سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چرا دروغ‌گویی اینقدر در جامعه ما رواج دارد؟...

چرا دروغ‌گویی اینقدر در جامعه ما رواج دارد؟

چکیده :به نظر نمی‌رسد جامعه دروغ را عملی درست بداند. حتی كسانی كه به دروغ متوسل می‌شوند عموما به نادرستی دروغگویی اذعان دارند اما برای آن توجیهی دارند. سوالی كه در اینجا مطرح می‌شود آن است كه مشكل در كجاست؟ و چرا دروغگویی تا بدین حد در جامعه ما گسترش...


سایت آینده در یادداشتی با عنوان “دروغ‌گویی، دروغ‌باوری و دروغ‌پذیری” به قلم علیرضا فاتحی نوشت:

در فرهنگ دینی و ملی ما دروغ از جمله بدترین گناهان است. عباراتی همچون دروغگو دشمن خداست را از كودكی شنیده‌ایم. به نظر می‌رسد با چنین پشتوانه‌ای نباید در جامعه اثری از دروغ و دروغگویی دیده شود. اما باعث تاسف است كه این گناه كبیره و عمل غیراخلاقی كم و بیش در جامعه مشهود است. از دادن اطلاعات نادرست از كیفیت كالا گرفته تا دادن آدرس غلط به رهگذران و از بهانه‌های ناصحیح برای انجام كار اشتباه گرفته تا ساختن ساختمانهای غیراستاندارد. چرا چنین است؟ آیا دروغ و دروغگویی را سنت حسنه می‌دانیم و نسبت به آن خشنودیم؟ آیا به دروغگویی خود افتخار می‌كنیم و آن را حق خود می‌خوانیم؟ به نظر نمی‌رسد جامعه دروغ را عملی درست بداند. حتی كسانی كه به دروغ متوسل می‌شوند عموما به نادرستی دروغگویی اذعان دارند اما برای آن توجیهی دارند. سوالی كه در اینجا مطرح می‌شود آن است كه مشكل در كجاست؟ و چرا دروغگویی تا بدین حد در جامعه ما گسترش دارد؟

به نظر من دروغ سه وجه غلط دارد كه عدم توجه به آن موجب گسترش دروغ در جامعه شده است. این سه وجه عبارتند از دروغگویی، دروغ‌باوری و دروغ‌پذیری.

1) دروغ‌گویی: دروغگویی وجه اصلی دروغ است كه عبارت است از بیان سخن یا خبری بر خلاف آنچه واقعی است. این همان وجهی است كه در جامعه مذموم شمرده شده می‌شود. برخی دیگر از مصداقهای این عمل خلاف عبارتند از ریاكاری، تقلب و تحریف است كه آنها نیز با درجات مختلف مذموم شمرده می‌شوند.

2) دروغ‌باوری: دروغ باوری به معنی آن است كه سخن دروغی را كه شنیده‌ایم به سادگی باور كنیم و آن را صحیح بپنداریم بدون آنكه كمی در صحت آن بیاندیشیم. نمونه‌هایی از آن در پذیرفتن ادعاهای گاه‌به‌گاه وجود نابغه‌ای در كشور با بیش از ده‌ها ابداع فوق پیشرفته، كج شدن برج میلاد و سقوط قریب‌الوقوع آن، عدم وجود پدیده فرار مغزها و غیره است. بدیهی است كه ممكن است در بسیاری موارد برای ما امكان بررسی و تشخیص درستی یا نادرستی یك سخن به راحتی وجود نداشته باشد. اما تا چه حد بر روی سخن یا خبری كه می‌شنویم فكر می‌كنیم و امكان درستی آن را می‌سنجیم؟ برای نمونه به كتاب حماسه حسینی شهید مطهری نگاهی بیاندازیم تا مشاهده كنیم تا چه حد تحریف و اخبار دروغ از این حماسه جاودان در منابر و مداحی‌ها بیان می‌شود و ما بدون كمی
اندیشیدن یا تلاش در تشخیص درستی آنها، آنها را باور كرده و با شنیدنشان اشك می‌ریزیم.

3) دروغ‌پذیری: دروغ‌پذیری به آن معنی است كه متوجه دروغ بودن سخنی بشویم اما یا گوینده را تایید و تشویق كنیم و یا نسبت به آن واكنشی نشان ندهیم. به عنوان مثال اگر فروشنده‌ای در مورد كالایی اطلاعات غلطی داد و ما متوجه شدیم آیا بازهم (اگرچه كالای دیگری را) از آن فروشگاه خریداری می‌كنیم؟ آیا با عباراتی از این دست كه “حالا یك دروغی گفته، چیزی كه نشده”، “قبول دارم این را دروغ گفت، ولی آدم خوبیه!”، “اینقدر سخت نگیر، چیزی كه نشده” یا “همه دروغ می‌گویند” با موضوع كنار می‌آییم و یا حتی با عباراتی مثل “خوب حالشو گرفت” یا “خوب پیچوندش!” دروغگو را تشویق هم می‌كنیم؟

به گمان من علت اصلی وفور دروغ و دروغ‌گویی در جامعه ما باور یا پذیرش آن توسط بخش عمده‌ای از مردم است. در جامعه ما وجه اول دروغ، یعنی دروغگویی گناه و مذموم است اما دو وجه دیگر گناه دیده نشده و نسبت به وجود آن بی‌تفاوت هستیم. اما باید توجه داشت در جامعه‌ای كه دروغ باور و دروغ‌پذیر است، دروغگویی به راحتی رشد می‌كند. علت آن این است كه دروغ‌گو نگران هزینه دروغ‌گویی خود نیست چون یا دروغ او را باور می‌كنند و یا اگر هم متوجه دروغ بودن سخنش شدند یا با آن كنار آمده و واكنشی چندانی در مقابل آن نشان نمی‌دهند و یا آن را توجیه یا حتی تشویق می‌كنند. در نتیجه دروغ‌گویی هزینه زیادی برای گوینده آن ندارد. پس بدون نگرانی یا با نگرانی كم از برملا شدن دروغ، به دروغگویی خود ادامه می‌دهیم.

اجازه بدهید در اینجا به چند نمونه از واكنش‌های نادرست در مقابل این عمل غیر اخلاقی بپردازیم:

1) تا بحال چند بار با این صحنه برخورد كرده‌اید كه راننده خودرویی كه برای سوار كردن مسافر ایستاده است، در حالی كه هیچ مسافری ندارد و یا تنها یك مسافر سوار كرده است، فریاد می‌زند « … دو نفر، دو نفر» و پس از سوار شدن دو نفر مسافر، ندای «… یك نفر، یك نفر» سر می‌دهد، اما تا هنگامی كه هر چهار مسافرش تكمیل نشود، حركت نمی‌كند. در واقع هم راننده خودرو و هم مسافرین می‌دانند كه تا چهار مسافر سوار نشوند، اتومبیل در سر جای خود است؛ این یكی دروغ می‌گوید و آن دیگران دروغ او را می‌پذیرند.

2) در عمده بازارهای میوه، میوه‌هایی كه در بالا و در معرض دید مردم است، كیفیتی متفاوت با میوه‌هایی دارند كه در نهایت به مشتری عرضه می‌شود. ما مردم این را می‌دانیم و با قبول این شرایط و حداكثر با اظهار گله‌مندی به خرید خود ادامه می‌دهیم.

3) گمان نمی‌كنم نیازی به ارائه مثالهایی از توضیحات برخی فروشندگان یا دلالان فروش خودرو و خانه و غیره باشد.

4) به برخی آگهی‌ها از جمله «انجام پروژه‌های دانشجویی»، «چاپ مقالات علمی به نام شما»
و غیره نگاهی بیاندازید. همه آنها یعنی ما تقلب می‌كنیم و بنام شما پروژه انجام می‌دهیم و شما هم آن را به عنوان پروژه یا مقاله خود به استادتان ارائه می‌دهید. هم استادتان از شما راضی‌ است، هم شما از نمره‌تان و هم ما از پولمان! انشاء الله كه خداوند نیز به خاطر این خدمتی كه به خلق می‌كنیم از ما راضی باشد!


6 پاسخ به “چرا دروغ‌گویی اینقدر در جامعه ما رواج دارد؟”

  1. پیر سبز گفت:

    اینجانب که از پنجاه سال پیش بموضوع فوق حساسیت داشتم باین نتیجه رسیدم که ریشه امر در روایات فراوان جعلی دارد که حرمت دروغ را در صورت مصلحت بلااشکال ( واخیرن حتی واجب !!! ) میداند !!! وامروز هم با ملوک دروغگو حساب روشنتر است !! .

  2. حمیدرضا(میکروب) گفت:

    متن خیلیییییییییی جالبی بود،با اینکه به این موضوعها برخورد کرده بودم ولی تا حالا بهش خیلی فکر نکرده بودم!!!

  3. ناشناس گفت:

    انشاء الله که خداوند نیز به خاطر این خدمتی که به خلق می‌کنیم از ما راضی باشد!

  4. سارا گفت:

    ما ايرانيان به بسياري از رفتارهاي نادرست و غير انساني آلوده ايم که دروغ از همه ي آنها بدتر است ولي تاثير دروغ پنهاني است بهمين خاطر دروغگويي را آنچنان بد نميدانيم. حتي دروغهاي خود را با افتخار براي همديگر تعريف ميکنيم.
    خداوند اين کشور را از دروغ، خشکسالي و دشمن دور نگهدارد. ( داريوش هخامنشي)

  5. زنده باد سبز گفت:

    خواجه نصیرالدین، دانشمند یگانه‌ی روزگار، در بغداد مرا درسی آموخت که همه‌ی درس بزرگان در همه‌ی زندگانیم برابر آن حقیر می‌نماید و آن این است:

    در بغداد هر روز بسیار خبرها می‌رسید از دزدی، قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود. روزی خواجه نصیرالدین مرا گفت می‌دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می‌کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می‌دانند؟

    من بدو گفتم: بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته‌ای را بدانم.

    خواجه نصیر الدین فرمود: ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده‌ای و اصول اخلاق محمد – که سلام خدا بر او باد – را می‌دانی. و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته‌اند و از بامداد که مومن از خواب برمی‌خیزد تا شبانگاه راه بر او شناسانده شده است.

    اما چه سّری است که هیچ کدام از ایشان ذره‌ای بر اخلاق نیستند و بی‌اخلاق‌ترین مردمانند و آنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی‌اش که از وجدان بیدار او است.

    من بسیار سفرها کرده‌ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده‌ام. از «غوتمه (بودا)» در خاور زمین تا «مانی ایرانی» در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می‌زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند.

    آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می‌دانند و معتقدند آنکه خود را بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد.

    اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ؟ در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می‌دهند آن فرمان «اما» و «اگر» دارد. در اسلام تو را می‌گویند:

    دروغ نگو … اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست.
    غیبت مکن … اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست.
    قتل مکن … اما قتل نامسلمان را باکی نیست.
    تجاوز مکن … اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست.

    و این «اماها» مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمان به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می‌شمرد.

  6. ناشناس مسلمان گفت:

    متاسفانه بايد بگم كه —–> جا انداختن دروغ در برخي مواقع با عنوان مصلحت ( مثلا براي آشتي بين دو نفر دروغ بهشون بگيم ) + فرهنگ غلط ( مثلا دروغگويي براي فرار از سرزنش شدن ) باعث شده كه دروغ رواج پيدا كنه . حتي بعضيا، آدم دروغگو يا رياكار يا آب زير كاه رو تشويق ميكنن و بهش لقب ” زرنگ ” ميدن !
    اللهم عجل لوليك الفرج