آنها میـرحسیـــــن را اینگونه می خواهنــــــــد…
چکیده :برای شناسایی حاملان و عاملان این گفتمان، لازم نیست حتما به آن سوی مرزها رفت و الزاماً آنها را در میان دشمنان بیرونی نظام جستجو کرد. اگر روزگاری صدام حسین نماد ِاین گفتمانِ جنگ افروز و انسان سوز بود و اگر زمانی سازمان خشونت طلب و تروریست پروری چون مجاهدین خلق منادی این گفتمان بود تا عزیزترین وشریفترین فرزندان ملت را به آتش نفرت بسوزاند و بهشتی کند، امروز حاملانِِ این گفتمان، اغلب دولتمردان و دولت یاران و دولت پرورانی هستند که به نام نظام و حکومت و حاکمیت، هر روز به آتش تهمت، دروغی میپزند و در دروغی بزرگ به نامِ ملت، فتنهای میسازند و به فتنهای، فرزندان انقلاب را ترور شخصیت میکنند و در جنگی موهوم سرداری میکنند و روی سردار قادسیه را سفید میکنند، که صدام، دستِ کم در جنگ افروزی دروغزن...
کلمه- سارا زرتشت*: براندازی، مخرج مشترک دشمنانِ واقعی نظام جمهوری اسلامی است و بر این اساس «براندازان» صاحب گفتمانی شدهاند که بر ستونِ دشمنی با نظام ایستاده است و بر محور براندازی میگردد و رویای براندازی در سر دارد. گفتمانِ براندازی، درصددِ حذف و تحریف خواستههای انقلاب اسلامی و آرمانهای مردمی آن است. این گفتمان، عملکرد و پیشینهٔ جمهوری اسلامی را انکار میکند. «امروز» را مجالی برای انتقام از «دیـروز» میداند و در این راه از خشونت ابایی ندارد. با دروغ و غوغا میانهای دارد و در هر فرصتی حاملانِ گفتمان انقلاب اسلامی را ترور میکند.
برای شناسایی حاملان و عاملان این گفتمان، لازم نیست حتما به آن سوی مرزها رفت و الزاماً آنها را در میان دشمنان بیرونی نظام جستجو کرد. اگر روزگاری صدام حسین نماد ِاین گفتمانِ جنگ افروز و انسان سوز بود و اگر زمانی سازمان خشونت طلب و تروریست پروری چون مجاهدین خلق منادی این گفتمان بود تا عزیزترین وشریفترین فرزندان ملت را به آتش نفرت بسوزاند و بهشتی کند، امروز حاملانِِ این گفتمان، اغلب دولتمردان و دولت یاران و دولت پرورانی هستند که به نام نظام و حکومت و حاکمیت، هر روز به آتش تهمت، دروغی میپزند و در دروغی بزرگ به نامِ ملت، فتنهای میسازند و به فتنهای، فرزندان انقلاب را ترور شخصیت میکنند و در جنگی موهوم سرداری میکنند و روی سردار قادسیه را سفید میکنند، که صدام، دستِ کم در جنگ افروزی دروغزن نبود!
شباهتهای براندازان و عاملان خشونت و یارانِ غوغا و بانیانِ دروغ، وقتی به مواجههٔ با میر حسین موسوی میرسد تماشایی است. او، نخست وزیری است که مورد حمایت بنیان گذار انقلاب اسلامی است؛ اصول گرایی است که به آرمانهای انقلاب اسلامی وفادار است و گفته است که اصول خویش را گم نمیکند و نشان داده است که بر اصول خویش پایمردانه ایستاده است. او نخست وزیر سالهای دفاع مقدس است و در سختترین سالهای جنگ و تحریم، دولت جمهوری اسلامی را پیش برده است و نگاه داشته است. میرحسین، کاندیدای دهمین انتخابات ریاست جمهوری و چهرهٔ تمام نمای اعتراض به نتایجِ انتخابات و سیاستهای همه چیزخواهان است. میرحسین رهبر نمادین جنبش سبز است و نمادی زنده برای پایمردی بر آرمانهای انقلاب اسلامی است. با این همه، برای حمله به آرمانهای انقلاب، چه کسی بهتر از او؟ و برای شناخت گفتمان براندازی چه شاخصی بهتر از این؟
میر حسین موسوی، مخرج مشترکِ «سه جنبش مردمی» است؛ «انقلاب اسلامی، اصلاحات و جنبش سبز». جنبش سبز، بازخوانی و بازخواهیِ آرمانهای انقلاب اسلامی است و تداوم و تعمیق «جنبش اصلاحات» است. بیدلیل نیست که «براندازان» هنگامی که از میرحسین میگویند، به هم دلی و همزبانی و شباهتی عجیب میرسند. شباهتی عجیب و تامل برانگیز میان ِ دشمنان شناسنامه دار نظام و دولتمردان و یاران و یاورانِ دولت؛ گویی «براندازی جنبش سبز» و «براندازی انقلاب اسلامی» و «براندازی اصلاحات» مخرج مشترکی جز براندازی ندارد. به نمونههایی از هم نوایی و هم زبانیِ این «دو کهنه رقیب!» دقت کنید:
هر دو از گذشتهٔ میر حسین گریزانند! و این گونه دل خوشاند: این میر حسین همانی نیست که بود. او تغییر کرده است. ملاک حال آدم هاست!
هر دو، میر حسین را مصلحت گرا و متظاهر میخوانند! این گونه میگویند: به قانون اساسی اعتقادی ندارد. بنا به محدودیتهایی که دارد، شعار قانون و اجرای قانون اساسی سر میدهد.
هر دو، میر حسین را بیریشه میخواهند؛ این گونه امر میکنند: لازم است، نخست وزیر امام نباشی. از این مقام، خلع شوی بهتر است.
هر دو، میر حسین را سکولار میپسندند! تفسیر میورزند، این گونه: دینی که به درد دنیا نخورد، باید محو شود؛ این است میر حسین!
هر دو، میر حسین را، به قدرِ نیاز میخواهند. حساب میکنند، این سان: میر حسین منهای قانون اساسی، میر حسین واقعی است. میر حسین منهای نخست وزیری امام، میر حسین کنـونـــی است.
هر دو میر حسین را معترف میخواهند؛ معترف به دوستی! هر دو میر حسین را منحرف میخوانند؛ منحرف از اصول! هر دو میر حسین را مینوازند؛ به یک منشور و هر دو میر حسین را میرانند به یک میثاق: «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران».
و … شبیهتر از همه؛ هر دو جنبش سبز را «تمام» میخواهند.
جنبش سبز میداند، کاش آنها هم بدانند: میر حسین، همان است که «میگوید»؛ صمیمانه. میر حسین همان است که «مینویسد»؛ عاقلانه. میر حسین همان است که «میکِشد»؛ صبورانه. میرحسین همان است که «هست».
* این یادداشت بازنویسی شده یادداشت پیشین نگارنده است.














خدا موسوی را دوست دارد بخاطرصداقتش
و مردم موسوی را دوست دارندبخاطرشجاعتش
به نام خدا
سلام
از آقای جنتی انتظاری نمیره که دوست داشتن خدا را بر اساس شواهد و قراین به این و آن مورد علاقه خودش نسبت دهد ولی از دوستان سبز انتظار بیش از این است. مهندس موسوی آدم زیرک، صادق و مدیری است ولی اینکه خدا چه کسی را دوست دارد را لطفا بر علم ناقص خود نپسندیم. به نظر من اکرمکم عندا… اتقکم را معیار بگیریم سنجیده تر است. با تشکر از تمامی دوستان سبز
البته آقای موسوی صادقانه دروغ می گوید . صادقانه تهمت می زند صادقانه مردم را بر ضد نظام می شوراند و دم از حفظ انقلاب و انقلابی بودن می زند .
خدایا صداقت چه معنای عامی پیدا کرده که هر کسی خود را زیر چتر آن از گزند خرابکاری های خود رهایی می بخشند.پناه می برم به تو یا الله.
تا وقتی دست خون آلود نداری ؟
تا وقتی وکلا و روزنامه نګاران و هنرمندان و دانشجویان و معلمان و کارګران و جوان و پیر را تو زندان شکنجه و حبس نمیکنی ؟
تا وقتی به حریم خصوصی ذیګران تجاوز نمیکنی ؟
تا وقتی حساب و کتاب اقتصادی ثروت ملی رو به ثروت شخصی تبدیل نمیکنی ؟
تا وقتی برای به کرسی نشاندن حرفت به دهن همه قفل نمیزنی ؟
در راه صداقت داری راه میری. . . و برای به اوج رسیدن در صداقت باید لاقل 10 مرتبه رفت و آمد تو این دنیا و اون دنیا بکنی !
با موسوی رهسپاریم تا سعادت
vaghean ke rast ghofti dorood bar shoma khanome zartosht va moteshaker az maghale zibayetan
راه حل بحران كنوني كشور، دستكشيدن رهبر محترم انقلاب از حمايتهاي نابجا و فراقانوني از احمدينژاد و سپردن او به دست مجلسي ناظر و قوه قضاييهاي مستقل ّ است كه در غياب حمايتهاي بيمورد يادشده، دولت مستقر را زير سئوال كفايت سياسي قرار دهند
عزیزم … کمی بیشتر چشم نازنینت را باز کن ببین رهبر چگونه… است؟
میر حسین موسوی از آن رو در دل ایرانیان جای دارد که در گذشته درجا نزده است و امروزه مردمی تر از همیشه همراه بزرگ جنبشی ست که دست یابی به خواست های آزادی خواهانه ی ملت را می جوید.خط کشی با خشونت طلبان از هر مرامی که باشند البته لازم است، اما این بسیار نارواست که در پوشش چنین کار لازمی، موسوی را به غلط فردی یخ زده در دهه ی شصت تصویر کنیم. زنده باد موسوی
من در مبحث سکولار که گفته اید مسئله اینجاست مردم ایران 1000 سال پیش از جمهوری اسلامی مسلمان و شیعه بودن و به مراتب بیشتر این نحوه برخورد حکومت جمهوری اسلامی بود که تیسه به ریشه زد و حکومت خواه پادشاهی باشد خواه جمهوری یا با هر اسمی دیگر مردم مسلمانند و مسلمان می مانند این رفتار حاکمان است که در حالات و رو حیات مردم بازتاب می کنند
کاش همه ما در سیاست اینقدر شفاف وفهیم و متکی به خود باشیم نویسنده ناشناس متشکرم
میرحسین یعنی: مظلومیت مضاعف – محبوبیت مضاعف
سبزترین مدال قهرمانی تقدیم میر حسین موسوی
درود بر میر عزیز …….. میری که به دنبال اجرای قانون اساسی است… خدایا تو نگهدارش باش…
جنبش سبز میداند، کاش آنها هم بدانند: میر حسین، همان است که «میگوید»؛ صمیمانه. میر حسین همان است که «مینویسد»؛ عاقلانه. میر حسین همان است که «میکِشد»؛ صبورانه. میرحسین همان است که «هست».
میر حسین یعنی کسی که به گذشته اش افتخار میکند و طلای پاکی هست که از محاسبه باکی ندارد
به امید روزی که جشن پیروزی رو در میدان ولی عصر تهران برگذار کنیم و پرچم ایران و پرچم سبز رو با هم برافراشته کنیم و هزاران هزار انسان با هم فریاد بزنند یاحسین……………………………………………………………………………………………………………….میرحسین
دوست عزیز ، با درود به میرحسین عزیز و به امید روزی که خود را به شخص وابسته نکنیم (به قول خود مهندس موسوی خود را به کیش شخصیت نیالاییم) ، به امید روزی که بدانیم کشور ما دمکراسی میخواهد و مجلسی که نمایندگان واقعی مردم در آن باشند و اشخاص مانند ابرهایی هستند که می آیند و می روند. روزی که درک کنیم که برای اصلاح کشور باید ریشه ها را اصلاح کنیم.
سلام، خانم سارا زرتشت.
دستتان درد نکند. خداییاش تیتر خیلی برایم هیجانبرانگیز شد. وقتی خواندم، سراغ خیلیچیزها را که در ذهنم پدید آمد، ندیدم. میدانم قصد گزیدهنویسی دارید. اما همهی حق مطلب، بیان نشده؟ مقایسهها سریع گذشته، خواستم درخواست بازنویسی کنم. ولی خط آخر، یادآوری کرد که این متن بازنویسی شده.
با این حال دست شما درد نکند.
آنچه امروز بیشتر بدان نیاز داریم، شباهت بسیار زیاد گفتار مخالفان میرحسین و هاشمی و … در اوایل دههی 60، با گفتار امامان جمعه، وابستگان شورای نگهبان و هیات حاکمه است. این راز را اگر بگشایید، کلید بسیاری از تهمتها، فریبها و فتنهها گشوده خواهد شد.
خاصیت مردان حق این است که دشمنانی متضاد دارند.
علی (ع) هم دشمنان عجیبی داشت، از معاویه دنیا زده ریاکار تا خوارج جامدالعقل توبه کار!
میر حسین زنده است
جنبش سبز زنده است
مردم زنده اند
تا زمانی که اسلام ناب محمدی و عزاداران واقعی حسینی زنده اند…
لعنت خدا بر آنانکه با کفش اسلام و شمشیر علی و سپر حسین، برای بقای باطلشان از هر تهمت و کتک و قتل، فروگذار نمیمانند…
…
” ما جنبش سبزیم و علمدار حسینیم “
سیاست پلید یعنی همین…
اون زمان قرآن به نیزه کرد و گفت علی با قرآن می جنگه…
این زمان هم مردم عزادار و متهم به حرمت شکنی و …کرد
بقیه که همه میدونیم
حالا قضاوت با آقای جنّتی و احمد خاتمی و بقیه
جنبش اعتراضي سبز را بسيار موفق ميدانم از آن رو كه ياوراني هنرمند همچون خاتمي، شجاع همچون كروبي، مقاوم و صبور همچون ميرحسين، مبارز همچون تاجزاده و زيدآبادي و معتقد همچون نوري زاد دارد
اين جنبش به لطف چنين ياوراني و همچنين به دليل خون شهدايش و مقاومت زندانيانش، همچنان تا سالهاي متمادي بين مردم و سياسيون محبوب خواهد ماند و چه بسا در سالهاي آينده اتفاقاتي را رقم بزند كه دامنه محبوبيتش از مرزهاي ايران فراتر رود و الگويي شود براي بسياري آزاديخواهان غير ايراني
سلام بر میر حسین عزیز . تو را آنگونه که هستی می خواهیم نه آنگونه که معرفی ات می کنند . دوست دام مثل گذشته به آرمان هایت وفادار باشی و راهت را با بعضی ها که دشمن انقلاب و امامند جدا کنی . دعا می کنم موفق و پیروز باشی .
تا ابد دوست داریم میرحسین قهرمان
میر حسین عزیز را با خصأئصی که خود دارند سرزنش میکنند، میگویند لج باز است، نزدیک به ۲ سال بعد از انتخابات هستیم و همه چیز برای مردم آشکار شده همه میدانند که رهبر انقلاب چگونه از حکومت کودتایی با همه قدرت دفاع کرد. آیا امروز رهبر این تکلیف را احساس نمیکند که از مردم و میرحسین حلالیت بطلبد یا همواره به دنبال اثبات تئوریهای دفتر اطلاعات رهبری و حسین شریعت مداری است؟
بگذارید هرچقدر که می خواهند دروغ بگویند و تهمت بزنند،بگذارید گرد مرگ بپاشند بر شهر مارا باکی نیست که پیمان ما محکم تر خواهد شد
میر حسین یعنی مردی یعنی مردانگی یعنی انسانیت یعنی ایستادگی یعنی مردمی یعنی آزادگی یعنی آزادی یعنی مسلمانی یعنی همت یعنی اسوه یعنی غیرت یعنی شجاعت یعنی صبوری یعنی …… یاشاسین میرحسین
روايته كه تو صحراي كربلا براي بريدن سر امام كسي از كسي پيشي نميگرفت حتي عمر سعد هم نتوانست خنجر بدست بگيرد كه اخر قرعه به نام شمر افتاد…..ولي امروز بعداز 1400 سال از انواقعه همه براي شمر شدن از هم پيشي ميگيرن حسين شريعتمداري از طائب-طائب از نقدي-نقدي از عرضي-عرضي از حداديان-حداديان از رسايي-رسايي از حسينيان-حسينيان از هرندي-هرندي از…همه انگار عجله دارن براي شمر شدن اما نميدانند كه اگر براي حسين حتي 72 يار هم بماند حتي اگر خون او هم بريزند باز هم حسين پيروز است چون حق است-چون دروغ نيست-چون سياه نيست-چون سبزه-صبوره-چون حسين بيشماره…..
من میرحسین را دوست دارام چون: دینم را دوست دارم ، کشورم را دوست دارم، و انقلاب را دوست دارم. من به حرمت خون شهیدانی که جان خویش را برای آزادی وطن و حفظ انقلاب ارزانی داشتند از استقرار دولت کذاب و دروغ پرداز فعلی و حامیانش بی زارم
زنده باد جنبش سبز .زنده باد میر حسین موسوی . سید بزرگوار خود شما میدونین چقدر در چشم مردم ایران عزیز و بزرگ و دوست داشتنی هستید و کسانیکه که تهمت براندازی و و و به شما میزنن کسانی هستند که عاقبت خودشون رو به مال دنیا فروختند خیلی بزرگ هستید جواب یاوه گویان رو نمیدید یه ضرب المثلی هست که میگه: جواب ابلهان – خاموشی است این هم نشان از بزرگی و فهم و شعور شماست
ببخشید من میخواستم یه چند کلمه دیگه اضافه کنم به دیدگاه خودم . تو رو خدا واقعا” این صفحه رو نگاه کنین هروقت صحبتی از سید بزرگوار ما میشه انگار تمام کسانیکه اخبار کلمه رو مطالعه میکنن همه یهو انرژی میگیرن و تو اون قسمتی که از سید بزرگوار صحبت شده یا نقل قول کامنت میدن این نشان دهنده این هست که ایشون چقدر برای طرفدارانشون عزیزن (قابل توجه افرادی که میگن سید طرفدار نداره حتما” این حرف رو به آقای جنتی برسونید بهش بگید که سید ما تا حالا از طرفدارانش چیزی نخواسته ولی فقط کافیه اشاره ای بکنه : از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن . خواهشا” از میر بیشتر بگید بیشتر خبر بزارید همونطور که میبینید بیشتر دوستان انرژی گرفتن و میگیرن . با تشکر
دوست عزیز شما هم که حرف اون نماینده که به جای اینکه نماینده مردمش باشه تو ماجرای رای اعتماد به وزرا گفت رهبرا ازتو به یک اشاره از ما به سر دویدن .خواهش میکنم کاریزما درست نکنید و حمایت باید منطقی و به دور از بزرگنمایی باشه. من اطمینان دارم که خود میر حسین هم از این لفظ ها خوشش نمیاد و انتظار حمایت همراه با تملق رو نداره و بیشتر علاقه مند هست که ببینه آگاهی بالا رفته و حتما یکی از اهدافش اینه که بگه هیچ کس جز امام معصوم خالی از خطا واشتباه نیست وهمینطور شایسته تقدیس.
درود بر ایرانی عزیز
اونا هر چی میخوان بگن،مهم اینه که خدا میر حسین را تو دل همه ی ایرانی عزیز کرده.
بی رو در بایستی بگم:میر حسین دووووووووووووووووووووووووووووست دارم.
یا حسین…میرحسین
یا حسین…میرحسین
یا حسین…میرحسین
VvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvV
سبزیعنی استقامت تابهار میرحسین همیشه همراهت هستیم
گفتمان سبز موسوی : معنویت,کرامت ,عدالت, اصلاحات ,آزادی و حق طلبی
نویسنده گرامی ، سکولاریسم به معنای نفی یا محو دین نیست. به معنای جدایی دین از سیاست است تا اینگونه دین به سخره سیاست بازان دغل در نیاید.
درود بر میرحسین
دوست ديندارِ من
چه خوشحال شدم وقتي اين پيام رو ديديم . شما اولين نفري نيستيد كه اين موضوع رو يادآوري مي كنيد و اين يادآوري شما بهانه اي است تا توضيح بدم .
من نوشتم :
هر دو، میر حسین را سکولار میپسندند! تفسیر میورزند، این گونه: دینی که به درد دنیا نخورد، باید محو شود؛ این است میر حسین!
——————————————
ببينيد : نسبت ميان دين وسياست ، معركه ي آراست . من نمي خواهم به اين موضوع وارد شود . اما دو تفسير حاد از نسبت ميان اين دو وجود داره .من اين دو تعبير رو منظور داشتم .
تعبير اول : دين رو كاملا سياسي مي خواد . يعني ميگه : دين اگر به درد سياست نخوره .بايد آن را دور انداخت . در اين تعبير دين ابزار سياسته .
تعبير ديگر : سياست رو كاملا غير ديني مي خواد .يعني ميگه دين نه سلبي و نه اثباتي حق نداره در مورد سياست اظهار نظر كنه .
اگر دقت كنيم درهر دو تفسير ، دين ميدان رو به نفع سياست واگذار كرده . يعني سياست پيروز ميدانه و اثري از دين ( يا حتي اخلاق ) وجود ندارد . عليرغم اينكه اولي مثلا خواسته دين رو فربه و توانا كنه و دومي خواسته پنبه ي دين رو بزنه اما هر دو به يك نتيجه رسيدن : حذف دين يا به عبارت دقيق تر « غيبت ارزش هاي ديني به نفع خواسته هاي سياسي » .
————————————————————–
منظور من هم در اين جمله اين دو گروه بودن . اميدوارم با اين توضيح تونسته باشم بگم كه « من هم خواستم تفاسير حاد رو از سكولاريزم و… دور كنم »
با احترام / سارا زرتشت
با سلام یکی از دوستان لینکی درج کرد که بنده را مردد نمود:
«والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم»؛….
«والله قسم من با نخستوزيري بازرگان مخالف بودم»؛….
«والله قسم من، رأي به رياستجمهوري بنيصدر ندادم»؛….
آیا جمله اول مصداقش مهندس موسوی است.لطفا بنده را روشن فرمایید
کلمه: خیر . مصداق این جمله اقای موسوی نبودند. ضمن اینکه همین جملات نیز باید در چارچوب متن آنها بررسی شود.
دوست عزیز
مخالف بودن با خصومت داشتن فرق میکنه !
شاید آقایان بنی صدر و بازرګان هم با تخست وزېری آقای موسوی و یا دیګر ی مخالف بودند ؟
این نه آخر دنیا است و نه ګناه !؟
رقابت سیاسی پس یعنی چی ؟
یعنی یا همه هم دیګر را قتل عام کنند ؟ یا همه با هم . . . . هم صدایی . . . کنند ؟
نویسنده عزیز. من از پاسخ شما بسیار متشکرم . در این مقاله از سکولاریسم نام برده اید و لی کاش کلمه عزیز هم مباحثی را در این زمینه باز می کردند و نام زشتی که زورپرستان از سکولاریسم در اذهنان مردم ساخته اند را با کمی آگاهی بخشی تصحیح می کردند.
باید در نظر داشته باشید که تعبیر اصلی و سومی هم از سکولاریسم هست ، تعبیری که دین را بسیار محترم شمرده ، ولی تعبیرات مفسران و عالمان دینی از دین را بالاجبار حاکم بر سرنوشت مردم نمی داند. مردم می توانند قوانین خود را بر شبیه بر قوانین دینشان انتخاب کنند یا اینکار را انجام ندهند و این مصداق بارز آیه شریفه : “لااکراه فی الدین” هست. این تعبیر به هیچ عنوان دین را بازنده نمی کند ، بلکه به عنوان یک قدرت برنده برای اتحاد ، همدلی و محبت در دستان مردم و نه در دست سیاست بازان قرار می دهد .
هم اکنون زمانی است که حتی دو عالم دینی نفاسیر مختلفی از دین دارند و دین ابزاری تغییر پذیر شده ، برای استفاده کسانی که دستشان را به خون مردم و به تقلب در رای مردم آلوده اند . این ابزار یک بار برای همیشه باید از دست اینان به در آید تابیش از این دین و دینداران بازیچه زورپرستان نگردند.
درود بر میرحسین
سلام خانم زرتشت
این متنی که شما در جواب دوست دیندار ما نوشته اید کاملا توجیه است و برهان نیست….
دين ما دين اجتماعي و سياسي است البته با رعايت کامل اصول جامعه شناختي.
یاحسین میرحسین
ميرحسين يعني روياي گم شده در يك جامعه ديكتاتور زنده باد تمام انسانهاي سبز انديش
میر حسین، همان است که «میگوید»؛ صمیمانه. میر حسین همان است که «مینویسد»؛ عاقلانه. میر حسین همان است که «میکِشد»؛ صبورانه. میرحسین همان است که «هست».
چهره ی مظلوم میر حسین یعنی با امام بودن صداقت پاکی مردانگی یعنی دفاع از حق شجاعت و ایستادگی و این است که دشمنانش انرا نمی خواهند
میرحسین موسوی یعنی نقطه اشتراک خواستهای مدنی مردم ایران
میر حسین ما تورا همین طور که هستی دوست داریم. با گذشته ای روشن و آینده ای درخشان ان شائ الله
جانم را در راه مير حسين . جنبش سبز و آزادي ايران ميدهم
میرحسین از جنس نور است .
تاریکی و ظلمت بخوبی میدانند که هنکام امدن نور انها بالاجبار رفتنی هستند .
میرحسین حبیب القلوب المومنین است و این فیض از جانب خدا به او ارزانی داده شده
میر حسین یار شهدا و تبین کننده باور های انان است
میرحسین محبوب دل امام بود تا جایی که کسانی که به مخالفت با او بر خواستند اگر نبود هاشمی اینده سیاسیشان واقعا در حاله ای از ابهام بود
موسوی ذخیره سلامت انقلاب و نطام است و اگر او نیز نباشد . الله و اعلم
موسوی به تاسی از جدش 20 سال خار در چشم و استخوان در گلو به استحلال نظام مقدسش می نگریست و برای حفظ نظام سکوت کرد . اما هنگامی که دیگر مرگ نظامش مقدسش را نزدیک دید مردانه جان خود . ابروی خود و همه داشتهای خود را برای احیای ان در طبق اخلاص گذاشت و به میدان اورد
میرحسین . در تعریف کل یوم عاشورا امروز حسین زمان است و کسانیکه در غم و ارزوی یاری حسین بن علی(ع) میسوختند . این گوی و این میدان. جامعه و اسب محیاست بیا تا برویم . کربلا منتظر ماست بیا تا برویم
پس از سالها جنگ و دهها تیر و ترکش و شهید شدن اکثر دوستانم همیشه از خودم می پرسیدم خدایا چرا من باید بمانم .
بزرگی انروز بمن گفت شاید برای انجام رسالتی عظیمتر . احساس می کنم کم کم زمان ان رسالت نزدیک است
اللهم الرزقنا توفبق الشهادت فی سبیلک . بارها با خدای خود عهد کردم که خدایا اجر مجاهدت در راهت را بریم شهادت قرار بده . شاید انروزها نزدک باشد .
خدایا می ترسم در زندان ملعونین بدن نحیف و مجروحم توان مقاومت نداشته باشد . پس خود در این عدالت خواهی یا پیروزمان گردان و یا شهادت را نصیبم کن
سلام
میر حسین را دوست میداشتیم به خاطر سیرت پاک وی و نه صورت و ظاهر وی ،چه در دوران انقلاب اسلامی و چه پس از آن .میر حسین را دوست میداریم به خاطر صداقت در “کلمه “و “قلم “وی .در ستاد های انتخاباتی وی نیز به خاطر برنامه انتخاباتی و سخنان وی کار کردیم و خواهیم کرد چرا که برنامه وی و یاران وی نقطه امیدی در بازار مکر و دروغ سیاست بازان امروزی بود و هست .راه سبز امید را نیز ادامه میدهیم و در شبکه هایی که هستیم نیز به افشای سیاستهای خرافی و ظالمانه ادامه میدهیم ،چرا که ما صاحب این خانه هستیم و نه کسانی که با چپاول بیت المال و فربه شدن ،این امر به آنان مشتبه شده در دوران قجری زندگی میکنیم.
میرحسین یعنی نجابت ، وقار ، شکوه مردانگی
واحمدی نژاد وهمه مدافعانش یعنی وقاحت ، دروغ و نامردی
ما بشماریم
mirhossien yanie aberoye iran zamin
درود و سلام خدا بر میرحسین عزیز و صبور و باوقار و مؤدب ( صفتی که فرقه ی احمدی نژاد از آن بی بهره اند )
خدا موسوی را دوست دارد بخاطرصداقتش
و مردم موسوی را دوست دارندبخاطرشجاعتش
” میرحسین ” را بدلیل پاکی / صداقت / شجاعت / شرافت / عقلانیت / بی پیرایگی / دینداری و خداشناسی بی ریا / آزادگی / فهم و شعور بالا / میهن دوستی و خردورزی و …………….و صبر و پایمردیش دوست دارم . > یا حسین میرحسین <
میرحسین میراث شهدای ایران است. آنانی که جان بر کف نهادند تا ایرانی آباد و آزاد و قدرتمند در جهان عرضه اندام کند. میرحین از معدود کسانی است که توانایی این امر خطیر را دارد. کاش اندکی واقع نگر بودند آنانی که می توانستند بحران را حل کنند. کاش به فکر قدرت خویش نبودند و اندکی از دغدغه های میرحسین را داشتند…
من میر حسین را دوست دارم همین گونه که هست.
این دعوا ، از دهه شصت برای امروز باقی مانده ! داستان معروفی است . خواستند از همکنون راه را بر او ببندند تا باز آن تنشها بین رئیس جمهوری و نخست وزیر وقت تکرار نشود . به ویژه آن که آن تنش همیشه با دخالت امام به نفع نخست وزیر تمام می شد . اما حالا امام نیست و ملت نقش امام را برعهده داشتند . حق با آن جماعت است . انتخاب موسوی شمارش معکوسی برای کاهش قدرت آنها بود . اگر موسوی ” مستحضر به حمایت ملت می شد ” ، نه از وارثان حکومت خودکامه پهلوی کاری بر می آمد و نه از شعبان بی مخهای غسل تعمید کرده !
مستظهر به حمایت ملت می شد
لپی بود ، ببخشید . وقتی با یک چشم باز و یک چشم بسته بنویسی میشه اینی که من نوشتم . خوبه کسانی باشند که اشتباهات آدمو گوشزد کنند . ممنون.
بنام خدای خمینی(س)
برادر عزیز گل گفتی و به موقع گفتی! احسنت بر شما!
میر حسین برای من معنی صبر و امید به فردا را میده
************میرحسین**************یعنی امّید* یعنی عشق*یعنی پاکی*صداقت*مدیر متفکر بی همتا*یعنی کسی که دلش برای ملت و میهن سلامی اصیل می تپد و یعنی قلب همه ی مردمان عدالتخواه- نه انهایی که شعار عدالت می خواهند-
میرحسین را در عمل باید شناخت .وگرنه حرفها تفسیر کردنی و توجیه کردنی و تحریف کردنی هستند .
میرحسین در عمل طراح حکومتی ملی و مردمیست .
میرحسین انتخابات آزاد میخواهد که همه ی گروهها با افکار و عقاید مختلف در آن شرکت کنندو در عمل حاضر نیست حتی عقیده و آرمان خود را برهمه تحمیل و شکل حکومت را برای مردم تعیین کند .
آری .میرحسین رهبر جنبش سبز است .چرا که روی اشتراک خواستهای مردم که استبداد ستیزی وتجاوز ستیزی و رعایت حقوق بشر و دموکراسیست انگشت میگذارد وبه تفاوتها دامن نمیزند .
از سر هوشیاری و تاکتیکی و نقد درون ماندگار و خواست پیشبرد جنبش سبز در حوزه ی امور ممکن است که ممکن است حرفهائی بزند که بعضی از سبزها فکر کنند که همراه و رهبر آنها نیست .
لطفا جنبش سبز را با متفرق کردن و دامن زدن به تفاوتها متفرق نکنید .سعی کنید همه ی آزادگان را در برگیرد .
بفهمید و بدانید که که نشستن زهرا رهنورد در کنار مادر سهراب با وجود اختلاف در اعتقادات مذهبی و همراه دانستن خود با مخملباف
بی معنی نیست .باید فصل مشترک زهرا رهنورد و میرحسین موسوی و مادر سهراب و عبدالکریم سروش و………..را بشناسیم و بدانیم و درک کنیم تا بتوانیم پیام آسمانی زیستنی سبز را دریابیم .
وگرنه گرفتار شدن در مفاهیم چه مذهبی و چه سکیولار وچه مارکسیستی یا لیبرالی یا چپ یا راست با این همه تفسیر و تاویل متفاوت و متضاد جز سردرگمی و تفرقه وپراکندگی و ضعف در برابر حکومت توتالیتر وخودکامه حاصلی نخواهد داشت .
ما چه حقی داریم که پیش از انتخاباتی آزاد و نظر خواهی از مردم شکل حکومت را برای آنان تعیین کنیم ؟
آری .میرحسین شیر بیشه ی سیاست ناب است و
شیر بی یال و دم و اشکم که دید ؟
این چنین شیری خدا کی آفرید ؟
یا حسین
میرحسین
شما هم میرحسین را آزادیخواه نمیخواهید .چرا که حاضر نیستید به انتخابات کاملا آزاد تن دهید .چرا که ممکن است نتیجه ی آن
جدائی دین از حکومت باسد .
بیست سال دوری از قدرت موسوی را به مردم نزدیک کرده و او را به نقد آنچه بوده وهست کشانده، وقتی می گوید پشت سر مردم حرکت میکند یک تعارف نیست، مردم حقی را میطلبند که حکومت حتی جراءت شنیدن آنرا هم ندارد. فرض کنیم میرحسین موسوی کاندید نبود، آیا جنبش با این شکل به راه می افتاد. واقعیت اینست که یک همکاری و همفکری زیبا بین بسیاری از مردم و میرحسین موسوی و البته خاتمی و کروبی بوجود آمده است. ولی بسیاری هم هستند که این دغدغه را دارند که نکند آقای موسوی در صورتی که قدرت را به دست بگیرند مخالف جهت حرکت کنند، و این نگرانی نه به خاطر خود ایشان بلکه تجربه تلخی است که ما در سالهای پیش بارها شاهد آن بودیم.