سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خط ســــــــوم از قاهره تا تهران؛ خط بطلان بر یک دوراهی...
» مقدمه‌ای بر مسأله مصر و جنبش سبز - ۱

خط ســــــــوم از قاهره تا تهران؛ خط بطلان بر یک دوراهی

چکیده :تجربة جنبش سبز، انقلاب تونس، اعتراضات اردن و یمن و الجزایر، و خیزش مصر خط بطلانی است بر دوراهی کاذب «دموکراتیزاسیون جهانی» یا «دیکتاتوری محلی». جنبش مردمی در این کشورها و بیش از همه در ایران و مصر به دلایل سوق‌الجیشی و دلالت‌های سیاسی آن می‌تواند پایانی باشد بر آغاز خاورمیانة جدید جورج بوش و آغازی باشد بر پایان لیبرال دموکراسیِ یکدست‌کنندة غربی. به چالش کشیدن نظام سی‌سالة مبارک در مصر توسط مردم و تعیین تکلیف آن در «کف خیابان‌ها» مفری است که دو‌گانة مذکور را می‌شکند و فضایی جدید برای نفس‌کشیدن جریان‌های جدید و باز‌شدن افق‌هایی نو به روی مردمان تحت سرکوب و خفقان...


کلمه- مسعود شریف:

از قاهره تا تهران

جهان عرب به‌پا خاسته است. تونس، اردن، الجزایر، یمن، و بیش از همه مصر. خیزشی که تونسی‌ها آغازگر آن بودند حالا به کابوسی همه‌گیر بدل شده است که دست از سر حکام دیکتاتور کشورهای منطقه بر نمی‌دارد. در این میان مصر از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. موقعیت ژئوپولیتیک، همسایگی با اسرائیل، پیشینه و سابقة تاریخی، گروه‌های سیاسی تضعیف‌شده، و جایگاه سنتی اخوان‌المسلمین در آن وضعیت این کشور را به معمایی برای مردم و ناظران خارجی بدل کرده. همگان، از مخالف و مؤافق، در یک نکته تردید ندارند: آیندة مصر معادلات منطقه و به‌طور کلی سیاست بین‌الملل را تغییر خواهد داد. رهاییِ جهان عرب در گروی آزادی مصر است. و این خود مسأله‌ای است که شرایط مصر را از دیگر کشورهای عربی منطقه پیچیده‌تر می‌کند.

در تحلیلی واقع‌بینانه، مصر نه تونس است که بتواند به‌راحتی پرواز بی‌بازگشت رئیس‌جمهور خود را به ثبت برساند، نه لبنان که با رایزنی و رقابت فعال جناح‌های سیاسی انتقال قدرت صورت گیرد، نه اردن و یمن که اصلاح سیاست‌های اقتصادی گامی به پیش محسوب شود، و نه حتی الجزایر که وعدة برکناری نخست‌وزیر خشم معترضان را کم‌و‌بیش فرونشاند. مصر یگانه کشوری است که خیزش آن، در صورت پیروزی، الگوی جدیدی برای دموکراتیزه‌کردن خاورمیانه، جهان عرب و آن‌چه به‌عنوان «کشورهای توسعه‌نیافته» شناخته می‌شود به ارمغان می‌آورد. از این منظر تنها کشوری که به‌لحاظ سیاسی هم‌ارز مصر قرار می‌گیرد «ایران» است. بنابراین پرداختن به مورد مصر به‌طور ضمنی پرداختن به مورد ایران است، آن‌هم به‌لحاظ گشودن فضایی جدید در سیاست بین‌الملل؛ فضایی که نه به بنیاد‌گرایی (اسلامی و غیراسلامی) تن می‌دهد و نه به دیکتاتوری؛ نه در دام تئوری «خاورمیانة جدید جورج بوش» می‌افتد و نه اسیر «اقتدارگرایی» جهان سومی می‌شود. آنچه در پی می‌آید خلاصه، فشرده و بلکه مقدمه‌ای است بر بازاندیشی در دوگانة تاریخی مذکور.

خاورمیانه جدید جورج بوش و متحدان

یازده سپتامبر 2001 آغازگر گفتمانی نوین در سیاست بین‌الملل بود. حملة هواپیماهای غیرجنگی به برج‌های دوقلو زمینة دوره‌ای جدید را در جهان فراهم کرد. با همین اتفاق بود که ایالات متحده حمله به افغانستان را موجه جلوه داد. ایدة توجیه‌گر حمله به افغانستان، هدیه‌دادن دموکراسی به کشورهایی بود که به خودی خود قادر به کسب آن نیستند، گیرم با چاشنی بمب و اسلحه و نیروی نظامی. در این نظریه «دموکراسی» که اصولاً مختص جهان متمدن غربی است به‌عنوان ارمغانی لوکس به کشورهایی اعطا می‌شود که ناتوان از اجرای آن‌اند. از آن‌جا که هر معامله‌ای مستلزم «سود و هزینه» است، تبادل پایاپای کالای دموکراسی با رژیم دیکتاتوری نیز هزینه‌های خود را دارد، هر‌قدر هم که این هزینه‌ها از جنس «خون و مرگ» باشد. آن‌چه در عوض به‌دست می‌آید «دموکراسی فرمایشی» است که بدون حضور نیروهای نظامی ناتو، ایالات متحد و انگلیس در افغانستان محقق نمی‌شود.

کمتر از چند سال بعد و در حالی‌که نظریه «دموکراتیزاسیون از بیرون» در افغانستان از آزمون سرنوشت چندان سربلند در نیامده است، الگوی «صدور دموکراسی» در عراق نیز پیاده می‌شود؛ این‌بار به بهانة سرنگونی صدام حسین، رئیس‌جمهور مادام‌العمر آن. عراق نیز خلأ دیکتاتوری را تجربه می‌کند اما تا رسیدن به آرمان دموکراسی راهی طولانی را پشت‌سر می‌گذارد، راهی که تا به امروز نیز ادامه دارد.

بدین‌قرار، پس از یازده سپتامبر نسخة واحدی وجود دارد، الگویی واحد برای جهانِ جهانی‌شده و یکدست: مشقِ دموکراسی نه آن‌چنان که جهان غربی خود پشت‌سر گذارده است، بلکه چنان‌که ایالات متحد سرمشق می‌دهد. در خاورمیانة پس از یازده سپتامبر جایی برای کنشگری مردم کشورهای جهان سوم باقی نمی‌ماند. هر چه هست اجرای نظریاتی است که در کاخ سفید طراحی می‌شود. از چنین منظری است که آن‌چه در ایران پس از انتخابات 88 و مصر کنونی در جریان است اهمیت قابل ملاحظه‌ای می‌یابد.

تجربة جنبش سبز، انقلاب تونس، اعتراضات اردن و یمن و الجزایر، و خیزش مصر خط بطلانی است بر دوراهی کاذب «دموکراتیزاسیون جهانی» یا «دیکتاتوری محلی». جنبش مردمی در این کشورها و بیش از همه در ایران و مصر به دلایل سوق‌الجیشی و دلالت‌های سیاسی آن می‌تواند پایانی باشد بر آغاز خاورمیانة جدید جورج بوش و آغازی باشد بر پایان لیبرال دموکراسیِ یکدست‌کنندة غربی. به چالش کشیدن نظام سی‌سالة مبارک در مصر توسط مردم و تعیین تکلیف آن در «کف خیابان‌ها» مفری است که دو‌گانة مذکور را می‌شکند و فضایی جدید برای نفس‌کشیدن جریان‌های جدید و باز‌شدن افق‌هایی نو به روی مردمان تحت سرکوب و خفقان می‌گشاید.

در چنین شرایطی، مردم نه دیگر عنصری منفعل در برابر حاکمان مستبد و خودکامه که به کنشگرانی فعال در فرایند رشد ‌و‌نمو دموکراسی بدل می‌شوند؛ کنشگرانی که خود، فارغ از نسخه‌های تاکنون موجود، الگوی خود را تعیین و اجرا می‌کنند. اگر تا پیش از این هواپیماهای ناتو بودند که «دموکراسی با بمب» را به افغانستان و عراق می‌آورند، امروز این مردم‌اند که با تظاهرات خیابانی در تهران و اسکندریه و تونس و صنعا و امان دموکراسی مطلوب خویش را می‌سازند. و صد البته این خودکامگان‌اند که کابوس شبانة خود را شبانه‌روز در میادین و خیابان‌های شهر به عینه می‌بینند و خواب پریشان خویش را تعبیر‌شده می‌یابند، و هنوز دیر می‌رسند، دیر می‌شنوند؛ و دور می‌شوند؛ از این‌جا تا قاهره راهی نیست.

ادامه دارد


22 پاسخ به “خط ســــــــوم از قاهره تا تهران؛ خط بطلان بر یک دوراهی”

  1. آزادی گفت:

    جنبش سبز یه جنبش کاملا زنده است
    اما ازادی مطبوعات وآقای حسنی مبارک با آقای خامنه ای واحمدی نژاد خیلی فرق دارند
    ومهمتر ازهمه سپاه پاسداران ایران را هیج جای دنیا ندارد

  2. sabzineh گفت:

    من هم با نظر آزادی موافقم. خوشونت برهنه ای که در ايران ديديم در هيچ کدوم از اين کشورها هنوز ديده نشده و به قول مير حسين مشابه اون رو زمان شاه هم نديده بوديم…چون اين خوشونت يک خوشونت ايدئولوژيک هست

  3. دادار گفت:

    ایکاش انقلاب 57 راه رسیدن بهدفهای انقلاب راطی مینمودوحاکمان راه دیکتاتوری رادرپیش نمیگرفتند ومطمئنا مابسیار زودتر شاهد تحولات کنونی درمنطقه بودیم ونه از11 سپتامبر خبری بودونه امروز عراق وافقانستان دراشغال امریکا. حال باتوجه بتاثیر جنبش مردم ایران درمنطقه.فعال شدن بیشتر جنبش ازضروری ترین کارهاست رهبری جنبش سبز باید مصلحت جوئی هاراکنار گذاردوهرروزه مردم رابجنبش بخواند همه شرایط برای پیروزی جنبش فراهم است

  4. سارا گفت:

    اين يعني چي ؟ : “از این‌جا تا قاهره راهی نیست. ”
    يعني قرار به قاهره شدن و مصري بودن هم بنازيم و آرزوي به قاهره تبديل شدن هم داشته باشم ؟ فكر نمي كنيد اين آرزو راو 30 سال پيش ما داشتيم ؟
    ————————–
    با احترام به نويسنده ، از اين نوشته و بيشتر از همه اين جمله بوي بنياد گرايي به مشام مي رسد :

    ” ……جنبش مردمی در این کشورها و بیش از همه در ایران و مصر به دلایل سوق‌الجیشی و دلالت‌های سیاسی آن می‌تواند پایانی باشد بر آغاز خاورمیانة جدید جورج بوش و آغازی باشد بر پایان لیبرال دموکراسیِ یکدست‌کنندة غربی. ..”
    برادر من ، شما مدلي در برابر ليبرال دموكراسي غربي سراغ داريد كه در جهان امروز اندكي آرامش ، اندكي تمدن ، اندكي فلسفه ، اندكي علم و حتي حتي اندكي اخلاق به بشريت هديه داده باشد ؟ فوش داده به ليبرال دمكراسي كه هنر نيست ……..
    ———
    در مورد عراق و افغانستان هم اگرچه با شما ابدا موافق نيستم و معتقدم عراق در حال تجربه ي يك دموكراسي كم نظير است كه در ساليان آتي ثمره اش را خواهيم ديد و دير نخواهد بود كه به همسايگي با عراق هم مثل همسايگي با تركيه افتخار كنيم ، اما :
    از اينكه بخواهم با افغانستان و عراق مقايسه شوم ، دردم مي گيرد جناب شريف
    ————————–
    اين جمله يعني چي ؟ يعني تئوري توطئه ؟ درست فهميدم :
    ” بدین‌قرار، پس از یازده سپتامبر نسخة واحدی وجود دارد، الگویی واحد برای جهانِ جهانی‌شده و یکدست: مشقِ دموکراسی نه آن‌چنان که جهان غربی خود پشت‌سر گذارده است، بلکه چنان‌که ایالات متحد سرمشق می‌دهد. ……..

  5. حبیب تبریزیان گفت:

    جناب شریف در اینکه با بمب و کشتی جنگی نمیتوان دموکراسی را صادر کرد حرف نیست و در اینکه « هرچه مشارکت سازمان یافته مردم) هم در ایجاد نظم دلخواهشان بیشتر باشد و هرچه این مشارکت سازمان یافته تر، هدفمندتر، آگاهانه تر باشد نوید بخشِ دموکراسی بیشتر ی با شالوده و بنیان های محکم تری را میدهد هیچ تردیدی نیست. ولی از آنطرف بام هم افتادن و یکباره منکر تأثیر هرگونه فشار جهانی شدن هم شدن بهمین اندازه اشتباه باشد. دموکراسی بعنوان یک برآیند حاصل جمع نیروها و فشار های برداری مختلفی است که مجموعاً نظم حاصله را شکل میدهد. در این محاسبه، نه میتوان به اخلاق گرایی غیر سیاسی فرو غلطید و نه ارزشگرایی آرمانی. باید به همه ی پارامتر ها ی تأثیر گذارنده بها داد و از همه انها بنفع جنبش دموکراسی خواهی سود جست. مسئله مسئله رسیدن به آنچنان موازنه ایی از نیروست که تحول دموکراتیک را مقدور سازد.
    در هر تحول سیاسی و شکل ویژه رخداد آن تحول ،پارامترها و یا بردار های بسیاری عمل میکنند.
    ابر و باد خورشید فلک در کارند
    تا که نانی بخوریم و….
    عمده این پارامتر ها به قرار زیر است:
    1 ـ سطح عمومی نارضائی مردم ، نا کارمدی نظام ، میزان همبستگی درونی نظام و یا عکس ان و برخورد جناحهای مختلف آن با جبهه مخالف.
    2 ـ سطح انسجام سیاسی وحدت آرمانی ، رهبری مورد اعتماد و اتوریته معنوی این رهبری، و.. ، در نیروی تحول طلب.
    3 ـ سطح و میزان « تعاملات رژیمی که باید برود و آنچه که باید بیاید » با جهان از جمله همین امریکا. و در همین جا بگویم که امریکا پس از روی کار آمدن برک اوباما سیاستش نه صدور دموکراسی با زور توپ و تانک بلکه ایجتاد فرصت برای مشارکت فعال مردم در شکل دادن نظام سیاسی مطلوب خودشان است از جمله در خاور میانه.

    من رویدادهای عراق را پس از آخرین انتخابات آن در اسفند ماه گذشته تعقیب کردم و موضع گیری دولت امریکا را در اجتناب کامل از دخالت در روند تشکیل دولت در آنجا دیدم تا آن حد که این عدم دخالت، بسیاری از نیروهای سیاسی عراق و منطقه را به این نتیجه رساند که امریکا به نیروهای متمایل به ایران کمک میکند تا دولت تشکیل دهند. آنچه امریکا بر آن تأکید داشت ایجاد ثبات و امنیت و از همه مهمتر شمولیت و جامعیت ملی و فراگیری دولت بود تا آنجا که افراطیون را هم دربر گیرد.
    بنظر من جنبش سبز در بسیاری زمینه ها دل نگرانیهای مشابه و مشترکی را با غرب در مورد مسائل منطقه از جمله در کشور خودمان دارد، چرا این دلنگرائی مشترک باید انکارو از هماهنگی اجتناب شود. تا کی ما باید در طلسم گفتمانی زمینگیر باشیم که تاریخ مصرفش سپری شده است.
    امروز واژه جهانی شدن در فضای سیاسی کشور ما با یک نگاه ارزشی آمیخته شده است که با واقعیت هیچ تطابقی ندارد. روند جهانی شدن دنیا مثل روند شهری شدن آن در چند صد سال پیش یک واقعیت با نیروی دینامیک است . اِشکال در جهانی شدن نیست بلکه در نوع رویکرد و نگاه به آن است. ما باید یکبار و برای همیشه از تابو سازی از لیبرال دموکراتیسم دست برداشته و آنرا درست تعرف کنیم. من نمیدانم در این لیبرال دموکراتیسمی که در اروپا از جمله در این اسکاندیناوی که من در آن کار و زندگی میکنم، چه چیز منفی وجود دارد که باید آنرا تخطعه و تکفیر کرد. من گیرم این لیبرال دموکراسی قابل تکفیر. شما در برابر میلیون ها مردمی که درکشور ما همین لیبرال دموکراسی لعنت شده را می خواهند چه دارید بگوئید؟ آیا آنها باید خفه بشوند؟
    سخن کوتاه:
    دولت کودتا یی ما جز زبان زور را نمی فهمد و باید این زبان در درجه اول و اول با استفاده از جنبش اجتماعی و سپس سایر امکانات از جمله در تعامل با دلنگرانی های بین اللملی مورد استفاده قرار داد بدون اینکه به دنبال رو آنها تبدیل شویم. جنبش سبز حتی نباید دنباله مردم هم شود تاچه رسد به نیروهای ماورای بهار.
    نه به دنیا گفتن بطور مطلق نشانه میهن دوستی نیست بلکه میتواند عکس ان باشد همان جور که دولت ما هست.

  6. آرمان سبز گفت:

    مطلب بسیار عالی بود
    دقیقا جنبش سبز راه سومی را در منطقه گشود که این راه نه دیکتاتوری سکولار توسعه گراست و نه تئوکراسی بنیادگرایان اسلامی
    راه سوم دموکراسی غیر وابسته به بیگانگان و نفی بنیادگرایی اسلامی است و بر پایه آگاهی ملت های خاورمیانه نسبت به حقوق شهروندی و سیاسی و اجتماعی شان شکل گرفته است

  7. ایرانی گفت:

    اکیدا با سارا موافقم
    اینجا را با کیهان اشتباه گرفته‌اید یا خوانندگانتان را با خوانندگان کیهان؟

  8. علیرضا گفت:

    با درود خدمت شما دوست عزیز، متن بسیار زیبای و شاعرانه ای نوشتید، ولی اصلا” تحلیل درسی ارائه ندادید، هیچ کدام از داده های ایران امروز قابل مقایسه با کشورهایی مانند مصر نبست خواهشا” به بی راهه نروید چون در اتخاذ استراتژی مناسب دچار مشکل می شویم. بعد از 32 سال هنوز یک تحلیل واقعگرایانه، منطقی، عملی از مسائل ایران ارائه نشده، تا کی احساسات باید بر اندیشه ما غلبه کند.

  9. ماهستیم گفت:

    سارای عزیز
    نظام سلطه دلش برای هیچ مردمی نه در کشورهای دموکراتیک و نه در کشورهای در حال توسعه نسوخته است
    باید گوشه چشمی به آنها داشت
    ولی با مفهوم کلی نقطه نظر شما موافقم
    استقرار دموکراسی در گرو یک رویکرد زیرکانه دیپلماتیک است و در این میان برنده کسی است که با هوش تر است نه گردن کلفت تر
    و من این هوش و ذکاوت را در آقای موسوی و خاتمی سراغ دارم
    درود بر تو
    ما هستیم

  10. سارا گفت:

    1. حكومت ايران قدرت سامان دهي تجمعات مهندسي و سازمان يافته را دارد
    2. نيروي نظامي ايران تنها مختص به ارتش نيست .
    3. مشروعيت الهي و آسماني( ولو به غلط ) در ايران وجود دارد در كنار انتخاباتي فرمايشي
    4. هيچكدام از كشوران وسران معتبر دنيا با ايران آن اندازه دوست نيستند كه از آنها بخواهند مردم را نكشند و يا خشونت نورزند
    5. منافع ملي در سايه ي منافع گروهي و منافع مقدس !!! كم گرنگ شده اند
    6. مافياي مواد مخدر و قاچاق خاك ايران را طلا مي داند
    7. بزرگترين مصرف كننده ي مواد مخدر هستيم
    8. رفاه نسبي در ميان مردم وجود دارد
    9. مردم از جنگ و انقلاب خسته اند
    10 . اقتدرا گرايي !! درد ايران توتاليتاريسم است ، نه ديكتاتور فردي ( لطفا فراموش نكنيد )
    و…………

    آن وقت بزرگترين و عظيم ترين جنبش مدني و اجتماعي را كه گوشه اي از الگوي مبارزه اعراب شده است بايد در قيام مصريان عليه يك رئيس جمهور خودكامه خلاصه شود !

    ————————————————–
    استراتژي ما بسط آگاهي است …………، بسط آگاهي ……….. سوراخ دعا را گم نكنيم ………….

  11. سیامک گفت:

    دوستان حتما این مصاحبه رو ببینید در همین رابطه شاید حرف های زیادی برای گفتن دارد؛ مصاحبه ژیژک با بی بی سی:
    http://www.youtube.com/watch?v=zguhZP8rJmU اسلاوی ژیژک، فیلسوف مطرح اسلوونیایی از رهبران چپ مدرن در اروپا
    یک نظام اجتماعی جدید……….؛ نه بنیادگرایی مذهبی؛ نه لیبرال دموکراسی غربی!

  12. علی گفت:

    آقا یه پیشنهاد : از این به بعد تو کامنت ها به صورت رسمی و محکم از میر حسین بخواهیم یه فکری هم به حال جنبش سبز ما بکنه تا بتونیم همانند این عربا یه تکونی بخوریم …(لطفا هماهنگ باشید ….)

  13. alireza گفت:

    آقا یه پیشنهاد : از این به بعد تو کامنت ها به صورت رسمی و محکم از میر حسین بخواهیم یه فکری هم به حال جنبش سبز ما بکنه تا بتونیم همانند این عربا یه تکونی بخوریم …(لطفا هماهنگ باشید ….)

  14. ف-ص گفت:

    واقعا “آغازی بر پایان لیبرال دمکراسی” یعنی چی؟ کدوم یکی از اون کشورها لیبرال دمکرات بودن؟ نکنه منتظر مردم سالاری دینی هستی؟بسه ترو خدا این حرفهای صد تا یه غاز

  15. فتنه سبز زنده گفت:

    آقاایی مسعود شریف
    اول از همه امیدوارم این سوء تفاهم بین مقاله خودتون و خوانندګانش رو تقصیر خوانندګان نیندازید .
    داشتن قلمی پیچیده برای ګفتن حرفی ساده به نفع عوام فریب هایی تمام میشه که میتونند با یک قلم ساده یک مسیله پیچیده رو حل کنند
    اګر خوب فهمیده باشم و شاید هم نه ! ؟
    “از این‌جا تا قاهره راهی نیست. ”
    منظور این است که اون خوابی که کشورهایی چون مصر و ترکیه و ایران اوایل قرن بیستم با آتا ترک و ناصر و جنبش مشروطه میخواستند تعبیر بشه در حال تعبیر شدن است !
    چرا ؟
    چون :
    1 – غربی ها دیګر از جنبش های آزادی بخش شرقی نمترسند !
    چرا ؟
    ( جوابش با شما آقای مسعود شریف )
    2 – مردم و روشنفکران در کشورهای مسلمان هم دیګه غرب رو عامل اصلی تمام بدبختی هاشون نمیدونن ؟
    چرا ؟
    ( جوابش با شما آقای مسعود شریف )
    3 –
    4 –
    === اما ازادی مطبوعات وآقای حسنی مبارک با آقای … واحمدی نژاد خیلی فرق دارند
    ومهمتر ازهمه سپاه پاسداران ایران را هیج جای دنیا ندارد ===
    هر قدرتی که پشتیبانی مردمی نداشته باشند آنقدر شکننده هست که مجبور هست به نمایش های مردمی تقلبی دست بزنه از ساندیس شروع میشه تا تهدید و یا استفاده از ۰۰ فوتو شاپ —

    از همه ترسو تر همان سپاه پاسدارن شعبه ….ن است
    اینها از قصد قیافه های کریه استفاده میکنند چون 70 درصد ترس از ظاهر هر کس میاد
    اګر یک آدم تاپ مدل رو نشون میدادند و میګفتند اګر بیایید تو خیابون سرکوبت میکنم کی میتونست جدیش بګیره ؟

    اګر تونستید قیافه اش رو فراموش کنید پشت سر هر کدومشون یک بچه 4 ساله ګیج بیشتر پیدا نمیکنید .

  16. ناشناس گفت:

    خودتان هستید یا خودتان را به خودتان می زنید!!!پیروزی انقلاب اسلامی در مصر قطعا تحکیم انقلاب اسلامی ایران به رهبری رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت ا…العظمی خامنه ای است و با پیروزی آنها حلقه محاصره صهیونیستها توسط رهبران مردمی فلسطین وحماس و همینطور نیروهای مقاومت به رهبری سیدحسن نصرالله تنگ تر شده و جبهه ایران اسلامی و مردم متحد و یکپارچه آن برعلیه مستکبران که در راس آنها امریکای جنایتکار و صهیونیستها وحامیان خائن داخلی آنا که تحت عنوان سران فتنه توسط مردم انقلابی شناخته شده اند مقتدرتر شده و راه را برای حکومت پر از عدل و داد و منجی بشریت فراهم می کنند. لذا هیچ خائنی که برعلیه انقلاب اسلامی موضع گرفته است و نوکر و سرسپرده بیگانگان حداقل بطور عملی بوده است نباید خودشان را با انقلابیون مصری که برعلیه همین نوکرها در کشورخودشان هستند مشابه گرفته شوند یعنی دوچیز متناقض که برابر نیستند!!!البته در ایران و مصر و پس از فتنه 88 مشابهت هائی می توان دید در هردو کشور مردم برعلیه وابستگان و نوکران قدرتهای خارجی ایستادند و قطعا هم موفق بوده اند در ایران این وابستگان سران فتنه بوده اند و درمصر هم حسنی مبارک و رژیم پوشالی و وابسته او.

  17. ناشناس گفت:

    ایران امروز با کشوری مانند مصر و حتی با ایران قبل از سال 57 کاملا فرق دارد.در وقایع پس از انتخابات مردم اشتباهاتی رو مرتکب شدند که جبران کردنش بعدا مشکل شد در روزهای آغازین حکومت غافلگیر شد و خواسته ما با نرمی و مدارا ابطال آرا بود بدون هیچ گونه اقدامی اسیر سگان ددمنش حکومت گشتیم و دیگر مجالی برای جبران باقی نماند ما طرف مقابل را با اینکه خوب میشناختیم اما باز اجازه دادیم تا خودمان ، خود را فریب دهیم و فکر کنیم که با تجمع مسالمت آمیز میشود چیزی را از کسی مطالبه کرد که چیزی به نام درک و فهم در مغزشان وجود ندارد که اینرا میشود از گستردگی فساد در دستگاهای مختلف حکومتی و وضعیت اقتصادی و به طور کلی مدیریتی کشور مشاهده کرد.اگر در ایران قبل از 57 و یا در مصر کسی کشته شد یا میشود قابل درک است حد اقل سربازی که به سوی مردم شلیک میکرد بی هدف و فقط از روی وظیفه اینکار رو میکرد و خود همین موضع باعث میشد که بعدها خیلی از همین سربازان به مردم ملحق شوند.اما شما چطور میتوانید این موضع رو تفسیر کنید که شخصی تو چشمان ندا نگاه کند و از نزدیک به سوی قلب او شلیک کند؟ چگونه میشود که شخصی مستقیم در چشمان دختری گرفتار و بی پناه نگاه کند و با باتون بزند تو صورتش؟چگونه میشود تعرض به پیرزنان و پیرمردان را توجیه کرد؟شما در مقابل کسانی که دروغ گفتن و تهمت وافترا برایشان ساده ترین کار ممکنه است به چه سلاحی مجهز هستید؟به نظر باید فکر دیگری کرد زیرا که ما با کسانی روبرو هستیم که به هیچ کدام از ارزشهای اسلامی و انسانی پایبند نیستند و مهم نیست که از دین ماسکی برای چهره زشتشان ساخته اند اما مطمئنن با حرکات مسالمت آمیز فقط فرصت دوباره ای به آنان خواهیم داد.فرموده علی (ع) است که اگر سیلی خوردی باید سیلی بزنی و وقتش رسیده که مردم سیلی به گوش…. بزنند که این فقط با یک برنامه دقیق میسر است که هزینه کمتری داشته باشد

  18. فراخوان ۲۲ بهمن سبز ایران گفت:

    No Dictators in Middle East & North Africa

  19. سبز سبز گفت:

    پیروزی نزدیک است.

  20. سارا گفت:

    كدوم راه ؟!!!!!! راهي كه خودش وسطش مونده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    حرف مهندس را خراب نكنيد تو رو خدا .جنبش سبز راه سومي نيست ، همون راه آزاديخواهي و دموكراسي خواهي است . آگاهي ملت ايران و رهبرانش سرمشق خيلي ها قرار گرفت اما دوباره ما را در مقابل جهان قرار نديدن .اين همون خياليه كه فكر مي كردم انقلاب ما نوعي متفاوت از انقلابه و با همه ي انقلاب هاي دنيا فرق داره و آن افتاد كه دانم و داني ……..
    باور كنيد ما هم مردمانيم .. آسماني نيستيم كه هيچ زمينمان را هم بلد نيستيم آباد كنيم …..

  21. بابک دین داوری گفت:

    جنبش خاورمیانه که بگونه یک سیل سئونامی مردمی براه افتاد ، پیامی هم برای آقایان موسوی و کروبی داشته است که به زیر جنبش سز آزادیخواه ایران با شعار ” الله اکبر ” مهندسی شده که خوراک بین اللملی دارد را ، نزنید. چون خواستهای آزادی و مردمسلاری مردم ایران ، اینگونه مهر ها را باطل میداند و دیگر کاربردی برای نگهداشتن ایران در چهار چوب ” ایرانی اسلامی ” خرافات را ندارد .

  22. ناشناس گفت:

    افشین
    دوست عزیز سارا
    از تحلیل بسیار دقیق و زیرکانه شما لذت بردم …. و با شما کاملا موافقم