار اصلاح وضعیت کنونی و برون رفت از بحران های جامعة ایران از طریق سازوکارهای مدنی است، بیان می شد، گویای صحت و اهمیت آن احساس بود. نیز عدم شفافیت و صراحت مرزهای جنبش با حرکت های انتقام گیرنده و براندازانه ای که برای رسیدن به اهداف خود، استفاده از هر وسیله و روش را، حتی به قیمت مغایرت با معیارهای صریح اخلاقی، مجاز می شمرند، خود برهان قاطعی بر ضرورت تدوین و تنویر چارچوب و اسکلت معرفتی و اخلاقی جنبش سبز شمرده می شد. از بخت خوش، پس از چندی و با همت جمعی از فعالان جنبش و شور و تامل چهره های شاخص آن، منشور جنبش سبز انتشار یافت. مهمترین ثمرات انتشار منشور این بود که حدود و چارچوب مطالبات مردم را مشخص کرد، به گسترش و عمق جنبش سبز یاری رساند و بر بطلان این ادعا گواهی داد که نه تنها جنبش نمرده یا بی اثر نشده، بلکه از پیش زنده تر است و می تواند اصول، اهداف، هویت، چشم اندازها و راهکارهای خود را برای مخاطبین و همراهانش روشن کند. همان کلمات ساده و صمیمی کافی بود تا نشان دهد که میزان صحت و سقم ادعاهایی که با برنامه ای حساب شده و با مضمون واحد مرگ یا خاموشی جنبش سبز، از جانب دو جبهه مشخص کودتاگران انتخاباتی و وابستگان به سلطه جویان بیگانه از منافع ملی مردم ایران مطرح می شود، تا چه میزان است. حتی دامنه اظهار نظرها درباره منشور نشان داد که جنبش سبز تا کجا ریشه دوانده و با گذشت زمان، گستره آن به مناطق جغرافیایی متنوع تر و اقشار اجتماعی بیشتری کشیده شده است. تلاش عاشقانه، خالصانه و داوطلبانه نوجوانان و جوانانی که در فقدان امنیت، آسایش، آزادی بیان، توقیف مکرر مطبوعات و سانسور شدید اخبار و تحلیل های واقعی کشور، پیام جنبش را در سراسر ایران به آحاد مردم می رسانند و باز با اعلام هر از گاه مرگ آن حرکت ملی در طول سال گذشته مواجه بوده اند، شاهدی گویا و مانا بر سرسبزی، سرزندگی و بالندگی فزایندة جنبش سبز ملت ایران است.

همانگونه که در اولین منشور جنبش راه سبز امید مطرح شد، گفتگوی مستمر درباره این متن و نقد و اصلاح آن، ضرورتی انکارناپذیر است. به همین منظور، پس از انتشار متن و در پاسخ به نیاز مذکور، پرسشنامه ای برای تعداد کثیری از صاحبنظران، فعالان سیاسی، هنری، اجتماعی و حقوقی، اساتید حوزه و دانشگاه و شخصیت های فرهنگی و مذهبی ارسال و نظرات آنان گردآوری و دسته بندی شد. البته بدیهی است که اگر شرایط مطلوب و مناسب برای این گفتگوها در فضایی مدنی و آزاد فراهم می شد، دائرة این نظرخواهی گسترش می یافت و غنای آن را فراتر می برد. اما متأسفانه به علت امنیتی بودن فضای اجتماعی و عدم امکان تشکیل جلسات بحث و گفتگو، تلاش در این مرحله به انجام نظرخواهی محدود ماند. آنچه در پی می آید، ویراست دوم منشور جنبش سبز است که با لحاظ کردن نظرات ارسالی تهیه شده است. امید آن که نسخه های پسین، نظرات طیفی وسیعتر را در بر گیرد و با بهره گیری از خرد جمعی و خواست ملی، اصول منشور کامل تر بیان شده و نقایص آن مرتفع شود و سرانجام، همه ما بتوانیم سازنده تر و سرزنده تر در راه نیل به آزادی و عدالت و احقاق حقوق ملت گام برداریم.

الف) تولد جنبش سبز

جنبش سبز مردم ایران، نهضتی است که اهداف خود را در بستر میلاد خود تعریف کرده است. این جنبش در اعتراض به ظهور و تداوم کژروی ها و انحرافاتی شکل گرفت و در دل خود اهدافی را پرورد که اینک به نمادهای معنادار آن تبدیل شده است. انحرافاتی که به تدریج پدید آمد و از اتفاق به استمرار رسید. از آن جمله:

وجود و بروز اختلافات سیاسی و تلقی های گوناگون از اهداف و پیدایش موانع سازمان یافته تدریجی در مسیر تحقق اهداف و آرمان هایی چون عدالت، استقلال، آزادی و پیشرفت که مردم ایران برای دستیابی به آنها، جان بر سر انقلاب اسلامی خود نهادند و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی را با رأی خود تأیید کردند.

ظهور گرایش های تمامیت خواهانه واستبدادی و انحصارطلبانه در میان برخی از مسئولین حکومتی.

نقض حقوق بنیادین و قانونی شهروندان و بی حرمتی به کرامت انسانی متجلی در اصول مسلم حقوق بشر.

سوء مدیریت وکاهش شدید کارآمدی نظام، ترویج دروغ سالاری و کاهش چشمگیر اعتماد ملت به مسئولان.

افزایش فاصلة طبقاتی و محرومیت های اقتصادی و اجتماعی.

سوءاستفاده و قانون گریزی برخی مجریان قانون وفسادگسترده اقتصادی ودست اندازی بی مهابا و قانون ستیزانه به بیت المال و ثروتهای ملی ونابودی دستگاههای برنامه ریزی و نظارتی

نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی های عوام فریبانه در تعاملات بین المللی همراه با سوءاستفاده از اعتقادات استقلال طلبانه و ضدسلطة جهانی در میان اقشار گوناگون.

فراموشی تدریجی و دردناک اخلاق و معنویت وتحریف دیانت با بکارگیری تهمت و دروغ و خرافه درراه رسیدن به قدرت و حفظ آن.

افزایش سرکوب، انسداد و اختناق در فضای مدنی وغصب رسانه ملی وسایر امکانات ارتباطاتی و فضای مجازی

اینهمه از جمله عواملی است که بویژه در سالیان اخیر، به شکل گیری نگرش های اعتراضی در میان دل سوختگان و قاطبة مردم ایران انجامید که جنبش سبز مردم ایران، بروز بارز قدرتمند آن در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 و رخدادهای پس از آن بود.

ب – اهداف جنبش

جنبش سبز با پای بندی به اصول و ارزش های بنیادین انسانی، اخلاقی، دینی و ایرانی که در فرهنگ این سرزمین ریشه تنیده اند، خود را منتقد و پالایشگر روند طی شده در نظام جمهوری اسلامی ایران در سال های پس از انقلاب می داند و بر این اساس، حرکت انتقادی در چارچوب قانون اساسی و احترام به نظر و رأی مردم را وجه همت خویش قرار خواهد داد.

جنبش سبز برآمده از مردم و مولود یک نهضت ملی است. حرکتی در تداوم تلاش مردم ایران برای دستیابی به آزادی، عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی است که پیش از این در برهه هایی چون انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی، خود را جلوه گر ساخته است.

بازخوانی تجربة معاصر در جهت تحقق اهداف والای اجتماعی مردم ایران نشان می دهد که تنها از طریق تعمیق و تقویت جامعة مدنی، گسترش فضای گفتگوی اجتماعی، ارتقاء سطح آگاهی و جریان آزاد اطلاعات، زمینه سازی برای فعالیت آزاد مصلحان و فعالان اجتماعی – سیاسی در چارچوب تحول خواهی و ایجاد تغییر در وضعیت موجود و مواجهه صادقانه با مردم و محرم دانستن ملت و پای فشاری بر تحقق آرمان های ملی، می توان اهداف جنبش سبز را عملی کرد. این امر مستلزم توافق و تأکید بر مطالبات مشترک و ایجاد تعامل و هماهنگی میان همة نیروهایی است که به رغم داشن هویت مستقل، با پذیرش تعدد و تنوع درون جنبش، زیر چتر ملی فراگیر جنبش سبز ایران در کنار یکدیگر قرار می گیرند.

پ) چشم اندازهای بنیادین

1. جنبش سبز، یک حرکت اجتماعی است که هرگز خود را مبری از خطا نمی انگارد و با نفی صادقانه هرگونه مطلق نگری، بر گسترش فضای نقد و گفتگو در درون و بیرون جنبش، پای می فشرد. دیده بانی حقوق ملت و طرح راهکار برای نظارت و هدایت عملی سیر حرکت و تحول جنبش از سوی همة فعالان و بویژه صاحبان اندیشه و تجربه، امری حیاتی است که می تواند مانع از لغزش جنبش به ورطة تمامیت خواهی و فساد شود.

2. در نگاه فعالان جنبش سبز، مردم ایران خواهان ایرانی آزاد، آباد و سرافراز هستند. جنبش سبز موافق به رسمیت شناختن تعدد و تنوع و مخالف انحصارطلبی است. در نتیجه، دشمنی و کینه ورزی با بدنة اجتماعی هیچ بخشی از جامعه، جایی در جنبش ندارد. تلاش برای گفتگو و تعامل با رقیبان و مخالفان در فضایی سالم، و آگاهی بخشی دربارة اهداف و اصول جنبش، وظیفة همة افرادی است که خود را در زمرة مشارکت کنندگان جنبش سبز می دانند. ما، با هر باور و ایمان دینی که بدان معتقدیم، به هر قوم و قبیله و تیره و مرامی که تعلق داریم و با هر سلیقه و سبکی که با آن زندگی می کنیم، همه ایرانی هستیم و ایران متعلق به همة ماست.

3. گسترش و فعال سازی شبکه های اجتماعی واقعی و مجازی و تعمیق فضای گفتگو و تعامل از طریق اتخاذ روش های مداراجویانه و احترام آمیز متقابل بین طرف های گفتگو بر سر اهداف و بنیان های هویتی جنبش از جمله راهکارهای محوری است که مستلزم توجه کلیة فعالان سبز است.

4. جنبش سبز در عین تأکید مصرانه بر حفظ استقلال و مرزبندی با نیروهای وابسته به قدرت های بیگانة سلطه جو، نه انزواطلب و نه دیگرستیز است. برعکس، جنبش سبز با صراحت و شجاعت و نه در خفا و خلوت، به دنبال توسعة رابطه با تمام کشورهای جهان از طریق اعتمادسازی متقابل ملت هاست.

5. عدالت، آزادی، صداقت، استقلال، کرامت انسانی و معنویت، ارزش هایی جهانی هستند و تجربه آموزی از ملت هایی که برای دستیابی به این ارزش ها تلاش کرده اند و نیز استقبال و استفاده از نقد و نظر مشفقانة همة آزادیخواهان و صلح طلبانی که برای رهایی نوع بشر و ارتقای کرامت انسان ها تلاش می کنند، از دیگر راهکارهای جنبش است.

ت) هویت سبز

گنجینة اسلامی،ایرانی

1. جنبش سبز با پذیرش تکثر درون جنبش، بر استمرار حضور ایمان سرشار از رحمت، شفقت، معنویت، اخلاق و تکریم انسان تأکید دارد و راه تقویت ارزش های دینی را در جامعه، تحکیم وجه اخلاقی، بینش و کنش پیروان همة ادیان توحیدی کشور می داند.

2. تحکیم پیوند میراث دینی،ملی و پرهیز از اجبار مردم به پای بندی به مرام، مسلک، رویه و سلیقه ای خاص، مبارزه با استفادة ابزاری از دین و حفظ استقلال نهادهای دینی از حکومت، از جمله مهمترین راه های حفظ جایگاه والای دین و تداوم نقش برجستة آن در جامعة ایران است که به عنوان یکی از اصول بنیادین جنبش سبز در سرلوحة هویت آن جای می گیرد.

3. رمز بقای تمدن اسلامی،ایرانی ما، همانا همزیستی و همگرایی ارزش های اسلامی و ملی در طول تاریخ این سرزمین است. در این راستا، جنبش سبز بر حفظ و تقویت ارزش های والای فرهنگ ایرانی و سرمایه های غنی انباشته شده در رسوم و مناسبت های ملی و آئین های مردمی تأکید می ورزد و در این راه، تقدس زدایی از تعصبات نابجا و آگاهی بخشی دربارة ویژگی های هویت آفرین آئین های مذهبی و ملی را وجه همت خویش قرار می دهد.

4. ملت ایران در تاریخ مبارزات خود برای کسب آزادی، عدالت و استقلال، بارها خودباوری و همبستگی بر سر اصول را به رخ مستبدان و دشمنان آزادی کشیده است. جنبش سبز مردم ایران با اتکاء به این میراث مشترک گرانبها و با تکیه بر خرد جمعی و نفی هرگونه خودمداری و خودخواهی، دستیابی به اجماعی آگاهانه، مبتنی بر خصیصه های هویت آفرین و مصالح عمومی و کنار گذاشتن عناصر تشتت زا را مد نظر دارد.

حق حاکمیت مردم

احترام به حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش از جمله اصول خدشه ناپذیر جنبش سبز است و نهاد انتخابات، به عنوان یکی از عمده ترین راه های تحقق آن، اهمیت می یابد. بر این اساس، جنبش سبز تلاش های خود را برای صیانت از آرای مردم تا زمان استقرار نظام انتخاباتی آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و منصفانه که شفافیت آن کاملا قابل تضمین باشد، ادامه خواهد داد. رأی و خواست مردم منشأ مشروعیت قدرت سیاسی است و جنبش سبز، اعمال هرگونه صلاحیت خودسرانه و گزینشی تحت عنوان نظارت استصوابی را مغایر با حق الهی کرامت و آزادی انسان، قانون اساسی، حق تعیین سرنوشت مردم توسط خود و حقوق بنیادین آنها می داند.

دستیابی به آزادی و عدالت بدون توجه به منافع ملی و استقلال میسر نیست. جنبش سبز با آگاهی به این امر، با هر اقدامی که برخلاف منافع ملی و ناقض اصل استقلال باشد مخالف است.

ث) ارزش های جنبش سبز

احترام به کرامت انسان ها و پرهیز از خشونت

دفاع از کرامت انسانی و حقوق بنیادین بشر، فارغ از مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی و استقرار و تضمین موازین حقوق بشر به عنوان یکی از مهم ترین دستاوردهای تاریخ و حاصل خرد جمعی همة انسان ها، مورد تأیید و تأکید جنبش سبز است. این حقوق خدادادی است و هیچ فرمانروا، دولت، مجلس، محکمه یا قدرتی نمی تواند تحت هیچ شرایطی یا بهانه ای آن را لغو یا به صورت ناموجه و خودسرانه محدود کند. تحقق این امر مستلزم احترام به اصولی چون برابری همگان در برابر قانون، مدارا با مخالفان، گفتگوی همگانی و منصفانه، حل مسالمت آمیز مناقشات ملی، منطقه ای و صلح طلبی جهانی و مقاومت جدی در برابر تبعیضات قومی، جنسیتی، طبقاتی و مذهبی است که خود در پرتو ایجاد زمینه های لازم برای فعالیت آزاد احزاب، رسانه های مستقل، جلوگیری از سانسور، دسترسی آزاد به اطلاعات، گسترش و تعمیق فضای مدنی، احترام به حریم خصوصی افراد، فعالیت آزادانة تشکل ها و شبکه های اجتماعی غیردولتی و اصلاح قواعد و مقررات در جهت حذف هرگونه تبعیض میان شهروندان امکان پذیر است.

جنبش سبز یک جنبش مدنی است که پرهیز از خشونت و حرکت در چارچوب موازین فعالیت مدنی را سرلوحة خویش قرار داده است. این جنبش با اعتقاد به این که کرامت انسانی مردم اصلی ترین قربانی خشونت در فضای تقابل های نابرابر اجتماعی خواهد بود، ضمن تأکید ورزیدن بر گفتگوی احترام آمیز متقابل، فعالیت مسالمت آمیز و توسل به راه های غیرخشونت آمیز را ارزشی خدشه ناپذیر می داند. توسل به روش های غیرخشونت آمیز به معنای تسلیم یا کرنش در برابر ظلم و یا سکوت در برابر آن نیست بلکه به معنای توانایی مبارزه و اعتراض بر مبنای حرمت انسان و شخصیت والای اوست. جنبش سبز با در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات، از کلیة ظرفیت های فعالیت مسالمت آمیز استفاده خواهد کرد.

عدالت، آزادی و برابری

شان عدالت در میان ارزش ها و آرمان های جنبش سبز مرتبه اولی و اصیلی است. توزیع عادلانة امکانات و فرصت ها، چه در ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، و چه در ابعاد دیگر حیات انسانی، از جمله اهداف خدشه ناپذیر جنبش سبز است که لازم است برای دستیابی به آن، تمامی تلاش های ممکن انجام پذیرد. گسترش عدالت در جامعه در صورتی امکان پذیر است که نظام حاکم با پرهیز از انحصارطلبی و قیم مآبی و با اتکاء بر خواست ملت و منافع ملی، در عرصة داخلی و بین المللی، کاملا مستقل و فارغ از وابستگی به نهادهای غیرمردمی و قدرت های اقتصادی و سیاسی و طبقاتی عمل کند و مقید باشد که به اصل برابری انسان ها در بهره مندی از کلیة حقوق انسانی، مواهب طبیعی و تولیدات اجتماعی احترام بگذارد.

جنبش سبز با عنایت به لزوم تأمین خواست ها و مطالبات به حق تمامی اقشار اجتماع، بر پیوند، حمایت و جلب پشتیبانی همة نیروهای مولد جسمی و فکری جامعه و صیانت از آنان در برابر رانت خواران، دلالان، مافیای قدرت و ثروت و مداخلات مخرب حکومت تأکید دارد. این جنبش با الهام از اصل نهم قانون اساسی، با سلب آزادی های اساسی مردم به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور مخالف است و با تأکید بر استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی، اصلی ترین راه حفظ منافع ملی و دفاع از مرزهای میهن را حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش در تمامی ابعاد می داند.

برقراری آزادی و برابری از اهداف انکارناپذیر انقلاب اسلامی مردم ایران در سال 1357 است. پوشیده نیست که جنبش سبز نیز بر ضرورت دستیابی به آن اهداف والا تأکید دارد. نفی هرگونه انحصارطلبی فکری، رسانه ای و سیاسی و نیز مبارزه با حذف فیزیکی هر اندیشه و دیدگاه در سرلوحة اهداف جنبش سبز قرار دارد. ضروری است در این جهت، برای رهایی مردم از هرگونه سلطة سیاسی (استبداد، یکه سالاری و انحصارطلبی)، سلطة اجتماعی (تبعیض و نابرابری های اجتماعی) و سلطة فرهنگی (وابستگی و انقیاد فکری) تلاش شود. بر همین اساس جنبش سبز بر حمایت از حقوق زنان، نفی هرگونه تبعیض جنسیتی و احترام به حقوق اقوام و مذاهب مختلف ایرانی تأکید ویژه دارد.

جنبش سبز بر این باور است که امنیت حکومت تنها از طریق حفظ امنیت یکایک شهروندان دست یافتنی است بگونه ای که مردم رها از ترس و تسلیم و تحت حمایت قانون زندگی کنند. مداخلة نیروهای نظامی و انتظامی در امور سیاسی و اقتصادی، هرگونه دخالت افراد غیرمسئول در امور انتظامی، و سلطة نیروهای امنیتی و انتظامی بر مقامات قضایی و سلب استقلال قضات، مخل امنیت دولت و ملت و در مخالفت بین و صریح با اهداف عالیه اسلام، آرمان های انقلاب اسلامی و قانون اساسی است.

اجرای بدون تنازل تمامی اصول قانون اساسی و بویژه اصول ناظر بر حقوق ملت (فصل سوم)، هدف و خواست تجدیدناپذیر و حتمی جنبش است.

آزادی زندانیان سیاسی، رفع محدودیت های غیرقانونی و نگاه امنیتی علیه فعالیت احزاب و گروه ها، و جنبش های اجتماعی چون جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش کارگری، و مانند آن، و نیز محاکمة عادلانة آمران و عاملان تقلب و تخلف در انتخابات، شکنجه و قتل معترضان به نتیجة انتخابات، نقد آزادانة نظریه پردازان، و افشاء و محاکمة حامیان خشونت در لایه های مختلف فکری و نظری حکومت، از جمله واضحاتی است که در جهت اجرای عدالت باید مورد توجه قرار گیرد.

ج) راهکارها

1. جنبش سبز را نه می توان یک حزب متمرکز دانست و نه مجموعه ای از افراد سازمان نایافته و بی هدف. جنبش سبز، قطرات به هم پیوسته مردم معترضی است که برای احقاق حق خود به دریا بدل شده اند. مرور تجربة تاریخی مردم ایران نشان می دهد که آنها در پرتگاه های تاریخی، هوشیاری، توانایی و درک بالای خود را نشان داده و با تکیه بر قوای خلاقة خویش، صعب العبور ترین راه ها را برای دستیابی به اهداف خود هموار ساخته و زیر پا نهاده اند. جنبش سبز بر پایة اصول و مبادی بنیادین خود، با استفاده از سازماندهی افقی و همسو در قالب شبکه های اجتماعی واقعی و مجازی، بر فهم، اندیشه و نوآوری های ملت ایران تکیه دارد و دستیابی به آرمان هایی چون آزادی و عدالت را منوط به شکوفایی این خلاقیت ها می داند. این توانایی می تواند شعار «هر ایرانی یک ستاد» را به شعار «هر ایرانی یک جنبش» تبدیل کند. جنبشی که برخلاف پندار مخالفان آن، در قلب ایرانیان جای گرفته و چون جان، در تن می تپد و راه خود می جوید.

2. جنبش سبز با پیگیری اهداف و آرمان های همیشگی مردم ایران و با اتکاء به بازخوانی انتقادی تحولات صورت گرفتة پس از انقلاب اسلامی، بویژه در عرصة روابط ملت و دولت، بر پایة میثاق مشترک مردم ایران، یعنی قانون اساسی، در پی دستیابی به آینده ای روشن برای ملت ایران است.

3. در این راستا، تلاش برای ایجاد زمینة اجرای بدون تنازل قانون اساسی برخاسته از رأی مردم، از راهکارهای اصلی جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که تنها با بازگشت به قانون، الزام نهادهای مختلف به رعایت آن و برخورد با متخلفان از قانون در هر موقعیت و جایگاه، می توان از بحران های مختلفی که دامنگیر کشور شده و فشار خود را بر گردة مردم محروم ایران تحمیل می کند، رهایی یافت و در راه ترقی و توسعة میهن گام برداشت.

4. جنبش سبز در عین حال از این مسئله مهم آگاه است که قانونگرایی به معنای استفادة ابزاری از قانون توسط حاکمان نیست. باید شرایطی فراهم آورد تا قانون وسیلة اعمال خشونت های ناروا و موهن، نقض حقوق بنیادین شهروندان که مغایر با اعلامیة جهانی حقوق بشر نیز هست نشود و خشونت، بی عدالتی و تبعیض صورت قانونی به خود نگیرد.

5. قوانین کشوری و از جمله قانون اساسی، متونی همیشگی و تغییرناپذیر نیستند. هر ملتی این حق را دارد که با بازخوانی تجربه خود و تصحیح سیر حرکت خویش، به اصلاح قوانین جاری اقدام کند. اما باید توجه داشت که تنها تغییر و اصلاحی در قانون اساسی واقعی و مورد پذیرش است که در فضایی امن و آزاد و در فرایند مذاکره و گفتگوی اجتماعی و با مشارکت همة اقشار و گروه های اجتماعی و با پرهیز از تصلب و انحصارگرایی و زورگویی صورت پذیرد.

6. تلاش برای گسترش جامعة مدنی و تقویت حوزة عمومی از طریق تشویق مردم به مشارکت در تعیین سرنوشت خود با حضور در تشکل های صنفی و غیردولتی و احزاب و … در زمرة راهکارهای اساسی جنبش سبز است.

7. این جنبش بر این باور است که حفظ منافع ملی و دستیابی به اهداف جنبش و کاهش بی اعتمادی بحران زای کنونی بین ملت و حکومت، مستلزم گفتگو میان نمایندگان گروه های مختلف فکری و سیاسی با یکدیگر و نیز با حاکمیت و با مردم است و در این راستا، از هرگونه دعوت به مذاکره و گفتگوی شفاف به منظور دفاع از حقوق مردم و حل منازعات اجتماعی استقبال می کند.

8. جنبش سبز به منظور قدرت بخشی به اقتصاد کشور از راه تأمین حقوق مادی کارگران، کشاورزان و کارکنان خدماتی از روش های مبتنی بر عدالت اجتماعی در چارچوب قانون، افزایش بهره وری انسانی، کاهش هزینه های تولید کالا و خدمات، و ترمیم حداقل دستمزد با نظارت واقعی نمایندگان نیروی کار در عرصه های مختلف، بهره می گیرد.

9. توجه به اقشار محروم از طریق تقوبت اقتصاد ملی از اصول تعطیل ناپذیر جنبش سبز است. از همین رو، دستگیری از نیازمندان از طریق ایجاد شبکه های همیاری و تکفل و توانمندسازی آنان و نیز حمایت از فعالان عرصة اقتصاد ملی در مقابل واردات بی رویة کالاهای خارجی، از برنامه های عملی جنیش سبز خواهد بود.

10. حضور مؤثر زنان در جنبش سبز را باید فرصتی برای برداشتن گام هایی بلندتر در جهت رفع تبعیض های جنسیتی و تحقق مطالبات برحق آنان شمرد. جنبش سبز حمایت همه جانبه و همراهی با جنبش زنان را در زمره اولویت های بنیادین خویش می داند و معتقد به این ضرورت تاریخ اجتماع ایران است که زنان علاوه بر ایفای نقش مهم خود در خانواده، بعنوان هویتی مستقل، جایگاه بایستة خویش را در جامعه بازیابند.

11. تلاش برای تحقق حقوق قانونی و احترام اخلاقی اقلیت های دینی و مذهبی و قومی از طریق زمینه سازی برای مشارکت فعال و نهادمند آنان در فرایندهای تصمیم گیری سیاسی در کشور، با تکیه بر هویت مشترک ایرانی و به رسمیت شناختن تنوع و تعدد فرهنگی، یکی از فعالیت های عمدة جنبش سبز است.

12. و سرانجام، جنبش سبز خواهان سیاست خارجی عقلانی و عزت مند مبتنی بر تعامل شفاف و سازنده با دنیا و طرد دیپلماسی ماجراجویانه و عوام فریبانه و ارتقاء شأن ملت بزرگ و تاریخی ایران در جهان است. ملتی که بسیار بیش از این شایسته احترام و تکریم در تمام جهان است. طرد خشونت، ترور، مداخلة سلطه جویانه در امور داخلی کشورها و احترام به حق تعیین سرنوشت برای همة ملت ها، نیازمند تغییر بنیادین نگرش ها در رابطه با امنیت ملی، منطقه ای و جهانی است که راه را بروی گسترش همکاری و تعامل بین ملت ها باز کند. جنبش سبز از اقدامی که در این جهت انجام شود استقبال می کند.

باور داریم که اینهمه جز با باور به حقانیت ملت و التزام به کسب مشروعیت از او و در نظرگیری مصالح ملی و منافع ملت، میسر نخواهد بود.

میرحسین موسوی    مهدی کروبی


285 پاسخ به “متن کامل ویراست دوم منشور جنبش سبز”

  1. bagher گفت:

    به راستی چرا نقدها و ایراداتی که بر منشور پیشنهادی در بیانیه ۱۸ آقای موسوی در خرداد گذشته وارد و مطرح شده بود هم‌چنان در ویراست دوم باقی مانده است؟

    در این شرایط، سخن گفتن از «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» در منشوری که به نام جنبش سبز منتشر می‌شود چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ «ویراست دوم منشور جنبش سبز» پیش از آن که منتشر شود از جهاتی عملا منسوخ شده است.

  2. پیمان گفت:

    با ستایش از پختگی ویراست دوم منشور وادای احترام به توانائی وصداقت آقای موسوی و کروبی
    در مسیر قوام بیشتر منشور چندنکته را شایسته توجه وتاکید میدانم که باکمال تواضع به پیشگاه مردم سبز تقدیم می کنم……تا چه در نظر افتد.
    ا-گمانم بر ان است که در منشور ودرفراز های گوناگون تاکید و تکراری بیشتر بر نام عزیز”ایران” لازم است.این پیشنهاد با توجه به آشنائی کم یا بیش حقیربااندیشه ومنش میر حسین تنها اصلاح “عبارتی” است هر چند این موضوع از منظری کلان کارکرد خود را دارد.
    2-تاکید بر “تمامیت ارضی ” به عنوان باوری فراگیر در جنبش سبز نیازمند تاکید و پافشاری فزون تر وحتی نیازمند بندی مستقل است.
    3-تاکید نقادانه بر تاریخ بلند این سرزمین درکلیت وبه خصوص تحولات صد و اندی ساله ملت ایران در منشور ضرورتی اساسی است.جنبش سبز خلق الساعه نیست تباری دارد . درحقیقت تداوم وتکامل جنبش های مشروطه -ملی کردن نفت-مبارزات دهه 40-50 و …..انقلاب اسلامی وبه گواه مواضع مترقی-ملی وبی کینه یکی دوسال اخیر مبارزان نامدار با مشرب وسوابق مختلف بلوغ آن رونداست. جنبش سبز اشکارا ریشه دراین مبارزات دارد و بنابراین بالندگی آن درگرو اتکائی نقادانه به تجارب گرانسنگ اما ناتمام بر آمده از آن.این مراجعه در سرفصل هائی همچنین راهنمای عمل خواهد بود.
    4-…..تابعد.

  3. mami گفت:

    فقط رفراندوم…

  4. کاوه گفت:

    ما حکومت اسلامی را تجربه کردیم . نوع حکومت را باید رفراندم گذاشته شود که در این منشور اشاره نشده.

  5. امیرحسین گفت:

    1. باید توجه داشت که این منشور برای چی نوشته شده. بعضی ها توقع دارند که این منشور، جواب همه ی سوالها را برای همیشه بدهد که توقعی بی جاست.
    2. نکته ی مهم این است که این منشور، یک بار بر اساس نظرات دیگران بازنویسی شده و هنوز برای نظر خواهی باز است. پرخاشگری و طلبکاری بعضی ها برایم غیرقابل فهم است.
    3. بعضی ها می گویند اصلا چرا صحبت از دین شده، بعضی ها می گویند چرا این قدر کم از دین صحبت شده! باید توجه داشت که نقطه ی قوت این منشور این است که روی نقطه ی تعادل طلایی جنبش سبز ایستاده است.
    4. انتقادی که به منشور دارم این است که گفته اجرای بدون تنازل قانون اساسی، خواسته ی “غیرقابل تجدید نظر” ماست. این قید “غیرقابل تجدید نظر” به نظرم باید حذف شود چرا که هر چیزی جز حق ناب، قابل تجدید نظر است. و آقای موسوی چند بار گفته اند قانون اساسی، وحی منزل نیست.

  6. ناشناس گفت:

    با عرض سلام
    در این منشور حقوق ملیت ها دیده نشده مثل حاکم فعلی ، مانند داشتن تدریس در مدارس و داشتن رسانه مجزا و حتی در مورد اداره کشور به صورت فدارتیو که به دست خود مردم انجام بگیرد.
    اگر در این مورد نظری دهید خیلی خوشحال می شویم خصوصاً ملت ترک ،کرد،بلوچ ،عرب

  7. پيروامام گفت:

    مانيفست ماهمينه
    ياحسين

  8. ندای آزاده گفت:

    کاشکی از دستمون کاری بر می آمد/ کروبی موسوی حمایتتان می کنیم

  9. محمد گفت:

    همانگونه که امام حسین چراغ هدایت است میر حسین نیز با این منشور راه را روشن نمود

  10. سیدی گفت:

    به نظر من شعار های ما بایدمتمرکز به اصلاح قانون اساسی شود.پراکندگی ایده ها موجب تحلیل جنبش میشود

  11. mohsen گفت:

    این منشور میتواند بهترین سند ومحور حرکت جامعه ایران به سمت مردم سالاری واقعی با حفظ کرامت انسان و احترام به اعتقادات و اقوام و گرایش ها حول یک محور فراگیر ملی باشد.

  12. Karapet گفت:

    این خود حرکت و جهتگیری جنبش آزادی طلبانه عموم مردم است که ضرورت وجودی این منشور را دیکته کرده است. همۀ افراد جنبش سبز حد اقل یک نکته مشترک دارند؛ ناراضی از وضع فعلی آماده به مشارکت فعال با دیگران در تغییر آن. بنابراین انتشار این منشور بازتابی عمومی از جنبش است ، در عین حالی که مسیر حرکتی جنبش را سمت و سو میدهد خود بسته به برآیند شکل گیری واقعی این جنبش پالایش می شود. با توجه به این موضوع، منشور در حال حاضرلازم و در کل مثبت است. بر این باورم که پاسخ ها را باید در خودعمل جنبش جست نه درسطور منشور. از انقلاب ۵۷ باید آموخت که حقوق خدادادیِ آزادی،کرامت انسانی وغیره دادنی نیست بلکه اکتسابی است.

  13. رضا گفت:

    ما خواهان تغییر قانون اساسی هستیم .چون این قانون اساسی در زمانی به تصویب رسیده که ما جوانان امروز به ان رای ندادیم و به مورد تائید ما نیست .

  14. محسن گفت:

    موسوی و کروبی عزیز، همراهتان خواهیم ماند، چون در سختترین و تلخترین و ناامیدکننده ترین شرایط تنهایمان نگذاشتید. فردای کودتا که مردم همه ناامید و سرخورده و بی پناه چشم به هر سو می دوختند این شما بودید که برای اولین بار از درون نظام به ندای حق خواهی مردم پاسخ دادید و به عهدتان با مردم بر این که به رآیشان خیانت نخواهید کرد پایبند ماندید. درود و سلام خدا بر شما که اسطوره های مقاومت و انسانیت اید.
    اندکی صبر، سحر نزدیک است!

  15. پاینده گفت:

    احمدی‌نژاد: به سران کشورهای منطقه توصیه کرد که حاکمان منطقه اجازه بدهند مردم حرفشان را بزنند و تابع نظر ملت‌ها باشند”.

    جنایتکاران نظام فاشیست مذهبی ضد ایران و ایرانی; شما خو دتان راهپيمايان صلح آمیز و معترضين را در ایران سرکوب, اسارت,
    تجاوز جنسی و می کشید.

    جنبش راه سبز; بپاخیزید.. قیام , قیام رهبر ان جنبش در اسارتند

  16. ناشناس گفت:

    خوب بود
    الان زمان مناسبی برای ارايه این منشور بود چون رسانه های حکومت از این خلا سوء استفاده می کردند
    این منشور اصولی را بیان کرد که برای همه ی ما محترمه و روی اون اتفاق نظر داریم.

    به امید ایــــران آزاد ، آباد و سربــــــــلــــــــــند

  17. Karapet گفت:

    دوست عزیز آقای مهدی، قابل تقدیر است که برای جان و امنیت جوانان ایران نگرانید اما اکثر جوانها دقیقاً به منظور کسب همین آسایش و امنیت دست به اعتراض میزنند ،امنیت و آسایشی که از جانب حکومت همواره از اول انقلاب زیر سوال رفته است. در مورد آقایان اصلاح طلب تا اندازه زیادی محق هستید. این آقایان حتا اگر به راهنمایی شما عمل نمایند هرچند تاثیر بسزایی بر روند وقایع خواهند داشت اما به دشوار بتوان تصور کرد که جنبش سبز افول نماید.

  18. من گفت:

    خوب بود ولی ……………………………………………..

  19. amir گفت:

    آرزوی قلبی هر سبز اندیشی اجرای کامل منشور راه سبزمیباشد/درود بر شهدای راه جنبش و درود بر میرحسین و کروبی.

  20. کردی از کردستان گفت:

    ما کردا منتظر ای بیانیه بودیم که اومد پس ماهم اومدیم……………vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv

  21. سامان میر هاشمی گفت:

    خوب بود.
    درود بر شهیدان جنبش سبز
    سلام بر جنبش سبز و تمام سبزهایش به امید پیروزی ملت ایران.

  22. سامان میر هاشمی گفت:

    خوب بود.
    به امید پیروزی ملت ایران.

  23. ناشناس گفت:

    تدریس زبان مادری یادتون نره استاد

  24. abbas گفت:

    khoda hamramoon

  25. ایرانی سکولار گفت:

    بسیار عالی…
    این رویکرد، جنبش را از محدود بودن به گروهی خاص و همچنین کوتاه مدت بودن خارج کرده و ارزش ها و اهداف مشخص و در عین حال فراگیری را برای آن ترسیم میکند. من دو نظر دارم:
    1- هر چه از محدودیت های مطالب بیان شده به دین/ادیانی خاص و یا قوم/قومیتهایی خاص کاسته شده، ایران شمول تر شده و تمامی ایرانیان را در بر میگیرد. این ایران شمول بودن شرط اساسی جنبشی است که صفت مردمی بودن را به دنبال خود دارد.
    2- هر ساختار در عین یک برنامه استراتژی و اهداف، نیازمند یک برنامه عملیاتی برای مشخص نمودن راهکارها و نقشه راه رسیدن به استراتژی های خود می باشد. چنانچه منشور را در برگیرنده استراتژی ها و چیستی جنبش بدانیم، پیشنهاد میکنم تلاش مشابهی در تهیه برنامه عملیاتی برای مبارزات مردمی و چگونگی رسیدن به آن استراتژیها از آنجایی که در حال حاضر هستیم انجام شود. باید دقت گردد که برنامه عملیاتی از هرگونه کلی گویی مبرا بوده و شامل برنامه هایی اجرایی برای نوع و چگونگی مبارزات مردمی باشد.

    با آرزوی موفقیت

  26. ناشناس گفت:

    فقط آمریکا و اسرائیل نباید خشنود شوند از تفرقه بین ایرانیان

  27. نیک گفت:

    آقای موسوی ببین طرفدارانت چه چیزهایی برایت نوشته اند… مخالف اصل ولایت فقیه … مخالف قانون اساسی …. وو … کارتون عالیه با این اهداف … ای ولا … پس این همه شهید و خانواده شهدا چی میشه آقای موسوی؟

  28. ناشناس گفت:

    ای داد بیداد

  29. hadi گفت:

    اولا به نظر من مشکل قانون و قانون اساسی نیست؛بلکه ضمانت اجرایی آن است و در ضمن منشور کمی کلی است و کمتر به سایر ملیتهای ایرانی پرداخته؛یا در جای آورده ای رفع نگاه امنیتی به احزاب وجنبش و … ولی به نگاه امنیتی مثلا به کردها یا بلوچ و غیره نکردین به نظر من منشور فقط از دید خودتون را بیان کردین و منشوری جامع نیست

  30. ناشناس گفت:

    از نظرتات مطرح شده دو موضوع و دغدغۀ عمده را می توان دریافت:

    1 مسئلۀ جدایی دین از دولت.
    2 مسئلۀ قومیت های (یا اگر به دوستان برمی خورد ملیت ها) زبانی که ای بسا زیاد هم اقلیت نیستند.

    از سایت کلمه در خواست می شود برای هریک از این موضوعات صفحه ای جداگانه اختصاص داده شود تا مباحث لازم در این دو مورد صورت گیرد.

    جنبش سبز تا کنون به خصوص در جذب آذربایجان ناموفق عمل کرده است. تا به حال به یاد نداریم در ایران جنبشی بدون مشارکت تبریز به پیروزی رسیده باشد. اگر همین جنبش اخیر در مصر را در نظر بگیرید در صورت عدم مشارکت ناصره، اسکندریه و … امکان پیروزی در قاهره (پایتخت و مرکز قدرت سیاسی) فراهم نمی شد. هم اکنون بحث های جذابی در این زمینه میان هم وطنان روشنفکر ترک زبان در جریان است (برای مثال نگاه کنید به: hajiakbari.wordpress.com آذربایجان و جنبش سبز: چه کسی از این انفعال سود می برد؟). با بازتاب این بحث ها در سایت رسمی جنبش و تعمیم آن به سایر هم وطنانی که به دیگر زبان ها سخن می گویند، می توان به غنی تر شدن این منشور کمک رساند.

  31. حسن گفت:

    با سلام اولا این منشور ده جمله مفید بیشتر ندارد چرا اینقدر طولانی نوشته اید وتوضیحات اضافه داده اید که عملا انرا غیر قابل فهم میکند ..ایا واقعا عمدا میخواهید مردم دقیقا پی به خواسته واقعی شما نبرند ..ویا شاید از نظر امینتی چنین منظوری دارید …دوم اینکه لطفا برای ادمهای مثل من که فکر کنم کم هم نیستیم دقیقا روشن بفرمیائید ایا در چارچوب همین قانون اساسی میتوانیم به رهبر اعتراض کنیم وخواهان تغییر او باشیم ویا اینکه میتوانیم خواهان تغییر یک اصل از این قانون اساسی باشیم ..این سوالات من با یک بله وخیر جواب داده میشود لطفا توضیح بیشتر ندهید که نخواهم فهمید..من به اندازه شما سواد ندارم

  32. صبا گفت:

    بسیار امیدوار کننده است. اما به نظرمن باید بحث اقلیتها کلا حذف شود و اصلا چیزی به نام اقلیت در نطام آتی مطرح نباشد. همه ایرانیان باید در هر نقطه از ایران با هر دین و مسلک و نژاد در برابر قانون برابر و از حقوق یکسان برخوردار باشند. خلاص!

  33. ناشناس گفت:

    شما واسه برگردوندنه نصف حضور مردم تبریز رو قانع کنید

  34. korosh گفت:

    واقعا متعجب و گیج شدم که چگونه از همایت از اقلیت ها صحبت میکنند در حالی که در هر بند بیش از یک بار به مذهبی بودن و اسلامی بودن اشاره میشود احتمالا اقایان چشمشان را بروی واقیت امر بسته اند و نمیداند کشوری که در کنار اسمش اسلامی باشد حس وطن پرستی را به نفرتهای دینی تبدیل میکند و پرچم یک کشور را که نماد غرور و یک پارچگیست و نشان دهنده تاریخ است را متغیری از زبان بیگانگان میسازد.
    ایا دیگر غروری برای مان باقیست زمانی که در پرچم پارسی مان عربی مینویسیم و بخاطر احساسات مذهبی تعداد نماز های افراد را مورد نظر قرار میدهیم . مسلمان کسیست که به پدرش احترام بگزارد ما کورش را نابود کردیم. مسلمان کسیست که از ناموسش دفاع کند ما کشور عزیزمان را بد نام در جهان کردیم و به جای رسیده ایم که از بیم روبرو شدن با اصالت و کابوس دینی که سایه افکنده بر خرد ما احمیت خاک را فراموش کرده و ان را پست میخوانیم حقا که ما مسلمان نیستیم و حقا بی حویت تر از ما در جهان وجود ندارد که از مولانا تا کورش از خزر تا دریاچه شور ارومیه و از سرمایه های ملی تا ازادی را بخشیده ایم فدای خدای دروغین بی انکه بدانیم پرودگار از رگ گردن به ما نزدیک تر است.
    هیچ دینی قادر نیست این خاک را صحیح اداره کند همان گونه که در تاریخ نیاکان مان امپراتوری پارسیان را با وجود تفاوت های مذهبی و زبانی و فرهنگی برای دو قرن اداره کردند .
    ما نه ایرانی هستیم نه مسلمان پس از این به بعد وقتی ناهنجاری در جامعه دیدید خواهش میکنم از این جمله استفاده نکنید (ما ایرانی ها …)
    اینقدر اسم پاک ایران سرزمین اریایی ها که به معنای لغتی سرزمین مردمان شریف، اصیل و آزاده و بسیار نجیب است را طنین بد کاری های خویش لکه دار نکنیم .

  35. حبیب تبریزیان گفت:

    نگاهی به متن بازنگری شده منشورجنبش سبز
    دیروز سه شنبه سوم اسفند ویراست جدید منشور جنبش سبز با امضای موسوی و کروبی انتشار یافت. دردآوراست ولی باید گفت که گویی این ویراست دراین مقطع حساس کنونی تنها بیان اهداف راهبردی جنبش نیست بلکه شهادتنامه یا وصیت نامه سیاسی این دو گرُدِ جنبش سبزنیز هست. پیام این بیانیه بلحاظ موقعیت، اینست که آنها احساس کرده اند که تهدیدات اردوی استبداد دیگر از عربده های خشم فراتر رفته و میروند تا جامعه عمل بپوشند. موسوی و کروبی بدین وسیله آخرین پیام خود را به ملت داده اند و با این کار، هم نهایت مسئولیت شناسی اخلاقی و سیاسی خود را نشان داده اند و هم اینکه خود را برای خطر آماده کرده اند. اگر منشور بلحاظ مضمونی پاسخگوی جنبش سبز است ولی فرم تنظیم آن حکایت از همین پیش گفته ها دارد.
    در اینجا هدف نقد تفصیلی این ویراست منشور نیست بلکه نگاهی سریع به محورهای عمده آن است و اینکه؛ خوب! حال که این منشور بیرون آمده و در حقیقت صرفاً ارائه یک رشته اهداف و برنامه های راهبردی است و دربخش راهکارها همه چیز تقریباً روی زمین مانده و بر خلاف تیتر ج«راهکار ها» راهکار عملیاتی روشن وسازمانگرانه ایی را ارائه نکرده است، وظیفه و تکلیف چیست؟ متاسفانه در این ویراست کاستی و تناقض کم نیست ولی آنچه در آن عمده است، این کاستیها و تناقضات و گاهاً ابهام گوئیها نیست بلکه وجوه اجماعی آنست. ویراست منشور،محورهایی که بخوبی اهداف یک جنبش ملی را که شایسته عنوان «ملی» باشد، ترسیم کرده است و این خود یک گام بزرگ بجلو میباشد. بسیاری از این خرده تناقضات در حقیقت باز تاب آن تناقضاتی هستند که بطور عینی از خود جامعه برمیخیزند و نه ذهنیت منشور نویسان و با دقت وسواس آمیز دربرنامه نویسی هم نمیتوان آنها راحل کرد. حل چنین تناقضاتی جز با پیشرفت جنبش و بیداری ملت و آرایش مردم در نهاد های مدنی، انجمن های حرفه ای و صنفی، جمعیت های اعتقادی و یا قومی و احزاب سیاسی اشان و فعلیت یافتن موازنه واقعی نیروهای اجتماعی تا حد تبدیل شدن به عامل سیاسی ممکن نیست.
    فرض کنیم شخصی یک مهمانی بزرگ میدهد که مهمانان شامل، یک زرتشتی، یک مسلمان یک یهودی، یک کارگر، یک سرمایه دار، یک بی دین، یک روستائی فقیر،یک محجبه، یک بی حجاب و..، میشوند. اگر فرض کنیم مثلاً این مهمانی برای حصول یک اجماع روی ساختن یک مدرسه یا پلی بر روی دره ایی باشد، که بیان منافع مشترک آن جمع است، تنظیم سفره پذیرائی و زبان کاربردی با مهمانان بنحوی که همه را راضی کند آسان نیست. ویراست منشور نه بیان خواست «من ـ تو ـ او ـ آنها ـ ماها» بلکه بیان سطح متوسط جامعه یا ملت است. مخرج مشترک و بازتاب میانگین کمی و کیفی ملت ماست. نه میتوانست از این، چندان آنطرف باشد نه اینطرف. در فردای امروز، همپای رشد جنبش، این «ویراست»، آنچنانکه در آنهم اشاره شده است، بازنگری مجدد خواهد شد تا خود را با سطح واقعی مردم متداوماً همگام کند.
    تا هنگامیکه اختلاف سلیقه، برنامه، هدف، راه و روش های میارزه، موضوع بحث های صرف نظری باشد که در دفاتر سیاسی تنظیم گشته اند و با عیار واقعیات عملی عرصه پیکار محک نخورده است، نمود و برآیندی گمراه کننده و نا متوازن می یابند. ولی در عرصه عمل هر ادعایی جای واقعی خود را می یابد و هرکس یا هر جریان فکری درجای واقعی خود قرار داده میشود.
    تاهنگامیکه جنبش سبز مرکب از یک توده منظم نشده ای بیش نیست و تا هنگامیکه اجتماعات مقطعی و تصادفی معرف این توده بی شکل و سازمان؛ بعنوان جنبش است، این وجه آسیب شناختی هم وجود دارد که سهم سخنگوئی و هیاهوگری از سهم سرمایه گذاری عملی بیشتر شود. در چنین وضعیتی این خطر آسیب شناختی وجود دارد که اولویت ها جای واقعی خود را نیابند و فرضاً فلان بخش جنبش جدل آمیزانه سهم بیشتری را برای خویش در روند تصمیم گیری مطالبه کند.
    «ویراست منشور»، که بنا بر توضیح در آن آخرین ویراست هم نیست، به بهترین نحوی که ممکن میبوده است توازن بین نیروها و گرایشهای گوناگون مورد خطاب سیاسی و اجتماعی را رعایت کرده است و درب ورد را بروی همه نیروهایی که دل نگران میهن و مردممان هستند گشاده است. با توجه به اینکه جنبش سبز ملی بر یک بستری از گفتمان دینی فراروئیده است، رعایت موازنه در این زمینه در رابطه با جنبه های مدنی و صرفاً ملی، سیاسی، اجتماعی فرهنگی و..، آسان نبوده است. و درست از اینروست که اینک که با انتشار نخستین ویراست منشور ترسیم راهبرد های عملیاتی در دستور کار قرار میگیرد باید سازو کار های عملی سازمانیابی جنبش راتنظیم کرد و فقط یک سازمان یافتگی متناسب و پیکارگر میتواند به آن اهداف راهبردی، در عرصه واقعی پیکار جامعه عمل بپوشاند.
    پیشنهاد مشخص نگارنده این سطور اینست که، رهبری عملیاتی جنبش سبز، راهبرد سازمانگری جنش را تنظیم کند تا از پراکنده کاری و خرده کاری انرژی سوز اجتناب و راه اخلال عوامل رژیم هم مسدود شود. نلسون ماندلا 30 سال زندان بود و نماد مبارزه ضد آپارتائید ولی کمترین نقش در سازماندهی جنبش نداشت. فعالین جنبش سبز باید بپذیرند که میرحسین موسوی و آقای کروبی وظیفه خود را در روشن کردن مشعل پیکار بازی کرده اند و در شرایط حصر کنونی انتظار بیشتری از آنان نمیتوان داشت. آنها با ایستادگی و مقاومتشان آن درسی را که لازم بود به مردم دادند.
    بنظر من تآکید ویراست منشور بر فاصله گیری از جریاناتی که یا بخارج وابسته اند و یا انگیزه های انتقام کشی دارند و… ، اگر برای آرامش دادن به بخشهای محتاط و متزلزل جنبش است عیبی ندارد ولی در غیر اینصورت زاید است زیرا تنظیم راهبرد عملیاتی، سازمانی وتاکتیک مبارزاتی متناسب با اهداف و رویکردهای راهبردی منشور، خود بخود و در عمل، راه رخنه این گونه جریانهای بی پشتوانه را بدرون جنبش می بندد. مثلاً اگر نهادی واحد بنام سازمان حقوق بشر جنبش سبز بقصد وحدت مساعی فعالین حقوق بشری درست شود فلان جریان که ازجنگ مسلحانه کوتاه تر نمی آید در چنین نهادی چه میخواهد بکند؟ اگر سازمان کارگری جنبش سبز درست شود که هدفش احقاق حقوق کارگران از راه مبارزه مدنی و مقاومت منفی باشد زمینه ایی برای ماجراجویی به کسی نمیدهد. این فقط در درون حرکت های توده وار اتمیزه است که چنین جریانهایی در کنار جریانهای حکومتی و لباس شخصی ها میدان می یابند و مبارزه مسالمت آمیز و بدور از خشونت مردم را مخدوش میکنند. اگر مثلاً نهادی مرکب نمایندگان روحانیون از ادیان مختلف سرزمین ما درست شود که در راستای اهداف جنبش سبز، در جبهه اعتقادی مروج مداراگری دینی و افشاگر ابزار گرایی دینی حاکمیت باشد، یک سازمان منحرف سیاسی در درون آن چه میتواند یا چه دارد بکند. بهمین ترتیب سازمان های کارگری، جوانان، دانشجویان، زنان، حقوق بشری، رفع تبعیض قومی و…«سبز»، با آئین نامه های راهبردی سبز خود و بر اساس مشارکت جمعی که در بلند یا میان مدت به شناخت افراد در سطوح مختلف از همدیگر منجر شده و راندمان فعالیت مبارزاتی معرف آنان میشود راه را بر رخنه گران اخلال گر می بندد و اگر عوامل اطلاعاتی هم بتوانند رخنه کنند حد اکثر ضررشان دیگر راپورت دهی است نه خط دهی و پروواکاسیون.
    یک چنین سازمان یابی ای، ساختار های مزاحم و سخت فرقه گرایی سیاسی را شکسته و به مدرسه تمرین دموکراسی تبدیل میشود. زیرا در چهار چوب چنین سازمان یافتگی ای، جایی برای ادعاهای واهی سیاسی و تاریخی نبوده و موفقیت عملی درجهت منشور سبز است که برای کنشگر سیاسی امتیاز میسازد نه شجره نویسی تاریخی.

  36. درمانده گفت:

    بنام خدا /درود بر دمکراسی/زنده باد ازادی اگر حضرت ادم ازادی نداشت میوه ممنوعه را نمیخورد /باطل است انحصار طلبی و من گویی / فرمودید گفتگو بله گفگو با طرف مخالف خیلی خوبه خصوصا درسطح یک کشور -اماایامعنی دمکراسی این نیست که مثل ترکیه هر حزبی که طرفدار زیاد داشت قدرت رابرای زمان معین به دست بگیرد .شنیدم که کسی گفته پدران درمثلا 10 یا20 سال قبل حق تعیین حکومت برای ماراندارنداین یعنی گذشت زمان سلیقه هارا عوض میکند نسل نوباخواست خودش وگروه دیگری قدرت میگیرد مجال ندهی میجنگد میکشد .2 -حرف حساب جوان لااقل یکیش اینه مگر موقع کار کردنه من رهبر انجابودکه حالا میگه چه جوری خرجش کن چی بخور چی بپوش .واینکه جوان ایرانی ازکنارهم نبودن با جنس مخالف روانی میشه وفیلم های خارجی تلویزیون ان راتشدید میکنه **اما دختر ایرانی*توی کاباره های اروپاودبی**فراوانند.وهمچنین 5 یا6 میلیون ایرانی با ثروتش وسوادش درخارج اند چون اینجا یک متکلم وحده است بنام…..پس گفتگوی تنها کافی نیست .مانند اینکه به یک نفر بگند یه تیم فوتبال درست کن اما دیدن قوی ومطرح میشه واسم شما گم بهش بگی هر چی من میگم باچه تیمی بازی کنی هم ما تعیین میکنم.خیلی ساده

  37. ایرانی سکولار گفت:

    بسیار عالی…
    این فرآیند، جنبش را از محدود بودن به گروهی خاص و همچنین کوتاه مدت بودن خارج کرده و ارزش ها و اهداف مشخص و در عین حال فراگیری را برای آن ترسیم میکند. من دو نظر دارم:
    1- هر چه از محدودیت های مطالب بیان شده به دین/ادیانی خاص و یا قوم/قومیتهایی خاص کاسته شده، ایران شمول تر شده و تمامی ایرانیان را در بر میگیرد. این ایران شمول بودن شرط اساسی جنبشی است که صفت مردمی بودن را به دنبال خود دارد.
    2- هر ساختار در عین یک برنامه استراتژی و اهداف، نیازمند یک برنامه عملیاتی برای مشخص نمودن راهکارها و نقشه راه رسیدن به استراتژی های خود می باشد. چنانچه منشور را در برگیرنده استراتژی ها و چیستی جنبش بدانیم، پیشنهاد میکنم تلاش مشابهی در تهیه برنامه عملیاتی برای مبارزات مردمی و چگونگی رسیدن به آن اهداف از آنجایی که در حال حاضر هستیم انجام شود. باید دقت گردد که برنامه عملیاتی از هرگونه کلی گویی مبرا بوده و شامل برنامه هایی اجرایی برای نوع و چگونگی مبارزات مردمی باشد.

    با آرزوی پیروزی

  38. حقيقت گفت:

    ايني گفتيد همان قانون اساسي است معلوم نيست كه به دنبال چه جيزي هستيد (مغلطه گويي)؟؟؟!!!؟؟؟

  39. ناشناس گفت:

    با تشکر امیدوارم رسیدن به این خواسته به حق مردم را به زودی زود ببینیم

  40. ناشناس گفت:

    کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم

  41. اميل گفت:

    رزمنده دفاع مقدس
    شما كه ميفرماييد چارچوب ما چارچوب اسلام و شیعه است ، لطفا توجه داشته باشيد كه همه ايرانيان مسلمان نيستن و همه مسلمانان ايران هم شيعه نيستن

  42. ناشناس گفت:

    kheili toolaani bood, yaadam raft chi bood.

  43. ناشناس گفت:

    ایرانی اسلامی…..نه اسلامی ایرانی
    روی این مسایل جزیی دقت داشته باشید چون دشمنا میخوان از یه همچین چیزایی آتو بگیرن
    در کل خوب بود

  44. iran گفت:

    be omide peirouzi

  45. هادی گفت:

    شاید فغلا در جهت قانون اساسی و بعد یافتن راهی برای تغییر آن بهتر باشد، اصلا اگر آقایان میرحسین، کروبی و خاتمی که در تمام سالهای انقلاب جزئی از آن بوده اند اکنون بخواهند خود را ضد انقلاب معرفی کنند به آنها هم نتوان اعتماد کرد.

  46. سامان گفت:

    سکوت و بی تفاوتی نسبت به بازداشت های خانگی را هم در داخل ایران و هم در عرصه ی بین المللی باید شکست. ا اکنون زمان آن است که یک بار دیگر امواج اعتراضی در اشکال مختلف آن از صدور اعلامیه تا حرکت های اعتراضی کوجگ و بزرگ در داخل و خارج از کشور و مراجعه به نهادهای بین المللی و دولت های خارجی برای تحت فشار دادن حکومت کودتا و پایان دادن به بازداشت خانگی آقایان موسوی و کروبی ایجاد شود و هزینه ی حذف تدریجی سران جنبش سبز را به طور بی وقفه برای دولت کودتا افزایش دهد.

  47. هادی گفت:

    شاید ابتدا حرکت در جهت قانون اساسی و بعد یافتن راهی برای تغییر آن بهتر باشد. اصلا اگر آقایان موسوی، کروبی و خاتمی که در تمام طول انقلاب جزئی از آن بوده اند اکنون بخواهند خود را ضد انقلاب معرفی کنند شاید به آنان هم دیگر نتوان اعتماد کرد. ضد انقلاب واقعی حاکمان جعلی فعلی هستند….

  48. ناشناس گفت:

    نیروهای امنیتی با آوردن زندان اوین به خانه میرحسین موسوی و مهدی کروبی، می‏خواهند ارتباط آندو را با بیرون از خانه و با نیروی جنبش سبز قطع کنند. آن ها بر این تصور باطلند که گویا با حصارکشی دور خانه میرحسین موسوی و مهدی کروبی، قادر خواهند شد که جنبش سبز را مهار نمایند. اما به حرکت اعتراضی در روز یکشنبه، برغم حضور بی‏سابقه نظامیان و نیروهای امنیتی در خیابان‏ها و میادین شهرها و تبدیل شهر‏های بزرگ به پادگان‏های نظامی، براین تصور خط بطلان کشید. روز یکشنبه معترضین در تهران و شهر‏های دیگر مانند شیراز، اصفهان، مشهد، تبریز و رشت و شهرهای کردنشین مهاباد، مریوان، بوکان و سردشت به خیابان‏ها آمدند و نشان دادند که حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی بر حیات جنبش سبز پایان نخواهد گذاشت و اعتراضات مردم در اشکال مختلف تداوم پیدا خواهد کرد. مردم ایران خواهان تامین آزادی و استقرار دمکراسی در کشور، برگزاری انتخابات آزاد و پایان دادن به استبداد هستند و تا دست یافتن به این خواست‏ها، از پای نخواهند نشست.
    از وضعیت میرحسین موسوی و مهدی کروبی اطلاعی در دست نیست و امکان تماس با آن‏ها وجود ندارد. رژیم در چنین شرایطی می‏تواند برنامه‏های خود را در مورد آن‏ها عملی کند. از اینرو نگرانی جدی نسبت به وضعیت و سلامتی آن‏ها وجود دارد.

  49. سبز گفت:

    درود و صدها درود بر دلیران راه سبز

  50. ناشماس گفت:

    زند باد سبز