سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سبــــز بودن را از میرحسیـــن بیاموزیم...
» هر ایرانی، یک میرحسین

سبــــز بودن را از میرحسیـــن بیاموزیم

چکیده :در کشاکش طوفان، نرگس را مجال روییدن نیست. کاری کنیم که باتوم‌ها آرامترفرود آیند و تفنگ‌ها خاموش شوند. کاری کنیم که خشونت از معصومیت نگاه‌مان خجالت بکشد و با لبخندمان زایل شود. یادمان باشد خشونت میدان بازی حریف است و از خشونت غیر از خشونت نمی‌زاید. یادمان باشد کینه و نفرت است که مملکت را به این روز انداخته است....


کلمه- گروه سیاسی*: میرحسین، به تعبیر زیبای شهید بهشتی، «شیفتهٔ خدمت است نه تشنهٔ قدرت». او نمایندهٔ سیاستمدارانی است که اخلاق محورند و «سیاست را هنر بهتر زیستن» می‌خواهد نه تکنیکی برای عوام فریبی و کسب قدرت. او در حالی که با یک «اطاعت امر» به ارباب قدرت می‌توانست از ناحیه حکومت قدر ببینند و برصدر بنشینند، این کار غیر اخلاقی را نمی‌کند و در مصائب وارده بر مردم شریک می‌شود.

از کوردلان قدرت طلب و مستی زدگان قدرت که بگذریم، ‌دوست و دشمن اقرار می‌کنند «ویژگیِ برجسته میرحسین، فقدانِ دغدغه قدرت سیاسی است» و به همین دلیل بیست سال سکوت کرد، ولی وقتی می‌بیند دروغ و بی‌رحمی دارد جای اصول دین جا زده می‌شود و اصول دین و شعائرِ انقلاب یکجا چوبِ حراج زده می‌شود، احساسِ تکلیف می‌کند و از آرامش و آسایش خانوادگی و تمام حرمت و احترام حکومتی خود می‌گذرد، گوشه عافیت‌‌ رها می‌کند تا پشت به مردم نکند و نگذارد انقلاب به دست نامحرمان افتد. این به معنای نگرش اخلاقی به سیاست است، چرا که اخلاق به عنوان وجه عمده «خوب زیستن» بسیار فربهتر از سیاست است و این سیاست است که باید خادم اخلاق و زندگی باشد نه برعکس. وقتی از منظر اخلاق و و فرهنگ به سیاست بنگری و آن را هنری برای بهتر زیستن بدانی، آن‌گاه همه چیز را سیاه و سفید نمی‌بینی و تمام حق را به خود نمی‌دهی و خود را حامل حق مطلق نمی‌خوانی. در این حالت کمترین نقاط قوت رقیب را هم می‌شود دید. چنانچه در مورد هدفمند کردن یارانه‌ها میر حسین «اصل طرح را زیر سوال نمی‌بـُـرد و تنها در کفایت دولتِ مستقر، تشکیک می‌کرد.»

اینک دوستان سبز و همراهان جنبش سبز ایران:

‌بدون آنکه از یاد ببریم که میر حسین گفته است: «یادمان باشد برای ما هدف وسیله را توجیه نمی‌کند». بخشی از وقتمان را به شناسایی آرمان‌های سبزمان اختصاص دهیم، خبر‌ها را پی بگیریم و اطلاع رسانی کنیم و در کنشگری سبز باشیم. سبز بودن باید گرایشی برای سبز کردن همه چیزهایی باشد که رنگ خزان و غم دارد. حرکتی ماوراء سیاسی؛ هم برای اصلاح مملکت و هم برای اصلاح خودمان. یادمان باشد «هر بار که اخلاق را فدای سیاست محض و قدرت سیاسی کرده‌ایم، یعنی میر حسین را فراموش کرده‌ایم و خلق و خویش را نادیده گرفته‌ایم». تاریخ معاصر گواه است که گم شدن هدف اصلی در غوغای انقلابی‌گری عاملِ «بی‌سرانجام بودن» جنبش‌های صد ساله اخیر بوده است. جنبش سبز یک جنبش مدنی برای اصلاح همه رویه‌های غلط و برای اصلاحِ مشی سیاست ورزی وپیشگیری از خلط میان وسیله و هدف است که «خلط وسیله و هدف، در ‌‌نهایت هدف را فدای وسیله می‌کند» و این نقطه ضعفِ بسیاری از جنبش‌های اجتماعی پیشین بوده است.

نگذاریم حکومت ما را به واکنش بکشاند و به «کنش صحیح و اخلاقی» خود ادامه دهیم. درستی رفتارمان را با ارزش‌ها و اعتقادات و اخلاقیامان محک بزنیم نه با دشمن! هویت ما سبز است و دشمن پنداریِ همگان و برگرفتن هویت از دشمنی و دشمن سازی آئین ما نیست. کسی که به جنگ سیاهی می‌رود باید چراغی در دست و چراغی در دل داشته باشد و اجازه ندهد کدورت و غم و از آن بد‌تر سیاهی و کینه به دلش راه یابد. هدف ما جلوگیری از نهادینه شدن دروغ و شقاوت و تبدیل شدن آن‌ها به ارزش است. آدم‌هایی که از فرط تکرار دروغ هیچ حقیقتی را در خود و دیگران تشخیص نمی‌دهند، آدم‌هایی که طبیعت انسانیشان استحاله شده و به جای زیبایی و خیر و حقیقت، مبلغ زشتی و شر و دروغ شده‌اند، غالبا انسان‌هایی هستند که در تله‌‌های توجیه گر «کسب قدرت یا حفظ قدرت» گرفتار آمده‌اند و به تدریج استحاله شده‌اند.

باید بکوشیم «با خلاقیت روزنه‌های امید را باز کنیم» و لحظه‌ای از زیبایی، اخلاق، عشق و حقیقت یعنی از حقایق اساسی زندگی غافل نشویم. نگذاریم در غوغای خشونت ورزان، ارزش‌هایمان و حقیقت زندگی فراموش شوند.  «راه سبـز امیــد» هدیهٔ میر حسین برای ماست، پاس‌اش بداریم و سبز بودن را زندگی کنیم.

دوستان سبز؛ باید همانطور که میرحسین گفته است «به زندگی آن هم از نوع پر نشاط و سبزش برگردیم». اجنبش ما باید بتواند زندگی را بهترکند و سرانجاممان را سبز کند و عاقبت به خیری برای ما بیاورد.  باید در کنشگری یک اصل را مدنظر داشت و آن این که «جنبش مسالمت آمیز باشد و خشونت را با خشونت جواب ندهد».

در کشاکش طوفان، نرگس را مجال روییدن نیست. کاری کنیم که باتوم‌ها آرامترفرود آیند و تفنگ‌ها خاموش شوند. کاری کنیم که خشونت از معصومیت نگاه‌مان خجالت بکشد و با لبخندمان زایل شود. یادمان باشد خشونت میدان بازی حریف است و از خشونت غیر از خشونت نمی‌زاید. یادمان باشد کینه و نفرت است که مملکت را به این روز انداخته است. یادمان نرود و هرگز یادمان نرود که بحث برسر این نیست که رئیس جمهور چه کسی باشد چرا که جنبش سبز با اشخاص مخالف نیست با رویه‌ها مخالف است با دروغ و بی‌رحمی و جهل مخالف است کینه‌ای از اشخاص ندارد ولی دست از نقد جهالت و وقاحت و شقاوت برنمی دارد و مواظب است طی این مبارزه دچار دروغ و بی‌انصافی حتی نسبت به رقیب نشود.

کمربند‌هایمان را ببندیم، محکمتر از همیشه. اقتدارگریان را خسته کنیم با صبرمان؛ که میر حسین امسال را «سال صبر و استقامت» نامیده بود. «صادقانه و مسئولانه» اطلاع رسانی کنیم و آگاهی ببخشیم که می‌رِمان «آگاهی را چشم اسفندیار اقتدارگرایان دانسته است». اجازه ندهیم که حصرِ میر حسین و شیخ مهدی و اسارت فعالانِ سبز، به حصر سبز‌ها تعبیر شود. امروز هر ایرانی باید یک میر حسین باشد و مسئولانه جنبش را همراهی کند. یادمان بیاوریم و یادشان بیاوریم که میرحسین یکسال پیش گفته بود «همواره به اینجانب و دوستان گفته می‌شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابان‌ها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت و آرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان «یک همــراه» جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می‌اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می‌توان آن‌ها را از قانون اساسی استخراج کرد صورت نگیرد، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت».

و… بدانیم سبز بودن فقط یک جهت گیری سیاسی برای برنشاندن یک رئیس جمهور انتخابی به جای یک رئیس جمهور انتصابی نیست. سبز شجره طیبه‌ای است که هم و غمش ساختن و اصلاح است نه ویرانگری و تخریب. این حیات سبز را قدر بدانیم و این فرصت سبز و این جنبش مدنی و آن انتخابات کذایی را بهانه‌ای سازیم برای گسترش ریشه‌های این شجرهٔ طیب و طاهر در همه ابعاد زندگیمان برای خوب زیستن و سبز زیستن. فرهنگ خداجویی و حقیقت خواهی و زیبایی پرستی و خیر خواهی را جانشین ضد فرهنگِ خودخواهی و دروغ گویی و زشت بینی و بد خواهی کنیم و بدانیم آنکه خواهان تغییر است، خودش هم باید جزیی از این پروسه باشد و از تزکیه و اصلاح خودش هم غافل نباشد

*تهیه کنندگان متن: داریوش محمدی؛ مهستی شیرازی؛ آمنه کشاورز


154 پاسخ به “سبــــز بودن را از میرحسیـــن بیاموزیم”

  1. spp گفت:

    درود بر میر حسین عزیز

    ما همه سبزیم و هستیم تا بهاره سبزی که فرا خواهد رسید

    یاشاسین میر حسین

  2. ناشناس گفت:

    میرحسین دوستت داریم .

  3. حسین گفت:

    زنده باد موسوی. خطاب به آقای انقلابی: امروز حکومت همچون اسرائیل با مردم رفتار می کند. اما یک فرق وجود دارد: اسرائیل با فلسطینی ها وحشیانه برخورد می کند و حکومت ایران با مردمی که ادعای نمایندگی آنها را دارد

  4. رها دادگر گفت:

    سلام. دلمان تنگ است برادر!!! برای من دعا می کنید دیگه………………

  5. کمپین بین المللی گفت:

    هشدار کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در مورد اعمال خشونت نیروهای امنیتی علیه معترضان
    کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از یک شاهد عینی نقل کرده است معترضان که شعار مرگ بر دیکتاتور سر می دهند، بسیار مصمم هستند تا در برابر فشار نیروهای امنیتی برای پراکنده کردن آن ها مقاومت کنند

  6. ناشناس گفت:

    سلام دوستان،

    دو نکته، اول اینکه زمان خودتونو برای پاسخ دادن به برخی‌ کج اندیشان هدر ندین.

    دوم اینکه، راه ما تنها خشونت کردن و یا کتک خوردن نیست. راه دیگری هم هست. می‌شه دستگاه خشونت رو از کار انداخت. می‌شه با گذشتن یه تیکه چوب یا زنجیر تو پره موتور اونارو زمینگیر کرد. بستن طناب یا سیم سر راه موتور سوا هم یه راه دیگست، روغن سوخته روی خیابون.

    کوتاه سخن، زندگی‌ رو واسه خودمون اسون و واسه اونا سخت کنیم، اینجوری کمتر دل‌ به آزار ما میدن، باور کنید.

    ما پیروزیم.

  7. MAHDI گفت:

    درود بر میرحسین عزیز . براستی که خصوصیات و اخلاقش ازاخلاق ناب اسلام و مولا علی نشئت میگیرد . در برابر ظلم و حق کشی مانند شیر غرش میکند و در نابودی ظالمان کوتاه نمی آید

  8. بسیجی سبز پیرو خط روح الله گفت:

    درود بر نخست وزیر محبوب امام راحل – میرحسین امید ملت ایران است…. به امید روزی که مردم دیوارهای آهنی که بروی یار صدیق امام بزرگوار کشیده اند را برچینند و …

  9. رضا گفت:

    درود به شرف كساني كه صادقانه راست قامت ايستاده اند يادمان باشد خورشيد بشت ابر نمي ماند

  10. مانی افشار گفت:

    من نظر خودم رو در ارتباط با این پست فقط در یک جمله بیان میکنم..
    عاشقتم پدر عزیزم “میر حسین موسوی”

    سایت کلمه در صورتی که مایل هستید این ویدیو رو منتشر کنید.. این ویدیو توسط دوستان سبز گرفته شد
    حصر خانگی موسوی – درب آهنی ابتدای کوچه اختر
    میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در منزل خود در حصر خانگی هستند. در این فیلم که بوسیله جوانان همراه همیشگی جنبش سبز گرفته شده است درب بزرگی آهنی و نرده های در پیاده رو اطراف منزل میرحسین موسوی و زهرا رهنورد مشخص است / تاریخ: اول اسفند ۸۹ / آدرس: خیابان پاستور، کوچه اختر
    http://www.youtube.com/watch?v=C4LUHKCQm6E

  11. farshid گفت:

    یا سلام خدمت دوستان سبز……..اولا در جواب اون برادر انقلابی بگم که: مهندس موسوی تنها فرد مورد اعتماد امام بودن پس لطف کنید بصیرت داشته باشید!و دست از این انگ های امریکا و اسراییل که عده ای این مزخرفات را شایعه کردند بردارید…!!!ثانیا در حال حاضر صدا سیما و دفتر دستک دست اقتدارگرایان میباشد! بنابراین ما باید از راه دیگه ای اطلاع رسانی و اگاهی بدیم تا دروغ وشانتاژ بازی اقایانو خنثی کنیم……..ولی حرکت 25 بهمن جرقه ای خوبی بود باید هر از چند گاهی چنین حرکاتی داشته باشیم تا ادعا نکنن که جنبش نیست و نابود شده!!!

  12. ناشناس گفت:

    انتهای راه ما خانه ی سبز آزادیست…یاحسین..میرحسین

  13. ع.ر.ق گفت:

    درود بر تمامی ایرانیان سبز اندیش
    درود به روان پاک شهدای سبز ایران
    درود بی پایان بر موسوی عزیز و خانم رهنورد
    درود بر شیخ شجاع سبز استاد کروبی
    خدایا ، خداوندا هر چه سپاسگزارت باشیم باز کم است ، چرا که به ما آنقدر عمر دادی که یک بار دیگر زیباییهای یک انسان پاک را ببینیم ، زیباییهایی که از عمق وجود یک انسان پاک می توان دید . میرحسین موسوی یک انسان پاک و خدا جو با افکار و نیت پاک و به دور از هر پلشتی که امروزه کمتر کسی که در سیاست دست و پا میزند از آن می تواند بهره ببرد چرا که او ثابت کرده هرگز برای قدر ت زندگی نکرده است او از خالق خود یاد گرفته است برای خلق خود کاری در خور شانشان انجام دهد چرا که او هم از هنر مندان پاک سر زمین مان ایران است .
    پاینده باد ایران همیشه سبز

  14. سبز گفت:

    وای اگر موسی حکم جهادم دهد …

  15. محسن از مشهد گفت:

    می خواستم از تهیه کنندگان متن تشکر کنم.
    خیلی وقته که در هیاهوی بحث ها یادمان رفته که انسانیت کجاست.
    یادمان رفته که این عقب ماندگی برآیند ضعف های تک تک ماست.
    یادمان رفته که اشتباهات گذشته همه ما اوضاع را این گونه کرده.
    اگر می خواهیم تغییر اساسی اتفاق بیافتد باید تغییر اساسی در اصولمان ایجاد کنیم.
    اصل را بر انسان بگذاریم.
    اصل را بر حفظ جان و مال ایرانی بگذاریم.
    پیشرفت اگر امروز هم میسر نشد فردا می شود اگر ما باشیم.
    ما باید همه ما باید باشیم.
    رهبر و احمدی نژاد و جنتی و احمد خاتمی باید باشند.
    میرحسین و کروبی و خاتمی و دکتر یزدی باید باشند.
    با حفظ یک اصل باید با هم مخالف باشیم.
    با حفظ یک اصل باید با هم مخالف سر سخت باشیم.
    “هیچ کس حق ندارد روی مخالف دست بلند کند”

  16. ايران را سبز مي‌خواهيم گفت:

    ياران سبز استوار باشيد
    و آگاهي بخشي كنيد
    و سبز بودن خود را با ديگران به اشتراك بگذاريد

    در جمع‌ها در محفل‌ها در ادارات در ورزشگاه‌ها در دانشگاه‌ها در مدارس در كارگاه‌ها در مساجد در كارخانه ها در بازار در هواپيماها در اتوبوس ها …

    ايمان داشته باشيد خانواده هاي قدرت طلبان و در نتيجه خود آنان نيز در برابر هجمه افكار عمومي زانو خواهند زد

    يادتان باشد ميرحسين پيروزي را نزديك نمي‌خواست
    چرا كه پيروزي زودرس بلوغ كافي ندارد و به آساني به انحراف خواهد رفت

    اين را نيز بدانيد كه قدرت طلبان نيز حاميان زيادي دارند و بايد رفتار سبزها ما تمام ايرانيان را رشد دهد…

    در جامعه دوقطبي، تفاوتي نمي‌كند كدام دسته در قدرت باشد… بايد ابتدا همه ايران را سبز كنيم… يادتان باشد

  17. ناشناس گفت:

    سیاهی هیچ موقع ماندگار نیست این قانون طبیعته کدوم حکومت سیاهی رو تو تاریخ میشناسین که در انتها مانده باشد…..
    سی سال پیش مردم حکومت را خواستند عوض کنند و مجبور شدن دست به خشونت بزنند امروز داریم نتیجه همه اون خشونتها رو میدیم و وای بر ما اگر تجربه را دوباره تجربه کنیم . مطمئنا یکی از خواسته های قلبی این حکومت ابراز خشونت از سمت مردم هست تا بتواند خشونتی اعمال کند بسیار وحشتناکتر از آنچه تا امروز دیده اید حواسمون باشه ببینیم اتفاقاته دور و برمونو باور کنین صحبت از ترس مرگ و شکنجه نیست . صحبت از پایداری به اصول سبز بودنمون به اصول آزادی و شرافت انسانی حتی برای انسانهایی که شرافت خودشونو دارن به بهای قدرت می فروشن اما ما قدرت را به ازای شرافت انسانیمون نمیخوایم کمی صبر کمی تحمل کمی ……. کاملا دنیا داره میره به سمت موجی از آگاهی که داره غلبه میکنه بر نژاد و عقیده و رنگ و …(مصر ، تونس ، لیبی ، بحرین ، الجزایر و ….) این جا خاورمیانه است آخرین ایستگاه متروک و پر از سیاهی های ناشی ازسیاهیها و ناآگاهیهای گذشته در این نقطه خاص در دنیا . تبدیل به یک تسویه حساب خونی نکنیم .خونهای تمام انسانهای بیگناهی را که تو این سی و دو سال کشته شدن با ریختن خونهای عده ی زیادی خون بیگناه دیگه تسویه نکنیم میر حسین رو نه به عنوان یک رهبر بک آرمان یک عقیده قبول دارم که فقط بر مبنای اینکه تا پایانی که خواست تنها بر بستر دوری از خشونت باقی ماند آنها که ستم میکنند خود عذاب بیشتری می برند خود اقدام به نابودی خود کرده اند خواسته های خود را تا پایان ادامه میدهیم با تغییر سیاستهایمان ، روشهایمان ، گفتارمان ادامه خواهیم داد . خیابان را از ما گرفتند روشهای دیگری که حتما صاحبنظران می توانند پیشنهاد بدهند و ما با اندیشه و عقل خود بر گزینیم ادامه بدهیم به عنوان مثال می توانیم در اعتراضات مدنی حضور پیدا کنیم …….
    اما هرگز به سمت خشونت قدم بر نداریم که دلمان پر کینه میشود و آن روی سکه بسیج میشویم …. آیا قبول دارید نا آگاهی آن فردی که اکنون به عنوان بسیج ، لباس شخصی ، نیروی سپاه ، با باتوم بر روی سر و صورت افراد می زند تنها دلیل خشونت آن است نا آگاهی نسبت به اینکه نمی بیند رهبرانش ( خامنه ای و احمدی نژادو ….) او را به خیابان فرستاده اند و خود در گوشه ای به دور از قیل و قالها به چپاول و غارت این مرز و بوم ادامه میدهند و در نهایت هنگامیکه به انتها رسیدند سوراخ موشی بر می گزینند و او را در صحنه تنها می گذارند ( هر چند که قانون طبیعت می گوید محال است تو ظلمی حتی به یک حیوان انجام دهی و نتیجه خشونت خود را در همین زندگی و در همین دنیا نبینی .) ما آغوشمان برای برادری که از روی جهل و شستشوی افکار اینگونه است همیشه باز است تنها در صورتی که دلهای خودمان پر کینه نشود . با اینگونه بودنش و دیدنش و رفتارش مشکل داریم آیا اگر اینگونه نبود و ندید و نکرد باز هم باید خشونت ما را ببیند (در تاریخ بخوانید که تمام آنچه که امروز میبینیم بارها و بارها در تاریخ تکرار شده است بیایید با هم تاریخ را امروز بسازیم تاریخی درست ……)
    برادر بسیجی به تو گفته اند که تو پاسدار خدا و اسلام و دستاوردهایش هستی که این افراد مقابلت منافقین و گمراهانند که اگر بیایند چه می کنند و چه می کنند که ناموست را …… و تو باور کردی و با باتوم بر روی صورت دخترانی و مادرانی زدی که شاید همدرد مادرت هستند و هم صحبت غمهای خواهرت …… نه برادرم من دشمن نیستم من بیگانه نیستم من هم مثل تو فقط حق حیات میخواهم حتی اگر مخالف آرا و عقاید تو نظری داشته باشم نه من به تو ظلم خواهم کرد نه تو به من اما به تو سالها گفته اند ظلم به من ، اعدام من ، تکفیر من ، زدن من ، تحقیر من عین ثواب است و خدای تو از این موضوع شاد و تو را پاداشی خواهد داد عظیم و مرا به کیفر اعمال خود می رساند . اما فکر میکنم به خدای تو در روزی که تو به آن اعتقاد داری و من نه از تو می پرسد و از من . از تو ظلمهایی که تو به من کردی برای خشنودی او و از من به ظلمهایی که به تو نکردم برای کرامت انسانیتت و تو خود میدانی که خدای اعتقاد تو کدام را می پسندد ظلم و شکنجه و تحقیری که تو کردی و یا مهر و شفقت و فرصت ابراز عقیده و نظری که من به تو کردم …. تو جای خدا تصمیم بگیر بهشت را ارزانی کدام میدانی ؟
    آیا در در دینت نگفته اند ، دروغ ، زنا ، خیانت ، حرام است امروز نمی بینی چگونه این حرام شده ها را برایت حلال اعلام میکنند تا بتوانند به قدرت خود ادامه دهند و از تو کمک میخواهند چون بدون تو هیچند هیچ باور کن هیچند……

  18. iran گفت:

    zende bad shir iran

  19. ناشناس گفت:

    درود بر میرحسین

  20. مصطفي گفت:

    تانفس داريم هستيم وميمانيم .ميرحسين ياحسين

  21. ناشناس گفت:

    یا حجت ابن الحسن ریشه ظلم رو بکن

  22. کاوه گفت:

    ظهورت مبارک، ماندلای ایران

  23. ناشناس گفت:

    مردمي كه ميان خيابون شعار ميدن نه سلطنت طلبن نه منافق، بلكه با اين همه خفقان و دروغ مخالفن با حكومت مطلقه مادامالعمري كه مثل حكومت محمدرضا ست مشكل دارن، مگه شاه تونست با تبعيد امام جلوي حركت انقلاب رو بگيره ، با ا ون همه كشتار و خشونت مردم پيروز شدن….پيروزي نزديك است.

  24. Dokhte SabzZe Iran گفت:

    خسته نباشید.
    همین الان خبری در اینترنت داره پخش می شه که حاکی از سکته ی قلبی و بستری مهندس موسوی در بیمارستان شوریده است. لطفا صحت این خبر را بررسی و به اطلاع مردم برسانید. چرا که به نظر می رسد نیروهای ضد جنبش سعی دارند از بی خبری مردم از مهندس موسوی و خانم رهنوردن عزیز سواستفاده نموده و شایعه پراکنی کنند.

    با تشکر

  25. پیروزی گفت:

    استفاده از گازهای شیمیایی در درگیری های امروز
    یکی از کاربران گوگل ریدر

    یکی از دوستانم نوشته که خیلی از شرکت کنندگان 25 بهمن امروز زمینگیر بوده اند چون بدنشان نسبت به گاز اشک آوری که آن روز استفاده شده واکنش عجیبی نشان داده است. آنها دچار استفراغهای خونی، درد شدید در حد فلجی دست و پا و قطعی کامل صدا شده بودند. این دوست خودش رفته دکتر و آزمایش داده و دکتر گفته که موادی ظاهرا به گازاشک آور ها اضافه شده که تعادل و درصد پتاسیم و منیزیم خون رو به هم ریخته که حتی می تونه آثار بلند مدت داشته باشه.
    به قول این دوست کم مونده گاز خردل استفاده کنند در خیابونای تهران
    می خوام بدونم آیا دیگرانی هم هستند که این علائم را داشته اند؟
    آیا امروز هم از چنین گازهایی استفاده شده؟
    و کاش می شد یکی حتی پوکه این گازها را با خودش بردارد به عنوان مدرک.

  26. بخت گفت:

    درود بر همه کسانی که شجاعانه و بدون هیچ هراسی لرزه بر اندام خود کامگان انداخته اند

  27. سعید گفت:

    باز هم به دوستان سایت کلمه توصیه می کنم . دین و دنیای خود را به منافقین نفروشید. نگذارید نامتان به عنوان خائنین به ملت و اسلام در تاریخ ثبت شود. به خود بیایید ببینید از کجا به کجا رسیدید. حتما در بین شما کسانی هستند که زمانی رزمنده بودند. چرا این افتخارات را فراموش کردید و به صف دشمنان پیوستید.

  28. ایراندوست گفت:

    درود،
    جا دارد که کادرهای جنبش با تحلیل آنچه که در روز یکم اسفند در شهر های گوناگون کشور روی داد، با نقد نقاط قوت و ضعف آنچه که پیش آمد، راهکار ها و رهنمود های لازم را برای پیشبرد جنبش در روزهای آینده فراهم آورند. باید حتمن بررسی کرد که چرا در ۲۵ بهمن مردم موفق شدند که در نقاط گوناگون تهران نه تنها خواسته های جنبش را طرح کنند ، بلکه آنها عملا نیروهای سرکوب رژیم را از کار انداختند. باید بررسی کرد وقتی سرکوبگران رژیم با تاکتیک نیروهای انبوه و فشرده به میدان میایند، مردم چگونه باید آنرا بی اثر کننند. یا هنگامیکه اوباش موتور سوار با خشونت به میان مردم میایند، چگونه میتوان از آسیب خوردن مردم جلوگیری کرد، چگونه میتوان با این اوباش مقابله کرد و از خود دفاع نمود. مهمترین نوکتی که دلسوزان جنبش و مردم باید به ان توجه کنند این است که با پیش گرفتن تاکتیک های لازم حصر رهبران جنبش شکسته شهر، این کار پیروزی بزرگی برای جنبش است! فراموش نکنیم که رهبران جنبش در چنین شرایطی با خطرمرگ تدریجی به وسیله ریختن داروهای زهرآلود در مواد غذایی آنها روبرو هستند! خطر جان آنها را تهدید میکند.

  29. علی گفت:

    دوستان عزیز سبز می خواستم مطلبم را در فیسبوک بنویسم وقتی این مقاله انسان ازاد را برای اولین بار در نشریه انقلاب اسلامی خواندم بخود هی زدم که نکند حرفهایت از روی منیت زده شود براستی دوستی که این همه زیبایی را از اندیشه ازاد خود بر پر های قلم پرواز داد تا عطر ازادی انسان را بگونه گوشزد کند و عاشقانه موسوی را بالی برای پریدن و ازادی انسان فرض کرد که شکی درو نیست و احسن به استقامتش ولی وقتی به حرفهای ارجمندی گوش میدادم انهم گویی فرمانده سپاهی دارد صحبت می کند با اندیشه کاملا امرانه بازبه خود نهیب زدم که چه بگویم دوستان شما می دانید مردم چه می خواهند دیگر این همه از قانون اساسی که ولایت را از مردم گرفته داده به ولی فقیه جای چه دفاعی دارد اقای ارجمند شما واقعا حقوق خواندهاید کمی به پایه های اساسی این قانون فکر کنید ببینید ایا مجالی برای حقوق ملت باقی می ماند خدایا چه بگویم که می ترسم ابر این نهال شکل گرفه از رنجهای مردم لطمه ای بخورد دوستان عزیز مگر نمی بینید مردم در خیا بان چه شعاری می دهند و اگر با در خواست موسوی عزیز به میدان می ایند فقط بخاطر هزینه کمتر دادن است چون اگر فلان گروه هایی که بنده خود نیز اعتقادی به انها ندارم در خواستی بدهند و مردم هم بیا یند از دم تیغ همه را می گذرانند دوستان کمی تعقل کنید بهتر است اگر به نظرات اقای خمینی هم متوسل می شوید به گفتمان پاریس ایشان اشاره کنید نگذارید بار دیگر با تصمیم گیری های نادرست مردم نا امید شوند از کسانی که در انقلاب 57 تیو رسین انقلای بودن و در حقیقت انها رهبران پشت پرده انقلاب بودند مشورت کنید بدون تردید ضرر نخواهید کرد با ارزوی پیروزی مردم ایران و سلامتی مر حسین عزیز ابروی روحانیت اقای کروبی محترم

  30. شیدا گفت:

    بله مقدس نمایی نکنید…بزرگترین اشتباه اینه.اما ارج گذاشتن به زحمات و ایستادگی افراد شجاع رو با بصیرت و حرکت درست پاسخ بدیم.

  31. سبز سبز گفت:

    اشک امانم نمی دهد

  32. m گفت:

    سبز را از سبزه ای بیاموز که بز می خورد
    آزادی را از کسی بیاموز که می چرد
    و قانون را از میحسین بیاموز که می دود
    زهی خیال باطل

  33. ب ن ن گفت:

    کاش تهیه کنندگان این متن هم مانند میرحسین بودند و به جای این آسمون و ریسمون بافتن، همچو میر بر اهمیت ایستادگی در برابر فرعون ایران تاکید می‌کردند، و آدرس غلط نمی‌دادند. فاجعه ناکه که ارگان میرحسین در زمان حصر او از رویه سیدمحمد خاتمی تبعیت کند و از مواجه شدن با واقعیت‌ها بپرهیزد. مشکل مردم و اعتراض مردم دیگه از احمدی‌نژاد گذشته و به شخص رهبری رسیده. کسانی هم که بخواهند این واقعیت رو کتمان کنند، به تدریج اعتبارشون رو در نزد مردم از دست خواهند داد.

  34. sabze sorkh گفت:

    khodaya ghalbamoono sabz va por az omid kon.amin

  35. فران گفت:

    100% موافقتم……………………………………………………….

  36. ناشناس گفت:

    zendeh

  37. داود گفت:

    میر حسین عزیز میدونم تو را دسترسی به این نوشته نیست ولی از اعماق وجودم میخوام بگم که دوستَت دارم. به خدا یک هفته است فقط دارم به تو و مظلومیت تو فکر می کنم. الان بیشتر از اونی که به فکر آزادی و به فکر کشورم باشم نمیدونم چرا به فکر تو ام. وقتی سایت های دولتی و میخونم که سرتاپا دارن ناسزا میگن و تهمتهای ناروا میزنن دلم خیلی میگیره. آخه مگه تو چی گفتی؟ گفتی بگذارید مردم آزادی داشته باشن گفتی بگذارید مردم به هم اعتماد داشته باشن گفتی به حیثیت ایران چوب حراج نزنید. چرا اینها، همین برادرهای ما، اینقده بی معرفت شدن؟ چرا اینقده نامردن چرا اینقده بی اخلاقی می کنن. وقتی به پاک بودن تو فکر می کنم وقتی میبینم از زندگی و شهرت و مال دنیا یه پراید و یه خونه تو جنوب شهر نصیب تو و همسرت شده دلم از بی اخلاقی برادرانم بیشتر میگیره. من جای فرزند شما هستم ببخش اگه نوشتم میرحسین چون تو مثل پدری هستی که میشه مثل یه دوست باهاش درد و دل کرد. چه زیبا گفت حافظ:
    خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست
    به رغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال چهره تو حجت موجه ماست

  38. reza گفت:

    موسوی جان دوره گاندی بازی گذشته.
    اينهايی که ما ميبينيم ارزش لبخند را نميدانند.
    وقت ان رسيده که پاسخ سيلی را با سيلی بدهيم. فقط چراغ سبز نشون بده قبل از اينکه دير بشه. به مردم بگو که از خودشون دفاع
    کنند

  39. سعید امانی گفت:

    سبرم به نگاه تو موسوی
    درود بر تو باد

  40. ناشناس گفت:

    منم این چیزایی که شما گفتی دوست دارم ولی مثکه شما تو فضا سیر میکنی.شما با یه عده کسایی طرفی که مخشون شستشو شده.به ما به چشم حرومزاده هایی نگاه میکنن که باید کشتشون.اینا همون لشگر هیتلرن که آخر سر برا رهبرشون خوابیدن جلو تانک.مطمئنم که امروز میخواستن مردمو به گلوله ببندن.عقب چنتا وانت یه چیزایی بود غیر از باتوم که روش پتو انداخته بودن و دیده نمیشد.من از همین امروز به شما میگم اینا بلاخره ملتو به گلوله میبندن.ممکنه اولین تجمع بعدی این اتفاق بیفته.شما باید همه جوره برای مردم برنامه داشته باشین،اگه نمیخواین روزی اتفاق بیفته که جای ملت فقط خون توی خیابون باشه.ما از هزینه نمیترسیم از مفتی مردن میترسیم.از اینکه بمیریمو یه نسل دیگه تلف شه میترسیم.آره اینا میرن ولی نمیخوایم یه نسل دیگه طول بکشه.اگه ملتو با شعر گفتن و حرفای خوشگل زدن به کشتن بدین و نسل بعدیو تباه کنید مسئول مستقیم زندگیهای فنا شده هستین

  41. برگ سبز گفت:

    قبل از هر چیز جا دارد که از تمامی هموطنانی که با دست نکشیدن از خواسته های خود, بر حق ایستادگی کرده و برگ زرینی را بر تاریخ جنبش های مدنی در ایران افزودند تشکر کنم و دست یک به یک شما را می بوسم. از آنجاییکه نظام موجود در ایران هیچ جنبه ی اخلاقی و انسانی را در قبال شهروندان رعایت نمی کند و امکان راهپیمایی آزاد و امن برای معترضان وجود ندارد, لذا باید راهکارهای جدیدی را برای راهپیمایی عملی ساخت و دست به شیوه های جدیدتری برای مقابله با سرکوب مخالفان در ایران زد. متاسفانه حکومت استبدادی موجود, با سازماندهی نیروهای به شدت مسلح و تیز دندان یاد گرفته است که چگونه جمعیت را متفرق کند و به راحتی دست به سرکوب بزند و در ضمن تظاهرات های پی در پی و پراکنده ی مردم به کارآزموده تر شدن این نیروهای سرکوب گر در آینده هم کمک شایانی می کند. شاید هر حکومتی که باشد پس از این همه مخالفت های مستمر از سوی مردم حداقل دست به اندکی عقب نشینی بزند و به خواسته های مردم جامه ی عمل بپوشاند, اما در استبداد دینی که خود را حق مطلق می دارد چنین چیزی وجود ندارد و متاسفانه از جانب حاکمان زورگو عقب نشینی مشاهده نمی شود.
    نظر من این است که پس از دو بار راهپیمایی در ساعت مقطوع 15 بعد از ظهر (25 بهمن و 1 اسفند), دریافتیم که این ساعت کمی دیر است و پس از جمع شدن نسبی مردم هوا رو به تاریکی می رود و دیگر امکان راهپیمایی به آن شیوه امکان پذیر نیست. اگر راهپیمایی زودتر آغاز شود (برای مثال ساعت 13 بعد از ظهر) شاید می توان به فراگیرتر شدن این راهپیمایی تا هنگام غروب بیشتر امیدوار بود.
    از سوی دیگر نمی توان راهپیمایی را مادامی که توسط حکومت سرکوبگر, سرکوب می شود تنها راهکار موجود دانست. پیشنهاد من به عنوان یک عضو کوچک جنبش سبز این است که می توان با نافرمانی های مدنی و اعتصاب گسترده در پایتخت, حاکمیت را فلج ساخت و آن را وادار به عقب نشینی کرد. اگر در یک روز خاص کارمندان و افراد شاغل در خانه بمانند می توان تا حد بسیار زیادی ترس را به حکومت سرکوبگر تزریق کرد. با توجه به این که اگر این کار به صورت گسترده صورت بگیرد هزینه ی جانی و مالی برای شهروندان در برنخواهد داشت و بسیار هم تاثیرگذار خواهد بود.

    به امید آزادی ایران و زندانیان سیاسی
    یک عضو کوچک جنبش سبز

  42. koosha گفت:

    بهترین تاکتیک برای پیگیری تجمعات، برگزاری آنها هر جمعه هنگام برگزاری نمازجمعه اطراف دانشگاه و میدان انقلاب هست. مردم بدون دردسر خود را به مرکز شهر برسانند و هنگامی که جنتی یا خاتمی شروع به اراجیف گویی میکنند، آنها هم شروع به شعار دادن کنند. پس به صورت هفتگی در مکان مشخص زمان مشخص. لازم هست که مردم بیرون دانشگاه در خیابانها باشند. اگر همه بروند مسلما تعداد از ساندیس خوران که عموما داخل دانشگاه هستند بیشترخواهد بود. حداقل این موجب میشود که نماز حکومتی هم تعطیل شود! این ایده را گسترش دهید.

    کوشا

  43. فرزند ایران گفت:

    منم این چیزایی که شما گفتی دوست دارم ولی مثکه شما تو فضا سیر میکنی.شما با یه عده کسایی طرفی که مخشون شستشو شده.به ما به چشم حرومزاده هایی نگاه میکنن که باید کشتشون.اینا همون لشگر هیتلرن که آخر سر برا رهبرشون خوابیدن جلو تانک.مطمئنم که امروز میخواستن مردمو به گلوله ببندن فرصتش براشون فراهم نشد.عقب چنتا وانت یه چیزایی بود غیر از باتوم که روش پتو انداخته بودن و دیده نمیشد.من از همین امروز به شما میگم اینا بلاخره ملتو به گلوله میبندن.ممکنه اولین تجمع بعدی این اتفاق بیفته.شما باید همه جوره برای مردم برنامه داشته باشین،اگه نمیخواین روزی اتفاق بیفته که جای ملت فقط خون توی خیابون باشه.ما از هزینه نمیترسیم از مفتی مردن میترسیم.از اینکه بمیریمو یه نسل دیگه تلف شه میترسیم.آره اینا میرن ولی نمیخوایم یه نسل دیگه طول بکشه و خون جوونای بیشتریو بمکن.اگه ملتو با شعر گفتن و حرفای خوشگل زدن به کشتن بدین و نسل بعدیو تباه کنید مسئول مستقیم زندگیهای فنا شده هستین

  44. برگ سبز به ناشناس گفت:

    موضوع سر تعداد انتخابات نیست بلکه کیفیت آن است. مردم دیگر قدرت مطلقه نمی خواهند. دیگر حتی یک بچه هم می داند که انتخابات با وجود ولی مطلقه ی فقیه بسیار بی معناست. در ضمن شما تا حالا به این پرسش پاسخ ندادی که چرا با فیلترشکن و وی پی ان به این سایت می آیی. اگر واقعا مرد هستید اینترنت را برای همه باز کنید.

  45. راهپیما گفت:

    زنده باد میرحسین.
    اعلام کنید که تا 4شنبه سوری هر روز تظاهراته. باید جونشون در بیاد این مامورا که خودشون از آماده باش خسته بشن. من خیلی از نیروهای امنیتی رو میشناسم که از آماده باش به تنگ اومدن. باید خسته بشن تا به جون هم بیفتن. باور کنید فقط در روزهای اول میتونن این همه نیرو بسیج کنن.

  46. ناشناس گفت:

    درود

  47. م ن م گفت:

    سيد عزيزم مير حسين بزرگ ميلاد پيامبر رحمت و ادب بر يگانه فرزند اگاهش مبارك در روز ميلادش نداي رساي هل من ناصر ينصرنيت در گوش فلك طنين انداخت اينك نوبت ماست يا لثارات الحسين .

  48. ناشناس گفت:

    Etehad ramz piroozi

  49. مهدی گفت:

    یادمان نرود و هرگز یادمان نرود که بحث برسر این نیست که رئیس جمهور چه کسی باشد چرا که جنبش سبز با اشخاص مخالف نیست با رویه‌ها مخالف است با دروغ و بی‌رحمی و جهل مخالف است کینه‌ای از اشخاص ندارد ولی دست از نقد جهالت و وقاحت و شقاوت برنمی دارد و مواظب است طی این مبارزه دچار دروغ و بی‌انصافی حتی نسبت به رقیب نشود.

    درود بر میر حسین عزیز
    انشاالله خداوند حافظت باشه

  50. حامی سبز گفت:

    دوستان سبز، دست اندکاران کلمه سبز، یک پیشنهاد دارم امیدوارم این پیشنهاد را مورد توجه قرار دهید ،روی آزادی تمامی زندانیان سیاسی متمرکز بشیم وبه حاکمیت بگوییم تا زمانی که این خواسته بر آورده نشود دست از اعتراضهای خیابانی بر نخواهیم داشت فقط یک خواسته، وبه حاکمیت قول میدهیم که تا انتخابات بعدی هیچ خواسته ا ی نداشته باشیم ، ودر بزنگاه انتخابات دوباره روی آن متمرکز میشویم واز حاکمیت انتخابات آزاد بدون گزینش وبدون نظارت استصوابی و با حضور تمام جریانهای سیاسی را خواستار میشویم وتا رسیدن به این خواسته دست از اعتراض بر نمی داریم و این روش را تا بر آورده شدن تمامی خواسته هایجنبش ادامه می دهیم.
    یا حق