سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شعری از یک زندانی سیاسی :بپاخيزيد!دشمن خسته است...

شعری از یک زندانی سیاسی :بپاخيزيد!دشمن خسته است

چکیده :يكي از زندانيان سياسي حوادث پس از انتخابات كه اكنون در بند 350زندان اوين نگهداري مي شود، شعری سروده و آن را به رهبران و دوستداران جنبش سبز ايران تقديم كرده است. وی در اين شعر كوشيده است به گوشه اي از شباهتهاي جنبش سبز ايران و قيام هاي بزرگ حق طلبانه تاريخ نیز اشاره كند...


يكي از زندانيان سياسي حوادث پس از انتخابات كه اكنون در بند 350زندان اوين نگهداري مي شود، شعری سروده و آن را به رهبران و دوستداران جنبش سبز ايران تقديم كرده است. وی در اين شعر كوشيده است به گوشه اي از شباهتهاي جنبش سبز ايران و قيام هاي بزرگ حق طلبانه تاريخ نیز اشاره كند .

این شعر برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته است.

اي حسين اي جلوه ي پروردگار / مي سراييم از فراقت صد هزار
نغمه هامان از سر دلدادگي ست / نوحه هامان نوحه ي آزادگي ست
مكتب تو مكتب آزادگي ست / ضد استبداد و ظلم و بردگي ست
تو به ما درس وفا آموختي / تو به ما جان دادي و خود سوختي
ما به زندانيم و رنجي بي حساب/ كس نديده است مهرورزي جز سراب

جرم ما و حكم ما از” مير “توست / موسوي امروز چون شمشير توست
روزها و ماهها و سالهاست / بند و زنجير اوين از آن ماست
بند و زنجير لاجرم بگسستني است / روزگار تلخ ما بگذشتني است
بيرق سبز حسين در دست ماست/ با تو بودن عامل پيوند ماست
هان كه عشق تو اساس جنبش است/ ريشه ها و ساقه ها در رويش است

عشق يعني با تو بودن هر زمان / عشق يعني داشتن از تو نشان
عشق يعني از تو درس آموختن / عشق يعني از فراقت سوختن
وه غبار آلود هواي ميهن است / پر زنيرنگ و دروغ و دشمن است
گرچه ما را سرزنش ها كرده اند / بي بصيرت ، فتنه گر ناميده اند
خرقه تزوير صدچاك مي شود / گرد و خاك و تيرگي پاك مي شود
مرغ آزادي نمي خواند مگر / جملگي پيكار جويي سر به سر
گر بجنبد قهر ملت يك دمي / نيست توپ و تانك و لشگر مرهمي
فصل سردي و خموشي رفته است/ پس بپاخيزيد، دشمن خسته است

يكي از زندانيان جنبش سبز ايران

زندان اوين – زمستان 89


14 پاسخ به “شعری از یک زندانی سیاسی :بپاخيزيد!دشمن خسته است”

  1. سبز گفت:

    به امید آزادی همه زندانیان بی گناه

  2. ناشناس گفت:

    چه پر معنا و زیبا

  3. ارسلان گفت:

    به بپا خواسته ایم برادر فردا می اییم و ازادت می کنیم
    ” مرگ بر دیکتاتور”

  4. حسین گفت:

    من باور دارم …
    که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

  5. سلام گفت:

    “بیرق سبز حسین در دست ماست/ با تو بودن عامل پیوند ماست” یا حسین ع……این بیت تنم رو لرزوند……اللهم فک کل اسیر….

  6. سبز گفت:

    baradare zendaniam be rahim ta azadiat

  7. ناشناس گفت:

    چند شب پیش خواب دیدم پسر 4 ساله ام اشعار زیبایی را در بلندگو می خواند که همه را به وجد می آورد صبح هرچه فکر کردم جز یک بیت یادم نیامد در نماز صبح با خودم مرور میکردم تا یادم نرود : سحر شکفت گلبانگ سرخ مهدی را که زین کنید طوفان سبز بعدی را

  8. ای رهاگشتگان! برشمادرود. گفت:

    آقابقیة الله ارواحنالتراب مقدمک الفداء، بیا زودتر!بخدااز مبارزه خسته نیستیم ،بیا واین زنجیره بی کسی وبی پناهی مظلومان رابه نفع مستضعفین بگشا!الهم فک کل اسرینا المظلومین.آمین

  9. peyman گفت:

    dorod bar mardane sabz

  10. ناشناس گفت:

    روزی که تردید و ترس و تعلل از خانه دل مردمان رخت بر بست روز واویلای آنانی است که به مردم وعده خانه ویلائی میدهند. و این شدنی است…

  11. ناشناس گفت:

    سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
    ولی دل به پاییز نسپرده ایم

    اگر داغ دل بود… ما دیده ایم
    اگر خون دل بود… ما خورده ایم

    اگر دل دلیل است… آورده ایم
    اگر داغ شرط است… ما برده ایم

    اگر دشنه دشمنان … گردنیم
    اگر خنجر دوستان… گرده ایم

    گواهی بخواهید… اینک گواه
    همین زخمهایی که نشمرده ایم

    دلی سربلند و.. سری سر به زیر
    از این دست.. عمری به سر برده ایم

    روحش شاد باد قیصر امین پور….

  12. ناشناس گفت:

    No words can describe the beauty of your poem

  13. حاج محسن گفت:

    چرا دیگه نمیشه مطالب رو به اشتراک فیس بوک گذاشت ؟؟؟؟
    قسمت اشتراک گذاری کلا کار نمیکنه

  14. محمد مهدی گفت:

    چه شعر زیبایی کاش شاعران زبردست آنرا ادامه دهند
    سحر شکفت گلبانگ سرخ مهدی را
    که زین کنید طوفان سبز بعدی را