چکیده : يكي از زندانيان سياسي حوادث پس از انتخابات كه اكنون در بند 350زندان اوين نگهداري مي شود، شعری سروده و آن را به رهبران و دوستداران جنبش سبز ايران تقديم كرده است. وی در اين شعر كوشيده است به گوشه اي از شباهتهاي جنبش سبز ايران و قيام هاي بزرگ حق طلبانه تاريخ نیز اشاره كند .
يكي از زندانيان سياسي حوادث پس از انتخابات كه اكنون در بند 350زندان اوين نگهداري مي شود، شعری سروده و آن را به رهبران و دوستداران جنبش سبز ايران تقديم كرده است. وی در اين شعر كوشيده است به گوشه اي از شباهتهاي جنبش سبز ايران و قيام هاي بزرگ حق طلبانه تاريخ نیز اشاره كند .
این شعر برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته است.
اي حسين اي جلوه ي پروردگار / مي سراييم از فراقت صد هزار
نغمه هامان از سر دلدادگي ست / نوحه هامان نوحه ي آزادگي ست
مكتب تو مكتب آزادگي ست / ضد استبداد و ظلم و بردگي ست
تو به ما درس وفا آموختي / تو به ما جان دادي و خود سوختي
ما به زندانيم و رنجي بي حساب/ كس نديده است مهرورزي جز سراب
جرم ما و حكم ما از” مير “توست / موسوي امروز چون شمشير توست
روزها و ماهها و سالهاست / بند و زنجير اوين از آن ماست
بند و زنجير لاجرم بگسستني است / روزگار تلخ ما بگذشتني است
بيرق سبز حسين در دست ماست/ با تو بودن عامل پيوند ماست
هان كه عشق تو اساس جنبش است/ ريشه ها و ساقه ها در رويش است
عشق يعني با تو بودن هر زمان / عشق يعني داشتن از تو نشان
عشق يعني از تو درس آموختن / عشق يعني از فراقت سوختن
وه غبار آلود هواي ميهن است / پر زنيرنگ و دروغ و دشمن است
گرچه ما را سرزنش ها كرده اند / بي بصيرت ، فتنه گر ناميده اند
خرقه تزوير صدچاك مي شود / گرد و خاك و تيرگي پاك مي شود
مرغ آزادي نمي خواند مگر / جملگي پيكار جويي سر به سر
گر بجنبد قهر ملت يك دمي / نيست توپ و تانك و لشگر مرهمي
فصل سردي و خموشي رفته است/ پس بپاخيزيد، دشمن خسته است
يكي از زندانيان جنبش سبز ايران
زندان اوين – زمستان 89