میرحسین: دروغها و تهمتها نشان داد که اسلام آقایان چگونه اسلامی است
چکیده :گسترش فرهنگ اعتراف گیری و تواب سازی از درون زندانها به فضای سیاسی بیرون منتقل شده است. بر اساس این فرهنگ، شما اگر می خواهید پست خود را حفظ کنید و یا انتخاب شوید و یا در معاملات بزرگ و کوچک سهیم شوید و یا با آرامش از دست و زبان بد اخلاقان زندگی کنید، باید فهم و بصیرت لازم را برای محکومیت منتقدان و معترضان جنبش سبزداشته باشید. آنها حتی از حوزه ها و مراجع عظام نگذشته اند و ما شاهد فشارها و جسارتها و اهانتهای گوناگون علیه روحانیت و مرجعیت هستیم. غافل از آنکه داخل همین خانواده های دست اندر کاران، توجه به خواستهای مطرح شده درجنبش سبز در حال گسترش است. چرا که این مطالبات مطابق با حقوق مردم و میثاق ملی...
کلمه: اقتدارگرایان در ده روز نخست دی ماه، با لحنی عصبی و تهاجمی تر از قبل به تخریب شخصیت های جنبش سبز پرداختند. آنها در این روزها با موجی از شعار و توهین در قالب سخنرانی، مصاحبه، یادداشت و … علیه هواداران جنبش سبز و همچنین میرحسین موسوی، کروبی و خاتمی به میدان آمدند. تا جایی که صدا و سیما در بخشهای مختلف خبری خود شعار مرگ بر خاتمی، موسوی و کروبی را به وضوح پخش کرد. هواداران دولت حتی خود را به جای خدا و ائمه معصوم نیز نشاندند و عنوان کردند که موسوی و خاتمی و کروبی توسط خدا هم بخشوده نخواهند شد. آنها در مقام داوری تا جایی پیش رفتند که مدعی شدند میرحسین موسوی، نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس، روز قیامت و اسلام را باور ندارد. میرحسین موسوی اما در برابر این همه توهین و ناسزا فقط سکوت کرد. بسیاری از هواداران جنبش سبز در این مدت پرسیده اند که چرا موسوی در برابر این تهاجم وسیع موضعی نگرفته است؟خبرنگار کلمه به همین مناسبت در گفت و گویی کوتاه پرسش هایی را در این مورد با وی مطرح کرده است.
موسوی در پاسخ به سوالات کلمه، راه و روش تبلیغاتی اقتدارگرایان را متعلق به دوران قدیم دانسته و گفته است «آنها از شگردهایی استفاده می کنند که در رژیم های توتالیتر، شبیه شوروی دوران استالین و یا رومانی زمان چائوشسکو، استفاده می شد.» وی ضمن بی اثر خواندن این تبلیغات گفته است «این ده روز فرصت خوبی برای شناخت ملت ما از ماهیت این آقایان بود. این همه دروغ و تهمت نشان داد که اسلام حضرات چگونه اسلامی است.»
موسوی در این مصاحبه یک بار دیگر بر مطالبات بیانیه هفدهم خود تاکید کرده و خطاب به اقتدارگرایان اعلام کرده است: «شما امثال بنده را ندیده بگیرید و خودتان بی اعتنا به ما زندانیها را آزاد و اعلام کنید که پایبند به همه اصول قانون اساسی هستید و رسانه ها را آزاد کنید، انتخابات آزاد غیر گزینشی داشته باشید. خواهید دید افق روشن خواهد شد… اگرنه سرکوب، سطح مطالبات را بالا خواهد برد.»
متن مصاحبه خبرنگار کلمه را با میرحسین موسوی می خوانید:
در هفته های اخیر، اقتدارگرایان هجمه تبلیغاتی بی سابقه ای را علیه شما و جنبش سبز انجام دادند، اما شما در برابر این هجوم سکوت کردید و موضعی نگرفتید. دلیل این سکوت چیست؟ انتظار خیلی از طرفداران جنبش سبز این بود که شما در برابر این همه تهاجم چیزی بگویید.
بنده قصد پاسخ داشتم اما انتشار نامه برادر عزیزم آقای کروبی مرا منصرف کرد. نگاه ایشان دلیل بسیاری از این بداخلاقی ها را روشن می کند. دلیل دوم سکوتم آن بود که تبلیغاتی از این قبیل متعلق به دوران قدیم است و از شگردهایی استفاده می کند که در رژیم های توتالیتر شبیه شوروی دوران استالین و یا رومانی زمان چائوشسکو استفاده می شد. کسانی که این تبلیغات را سازمان دادند نه جامعه خودمان را می شناسند و نه درکی از فضای متحول بین المللی دارند. آنها در فضای قبل از گسترش تکنولوژی ارتباطات زندگی می کنند.
ارزیابی شما از ده روز تهاجم که علیه شما و دیگر شخصیت های جنبش سبز صورت گرفت، چیست؟ چقدر تبلیغات اقتدارگرایان را اثربخش می دانید؟
به دلایلی که در پاسخ به سوال قبلی گفتم این تبلیغات نه تنها کم اثر بود بلکه بدلیل محتویات غیرمنصفانه خود اثر عکس داشت. این ده روز فرصت خوبی برای شناخت ملت ما از ماهیت این آقایان بود. این همه دروغ و تهمت نشان داد که اسلام حضرات چگونه اسلامی است. تعجب آور هم نبود ما همه پیشنمازی را می شناسیم که گفت امریکا از طریق عربستان یک میلیارد دلار به ما کمک کرده و قول پنجاه میلیارد دیگر را بعد از پیروزی داده است و هنوز این آقا علیرغم این بهتان و دروغ، موقعیت رسمی خود را حفظ کرده است. به همین دلیل، اثرات این تبلیغات خارج از عرف توام با فحاشی های سخیف و تهدید، بیشتر از آنکه به جنبش رو به گسترش سبز لطمه بزند، حقانیت و سرزندگی جنبش سبز را نشان داد.
اینها نمی توانند درک کنند وقتی کسی که به خاطر یک کبک یک انسان محترم را به قتل رسانده ادعا کند شخص عالمی مثل آقای خاتمی قرآن را نمی فهمد و یا در سایتهای خود، دادستان انقلابی و مورد اعتماد امام را جاسوس شوروی و قرآن پژوه مبارزی چون خانم رهنورد را با تهمت های مضحک، همکار خانواده مطرود رژیم پهلوی، و بنده و ایشان را به نقل از یک نویسنده درگذشته، که از ترس مردم به اروپا گریخت و در آنجا فوت کرد، فراماسون می نامند، مردم چگونه با این ادعاها روبرو می شوند. اینها روی گوبلز را در جعل و دروغگوئی سفید کرده اند و تهمت و دروغ را جزئی از دیانت متحجرانه و توام با خرافات خود قرار داده اند. البته یک نکته ظریف دیگر نیز وجود دارد که دستپخت این چنین شور از آب در می آید و آن اعتقاد ریشه ای بخشی از حاکمیت به خس و خاشاک و بزغاله و گوساله بودن میلیونها نفر از مردم این کشور است. یکی از دلایل دلیری اینان برای گفتن دروغهای بزرگ همین نگاه به ملت است. آنها هنوز باور به شعور ملت ندارند و متاسفانه در خلوت خود حتی از تصور حقوق شهروندی برای همه مردم و کرامت ذاتی برای همه انسانها وحشت می کنند.
در مهدیه تهران و برخی تریبون های دیگر خطاب به شما و آقای کروبی و دیگر شخصیت های جنبش سبز گفتند که شماها عددی نیستید. شما چه نظری درباره چنین اظهار نظری دارید؟
اتفاقا این سخن کاملا درست است. نه بنده و نه کروبی نگفته ایم عددی هستیم. در احوالات شیخ ابوسعید ابوالخیر آمده است عالمی که با شیخ احساس رقابتی داشته کسی را پیش او می فرستد که من مثل یک فیل هستم و شما مثل یک پشه و شیخ جواب می دهد که به او بگوئید «ما هیچ نیستیم و آن پشه هم تو هستی». البته ما در مرتبه شیخ نیستیم ولی با تاسی به او می گوییم ماها عددی نیستیم. ولی این دلیل نمی شود که شما حقوق مردم را ضایع کنید و میثاق ملی را تا این اندازه خوار کنید.
شما شبیه این مضمون را در بیانیه هفده، که پس از وقایع عاشورای تهران صادر کردید، نیز یادآور شده اید. آیا همچنان بر همان خواست ها تاکید می کنید؟
بله. بنده در اطلاعیه 17 گفتم شما امثال بنده را ندیده بگیرید و خودتان بی اعتنا به ما زندانیها را آزاد و اعلام کنید که پایبند به همه اصول قانون اساسی هستید و رسانه ها را آزاد کنید، انتخابات آزاد غیر گزینشی داشته باشید. خواهید دید افق روشن خواهد شد. اگرنه سرکوب، سطح مطالبات را بالا خواهد برد. این نوع تبلیغات دروغ و ناشیانه که همزمان با ادامه سرکوب و دستگیریها انجام می گیرد جز آنکه مردم را روز به روز بیشتر از اصلاح در چهارچوب قانون اساسی مایوس سازد فایده ای نخواهد داشت.
دبیر کل موتلفه گفته است که شما یعد از انتخابات، در ملاقات با هیئتی با شمارش بخشی از آرا موافقت کردید و بعدا با ملاقاتهائی که با اعضای مشارکت و مجاهدین انقلاب داشته اید آنها شما را از این توافق قبلی منصرف کرده اند. آیا درست است؟
متاسفانه دبیر کل جدید موتلفه پختگی لازم را ندارد. درمورد این ادعا بنده آن را تکذیب می کنم. در آن جلسه، آخرین حرفی که زدم «قبول حکمیت» بود و اگر شرکت کنندگان در آن جلسه به حافظه خود رجوع کنند، بنده حتی چند نام را به طور مثال برای چنین هیئت حقیقت یابی مطرح کردم. بدترین بخش ادعای ایشان تهمتی است که به دو گروه سیاسی معتبر کشور زده اند، در حالی که اعضای اصلی آنها در بند هستند.
البته علاوه بر ایشان برای چندمین بار یکی از وزرای زمان دفاع مقدس با استناد به یک نشریه غربی به صورت ترجیع بند نقل قولی از بنده می کند که با توجه به خدمات ایشان به بهداشت کشور تا کنون صبر کردم که چیزی نگویم. بنده تعجب می کنم ایشان که ادعای مسلمانی دارد، علیرغم این همه مدرک و سند و سخنرانی و اطلاعیه های بنده و بحثی که یک بار با ایشان کردم به قول یک نشریه آمریکائی تکیه می کند و از آن فراتر می رود و برخلاف گفته ها و کردار قدیم خود در مورد گذشته سیاسی اینجانب به قضاوت می نشیند. مگر انکه بگوئیم در آن موقع تظاهر می کرده است.
با توجه به اینکه فشار و تبلیغات علیه جنبش سبز در ماههای اخیر افزایش یافته است. وضعیت جامعه و جنبش سبز را در این شرایط چگونه ارزبابی میکنید؟
بله. حجم تحریف و دروغ و تهدید بالارفته است. اعدام های فله ای و محکومیتهای عجیب و غریب ظالمانه هم برای کمک به مرعوب کردن بکار گرفته می شود. مهمتر، گسترش فرهنگ اعتراف گیری و تواب سازی است که از درون زندانها به فضای سیاسی بیرون منتقل شده است. بر اساس این فرهنگ، شما اگر می خواهید پست خود را حفظ کنید و یا انتخاب شوید و یا در معاملات بزرگ و کوچک سهیم شوید و یا با آرامش از دست و زبان بد اخلاقان زندگی کنید، باید فهم و بصیرت لازم را برای محکومیت منتقدان و معترضان جنبش سبزداشته باشید. آنها حتی از حوزه ها و مراجع عظام نگذشته اند و ما شاهد فشارها و جسارتها و اهانتهای گوناگون علیه روحانیت و مرجعیت هستیم. غافل از آنکه داخل همین خانواده های دست اندر کاران، توجه به خواستهای مطرح شده درجنبش سبز در حال گسترش است. چرا که این مطالبات مطابق با حقوق مردم و میثاق ملی ماست.
مردم ما خاطرات خوشی از اعتراف گیری و تواب سازی و مداهنه و تهمت و دروغ ندارند. این ترفندها در ماه دی به ضد خود تبدیل شد. تمام این تمهیدات و اقدامات به خوبی نشان می دهد که جنبش سبز در حال پیشرفت است و انشالله با شرکت همگان این روند تا رسیدن به اهداف مطرح شده در جنبش سبز ادامه خواهد یافت. ما اعتقاد داریم که: «فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض»، کف ها به کناری رفته و محو میشوند، ولی آنچه برای مردم سودمند است باقی می ماند.
گر چه این حجم تهمتها و افتراها و دروغ زنی و وارونه نمایی در نهایت برملا خواهد شد اما به هر حال نمی توان حجم تبلیغات رسانه های حکومتی با بودجه های نجومی را، که به قبضه جناح خاصی در آمده، نادیده گرفت. به نظر شما چه طور می توان بر این تفرقه افکنی ها در جامعه و در میان خانواده ها فائق آمد؟ جنبش سبز چه طور می تواند در جهت پوشاندن و کم کردن شکاف های مختلفی که ممکن است روزبه روز در اثر سوء تدبیر و سوء نیت اقتدارگرایان بیشتر و بیشتر شود گام بردارد و وحدت ملی را در برابر تفرقه افکنی های دولتی حفظ کند؟
به نظرم استراتژی اصلی باید همان آگاهی بخشی و راهکار اصلی همان هر شهروند یک رسانه باشد. کارهای به ظاهر ساده ای مثل تکثیر روزنامه ها و نامه ها و بیانیه ها، تکثیر سی دی از عکس ها و فیلم های وقایع پس از انتخابات و … امروزه عمق نفوذ خوبی پیدا کرده اند و به دورترین نقاط هم رسیده اند. لشگر پرشمار آگاهی بخشی و اطلاع رسانی از دل وسایل ساده ای که عصر اطلاعات در اختیار آنها گذاشته است موثرترین شیوه ها را با خلاقیت خود برای رساندن پیام حقیقت پیدا کرده و می کند.
اما در کنار تلاش برای گسترش آگاهی ها و مبارزه با انتشار دروغ و قلب حقایق، نباید خاطره بحثها و گفتگوهای صمیمانه روزهای انتخابات را از یاد برد. نباید از یاد ببریم که چه طور پیش از آن که مداخله های به اصطلاح امنیتی فضای گفتگوی مدنی را به آشوب بکشد و صدای بحث و گفتگو را خاموش کند، شنیدن صدای همدیگر را در گفتگوهای انتخاباتی تجربه و تمرین می کردیم. نباید زنجیره سبزی که تمام اختلافات و تفاوت ها را از جنوب تا شمال شهر و کشور به هم پیوند می داد و زیستن در کنار هم را به ما می آموخت فراموش کنیم. این خاطرات گرانبها درس ها و الگوهای ارزشمندی برای امروز ما نیز می توانند باشند. امروز هم باید تا آنجا که می توانیم با زنده نگاه داشتن فضای بحث و گفتگوی ملی، تحمل و مدارای یکدیگر را تمرین کنیم و نظرات و آراء همدیگر را بشنویم تا بر شکافهای تحمیل شده از سوی رسانه های رسمی غالب شویم. سبز بودن ما به این معنا نیست که می خواهیم همه را به رنگ خود در آوریم و یک رنگ کنیم، آن طور که انحصارطلبان و اقتدارگرایان برای همه رنگ و رای خویش را تجویز می کنند. سبز بودن زیستن در کنار یکدیگر با درک تفاوت ها و اختلاف آراء و نظرات و سلایق یکدیگر است. اگر اقتدارگرایان و رسانه های شان می کوشند ترک های ایجاد شده در خانواده ها و جامعه را پررنگ کنند، ما باید بکوشیم با پذیرفتن این اختلاف ها نسخه ای برای زیستن مسالمت آمیز در کنار یکدیگر ارائه کنیم. آگاهی بخشی در عین مسالمت، موثرترین سلاح علیه خشونت و پراکندن بذر های تفرقه و جهل است.














درود بر میر حسین
درود
باسلام
میرحسین عزیز مثل همیشه به موقع و با ادبیات فاخر و صاحب سبک خود بی پیرایه پاسخی متین و اندیشمندانه به تمامی هجمه های این چند روز برخی آقایان مثلا مردم دوست ایران دادند.
مطمئنا این ورزهای شوم به پایان می رسد و حاکمان خودکامه بیش از پیش به اشتباه خود واقف می شوند.
اشتباهی میرحسین را به یک ستارخان و مبارزی در قلب مردم تبدیل کرد.
چه میرحسین باشد و چه نباشد ملت سبز ایران به جنبش آزادی خواهی وفدار خواهد بود.
درود بر رئیس جمهور واقعی ایران و درود بر رهبران جنبش سبز
مرحمت فرمود ما را حس کنید..تاریخ در مورد خود گامگان ودیکتاتورها بی رحمانه وسخت قضاوت خواهد کرد یا حسین میر حسین
میر حسین تنها یک عدد است آنهم عدد یک و ما صفر هایی هستیم که جلوی آن عدد یک قرار می گیریم در نتیجه آن یک وما صفرها جلوی آن بینهایت می شویم در برابر تمامی نامردمان وما بیشماریم
به نام خدا
يا حسين مير حسين- اين شعار هنوز ورد زبان ماست. خدايا به اين مير خودت توان بده تا ريشه ظلم را به كمك مردم ستمديده بركنند.
به اميد آن روز-
يا حسين مير حسين
با سلام
مشخص شد اسلام حضرات چگونه اسلامی است خدا را شکر فکر کنم مصطفی تاجزاده با شنیدن این مصاحبه تا حدودی دلش خنک بشه واقعا همه ما بعد از چند وقت نیاز به شنیدن چنین سخنانی را از رهبر جنبش سبز داشتیم مخصوصا اگر تصویری باشه بازتاب موثر تری را خواهد داشت. دست همتون درد نکنه.
یاحسین میرحسین
محمد.ت
با سلام
سایت کلمه عزیز لطفا در باره خیانت ها و هجمه های دولت جمهوری اذربایجان (اران) در رابطه با مردم ایران اطلاع رسانی کنید این کشور جعلی نقشه های شومی را برای ایران و اذربایجان واقعی یعنی اذربایجان ایران در سر می پروراند .
چون این سایت بسیار پر طرفدار و به قصد اگاه سازی مردم ایران است لطفا این اطلاع رسانی را انجام دهید .یادمان نرود که یکی از اهداف جنبش سبز حفظ تمامیت ارضی کشور عزیزمان ایران است
یا حسین میر حسین
زنده باد مرد روزهای سخت میر حسین موسوی
بر میر حسین و خبرنگار کلمه و تمام فعالان سبز سلام. خسته نباشید
امروز هم باید تا آنجا که می توانیم با زنده نگاه داشتن فضای بحث و گفتگوی ملی، تحمل و مدارای یکدیگر را تمرین کنیم و نظرات و آراء همدیگر را بشنویم تا بر شکافهای تحمیل شده از سوی رسانه های رسمی غالب شویم. سبز بودن ما به این معنا نیست که می خواهیم همه را به رنگ خود در آوریم و یک رنگ کنیم، آن طور که انحصارطلبان و اقتدارگرایان برای همه رنگ و رای خویش را تجویز می کنند. سبز بودن زیستن در کنار یکدیگر با درک تفاوت ها و اختلاف آراء و نظرات و سلایق یکدیگر است. اگر اقتدارگرایان و رسانه های شان می کوشند ترک های ایجاد شده در خانواده ها و جامعه را پررنگ کنند، ما باید بکوشیم با پذیرفتن این اختلاف ها نسخه ای برای زیستن مسالمت آمیز در کنار یکدیگر ارائه کنیم…………………….
خدایا شکرت که کسانی دارند راه درست را بعد از سالها می روند … عجب سبز است این راه … حرف دلمان را میرحسین عزیز می زند …
گفتگوی کوتاه نبود این البته
درود بر مهندس موسوی و سپاس از شما برای انجام این مصاحبه
با عرض ادب و احترام خدمت مرد راستين اخلاق و ادب اسلامي و پيرو واقعي امام عزيز،مي خواستم به برادران اصول گرا توصيه كنم قدري ادب از اين سيد متواضع بياموزند.
يا حسين (ع) مظلوم به داد مسلمانان ايران از دست اين قوم ظالم (به اصطلاح اصول گرا) برس. آمين
برا ستي كه با همين چند كلمه سخن راهگشا اينهمه بافته هاي انها را پنبه ميكند پس بايد به انها حق داد كه اين همه فيلترينگ وبگير وببند روز نامه وروزنامه نگار راه بيندازند تا اين گونه سخنان بگوش كسي نرسد ولي زهي خيال باطل
بي تعارف ، با خواندن بيانيه ها و مصاحبه هاي مير حسين احساس پيروزي مي كنم. حسابي اميدوار مي شوم به آينده . مي فهم كه صبر و استقامت چگونه ثمر مي دهد .
استحكام سخنان صميمانه ي مير حسين و گفتار متزلزل و سرشار از دروغ آنان نشانه هاي پيروز است . آيا نيست ؟
خدايا به خون هاي ناحق ريخته توسط اصول گرايان ، به آه مظلومان و شكنجه شده گان ، به عدالت خواهي زندانيان و… مير حسين را در پناه خود نگه دار.آمين
میر حسین عزیز هیچگاه یادم نمی رود روی برگ رای نام سبز تورا نوشتم به توایمان داشتم و دارم یادمان نمی رود در کنار هم بودمان را
یادمان نمیرود بودن با سهراب وندا و کیانوش ومحسن و امیرو یعقوب و ترانه و اشکان و… و زنجیره سبز انسانی که باهم تشکیل دادیم ، بودن درکنار سهراب عجب صفایی داشت ، با سهراب سبز شدیم و هرگاه یاد آن دوران میکنیم چهره زیبای سهراب کافی است … ، با خون ندا و با نگاه ندا پی بردیم که در این راه و انتخاب تو هرگز اشتباهی نکردیم ،گرمی دستان شهدای عزیز هنوز گرما بخش وجودمان است ، به یقین صلابت زنجیره محکمتر شده چرا که ایمان ما به این حرکت وجنبش بیشتر شده.
به یقین دروغگویان رسوا میشوند و آینده از آن راستگویان خواهد بود
میر عزیز تو صدای مردم راشنیدی همانگونه که گفتی تو به همه جای ایران رفتی و صدای مردم و چهره آنان را دیدی….
تو چهره سبز شهدای سبز رادیدی….
به یقین شهادت آنها بیهوده نیست …
به یقین اسارت آزادگان سبز بیهوده نیست…
خداوند بزرگ همواره و همیشه پشتیبان و نهگهدار ومراقبت تو باشد و تو را از هرگونه گزند و آسیب و تهمت و افترا مصون نماید.ان شاءا…
یاحسین میرحسین
میرحسین عزیز هربارکه سکوت میکنی دلمان را میلرزانی که نکند خسته شدید همیشه سبز میمانیم دوستت داریم یاحسین
مهندس چه قدر دير پيام دادي دلمون تنگ شده ……
درود بر موسوي
بر میر حسین و خبرنگار کلمه و تمام فعالان سبز سلام. خسته نباشید
ali جان (كامنت4.1 دقيقه)
شما همان كامنت بعدي (مادر سبز) نيستيد؟
پسر جان! اولاً گوگوش چه هيزم تري به شما و ملت فروخته كه احياناً حمايتش از آقاي موسوي باعث رو شدن دست موسوي شده؟.
ثانياً گوگوش هم مثل من وتو ايرانيه و حق داره از هركي كه ميخواد طرفداري كنه . نمي دانم يادت مياد اوايل انقلاب گوگوش آهنگ آقا خوبه؛ آقا نازه؛ را خواند. اون موقع دست كسي برات رو نشد؟
اقای موسوی کم کم چهره ات برای مردم ایران رومیشود دیدم چطورری خارج نیشنان ازشما حمایت می کنند امثال گوگوش ودیگر ان مثل پسر شاه
هر انسانی آزاد است که از هر شخصی که می خواهد حمایت کند و البته حمایت اشخاص ملاک خوبی برای تشخیص حق و باطل نمی باشد چرا که با این استدلال شما حتما طالبان و صدام حسین جزء انسان های شریف به حساب می آمدند چرا که آمریکا در مقابل آنها ایستاد حالا شما قضاوت کنید البته با کمی انصاف!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
واقعا جواب فوق العاده اي داديد…
طبق استدلالت مردم فلسطين هم فاسد هستن چون آدم فاسدي مثله صدام ازشون حمايت کرد.
ګوګوش تا بحال نه آدم کشته نه دزدی کرده
هنرمندی است که خیلی ها دوسش دارند چون در شادی و غمهاشون مثل یک مسکن بوده .
بعضی ها مثل تو و امثال تو که فقط با نعره و فحش و بد و بیراه قمه بستن روزتون رو شب میکنین و شب تون رو روز !
البته میفهمم که ترانه هاش با دنیای سیاه شماها خیلی ضدیت داره ! ؟ .
پسر شاه و فرح و هر کس دیګری حق دارند از هرکسی میخواهند طرفداری کنند .
هوشنگ امیر احمدی چی ؟ اګر از سبزها طرفداری کنه خوبه یا بده ؟ ؟ ؟
مادر سبز سلام
چه فرمول خوبي ارايه دادي، كه: ’حمايت اشخاص دليل برحق يا باطل بودن نيست‘ آفرين! خب، ما هم سي ساله ميخواهيم همينو بگيم اما بگوش شما و دوستاي شما نميره!! حالا با گرايشي كه شما داريد؛آيا اين فرمول در مورد شما هم صادقه؟
فرمول میخواهی! :
و هر كس عمدا مؤمنى را بكشد كيفرش دوزخ است كه در آن “ماندگار” خواهد بود و خدا بر او خشم مىگيرد و لعنتش مىكند و عذابى بزرگ برايش آماده ساخته است
وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا
شادی روح شهدای سال 88 به خصوص شهید مصطفی غنیان که الله اکبر گویان شهید شد الفاتحه مع الصلوات
میشه لطفا بګید منظورتون از ما یعنی چی ؟
و از شما یعنی کی ؟
همین کلی حرف زدنهاست که همیشه ما رو از چاه در آورده انداخته تو چاه !
کافی است به حرفهای عوام فریب هایی چون احمدی و امثال او بیشتر ګوش کنید !
همه ی حرفها درست و متین، اما بدون رسانه ای فراگیر مثل تلویزیون یا رادیو، جنبش همچنان درجا خواهدزد…
یا حسین/میرحسین
میر حسین شیر مادرت حلالت باشه یا حسین میر حسین
تیز بینی ، تعادل ، استواری و متانت میر حسین عزیز مثال زدنی است . جنبش سیز مثل دریاست بزرگ و عمیق و پاک و آرام . میر حسین عزیز بخاطر اینکه بر سر حرفهایت ایستادی و خودت اولین عامل استراتژی اصلی جنبش سبز هستی به تو تبریک میگویم .
امیدواریم شعارهای مرگ بر موسوی و کروبی روزی تحقق عینی پیدا کند و در تلویزیون شاهد اعدام این خائنین باشیم
شما زیاد حرص نخور عزیز. از نظرت می شود فهمید که از چه دسته ای هستی!
برو تو سایتای خودتون که دوستات دارن از صبح تا شب دم از اعدام و کشتن و تکفیر این و اون میزنن از این حرفا بزن.
میبینی که حرفات اینجا خریداری نداره. حتی کسی به خودش زحمت نمیده جوابتو بده.
از خدا می خوام تو و همفکراتو به راه راست هدایت کنه.
امیدواریم شعارهای مرگ بر موسوی و کروبی روزی تحقق عینی پیدا کند و در تلویزیون شاهد اعدام این خائنین باشیم
سلام،
دوست ناشناس من، مجید و برخیهای دیگر.
عجب نفرتی دارید شماها از این موسوی و کروبی. بسیار نگرانکننده است.
واقعا باید راز دردناکی را کشف کنیم.
آقایان، چه شده که در جامعهای ایران، که هزاران سال؛ حتی پیش از اسلام؛ به فرهنگ و ادب شهره بوده، اینک، وجود داشتهباشند کسانی که از بت بیادبی و دروغگویی حمایت کنند؟
آیا تربیت اشتباه بودهاست؟
آیا اینان از یک محیط کوچک به محیطی بزرگتر رسیده و اظهار فضل مینمایند؟
آیا این بزرگواران در دامان پدرانی مومن و مادرانی بزرگوار چنین پروراندهشدهاند که حامی کسانی باشند که «پارهبشه»، «کاغذپاره»، «هالهی نور»، «مدارک جعلی»، «دلقکبازی در مصاحبه و طفره از پاسخ» و … اعتماد کنند؟
راستی چرا وقتی خبرنگاری، مستندا از این فرد، در بارهی رخدادی که همه یقین داریم وجود داشته، و از روزنامهها (حتی کیهان) و صدا و سیما برایمان اثبات شده که شخص وی گفته، یا در حافظهی تاریخیمان، یا در سخنرانی بیرجند و اصفهان و … بیان کرده، چرا باز هم جاخالی داده و از پاسخ در میرود؟
چرا وقتی نقدی به اشتباهات بیشمار وی مطرح میشود، ناقد باید بمباران شود، با فحش، با تهمت و افترا؟ این چه رازی است؟
چرا وقتی پاسخی و گریزی ندارد، از رهبر مایه میگذارد؟
راز حمایت بیحد و مرز مقام معظم رهبری از وی چیست؟
آیا خطبای جمعهای که از نامبرده حمایت میکنند، پروندهای از تخلفات خود، یا وابستگانشان در اختیار محمودخان است؟
آیا این علما، در حوزه از اخلاق اسلامی بیبهره بودهاند؟ بعید میدانم. چون در دانشگاه حتی برای رشتهی لوبیابازکنی روستای ناکجاآباد هم درس قرآن، و درس اخلاق اسلامی اجباری است.
آیا این مردم نمیاندیشند که هرگز نمیتوانند در یک جامعه زندگی کنند؟
آیا رهبران این جماعت خودسر و لباسشخصی، رهبران حاکم بر کهریزک، رهبران حاکم بر سیستم قضایی، رهبران حاکم بر نیروی انتظامی و رخدادهای خیابانی، بویژه عاشورای 88تهران، و رهبران جوّ بیدینی و بیهویتی و بیفرهنگی حاضر، درک نمیکنند که قصد بر این نیست که مردم جامعه را بکشیم!؟ قصد این نیست که سرزمین ایران را به دو نیمهی شرقی و غربی، یا شمالی و جنوبی قرار نیست تقسیم کنیم؟ قرار نیست به کودکانمان نفرت بیاموزیم و با دروغ و فتنهگری، چنان ذهنهای پاک را آلوده به مطامع قدرتطلبانه بنماییم که فردایی که نه من، نه شما هستیم، هیچکسی با هیچ روشی، نتواند همفکری، همگرایی، با هم زیستن، زیستنی عاشقانه و عاقلانه، نه همزیستی اجباری!، را تمرین کنند؟
مرحبا به شما بزرگانی که در حوزهی علمیه درس خواندهاید ولی خطر این رفتار را درک نکردید، یا شهامت تذکر را نداشتید.
مرحبا به شما بزرگانی که درس قضاوت و دادرسی خواندید، ولی خطر این بد سخن گفتن، دروغ رسانهای و .. را درک نمیکنید.
مرحبا به شما بزرگانی که درس جامعهشناسی خواندید و خطر انشقاق اجتماعی مردم را درک نکردید و بر طبل یا خوب، یا بد بودن مردم نواختید.
مگر میشود که همه مردم، یا خوب باشند؛ یا بد!
طبیعی است که قدرتمدران بیدین که در نقاب دفاع از ارزشها و انقلاب به میدان آمدهاند، جز میل به قدرت مطلق، چیزی را نپذیرند، هرچند که اگر رقیب، ساکت باشد، یا رقیبی بود که بیصدا در برابر تخلف و تقلب، برای نمایش، به میان میآمد؛ اکنون وضع به گونهای دیگر رقم خورده بود.
آی مردم ایران.
ای انسانهای آزاداندیش و اهل فکر.
امروز روزی است که اگر درست برنامهریزی نشود، اگر زبان مفاهمه و گفتگو، زبان درایت و سبزاندیشی، زبان ادب و اخلاق حاکم شود، تخم فتنه، برای همیشه از جامعه ما رخت خواهد بست، لااقل ایران برای 100سال بیمه خواهد شد.
اگر صاحبان افکار، این ثانیههای پیش رو را به آسانی از دست دهند، فرصت را برای فتنهانگیزان حقیقی که با ضدارزشها در صحنهاند و با بیشرمانهترین روشها مردم عامی را تحقیر و تحمیق میکنند و با دادههای نادرست و آلوده به راست و دروغ خویش، میفریبند؛ راه را به جایی خواهند برد که بازگشتی جز ظهور آقا امام زمان (عج) درمانی نداشتهباشد.
مگر نه اینکه ما میخواهیم خوب بمانیم، چرا نقد اینقدر هزینه دارد. آقایان ادله دارید؟ و جادلهم بالتی هی احسن! آقایان اگر ادله ندارید، این عصبانیتها، این آدمکشیها، این خرخرهجویدنها، این فریبها و توطئهها، این بگیر و ببند و زندانها و افسانهسراییها برای چیست؟ چرا یک مشت زودباور یا شاید احمق پیدا شوند که نه اهل ادب و نه اهل پرهیزکاری و نه اهل مطالعه و تلمذ باشند، ولی با غوغاسالاران منافع مشترکی داشتهباشند که رخدادهای غریبی پدید آید.
آقایان، اگر بیتامل به وظیفه عمل کردهبودید، الان محمودخان در 4ساله قبلی یا برکنار شدهبود، یا با دیدن جدیت در برخورد با عوامفریبی و دروغ و تمرد و لجبازی، آرام میگرفت و این تلخکامیها پدید نمیآمد. همه این کوتاهی به عهدهی مردم، رسانههای آزاد یا طیف اصلاحطلب و روحانیون این طیف نبوده، بلکه سهم بسیار بزرگی به مجلس، نمایندگان مردم، شورای نگهبان، مقام معظم رهبری و حوزههای علمیه و دستگاه قضا بستگی داشت.
پرسش: آیا ایستادن در برابر تخلف آشکار رییسجمهور و یا یکی از نزدیکان، جوانمردانه نیست؟ نشانهی شهامت نیست؟ نشانهی تعلق به قانون اساسی نیست؟ نشانهی اجرای عملی اسلام نیست؟ اگر خیلی تعصب دارید، بگذارید که لااقل در یک فرصت قانونی و جایگاه قانونی، به درستی، نه از روی فیلمبازی کردن و دغل، یا پیچاندن قضیه، یکبار به طور جدی به مشکلات پاسخ دهد. مشکلات بسیاری است. لااقل 2مورد جدی را بپرسید. بخصوص مواردی که موجب به خطرافتادن امنیت داخلی و خارجی کشور شد، مواردی که دفاع از تخلف، یا تخلف از قانون، یا لجبازی و تمرد است. مواردی که خلاف نص صریح آموزههای اسلام است. مواردی که خلاف نص صریح قانون اساسی است. یا قوانین جاری کشور.
آقایان باور کنید که عزت ایران، سربلندی اسلام و تشیع در تاریخ؛ در همین بیتعارفیهاست.
چه مرضی داریم که تخلف آشکار را ببینیم و سکوت کنیم؟ مگر جریان لباس نامرئی است که هرکسی بگوید پادشاه لخت است، حرامزاده باشد؟! آخر باور کنید که الآنه وضع چنین حالتی را مانند شدهاست.
بیایید باور کنیم که اگر یکبار درس محبت و عشق را در عمل بهکار بریم، رحمت بین مردم را افزایش دهیم، مهربانیگستر و ستارالعیوب باشیم بر یکدیگر، ارزش انسانها نزد یکدیگر بالا رفته، باور دینی مردم جایگاه بهتری یافته، هزینههای مدیریت اجتماع کاهش یافته، بهرهوری و نشاط افزایش یافته، دروغ و ریا در فرصت بدست آمده، به کمک خود مردم در انتهای صف وجود قرار خواهد گرفت، فریب و نیرنگ رخت برخواهد بست، و … .
آری. همهی خوبیها را ترک کردن، مصداق سدِّ عَن سَبِیلِالله نشود. عزیزان. مدیران. تصمیمگیران. این سخنان کودکی است ایرانی؛ در برابر شما. کودکی به خاطر اینکه نه تاکنون پستی داشتهام و نه در تمنای چیزی از شمایان بودهام. در همین کوچه و خیابان، با مردم بوده، در کنار مردم جنگ را و بمباران شبها و روزهای تهران را دیدهام، با شمایان در یاری به جنگ؛ نقشی هرچند بسیار به صفر داشتهام، با شمایان در فرهنگسازی و انجام احسن آنچه بر عهدهام بوده تلاش کردهام و هرگز به شغلم به عنوان فقط شغل نگاه نکردهام.
برعکس برخی، هرگز به دنبال میز و پست نگشتهام. هر چند که اگر بررسی شود، برایم دستیابی به میز، بارها ممکن و پیشنهادی بوده، و این من بودهام که برای میز شرط داشتهام؛ نه میزهای مدیریتی، برای من.
پس بیایید و با تمام وجود خویش، به ایرانی آباد و سرنوشت ایران بیندیشید.
ای ایرانیان.
اکنون روی سخن من با شماست.
اگر بزرگان مدیریتی به این سخنان توجه بکنند، یا نکنند، شما را همانند خویش به تفکر در سرنوشت آیندهی ایران دعوت میکنم.
این روشی که طیف حاکم برای حذف بخشی از جمعیت ایران برگرفته، این نقش هراسافکنی، این بازی خطرناک و وحشتناک، حتما به پیادهنظام نیاز دارد. پیادهنظام خشونت و نفرت نشوید.
پیادهنظام بیفکری و دستوری عملکردن نشوید.
بیایید از مجادلهی بیحاصل بپرهیزید.
بیایید و جادلهم بالتی هی احسن را برگزینید.
باور کنید که نمیتوان میلیونها انسان را «بزغاله:بیرجند» خواند. نمیتوان میلیونها منتقد را «خس و خاشاک» دانست، نمیتوان هرکه با «من» مخالف است را جاسوس و دشمن دانست. نمیتوان هر که را «نفهم» نامید و سوادش را «کاغذپاره» و استدلالش را از سر ستیزهجویی دانست.
میدانم.
باز هم طولانی شد. ولی فقط نیمی از دغدغه و سخنهایم شد. از دیروز، خیلی ساکت ماندم. ولی نمیدانم. شاید این نیز حاصل تعهدی باشد که به نوجوانان شهید دادهام!
ماشاءالله به تیغ سانسور
چشم افراسیاب خودکامگان ارعاب و شارلاتان بازیست
به قول همکاران مجید و سلمان در اوین : ما کاری میکنیم “خروس تخم بذاره”
مهندس (موسوی) جان این سایبریها(ی زبان نفهم) الان ما را به خودشان مشغول کردند.بعدا که این اینترنت را جمع کردند و اینترانت ملی!! راه اندازی کردند دیگر همین آب باریکه را هم نداریم ها !
رای من کجاست؟
سبز مي مانيم، سيد بزرگ ايران ما
میر ما خوش میروی کاندر سر و پا میرمت
درود بر میر حسین بزرگ
راستی
اون عکسی هم که در مورد تذکذ مهندس موسوی گذاشتین باز نمیشه. چک کنید لطفا.
فكر ميكنم سكوت آقاي موسوي درست بوده به گفته خودشان جواب دادن به يك مشت تهمت و فحش و ناسزا در شان رهبران جنبش نيست .همانطور كه قران ميفرمايد” و اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما “و هنگامي كه جاهلان آنان را مخاطب سازند و سخنان نابخردانه گويند به آنان سلام ميگويند و بابي اعتنايي و بزرگواري ميگذرند .
يوم يقول المنافقون و المنافقات للذين امنو انظرونا نقتبس من نوركم قیل ارجعوا ورائكم فالتمسوا نورا سوره حديد (روز قيامت روزى است كه منافقين از زن و مرد به مؤمنين مى گویند که شتاب نکنید.اندکی درنگ تا از نورتان بهره ای بگیریم. به انها می گویند بر گردید به همان دنیا و لذاتش و از انجا نور بگیرید …….) صد البته نه بازگشتی در کار است و نه کسب نوری از دنیا و مقام دنیا. موسوی عزیز اسلام این اقایان مانند اسلام منافقینی هست که زمان پیامبر به حضرتش توهین می کردند. البته که اینان نه به اسلام اعتقادی دارند نه به قیامت.اینان عالمان بی علمی هستند که فقط از زبانشان تهمت و افتراء خارج می شود.اینان همان ……خداوند چنان مهری بر قلوبشان زده که هیچ چیزی غیر از مقامات چند روزه دنیا رو نمی توانند ببینند.انشا الله خداوند شما و همه عزیزان که برای سر بلندی اسلام و ایران مبارزه می کنند از جمیع بلیات مصون محفوظ بدارد
dorogh hamish tarikh molzam bh nabodi ast.va bonyan basharit az miyan mibarad.ya hosin mi hoseyn
پیروزی نور و خرد بر ظلمت و جهل نزدیک است، اگر همه ما همچون میر بیاندیشیم.
در عجبم از اين همه اخلاق كه حقا اخلاق اسلامي را شما پياده ميكنيد و واي بر اين بي اخلا قان همچون آقاي مرندي كه هر چقدر لايق خودش است به شما نسبت ميدهد و شما اين چنين نرم با او برخورد ميكنيد زيرا كه شما مصداق حقيقي اخلاق در اين آشفته بازاريد حق نگهدارتان .قدمهايتان در راه جدتان مستدام
هر شهروند يک رسانه،
اين مصاحبه را که مطمئنا روزنامه کلمه چاپ ميکند بيش از پيش تکثير خواهيم کرد
درود بر میرحسین موسوی که هر خبری از سویش منتشر می شود برای ایرانیان سبز جای جای این کره ی خاکی دل گرم کننده است. امیدوارم زین پس ایشان بیشتر بگویند و لرزه ی بیشتر بر کژاندیشان و امید افزون در میان سبزاندیشان درافکنند. چه خوب بود ایشان آنجا که به توهین کنندگان به ملت اشاره کردند، یادی هم از آن خودکامه ی بداندیش و بدسخن که ملت سبز ایران را میکرب خواند می کردند. البته شاید بی اعتنایی به او ، چنان که تاکنون بوده، بر آن فرد گران تر آید!
زنده باد موسوی
یاشاسین میر حسین
سلام جناب میرخسین …امیدوارم همین روش پسندیده پاسخگوئی به این اقتدارگرایان را دنبال کنید همانطور که انها میتازند شما هم بتازید ..روش پیشنیان شما که راه اصلاحطلبی را اغاز کردند ودر برابر همه نارواها سکوت میکردند چه نا روا به خودشان چه ناروا به مردمان ..روشی است که امتحان خود را پس داده وموفق که نبوده هیچ بلکه نتیجه عکس داشته خواهشمندم شما به احساس خود وتشخیص خود عمل کنید ونخواهید که از پیشینان تبعیت کنید ..ما منتظر باز هم فریادهای بلندتر شما وخانمتان هستیم ..سکوت شما نه تنها امنیت شما را تضمین نمیکند بلکه امنیت مردمان را هم تضمین نمیکند بلکه هم خودتان وهم زندانیان وهم انانیکه به ظاهر خارج از زندان هستند بیشتر وبیشتر در خطر میاندازد صبر میکنیم
مقايسه کنيد ادبيات متين و آرام مير حسين رو با ادبيات … مثل طايب و احمد خاتمي و ديگر اقتدار گرايان
واقعا ادب سيد منو کشته
سلام بر مرد صبور و مبارز .
آگاهی شما و متانت کم نظیرتون منو همیشه امیدوار میکنه.ایکاش زودتر میومدی سید!
مير حسين عزيز
خدا شما را براي اين جنبش از دست ظالمان محفوظ نگاه دارد .
آمين
اینهمه دروغ وسرکوب وارعاب ومشت اهنین بر سر دلسوزان وفرهیختگان وفحاشی به افرادی که زیر بار زور نمی روند همه نشان از پایان عمر استبداد دارد عمر این بد خواهان تمام شده وصبح صادق نزدیک است …
بهتره موسوي و كروبي و خاتمي از صحنه ي اصلي كنار بروند و پشت پرده نظارت كنند. وگرنه رد صلاحيت مي شوند.
درود بر میرحسین عزیز
در انتظار اجرای حکم زندان هستم . ملالی ندارم از حکم چند سال زندانم که با جرم همراهی با جنبش سبز نصیبم شده است. چون به راه جنبش ، به هدف آن و به آینده ایران اعتقاد دارم . چون افرادی صادق ، فروتن با قلبهایی بزرگ راهبران جنبش هستند . چون مردمی بزرگ ، صبور ، هوشمند و آزاده همرزمانمان هستند . با ایمان کامل و فراق بال به زندان می روم تا بدانند اسرای جنبش استوارتر از پیش هستند و بند و زندان و دروغ و تهمت ، سرخورده شان نمی سازد
زنده باد میرحسین . پاینده باد ایران و ایرانی
تا پایان این راه با تو میمانیم ای سید مظلوم
موسوی مدرسه عشق است.خدا نگهدارت باد
«فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض»،
کف ها به کناری رفته و محو میشوند، ولی آنچه برای مردم سودمند است باقی می ماند
انتظار داشتم درمقابل همه تهمت های اقای حسین بازجو فقط سلامی به او میدادید…
یاحسین میر حسین