سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » میراث امام(ره)، اکبر گنجی و اخلاق زدایی از عرصه سیاست...

میراث امام(ره)، اکبر گنجی و اخلاق زدایی از عرصه سیاست

چکیده :تاریخ ایراد سخنرانی مورد استناد، 27/5/1360 است، یعنی کمتر از دو ماه بعد از اعلان جنگ مجاهدین خلق و آغاز ترورها، در شرایطی که تنها یک ماه و بیست روز از ترور مجموعاً 72 نفر از نیروهای نظام (اعم از رئیس قوه قضائیه، نمایندگان مجلس شورای ملی و مدیران دولت) می گذرد و در فضایی که ده روز پس از این سخنان، هم رییس جمهور و هم نخست وزیر همین کشور ترور می شوند! همین دو نمونه فوق، نشان می دهد کشور در چه حال و هوایی به سر می برد، و دیگر بماند که غرب و جنوب کشور نیز در تصرّف دشمن است! حال با توجه به چنین شرایط زمانی، به داوری بنشینید که آیا این سخنان که در ادامه از صحیفه نور نقل شده، سخنان تند و نامعقولی...


کلمه: یکی از مخاطبان محترم کلمه با ارسال یادداشتی  به نقد مدعاهای آقای گنجی در برنامه پرگار تلوزیون بی بی سی فارسی  پرداخته است وی در این یادداشت آورده:

برنامه پرگار تلویزیون بی‍‌بی‌سی ‌فارسی مورخ دوشنبه 20 دسامبر با موضوع میراث آیت الله خمینی، پس از طرح سؤال از طرف مجری، با سخنان آقای اکبر گنجی آغاز شد که در همان ابتدا میراث امام خمینی را «نهادینه کردن دروغ و واجب شمردن شرب خمر و جاسوسی برای حفظ نظام» دانست و مدعی شد که این عین سخن خود آیت الله خمینی در تاریخ 27/5/1360 است که در صحیفه امام، جلد 15، صفحه 116 منتشر شده است. اشاره به این متن به نوعی ترجیع بند استدلالات آقای گنجی بود تا جایی که حتّی احتمال ارائه قرائتی دموکراتیک از اندیشه ها و رفتارهای  امام خمینی را نامعقول خوانده، آن را ناقض صراحت سخنان خود آیت‌الله خمینی دانست.

به عنوان یک مخاطب جوان، سرگذشت انقلاب و بررسی میراث شخصیت محوری آن، علیرغم عدول ناموجّه برنامه پرگار از منش همیشگی‌اش مبنی بر دعوت از دو میهمان مخالف و موافق در پنل اوّل، برایم بسیار جذّاب بود. اما آن چه این تجربه شیرین را بسیار تلخ کرد، مواجهه با متن مورد استناد آقای گنجی بود. متنی که نه تنها ناقص و گزینشی مورد استناد قرار گرفت، به شرایط زمانی و موقعیت سیاسی بیان آن سخنان نیز اشاره‌ای نمی‌شود.

تاریخ ایراد سخنرانی مورد استناد، 27/5/1360 است، یعنی کمتر از دو ماه بعد از اعلان جنگ مجاهدین خلق و آغاز ترورها، در شرایطی که تنها یک ماه و بیست روز از ترور مجموعاً 72 نفر از نیروهای نظام (اعم از رئیس قوه قضائیه، نمایندگان مجلس شورای ملی و مدیران دولت) می گذرد و در فضایی که ده روز پس از این سخنان، هم رییس جمهور و هم نخست وزیر همین کشور ترور می شوند! همین دو نمونه فوق، نشان می دهد کشور در چه حال و هوایی به سر می برد، و دیگر بماند که غرب و جنوب کشور نیز در تصرّف دشمن است! حال با توجه به چنین شرایط زمانی، به داوری بنشینید که آیا این سخنان که در ادامه از صحیفه نور نقل شده، سخنان تند و نامعقولی است!؟

« … يك بيچاره‏اى به من نوشته بود كه شما كه گفتيد كه همه اينها بايد تجسس بكنند يا نظارت بكنند، خوب، در قرآن مى‏فرمايد كه: وَ لا تَجَسَّسُوا. راست است، قرآن فرموده است، مطاع هم هست امر خدا، اما قرآن حفظ نفس آدم را هم فرموده است كه هر كسى بايد لا تَقْتُلُوا انْفُسَكُمْ. اين اشكال را به سيد الشهدا بكنيد. وقتى كه اسلام در خطر است، همه شما موظفيد كه با جاسوسى حفظ بكنيد اسلام را. وقتى كه حفظ دماء مسلمين بر همه واجب باشد، اگر- فرض كنيد كه- حفظ جان يك نفر مسلمانى، حفظ جانش وابسته [به‏] اين است كه شما شرب خمر كنيد، واجب است بر شما، دروغ بگوييد، واجب است بر شما.

چند سالی است که تمام جهان با پدیده شوم تروریسم دست و پنجه نرم می کند، حال اگر شهروندی به برخی رفتارها به عنوان اقدامات تروریستی، شک کند، آیا این خلاف حقوق بشر است که نیروهای امنیتی را آگاه سازد؟ آیا نیروهای پلیس از شهروندان‌شان درخواست نمی‌کنند که در صورت رؤیت موارد مشکوک و مظنون به اقدامات تروریستی، گزارش دهند!؟ آیا واقعاً سخنان آقای خمینی در این برهه زمانی و در این متن، چیزی جز دعوت به هوشیاری همه برای کشف اقدامات تروریستی، آن هم در شرایطی است که نیروهای امنیتی یک نظام سیاسی نوپا هنوز شکل نگرفته اند!؟

گذشته از این، عمده مدعای آقای اکبر گنجی در برنامه پرگار مستند به این نقل قول است که بارها به صراحت و تأکید گفت آقای خمینی می گوید: دروغ و شرب خمر برای حفظ نظام واجب است! و بعد هم اشاره کرد چطور می توان از این متن صریح، قرائت های مختلف استنباط کرد!؟ و این در حالی است که متن صراحتاً از حفظ اسلام و حفظ دماء مسلمین سخن می گوید، و نه حتی یک بار از حفظ نظام! آیا واقعاً می توان چنین مفاهیمی را آن هم در یک برنامه تحلیلی، یک دست ویکسان دانست!؟ شاید اگر هر یک از میهمانان از ایشان می‌خواستند تا عین متن را یک بار از رو بخواند و شرایط بیان آن زمان به خوبی بیان می‌شد، به حقیقت نزدیک‌تر بود.

پیشنهاد می کنم متن کامل را با مراجعه به صحیفه امام بخوانید و ببینید واقعاً از متن همان بر می آید که مدّعای امثال آقای گنجی است!؟ چنین ناراستی و بی صداقتی با مخاطب در یک برنامه تحلیلی؟

نگارنده امیدوارانه معتقد است که آینده ایران را جنبش سبز و مناسبات حاکم بر آن رقم خواهد زد، بنا بر این باید طرح مباحث مختلف در مرور تاریخ انقلاب اسلامی را مغتنم و مبارک شمرد، اما در عین نباید از افراط و تفریط ها در روایت تاریخ غافل شد، که تاریخ باید چراغ راه آینده باشد، و این مهم وقتی ممکن است که تاریخ به صورت مخدوش روایت نشده، به صورت غرض ورزانه تحلیل نگردد.


27 پاسخ به “میراث امام(ره)، اکبر گنجی و اخلاق زدایی از عرصه سیاست”

  1. ناشناس گفت:

    با دوست عزيز نگارنده كاملا موافق هستم. مناسب است كه در حركت اصلاحي و جنبش سبز جايگاهي براي بازبيني رويدادهاي نظام از انقلاب تاكنون به ويژه نحوه مديريت امام بر شرايط بحراني آن زمان ايجاد گردد. يقين دارم با بهره گيري از اصول اساسي اسلام و تكيه بر خود، بنيان دروغ دوام زيادي نخواهد داشت.

  2. سبزهمدان گفت:

    سلام برهمگي اقاي گنجي يك متفكربزرگ ويك مبارز واقعي راه ازاديست امابه نظرمن درباره بعضي امورمثل فقه،مراجع تقليدو نظام جمهوري اسلامي مغرضانه صحبت ميكند اقاي گنجي نقدخوب است اماچه بهتركه باانصاف وتعادل همراه باشد. سعيد

    • انصاف گفت:

      اگر به صحبتهای ایشان مداوما گوش داده باشید متوجه می شوید که ایشان از راه مستقیم منحرف شده اند و علنا مقدسات و اعتقادات مذهبی و حتی ائمه محترم ما را زیر سوال می برند
      لذاست ما با تاسی از افرادی چون موسوی و خاتمی و رهبریت افرادی چون این دو بزرگوار که به افراط و تفریط در دین کشیده نشده اند دیگر از امثال گنجی بی نیازیم
      زنده باد جنبش حق طلب و اسلام خواه سبز

  3. زنده باد سبز گفت:

    اتفاقا من این برنامه را نگاه کردم و اون خانوم جوانی‌ که در برنامه پرگار بود نکات جالبی‌ را به اقای گنجی گفت،امام خمینی شاید ایرادهایی داشتند اما هیچکس بی‌ عیب و نقص نیست،ولی‌ اگر امام خمینی رو با سنّ و شرایط و زمان خودش بسنجیم بسیار جلوتر از زمان خودشون بودند،تازه اگر امام خمینی الان بودند مسلما خیلی‌ از افکارشون فرق میکرد،همینطور که خود آقای گنجی قبلاً عضو اطلاعات سپاه بودند و بعد از مدتی‌ از اون جا بیرون اومدند،بعضی‌ نکته‌ای یا تیکه‌ای از یک سخن رو برمیدارند و به نفع خودشون تعبیر میکنند ،همینطور که از قرآن چنین استفاده‌هایی‌ میشه،امام باقر فرموده اند:در گذشته با کفار برای نزول قرآن مبارزه میکردیم و امروز باید برای تاویل آن مبارزه کنیم،حالا تا دیروز روی حرفهای امام خمینی ایراد می‌گرفتند و حالا در تعبیر ان،امروز دولت منصبیها از سخنان امام خمینی،بهشتی‌،مطهری به نفع خودشون استفاده میکنند و تعبیر میکنند و مخالفانی مثل آقای گنجی هم به نوعی از اون استفاده میکنند،همین آقای گنجی میگفت به نظر من مردم نباید رای بدهند ،موقع انتخابات میگفت که مردم نباید شرکت کنند ،باز بعد از انتخابات مدافع رای مردم شده بود،و باز بعد از مدتی‌ گفت اصلا تقلب نشده،خودش تو حرفاش هزارتا ضدّ و نقیض داره ،انگار دوست داره بگه مخالفم ،من مخالفم با همه چی‌ مخالفم،جز خودم

  4. هر ایرانی، یک رسانه‏ی سبز گفت:

    نکاتی در خور تامل، که گاهی بد نیست نگاهی به این سخنان انداخته شود تا امپراطوری فریب، ریا و شکنجه، بفهمد که در برابر اندیشمند مردم، چیزی در چنته ندارد.
    گذشته‏است آن زمان که «نقش مار بکشند و بگویند مار نوشتیم». (اشاره به سخنی از میرِ محبوبِ دل‏ها در دوران انتخابات).
    آری. اگر و جادلهم بالتی هی احسن را داشته‏باشیم و با تدبیر، همه‏ی دروغ‏های حضرات را مستند کنیم، خشت از دستشان خواهد افتاد، گویی که کنون نیز تشتِ قدرت‏پرستی‏شان از بام شهوت و جهل فرو افتاده است.
    ای کاش در پاسخ هر فردی که گنده‏گویی و تهمت‏پراکنی می‏کند، لینکی از این مستندات، بویژه از نقش فتنه‏انگیز همین افراد، در برابر متن منتشر شده‏شان در سایت‏ها قرار گیرد.
    _____

    «و وصیت اینجانب به رهبر و شورای رهبری در این عصر که … گمان ننمایند که رهبری فی نفسه برای آنان تحفه ای است ومقام والایی ، بلکه وظیفه سنگین و خطرناکی است که لغزش در آن اگر خدای نخواسته با هوای نفس باشد، ننگ ابدی در این دنیا و آتش غضب خدای قهار در جهان دیگر در پی دارد.» منبع: وصیتنامهٔ سید روح الله خمینی.

    «اگر فقیهی بخواهد زورگویی کند، از ولایت ساقط می‌شود.» منبع: صحیفه نور، ج ۱۰، ص ۲۹ و ۱۷۴؛ ج ۱، ص ۳۱، ج ۱۰، صفحهٔ ۸۹ و ۲۹

    «اگر ولیّ فقیه، یک کلمه دروغ بگوید یک قدم بر خلاف بگذارد، آن ولایت را دیگر ندارد.» منبع: صحیفه نور، ج ۱۱ ص ۳۷

    «اگر فقیه یک گناه صغیره هم بکند، از ولایت ساقط می‌شود.» منبع: صحیفه نور، ج ۱۱ ص ۳۷

    «فقیه نمی‌خواهد به مردم زورگویی کند، اگر فقیهی بخواهد زورگویی کند، این فقیه دیگر ولایت ندارد.» منبع: سید روح‌الله خمینی، صحیفه نور، ج ۱۰، ص ۲۹

    «در جمهوری اسلامی، زمامداران مردم نمی‏توانند با سوء استفاده از مقام، ثروت اندوزی کنند و یا در زندگی روزانه امتیازی برای خود قائل شوند. باید ضوابط اسلامی را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعایت کنند و حتی پاسدار آن باشند. دقیقاً باید به آرای عمومی در همه جا، احترام بگذارند. هیچ گونه تسلط و یا دخالت اجانب را در سرنوشت مردم، نباید بپذیرند. مطبوعات در نشر همه حقایق و واقعیات آزادند. هرگونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتی که مصالح مردم را به خطر نیندازند آزادند و اسلام در تمامی این شئون حد و مرز آن را تعیین کرده‌است.» منبع: سید روح‌الله خمینی، صحیفهٔ نور، ج ۴، ص266

    «هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد و در غیر این صورت اگر بر خلاف وظیفه اسلامی خود عمل کرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است.» منبع: سید روح‌الله خمینی، صحیفه نور، ج ۴، ص ۱۹۰

    «حق هم همین است، باید دخالت در امور بکنند، اگر دیدید من کج می‌روم، به من بگویید کج نرو.» منبع: سید روح‌الله خمینی، روزنامه کیهان: ۱۱/۴/۱۳۶۰

    «وظیفه هر نظامی و هر پادگان این است که در امور سیاسی حکومت [دخالت‏] نکند؛ برای اینکه سرباز اگر وارد شد در امور سیاسی، سربازیش را از دست می‏دهد. یک سربازی که افکارش را متوجه بکند به اینکه کی جلو باشد، کی عقب باشد، چه جور بشود، فلان گروه چه بشود، فلان گروه چه بشوند، این دیگر «سرباز» اسمش نیست؛ این یک آدم سیاسی است که کلاه سربازی را غصب کرده! باید شما همه توجه کنید، سران این ارتش و همه قوای مسلح باید موظف باشند به اینکه حفظ کنند تمام ارتش را از اینکه وارد در امور سیاسی بشود» منبع: سید روح‌الله خمینی در خرداد ماه سال ۱۳۶۰

    «همه دنیا که دنبال این هستند که ارتششان از امور سیاسی کنار باشد، آنها یک چیزی می‏فهمند که می‏گویند این را- ما که می‏خواهیم که سپاه و ارتش جنداللَّه باشند و دسته بندی نداشته باشند و جهات سیاسی را کنار بگذارند، برای این است که اگر جهات سیاسی و مناقشات سیاسی در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم… در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهیها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد می‏شود، جریانی دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا کنند؟ برای سپاه جایز نیست این. برای ارتش جایز نیست این. سپاهی را از آن تعهدی که دارد، از آن مطلبی که به عهده اوست باز می‏دارد و همین‏طور ارتش را.» منبع: سید روح‌الله خمینی در مرداد ماه سال ۱۳۶۳

    «وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که همان‏طور که مقررات نظام، عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبهه‏ها است به آن عمل نمایند؛ و قوای مسلح مطلقاً، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می‏توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب وارد شوند که- بی اشکال به تباهی کشیده می‏شوند- و یا در بازیهای سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند. و بر رهبر و شورای رهبری است که با قاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا کشور از آسیب در امان باشد.» منبع: وصیت نامه سیاسی- الهی سید روح الله خمینی

    «برای سپاهی‌ها جایز نیست که وارد بشنود به دسته‌بندی و آن طرفدار آن یکی، آن یکی طرفدار آن یکی، به شما چه ربط دارد که در مجلس چه می‌گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهی‌ها باز صحبت است. خب! انتخابات در محل خودش دارد {انجام} می‌شود، جریانی دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا کنند؟ برای سپاه جایز نیست این. برای ارتش جایز نیست این. سپاهی را از آن تعهدی که دارد، از آن مطلبی که به عهده‌اوست باز می‌دارد و همین‌طور ارتش را. و ما در گفتارمان، در کردارمان که در محضر خدای تبارک و تعالی واقع است باید فکر بکنیم.» منبع: سید روح‌الله خمینی، صحیفهٔ امام، ج ۱۹، ص ۱۲

  5. ناشناس گفت:

    درست است؛ به این کلام توجهی نداشتم. پس بیخود نیست که برخی ها هر روز تهمت، فتنه و توطئه دارند و کشتار و … فریب و … آری. راز این بوده. برای حفظ محبوب، هر کاری مجاز بوده برادر!؟

  6. حمید گفت:

    به نظر من، آقای گنجی آدم مشکوکی است و در خوشبینانه ترین حالت باید گفت که به شدت دچار افراط و تفریط و جو زدگی است. نیازی نیست برای درک رفتار نسنجیده این آدم زیاد تلاش کرد. شما تنها کافی است به کتابهایی که ایشان در دوران اصلاحات نوشته است مراجعه کنید و ببینید که رفتار ایشان تا چه حد نسنجیده و خارج از عرف بوده است.
    بدون تردید ضرری که ایشان به اصلاحات وارد کرد و اتهامات بی اساسی که ایشان به افراد مختلف وارد کرد، به هیچ وجه قابل اغماض نیست.
    بدون تردید، ایشان با رفتارها و عقایدش به تدریج از جنبش مردم ایران فاصله گرفته و جدا خواهد شد.

  7. حبیب تبریزیان گفت:

    افتادن در تله بحثی که باید از ان اجتناب کرد. گسترش این بحث بنفع استبداد و کودتاست.

  8. يار سبز گفت:

    من با توجه به شناختي كه از سران جنبش دارم معتقدم كه آن هابه شدت با اين گونه حرف ها مخالفند وگنجي وامثال او هيچ جايگاهي در اين جنبش ندارند كه خودشان نيز ميدانند دليل نميشود چون مدتي اين ها با اصلا حات همراه بودند بعد از انحرافات فكريشان نيز چنين باشد

  9. ناشناس گفت:

    با سلام در آن برنامه با آنکه در بی بی سی فارسی بود و به این دلیل صاحبنظران مختلفی حاضر نبودند در آن شرکت کنند پاسخ دادن به تحلیل های خارج از انصاف آقای گنجی(که گاهی با همراهی دو مهمان دیگر برنامه همراه می شد)به عهده خانم گوهر کوثری(بک دانشجو)افتاده بود که اتفاقا موارد بسیار خوبی را اشاره کردند از جمله آن که آقای خمینی همیشه (همیشه)ولایت مطلقه فقیه را در برابر سنتی ها برای ارائه راهکارهای مطابق با روز ارائه کرده اند. نه آنطور که امروز مطزح می شود یرای از میدان به در کردن دگر اندیشان.

  10. زهرا گفت:

    با سلام
    من هم این برنامه را دیدم وبعد از تماشای آن به همراه اعضای خانواده در مورد آن با رجوع به صحیفه بحث کردیم با همه احترامی که به مهمانان این برنامه دارم من هم با نویسنده این مطلب موافقم که صحبتهای آقای گنجی بدور از انصاف بود همه ما میدانیم که ایشان در زندان خیلی سختی کشیدند وممکن هست این ناملایمات کمی ایشان را دور از انصاف کند متاسفانه بعضی ها از روی قصد و غرض می خواهند امام و انقلاب را زیر سوال ببرند و تمام جنبه های آن را منفی نشان بدهند در حالی که بنده منکر بعصی اشباهات نیستم ولیکن نباید عملکرد های منفی عده ای از مسوولین نظام را به پای امام و انقلاب نوشت ما باید از اشتباهات درس بگیریم و به اصلاح آن بپردازیم بعنوان مثال نباید بگوییم چون فرش خانه زشت است پس باید کل خانه را خراب کرد چون جمهوریت و اسلام که فی نفسه مشکلی ندارد این عملکرد بد و بعضی از ضعفهاست که چهره منفی بدان میبخشد به نظر من کوچک ما باید جبهه اصلاحات را تقویت و پشتیبانی کنیم و رهبران جنبش را تنها نگذاریم وبدانیم که امام خودش یک اصلاحگر بزرگ بود باید بگویم آقای تاجزاده حرف بسیار زیبایی زده بودند به این مضمون که ما نباید از نقد گذشته بهراسیم و به قول میرحسین مردم بزرگوارند اگر مسوولین به اشتباهات خود اقرار کنند و در پی حل آن برایند مورد بخشش قرار خواهند گرفت . به امید روزهای سبز که مطمئن باشید خواهد آمد.
    درود بر سه سید فاطمی خمینی و خاتمی و موسوی

  11. فکرت سبز گفت:

    بسیار سپاسگذاریم از شما که این متن را نوشته اید و از کلمه که آن را بر روی سایت گذاشته است . من هم این صحبت ها را شنیدم هرچند آن خانمی هم که در نشستشان حضور داشت بارها این مطلب را به آقای گنجی گوشزد نمودند اما ایشان مصرانه بر ادعای خود ( بدون دلیل کافی و توضیح شفاف) پافشاری می کردند ! ای کاش آقای گنجی این مطلب را می دیدند و پاسخ می دادند .

  12. P.M گفت:

    لام، با احترام، به نظاره من این نظاره دسته عزیزمون که درک نظر امام باید با توجه به تاریخ و شرایطه اجتماعی باشد، کاملا شبهه استدلال حاکمان ایران میباشد که عملا شکنجه را مجاز میشمارند برای حفظ نظام و ملت. به نظر من یک مسلمان نباید دروغ بگوید و نباید مشرب بنوشد در هر صورتی، حداقل یک مرجع شیعه در هر صورت نباید اجازه بدهد که یک مسلمان مشروب بخورد یا دروغ بگوید، این وظیفه خوده نیروهای اطلاعاتی است که با قبول کردن امکان انجام گناه باید به وظیفه خود عمل کنند، اما این نمیتواند دلیل مواجهی برای هر مسلمانی باشد که مشروب بخورد و دوغ بگوید چون میخواهد از اسلام حفاظت کند.  

    • مخالف رادیکالیسم گفت:

      به نظرم اسلام ما را تکلیف می کند که برای حفظ جان و دما مسلمین شرب خمر کنیم همانطور که برای بیماری اگر داروی دیگری نباشد و خوردن مشروب ضروری شرب خمر واجب می شود بنابرین جمله مطلق شما:یک مسلمان نباید دروغ بگوید و نباید مشرب بنوشد در هر صورتی، به نظرم درست نیست.
      در ضمن به نظرم فضایی که نویسنده توصیف کرده با فضای پیش و پس از انتخابات یکی نبود اگرچه استدلال ایشان با حاکمیت شبیه باشد.

  13. مهدی گفت:

    خب اگر بخواهیم این طوری به موضوع نگاه کنیم که می شود هر چیزی را توجیه کرد. نویسنده این متن می گوید که این گفتار به زمان بعد از کشته شدن چندتن از سران نظام بر می گردد و توجیه پذیر است. پس حمله بوش به عراق هم توجیه پذیر است چون درست بعد از جریانات ۱۱ سپتامبر بود. کارهائی که شاه می کرد چطور؟ خوب او هم می خواست نظام خودش را که برپایه پادشاهی بو د حفظ کند. اشکال اصلی آقای خمینی در این بود که اسلام را با دولت اسلامی اش عجین کرد. خواست بگوید هرکسی برضد این نظام است بر ضد اسلام است. اگر کسی می گوید من با این نظام مطلقه فقیه مشکل دارم مفسد فی الارض است. “باید برود.” همانطوریکه هزاران رفتند…

    • فریاد گفت:

      آقا مهدی اگر مردم ما بینشی چون شما داشتند سی سال که چه عرض کنم این سرزمین ومردمش قرنهازیر استبداد باقی نمی ماند وروزگارشان این نبود.چه کنیم که فرهنگ و بزرگانمان سطح فکرشان به اندازه ای کوتاه است که هر موجود پستی را یارای نشستن بر ان را می دهد؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  14. حسام گفت:

    بار اوش نیست این آقای گنجی . من همیشه در عجبم که چرا هر زمان که تندرو ها در ایران می خواهند بزنند توی سر اصلاح طلبها اکبر گنجی از بیرون از ایران توی موضوعات فقهی ، فلسفی و تاریخی اظهار نظر غیرکارشناسانه می کنه. کلا آدم مشکوکیه و قابل اعتماد نیست

  15. حق طلب گفت:

    متاسفانه یک تفکر خاصی در مجموعه نظام وجود دارد که ناخدا گاه(انشاالله اینطور باشد) ناراضی را منتقد- منتقد را به مخالف- مخالف را به معاند و دشمن تبدیل می کند.در واقع بجای مدیریت منتقدین و مخالفین یک کارخانه حذف و دشمن تراشی(دشمن سازی) بوجود اورده و هر روز از تعداد دوستان کم و به دشمنان افزوده ایم.

  16. محمد امی گفت:

    به نام خدا
    سلام
    اشتباه اشتباه است.

  17. علی گفت:

    سخنی کوتاه با اصحاب کلمه
    از آنجا که اینجانب قبلا با آقای گنجی دوست بوده ام و آقای موسوی را هم خوب میشناسم تذکر یک نکته را لازم میدانم. به نظر بنده تعجب آور تر از مواضع گذشته و حال آقای گنجی درج چنین مقالاتی در نقد اندیشه ها و آرا و افکار اوست. از دست اندرکاران کلمه میخواهم همچون گذشته عمل نمایند.

  18. A.H. گفت:

    همانطور که آقای موسوی و خانم رهنورد هم گفته اند آقای
    خمینی معصوم نبودند.به نظر من تا یک نقد منصفانه و عاری از
    تعصب ،از آقای خمینی صورت نگیرد ،خیلی از ابهامات باقی خواهد ماند.
    اگر نویسنده مقاله معتقد اند که ،این فرمان دو روز بعد از آغاز اعلام
    جنگ مسلحانه صادر شده ،پس باید بعدا ملغی میشده است.در جواب
    دوست عزیز :هر ایرانی ،یک رسانه ی سبز -از ایشان می پرسم
    که آن نقل قول ها از صحیفه نور آیا فقط در مورد ولی فقیه های
    بعد از آقای خمینی صادق است یا از خود ایشان هم میتوان انتقاد کرد؟
    با احترام

  19. كاوه گفت:

    بهتر است به جاي بر آشفته شدن بپذيريم كه آقاي خميني هم اشتباهاتي داشته اند وگرنه با بسيجيان ذوب شده در ولايت كه آقا و رهبرشان را از هر خطا و اشتباهي مبرا مي دانند هيچ تفاوتي نخواهيم داشت.

  20. جنبش سبز گفت:

    ياد اكبر گنجي روزنامه ي صبح امروز به خير.
    شايد اون برخوردي كه باهاش شد بعد از قضيه ي كنفرانس برلين و اونهمه سال زندون براي كسيكه زحمتي بيشتر از خيليا كشيده بود زور داشت به نوعي افتاده رو دنده ي لجبازي آخه اين گنجي كه دوستان ميگن ( بنده چنين برنامه اي رو نديدم و نميتونم دقيقا بگم بوده يا نه ) با اون گنجي كه حرفش رو سند و مدرك بود خيلي فرق داره.
    البته همه ي اينا دليل نميشه اكبر گنجي عزيز و دوست داشتني بخواد از يه سري چيزايي كه نبوده و اگرم بوده تو شرايط خاصي بوده برداشت خلاف واقعي بكنه و خوراك تبليغاتي دست دوستان اصولگرا و دوست داشتني بده.
    بنده اكبر گنجي روزنامه ي صبح امروز آقا سعيد حجاريان و بيشتر دوست دارم كسيكه وقتي مي نوشت تن خيليا مي لرزيد آخه راز مگوي حضرات و مي ريخت رو دايره و همه ي اينا كينه شد و بعد كنفرانس برلين منفجر شد و ازش شش سال حبس واسه گنجي عزيز دراومد.
    نميدونم شايد اگه بنده و دوستان ديگه اي كه كامنت گذاشتن جاي ايشون مي بوديم و از طرف كسايي كه هيچ زحمتي واسه انقلاب نكشيده بودن متهم به كاراي نكرده مي شديم و شش سال زندون مي رفتيم حال و روز الان ما بدتر ازين ميشد و كاراي غليظ تري مي كرديم اما بنده فكر مي كنم بايد امثال گنجي خيلي پخته تر از ما عمل كنن و حرفاي منطقي تري بزنن آخه جامعه بخصوص امثال بنده كه يادداشت هاي منطقي ايشون و تو روزنامه هاي اصلاحات مي خونديم انتظار زيادتري ازشون داريم.

  21. پرویز گفت:

    قضاوت درمورد افراد می بایست منصفانه باشد،چه آقای خمینی وچه آقای گنجی

  22. علی گفت:

    اقای گنجی همیشه تاکید کرده که من یک روزنامه نگارم و کارم نقد و شفاف سازییه.و همچنین همیشه تاکید کرده که ایشان در جنبش ازادی خواهی مردم مانند بقیه یک عضو کاملا عادی هستش که ممکنه افکار و عقایدش با دیگر اعضای جنبش فرق داشته باشه و همیشه تاکید کرده که رهبران جنبش سبز اقایان موسوی و کروبی هستند و ایشون اصلا در جنبش سبز کاره ای نیستند که مخالفان اقای موسوی در دولت بخواهند از نظرات اقای گنجی بر ضد مهندس موسوی استفاده کنند.شما هم بهتر است به اینگونه بحث ها که خوراک خبرگزاریهای امثال فارس هستش دامن نزنید که مطمینا به نفع کودتاگران خواهد بود.باز هم تاکید میکنم که اقای گنجی یک روشنفکر هستش و نه یک سیاستمدار و میتونید برید تفاوت یک روشنفکر و سیاستمدار رو مطالعه کنید

  23. ایرانی گفت:

    با سلام
    من با نظر اون دوستانی که میگویند ما باید از نقد گذشته نترسیم صد در صد موافقم و علاوه بر ان اعتراف به اشتباهاتی که در گذشته رخ داده می تواند برای ما این خوبی را داشته باشد که دیگر ان اشتباهات مهیب گذشته را که هم به اسلام و هم به ایران صدمات جبران ناپذیری زد را تکرار نکنیم . حتی نباید از نقد اقای خمینی بهراسیم . باور کنید من ندیدم که اقای خمینی اهل ریاکاری باشند و هیچ وقت هم خودشون رو معصوم نمی دانستند و همیشه از نقد خودشون خوشحال می شدند ولی اینکه بعضی از اقایان اصرار دارند اقای خمینی رو معصوم جلوه بدهند اون دیگه یه بحث دیگست!!!
    همچنین من نمی خام از اقای گنجی طرفداری کنم به طور حتم بسیاری از نظرات اقای گنجی قابل دفاع نیست ولی شاید اون شرایط سختی که اقای گنجی در زندان متحمل شد باعث این این موضع گیری ها شده است
    هموطنان عزیز ما باید یادمون باشه که در جنبش سبز جا برای همه ایرانیان باز است چون ایران برای همه ایرانی هاست حتی برای اقای گنجی .
    عزیزان ما نباید از مصاحبه با شبکه های خارجی بترسیم و نباید ان را برای خودمان حرام و گناه کبیره بدانیم چون اموزه های دین مبین اسلام به ما می اموزد که به طرف مخالف خودمان هم فرصت دفاع کردن بدهیم .اگر مدعی هستیم که برحق می باشیم پس چه هراسی از مناظره ها و مصاحبه ها باید داشت ؟
    ان شاء الله خدا من و همه همراهان جنبش سبز را در راه راست قرا دهد
    به امید ان روزی که اسلام و ایران را از دست این ظالمان نجات دهیم
    درضمن من یک جوابی به این اقای شریعت مداری بدهکارم که در برنامه دیروز امروز فردا گفته بود که میر حسین امیر بی لشگره!!!
    در جواب این حسین بازجو عرض کنم اگه جرات دارید چند ساعت (نه یک روز) به ما اجازه بدهید تا ببینید که :
    ما لشگر حسینیم یاور میر حسینیم
    یا حسین میر حسین