سايه سنگين بيپولي در تامین اجتماعی;تصمیمهایی که این نهاد را به انحلال مالی نزدیک میکند
چکیده :اگر فلسفه وجودی ایجاد کارگزاریها ، کاهش نیروهای انسانی شاغل در شعبهها و برونسپاری کارها از تامین اجتماعی به بخش خصوصی بوده است ، پس محدودیت عملکرد و منابع مالی کارگزاریها ، چه معنایی میتواند داشته باشد...
بحث کمبود منابع و درآمدها در سازمان تامین اجتماعی ميرود تا به بحرانی حلنشدنی برای مسوولان این سازمان که حالا به “صندوق” تغییر نام داده، تبدیل شود؛ موضوعی که پیشتر نیز، گریبان مسوولان و مدیران سالهای دور و نزدیک این سازمان را گرفته بود.
به گزارش خبرنگار ايلنا، از سوی دیگر و با وجود بحران شدید مالی در تامین اجتماعی و انباشت بدهیهای میلیاردی دولت به این سازمان، تاکنون هیچ تلاش واقعي كه نتيجهبخش بوده باشد از سوی مسوولان گذشته و کنونی سازمان تامین اجتماعی که گويا باید حافظ منافع بیمهشدگان و مستمریبگیران دردمند و نیازمند باشند، صورت نگرفته است.
تاکنون هیچ یک از مدیران و مسوولان تامین اجتماعی به این پرسش مردم، بیمهشدگان و مستمریبگیران پاسخ نداده و نمیدهند که چرا دولت حدود 20 هزار میلیارد تومان به تامین اجتماعی بدهکار است و اساساَ چرا منابع مالی این سازمان که باید با برنامهریزیهای علمی، کارشناسانه و البته دلسوزانه روز به روز افزایش یابد، به شدت کاهش یافته و اکنون تامین اجتماعی در پرداخت مطالبههای قانونی و به حق نیروهای شاغل در شعبهها و مراکز درمانی و بیمارستانهای ملکی سازمان، بیمهشدگان و مستمریبگیران با مشکلات جدی و اساسی و هزاران چالش بزرگ دیگر مواجه شده است.
افزون بر تهدیدهای جدی منابع مالی سازمان، ازدحام و سرگردانی مردم در شعبههای تامین اجتماعی، شاهد افزایش تنشها و درگیریهای لفظی ناخواسته میان کارکنان خسته و بیانگیزه که خود معلول پرداخت نشدن مطالبههای انباشت شده کارکنان بوده با مردم هستیم که خود همین مساله، حاكي از تصمیمهای شتابزده و غیرعلمی و غیرکارشناسانه و شايد هم غيرقانوني مسوولان گذشته و کنونی تامین اجتماعی بوده است؛ تصمیمهایی که تامین اجتماعی را به مرز جدی انحلال مالی بیش از پیش نزدیک و نزدیکتر میکند.
این در حالی است که نبود هیچ رسانه و نشریهای در تامین اجتماعی که نزدیک 30 میلیون بیمهشده و مستمریبگیر دارد، به شدت به افزایش ناآگاهیهای مردم از قوانین و مقررات پیچیده موجود در این سازمان از یک سو و البته ایجاد جو منفعلانه و بستن همه شکافهای موجود در میان کارکنان شاغل در تامین اجتماعی برای اینکه بتوانند صدای مظلومیت خود را به اطلاع مسوولان و مدیران دولت و وزارت رفاه برسانند، از دیگر سو کمک میکند.
پیشتر در سازمان تامین اجتماعی، هفته نامه “آتیه” و اواخر زمان مدیرعاملی حسينعلي ضیائی، روزنامه “خورشید” منتشر میشد که نقش این دو رسانه و بهویژه هفتهنامه آتیه در انعکاس مشکلات و خواستهای قانونی و به حق شرکای تامین اجتماعی؛ یعنی کارفرمایان و کارگران بسیار حائز اهمیت و کلیدی بود. این دو نشریه، دستکم ارتباط بسیار خوبی با شرکای واقعی و راستین تامین اجتماعی که همان کارفرمایان و کارگران بود ایجاد میکرد که البته به لطف و مرحمت تصمیم علی ذبیحی، مدیرعامل سابق سازمان تامین اجتماعی، دود شد و به هوا رفت.
رحمتالله حافظی که آمد، بارقهای از امید در دل همگان و بهویژه بیمهشدگان، مستمریبگیران و کارکنان شاغل در شعبهها، مراکز درمانی و بیمارستانهای ملکی سازمان تامین اجتماعی زنده شد.امابرخي معتقدند كه این فقط امیدی کاذب بود . امیدی که خیلی خیلی زود موجب نا امیدی همه مخاطبان واقعی و راستین تامین اجتماعی را فراهم آورد و امیدها به یاس تبدیل شد موضوعي كه فقط با گشتي در شعب و مراكز درماني تامين اجتماعي به وضوح مشاعده مي شود.
برخي از كارشناسان تامين اجتماعي مدعي هستند حافظی نیز مانند برخي از اسلاف پیشین خود ، نه اعتقاد و باوری به شرکای تامین اجتماعی ، یعنی کارفرمایان و کارگران داشته و دارد و نه با خبرنگاران رسانه های گروهی آشنایی و انسي داشته و دارد.
حافظی در ابتدای نشستن بر صندلی مدير عاملي تامین اجتماعی در خیابان آزادی تهران ، قول داد تا به میان خبرنگاران مطبوعات و رسانه های گروهی بیاید که این وعده او تااين لحظه عملی نشده است.
از سوی دیگر ، صدور بخشنامه های پنهانی و به دور از چشم مردم و خبرنگاران رسانه های گروهی ، نمودی دیگر از عملکرد ضعیف رحمت الله حافظی و مشاوران معتمد او در تامین اجتماعی است.
به عنوان نمونه ، اخیرا اداره کل تامین اجتماعی شرق تهران ، با صدور بخشنامه ایی به شعبه های زیر مجموعه این اداره کل ، موجب ایجاد ترافیک سنگین ، ازدحام و سرگردانی بیشتر مردم در شعبه ها شده است.بخشنامه ایی که به احتمال زیاد توسط مدیران کل تامین اجتماعی استان ها نیز صادر شده است .
به طور حتم ، مدیر عامل کنونی سازمان تامین اجتماعی ، نمی تواند کتمان و انکار کند و بگوید که از صدور این بخشنامه و یا بخشنامه های این چنینی ، بی اطلاع بوده است .
در این بخشنامه آمده است ” با توجه به بند 22 دستورالعمل و ضوابط اجرایی برنامه و بودجه سال 1389 اعلامی به کلیه شعبه ها مبنی بر ابلاغ 70 درصد عملکرد سال 1388 کارگزاری ها و محدودیت در اعتبار مصوب کارگزاری هادر سال 1389 ، مقتضی است تا اطلاع بعدی ، کلیه شعبه ها نسبت به رعایت موارد ذیل اقدام کنند :
1-استفاده از حداکثر نیروی انسانی شاغل در ردیف مربوطه و فضای شعبه ، جهت انجام صدور دفترچه و تامین اعتبار .
2-استفاده از حداکثر نیروی انسانی شاغل در ردیف مربوطه و فضای شعبه ، جهت انجام امور دریافت لیست و صدور فیش پرداخت حق بیمه .
3-کنترل های لازم جهت آمارهای مربوط به کارگزاری ها قبل از پرداخت .
4-حذف هرگونه موازی کاری و آمارهای تکراری در دوره های استاندارد وتعیین شده .
5-انجام امور بازاریابی توسط نیروهای موجود در شعبه .
در بخش پایانی این بخشنامه هم چنین آمده است : مسئول حسن اجرای بند 22 دستورالعمل و ضوابط اجرایی برنامه و بودجه سال 1389 ، بالاترین مقام شعبه است . “
تفسیر کلی این بخشنامه ، محدودیت بیشتر و گسترده بخش خصوصی ، افزایش فشار بیشتر به نیروهای خسته و بی انگیزه شاغل در شعبه ها و در نهایت ، نارضایتی هر چه بیشتر مردم ، بیمه شدگان ، مستمری بگیران و البته کارکنان شاغل در شعبه ها خواهد بود.
پرسش اساسی از مدیر عامل تامین اجتماعی این است که اگر فلسفه وجودی ایجاد کارگزاری ها ، کاهش نیروهای انسانی شاغل در شعبه ها و برون سپاری کارها از سازمان تامین اجتماعی به بخش خصوصی بوده است ، پس محدودیت عملکرد و منابع مالی کارگزاری ها ، چه معنایی می تواند داشته باشد ؟
اگر به هر دلیل کارگزاری ها باید محدود شوند ، آیا نباید به موازات این مساله نیروهای انسانی موجود در شعبه ها افزایش یابد ؟
اگر به هر دلیل سازمان تامین اجتماعی نمی تواند نیروهای انسانی خود را افزایش دهد كه اين موضع هم غير موجه است ، پس چه کسی و یا چه کسانی در این سازمان ، جوابگوی نارضایتی های مردم ، بیمه شدگان و مستمری بگیران خواهند بود ؟
مردمی که هر روز باید ساعت ها وقت و انرژی زیادی را در شعبه های تامین اجتماعی هدر دهند.ساعت ها اتلاف وقت و انرژی مردم ، بیمه شدگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی و بحث های کلامی بیهوده و بی حاصل با کارکنان خسته و بی انگیزه از اشتغال در این سازمان ، آیا برای مسئولان و مدیران کنونی تامین اجتماعی می تواند معنا و مفهومی داشته باشد ؟
اما كلام آخر به حافظي كه شايد مطلع از اين موضوع نباشد اين كه با احضار برخي از كاركنان تامين اجتماعي به واحد حراست، مشكل تامين اجتماعي و كارگران و مديريت ارشد آن حل نخواهد شد و اين كارها فقط باعث دلسردي كاركنان اين صندوق خواهد شد.














از 5 روز تا کنون حد اقل 3 مرحله ار خود پرداز های ملی صادرات و امروز از ملت جویای حقوق 200هزار تومانی با زنشستگی خود بودم که خبری نبود که نبود خدا اقای احمدی نجات را موید و پیروز و امام زمانی بدارد من بازنشسته ارج و قربی ندارم جماعت بزرگان راحت باشند ما از پول مرحمتی 8 هزار تومانی فعلا دعا گو هستیم و دست ما حتی به کنیز مطبخ هم نرسیده و نخواهد رسید و پری رویان حوری پیشکش اقایان زیاده عرضی نیست جز سلامتی نجات دهندگان نژاد ایرانی
ای مزدورقدرت حتی گندمی از حکومت ری نخواهی خورد.
خب معلومه که پول ها کجا رفته. اینو که دیگه همه می دونند.
غیب شدن پولها و ثروت تأمین اجتماعی و شرکتهای زیرمجموعه همچون شستا و … با آمدن علی ذبیحی (دوست عزیز جناب رئیس جمهور) شروع شد.
ذبیحی قبل از انتخابات 88 به روی کار آمد، آن هم کاملا غیرقانونی و با حکم رئیس جمهور، (در حالیکه باید حکمش را از وزیر رفاه می گرفت و اصولا رئیس سازمان توسط وزیر رفاه مشخص می گردید)
و هدف از انتخاب ذبیحی (دوست احمدی نژاد) کاملا مشخص بود:
هزینه کردن و خرج کردن ثروت تأمین اجتماعی و درواقع پول بیمه شدگان و مردم، برای تبلیغات ریاست جمهوری و به نفع جناب احمدی نژاد.
بله مردم عزیز و بیمه شدگان و مستمری بگیران و … محترم، پولهایتان خرج تبلیغات جناب محمود خان عدالت محور و مهرورز شد!!!!!!!!! خودش که پولی نداشت. مگه آدم گدا پولی هم داره که تبلیغ کنه؟؟!!
انشاءالله که خداوند خودش جواب این عدالت محوری ات را بدهد جناب محمود … نژاد.