بیانیه میرحسین موسوی و مهدی کروبی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
چکیده :امروز حاكمیت در ورای ایجاد این نگرانی كه اگر او نباشد دین از بین میرود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی میكند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم كند، حال آن كه در واقعیت، آن چیزی كه بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمكارانه و ضددینی خود حاكمیت است. پایههای همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحكم بودن پایههای فطری آن است، تا جایی كه حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین...
میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با صدور بیانیه مشترکی، ضمن توصیف انقلاب مردم ایران در سال 57 به عنوان «جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم به دست خودشان»، به بررسی گفتمان حاکم بر ساختار قبل از انقلاب و مقایسه آن با گفتمان نو انقلاب اسلامی پرداخته و سپس این مقایسه را به گفتمان جنبش سبز پیوند داده اند.
به گزارش کلمه، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیه ی خود ویژگی های گفتمان رژیم پهلوی را «بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان، در بند کردن آزادی خوهان، اعمال سانسور بر مطبوعات، مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان» ذکر کرده اند.
موسوی و کروبی در این بیانیه از گفتمان نوینی سخن به میان آورده اند که از فردای کودتای 28 مرداد متولد شد و بارزترین و غیرقابلانكارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود. مناسباتی که به گفته ی این دو همراه جنبش سبز دوباره بازتولید شده است، اما این بار به نام دین رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی كشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حكومت چیزی كم ندارد.
آنها انتخابات ۸۸ را جلوه ای از احساس مسئولیت همگانی و ظهور گفتمان تازه ای در مقابل این خطرات دانسته و گفته اند که هیچ چیز نمی تواند مانع رشد این گفتمان شود، گفتمانی که فساد را تحمل نمی کند، خودی را ناخودی نمی کند، خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. عزت کارگر و کار آفرین را می خواهد نه ذلت آنها را، اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی درصد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد.
موسوی و کروبی همچنین در تشریح تحولات دوسال گذشته، از آن دسته از افراد ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی یاد کرده اند که نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند و اطمینان داده اند که «در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.»
به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه مشترک به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم
* و العصر * ان الانسان لفی خسر * الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران هستیم، انقلابی که جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم ما به دست خودشان بود و برای یکایک ما ایرانیان، شناخت و بازشناخت این حادثه بزرگ و مهم تاریخی، اهمیت بسیار دارد. شاید از آن رو که شناخت هویت تاریخی هر ملت، در تعیین راه آیندة آن مؤثر است، شاید از آن رو که این روزها از خود می پرسند که راه طی شده تا چه اندازه صحیح بوده، و شاید هم از آن رو که بیش از هر زمان دیگر، شاهد تلاش برای تحریف این تاریخ هستیم.
آنچه در آن روزها شاهد بودیم، نه یک جابجایی قدرت سیاسی صرف، که ورود یک گفتمان نو و خروج یک گفتمان کهنه بود: گفتمان کهنه ای که می انگاشت که با بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، با کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان این مرز و بوم، با در بند کردن فوج فوج آزادیخوهان، با اعمال سانسور بر مطبوعات، با سرازیر کردن درآمد نفتی سرشار به جیب منفعت جویان شریک در قدرت، با تا دندان مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، با به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، با توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، با هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان، با نماد فره ایزدی انگاشتن قدرت فاقد اقتدار ناشی از رضایت مردم، ماندنی است.
اما گفتمان نوین پس از کودتای شوم 28 مرداد از همان فردای سال 41 متولد شد ،بازنگری به کارنامه گذشته و به دنبال آن، جستجو برای یافتن راه رهایی از استبدادی که با پشتوانه استعمار بر کشور یکه تازی می کرد، آغاز شد. در کنار آنانی که از هر گونه تغییر مأیوس و نا امید بودند، در کنار آنانی که مصلحت اندیشی را به گونه ای تفسیر کردند که عافیت طلبی شخصی آنان را توجیه کند، در کنار آنانی که رعب پوشالی حکومت کودتا هر گونه حرکت را از آنان سلب کرده بود، چه بسیار کسانی هم بودند که دست از تلاش برنداشتند، چرا که باور داشتند زندگی کردن، صرفا به معنای زنده ماندن نیست. می دانستند که ملت های دیگر برای رسیدن به آزادی، عدالت ، استقلال و پبشرفت، راهی بس دراز پیموده اند و تلاش برای دستیابی به جامعه ای که از چنین نعمت هایی برخوردار باشد، خود، عین زندگی است. چنین بود که هنگامی که خواسته های خود را در گفتار رهبری استوار چون امام خمینی (ره) یافتند که در این راه مصمم گام نهاده بود، با او همراه شدند و بساط ظلم و جور را برچیدند. با تجربه ای که از گذشته به دست آمده بود، از همان فردای پیروزی، دغدغه حراست و مراقبت از این دستاورد بزرگ در دل زن و مرد و پیر و جوان به جنبش درآمد تا مبادا کودتایی دیگر، تجاوز نظامی، و مهم تر از همه، انحراف از آرمان های انقلاب اسلامی، این نهال تازه رسته را در هم شکند.
درس هایی که از آن واقعه و سالیان پس از آن فراگرفته شد، موجب شد که مردم ما بارها عزم خود را برای جلوگیری از انحراف از راهی که می توانست آنها را به سرمنزل مقصود برساند به نمایش بگذارند. مشارکت گسترده در دفاع از میهن در مقابل دشمن متجاوز، تلاش های ستایش برانگیز در رونق اقتصاد ملی، کوشش برای انجام اصلاحات گسترده در عرصه های گوناگون و حضور آگاهانه در عرصة انتخابات، تبلور این احساس مسئولیت ملی است که مردم ما را اینگونه در صف مقدم تحولات فکری و اجتماعی چند دهة اخیر منطقه قرار داده است.
گفتمان نو باید با دیده بانی مستمر، خود را با نیازهای نو سازگار می کرد و نوشوندگی خود را پاس می داشت که بارزترین و غیرقابلانكارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود.یادمان هست که بزرگترین دغدغه خبرگان قانون اساسی جستن راه هایی بود که جلوی ظهور استبداد و خود رایی و دیکتاتوری را به هر شکل و شمایل بگیرد و قانون اساسی در شرایطی نوشته شد که بیرون از مجلس خبرگان، مردم در خیابانها شعار میدادند «برابری، برادری، حکومت عدل علی».
دركتاب« پیكار صفین، نصرابن مزاحم» که شاید قدیمیترین كتاب روایی– تاریخی در مورد جنگ صفین باشد، آمده است که بعد از استقرارحضرت امیر (ع) در کوفه، ایشان مسافرتی به مناطق فارس نشین و ایرانی در نزدیکی کوفه می کنند و در یک آبادی از مردم در مورد شاهان ایرانی سوال می کنند. بزرگ روستا میگوید:« در سنت شاهان ایرانی چیزهایی بود به نفع رعیت و چیزهایی بود به نفع پادشاه، تا این كه خسروپرویز آمد و هرچه به نفع رعیت بود منسوخ كرد و هرچه به نفع پادشاه بود نگاه داشت و این موجب اضمحلال پادشاهی آنان شد.»
این روایت، دقیقا فضای روحی و سیاسی کشور در دهه اول انقلاب فارغ از ضعف ها و خودسری هایی که دامنگیر هر انقلابی در آغاز آن می شد را تشکیل می داد: مردمی که انقلاب کردند قصدشان این بود که آن مناسبات رابا الگو گرفتن از حکومت عدل علی از بین ببرند.
آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمانهای انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاكمان بوده است به صورت اغراقآمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی كشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حكومت چیزی كم ندارد.
آری انتخابات سال 88 جلوه ای از این احساس مسئولیت همگانی در مقابل خطرات بود. مردمی که احساس خطر می کردند، مردمی که از مدیریت ناتوان دستگاه اداره کشور ناامید شده بودند، مردمی که از دروغ به تنگ آمده بودند، مردمی که احساس می کردند برای پیشرفت کشور به دگرگونی های فراگیرتر و بنیادی تر نیازمندند، به میدان آمدند و چه بسیار کسانی که سال ها بود در انتخابات شرکت نمی کردند و این بار قفل سکوت خود را شکستند و چه بسیار کسانی که پا را از رقابت های سیاسی رایج فراتر نهادند و برای ایجاد تحولی بزرگ همنوا گشتند.
دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. اما دستگیری معترضان، ضرب و شتم آنان در خیابان ها، کشته شدن عده زیادی از جوانان و زنان و مردان در خیابان ها و بازداشتگاه ها، فجایع کوی دانشگاه و کهریزک،حمله به بیوت و دفاتر مراجع تقلید، به راه انداختن تجمعات اتوبوسی و نمایشی، هجمه تبلیغاتی یک سویه مملو از دروغ و افترا، سرکوب کارگران و معلمان و جنبش زنان و دانشجویان و استادان، راه اندازی کارناوال های شرم آور و مانورهای امنیتی با هدف ایجاد رعب، تلاش مستمر برای انحراف افکار عمومی به سمت مسائل فرعی و انحرافی، برخورد غیراخلاقی با خانواده های شهدا و زندانیان، واعلام مرگ جنبش سبز در مناسبت های متوالی، هیچ یک نتوانسته است اقتدارگرایان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد، همچنان که نتوانسته خواسته های برحق مردم برای برخورداری از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی را به دست فراموشی بسپارد.
در طول این ماه ها، تحولات مهمی رخ داده است که توجه هر ناظر آگاهی را جلب می کند. بسیاری از کسانی که در ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی شاغل بودند نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند . برخی از روی تقیه ویا اطلاعات ناکافی و برخی از افراد ساده که بر اثر تبلیغات دولتی گمان می کردند که معترضان، ایمان دینی شان را نشانه رفته اند به تدریج متوجه شدند که چنین نیست. بسیاری از کسانی که فکر می کردند جنبش اعتزاضی مردم از توطئه های قدرت های سلطه جوی بیگانه یا خشونت ورزانی که در بحبوحه جنگ به دامان دشمن پناه آورده و به خدمتش کمر بسته بودند سرچشمه می گیرد، فهمیدند که این ترفندی برای بدنام ساختن منتقدان و موجه ساختن اعمال غیرانسانی اقتدارگرایان بیش نیست.
وما دور نمی بینیم آنانی که بصورت واقعاً اصولی دغدغة منافع ملی و ارزشهای اسلامی را دارند در کنار همه ملت (یا به تعبیر مستبدین «خس و خاشاک») قرار گیرند و صف خود را از زیاده خواهان ودست اندازان به حقوق و بیت المال ملت جدا سازند. ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.
در طول سال های اخیر و بویژه دو سال گذشته، گفتمانی نو متولد شده و هیچ چیز نمی تواند مانع رشد آن شود. گفتمانی که فساد را تحمل نمیکند و با وعدۀ آوردن نفت بر سر سفره مردم، یکشبه قیمت نان وسوخت و برق و گاز را چند برابر نمی سازد. گفتمانی که به حفظ نیروی کار کشور ایمان دارد و منابع و تولیدملی را با تحویل بازار ملی به واردات خارجی ویران نمی سازد .گفتمانی که عزت کارگر و کار آفرین را میخواهد نه ذلت آنها را. گفتمانی که اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد. (به راستی شمایانی که هر روز و ساعت سنگ اسلام و معنویت را بر سینه میزنید، چند زن را میتوانید نشان دهید که در صدر اسلام اعدام شده باشند؟!) گفتمانی که از رأی مردم نمی ترسد واز رجوع به قانون اساسی نمی هراسد. گفتمانی که نه در شعار وهیئت ماکیاولیستی بلکه در عمل بدنبال وحدت اسلامی ونزدیکی مذاهب اسلامی به یکدیگر است و میلیونها شهروند ایرانی را تحت عنوان سنی و درویش و اهل حق و نام های دیگر ازخودنمی راند.
آری امروز گفتمانی تازه متولد شده است. گفتمانی که شهدای آن، پیشقراولان و دربندشدگانش پرچم داران آن هستند. گفتمانی که خشونت را طرد می کند و راه تغییر را از طرق مسالمت آمیز جستجو می کند. گفتمانی که پاسخ دروغ و نهمت و ناسزا را با راستی و حقیقت و ادب می دهد. گفتمانی که چشم امیدی به بازی های پنهانی قدرت های جهانی ندارد و راه حل شفاف ملی را تنها راه تحول به سوی اصلاح امور می داند. گفتمانی که خودی را ناخودی نمی کند بلکه سعی در خودی کردن ناخودی ها دارد. گفتمانی که چندصدایی را به رسمیت می شناسد و اتحاد ملی را نه در سکوت گورستانی که در تمسک به عقلانیت جمعی می جوید. گفتمانی که مردم را نسبت به آنچه در کشور می گذرد نامحرم نمی شناسد و گسترش آگاهی ها به میان همة اقشار و گوشه کنار این مرز بوم را وجه همت خویش قرار داده است. گفتمانی که با گسترش و تقویت شبکه های اجتماعی، افراد را گرد هم می آورد و فضای مدنی را توسعه می دهد. گفتمانی که سرمشق بسیاری از حرکت های آزادیخواهانة دیگر شده است. گفتمانی که خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. گفتمانی که عدالت را نه در اقتصاد صدقه ای، بلکه در ایجاد فرصت های برابر و توانمندسازی محرومان می داند. گفتمانی که بجای انتشار کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، به نهادینه کردن مدارا و مفاهمه و گذشت می پردازد. گفتمانی که درصدد پایان دادن به اوباش سالاری و حاکمیت نهادینة شایسته سالاری است تا در پرتو آن، شکوفایی و رشد استعدادها در میان ایرانیان، زمینه ساز ارتقای این سرزمین به جایگاهی که شایستة آن است، شود.
گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد. گفتمانی که به تعداد معتقدانش رهبر دارد. گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت. گفتمانی که چرخش قدرت و پاسخگویی به مردم و برابری همه در قبال قانون را ضامن سلامت و زمینه ساز پیشرفت می شمرد. گفتمانی که اسلامیت و جمهوریت نظام و حاکمیت مردم سالاری بر همه شئونات کشور را تنها راه سعادت مردم می داند.
گفتمانی که در آن، تصمیمات و مصلحت بینی های شخصی جای خود را به عقلانیت جمعی می دهد. گفتمانی که با ایمان به خدایی که تعالی انسان را می خواهد، حق خواهی، و با استعانت از کردار نیکو، صبر و استقامت، راه امید را می پیماید و به پایندگی حق و زوال باطل یقین دارد.
امروز حاكمیت در ورای ایجاد این نگرانی كه اگر او نباشد دین از بین میرود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی میكند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم كند، حال آن كه در واقعیت، آن چیزی كه بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمكارانه و ضددینی خود حاكمیت است. پایههای همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحكم بودن پایههای فطری آن است، تا جایی كه حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین ببرد.
و این دین از ما خواسته است كه به افراد ستمكار متمایل نشویم كه در این صورت از كمك خداوند محروم خواهیم شد: «و لا تركنوا الی الذین ظلموا فتمسكم النار و ما لكم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به كسانی كه ستم كردهاند میل نكنید كه آتش شما را لمس خواهد كرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد.
در آستانه سی و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان دو همراه کوچک به شما حاملان بی شمار گفتمان جدید درود م یفرستیم و از خداوند متعال میخواهیم همه ما را از یاران مظلومان و دشمنان ظالمان قرار دهد.
وما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم
مهدی کروبی میر حسین موسوی














“امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.”
“ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.”
“گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد”
“گفتمانی که به تعداد معتقدانش رهبردارد”
“گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت”+++++++
و این دین از ما خواسته است که به افراد ستمکار متمایل نشویم که در این صورت از کمک خداوند محروم خواهیم شد: «و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به کسانی که ستم کردهاند میل نکنید که آتش شما را لمس خواهد کرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد…ما تا اخرين نفس و تا اخرين قطره خون در مقابل اين راهزنان دين خواهيم ايستاد…مرگ ما شهادت است و گواه پيروزي اين منطق، امام حسين (ع)…يا حسين مير حسين
بدون شک این بیانیه جامع ترین متن نوشته شده توسط این دو عزیز در توصیف خواستهای واقعی ملت ایران بود. دوستان این یک سند تاریخی است لطفا جدی مطالعه کنین.
درود بر شما دو همراه
لطفاً هر چه زودتر به صورت بيانيه همراه درخواست تجمع بيست و پنجم در يك ويژه نامه كلمه چاپ كنيد تا آماده تكثير شود
درود به شعور سیاسی شما … شبهات بسیاری را که به جنبش وارد می شود در این بیانیه با اقتدار پاسخ دادید … 25 بهمن می آییم
“جاؤ الحق و ذهق الباطل ان الباطل کان ذهوقا” درود بر این دو همسنگر دلیر ملت ایران. تا 25 بهمن که همه باهم از حق تعیین سر نوشتمون دفاع خواهیم کرد
درود بر شما دو بزرگوار که حجت را تمام کردید . برادران چگونه میتوان به حکام موجود فهماند که دارند را خلاف میروند. چطور مشود نگاهشان را عوض کرد که دارند با تجاوز به زندانی و شهید نمودن بیشر از 300 انسان با ترور و اعدام در مدت یک سال دارند نام اسلام را نابود میکنند و اگر
انگونه نکرده بودن تونس و مصر هم مردم اسلام میخواستند ولی امروز از اسلام حکومتی دوری میجویند آنان میبینند امام(ره) میگفت : ما منابع
را میفروشیم خرج مردم ایران میکنیم. چه شد ؟ مردم کشورهای منطقه دارند میبینند در ایران با بیت المال چه میکنند ؟ مرم خودمان نگاه میکنند
قضات با خودیها و غیر خودیها دارند چه ها میکنند ؟ گیریم چند روزی هم مردم را ترساندید در تاریخ کشورمان آقای کروبی لقب شیخ شجاع گرفت
این شیخ ها دارد زیاد میشود. بترسید از روز خشم مردم مسلمان ایران . افسوس که به حرف های این دو برادر گوش نمیدهید.چرا این دو نفر را
به موساد ربط میدهید آنان و سه میلیونی که 25 خرداد88 به خیابان آمدند می خواهند از جنبش مردم تونس و مصر دفاع کنند از شما حمایت برای
راهبیمائی میخواهند این مردم به موساد چه ربط دارد؟
بخدا اگه تک تک ما بخواهیم این بار پیروزی حتمیست.یاحسین میر حسین
میر حسین جان
کروبی عزیز
ای بزرگواران سبز سرزمین ام ، دوستتان داریم و تا آخر راه با شما هستیم
ممنون از بیانیه ی زیبا و با مفهوم تان
ممنون از این که در کنار مردم ایستاده اید
25 بهمن سبز
یا حسین میر حسین تا آزادی
مث هميشه عالي بود. تا اخرش ايستاديم
گفتمانی که خطاهای گذشته را نقد میکند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمیکند.
دوسـتــتــان داریـــم.
درود بر موسوی عزیز و کروبی شجاع
وعده خداوند در برابر ظالمان تحقق پیدا میکند..چه مردم بخواهند و چه حاکمیت آن را غیر ممکن بداند…من به الطاف خداوند خوشبینم..به جان پدر شهیدم از این همه ظلم و فقر و بیکاری به تنگ آمده ام از دیدن دوستان نا امید و مردم عبوس و ناراحت و نگران ،اشک در چشمانم حلقه میزند..پدرم شهید شد که ذره ای از خاک وطن به دست دشمن نیفتد اما الان نیست که ببیند تمام خاک وطن به دست دشمن خودی افتاده و از وطن جز ماتم و سیاهی و دلمردگی چیزی نمانده..بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر……بار دگر روزگار چون شکر آید
درود بر مهندس میرحسین موسوی و مهدی کروبی
افرین . درود بر شما بزرگواران حرف دل ما و خیلی از ایرانیان را زدید .
……/…./…|….|
……./…./..|….|
……../…./.|….|
…__.-;…./|….|
..;…/…/__`…{
…/…/..(..`/…|
…\/_\/_/…/…|
…|………/…./|
….|…-’…\.’….)
…../…..`…..\
……|……….|
……|……….|
فرق ميان كفر و دين يك يا حسين است هر دل گواهي مي دهد حق با مير حسين است..
وعده ي ما 25 بهمن ميدان آزادي تا آزادي ايران عزيز..
عاشقتم میر حسین
روزی که به ورزشگاه انقلاب کرج اومدی از نزدیک دیدمت
پاکی و صداقت تو چهره شما موج میزد
شیخ شجاع :کروبی عزیز
کاش همه شیخ ها مثل شما بودن (دلرحم و شجاع)
25 بهمن منو تنی چند از دوستان هم هستیم
شما هم باشید
ما هستیم/درود بر میر حسین……………….
درود بر موسوی قهرمان، درود بر کروبی شجاع
با شما هستیم تا محو استبداد
hame ba ham 25 bahman
ناشناس جان ! وحدت با خودی و ناخودی و بی خودی و نخودی و … نامیدن مردم به دست نمی آید !
اون وحدتی که میگی در گورستان برقراره !
درود بر آزادی
تو رو به خدا یه کار اساسی انجام دهید زمان اندک است
سایت کلمه راه کارهایی برای تبلیغات در مورد راهپیمایی 25 بهمن در سایت قرار دهد تا بتوانیم ما ان ها را به اطلاع دیگران که دسترسی به اینترنت ندارند برسانیم مخصوصا جنوب شهر تهران
با سلام .
این برای درج دیدگاه من در باره بیانیه اقای موسوی و کروبی در اینجا نیست.من علاقمند به فرستادن مقاله برای سایت کلمه بودم.متاسفانه لینک تماس با ما در سایت کلمه کار نمیکند و چاره دیگر برای تماس با شما نبود. اگر ممکن است لطفا ادرس ایمیل بدهید برای ارسال مقاله.با تشکر و سپاس فراوان
کلمه: با سلام و احترام info@kaleme.com
مهندس دوست داریم
خداوند شما را توفیق دهد که امید مردم مظلوم هستید.
25 خرداد 88 شناسنامه جنبش سبز است و 25 بهمن 89 می آییم تا شناسنامه جنبش سبز را برای چندمین بار ثبت کنیم .
….
ای آزادی ! ما می آییم .
راست میگی ! اصلا همین که شما میگی !! این یعنی حدود یک پنجم ؛ میفهمی یعنی چی ؟!!!
آخه اینو بدون که همه راضی نیستن نون مزدوری بخورن که !!!
درود بر شرف و وجدان بيدار اين دو آزاد مرد و درود بر همه آزاديخواهان سبز ايران . همه با هم پيش به سوي 25 بهمن سبز از ميدان امام حسين تا ميدان آزادي
آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمانهای انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراقآمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.
انشاالله همه شما عاقبت بخیر بشین. دست از لجبازی بردارید یه نگاه اطراف خودتون بندازید . فکر کنید… آنچه رضای خداست را در نظر بیارید به اهل بیت متوسل بشین شاید رفتار و سخنان شما یک درصد اشتاه باشه اگه ذره ای الله هراسی داشتید اینجور نمیشد…. توبه کنید خدا می بخشد بشرطی که جبران کنید
خدایاخدایاتاانقلاب قائم، موسوی وکروبی رانگهدار.ندا، اعرابی ،سهرابی،روح الأمینی ووهمه شهیدان،نهال برخاسته ازخونتان ثمرخواهدداد.
ما هم منتظر حضور رهبران خود در 25 بهمن هستیم
امام(ره) گفت اگر من هم کج رفتم بگوئید (همان فرموده علی علیه السلام) . …: به حرف های این دو برادر و امثالهم _ امجد _استاد_
و _…………………………………………………………………………………………………………………………………………..ه
هم گوش بده چرا رفته ای داخل یک جناح به شکل و ظاهر آنان نگاه کن خداوند چهره اینانرا برایت روشن کرده همه مثل شیطان شده اند یا دارند
میشوند چرا که اهالی ظلم و ستم و تجاوزند . آقای کیهان که آبرویت رادر جهان برده است . از آنان روی گردان شاید خداوند از عمالی که از سال گذشته تا کنون کرده اید شامل رحمت قرار گیری .
بابا دست از سر حاکمان فعلی بردارید.
بنده خداها مگه قدرتی که دستشونه چقدر منافع داره؟
یه مقدار نفت و گاز ناقابله، و مقداری صادرات واردات. حالا چون اینا مبلغی نمیشه، سوبسید نون و قبضارو ورداشتن. کلش مگه چقدر میشه.
کمی انصاف هم بد نیست
درود بر میرحسین عزیز و کروبی دلیر،خیلی کار عالی انجام دادید که با هم بیانیه میدهید اینجوری چشم دیکتاتور بیشتر در میاد ،میگم میرحسین جون با کروبی دلیر روز ۲۵ بهمن در یک جا باشید که نتونند مانع اومدنتون بشن،کاشکی خانوادههای شهیدان سبز و زندانیان سبز هم همشون باهم بیان،در یک جا قرار بزارن.
محشر بود این بیانیه! … از پاراگراف به پاراگراف اون لذت بردم
اما بیشتر از همه از این قسمتش که می گه:
(امروز حاکمیت در ورای ایجاد این نگرانی که اگر او نباشد دین از بین میرود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی میکند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم کند، حال آن که در واقعیت، آن چیزی که بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمکارانه و ضددینی خود حاکمیت است. پایههای همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحکم بودن پایههای فطری آن است، تا جایی که حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین ببرد.)
میر حسین عزیز و شیخ کروبی عزیز دستتان را می بوسم دوستتان دارم از صمیم قلب
یا حسین تا آزادی
یا حسین میر حسین
باسلام به دو مرد بزرگوار ایران
اگر امکان دارد نسخه پی دی اف بیانیه را برای چاپ در سایت بگذارید.
درود بر موسوی و کروبی که خواب راحت را از چشم استبداد و دروغی که به نام دین همه چیز یک ملت و کشور را در خدمت خود می خواهد ربوده اند.
عجب بيانيه اي واقعا عجب واقعا عجب هيچ نقطه اي در باره حمايتهاي امريکا ورژيم صهيونيستي از عملکرد اين اقايان در اين بيانيه نيست .خدايي چرا ؟ نکند حزب حاکم، اوباما ونتانياهو را وادار کرد که از موسوي وکروبي حمايت کنند .بابا يک کمي توجه وتامل .يک کمي خود انديشي .يک کمي واقع نگري .يک کمي توجه به واقعيات سه دهه اخير
دنیا رهبری به پاکی و صداقت و صراحت و عظمت رهبر ایران ندارد و ملت ما قدر این نعمت بزرگ را دانسته و هرگز با زمزمه های رهبران قلابی برای ایجاد حرکتهای انحرافی گوش نخواهد داد و امید بستن این آقایان به برخی نارضایتی هایی که همواره در کف جامعه رسوب میکند که بتوانند با آن زلال حرکت نظام اسلامی را مکدر و کاریکاتوری از انقلاب خلق کنند عبث و مایه رسوایی بیش از پیش خودشان خواهد شد.
ای ول. انقدر فضا یکصدایی شده بود که کم کم داشتم شک می کردم که نکنه میرحسین هم عقب نشسته باشه
ای ول… ما هم یادمون نرفته. به امید آزادی و شادی همه ی مردم ایران :)
دوستان سبزم . فرصت زیادی نداریم هرچه سریعتر این بیانیه را به هر اندازه می توانید تکثیر کنید و به خانه های مردم بفرستید .
فراموش نکنید که به قول گاندی دشمن ما تاریکی است و ما علیه تاریکی شمشیر نمی کشیم بلکه چراغ می افروزیم
بنام خالق آگاهی بخش
رهبران شجاع ، آگاه و بیدار جنبش سبز مردم ایران
با خواندن بیانیه بسیار محکم و استبدادشکن شما یکبار دیگر روزهای دشوار ولی شیرین انقلاب در روح و جانم زنده شد و خودبخود تا پیروزی انقلاب سر کشید. ضدانقلاب انقلابی نما که میخواهد مناسبات شاهنشاهی را در کسوت عبا و عمامه بازسازی کند، بیخبر و ناآگاه از سطح آگاهی و درک والای مردم سعی بیهوده ای میکند که کلاغ های زشت و بددهنش را بجای بلبل و قمری غالب کند. به همت مردم ایران و رهبران صادق و هوشیار جنبش سبز، دستهای تا به مرفق خونین حضرات در جلو چشم نه تنها مردم ایران، بلکه عالم و آدم روشده است.
یاحسین-میرحسین
همیشه باما بمان- کروبی قهرمان
این بیانیه در تاریخ ثبت خواهد شد.همانند کتیبه کوروش .25 بهمن نشاندهنده ی ایستادگی ملت سبز به پای ارمانهایشان
يك سرزمين به كفر باقي ميماند اما به ظلم باقي نميماند.
” محمدابن عبداله “
من اگر بنشینم/ تو اگر بنشینی / چه کسی برخیزد//
من اگر برخیزم / تو اگر برخیزی / همه بر می خیزند/
بیانیه بسیار منطقی و بیان خواسته های همه ایرانیان اصلاح طلب
با میر حسین هستیم تا زمانی که به مواضعش پایبند باشند که تا کنون بوده
و انشاءا… در آینده نیز چنین خواهد بود.
ما با آرمان موسوی پیمان بسته ایم نه با اسم موسوی و…
به امید آزادی ایران
من يك پيشنهاد عملي دارم. پيشنهاد مي كنم از امروز رهبران جنبش سبز و همه نخبگان و سياسيون مخالف دولت و مسئولان نهادهاي مدني و همه چهره هاي احزاب سياسي اصلاح طلب با صدور بيانيه هايي به حمايت از راهپيمايي 25 بهمن پرداخته و اعلام كنند در اين راهپيمايي شركت مي كنند و در روز راهپيمايي نيز در راس ساعت 3 با همراهانشان در يكي از تقاطع هاي خيابان انقلاب يا آزادي حضور به هم رسانند . ما بيش از هزار چهره سياسي اصلاح طلب داريم اگر همه انها با ياران و خانواده خود بيايند هم برخورد را براي حكومت سخت مي كند و هم امكان كنترل امنيتي همه چهره ها به هنگام خروج از خانه براي نيروهاي مزدور حكومت مقدور نيست . در صورت تشكيل يك هسته اوليه از راهپيمايي من قول مي دهم ظرف كمتر از يك ساعت دهها هزار نفر به جمعيت افزوده مي شود و آن قوت است كه مي شود جرقه در انبار باروت.
حكومت با توجه به اينكه حوادث مصر را محكوم كرده بعيدمي نمايد كه بتواند ( البته نه اينكه نخواهد) دست به سركوب شديد بزند چون آن وقت مي شوند بدتر از مبارك و بن علي. البته الحق و الانصاف دولت مبارك به صورت شديد مردم را سركوب نكرد.