آنها میـرحسیـــــن را اینگونه می خواهنــــــــد…
چکیده :برای شناسایی حاملان و عاملان این گفتمان، لازم نیست حتما به آن سوی مرزها رفت و الزاماً آنها را در میان دشمنان بیرونی نظام جستجو کرد. اگر روزگاری صدام حسین نماد ِاین گفتمانِ جنگ افروز و انسان سوز بود و اگر زمانی سازمان خشونت طلب و تروریست پروری چون مجاهدین خلق منادی این گفتمان بود تا عزیزترین وشریفترین فرزندان ملت را به آتش نفرت بسوزاند و بهشتی کند، امروز حاملانِِ این گفتمان، اغلب دولتمردان و دولت یاران و دولت پرورانی هستند که به نام نظام و حکومت و حاکمیت، هر روز به آتش تهمت، دروغی میپزند و در دروغی بزرگ به نامِ ملت، فتنهای میسازند و به فتنهای، فرزندان انقلاب را ترور شخصیت میکنند و در جنگی موهوم سرداری میکنند و روی سردار قادسیه را سفید میکنند، که صدام، دستِ کم در جنگ افروزی دروغزن...
کلمه- سارا زرتشت*: براندازی، مخرج مشترک دشمنانِ واقعی نظام جمهوری اسلامی است و بر این اساس «براندازان» صاحب گفتمانی شدهاند که بر ستونِ دشمنی با نظام ایستاده است و بر محور براندازی میگردد و رویای براندازی در سر دارد. گفتمانِ براندازی، درصددِ حذف و تحریف خواستههای انقلاب اسلامی و آرمانهای مردمی آن است. این گفتمان، عملکرد و پیشینهٔ جمهوری اسلامی را انکار میکند. «امروز» را مجالی برای انتقام از «دیـروز» میداند و در این راه از خشونت ابایی ندارد. با دروغ و غوغا میانهای دارد و در هر فرصتی حاملانِ گفتمان انقلاب اسلامی را ترور میکند.
برای شناسایی حاملان و عاملان این گفتمان، لازم نیست حتما به آن سوی مرزها رفت و الزاماً آنها را در میان دشمنان بیرونی نظام جستجو کرد. اگر روزگاری صدام حسین نماد ِاین گفتمانِ جنگ افروز و انسان سوز بود و اگر زمانی سازمان خشونت طلب و تروریست پروری چون مجاهدین خلق منادی این گفتمان بود تا عزیزترین وشریفترین فرزندان ملت را به آتش نفرت بسوزاند و بهشتی کند، امروز حاملانِِ این گفتمان، اغلب دولتمردان و دولت یاران و دولت پرورانی هستند که به نام نظام و حکومت و حاکمیت، هر روز به آتش تهمت، دروغی میپزند و در دروغی بزرگ به نامِ ملت، فتنهای میسازند و به فتنهای، فرزندان انقلاب را ترور شخصیت میکنند و در جنگی موهوم سرداری میکنند و روی سردار قادسیه را سفید میکنند، که صدام، دستِ کم در جنگ افروزی دروغزن نبود!
شباهتهای براندازان و عاملان خشونت و یارانِ غوغا و بانیانِ دروغ، وقتی به مواجههٔ با میر حسین موسوی میرسد تماشایی است. او، نخست وزیری است که مورد حمایت بنیان گذار انقلاب اسلامی است؛ اصول گرایی است که به آرمانهای انقلاب اسلامی وفادار است و گفته است که اصول خویش را گم نمیکند و نشان داده است که بر اصول خویش پایمردانه ایستاده است. او نخست وزیر سالهای دفاع مقدس است و در سختترین سالهای جنگ و تحریم، دولت جمهوری اسلامی را پیش برده است و نگاه داشته است. میرحسین، کاندیدای دهمین انتخابات ریاست جمهوری و چهرهٔ تمام نمای اعتراض به نتایجِ انتخابات و سیاستهای همه چیزخواهان است. میرحسین رهبر نمادین جنبش سبز است و نمادی زنده برای پایمردی بر آرمانهای انقلاب اسلامی است. با این همه، برای حمله به آرمانهای انقلاب، چه کسی بهتر از او؟ و برای شناخت گفتمان براندازی چه شاخصی بهتر از این؟
میر حسین موسوی، مخرج مشترکِ «سه جنبش مردمی» است؛ «انقلاب اسلامی، اصلاحات و جنبش سبز». جنبش سبز، بازخوانی و بازخواهیِ آرمانهای انقلاب اسلامی است و تداوم و تعمیق «جنبش اصلاحات» است. بیدلیل نیست که «براندازان» هنگامی که از میرحسین میگویند، به هم دلی و همزبانی و شباهتی عجیب میرسند. شباهتی عجیب و تامل برانگیز میان ِ دشمنان شناسنامه دار نظام و دولتمردان و یاران و یاورانِ دولت؛ گویی «براندازی جنبش سبز» و «براندازی انقلاب اسلامی» و «براندازی اصلاحات» مخرج مشترکی جز براندازی ندارد. به نمونههایی از هم نوایی و هم زبانیِ این «دو کهنه رقیب!» دقت کنید:
هر دو از گذشتهٔ میر حسین گریزانند! و این گونه دل خوشاند: این میر حسین همانی نیست که بود. او تغییر کرده است. ملاک حال آدم هاست!
هر دو، میر حسین را مصلحت گرا و متظاهر میخوانند! این گونه میگویند: به قانون اساسی اعتقادی ندارد. بنا به محدودیتهایی که دارد، شعار قانون و اجرای قانون اساسی سر میدهد.
هر دو، میر حسین را بیریشه میخواهند؛ این گونه امر میکنند: لازم است، نخست وزیر امام نباشی. از این مقام، خلع شوی بهتر است.
هر دو، میر حسین را سکولار میپسندند! تفسیر میورزند، این گونه: دینی که به درد دنیا نخورد، باید محو شود؛ این است میر حسین!
هر دو، میر حسین را، به قدرِ نیاز میخواهند. حساب میکنند، این سان: میر حسین منهای قانون اساسی، میر حسین واقعی است. میر حسین منهای نخست وزیری امام، میر حسین کنـونـــی است.
هر دو میر حسین را معترف میخواهند؛ معترف به دوستی! هر دو میر حسین را منحرف میخوانند؛ منحرف از اصول! هر دو میر حسین را مینوازند؛ به یک منشور و هر دو میر حسین را میرانند به یک میثاق: «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران».
و … شبیهتر از همه؛ هر دو جنبش سبز را «تمام» میخواهند.
جنبش سبز میداند، کاش آنها هم بدانند: میر حسین، همان است که «میگوید»؛ صمیمانه. میر حسین همان است که «مینویسد»؛ عاقلانه. میر حسین همان است که «میکِشد»؛ صبورانه. میرحسین همان است که «هست».
* این یادداشت بازنویسی شده یادداشت پیشین نگارنده است.














من ميرحسين را نمي خواهم اما اين حق را دارد كه ايشان هم به اندازه كافي از طريق صدا و سيما با مردم حرف بزند حداقلش اين است كه مردم هم متوجه ميشوند ايشان فتنه گر است و بايد محكوم شود طبق قانون چه قانوني همان قانون كه اجازه داده هركسي حرفش را هم بزند… چرا در صحنه كربلا نگذاشتند امام حسين (ع) با لشكريان صحبت كند و به انها آگاهي دهد چون بر حق نبودند شما كه برحق هستيد اين كار را بكنيد .
از خودت بپرس چرا میرحسین را محاکمه نمیکنند ؟
اگر میتوانستند او را نزد مردم خراب کنند و فتنه گر نشانش دهند لحظه ای تردید میکردند ؟
به قول محسنی ازه ای اقتضاعاتی دارد .چه اقتضاعاتی ؟
آملی لاریجانی هم میگه که شرط محاکمه فقط فرمان رهبریست .یعنی که قوه ی قضائیه هیچ استقلالی ندارد ….
صد البته که موسوی فتنه گره .چنان در کار قاچاقچیها و خودکامگان و مفسدان خلل و فتنه ایجاد کرده که نه راه پس دارند و نه پیش
… که میترسند کسی را بگیرند فقط …میکنند .
میر حسین نماد شجاعت نماد مظلومیت نماد مردمیت و بیشتر از همه نماد محبوبیت ایران و ایرانی
میرحسین جان تا زنده ایم درکنارتیم
ما میر حسین را دوست داریم بخاطر آنکه تمام ارزشهای فراموش شده را زنده کرد و خود را هرگز بالاتر از مردم ویا جلوتر از مردم ندید!! بلکه رهبری دلسوز برای جنش مردم شد که خود را همراه مردم می داند!
خداوند پیروزی در راهی که در پیش گرفته ای را نصیب مردم گرداند. آمین
میر حسین موسوی زمزمه کردن اسمت مایه قوت قلب ما و مایه وحشت اقتدارگریان. در قلب ما جا داری ای سید دوست داشتنی. یا حسین میر حسین
درود
شجاعت
شجاعت
شجاعت
سبز باشید
zende bad mire ma
ارادت خودرا به سید مظلوم جنبش سبز درسه کلمه خلاصه میکنم میرحسین یعنی :ادب .انسانیت .صداقت
مير حسين را دوست دارم . مي خواهيم . آن گونه هست
تا آخرش باهاتیم
میر حسین عزیز
آه ای سید بزرگوار…جز تو که درد دل ما عاشقان انقلاب را می داند؟ جز تو که خار در چشم بودن و استخوان در گلو ماندن را می فهمد؟ آه سید دعا کن دل ما رنج دیدگان، این روزهای سیاه را به امید ظهور حضرت اش تاب آورد
خیلی عالی بود واقعا همینطور هست که نوشتید ولی همه در عمق قلبشون میدانند که میرحسین میرحسین است ،میرحسین مجسمه نیست که هرکس هر جور خواست تراشش بده میرحسین روح انقلاب اسلامیست،سرزندگی و نشاط است،میرحسین همان انقلاب اسلامیست هرچه که از بدو انقلاب تا الان بوده در حافظه میرحسین ثبت است،میرحسین یعنی شاگرد دکتر علی شریعتی،یار امام،اصول گرای اصلاح طلب،،میرحسین یعنی نخست وزیر جنگ،میرحسین یعنی مردی که زنی اینچنین اندیشمند در کنار او دوشادوش او حرکت میکند،میرحسین یعنی خار چشم دشمن.میرحسین میرحسین است.همانکه باید باشد وفادار به امام،مردم ،ایران و اعتقاداتش،مثل مرد هم پای حق مردم ایستاده حتی به قیمت ترور فرزند خواهرش.
آنها مجبورند و بايد اينگونه سخنان دروغ از كيسه خود بيرون بياورند چون برايشان كاملا آشكار است كه جناب ميرحسين چقدر در دل مردم آزاده ايران و جهان جاي دارد به همين علت ميخواهند در دل اندك هواداران خود نيمچه اميدي باز كنند و ميدانند كه ميرحسين قدرتمند تر از اينهاست كه بخواهند كوچكترين گزندي به وي برسانند- جان فداي جنبش جانم فداي مير حسين
” میرحسین ” را از وقتی که در صفحه تلویزیون با تمام محدودیتهایی که برایش ایجاد میکردند رو به مردم گفت : من برای همین به میدان أمدم تا این جو / دروغ و ریا / را از میان بردارم و یا جایی دیگر گفت : / ادب مرد به از دولت اوست / بیشتر دوست داریم ! یا حسین ……. میرحسین
میرحسین دوست داشتنی ست
بزرگ است
آشناست
.
.
.
میرحسین میرحسین است همان مردی که نخست وزیر امام بود و همان مردی که کاندیدای انتخابات 88 بود
میرحسین موسوی
نامش در تاریخ در کنار لوترکینگ، در کنار ماندلا، در کنار لوتر، در کنار پینگ خواهد ماند. میرحسین یعنی منجی مردم از دروغ، تزویر.
میرحسین یعنی ادب، دانش، مردانگی، وطن پرستی،
من قلبا به این مرد ارادت دارم.
آنها مجبورند و بايد اينگونه سخنان دروغ از كيسه خود بيرون بياورند چون برايشان كاملا آشكار است كه جناب ميرحسين چقدر در دل مردم آزاده ايران و جهان جاي دارد به همين علت ميخواهند در دل اندك هواداران خود نيمچه اميدي باز كنند و ميدانند كه ميرحسين قدرتمند تر از اينهاست كه بخواهند كوچكترين گزندي به وي برسانند- جان فداي جنبش جانم فداي مير حسين
“نحن قادمون فان حرکة الخضرا؛هم الغالبون”…….یاحسین (ع) -میرحسین
درود بر همه افراد راه آزادی از حسین (ع) تا قبل از او و بعد از ایشان و همه و همه تا افرادی که برای آزادی الان در زندانها بسر میبرند
متن خوبی بود. اما بنده هنوز متوجه نشده ام آیا اگر الان رفراندمی بگذارند وبگویند جمهوری اسلامی آری یا نه آقای میر حسین دوستان عزیز دیگر از هر رنگی که باشند چه خواهند گفت؟ هر چند طرح سوال اشتباه است ولی این اشتباهی بود که سر آغاز فتنه و دروغ بود. اما……………
چند مورد اساسی است که باید مشترک باشد بین همه از قبیل بچه ها ، نوجوانان و جوانان کهنسالان و آیندگانی که خواهند آمد. آیا میدانید آن چیست؟ آن چیزی است که هر قومی و هر فرقه ای و هر نژادی به آن احترام خواهد گذاشت. آری آن انسانیت و شعور انسانی است. آن همان چیزی است که می تواند نسل ها را بها دهد و محیط را بسازد و برای خلق همسوی خدا و همراه یکتای هستی باشد. آن همان گفتار زرتشت و کورش بزرگ است : پندار نیک گفتار نیک کردار نیک
دوستان عزیز: بخدا سوگند تا زمانی که دین را سپر خودمون کنیم و آنرا برای رسیدن به سرخ و سبزی نماییم که کاری به انسانیت ندارد پیروزی در آن نیست ولو چند روزی هم خوش باشند. اجازه دهید بجای بکار بردن نام دین ( از هردینی و یا مذهبی که می خواهد باشد) بگوییم آیا آقای موسوی و یا هر فرد دیگری که انگیزه آزادی دارد ، برای توسعه محیط و بشریت و بسوی انسان شدن آیندگان حرکت میکند و معیارها چیست؟
به نظر من هر کس از اسلام ونظام اسلامی و یا هر دینی دم میزند که با آن نشان آزادی را بیان کند راه را کج رفته است. چون آزادی وجودیت انسان بودن است و اصلا ربطی به دین ندارد. دلسوختگی برای خاک وطن از نوع هایی است که اصلا ربطی به دین ندارد (البته افراد خائن همیشه وجود دارند و منظور بنده آنها نیستند چون اصلا کسی که خائن است به مرز آدمیت نرسیده است چه برسد به انسانیت !!!!).
به نظر من آقای موسوی عزیزم و هر فرد دیگری شبیه ایشان را باید در چیزی باید پیدا کنیم که مشترک با نسل های آینده مان باشد و نه در نظام و اسلامی بودنش و یا غیر اسلامی بودنش که حالا فتنه گر نامیده اندش. اما بنده یادم نرفته است که بخاط یک نوار هایده و یا مستی و داریوش جوانان را در همان دوران نخست وزیری ایشان در وسط شهر می آوردند و شلاق میزدند. آیا …….؟؟
هر چه هستی هر که هستی جان مولا مرد باش و آزاده باش و آزادگی را برای آیندگانی بخواهیم که نسلهای بعدی ما را متهم نکنند. بخدا سوگند فکرهایم بسیار مشغول است و در صدد زندگی کردن در کره ای غیر از زمین هستم و امیدوارم نسل های آینده به این میرسند.
با امید به روزی روشن برای همه ایرانیان و همه افراد در دنیا که برای توسعه بشر و انسانیت، آزادی و محیط تلاش میکنند.
اما ما خومون هستیم که فکرهایمان را باید کنترل کنیم و به سمت شعور و فهمی ببریم که دیگران ما را فریب ندهند.
با سپاس
سبز جاویدان
سلام
ميرحسين، قلب مردم به عشق توميتپد
ميرحسين در دل مردم جاي دارد
اندكي صبر سحرنزديك است.
این آگاهی ها است که میتواند ایران را و اسلام را نجات دهد
همه ایرانیان باغیرت پیروز باشید و همیشه سبز
حق وحقیقت زنده است وتاریخ نشان داده که : “الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم”.خداوند در فرج مولایمان تعجیل فرماید ودست ظالمان وچاپلوسان را از مملکتمان کوتاه نماید. یا حسین.میر حسین
از مقالاتی که به قهرمان پروری میانجامد لطفا پرهیز کنید. میر حسین انسان شجاعی است. ولی حقیقت این است که اگر انسانی حق تعیین سرنوشت برای هم وطنانش نخواهد که طبق این مقاله واضح است که نمی خواهد- منظورم حق تعیین نوع حکومت است – انسان آزادی خواهی نیست.
همه بايد بدانند و ميدانند که عزت وذلت در ست خداوند است ولا غير سلام بر خاتمي
لطفاً كيش شخصيت درست نكنيد (همان طور كه ميرحسين گفت)! هم نويسنده و هم نظردهنگان …
کیش شخصیت یا اصالت رهبر مخصوص حکومتهای توتالیتر است که نه میرحسین میخواهد ونه حامیانش .
بله .میرحسین خیلی خیلی بزرگ و عزیز است .چرا که رهبریست که در غیاب خود هم رهبری میکند .چیزی که در جنبشهای فاشیستی
برای رسیدن به توتالیتاریسم نیست .عزیز است چون خود را تحمیل نمیکند . ستایش میرحسین در حقیقت ستایش آزادیست .
بله . آزادی مقدس است .هر زمان هم که میرحسین به آرمانهای جنبش سبز خیانت کند خود به خود از رهبری برکنار میشود .
کیش شخصیت معمولا باعث میشود که هدف توده ها اجرای منویات رهبر باشد ونه آرمانهای خود .میرحسین
دقیقا به همین خاطر عزیز است که اصالتش را از سخنوری مثل موسولینی یا اقتدار وابهت و ملی گرائی افراطی مثل هیتلر نمی آورد
اصالتش جدای از آرمانهای رهائی بخش انسانی ومردمی نیست .میرحسین مردم را اسیر ایده اولوزی نمیخواهد و راه را برای تغییر و انتخابات مردمی باز گذاشته و هیچ ایده ای را به آنها تحمیل نمیکند .در حالیکه به حقیقت ایمان دارد و نسبی گرا نیست واصول گرای واقعی
و اصلاح طلب واقعیست .هرگونه ستایشی چاپلوسی و ساختن کیش شخصیت نیست .من اگر آزادی را بپرستم بت پرستم ؟
میرحسین نمیخواهد که ظاهرش پوششی برحقیقت و مانعی بر راه تفکر و اختیار ما باشد .
از قضا نويسنده فقط از مير حسين در حد يك شاخص استفاده كرده . شاخصي براي معرفي براندازان و گفتمان براندازي !
و اين ابدا كيش شخصيت نيست . حتي چند جمله آخر هم به عقلانيت موسوي در سياست ورزي و استقامت وصبرش اشاره كرده .
با سلام
من متن و تمام نظرات را خواندم و برای خودم جائی را نمی بینم که اظهار نظری کنم .من بعنوان بسیجی که مدت مدیدی را در جبهه های جنگ بودم اعتقاد قلبی دارم که وجود میر حسین در دهمین دوره ریاست جمهوری میتوانست آبروی ریخته شده ملت که در دوران ریاست جمهوری نهم از کف این ملت را ربوده بود را باز برگرداند. متاسفانه رهبری نظام به گونه ائی عمل کرد که باعث وهن اسلام عزیز در بین مردم شد و مردم نیز آن وجۀ اسلام را دیگر آنطور پویا نمی بینند و در نهایت به ولایت فقیه چنان وجه ای داد که خاندان امویان و بنی عباس را در ذهنم تداعی میکند . و اطرافیان رهبری نیز بگونه ائی عمل میکنند که شخصی بمانند ائمه معصومین بوده و او را بمثابه پیامبر عظیم الشان قلمداد مینمایند که زهی خیال باطن است و در حال حاضر نیز اعتقاد قلبی دارم که وجود میر حسین باز هم نه بلکه خسارتی را به ارکان نظام وارد نمیکند بلکه میتواند همان ابهت زمان انقلاب را برای مردم ایران زنده کند .
درود خدا بر مهندس موسوی عزیز ، ما تا آخر ایستاده ایم
موسوی عزیز مردم می دانند تو نه فتنه گری نه الت دست بیگانگان بلکه آگاهی وهمان خطی رادنبال می کنی که امام برای این انقلاب ترسیم کرده است تو همانند شهیدبزرگواربهشتی عزیز محکم درراه تعالی اسلام ایستاده ای خداوندیاروپشتیبان توست.
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.من هم میخواهم قیاس کنم.طلحه وزبیر:ودو طرف یعنی امام علی و خیر و حب دنیا وشر
1-هردو با گذشته انها کاری ندارند یکی میگوید اشخاص را با حق بسنج نه حق را با اشخاص و دیگری میگوید گذشته ات را فدای دنیایت کن
2-هردو از انها طلب بازگشت دارند یکی میگوید برگرد به راه حق و دیگری میگوید به راه شیطان بیا
3-یکی با انهاجنگید ودیگری(دنیا) از انها حمایت کرد
4-هر دو انها را معترف میخواهند یکی میگوید بیا و اعتراف به اشتباه کن و توبه کن و دیگری میگوید که بگو گذشته ات اشتباه است و دنیا را بچسب
میبینید امام علی و دنیا هم بنا به تحلیل شما یکی هستند ولی دوستان عزیز اگر رهبری میگوید که این اقا راهش را با بیگانگان و دشمنان قسم خورده نظام جدا کند به خاطر این است که انها از جنبش سبز ناامید شوند .اقای موسوی شما هم یک بار بیانیه بده و شر اینها را از سر جنبش سبز بکن به والله از تو چیزی کم نمیشود فقط بعضی از طرفداران ضد انقلابت از تو جدا میشوند که قطعا برای تو بهتر است .اقای موسوی عزیز به یاد بیار سخنان امام را که گفت وقتی دیدید اینها از شما حمایت میکنند بدانید که راهتان اشتباه است.به یاد بیاور سخنان امام در مورد ولایت فقیه را.به یاد بیاور این حرف امام را که فرمود:ایشان(ایت الله خامنه ای)لیاقت رهبر شدن را دارند.به یاد بیاور رهبری را که تو را 20 سال عضو مجمع تشخیص کرد و الان تو خوب جواب محبت هایش را دادی.اقای موسوی به والله توبه کردنت برایت شرف میاورد.نترس که طرفدارانت را از دست بدهی اینها الان برای تو سر و دست میشکنند ولی وقتی تاریخ مصرفت گذشت تو را ترک میکنند و به تو خیانت میکنند.اطرافیانت همانهایی هستند که در بیعت رهبری بودند و بدان همانگونه که به رهبری خیانت کردند به تو نیز خیانت میکنند.یا حق.
با لپ تاپ بیت المال مینویسی؟شخصیت حقیقی هستی یا حقوقی؟ بسیجی آموزش رزمی میبیند یا بزمی؟ مرغ شما یک پا دارد!
درست میفرمایید بنده هم داستان طلحه و زبیر را شنیدم ولی اشتباه لپی شما اینجاست که الان دوران حضرت علی نیست که , الان دوران خلیفه اول هست بعدش خلیفه دوم و سوم اووووووووووه تا نوبت به حضرت علی(احتمالا سید حسن خمینی) برسد فکر کنم من و شما دیگر در این دنیا نباشیم.
حضرت علی علیه السلام : هر کس عمل هر گروهی را تایید نماید آنها را پرستیده
انقلاب خودجوش
میرحسین! ای کاش چشمت را از دریچه شهرفرنگی که تو را به دیدن آن مشغول و دلخوش کرده اند برمیداشتی تا حقیقت ایران اسلامی را میدی، هر چند اگر ببینی هم تأثیری در تو نخواهد داشت چرا که بر قلبت پرده ها نهاده اند تا حق را نبینی، نشنوی و درک نکنی
به امید محشر
راستی این ایرانیهای ببخشید مثلا ایرانی های خارج نشین هم خوب خودشون رو فدا میکنن!
مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر دروغگو
مرگ بر سرکوبگر
میر حسین همان هست که <>
یادمان باشد در اختلاف بین میر حسین موسوی نخست وزیر و رئیس جمهور وقت حضرت امام آقای موسوی را تائید کردند.
ميرحسين وقتي آمد گفت: “من ميرحسين موسوي، به صحنه آمده ام، چون روندهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، و اقتصادي موجود را نگران کننده يافتم. آمده ام تا کرامت انسانها را پاس بدارم … ” و ثابت کرد که در گفتارش صادق است. و بر پاسداشت کرامت انسانها ايستاد. و مردم را تنها نگذاشت. اين است که ميرحسين در قلب مردم جاي دارد.
بنام خدای خمینی(س)
برادر عزیزم! کاملا با شما موافقم!!
مير حسين مثل يک ستاره مي مونه بين اين همه سياهي
تا اخرين نفس همراهتم مير حسين
امروز آقای خامنه ای میرحسین را نفهم توصیف کردن. ( اینها نفهمیدن)
…
کلمه امیدوارم این کامنت من سانسور نکنی!
یا حسین میرحسین
کلمه: عمیقا پوزش می خوایم که مجبوریم سانسور کنیم.
باشه کلمه، خیلی دوستون دارم ولی امیدوارم یه روزی شما هم مثل جرس این تابو را بشکنین. اگه فضای نقد بسته باشه، حتی جنبش سبز هم به دیکتاتوری منجر میشه.
بازم ازتون تشکر میکنیم دوستای سبزم در کلمه
یا حسین میرحسین
من هم به کلمه انتقاد دارم .ولی اینقدر خوبه که کلیت کارشو قبول دارم .کلمه فضای نقدرا نمیبنده و به سمت دیکتاتوری نمیره .
شکستن تابوها خوبه ولی به تدریج .طوری که فضا آشفته و بی تعریف و بی شکل نشه . به هرحال مهمترین اعضاء جنبش سبز یعنی کسانی که در زندان هستند باورهائی دارند که نباید با حمله کردن به باورهایشان در شرایط کنونی آنها را تخریب و تضعیف کرد .
به هرحال میرحسین جایگاه نمادین و سابقه ای در نظام دارد که نباید با زیر سوال بردن کل نظام وامام و…………..قدرت نمادینش را از از او بگیریم و به کل بازی سیاست را به هم بزنیم .در حقیقت امثال نیک آهنگ کوثر و بنی صدر که ظاهرا هیچ اصل و حقیقت و تابوئی را بر نمیتابند با متفرق کردن سبزها با چند رنگ کردنشان و تخریب رهبری جنبش سبز به جنبش ضرباتی بدتر از سرکوبگران حکومتی میزنند و
در جهت حفظ و تثبیت وضعیت موجود گام برمیدارند.بین جبر واختیار یا ضرورت و آزادی رابطه ی دیالکتیکی هست .
بدون هیچ محدوده ای نمیشه طراحی خوبی انجام داد .آزادی مطلق به دیکتاتوری می انجامد .چرا که جنایتکارها هم آزادانه تجاوز میکنند و
قدرت را در دست میگیرند .البته که صدها بار به کلمه گفته ام که باب نقد اصلاح طلبها را باز کرده و جنبش سبز را هم آسیب شناسی کند
خب دیگه .صلاح مملکت خویش خسروان دانند .منظورم مملکت مجازی کلمه است .
مير حسين مرد عمل است وتقوي و از عوامفريبي بيزار
یاحسین میرحسین
harkas azad andish bashe , harkas be manaye vaghe i khoda ro ghabool dashte bashe , harkas doostare hagh bashe, midoone mirhoseyn kie , hatta age mesle man ta ghabl az entekhabat nemidoonest mirhoseyn kie . doorood bar mirhoseyn va hameye azad andish ha .
درود بر مير حسين مدل 88 و بعد از آن اميدوارم در صورت تعرض به اين بزرگوار با توجه به نوحه خواني امروز شاهد حمايت عملي از مردي که تا امروز به مردم پشت نکرد باشيم.
بعد از فتنه گر و میکروب ما را به درجه گناهکاریمفتخر کردند.
اینها فقط به خاطر اعتراض ما به نتایج مهندسی شده انتخابات بود.
پس زین پس من گنهکارم
میرحسین رو دوست دارم چون منو با انقلاب 57 و آیت الله خمینی آشتی داد. به روش کارش و بعضی از حرفاش انتقاد دارم ولی ایمان دارم که صداقت از کلامش می باره. همینقدر که قبل از انتخابات وفاداریش به آیت الله خمینی رو پنهان نکرد خیلی برام ارزش داشت. با اینکه میدونست شاید با این کارش حمایت خیلیها رو از دست بده. دوستش دارم به خاطر نگاه مهریون و پدرانش. به خاطر لبخند امیدبخشش. امیدوارم با کمک خدا و همراهی مهندس عزیز تلاشهامون به نتیجه برسه
این مطلب هم خیلی قشنگ بود. مخصوصا قسمت آخرش ” میرحسین همان است که هست “
اگر موسوی و کروبی به سبب اعتراض به تقلب در انتخابات گناهکارند ما میلیونها طرفدار جنبش سبز ورود خود به “جرگه گناهکاران سبز “را اعلام میکنیم.
خانواده های
فتنه گران – میکروبها – خس و خاشاک – بزغاله ها و گوساله ها – بی بصیرتان – اغتشاشگران- فریب خوردگان
رای ما یک کلام نخست وزیر امام
یادداشت بسیار بسیار خوبی بود
کاملا موافقم
میرحسین همان است که خود می گوید و خود پیداست از عملش
خدایش حفظ کناد
ya hosein mir hosein
من معتقدم که مير حسين موسوي بعنوان کانديدايي که همراه بخشي از مردم در مورد انتخابات اعتراضي داشتند اصولا بايد اعتراضات را در مسيري قرار مي دادند که کساني که حتي ميرحسين موسوي را و اصلاحطلبان واقعي (و نه ساختارشکنان ) را قبول نداشتند، از اين فرصت استفاده کرده و اعتراضات را در مسيري که به بدتر شدن اوضاع انجاميد، بيندازند. و به نظر من اين نقش ميرحسين موسوي و ساير سران معترض بودند که مي توانستند با هدايت صحيح و تعريف شده اصول، به فرصت طلبان اجازه جولان نداده و از آنها هرچه بيشتر و صريح تر تبري مي جستند هرچند معتقدم نظام نيز در برخورد با مخالفان، صف معترضان واقعي و معاندان را جدا نکرد و با دستگيريهاي غير قانوني وضعيت کشور را هرچه بيشتر بحراني کرد. ولي در هر حال آگر جنبش سبز واقعي (که معتقدم بايد مرزهاي آن در داخل اين مرز و بوم باشد)، به رعايت اصول معتقد است، نبايد در واکنش به سياست غلط نظام در برخورد با معترضان، راه اشتباهي در پيش گيرد و نبايد اين بستر را براي افراد سکولار براي در اختيار قرار گرفتن اوضاع فراهم نمايد. دراين صورت نظام نيز براي توجيح اقدامات خود نمي تواند سران معترض را به انواع اتهامات، متهم کند.
هرآنچه از دل برآید بر دل نشیند
دوستان و خوبان باور کنید که خداوند خوبان را عزت دهد و بدان را خفت. میر حسین مردی است که با وجود تمام مسائل با مردم ماند و هر کسی نمی تواند چنین کاری را در این روزگار نامراد کند.
سبز باشی سید سبزپوش
میرحسین یا آدم روشن فکر،وطن پرست، خوش قلب و مهربان است و بدون هیچ کینه ای ، موفقیت هر ایرانی را میخواهد و برای منتقدین خود احترام قائل است نه مثل اطرافیان احمدی نژاد که آدم های کینه ای هستند و ادب آنچنانی هم ندارند ومخالفین خود را سرکوب میکنند.
من معتقدم که مير حسين موسوي بعنوان کانديدايي که همراه بخشي از مردم در مورد انتخابات اعتراضي داشتند اصولا بايد اعتراضات را در مسيري قرار مي دادند که کساني که حتي ميرحسين موسوي را و اصلاحطلبان واقعي (و نه ساختارشکنان ) را قبول نداشتند، نتوانند از اين فرصت استفاده کرده و اعتراضات را در مسيري که به بدتر شدن اوضاع انجاميد، بيندازند. و به نظر من اين نقش ميرحسين موسوي و ساير سران معترض بودند که مي توانستند با هدايت صحيح و تعريف شده اصول، به فرصت طلبان اجازه جولان نداده و از آنها هرچه بيشتر و صريح تر تبري مي جستند هرچند معتقدم نظام نيز در برخورد با مخالفان، صف معترضان واقعي و معاندان را جدا نکرد و با دستگيريهاي غير قانوني وضعيت کشور را هرچه بيشتر بحراني کرد. ولي در هر حال آگر جنبش سبز واقعي (که معتقدم بايد مرزهاي آن در داخل اين مرز و بوم باشد)، به رعايت اصول معتقد است، نبايد در واکنش به سياست غلط نظام در برخورد با معترضان، راه اشتباهي در پيش گيرد و نبايد اين بستر را براي افراد سکولار براي در اختيار قرار گرفتن اوضاع فراهم نمايد. دراين صورت نظام نيز براي توجيح اقدامات خود نمي تواند سران معترض را به انواع اتهامات، متهم کند.
(لطفا بجاي نظرات قبلي ام منتشر شود) من معتقدم که مير حسين موسوي بعنوان کانديدايي که همراه بخشي از مردم در مورد انتخابات اعتراضي داشتند اصولا بايد اعتراضات را در مسيري قرار مي دادند که کساني که حتي ميرحسين موسوي را و اصلاحطلبان واقعي (و نه ساختارشکنان ) را قبول نداشتند، نتوانند از اين فرصت استفاده کرده و اعتراضات را در مسيري که به بدتر شدن اوضاع انجاميد، بيندازند. و به نظر من اين نقش ميرحسين موسوي و ساير سران معترض بودند که مي توانستند با هدايت صحيح و تعريف شده اصول، به فرصت طلبان اجازه جولان نداده و از آنها هرچه بيشتر و صريح تر تبري مي جستند هرچند معتقدم نظام نيز در برخورد با مخالفان، صف معترضان واقعي و معاندان را جدا نکرد و با دستگيريهاي غير قانوني وضعيت کشور را هرچه بيشتر بحراني کرد. ولي در هر حال آگر جنبش سبز واقعي (که معتقدم بايد مرزهاي آن در داخل اين مرز و بوم باشد)، به رعايت اصول معتقد است، نبايد در واکنش به سياست غلط نظام در برخورد با معترضان، راه اشتباهي در پيش گيرد و نبايد اين بستر را براي افراد سکولار براي در اختيار قرار گرفتن اوضاع فراهم نمايد. دراين صورت نظام نيز براي توجيح اقدامات خود نمي تواند سران معترض را به انواع اتهامات، متهم کند.