نامه خانواده محمد نوری زاد به رهبری
چکیده :علما ما را به توسل فراخواندند و صبوری. ما نیز ظهر عاشورا با لبی تشنه و قلبی ترکخورده مقابل اوین نشستیم و - حتی به توصیهی ماموران - با صدای آرام زیارت عاشورا خواندیم. ناگهان در مقابل چشمان حیرتزده ی ماموران انتظامی، برادران شریف و بزرگوار لباس شخصی، بیهیچ کلامی، دعا از ما ربودند و حجاب از سر ما کشیدند و بر سر و دست ما تا توانستند، نواختند و تنها خدا شاهد است که در ظهر عاشورا، چه کردند با ما... تنها چیزی که در خاطرمان مانده، صحنهی کشیدهشدن بدن مادرمان بر روی زمین است، درحالیکه زمزمه ی زیر لبش یا زینب...
کلمه: روزهاست که از محمد نوری زاد خبری نیست. زندانبان صراحت و او را خوش نداشته است. او را توهین و تحقیر کرده و در دادگاه سه دقیقه ای حکم بر حکم او افزوده است.
حالا خانواده محمد نوری زاد پرچم زینب (س) را در دست گرفته اند. نامه ای خطاب به رهبری نوشته اند.
آنها در نامه از دخترکی کوچک گفته اند که روزی در نزد رهبری برخاست و با صراحت از او انتقاد کرد. اگر چه مورد بازخواست شدید اطرافیان رهبری قرار گرفت اما آنروز توانست پاسخی در خور از رهبر بگیرد.
آنها اما دوباره از عاشورایی نوشتند که ماموران حجاب از سر ناموس نوری زاد برداشتند انها را زدند و مادری که ذکر یا زینب بر لب داشت را بر روی خاک کشیدند و بردند.
آیا صدای مظلومان به جایی خواهد رسید؟
متن نامه خانواده محمدنوری زاد خطاب به رهبری را که در اختیار کلمه قرار گرفته است پیش روی شماست:
به نام خدای هرچه مهربانی؛ هرچه خوبی
رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران
اینکه امروز از پس اینهمه حادثه، خطاب به شما دست به قلم بردهایم، تنها به این خاطر است که تمام راههای قانونی و مجراهای مرتبط را طی کرده و سرگردان و زخمدیده و بیپاسخ ماندهایم.
دوست داشتیم بیپرده و بیواهمه شما را “پدر” خطاب میکردیم اما در این شرایط بحرانی که بر ما رفته و میرود، ترجیح دادیم همچون معمولیترین عضو جامعه، نامهای برای شما بنویسیم؛ مگر که این درد بی پایان ما، اندک تسکینی یابد.
آقای خامنهای
یادتان هست سالها پیش، در میان انبوه جمعیتِ ولایتمدار و نگاه پر مهر برادران، دختری کم سن و سال با دستی لرزان به شما نزدیک شد و گفت: “آقا! من نمیدانم شما را چه صدا بزنم. یکی شما را مولای من خطاب می کند، دیگری شما را سیّد و مقتدا می خواند و آن یکی: رهبر” و شما گفتید: “بگو خامنهای!” دخترک گفت: “آقای خامنهای، من از شما انتقاد دارم ولی میخواهم خودتان این نامه را بخوانید و به این دو آقا ندهید. چون آنها نمیخواهند کسی از شما انتقاد کند!” شما با مهر کاغذ تا شدهاش را گرفتید و زیر عبا گذاشتید. شما رفتید و ندانستید که ماموران و برادران، دخترک را با آن که کم سن و سال بود، بسیار مواخذه کردند. دخترک میلرزید و میگریست و سوال و جواب میشد، اما در دلش خوشحال بود که آقای خامنهای گفته است نامه را میخواند.
آقای خامنه ای!
دخترک در نامه اش گفته بود: “…در روز راهپیمایی روز قدس، سخنرانیِ شما را از صداوسیما مشاهده میکردم. یادم است شما از علی(ع) و صاحبِ قلم صحیفه، سخن گفتید. از کسانیکه عباداتِ طولانیشان به نظرشان نمیآمد، در اوج قدرت، و در لحظات تلخ انزوا، یتیمنوازی میکردند و دل کسی را نمیشکستند… در این میان یادم هست که مردی بلند شد، مثل اینکه نامهای داشت؛ و شما چقدر تلخ او را در انظار هزاران هزار شکاندید. خدا من را ببخشد اگر تهمتی بر شما بزنم. قصدم توهین نیست؛ یک سوال است. این درست که شاید شما یا آن شخص در شرایط بدی بودهاید، اما آن فرد تا آخر عمر، خود را از ولایت، طردشده میداند. آن مرد اشتباهش یک صدای بلند و برخاستنِ بیجا بود؛ مرا ببخشید اما شما اشتباهتان در مقام ولایت اسلامی بود و آنجا که سخن از علی(ع) میرفت…” و حتی در ادامهی نامه، بیدلیل نوشته بود: “من شما را علی زمان نمیدانم!” نوشته بود: “اصل نامه به فلان شماره، به دفتر رهبری ارسال شد ولی روال، بر رساندن اینگونه نامهها به شما نیست!”
آقای خامنهای
برای شما زیاد نامه مینویسند. برای شما بهوفور گله و شکایت و ناله و التماس دعا پست میشود، ولی کمتر کسیست که توانستهباشد از شخص شما پاسخی دریافت کند. دخترک اما این اتفاق معدود تاریخی را به نام خودش ثبت کرد. او انتقادی صریح و بیپروا و بیواسطه کرده بود. انتقادی که پاسخ داده شد و عجیب که مخاطب، آن را پذیرفته بود؛
پاسخ شما اینچنین بود: “دختر عزیزم، از تذکر شما خرسند و متشکرم و امیدوارم خداوند همهی ما را ببخشد و از خطاهای کوچک و بزرگ ما که کم هم نیستند، درگذرد. من در بابِ آنچه شما یادآوری کردهاید، هیچ دفاعی نمیکنم؛ گاهی گوینده از تلخیِ لحن خود، به قدر شنونده آگاه نمیشود و در این موارد، همه باید از خداوند متعال بخواهند که آن گوینده را متوجه و اصلاح کند و اگر ممکن شود به او تذکر دهند. توفیق شما را از خداوند متعال مسئلت میکنم…”
آقای خامنه ای!
آن دختر، امروز دیگر اقبال گذشته را ندارد تا از رصد عزیزان بگذرد و بیترس صدایتان کند: “آقای خامنهای! من از شما انتقاد دارم!”
اکنون حدود یکسال است که محمد نوریزاد، پدر آن دخترک، به خاطر انتقاد از شما در زندان است. خانوادهاش حق دیدار و شنیدن صدای او را ندارند. ماموران شریف و عزیز، همسر و فرزندان او را مورد الطافی قراردادهاند که حریم قلم، شرح ماوقعشان را برنمیتابد. چندینبار او را محکوم کردهاند، بیآنکه حتی سخنانش را بررسی کنند و در آخر او را “مزدور اجنبی” خواندند.
آقای خامنهای!
شنیدهایم که شما روزهای زیادی را در زندان گذراندهاید. از سرمای آنجا بر خود لرزیده و از دوری عزیزان خود اشک ریختهاید. در آنجا شاید عنوان “اعتصاب غذای خشک” به گوشتان خورده باشد. حالا، محمد نوریزاد بیشتر از یکهفته است که در اعتصاب غذای خشک به سرمیبرد. یعنی نه آبی مینوشد و نه غذایی میخورد.
ما تمام این روزها، همچون همهی کسانی که سلامتی عزیزشان را در خطر میبینند، هر مسیری را که به ذهنمان رسید، پیمودیم تا مگر از حال او خبری بهدست ما رسد. به مسئولین مربوطه، نامه نوشتیم و به دیدار علمای دینی رفتیم تا شاید کسی بتواند امکان شنیدن صدای او را برای ما فراهم کند و ما را از اینهمه بیخبری و نگرانی برهاند.
آقای خامنهای!
علما ما را به “توسل” فراخواندند و “صبوری”. ما نیز ظهر عاشورا با لبی تشنه و قلبی ترکخورده مقابل اوین نشستیم و -حتی به توصیهی ماموران- با صدای آرام زیارت عاشورا خواندیم. ناگهان در مقابل چشمان حیرتزده ی ماموران انتظامی، برادران شریف و بزرگوار لباس شخصی، بیهیچ کلامی، دعا از ما ربودند و حجاب از سر ما کشیدند و بر سر و دست ما تا توانستند، نواختند و تنها خدا شاهد است که در ظهر عاشورا، چه کردند با ما… تنها چیزی که در خاطرمان مانده، صحنهی کشیدهشدن بدن مادرمان بر روی زمین است، درحالیکه زمزمه ی زیر لبش “یا زینب” بود…
آقای خامنهای!
مادر ما بر اثر برخورد شنیع و ناجوانمردانهی عزیزان، بلافاصله در بخش مراقبتهای ویژه بستری شد. و ما، خانوادهای که حالا نه مادر داشت و نه پدر، شام غریبان را اشک ریختیم و زخم یکدیگر را مرهم کردیم.
آقای خامنهای!
کاش زمانیکه همسر و فرزندان و خواهران محمد نوریزاد را میزدند و میبردند، یا وقتی از آنها بازجویی میکردند، و یا حتی زمانیکه شبانه رهایشان کردند، دستکم خبری از حال و روز وی به خانوادهاش میدادند یا نهاد و مرجع پاسخگویی را معرفی میکردند.
آقای خامنهای!
ما شما را مثل محمد نوری زاد، “پدر” خطاب نمیکنیم. شما را با اجازهی خودتان به نام میخوانیم، و به دل شکستهی مادر و پدری پیر و زحمتکش، برادری جانباز، همسری زخمی و بیمار و فرزندانی سرگردان و بیپناه ارجاع میدهیم که امروز حتی نمیدانند چه کسی مسئول است و کدام گناه نکرده، جسم و روحشان را کبود کرده است.
در پناه خدای آزادی
خانوادهی محمد نوریزاد- شنبه 27 آذر89














ظلم فنا خواهد شد
این وعده ی الهی است
خانواده محترم نوري زاد من هنوز در عجبم شما تا كي مي خواهيد به نامه بازي هايتان ادامه دهيد نمي دانم كه شما پس كي مي خواهيد طرف مقابل خود را بشناسيد واقعا نميدانم شما چطور فكر مي كنيد!
اين نامهها براي سپردن به گوش تاريخ است نه براي شنيدن مخاطبان …ا!!
دوست عزیز با نهایت احترام به نظر می رسه که شما از سیاست چیز زیادی نمی دونید
هموطن عزیز
مشخصه که نامه نگاری نتیجه ای در بر ندارد. ولی با این کار لااقل توپ را به زمین مقابل می اندازند تا ببینند این همه که دم از عدل علی می زنند در عمل هم این گونه هستند یا نه؟
بنام خدای خمینی(س)
برادر عزیز اگر چه شاید در این نامه ها کور سویی امیدی نهفته باشد ولی اصل قضیه پیغام رسانی به جماعت بی هوشی است که هوش آنان با رفتار مقدس مآب آقایان به تاراج رفته است!این نامه اصالت زینب وار دارد و نه التماس گونه و درخواست اجابت از آن!امیدوارم این خانواده بهمراه جنبش واقعا سبز حسینی بر اسلام تا خرخره مجهز به لوازم اسلام آمریکایی(معاویه) چیره گردد!انشاء الله
با ناشناس موافقم. این اولین نامه ای نیست که خانواده آقای نوری زاد مینویسن. مگر آدم چندبار توپ رو تو زمین حریف میندازه؟؟ اتمام حجت بسه دیگه. خود اقای نوری زاد قبل از این خیلی نامه نوشتن نتیجش هم همیشه برعکس بوده. ایرانی جماعت هم که فوری رو یه نفر متعصب میشن که دیگه نمیشه یه کلمه بهش حرف زد
شما که راست میگی. شما خودت اگه این بلا سرت میومد(اگر جراتش را داشتی) بعد برای خلاصی به سوسکهای سلول هم دخیل می بستی.
نوریزاد اهل قلم هست وظیفه اش اینه که با کلام نافذش ستونهای کاخ استبداد را به لرزه در بیاره وگرنه از امثال شماها بهتر مخاطبش را میشناسه.الکی که نوریزاد نشده
من که دیگر امیدی به اصلاح این حکومت ندارم. واقعا این خانوادهٔ نوریزاد چه صبورند.
از ان پدر برگ. آزاده چنين دختر زينب سرشت حقيقتي است كه همه ظالمان را خواهد كشت درود بر نوري زاد و نوري زاد زاده ها
اين نامه های محترمانه اگر کار ساز بود تا به حال جواب داده ميشد.. هر چند که دل سنگ را نيز به درد مياورد اما معلوم نيست که دل آدمی را هم..
سلام و درود خداي آزادي و مهر بر اين خانواده ي بزرگوار که راه حسين بن علي را در پيش گرفته اند.
خدايا كمكمون كن…
در پی اعلام مصاحبه امشب در تلویزیون و حضور بی سابقه ماموران انتظامی در خیابانها اس ام اس هایی با مضمون زیر پخش شد:
قیمتها را خدا آزاد کرد.
از فردا به مدت نامعلوم جشن هسته ای آزادی قیمته
… و صبحی که نزدیک است
حضرت آقا / خانم ناشناس :
آيا تا امروز وضعيت اين خانواده ي مظلوم براي شما پيش اومده؟ آيا تا حالا شده از عزيز در بندت كه اعتصاب غذا هم كرده باشه بي خبر باشي و هيچ بني بشري جوابت و نده؟ آيا شده واسه يه خبر ناقابل از وضعيت جسمي عزيزت مث توپ فوتبال باهات برخورد كرده باشن؟
براي من و شما خيلي آسونه كه بيرون گود بشينيم و داد بزنيم لنگش كن ، عزيز جان اين خونواده ي مظلوم تموم راههاي قانوني و ديني ممكن و رفته نتونسته خبري بگيره ناچار دست به دامن هموني شده ….، مطمئن باش اونا هم ميدونن خيري … اما وقتي كسي نباشه فرياد مظلوميتت و بشنوه مجبور ميشي براي يه خبر ناقابل حتي دست به قلم شي و براي…نامه اي بنويسي بلكه كسيكه بارها ازش نقل كردن كه اگه قضات مث ما انفرادي كشيده باشن اينجور راحت حكم انفرادي صادر نمي كنن تلنگوري بهش بخوره و شرايط براي عزيزشون راحتتر بشه!!!!!!!!!!!
بنده به اين خونواده حق ميدم حتي اگه بنويسن تموم كاراي نكرده و كرده ي اين يكسال و خورده اي كار اوناست تا بلكه اين قوم دست از سر اين عزيز دربند بردارن و بذارن راحت مث همه ي زندونياي ديگه ( با وجود اينكه جرمي مرتكب نشده ) از حق قانونيش استفاده كنه.
اللهم فك كل اسير
بسمه تعالی
اگر همینقدر و با این اخلاص به صاحب اصلی قدرت لاحول ولا قوه بالله العلی عظیم که خود فرموده ادعونی اسیتجب لکم نامه می نوشتید یقیننا نه او رئیس دفتر دارد و نه انواع و اقسام محافظین و هم نامه نا نوشته شما به خود را قبل از اینکه قلم برگاغذ بگذارید را میخواند .هرچند شما خواهر بزرگوارم را درک می کنم که بدلیل حفظ جان پدر به هر قطعه چوبی چنگ می اندازید اما با اخلاص به خدا پناه برده یقیننا خداوند سمیع بصیر و اگاه به نیتهای شماست و هیچ قدرتی غیر از او وجود ندارد .وفقط هنگام دعا غیر از ازادی پدر بزرگوارتان ازادی کلیه زندانیانی که در راه احقاق حق خود و ملت در بند طاغوتیان هستند را از خدا بخواهید .
افوفض امری الی الله ان الله بصیر بالعباده
تعویض امر کنید یقینا دست خالی باز نخواهید گشت خدا خود ضامن گفتار خویش است
الله اکبر . الله اکبر . الله اکبر
خودشان را به کوچه علی چپ زده اند ظلم از این آشکار تر
ZEMESTAN KHAHAAD GOZASHTO ,ROOSIYAHI MIMANAD BARAYE ZOUGHAL!
سلام،
سلام برادرم،
سلام خواهرم،
سلام بر فرزندان محمد نوریزاد عزیز.
سلام بر او که اسطوره شد، بیآنکه در تمنای اسطورهشدن باشد.
سلام بر خانوادهی او که فرزانهاست، بیآنکه دربدر بدنبال فرزانگی باشد.
سلام بر آنانکه ایثارگرند، جهادگرند، جانباز و پاکباخته، دینمدار و اهل دانش و ادب هستند، بیآنکه …
آری. سلام بر همهی خوبیها. سلام بر خوبیهای خانوادهی نوریزاد.
شما میتوانستید آرام بگیرید. بیتفاوت، نظارهگر، و به امید شرطبندی بر روی اسبِ برنده باشید.
شما اما، إِن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثنَی وَ فُرَدَی را برگزیدید. به جامعه، ننگرستید، بیتفاوت نبودید. و یک رهبر شدید، هر یک، رهبر خوبیها، رهبر امر به معروف، رهبر نهی از منکر و پلشتی، رهبری که اوج درایت، ادب و بصیرت را در هم آمیخت تا ایران را، اسلام را و تشیع را و انقلاب 30سالهی خمینی را از پیرایههای محمودخان و هواداران و یارانش بزداید.
زندهباشید و تندرست و بشکوه.
لابد دين جديدي امده كه اينچنين با بندگان خدا بر خورد ميكنند و الا اسلامي كه ما ميشناسيم ديني است كه در ان حيوانات را هم ازار نمي دهند چه رسد به انسان اشرف مخلوقات…صد رحمت …
خدایا پس کی ظلمو ستم در کشورم تمام میشود؟خدایا برادران مثلا دیندار لباس شخصی را هدایت کن ک کشور را ب غارت برده اند
خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ
ناشناس محترم
این نامه مثل ستاره در این شب سیاه می سوزد و راه را نشان می دهد. این نامه ها مهمترین اسناد تاریخ ملت ایران است. تا ایندگان بدانند و بخوانند که بر ما چه رفته است. این نامه ها درست وسیله ای برای شناخت طرف مقابل است. شما انتظار دارید خانواده ای که هر لحظه اش به سنگینی می گذرد و نگران جان پدر خانواده است. سکوت کند؟ یا دشنام بدهد؟ این نامه و نامه های دیگر بهترین روش ممکن در روشنگری است. به تعبیر قرآن کار دیگران را کوچک نشمرید:
و لا تبخسواالناس اشیاا
چه باید گفت از ظلم و بیداد این باصطلاع نظام اسلامی که در این دوره تاریخی وقاحت ستم را از تمامی جباران ربوده است-
چاره کار جز مقاومت در برابر بیداد نیست -دخترک شجاع دیروز و جوان برومند امروز تو به من درس ایستادگی دادی و تا پایان عمر
مدیونت هستم-ما سر انجام پیروز می شویم این منطق تاریخ و روح زمان است-دستت را می بوسم -سبز روشن مردم ایران بر
تاریکی سیاه پیروز میشود
برادر تو
احسنت براین دختر که زینت پدر است زینبی بمانید خانم نوریزاد
به نظر من این نامه هم مانند نامه های گذشته محمد نوری زاد ، تاثیر گذار خواهد بود و استبداد دینی را بیش از پیش رسوا خواهد کرد و برای ثبت در تاریخ نیز ارزشمند است. که آیندگان بدانند که چه کسانی در دوره جمهوری اسلامی بر این مردم مظلوم حکومت کردند. چرا که از برخورد سخیف حاکمیت بر ملت خود روایت می کند و اینکه ظاهر مقدسی که حاکمیت به خود گرفته ماسکی بیش نیست و پشت این ظاهر … نهفته است. زنده باد محمد نوری زاد که هیمنه این…را فروریخت.
بقول سعدی:
ازدشمنان شکایت برند به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا برند
مستي قدرت از مستي شراب بالاتر است
وقتی تمام این نامه ها و پیگیریها به بن بست می رسد و خانواده ای متوسل دامان مراجع بین المللی می گردد ، بر ایشان نام اجنبی و مصاحبه با رسانه های دشمن گذاشته می شود و کسی نیست که بپرسد کدامین پیگیری و نامه به کوچکترین فرد حکومتی تا بزگترین فرد نظام که رهبری باشد پاسخی دریافت داشته است . این عزیزان به کدامین ملجاء قانونی باید مراجعه می کردند تا حداقل خبری از سلامتی عزیزشان دریافت می کردند( حالا بماند اعتراض به محکومیت و حکم های سینگین عزیزانشان ). تاریخ چنین عدلی را که در نظام …پیاده می شود و نام عدل علی ( ع ) را نیز یدک می کشد به خود ندیده است.
zendeh bad edalat zendeh bad esteghamat zendeh bad mardyo mardanegy zendeh bad norizad manaye vagheye honarmande azadeh emroz zendeh bad zendeh bad …….zendeh bad
همه ما منتظر روزي هستيم که مستبدان بيش از بيش رسوا شوند و از خشم مردم دنبال مکاني براي پنهان شدن ميگردند.
و زندانيان آزاد در کنار خانواده هايشان و ساير مردم سرود اي ايران را سر دهند. مطمئن هستم
که آن روز نزديک است. چون تاريخ و سنت خدا اينگونه است.
خدایا کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خانواده محترم ونوریزاد عزیز، بهار آمدنی است، باور دارم که روزی خواهد آمد. باید بمانی و ببینی که در بهار آزادی ایران، چه شکوفه ها خواهد رست بر تنومند فرهنگ و تاریخ این کهن دیار. دشت لاله را به کارمان نمی آید، شکوفه می خواهیم که بار دهد. ایران به همه فرزندان خود نیاز دارد در فردای آزادی. بمان و از زندگی بگو. بمان و آن نامه های آتشینت را بر دل سیاه …. از مردن سخن مران که بهار می آید و بودن به از نبود شدن است.
خواهرم صبر نما ظلم فنا خواهد شد
vay be haletan agar balaee sare in khanevade biayad
آقای نا شناس شما راه بهتری برای خروج آقای نوری زاد از زندان داری خب بگو؟؟!!.. تو خودتو جای خانواده اونا بزار ببین به هر دری میزنی یرا آزادیش.. اونم تو این وضیعت احوال وخیم نوری زاد!!!
خواهر عزیزم .انشاالله که نوری زاد ازاد می شود .من فکر میکنم نامه شما بدست اقای خامنه ای نمی رسد وگرنه حتما فرمان حکومتی صادر کلیه زندانیان را مورد بخشش قرار می دهند .انشاالله.
ma hameh bayad mafhome democracy ra dark koneem ghabl az in ke be fekre yek enghelab digar basheem.
به امید ازادی ایران.اللهم فک کل اسیر.خانواده اقای نوری زاد بدانید اقای نوری زاد و شما تا ابد در قلب و فکر ما هستید.
دختر ی سبز به سبز پدری آزاده و استوار، الگویید برای ما….
این یعنی شکایت بردن به زندانبان
مرگ بر دیکتاتور!
سلام
من در عجبم بر مردمی که بر مظلومیت حسین میگریند و خود در ظلم دست و پا میزنند
اگر ایت الله منتظری زنده بود یک لحظه ارام نمی گرفت تا کاری برای این مظلوم بکند
منتظری خوش به حالت که در این غم خانه نا ماندنی در امتحان پیروز شدی
ایا اگر من زمان امام حسین بودم مثل تو در صف حسین بودم
می خوام برای مظلومیت خوانواده ی نوریزاد داد بزنم گریه کنم به سینه بزنم
خدایاااااااااااا کمک کن کاری کنم کاری کنیم
ما دوباره سبز مي شويم
ما را در اين مصيبت ها شريک بدانيد
مي دانيم چه رنجي را تحمل مي کنيد ونمي دانيم چگونه سپاسگزارتان باشيم.
یه روزی که خیلی هم نزدیکه زندان اوین شده موزه مثل زندان ساواک و اقای نوری زدا مثل اقای خامنه ای داره فیلم مستند تهیه می کنه ولی این بار از خاطرات خودش و کارگردان و فیلم ساز خودشه ، اون روز خیلی نزدیکه ولی از خدا می خوام وقتی اون روز می یاد دیگه استبداد و خودرایی نباشه …
الا ان نصرالله قريب
من شخصا واز طرف همه ی مردم ازادی خواه ایران برای خانواده ی اقای نوری زاد طلب صبر میکنم و انتظار روزی رو میکشم که از این خانواده واقای نوری زاد به بزرگی یاد میشه…..
به امید ازادی و نابودی استبداد
________________________________
م حال مون خوبه ولی تو باور نکن
دایی جان بیا جاتو با ما عوض کن
مـــا وارث بــاکـری و همـّت هـــائـیــــــم…
خــدا رو شکــر 2 ســال است کــه دیگـر ایشــان را رهبــر خـود نمــی دانم……..از طرف یک بسیبجی
یعنی رهبری نمیداند که هیچکدام از سران سه قوه رنگ جبهه را ندیدهاند! ویکی از آنها که رییس جمهور شد بدروغ خود را رزمنده معرفی کرد! در حالیکه در سپاه و بسیج وارتش وبنیاد هیچ نشانی از او یافت نشد! نمیداند که بر فرض افراد زندانی مرتد هستند!!!! چرا شکنجه و زدن زن و بچه آنها!!!!!! بر فرض زنا کردهاند!!!!!!!جرم او وخانوادهاش در شرع این است!!!!! بر فرض توهین کردهاند وسب نبی و امام و…سر در کاسه توالت فرو کردن،مجازات چنین ادمهایی است! روح ال امینی ها و… در کدام دادگاه محکوم به مجازات مرگ شدند!!!!!.
ولی ما اینقدر مرد هستیم،که در جنگ نیز روستا های دشمن را که میدیدیم حتی الا غی در آنجا می چرد صبر میکر دیم و اتش نمیگشودیم!آخر ان الاغ که در این جنگ طرف کسی نبود!!! ولی در واقعه شما حتی همسایگان بی ار تباط با جریانات انقلاب نیز اسیب دیدند!! واین ظلم پایه های حکو مت را چون موریانه خواهد خورد!الیس صبح و به قریب.
ما مردم سبز ایران در کنار شما خانواده بزرگ هستیم
اقای خامنه ای چرااااااااا؟
ولعنت الله علی القوم الظالمین
این نامهها بسیار زیباست،سراسر نهج البلاغه پر از نامه هاییست که مولا علی به دوستان،فرزندان،یاران و کارگزاران خود مینویسد و آنان را ارشاد میکند،با اینکه سالها از آن زمان گذشته ولی هنوز هم سند و مدرکی هستند برای مردم.این نامهها سندی تاریخیست و بیدار کننده وجدانهای خواب آلود و یا وجدانهایی که از واقعیت فرار میکنند.درود بر اهل قلم
صدای خرد شدن پایه های ظلم به گوش میرسد
اقاي نوريزاد اكنون مايه افتخار و قوت دل همه ازادگان راستين است .درود مي فرستيم به خانواده ان عزيز ايشان كه زينب وار ظالم را رسوا ميكنند.اين ظلم ماندني نيست .