سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » روایت یک شاهد عینی از آنچه در دانشگاه هنر گذشت...
» دانشجویان در برابر ضرب و شتم لباس‌شخصی‌ها مبهوت بودند و گریه می‌کردند

روایت یک شاهد عینی از آنچه در دانشگاه هنر گذشت

چکیده :به گفته یکی از دانشجویان دانشگاه هنر، از صبح امروز که نیروهای بسیج را به دانشگاه آوردند، دانشجویان را در تالار دانشگاه محاصره کردند و ساعتی قبل با چوب و چماق و شوکر به دانشجویان حمله‌ور شدند و تعداد زیادی از دانشجویان را بازداشت...


به گفته یکی از دانشجویان دانشگاه هنر، از صبح امروز که نیروهای بسیج را به دانشگاه آوردند، دانشجویان را در تالار دانشگاه محاصره کردند و ساعتی قبل با چوب و چماق و شوکر به دانشجویان حمله‌ور شدند و تعداد زیادی از دانشجویان را بازداشت کردند.

در همین باره بخوانید:
دانشگاه در اشغال نظامیان، شهید بر دوش قاتلان
بسیجیان سازماندهی شده، دانشگاه هنر را قرق کردند
شهید ژاله عضو انجمن اسلامی، فعال در ستاد میرحسین و هوادار آیت الله منتظری بود

به گزارش کلمه، یکی از دانشجویان هنر که دقایقی قبل موفق به خروج از دانشگاه شده است، وضعیت دانشگاه را در ساعت 11 صبح امروز چهارشنبه 27 بهمن 1389 (به وقت تهران) تشریح کرد.

این دانشجو که نخواست نامش فاش شود، به خبرنگار کلمه گفت: الان خیلی‌ها را بازداشت کرده‌اند. یکی از دوستانم همین الان تلفنی خبر داد که در گوشه‌ای از دانشگاه پنهان شده که دستگیر نشود، چون نیروهای لباس شخصی به سمت دانشجویان حمله‌ور شده‌اند.

این دانشجو درباره مراسم تشییع و حضور بسیج می گوید: از صبح، نیروهایشان را به داخل دانشگاه آوردند و دانشگاه را پر کرده بودند، به گونه‌ای که تعدادشان در مقایسه با دانشجویان هنر بسیار چشمگیر بود و همه چیز را در دست داشتند و عملا دانشگاه در اختیار دانشجویان نبود. الان شاید کمتر از 400 دانشجو در دانشگاه باقی مانده باشد، چون خیلی‌ها همان صبح با مشاهده‌ی جمعیتی که وارد دانشگاه شد، از آنجا خارج شدند؛ به امید اینکه حضور برای مراسم انجمن اسلامی در ساعت 12 ظهر، برگردند.

او با نگرانی شدید از وضعیت دوستانش در دانشگاه، درباره‌ی حادثه‌ی امروز می‌گوید: نیروهای لباس شخصی اول بچه ها را گوشه‌ای جمع کردند، بعد با فشار و خشونت به عقب هل دادند و همگی را به داخل سالن فارابی فرستادند. بعد چماقداران آمدند و دانشجویان را مورد حمله قرار دادند و با چماق و شوکر به جان دانشجویان افتادند و یکی یکی دانشجویان را بازداشت کردند.

آیا نیروی انتظامی وارد دانشگاه شده بود؟ اگرنه، دانشجویان توسط چه کسانی بازداشت شدند؟

توسط نیروهای لباس شخصی. اصلا نیروهای پلیس در داخل دانشگاه نیامدند. اینها همان نیروهایی بودند که از صبح برای تشییع جنازه وارد دانشگاه شدند و الان علی‌رغم تمام شدن مراسمشان، همچنان در دانشگاه مانده‌اند و به ضرب و شتم و دستگیری دانشجویان هنر اقدام می‌کنند.

آیا مسئولان دانشگاه و ریاست دانشگاه هم در مراسم حضور داشتند؟

بله، هم ریاست دانشگاه و هم معاونت‌های مختلف و مسئولان حراست؛ همگی در مراسم حاضر بودند.

آیا موقع برخوردها و ضرب و شتم‌ها مسئولان در محوطه بودند؟ آیا اعتراضی به ضرب و شتم دانشجویان کردند؟

مطمئنا در دانشگاه بودند، اما من دقیقا ندیدم که موقع هجوم چماق‌داران هم در محوطه بودند یا خیر. اما قطعا در دانشگاه حضور داشتند و فریادهای دانشجویان را می‌شنیدند.

آیا هجوم لباس‌شخصی‌ها در پی اعتراضات دانشجویان بود؟ یعنی شعار یا واکنشی از سوی دانشجویان رخ داد که موجب آغاز تشنج و درگیری شود؟

نه خیر، به هیچ وجه. چون دانشجویان از همان صبح فقط مبهوت مانده بودند و تنها از ظاهر دانشجویان مشخص بودند که دانشجوی هنر هستند. دانشجویان فقط گریه می‌کردند و از این جمعیت چماقدار که مدام بر سرشان فریاد و هوار می‌کشیدند، ترسیده و به کنار دیوارهای دانشگاه خزیده بودند. برعکس، لباس‌شخصی‌ها تمام مدت سعی می‌کردند جو را متشنج کنند. به سمت دانشجویان می‌آمدند و توی صورت دانشجویان شعار می‌دادند و آنها را تحریک به واکنش می‌کردند. اما دانشجویان از بهت فقط گریه می‌کردند.

شعارهای لباس شخصی ها و چماقداران چه بود؟

مرگ بر موسوی و مرگ بر کروبی. شعارهای زیادی هم علیه هاشمی رفسنجانی سر می‌دادند.

جمعیت زیادی به گفته‌ی شما آنجا بود. چطور دانشجویان را شناسایی و بازداشت می‌کردند؟

از ظاهر دانشجویان، چون تنها تفاوت و وجه مشخصه‌ی بیگانگانی که به دانشگاه هجوم آورده بودند با دانشجویان هنر، ظاهر و نوع پوشش آنها بود. فقط از همین لحاظ قابل تشخیص بودند. اما همه چیز در اختیار آنها بود و برخورد بسیار بدی با دانشجویان داشتند؛ انگار که آنجا اصلا دانشگاه نیست و ما هم دانشجو نبودیم.

گفتید این افراد با چماق و باتوم وارد دانشگاه شدند. آیا حراست ممانعتی از ورودشان نکرده بود؟ آیا صبح موقع ورود، کارت شناسایی دانشجویان بازدید شد؟

اصلا اصلا، به هیچ وجه. صبح ما هم با جمعیت آنها وارد دانشگاه شدیم و هرکس می‌خواست، وارد دانشگاه می‌شد و حراست اصلا کنترلی بر افراد نداشت، و حتی نسبت به وسایلی که همراه آنها بود نزی واکنشی نشان نمی‌داد.

انجمن اسلامی دانشگاه هنر قرار است مراسمی برای یادبود شهید ژاله برگزار کندو فکر می‌کنید امکان برپایی این برنامه وجود دارد؟

الان نمی‌شود چیزی گفت. بچه‌ها در داخل دانشگاه شرایط ناامن و خطرناکی دارند و خیلی از نیروها همچنان در دانشگاه حضور دارند و تعداد زیادی از لباس‌شخصی‌ها همچنان آنجا هستند.

کلمه: آخرین خبرهای رسیده از دانشگاه هنر حاکی از آن است که دانشجویانبا ضرب و شتم از دانشگاه به بیرون رانده شده‌اند و به انجمن اسلامی هم اجازه‌ی برگزاری مراسم یادبود برای شهید ژاله، داده نشده است.


60 پاسخ به “روایت یک شاهد عینی از آنچه در دانشگاه هنر گذشت”

  1. رضا گفت:

    خدا اين جمعيت وحشي رو لعنت کن.خدايا چه گيري کرديم بين اين جماعت مغول صفت!
    نوبت ما هم مي رسه بالاخره.ما همچنان اميدوار و استواريم

  2. خانعلی گفت:

    آخر بی شرمی هم حدی دارد و حدودی!
    این همه گسترش نفرت، ما که هیچ اصلا به نفع خود این اوباش و سرانشان هم هست؟
    آیا در همیشه به این پاشنه رسوا خواهد چرخید؟
    به خدا مانده ایم که چه واکنشی به این همه رذالت و بی شرمی بدهیم

  3. انقلابی قدیمی گفت:

    اینجوری می خواهیم مملکتمان را آزاد کنیم ؟؟ یادش بخیر موقع انقلاب چه ” دانشجوهای شجاع و خوش فکر و زرنگی ” داشتیم .

  4. raha گفت:

    نصر من الله و فتحن قریب
    تاریخ شاهد ماست

  5. كامي گفت:

    خيلي پر رو هستن اين بيچاره ها
    خيلي نخود مغزن كه فكر ميكنن مردم اين نمايششونو باور ميكنن،اما اگر اون چماقشون بزارن زمين يكم بيشتر شبيه آدم شايد بشن

  6. احسان گفت:

    ديگه ازين بيشتر سكوت خانواده امام خميني و اقاي رفسنجاني و بعضي از مراجع غير حكومتي جايز
    نيست.بايد در برابر اين وحشيگريها اعلام موضع كنن

  7. ناشناس گفت:

    مهندس موسوی از شما درخواست داریم با تدابیر سیاسی تان جلوی این از خدا بی خبران که مثل کبک سر خود را در برف فرو کرده اند را بگیرید.
    ما بیشماریم.

    شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی بیانیه ای صادر کرده و از “مردم بصیر ایران اسلامی” خواسته است تا روز جمعه، 29 بهمن، پس از نماز جمعه در سراسر کشور تجمع اعتراضی برگزار کنند و “تنفر و انزجار خود را از جنایت دوباره سران فتنه و منافقان” اعلام دارند.

  8. محمد گفت:

    با سلام
    مرگ بر گشتاپو
    یاحسین میرحسین
    محمد.ت

  9. ناشناس گفت:

    اگه مردم باز بخوان صحنرو ترک کنن بیشتر از این شاهد این نوع کارها و این نوع حرکات قرون وسطایی خواهیم بود از میر حسین و کروبی عاجزانه خواهانیم باز هم فراخوان بدن و مردمو به خیابونا بکشونن در غیر اینصورت خون همه ی کسانی که در راه حق به ناحق ریخته شده از یاد میره و به نتیجه ای نخواهیم رسید.

  10. ناشناس گفت:

    دیگر سکوت جایز نیست! بی شرمی را به آ خرین حد رسانده اند.

  11. احسان گفت:

    دوستان اگه بسيجياني رو كه اين وحشي گريها رو انجام دادن
    ميشناسن اساميشونو منتشر كنن تا رسواي عالم بشن
    …سحر نزديك ست
    به اميد خدا

  12. یار دبستانی گفت:

    میگن تخم مرغ دزد شتر دزد میشه و اینطوریه که رای دزد جنازه دزد میشه

  13. حسين گفت:

    آيا دروغ باوركردنيست

  14. رضا گفت:

    تمام اینهایی که نوشتید نتیجه اعمال موسویه. جناب میر پخمه دیگه هیچ بازگشتی نیست. اعمالت نه تنها باعث نمیشه نجات پیدا کنی بلکه روز به روز شرایط خودت و طرفدارانت هم سخت تر میشه. دست و پا نزن.

  15. مانی افشار گفت:

    4 روز قبل از شهادت محمد مختاری.
    آخرین دست نوشته شهید راه سبز {محمد مختاری} تو پیج خودش در فیس بوک
    http://www.pic.iran-forum.ir/images/23s4yazgt4ybh70qai1u.jpg
    راه این شهید سبز ادامه خواهد داشت..
    روحش شاد و یادش گرامی باد.

  16. ناشناس گفت:

    باید انتفام بگیریم

  17. سعید گفت:

    من الان انقدر هیجان دارمو اعصابم داغونه که نمیدونم از کجا شروع کنمو بگم. من الان از دم خونه محمد مختاری (حوالی خیابان دردشت) از کشته شدگان 25 خرداد بودم . اونجا پر بود از اوباش بسیجی و لباس شخصی و پر پلیس بود .جنازشو نه با آمبولانس بلکه با ماشین سپاه پاسداران آوردند.برنامه رو اینجور طراحی کرده بودند که مراسمو این بسیجیها بدست بگیرند و بر علیه موسوی و کروبی داشتند شعار میدادند .الانم جنازه رو بردند بهشت زهرا خاک کنند .
    انقدر صحنه زننده بود که باورتون نمیشه. و اگه اونجا کسی کوچیکترین اعتراضی حتی به شخص بقل دستیش میکرد میگرفتنش میبردنش .یعنی همه فقط حرص میخوردند.من از فرط عصبانیت داشتم آتیش میگرفتم که اینا خودشون کشتند خودشون این همه اوباش بسیجیو جمع کردند آوردند دم در خونش مراسم گرفتند و میگفتند این سند جنایت موسوی و کروبیس. خجالتم نمی کشیدند .
    تو رو خدا اطلاع رسانی کنید به همه بگید بیاند دردشت نارمک نذارید اینو به حساب خودشون بریزند نذارید سیاست کثیفشونو اعمال کنند.

  18. ناشناس گفت:

    چرا منافقان در روز 22 بهمن تير اندازي نكردند آنروز كه نيروي امنيتي كمتر وجمعيت بيشتر بوده…

  19. ناشناس گفت:

    مرگ برشما.چرا؟

  20. ناشناس گفت:

    منکه از اینکه این چند روزه فریاد زده ام مرگ بر دیکتاتور پشیمان شده ام. از این پس فریاد میزنم دیکتاتور باید محاکمه عادلانه و سپس اگر دادگاه رای بر گناهکاری وی داد اعدام باید گردد. نه حتی اعدام هم کار صحیحی نیست آن شاءالله اصلاح باید گردد. یا با اذن الله خوار و رسوا گردد.
    البته این شعار را برای دیگرانی که آمرین و مباشرین و صحه گزاران بر این بی رحمی علیه مردم و دانشجویان بیگناه هستند نیز در شعار همه روزه روزه خود حداقل 5 بار در روز در تعقیبات نمازم از خدای متعال خواستارم.
    می گویند در زمان امیرالمومنین ایشان نیز 700 نفر را گردن زدند. خب منهم میگویم ایشان معصوم بودند و اگر اینچنین کردند لابد باید میکردند و در آن هیچ جای مجادله ای نیست مگر اینکه تا چه حد این روایت متوتر و صحیح باشد.
    اگر هم اکنون نیز ما در ایران و یا در محل دیگری به غیر از امام زمان روحی فدا معصوم دیگری در قید حیات داریم بفرمایند تا ماهم بدانیم.
    لابد وجود دارد والا غیر ممکن بود حاج محسن امروز اینچنین خود را بازیچه دست یک مشت از خدا بیخبر و فریب حورده می کرد.
    ولله و اعلم منکه سرم مانده سر . فقط دعایم این است که خدایا باعث و بانی این همه خونریزی و حرمت شکنی و سبوعیت را که شاید نوادگان مغول در ایران مشغول انجام دادن آن هستند را به هر نحوی که صلاح میدانی خوار و ذلیل بفرما.

  21. ناشناس گفت:

    شهيد دزذي اخرين جربه واپسگرايان.درود بر جنبش سبز

  22. ناشناس گفت:

    نفسهای آخرشونو که اینجوری به هر رذالتی تن میدهند که دو روز بیشتر بمونند

  23. ناشناس گفت:

    یکی نیس به این حاکمان ظالم بگه این منافقین 22 بهمن کجا بودن که 25 بهمن تیراندازی میکنن.ننگ بر این دروغگووهای جانی

  24. بهرام گفت:

    دست چرکین و متعفن جلادان و دیکتاتور معظم از شهید جنبش سبز کوتاه…
    همه مردم دنیا در تلویزیونهای خو دیدند که شما مزدوران روی شمر و یزید را سفید کردید.
    ما تا نابودی دیکتاتور خواهیم رزمید
    زنده باد رهبران جنبش سبز

  25. فقط ایران گفت:

    آقا به پیر به پیغمبر به هرکی می پرستی و قبول داری تنها راه خیابونه باید دوباره فراخوان بدی.بابا شما که دیدی این مردم پشتتن.این مردم چقدر باید امتخان پس بدن؟آخه یه روز اومدیم خیابون که چی بشه.باید هر روز از صبح بیایم و اینارو خسته کنیم.دیگه جونمون به لب رسیده از این همه ظلم و بی عدالتی.باور کت ما هر روز بیایم سر 2 هفته اینا دیگه نیروهاشون توان ندارن.ما همش به اونا فرصت استراحت و تجدید قوا میدییییم

  26. ناشناس گفت:

    دروغه! من تمام وقت اون جا بودم ……..

  27. حزب الله گفت:

    اتفاقا مردم هم خیلی دوست دارند که موسوی یه بار دیگه بیانیه بده، تا این دفعه خودشون برن از لونه موشش درش بیارن و کت بسته تحویلش بدن، یه یا حسین تا تحقق این خواسته مردم

  28. نقی گفت:

    ساعت 12 ولی عص از سپه بسته است…( از ترسشون وگرنه بالا خبری نبود) . کوچه بالاور از مامور و شخصی پره. یه آمبولانس با آژیر سریع اومد سر کوچه. در دانشگاه بسته اس. بعضی ها با نگرانی داخل دانشگاه را نگاه می کنند. موتوری های ماسک دار به شدت زیادند. و همه جا میروند…. چه میکنند که میخواهند شناسایی نشوند…

  29. علی گفت:

    کدام مراجع ؟
    مراجع مستقل ما 31 سال پیش عمرشون را دادن به شما

  30. سبزاندیش گفت:

    صبح امروز ازحدود ساعت 6 صبح قرارگاه سپاه محمد رسول الله واقع در بزرگراه نیایش که قرارگاه ثار الله هم چسبیده به این مرکز است اما بدون تابلو حدود 20 اتوبوس سازماندهی شده به اسم نیروهای مردمی وخودجوش به سمت دانشگاه هنر حرکت کردند

  31. ناشناس گفت:

    تمام جلادان بدانند زندگي جاريست و‌ جنبش سبز زندگي ما زنده است

  32. سعید گفت:

    تصحیح میکنم
    25 بهمن

    امروز به هرطریقی شد با ترس و لرز 2 تا عکس گرفتم
    یکی از دم در خونشون یکی هم از حجله و اعلامیه اش

    مراسم ختمش جمعه است
    لطفا اطلاع رسانی کنید

    http://up.iranblog.com/images/ufp8vc95n4t7l4swkf.jpg

    http://up.iranblog.com/images/lnfnbcrcpmpllkcf5k3t.jpg

  33. ب گفت:

    مرگ بر موسوی و کروبی

  34. ناشناس گفت:

    نقل قول از بالا: «چرا منافقان در روز ۲۲ بهمن تیر اندازی نکردند آنروز که نیروی امنیتی کمتر وجمعیت بیشتر بوده…»

    آخه IQ چرا هیچ چی حالیت نیست؟

    واقعا نمی فهمی یا خودتو زدی به نفهمی؟ آخه بیان یکی از اون همه جمعیت موافق رو بزنن که چی؟ میان یکی که هم دانشجو هم کرد و

    هم سنی هست رو تو اون اوضاع قره قاتی که جمعیت مخالف هم وجود داره میزنن که بعد بگن نظام اون رو کشته و ما مردم رو مثل الان

    بندازن به جون هم. واقعا برا خودمون متاسفم که اینطور افتادیم به جون هم و به خون همدیگه تشنه شدیم. تو یکی از این فیلم های دوشنبه

    صحنه ای بود که واقعا دل آدم رو به درد میاره. یکی از هم وطنامون رو به خاطر اعتراض به توهین به عکس امام خمینی که زیر ماشین انداخته

    بودن با چنان وحشی گری ای صد نفره به جونش افتادن و دور و بری ها هم با حرف های رکیک همراهی می کردن که به والله من واقعا برای

    انسان بودن خودم تاسف خوردم. بابا تو رو خدا به خودتون بیاین ما هممون انسانیم، مسلمونیم، مال یه مملکت و هم وطن.

    آقای موسوی هر چی فکر میکنم نمی تونم بفهمم برای چی با این جریان داری همراهی می کنی و دلیلی نمی بینم جز غرور و کسب

    قدرت. آقای موسوی به شرافتم قسم که شیطون رفته تو جلدت و داری خسرالدنیا و الآخره میشی

  35. ناشناس گفت:

    خدايا ما را اشر اين دروغگويان جنايتكار نجات بده

  36. جاء الحق گفت:

    خداوند شاهد و ناظر است و يار و ياور مظلومان،يدا… مع الجماعت،منتظر روزي باشيم كه آه مظلوم دامن ظالم را خواهد گرفت.
    دوباره ميسازمت وطن اگر كه با خشت جان خويش ستون به سقف تو ميزنم اگر كه با استخوان خويش

  37. partow azadi گفت:

    Aghaie Nashenas, agar nadidi, ya koor boodie ya doroogh migi.

  38. سهیل گفت:

    منافقین 22 بهمن خواب بودن 25 بهمن یادشون افتاده تیربزنن ؟؟؟

  39. ر گفت:

    خیلی با احترام خطاب به کروبی و موسوی و خاتمی و از همه مهمتر هاشمی عرض میکنم که شما به زودی به زباله دان تاریخ خواهید رفتودر جمع فرعونیان قرار خواهید گرفت
    لعنت خدا بر حزب الشیطان

  40. ناشناس گفت:

    چرا پیام های ضد خودتان را پاک میکنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  41. رضا آزاد گفت:

    متاسفم برای دانشجویان که آزادی رو در این حرکت هایی که منجر به مرگشون هست میبینند و فکر نمیکنند خیلی از جوانان دیگه که تعدادشون کم هم نیست الان آزاد و راحت زندگی میکنند خداروشکر .خیلی ها در حسرت زندگی جوان ایرانی هستند در همین دولت و نظام. باور ندارید برید تو کشورهای دیگه بپرسید

  42. فردای ایران گفت:

    واقعاً من نمی دونم این ساندیس خورهای ارزشی که هزاران سایت و رسانه میلی و حمایت تمامی ارگانهای نظامی و غیر نظامی متصل به کودتا و دیکتاتوری چی از جون همین یه چند تا دونه سایت سبز می خواهند .
    بی زحمت تمامی اراجیف و خزعبلاتتون رو در همون جاها بنویسید عزیزان !
    خداوند بزرگ و متعال رو شاهد می گیریم که تا رسوا کردن جنایات و بی شرفیتان تلاش می کنیم و می دانیم دردتان از چیست از این که مبادا شاید گروهی از شما به خواب زدگان بیدار شود و از حلقه تنگ کورکورانه اتان خارج . ما تا آگاهی و رسوا سازی شما از پا نمی نشینیم و با هر وسیله و هر شکل و سیاقی آگاهی را به مردمان فریب خورده و یا نا آگاهی که جز رسانه هایی که می بایست ملی باشند ندارند می رسانیم .
    و شک نداریم در این راه طولانی و مستمر با عنایت و یاری خداوند متعال موفق می شویم .
    و چه زیبا خدا رسوایتان می کند در جنایتهای رنگارنگتان .

  43. فردای ایران گفت:

    مثل سگ می ترسد
    آن که با وق وق هر روزه خود
    در خیالش این است
    می تواند بدرد
    اما خوب که نگاهش بکنی می لرزد
    به خودش می پیچد

  44. مهدي گفت:

    دوست عزيز معلومه طرفداراي موسوي پيام ضد خودشونو پاك ميكنن.چون ميدونن كه به گرد حزب الهي ها هم نميرسن.
    بزودي مرگ موسوي و كروبي خائن را جشن ميگيريم.

  45. NaviD گفت:

    منتظر اعلام تاریخ برای راهپیمایی بعدی و سپری کردن شب در میدان ازادی هستیم!

  46. علی گفت:

    مهدی جان برات متاسفم چون میدونم جیره خوار نظامی
    یکم فکر کنی میفهمی همش راسته
    ما امروز با بچه های دانشگاه ازاد زنجان قرار گذاشته بودیم که برای حمایت از شهید ژاله و جلوگیری از پایمال شدن خونش جمع بشیم که با برخورد شدید نیرو های امنیتی قرار گرفتیم
    خواهشا اطلاع رسانی کنید تا دوستام ازاد شن
    به امید ازادی ی ی

  47. بی باک گفت:

    وای خدای من دارم دیونه میشم.تورو خدا اگه خدایی نکرده بلایی سر موسوی و کروبی آوردن بریزید تهران.هر جا که هستید.مشهد شیراز قم تبریز اصفهان کردستان اهواز لرستان هرمزگان سیستان.هر جا که هستین باید یه کاری کنیم.منتظر هم نمونیم.ارتش خیلی وقته مرده.مراجع خیلی وقته مردن.خانواده خمینی رو خیلی وقته حذف کردن اینا.باید خودمون یه کاری کنیم.خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایا کمکمون کن

  48. نادر آزاد گفت:

    خواب داری می بینی عزیزم, بیدار شو.

  49. علی گفت:

    اگر خدا هم به شما بگوید که راه شیطان را می روید بازم می گویید نه.

    گمراهی تا کجا؟

  50. ناشناس گفت:

    من که میگم اگه کروبی و موسوی یه مو از سرشون کم شه اول از همه مجلس و بعد دادگستری رو به آتیش میکشم